قسمت اول
سيد حسين تقوي ـ امام جمعه دزفول
مقدمه
انسان فطرتا كمال جو و طالب سعادت است و يكي از مهمترين
عوامل رسيدن به سعادت ارائه الگوهاي برتر است . خداوند ما را به
سوي خودش دعوت كرده براي اين منظور راهنماياني فرستاد و
براي رستگاري حقيقي و رسيدن به اين منظور نيازمند الگو هستيم
از اين رو فراگيري سرگذشت آنان ضروري است پس كساني كه
درپي رسيدن به صاحبان خرد هستند بايد سعي در پيروي از آنها
نمايند.
خداوند خواسته روش هاي پيشنيان را بيان كند تا شما را
هدايت نمايد.
آنچه كه در مورد حضرت محمد قابل ذكر است اين كه ايشان به
گفته قرآن گواه
شاهد
مبشر
نذير
خيرخواه
هادي
نور
منجي
مبارك و قرآن مجسم بوده
به تمامي دستورات قرآن عظيم پايبند
بوده و اطاعت مي كردند
و به همين خاطر است كه قرآن ايشان را
اسوه ي نيكويي معرفي مي كند و رفتار ايشان معصومانه تلقي
مي شود زيرا منشا وحياني دارد و حجت الهي است .
بهترين الگو براي تشخيص راه درست
زندگي پيامبر است .
اخلاص و توجه او به خدا
رافت و دستگيري خلق ومهرباني او
شدت وغضب او
زندگي ساده اش
تحمل شدائد و گرفتاريها
وفاداري به عهد و پيمان و مديريت و رهبري وي مي تواند
سرمشقي براي زندگي سعادتمندانه باشد. چراع هدايتي كه با روشن
نمودن آن
دستيابي به مقصد عالي را آسانتر مي نمايد. ناخداي
سليم وبردباري كه با درايت
حتي در سخت ترين شرايط تسليم
طوفان حوادث نشده
كشتي هدايت را به ساحل نجات و آرامش
مي رساند و همه تاريكيها را با جمالش روشن مي سازد و اين گونه
است كه از همه سو اسوه اي نيكو در زندگي است .
ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
علاوه بر اين كه او
انساني كامل است اما بعضي از صفات
مديريتي آن بزرگوار جلوه اي خاص دارد كه در قرآن به طور
جداگانه به آنها اشاره شده است .
روش رسول اعظم همان تفسير عملي قرآن است كه در حالات
مختلف حيات او تجسم يافته
هيچ خطايي در آن ديده نمي شود
در حالي كه زعما وحاكمان و فرماندهان خطاهاي زيادي مي كنند.
اخلاق انساني وصفات عاليه آن حضرت در زماني كوتاه ـ كمتر
از ربع قرن ـ آن چنان گسترش يافت و در دل مسلمين ريشه دواند كه
از هيچ
همه چيز درست كرد.
جامه سيه كرد كفر نور محمد رسيد
طبل بقا كوفتند ملك مخلد رسيد
تعريف مديريت
« مديريت » داراي معاني مهارت
كنترل
تدبير
چاره
هدايت
و مواظبت
تربيت
مهار
نگه داشتن
متقاعد كردن
موفقيت در
مقصود. دستيابي به نهايت هرچيزي
همراهي كردن
با دقت رفتار
كردن
با ظرافت انجام دادن
آمده است .
مديريت
به معناي كار كردن به وسيله افراد و گروه ها براي رسيدن
به مقاصد سازمان است .
مديريت مهارت است و مهارت نوعي ادراك
داوري
استدلال و
توانايي در به كار گرفتن دانش مديريت است .
مديرت
فراگرد تبديل اطلاعات به عمل است .
مديريت
هماهنگ كردن فعاليت افراد سازمان مي باشد.
مديريت
طراحي يا پديدآوردن محيطي است كه در آن
مردمي كه
در گروه هايي باهم كار مي كنند بتوانند به هدف هاي خود
برسند.
« مديريت فرايند به كارگيري موثر و كارآمد منابع مادي وانساني در
برنامه ريزي
سازماندهي
بسيج منابع و امكانات
هدايت وكنترل
است كه براي دستيابي به اهداف سازماني صورت مي گيرد. »
اهميت الگوپذيري
خداوند
نام و راه پيامبر را مشهور و بلند آوازه كرد.
نام شاهان بر درمها بركنند
نام احمد تا ابد بر مي زنند
تو نترس از نسخ دين اي مصطفي
تا قيامت باقيش داريم ما
جوانان و مردم مسلماني كه روزانه 29 بار در اذان ونماز
شهادت به رسالت پيامبر مي دهند و همين مقدار نيز صلوات و سلام
به پيامبر مي دهيم
ولي رفتار آنها هيچ مشابهتي با پيامبر ندارد و
هيچ روشي را در زندگي از آن بزرگوار الگو نگرفته اند و چه بسا راه
وروش هنرمندان و بازيگران شرقي و غربي و عكس ونام و ياد آنها
را بر سينه دارند جز اين كه بگوييم بر خودستم كرده اند چيز ديگري
به نظر نمي رسد
زيرا اگر مسلمان واقعي باشند قطعا شباهتي
خواهند داشت
چنان كه بچه شير
شبيه شير است
بچه مسلمان
نيز بايد شبيه خاتم پيامبران باشد.
شير را بچه همي ماند بدو
تو به پيغمبر
به چه ماني بگو
از زاويه ديگر مي توان گفت اساسا در متون ديني منبع مهمي كه
پس از قرآن ارزش علمي و عملي دارد سنت است و سنت مركب از
دو بخش گفتار و رفتار است
بعد گفتاري سنت همان احاديث
وروايات مي باشد و بعد رفتاري سنت
سيره عملي نام دارد كه
سراسر آن الگوهاي رفتاري است .
نحوه ي مديريت پيامبر
همه پيامبران بندگي حق مي كردند1 وقوم خود را نيز به عبادت
خدا فرا مي خواندند وجامعه ايده آل آنان جامعه ي دور از هواهاي
نفساني بود و خلوص در طاعت و بندگي خدا.
قرآن كريم هدف حضرت موسي را از حكومت آنگاه كه
خداوند به او دستور داد به سوي فرعون برو زيرا او طغيان كرده 2
چنين توصيف فرموده است :
« موسي گفت خدايا به من سعه صدر
شرايط آماده
بيان روان
و وزير عنايت كن تا ما تو را بسيار به پاكي بستاييم و تو را بسيار ياد
نماييم . »
از قرآن كريم استفاده مي شود كه فلسفه حكومت و قدرت
برپايي معنويت و اجراي قوانين الهي در جامعه است
وظيفه
حكومتهاي صالح تنزيه خدا از اوهام وخرافات و شرك است و
رشد ابعاد معنوي و مادي حيات انسان ها.
حضرت رسول خلاصه همه پيامبران است
چنانكه فرمود :
تمام پيامبران در قيامت زير پرچم من هستند
چون آنها مقدمه اند
و رسول گرامي نتيجه است .
نام احمد نام جمله انبياست
چون كه صد آمد نود هم پيش ماست
آدم و نوح و خليل
موسي و عيسي
آمده مجموع در ظلال محمد
هدف آفرينش انسان بوده از بين انسانها
پيامبران گزيده شدند
و از ميان آنان انبياي اولوالعزم را خداوند انتخاب كرد و از بين آنان
حضرت محمد مصطفي برگزيده شد.
تو اصل وجود آمدي از نخست
دگر هر چه موجود شد فرع توست
زاحمد تا احد يك ميم فرق است
جهاني اندر آن يك ميم غرق است 3
حضرت رسول نيز از وحدت بسوي كثرت حركت كرد و سپس
از كثرت بسوي وحدت
يعني حركت او سوي خدا با هدف
« توحيد » بسوي مردم آغاز شد و براي جنبه هاي مختلف زندگي
مردم برنامه داشت و زندگي مردم را نظم و سامان داد و هدايت كرد
كه در نهايت به هدف اصلي كه خداست ختم گرديد.
هرچند كه از علل و عوامل مختلف در بين راه بهره گرفت و
رسالتها و اهداف متعددي را نيز نظير عدالت
تربيت
تعليم
آزادي
طاغوت ستيزي و سازندگي ... را دنبال كرد.
مديريت خوب و رهبري آن جناب به گونه اي بود كه مردم
نظيري براي آن نديدند كه در شخصي صفات متضاد قابل جمع
باشد. يعني در حالي كه محكم و با صلابت است متواضع باشد
در
حالي كه خندان است جدي باشد
در حالي كه شنوا و مستمع كلام
انسانهاست خطيب و سخنران باشد
با مردمي كه از نظر انسانيت و
فرهنگ از ديگران دورتر بودند مانند حكام مستبد و ديكتاتور
طاعت نكرد بلكه آنها را هدايت نمود
و تكبر عرب را به تواضع
قساوت را به رافت
پراكندگي را به يگانگي
بت پرستي را به
توحيد
بي پروايي را به عفت
خودخواهي را به بشر دوستي
درشتي را به نرم خويي و نابخردي را به عقل مبدل ساخت . و آن
مردم متعصب دعوت ايشان را پاسخ گفتند و گروه گروه داخل در
دين او شدند.
خداي تعالي در قرآن
مسلمانان را به پيروي از رسول بزرگوار
اسلام فرا مي خواند و تبعيت از آن بزرگوار را واجب مي شمرد
چنانكه مي فرمايد : « هر كس از پيامبر اطاعت كند در حقيقت از خدا
اطاعت نموده و هر كسي پشت نمود و سر باز زند ما ترا مسئول
اعمال آنان قرار نداده ايم » (4 ) . سخن پيامبر و رفتار او همچون قرآن
براي مردم قابل اعتماد است و پيامبر از سوي خداوند بر مردم
ولايت دارد و در گفتار و رفتار او هيچ خطايي وجود ندارد و هر
كسي از اطاعت او سرباز زند از حفاظت الهي محروم مي گردد. در
جاي ديگر مي فرمايد : « آنچه پيامبر به شما داد بپذيريد و آنچه شما
را از آن باز داشت از آن باز ايستيد . (5 ) اطاعت از فرامين پيامبر
واجب است زيرا او معصوم است و گرنه خداوند دستور به اطاعت
بي چون و چرا از پيامبر نمي داد و چون قرآن قوانين كلي است
شرح آن به عهده ي پيامبر گذارده شده
و لازم الاجرا است .
اما افسوس كه امروزه اين ميراث گرانبها كه مي بايد در تمام
شئون زندگي مسلمانان به منزله برنامه زندگي آنها باشد به فراموشي
سپرده شده و سيره عملي پيامبر در لابلاي كتابهاي باقي مانده
امت
اسلام از آن محروم شده اند.
رسول خدا تنها براي تعليم عبادات مبعوث نشد
بلكه رسالت
آن حضرت در رابطه با ايجاد جامعه اسلامي و تربيت افرادي پارسا
بود و در مدت كوتاه رسالت خويش در اين مهم را به انجام رسانيد
و شالوده ي چنين اجتماعي را پي ريزي نمود.
اخلاق برجسته و كريمانه
آن سيه چرده كه شيريني عالم با اوست
چشم ميگون
لب خندان
دل خرم با اوست
گرچه شيرين دهنان پادشهانند ولي
او سليمان زمان است كه خاتم با اوست (6 )
« همانا تو صاحب اخلاق برجسته اي »
خداوند در اين آيات تاكيد فرموده كه پيامبر داراي اخلاق
عظيم هست و همه فضايل در او جمع شده است : نرمي
گذشت
بخشندگي
كرامت
درد آشنا
مهرباني
صداقت
عدم نفاق
خوش
رويي
عدم ترش رويي و...
آنچنان اخلاق برجسته اي كه انسان حيران مي ماند. اخلاقي كه
سبب ميشود كه حتي كسي را كه خاكستر داغ بر سرش مي ريزد. آزار
و اذيت طولاني روا مي دارد
به هنگام استيلا بر آنان
رحمت آورد.
در حالي كه مديريت فرعوني بر استخفاف و تحقير بنا نهاده شده
مديريت غربي و شرقي نيز بر اهانت و توهين به مقام انسانيت و
سقوط تا سرحد حيوانيت و سرگرم نمودن به شهوات و تطميع و
تهديد پايه گذاري گرديده است
مديريت پيامبر اعظم بر كرامت و
حفظ شخصيت انسان پايه گذاري شده است . زيرا در حال قدرت و
ضعف
در حال غربت مكه و حكومت مدينه يكسان عمل مي كند
فرقي بين فقير و غني نمي گذارد
در هر حال همه را به دين خدا
دعوت مي كند
در حال جنگ و صلح
در وطن و سفر
سختي و
راحتي و چنين نيست كه در حال شكست خود را ببازد و بترسد و
در حال نصرت و پيروزي
عجب و غرور پيدا كند.
به حسن خلق و وفا كس به يار ما نرسد
تو را در اين سخن انكار كار ما نرسد
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند
كسي به ملاحت به يار ما نرسد(7 )
پاورقي :
1 ـ نسا
73
2 ـ سوره طه
24
3 ـ گلشن راز
4 ـ سوره 4 آيه 80
5 ـ سوره 59 آيه 7
6 ـ ديوان حافظ
7 ـ ديوان حافظ
روش رسول اعظم (ص ) همان تفسير عملي قرآن
است كه درحالات مختلف حيات او تجسم يافت
اخلاق انساني و صفات عاليه آن حضرت در زماني
كوتاه ـ كمتر از ربع قرن ـ آنچنان گسترش يافت و در دل
مسلمين ريشه دواند كه از « هيچ »
« همه چيز » درست
كرد
رسول اكرم (ص ) براي جنبه هاي مختلف زندگي
مردم « برنامه » داشت و حيات فردي و اجتماعي آنان را
« نظم و سامان » داد

|