روزنامه جمهوري اسلامي 23/05/1386 صفحه جبهه و جنگ

  • ديدار با عقاب هاي پاطاق
  • يادها و يادمانها
  • *****
    ديدار با عقاب هاي پاطاق


  • يادداشتي به بهانه سفر به مناطق عملياتي غرب كشور
    علي معصومي (وزوايي )
    روزهاي آغازين مرداد اين خبر را دريافت كردم كه ستاد گردش گري سازمان ميراث فرهنگي براي بازديد گروهي از نويسندگان و خبرنگاران حوزه دفاع مقدس از مناطق عملياتي غرب كشور برنامه اي تدوين كرده است و اين برنامه از روز چهارم مرداد 1386 آغاز خواهد شد. گرچه اصل بازديد از مناطق جنگي در ذات خود چنان جاذبه اي دارد كه به خودي خود خوش حال كننده است ولي هنگامي كه شنيدم در كنار بازديد از مناطق جنگي استان كرمانشاه از آثار باستاني و محوطه هاي تاريخي اين استان نيز بازديد خواهيم كرد شادمان تر شدم زيرا احساس كردم تلفيق گردش گري جنگ با گردش گري در حوزه هاي ديگر تلفيق مناسبي است و بر انگيزه گردش گري مي افزايد. علاوه بر اين براي من كه به تاريخ جغرافياي تاريخي و به مناطق وقوع حوادث مهم تاريخي علاقه دارم بازديد از گردنه ها و تنگه ها و قله هاي تاريخي رشته كوه زاگرس و معبرهاي مهم اين رشته كوه بسيار پرجاذبه است ; زيرا تنگه ها و گردنه ها و دره هاي آن جا محل وقوع بسياري از حوادث تاريخي بوده است .
    اگر نقشه طبيعي ايران را در برابر چشمانمان قرار بدهيم به خوبي مشاهده خواهيم كرد كه دو رشته كوه البرز و زاگرس كه از عمده ترين مشخصه هاي جغرافياي طبيعي ايران مي باشند ايران را دربرگرفته و همچون ديوار بلند و طويلي از آن محافظت مي كنند و راه عبور به درون ايران را براي دشمنان بسيار مشكل مي نمايند. پشت رشته كوه البرز درياي خزر و دشت ها و سرزمين هاي پيرامون آن قرار دارد و پشت رشته كوه زاگرس نيز دشت بين النهرين (عراق ) و خليج فارس قرار گرفته است . اكنون كه سخن از بازديد مناطق جنگي غرب كشور(كرمانشاه ) در ميان است در همين جا بايد به اين نكته اشاره كنم كه ما متاسفانه در نام گذاري رشته كوه هاي غرب و جنوب غربي كشورمان كه ديواره غربي و جنوب غربي ميهن ما را تشكيل مي دهد بي سليقگي كرده و نام « زاگرس » را براي آن برگزيده ايم . مي دانيم كه « زاگرس » واژه اي يوناني است و ما به تبعيت از مورخان و جغرافيدانان يوناني اين واژه را براي اين سلسله جبال برگزيده ايم ; همچنانكه اين بي سليقگي را در نام گذاري دريايي كه در پشت سلسله جبال البرز قرار دارد نيز نشان داده و نام « خزر » را براي آن برگزيده ايم . واژه « خزر » نام قومي است كه در گذشته هاي دور حدودا در كرانه هاي غربي درياي خزر زندگي مي كردند. اين قوم بيش از هزار سال است كه از صحنه تاريخ حذف شده است ولي ما نام آن ها را بر دريايي نهاده ايم كه در تاريخ دوره اسلامي ايران به درياي مازندران درياي طبرستان . درياي رشت درياي گيلان درياي قزوين درياي خراسان نام هايي از اين قبيل معروف است زيرا در اطراف اين دريا اقوام مذكور زندگي مي كردند و اكنون نيز زندگي مي كنند.
    درباره نام گذاري سلسله جبال غرب ايران بايد گفت كه نام بومي سلسله جبال زاگرس و نامي كه قبلا نيز مورد استفاده قرار مي گرفت واژه « پاطاق » يا « پاتاق » است . پاطاق يا پاتاق نام كاملا فارسي براي سلسله جبالي است كه ما اكنون آن را « زاگرس » مي ناميم . حال چرا اين نام فارسي را كنار نهاده و نام يوناني را به كار مي بريم خود جاي سئوال است . علاوه بر اينكه پاطاق (پاتاق ) نام عمومي سلسله جبال زاگرس مي باشد نام اختصاصي گردنه و تنگه مشهوري كه بين راه « كرند » و « سرپل ذهاب » قرار دارد نيز مي باشد; همچنانكه نام يكي از رودها و يكي از روستاها و دهستان هاي آن منطقه نيز محسوب مي شود. بنابراين واژه « پاطاق » كاملا در منطقه ريشه دارد و به همين دليل هم نام اختصاصي و هم عمومي است . اما اينكه چرا اين نام اختصاصي تنگه و گردنه پاطاق به كل سلسله جبال زاگرس اطلاق شده و مي شده است كاملا روشن مي باشد. تنگه و گردنه پاطاق ويژگي هايي دارد كه سبب اطلاق اين نام اختصاصي به كل سلسله جبال غرب كشور است . اولا تنگه و گردنه پاطاق از پرابهت ترين تنگه هاي جهان است و شايد با توجه به ويژگي هاي ديگري كه دارد نظيري براي آن يافت نشود. ثانيا از نظر نظامي و سوق الجيشي حساس ترين بخش سلسله جبال پاطاق (سلسله جبال زاگرس ) همين تنگه و همين گردنه است و نويسندگان تاريخ و جغرافياي نظامي پيرامون اهميت بسيار بالاي آن سخنان فراوان گفته اند. ثالثا گردنه و تنگه پاطاق كه از تلاقي نوا (نوح ) كوه با كوه هاي دالاهو تشكيل شده است به دروازه آسيا. دروازه غربي ايران . دروازه شرقي بين النهرين (عراق ) كليد فتح ايران و آسيا از جانب غرب كليد فتح بين النهرين از جانب شرق و... شهرت دارد و هر يك اين شهرت ها به تنهايي اهميت آن را روش مي كند.


























    چهارم اينكه گردنه و گذرگاه پاطاق از قديمي ترين راه هاي بازرگاني نظامي و عمومي است . اين گذرگاه كه از كهن ترين دوران فلات ايران و به تعبير ديگر بخش بزرگي از قاره آسيا را به جلگه بين النهرين و از آن جا به ساير سرزمين هاي آسياي غربي و جنوب غربي آسيا و قاره اروپا متصل مي كرده است حداقل پنج هزار سال قدمت دارد و در طول اين هزاره ها نه تنها انبوهي از مسافران و تعداد غيرقابل شمارشي از انسان ها از اين گذرگاه عبور كرده اند بلكه از نظر حمل ونقل كالا و ادوات نظامي و... نيز بيش ترين كالا از طريق همين تنگه نقل و انتقال يافته است . بالاخره پنجمين نكته اين است كه تنگه و گردنه پاطاق به دليل موقعيت ويژه اي كه دارد در طول تاريخ بستر حوادث بسيار فراوان به ويژه بستر حوادث نظامي بوده است . اين تنگه كه در زمان تسلط ايرانيان بر بين النهرين (عمدتا در دوره ايران باستان ) گذرگاه اصلي و مهم ترين راه ارتباطي ايران با آن جا بوده و در دوره اسلامي نيز مهم ترين معبر ارتباطي خلفا با ايران بوده است همواره حوادثي را شاهد گرديده است كه داستان آن مفصل مي باشد. در عرف نظامي گذشته همواره اين موضوع مدنظر بوده است كه اگر لشكري بتواند تنگه و گردنه پاطاق را پشت سربگذارد و وارد فلات ايران شود تسلط بر شهرهاي مركزي ايران براي آن لشكر تضمين شده است . بر عكس اگر سپاهي بتواند تنگه و گردنه پاتاق را پشت سر بگذارد و وارد جلگه بين النهرين شود. تصرف كلي بين النهرين برايش آسان خواهد شد. به همين دليل از دوران ايران باستان تا زمان جنگ جهاني دوم معبر پاطاق محل وقوع جنگ ها و درگيري هاي فراوان بوده است . هخامنشيان از طريق پاطاق وارد بين النهرين شدند. اسكندر مقدوني پس از تصرف تنگه پاطاق توانست به شهرهاي مركزي ايران وارد شود. مسلمانان نيز پس از تصرف تنگه پاطاق كليد فتح شهرهاي مركزي ايران را به دست آوردند. در دوره صفويه نيز بسياري از درگيري نظامي ايران و عثماني بر سرتصرف گردنه و تنگه پاطاق بود. در جنگ جهاني اول و دوم متحدين و متفقين تصرف پاطاق را كليد فتح بين النهرين مي دانستند. حتي در جريان جنگ تحميلي تصرف گردنه و تنگه پاطاق يكي از مهم ترين اهداف نظامي ارتش متجاوز بعثي عراق بود و براي تصرف اين تنگه كه مي توانست براي رژيم متجاوز بعثي سرنوشت ساز باشد تلاش فراوان شد ولي براي بعثي ها چيزي غير از ناكامي بهره اي نداشت .
    به هرحال چون با انبوهي از اطلاعات و ذهنيت هاي تاريخي و با ذهنيتي كه از حماسه آفريني رزمندگان در دوران دفاع مقدس در جبهه هاي غرب و مدخل هاي سلسله جبال پاطاق داشتم و همچنين با ذهنيتي كه نسبت به آثار و محوطه هاي تاريخي استان كرمانشاه در ذهنم بود از همان آغاز حركت احساس كردم سفر خوب و مفيدي در پيش خواهيم داشت . انصافا هم چنين شد و حتي به دليلي كه اشاره خواهم كرد افادت و ابتهاج سفر بيش از حد پيش بيني هم بود.
    هنگامي كه از آثار و يادگارهاي تاريخي به جا مانده از هزاره هاي پيشين در نقاط مختلف سلسله جبال پاطاق كه بسيار از آن ها با نمادها و نشانه هايي از حماسه و غيرت دفاع از مهين نيز همراه است بازديد كرديم در ذهن خودم باورهايي را كه وراي حوادث آثار و يادگارهاي تاريخي سلسله جبال پاطاق وجود دارد با باورهايي كه در وراي حماسه هاي دوران دفاع مقدس موج مي زند مقايسه كردم . در اين مقايسه احساس نمودم هرگاه عنصر غيرت و غيرت مداري بر كشور ما حاكم بوده و كساني كه در اين كشور حكومت مي كرده اند از غيرت مردم استفاده مي كردند و يا اينكه به غيرت متراكم مردم جهت مناسب مي دادند به خوبي مي توانستند از دروازه هاي سلسله جبال پاطاق محافظت كنند و هرگز دشمن نمي توانست قدم به اين سوي پاطاق بگذارد. گواه اين سخن تامل در همه حوادثي است كه در طول تاريخ در كل منطقه عمومي سلسله جبال پاطاق به ويژه در حوزه خاص تنگه و گردنه پاطاق رخ داده است . بنابراين تاريخ همه تنگه ها گردنه ها و گذرگاه هاي سلسله جبال پاطاق آينه اي است كه تجلي گاه غيرت طولاني و تاريخي عموم مردم ايران به ويژه عقاب هاي پاطاق (رزمندگان و سلحشوران ) مي باشد. تاريخ سلسله جبال پاطاق و همچنين يادگارها و آثار به جا مانده در گوشه و كنار آن چيزي غير از فرياد حماسه و غيرت نيست . فريادي كه در دل تاريخ ايران پيوسته پژواك دارد و از گوش نسلي به گوش نسلي ديگر مي رسد.
    هر كس از پاطاق و گردنه ها و تنگه هاي پرابهت آن و قله هاي فرازمند آن ديدن كند اگر چشم بينا و گوش شنوا و احساس هوشيار داشته باشد يقينا متوجه اين فرياد حماسه و غيرت مي شود.
    دوره دفاع مقدس دوره اي است كه آخرين و بلندترين فرياد حماسه و غيرت در كل سلسله جبال پاطاق و در كل قله ها و تنگه ها و گردنه هاي آن پيچيد و شكوهي به فرازمندي و ابهت قله هاي پاطاق آفريد. هنگامي كه ما به ميان قله ها و تنگه ها و شهرهاي پاطاق رفتيم و آثار به جامانده از دوران دفاع مقدس را در آن جا مشاهده كرديم و خاطرات برخي از حماسه آفرينان آن دوران را در همان محل وقوع حماسه ها و فريادها شنيديم آخرين فرياد حماسه و غيرت در پاطاق را ملموس تر و رساتر احساس كرديم . قطعا فرياد غيرت و حماسه اي كه در دوره دفاع مقدس در پاطاق پيچيده پژواك آن در ميان نسل هاي آينده از هر پژواك ديگري كه در تاريخ اين منطقه بوده است بلندتر و تاثيرگذارتر و پرابهت تر خواهد بود; زيرا اين فرياد علاوه بر تقدسي كه معمولا همراه هر فرياد حماسه آميز و غيرتمندانه است اين تقدس والا و ممتاز را هم دارد كه به طور كامل با رنگ الهي ظاهر شد و رنگ تقدس آن همسان رنگ تقدسي شد كه عاشورا و كربلا از آن برخوردار است .
    قبلا اشاره كردم كه در سفر به مناطق عملياتي غرب كشور همه آنچه را كه گفته شد(ديدار از آثار و يادگارهاي تاريخي ديدار از مناطق عملياتي و يادمان هاي دوره دفاع مقدس ديدار از محل هايي كه نماد كينه توزي ها و شرارت ها و وحشي گري هاي دشمن است ) پيش بيني مي كردم و مي دانستم ديدار با هر يك از آن ها همراه درسي و پيامي و الهامي خواهد بود ولي ديدار با عقاب هاي كنوني پاطاق و گفت وگو با آن ها را پيش بيني نمي كردم ; يعني همان چيزي كه بيش از هر چيز مرا تحت تاثير قرار داد و احساس كردم عقاب هايي كه هم اكنون در مواضع مختلف سلسله جبال پاطاق و در گوشه و كنار گردنه ها و تنگه ها و معبرهاي آن در كمين نشسته اند انصافا نسلي است كه خلف بسيار شايسته براي نسل حماسه آفرينان و غيرتمندان دوره دفاع مقدس مي باشند. هنگامي كه با آن ها صحبت مي كرديم و يا هنگامي كه آن ها براي ما صحبت مي كردند و همچنين هنگامي كه به روحيه و رفتار آن ها و شاكله شخصيت آن ها دقيق مي شدم كاملا احساس مي كردم كه براي خلق حماسه هاي بزرگ لحظه شماري مي كنند و هيچ اثري از سستي و ناتواني در سيماي آن ها مشاهده نمي شود. گويي موقعيت جهان و موقعيت منطقه خاورميانه را به خوبي درك مي كنند و از فراز قله ها و گردنه هاي سلسله جبال پاطاق نه تنها تحولات بين النهرين را زير نظر گرفته اند بلكه كل خاورميانه تا سواحل مديترانه را نيز با آن چشمان تيزبين خود مي نگرند و همه جا را زير نظر دارند تا اگر كوچك ترين نگاه دشمنانه اي به سمت پاطاق شد با قهرآميزترين شكل درهم شكنند و فريادهاي فرازمند ديگري از حماسه و غيرت در پاطاق خلق كنند. ديدار با عقاب هايي كه هم اكنون در فراز سلسله جبال پاطاق كمين كرده اند اين پيام و اين اميد را به ما مي دهد كه اين نگهبانان بيدار كشور نه تنها پژواك همه فريادها و حماسه هاي تاريخ پاطاق را شنيده اند بلكه خود آن ها هم اكنون پژواكي شده اند كه در گوش همه دشمنان ما طنين انداز شده اند. به همين دليل است كه دشمنان با تمام كينه اي كه به ما دارند جسارتي براي شرارت بروز نمي دهند.
    هنگامي كه از مناطق عملياتي غرب كشور (قصرشيرين بازي دراز سرپل ذهاب گيلان غرب پادگان ابوذر گردنه حسن آباد تنگه چهارزبر كناره هاي دالاهو و نواكوه جبهه روح الله تپه شهدا گورسفيد و...) بازديد مي كرديم آن هايي كه در دوران دفاع مقدس در مناطق مذكور حضور محوري و فعال داشتند براي ما گفتند كه در آن روزگار چه محشر كبرايي داشتند و چه روزهاي سخت ولي غرورآفريني را پشت سر نهادند. يكي از آن ها مي گفت : دشمنان ما فقط براي تصرف خاك و زمين و شهر نيامده بودند. آن چه من ديدم به جرات مي توانم بگويم كه از نفس انداختن هر صاحب نفس بي جان كردن هر جاندار ريشه كردن و نابود نمودن هر آنچه كه اثري از آبادي و آباداني داشت هدف آن ها بود. آن ها براي جانداران اعم از انسان و غيرانسان پيك مرگ و براي غيرجانداران نيز پتك ويراني بودند.
    يكي ديگر از آن ها مي گفت : هنگامي كه هواپيماهاي عراقي براي بمباران جاهايي همچون پادگان ابوذر مي آمدند بالاي سر ما چيز غير از هواپيماي جنگي ديده نمي شد و فضاي بالاي سر ما را انبوهي از هواپيماي دشمن مي پوشاند. در همين حال بر روي زمين نيز چيزي غير از شعله هاي آتش و دود و بدن هاي تكه تكه شده نمي ديديم .. يادم مي آيد كه روزگاري بر ما گذشت كه ديگر هيچ مكان مسقف و امني وجود نداشت و مجبور بوديم شب و روز را در بيابان ها به سر ببريم . يادم مي آيد كه در يكي از بمباران ها به هر نقطه اي چشمم مي افتاد قسمتي از اعضاي بدن يك انسان را مشاهده مي كردم . آري ما چنين روزهايي را پشت سر گذاشتيم ولي غيرتمان را پشت سر نگذاشتيم . در آن روزها ما با جانمان وداع گفتيم ولي با روحيه مقاومت در برابر متجاوزان وداع نگفتيم ...
    رزمنده ديگري كه آن سال هاي سخت را به خوبي تجربه كرده و در گرمگاه حوادث جنگ حضور داشت و خودش سند و جلوه اي از مقاومت بود به ما گفت : گرچه آن سالها بسيار سخت بود ولي براي اينكه سند مقاومتي در اين عصر داشته باشيم تا آن ها را به همه جهان و به همه نسل هايي كه بعد از ما زمام كشور را به دست مي گيرند ارائه بدهيم چنان مقاومتي بسيار لازم بود. در آن دوران ما از يك سو توانستيم با مقاومت بسيار حيرت انگيز خودمان ميهن را از تجاوز مصون بداريم و از سوي ديگر سند جديدي براي نشان دادن روح مقاومت و روح شجاعت و سلحشوري ملتمان درست كنيم . در اين دنياي ناامني كه دندان طمع طمع كاران تيز شده است ما به سند جديد نياز داشتيم . گرچه در تاريخ سندهاي زيادي داريم ولي درست كردن سند جديد لطف ديگر و اهميت ديگري دارد; زيرا هم مي تواند مهر تاييدي بر سندهاي قبلي باشد و هم اينكه عصر جديد و دنياي جديد سند جديدي هم مي طلبد. ملت هايي نتوانند سند جديد بدهند قطعا با خطر بقا مواجه مي شوند و ديگران گمان مي كنند شيران پيري شده اند كه ديگر كاري از دست آن ها برنمي آيد. ولي ما با تهيه اسناد جديد ثابت كرديم كه شيران جوان و عقاب هاي تيزبين و پرتواني هستيم كه سلحشوري را از نياكان خود به ارث برده ايم ...
    برادر ديگري مي گفت : هنگامي كه دشمن وارد قصرشيرين شد همه چيز را ويران كرد شما بيمارستان قصرشيرين را كه آثار ويراني آن را براي نشان دادن ميزان وحشي گري دشمن نگه داشته ايم ببينيد همچنين ولع دشمن براي تخريب مناطق مسكوني پادگان ابوذر بيمارستان كرمانشاه پناهگاه مردم كرمانشاه و... را مشاهده كنيد و ببينيد كه دشمن براي درهم شكستن مقاومت مردم و رزمندگان چه جنايت هايي مرتكب شده است . همه ويراني ها به زبان بي زباني سند مقاومت است . اگر مقاومت و روح پايداري در برابر دشمن نبود اين ويراني ها به وجود نمي آمد. اگر مقاومت و روحيه غيرت براي حفظ دين و ميهن نبود و همه از مقابل دشمن فرار مي كردند و راه را براي او باز مي نمودند قطعا ويراني هم نبود و دشمن نيازي به ويران گري وحشي گري و نيازي براي تخريب روحيه مردم از اين طريق نداشت بنابراين همه اين ويراني ها كه آثار آن را در مواضع مختلف مشاهده مي كنيد سند ديگري براي مقاومت است و بايد از اين اسناد به خوبي حفاظت كنيم .
    به هر حال ما در جريان ديدار از مناطق عملياتي غرب كشور به تعبير آن رزمنده دوران دفاع مقدس با مجموعه اي از اسناد جديد مقاومت و سلحشوري دوران معاصر ايران آشناتر شديم . خوبي گردش گري جنگ نيز همين است و مي تواند نسيم مقاومت و نسيم ارزش هاي دوران دفاع مقدس را همواره در فضاي كشور جاري و ساري نمايد.
    يكي از رزمندگان سال هاي دفاع مقدس مي گفت : ما در سال هاي دفاع مقدس روزهاي سختي را پشت سر گذاشتيم ولي غيرتمان را پشت سر نگذاشتيم و هنوز هم آماده خلق حماسه هاي ناب هستيم . در آن سال ها ما با جانمان وداع گفتيم ولي با روحيه مقاومت در برابر متجاوزان وداع نگفتيم
    يكي از فرماندهان دوره دفاع مقدس : گرچه تاريخ ما انباشته از اسناد مقاومت ملت ما است ولي در عصر حاضر به سند تازه اي نياز داشتيم . در دوره دفاع مقدس توانستيم اين سند جديد را به دست آوريم تا دندان طمع متجاوزان را تا ابد بشكنيم

  • *****
    يادها و يادمانها


  • يادواره شهداي بهداري لشكر 27 مكانيزه محمد رسول الله (ص ) با همكاري هيئت متوسلين به چهارده معصوم (ع ) و دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله (عج ) روز جمعه 86 5 26 از ساعت 17 الي 19 در سالن بصيرت لانه جاسوسي واقع در خيابان طالقاني ـ تقاطع شهيد مفتح برگزار مي گردد.
    ستاد يادواره طي اطلاعيه اي از همه رزمندگان و خانواده هاي محترم شهدا دعوت به عمل آورده تا در اين يادواره كه مصادف با ولادت حضرت امام حسين (ع ) حضرت ابوالفضل العباس و امام زين العابدين (ع ) برگزار مي گردد شركت نمايند.