روزنامه جمهوري اسلامي 23/05/1386 صفحه سياسي

  • انديشه هاي خبرنگار اروگوئه اي بعد از بازگشت از ايران
  • اختلاف نظر سران كاخ سفيد در مورد ايران
  • *****
    انديشه هاي خبرنگار اروگوئه اي بعد از بازگشت از ايران


  • اشاره :
    آنچه مي خوانيد بخش هايي از كتاب خبرنگار اروگوئه اي خوليوسزار مارتينس مي باشد كه پس از سفر به ايران آن را به رشته تحرير و چاپ رسانده است .
    وي پس از بازگشت از ايران بخاطر دفاع قابل تقدير خود از كشورمان كه طي سلسله مقالاتي در روزنامه لارپوبليكا به چاپ رسيد با دسيسه هاي لابي صهيونيستي از آن روزنامه اخراج گرديد و سرانجام با مطالعه مباني اسلام و بويژه قرآن كريم در سفر به ايران اسلامي در جوار حرم مطهر حضرت معصومه (س ) به دين اسلام تشرف يافت .
    روزي كه آمريكا ما را تحسين و تمجيد كند. روزي است كه بايد از آن اكراه داشته باشيم .
    از سخنان امام خميني (ره )
    تابستان سوزان تهران دماسنج ها40 درجه سانتي گراد بالاي صفر يا كمي بيشتر را نشان مي دادند ولي احساس گرما خيلي بيشتر از آن بود كه در پشت سرگذاشتم . پس از پرواز طولاني با توقف در فرانكفورت و سان پابلو به اضافه انتظارهاي خسته كننده در ترمينال هاي سر راه به فرودگاه بين المللي كاراسكو در اروگوئه رسيدم تقريبا 45 ساعت بعد از زماني كه از فرودگاه بين المللي امام خميني (ره ) تهران با هواپيماي لوفتانزا بسوي آلمان ـ اولين مقصدـ به پرواز درآمده بوديم .
    از فصل تابستان ايران به پائيز مونته ويدئو رسيدم روزي كه دماسنج فقط 5 درجه سانتي گراد بالاي صفر را ثبت كرده بود . برودت هوا در حد تقريبا 2 درجه زير صفر به نظر مي رسيد . وقتي از ترمينال فرودگاه كاراسكو خارج مي شدم يك دسته كبوتران خاكستري رنگ با پرهايي متنوع از رنگهاي مشابه در آن نزديكي به هر سو پر و بال مي زدند وقتي به آنها نگاه كردم . همه را بخوبي شناختم . كبوتران تهران بودند همان كبوترها در قسمت ديگر به چند جواني كه با يكديگر صحبت مي كردند نگاه كردم آنها را نيز شناختم جوانان تهران بودند همان جوانان . از خداوند بخاطر سعادت بازگشت و ديدار مجدد با عزيزانم سپاسگزاري كردم . اما او را هم شناختم همان خداي ايران بود. همانطور كه به طرف مركز شهر پيش مي رفتيم به درختان چنار نگاه مي كردم و همان درختان در ايران بودند. گلهاي باغچه هاي اتوبان را مي ديدم كه همان گلهاي ميادين تهران بودند. در آن لحظه متوجه شدم كه اگر بلند پروازي هاي بشر تكبر و خودخواهي هاي قدرتمندان و طمع و آز امپراطوران و دولتمردان نبود كه چگونه مرزهاي جغرافيايي را ترسيم و جهان را به قسمت هاي ظاهرا مخالف و مغاير با يكديگر تقسيم كرده اند اگر كبوتران جوانان درختان گلها و خدا در اينجا و آنجا يكي هستند. بنابر اين هيچ كس نمي تواند مانع از آن شود تا صلح و دوستي با ما و با تمام بشريت نباشد.
    نمي دانم كه آيا خدا روزي به من موهبت بازگشت به ايران را عطا خواهد كرد يا خير ولي مي دانم كه از اين ملت از اين مردم درسهاي زيادي از زندگي يادگرفتم كه هرگز فراموش نخواهم كرد. مهمترين و اصلي ترين اين درسها اين است كه هيچ سلاحي قدرتمندتراز ايمان وجود ندارد. اينكه هيچ ارتشي در جهان قادر به خم كردن ملت مسلح به سلاح ايمان نيست . بالاتر از همه اينكه هيچ سلطنت و قدرتي قادر به آن نيست تا تاريخ ملت ايران را به عقب بازگرداند.
    اگر كسي از من بخواهد در چند كلام ايران را تشريح كنم آنرا بعنوان يك آبادي صلح در خاورميانه تعريف خواهم كرد. سرزميني آباد بين دو كشور افغانستان و عراق متشنج كه بدليل جنگ و حملات اهريمن خودخواه و غيرمنطقي جورج بوش و تمامي نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي فاسد آمريكايي و صهيونيستي . ابرهايي از دود باروت و رودهايي از خون در هر دو طرف مرزهايش حاكي از وضعيت جنون بي نهايت مي باشد.نزديك به آنجا اسرائيل كشوري كه فرزند حرامزاده پنتاگون است از جانب خود عهده دار نقش ارتش عدالت گستر شده و از تصميمات مجامع بين المللي و شوراي امنيت سازمان ملل نافرماني مي كند و بدون اينكه نگران كيفر باشد مردم فلسطين و لبنان را قتل عام كرده و بطور علني و آشكار ايران را تهديد به حمله اتمي مي كند. بدون هيچ شرم و حيايي به داشتن سلاح هاي هسته اي اعتراف مي نمايد و بدون آنكه قبلا سازمانهاي بين المللي از وجود اين نوع سلاح ها مطلع و يا كنترلي روي آنها داشته باشند.
    اين خبري كه همين يكي دو روز پيش به من رسيد. وقتي داشتم كار نگارش خود را در مورد سفر به ايران به پايان مي رساندم مرا خيلي متقاعد كرد و آن اين است كه به ايران باز خواهم گشت .
    يك حمله هسته اي به ايران
    بر اساس گزارش امروز كه در روزنامه ساندي تايمز منتشر شده است . اسراييل براي حمله به تاسيسات هسته ايران با استفاده از سلاح هاي هسته اي نقشه مي كشد. خلبانان اسراييلي براي دو هدف كليدي اين ماموريت خود را آماده مي كنند : يك پرواز با مسافت طولاني بسوي ايران و استفاده از سلاح هاي متعارف و هسته اي . در اين مقاله آمده است كه بار اتمي بمب هاي اسرائيلي كه عليه ايران بكار خواهد رفت 15 مرتبه كمتر از بمب هيروشيما خواهد بود . چاپ اين خبر ممكن است بخاطراعمال فشار به واشنگتن باشد تا اينكه راه حل ديپلماتيكي را كنار بگذارد.به اين معني كه آيا شما اينكار را خواهيد كرد و يا خودمان عهده دار انجام آن به نحو وحشيانه تر خواهيم شد. تقريبا ميتوان مطئمن بود كه روزي اسراييل به ايران حمله خواهد كرد. حال از سلاح هاي هسته اي استفاده كند يا خير مسئله ديگري است . اگر چنين كاري بكند. به اين ترتيب كاربرد سلاح هاي اتمي بر عليه اسراييل نيز در جنگهاي آينده مشروع و قانوني خواهد بود.
    براي اينكه به نقطه اي غيرقابل بازگشت برسد فاصله زيادي وجود دارد و كارهاي زيادي در واشنگتن ناتمام مانده است . ـ رئيس سابق توپخانه ارتش اسراييل ـ وظايف لابي يهوديان در ايالات متحده آمريكا را odedtira ژنرال بازنشسته اوددتيرا معين كرده است . از آنجايي كه بوش فاقد نيت سياسي براي حمله به ايران است اسرائيل و حاميانش بايد روي دمكراتها اربابان جديد كنگره حساب بازكنند و به آنها فشار ارد نمايند تا شكست در عراق را فراموش كرده و حمايت خود را به منظور نابودي برنامه هسته اي ايران اعلام دارند. يك حمله هسته اي به ايران .
    آيا شمارش معكوس شروع شده است
    چند روزي از اين خبر گذشته بود و مشغول كارهاي روزمره خود بودم متوجه شدم كه سفرم به ايران گزارشهاي كه از آنجا تهيه كرده بودم افكار و انديشه ها و نظراتم « هزينه هاي اضافي » برايم ايجاد كرده بود كه هيچ وقت در محاسبات قبلي در نظر نگرفته بودم . ولي خوب اين مسئله ديگري است و شايد هم همين است ولي به هر حال اهميتي ندارد. اين هم يك اثر زخم عميق ديگري است كه براي اين نويسنده پير و تنبيه شده در نظر گرفته شده است ولي خوب چه اثري مي تواند داشته باشد
    نمي دانم كه آيا خدا روزي به من موهبت بازگشت به ايران را عطا خواهد كرد يا خير ولي مي دانم كه از اين ملت از اين مردم درسهاي زيادي از زندگي يادگرفتم كه هرگز فراموش نخواهم كرد. مهمترين و اصلي ترين اين درسها اين است كه هيچ سلاحي قدرتمندتر از ايمان وجود ندارد. اينكه هيچ ارتشي در جهان قادر به خم كردن ملت مسلح به سلاح ايمان نيست . بالاتر از همه اينكه هيچ سلطنت و قدرتي قادر به آن نيست تا تاريخ ملت ايران را به عقب بازگرداند
    اگر كسي از من بخواهد در چند كلام ايران را تشريح كنم آن را بعنوان يك آبادي صلح در خاورميانه تعريف خواهم كرد سرزميني آباد بين دو كشور افغانستان و عراق متشنج كه بدليل جنگ و حملات اهريمن خودخواه و غيرمنطقي جورج بوش و تمامي نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي فاسد آمريكايي و صهيونيستي ...

  • *****
    اختلاف نظر سران كاخ سفيد در مورد ايران


  • نويسنده : ديويد ايسنگر
    برنز و مقاماتي از وزارت خزانه داري آمريكا در تلاش براي استفاده از درخواست محافظه كاران مبني بر حمله نظامي براي فشار به اروپا و روسيه جهت توسعه تحريم هاي اقتصادي عليه ايران هستند. چندي پيش وزير ترابري اسراييل و شائول موفاز وزير جنگ سابق اين رژيم كه از واشنگتن ديدار كرده بودند به رايس گفتند كه تحريم ها بايد به آن اندازه قوي و شديد باشد كه برنامه غني سازي اورانيوم ايران را تا اواخر سال 2007 متوقف سازد .
    يك سال پس از آن كه كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا استراتژي جديد را عليه ايران اعلام كرد اختلاف نظر در پشت صحنه دولت آمريكا در اين خصوص كه آيا مي توان به اين رويكرد براي مهار برنامه هسته اي ايران اميدوار بود يا خير بروز كرده است .
    اين بحث و اختلاف نظر رايس و معاونانش ـ كه تاكنون به عنوان پيروز ظاهر شده بودند ـ را در مقابل ساير بازهاي كاخ سفيد بويژه آنهايي كه در دفتر چني فعاليت مي كنند و براي حمله نظامي عليه تاسيسات هسته اي ايران فشار وارد مي سازند با اشكال مواجه ساخته است .
    طي يك سال كه رايس راهبرد جديد را براي الحاق آمريكا به اروپا روسيه و چين جهت فشار به ايران به منظور تعليق فعاليتهاي مربوط به غني سازي خود اعلام كرده است ايران هزاران سانتريفيوژ را براي غني سازي اورانيوم نصب و راه اندازي كرده است . آژانس بين المللي انرژي اتمي پيش بيني كرده است به شرط آنكه ايران بر مشكلات تكنيكي فائق آيد تا آخر امسال مي تواند هشت هزار از اين تعداد را راه اندازي كند.
    اين شمار زياد از سانتريفيوژها هسته اختلاف نظر ميان دولت آمريكا در اين رابطه است كه آيا بوش بايد به رهبران ايران هشدار دهد كه وي به آنها اجازه نخواهد داد كه فراتر از اين مرحله مهم گام بردارند و يا اين كه اين معني تلويحي را مطرح سازند كه حمله نظامي به تاسيسات هسته اي آن كشور هنوز يك گزينه است .
    ايران حتي فراسوي برنامه هسته اي اش مي تواند به عنوان يك منبع دردسر و مشكل براي دولت بوش در عراق افغانستان لبنان و غزه مطرح شود.
    حتي دوستان و همكاران رايس كه با وي گفتگو كرده اند اخيرا گفته اند كه وي بيش از حد به سوي مواضع اروپاييان حركت كرده است به گونه اي كه مسير ديپلماتيكي كه وي هموار كرده تنها گزينه واقعي بوش شده است . حتي در بازداشتن ايران از غني سازي اورانيوم ناكام مانده و گزينه نظامي هم يك فاجعه به حساب مي آيد.
    اين گزارشها توسط مقاماتي از وزارت خارجه كاخ سفيد و پنتاگون تهيه شده است كه در دو طرف اين اختلاف نظر قرار دارند و شامل افرادي كه با اعضاي دفتر چني و رايس مذاكره مي كنند نيز مي شود.
    اين مقامات گفته اند كه آنها به شرط ناشناس ماندن مايل به تشريح و توضيح تفكرات خود جدا از مقام و منصب خود هستند.
    بوش آشكارا اعلام كرد كه وي هرگز ايران هسته اي را تحمل نخواهد كرد و پرسش اصلي در كانون اختلاف نظر مقامات دولت بوش اين است كه چه وقت و چگونه اين مسير عوض خواهد شد. اين مسئله در نشستي كه اخيرا در پشت درهاي بسته كاخ سفيد برگزار شد مطرح گرديد كه در آن « جي .دي .كروچ » معاون مشاور امنيت ملي به مقامات ارشد كاخ سفيد گفت كه بوش نيازمند ارزيابي و برآورد از چگونگي بن بست بر سر برنامه هسته اي ايران است كه احتمالا تا 18 ماه آينده نيز درگير آن خواهد بود .
    در پاسخ نيكلاس برنز معاون وزير امور خارجه كه رييس راهبرد آمريكا در قبال ايران است گفت : گروهي كه با تهران مذاكره را صورت داد مي تواند به اين روند حتي بعد از آن كه بوش در سال 2009 از قدرت كناره گيري كرد ادامه دهد . بازهاي حاضر در كاخ سفيد از اين ارزيابي برنز ناخرسند شدند اما متعجب نشدند; زيرا آنها اين قضيه را به عنوان تاكتيكي تفسير كردند كه بر اساس آن دولت بوش هيچ خط قرمزي براي جلوگيري از گام بعدي ايران ندارد.
    اما محافظه كاران دولت آمريكا كه به طور محرمانه بر اتخاد مواضع سخت تاكيد مي كنند استدلال كرده اند كه متحدان آنها در خارج از دولت اين موضوع را صراحتا بيان كرده اند. جان بولتون نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل گفت : تغيير رژيم يا استفاده از زور تنها گزينه موجود براي جلوگيري از دست يابي ايران به توانايي ها و امكانات سلاحهاي هسته اي مي باشد.
    ديويد ورمسر يكي از مشاوران ارشد چني به گروههاي تحقيقاتي محافظه كار در واشنگتن گفت : چني معتقد است كه راهبرد ديپلماسي رايس شكست خورده و بنابراين بهار آينده بوش ممكن است تصميم بگيرد كه به ايران حمله كند. دفتر معاون رييس جمهور از گفتگو در خصوص اظهارات ورمسر طفره رفت و گفت كه چني به طور كامل با استراتژي رييس جمهور همسو است .
    برنز و مقاماتي از وزارت خزانه داري آمريكا در تلاش براي استفاده از درخواست محافظه كاران مبني بر حمله نظامي براي فشار به اروپا و روسيه جهت توسعه تحريم هاي اقتصادي عليه ايران هستند. وزير ترابري اسراييل و شائول موفاز وزير جنگ سابق اين رژيم كه از واشنگتن ديدار كرده بودند به رايس گفتند كه تحريم ها بايد به آن اندازه قوي وشديد باشد كه برنامه غني سازي اورانيوم ايران را تا اواخر سال 2007 متوقف سازد .
    در حاليكه موفاز به حمله نظامي عليه ايران تهديد نكرد اما مقامات امنيتي اسرائيل گفتند وي به رايس گفت : كه تا آخر امسال اسراييل ارزيابي خواهد كرد كه در كجاي قضيه قرار دارند.
    مقامات وزارت خارجه و وزارت خزانه داري آمريكا در پي فشار آمريكا براي اعمال يك رشته تحريم هاي شديد شوراي امنيت سازمان ملل عليه مقامات دولتي ايران از جمله ممنوعيت تمديد مسافرت و اقدامات بيشتري براي جلوگيري از امكانات و موسسات مالي ايران براي تجارت با خارج از ايران هستند. فراسوي آن مقامات آمريكايي در تلاش براي وادار كردن بانك هاي آسيايي و اروپايي جهت برداشتن گام هاي ديگر جدا از شوراي امنيت عليه ايران مي باشند.
    يكي از مقامات دولت آمريكا گفت : ما به آنها گفته ايم شما بايد به ما براي موفقيت اين ديپلماسي كمك كنيد افراد شما بايد تجارت معمول خود با ايران را متوقف سازند. ما اينجا ننشسته ايم تا واقعيت را انكار كنيم . اما جنگ عراق توانايي دولت بوش را براي مانور در خصوص مسئله هسته اي ايران محدود كرده و بسياري از مقامات دولت بوش و متحدان آمريكايي را قويا به مخالفان حمله نظامي به ايران تبديل كرده است .
    محمدالبرادعي مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي هشدار داده بود كه اقدام نظامي عليه ايران ديوانگي است . بحث در خصوص خطوط قرمز يك امر شناخته شده در دولت بوش است كه از سال 2003 بر سر كره شمالي مطرح شده است . وقتي كره شمالي بازرسان بين المللي را در آخرين روز همان سال اخراج كرد و بلافاصله اعلام نمود كه آنها طرحي را براي بازفرآوري هشت هزار ميله سوخت هسته اي دارند بوش تصميم داشت كه اعلام كند اگر كره شمالي به سوي بمب هسته اي حركت كند با حمله نظامي عليه تاسيساتش مواجه خواهد شد.
    پنتاگون طرح گسترده اي براي نابودي اين تاسيسات داشت البته با شور و اشتياق كمتري . زيرا نگران آن بود كه نتواند پاسخ كره شمالي را كنترل نمايد و دولت آمريكا هيچ اولتيماتومي را ارسال نكرد. كره شمالي اكتبر گذشته يك سلاح هسته اي را آزمايش كرد و مقامات اطلاعاتي آمريكا برآورد كرده اند كه اين كشور اكنون سوخت لازم براي هشت بمب يا بيشتر را دارد.
    ايران عقب تر از كره شمالي است . مقامات اطلاعاتي آمريكا به كنگره گفته اند كه آنها معتقدند ايران سه تا هشت سال تا اولين بمب هسته اي فاصله دارد. محافظه كاران استدلال مي كنند كه اگر دولت آمريكا در ايجاد خط و مشي و سياستي كه بر اساس آن ايران نبايد گام بعدي را بردارد شكست بخورد و ايران به غني سازي اورانيوم ادامه دهد در نهايت سوختي در اختيارايران قرار مي گيرد كه مي تواند براي توليد بمب به كار رود.
    از زماني كه آمريكا آخرين پيشنهاد خود را به ايران داده تهران از تعداد سانتريفيوژهاي كمي كه راه اندازي كرده بود به سوي ساخت تاسيساتي كه بيش از 1300 سانتريفيوژ را شامل مي شود حركت كرده است .
    رابرت جوزف معاون وزير امور خارجه در امور امنيت بين الملل كه مقام خود را به خاطر مخالفت با رفتار اخير آمريكا با كره شمالي از دست داد گفت : گام مذاكرات بسيار دورتر از آهنگ برنامه هسته اي ايران است .
    مترجم : كيانوش كياكجوري
    منبع : باشگاه انديشه
    يكسال پس از آن كه كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا استراتژي جديد را عليه ايران اعلام كرد اختلاف نظر در پشت صحنه دولت آمريكا در اين خصوص كه آيا مي توان به اين رويكرد براي مهار برنامه هسته اي ايران اميدوار بود يا خير بروز كرده است
    ايران حتي فراسوي برنامه هسته اي اش مي تواند به عنوان يك منبع دردسر و مشكل براي دولت بوش در عراق افغانستان لبنان و غزه مطرح شود