روزنامه جمهوري اسلامي 22/05/1386 صفحه عقيدتي
*****
اسلام شاهنشاهي تجديد قوا كمين و رهزني


  • نه تنها در داخل مرزهاي ايران كه در خارج از مرزها و در ميان جوامع و كشورهاي گوناگون جهان نيز اين واقعيت غيرقابل انكار به تثبيت رسيده و در اذهان و افكار و باورها نشسته است كه انقلاب شكوهمند و شگفت انگيز اسلامي در ايران به اين دليل به وقوع پيوست كه نظام شاهنشاهي با سابقه ديرينه تاريخي را با تمام انگاره ها و تفكرات باطل و مغشوش و خط مشي و اهداف و آرمان هاي ضدالهي آن به انهدام برساند و ملت مظلوم و ستمديده ايران را از اسارت هاي طولاني و ظلم و جور و تباهي و فساد گسترده برهاند و به آزادي در ابعاد فكري و اجتماعي و فرهنگي و سياسي برساند و جامعه و كشوري مستقل و به دور از سيطره مرگبار استعمار خارجي و استبداد داخلي بنيان نهد.
    انقلاب اسلامي در جلوه و جنبه « فرهنگي » با اصل و اساس نظام شاهنشاهي در تعارض و تضاد قرار دارد و از ابتداي شكل گيري با تمام مظاهر باطل فرهنگ و هنر شاهنشاهي به ستيز و مقابله پرداخت .
    مهم ترين جلوه فرهنگ شاهنشاهي به صورت اسلام تهي از ارزش هاي والاي اخلاق فردي و اجتماعي به ظهور و بروز درآمد و افراد را چه در محدوده زندگي فردي و چه در گستره زندگي اجتماعي و عرصه هاي مختلف حيات جمعي به فساد و تباهي دعوت و ترغيب نمود. اين جلوه از فرهنگ شاهنشاهي به همراه ساير ابعاد و جنبه هاي اعتقادي و فكري و سياسي آن خود را به اسلام نزديك ساخت و براي بقاي خويش و توجيه عملكردهاي ضدديني و باطلش به نام دين به نشر اسلامي پرداخت كه ايمان قلبي را براي مسلمان بودن كافي مي دانست و ضرورت قطعي طاعات و عبادات را كه در متن قرآن و توسط آيات متقن و روشن الهي به آنها تصريح شده است نفي مي كرد و از همين جا بود كه عفاف و پاكي زنان هم به عفت و پاكي دروني و قلبي تفسير و توجيه شد و همه نوع فساد و فحشا ـ چه در امور « جنسي » و چه در ارائه « هنر » در تمام قالب ها و موضوعات ـ آزاد و مباح تلقي گرديد!
    اين تفكرات و اعتقادات باطل و شيطاني در همه ابعاد و جلوه هاي خود « اسلام شاهنشاهي » را بنيان نهاد و اين اسلام در مقابل « اسلام ناب محمدي (ص ) » با پشتوانه منابع و معارف غني قرآني و روايي و سيره و روش عملي پيامبراكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) قرار گرفت و مردم ايران به ويژه جوانان را به سوي فساد و تباهي رهنمون گرديد.
    انقلاب اسلامي به اين دليل به وقوع پيوست كه اسلام شاهنشاهي را منسوخ و اسلام ناب محمدي (ص ) را احيا نمايد و نظام سياسي و حكومتي مبتني بر قوانين جامع و همه سو نگر اسلام را كه در همه شئون حيات اجتماعي حاضر و ناظر است و فرهنگ و هنر و اخلاق و سياست و اقتصاد جامعه را سامان مي دهد و از فساد و آلودگي منزه مي نمايد مستقر گرداند.
    ترديدي وجود ندارد كه با پيروزي انقلاب اسلامي نه به سرعت و در كمترين مدت « اسلام شاهنشاهي » منهدم گشت و آثار زيانبار آن از جامعه زدوده شد و نه سريع و پرشتاب « اسلام ناب محمدي (ص ) » در همه جا ريشه دواند و آثار جامع و تحول زاي خود را آشكار و نمايان ساخت كه اين امر در زمان محدود نمي گنجد و با تلاش و فعاليت هاي نامنظم و پراكنده و با وجود مشكلات و موانع راه و بيداري دشمنان و توطئه هاي مكرر و تمام ناشدني آنها تناسب ندارد و اصولا اين يك اصل پذيرفته و معقول در همه جهان و در تمام نهضت ها و انقلاب هاست كه فرو ريختن پايه هاي نظام سياسي و حكومتي فاسد و اضمحلال آن و محو فرهنگ و تفكر و درون مايه هاي اين نظام دو مقوله جدا از هم مي باشد كه اولي در زمان خاصي صورت مي پذيرد و دومي به زمان نامحدود و تلاش جامع و مستمر و وقفه ناپذير نيازمند مي باشد.
    بر مبناي واقعيت مزبور سطحي نگري و ساده انديشي است كه به اين باور برسيم كه امروز ديگر هيچ آثاري از « اسلام شاهنشاهي » باقي نمانده است و هر چه هست ـ از اعتقاد و فرهنگ و اخلاق و هنر و سياست ـ همه الهي و اسلامي و منطبق بر معيارهاي اصيل قرآني مي باشد!
    و نيز براساس واقعيت مورد اشاره خوش باوري و جهالت است كه تصور كنيم عناصر فرهنگي وابسته به اسلام شاهنشاهي به طور كامل منزوي شده اند و هيچ تفكر و تحركي از جانب آنها در مسير مقابله با اسلام ناب محمدي (ص ) در عرصه هاي فرهنگ و هنر وجود ندارد و همه چيز سرجاي خود و مطابق با اهداف و آرمان هاي اسلامي مي باشد.
    آنچه امروز در عرصه فرهنگ و هنر جامعه مي گذرد نشان از آن دارد كه ما در غفلت و سطحي نگري به سر مي بريم و بيش از حد و به صورت افراطي « خوش بين » هستيم و همه چيز را و همه كس را و همه گرايشات و تحركات و فعاليت ها را « سالم » و « خيرخواهانه » تلقي مي كنيم !
    همين حسن ظن نامعقول و زودباوري و خوش بيني افراطي موجب گرديده است كه عناصر وابسته به اسلام شاهنشاهي ـ كه جلوه اي بارز و روشن از اسلام آمريكايي مي باشد ـ به حركت هاي روبه جلو بپردازند و خود را آنچنان محق جلوه دهند و شايسته حضور در عرصه هاي فرهنگ و هنر كه ذهنيت برخي از مسئولان و متوليان فرهنگي را به نفع خود متحول سازند و تا آنجا پيش روند كه حتي به تصدي امور نيز برسند!
    در عرصه هاي نشر كتاب موسيقي تئاتر و سينما و ساير عرصه هاي فرهنگ و هنر اين عناصر هم حضوري مرموز و نامرئي و پنهان دارند هم حضوري آشكار و مرئي و نمايان .
    آنچه بيشتر موجب شگفتي است حضور نوع دوم اين عناصر است كه اگر تداوم يابد ترديدي باقي نمي ماند كه با دست خويش تيشه بر ريشه خويش مي زنيم و آگاه يا ناآگاه ميدان را براي تاخت و تاز اسلام شاهنشاهي باز و صاف و هموار مي نمائيم .
    اين پرسش ها بايد پاسخ داده شود كه چاپ و نشر آثار عناصري كه داراي پيشينه سياه ارتباط با دربار پهلوي و وابستگي به فرهنگ و هنر شاهنشاهي مي باشند و سال هاي طولاني اهداف ضداسلامي رژيم ستمشاهي را به نام اسلام در جامعه ترويج كرده و هم امروز نيز به اين عمل ننگين با پوشش ديني اهتمام مي ورزند با چه انگيزه و هدف مشروع و معقولي صورت مي گيرد !
    چه توجيهي براي انتشار كتاب هاي قصه كساني كه با تاثيرپذيري از مكتب هاي فكري و فلسفي غرب كه مباني اصلي فرهنگ و هنر شاهنشاهي را تشكيل مي دهد القا كننده نااميدي مطلق در زندگي و عبث و بيهوده انگاشتن خلقت و دعوت و ترغيب به انتحار و خودكشي مي باشند وجود دارد !
    نشر آثار ادبي منظوم از شعراي وامانده و بي هويت و پوچ گرا جامعه ما را به كدام رشد و بالندگي و سلامت و پويايي و هنر راهگشا به سوي تحول و تحرك رهنمودن مي شود
    آيا با روي كارآوردن عناصر وابسته به اسلام شاهنشاهي و فرهنگ ابتذال كه در درون مايه اصلي اين اسلام ساخته و پرداخته قدرت هاي استعماري از جمله آمريكا و انگليس مي باشد مي خواهيم فرهنگ اصيل اسلامي را به اعتلا برسانيم يا انحطاط !
    با تاييد و اجازه نمايش به فيلم هاي سينمايي خاصي كه با شگردها و روش هاي مرموز و پنهان اساس و بنيان عفاف و پاكي را نشانه مي روند و شيرازه هاي خانواده ها را از هم مي گسلند و آزادي لجام گسيخته غربي را گسترش مي دهند به كدام سو رهسپار ميشويم و چه نسلي را به جامعه و كشور تحويل مي دهيم
    آيا نمي دانيم كه عناصر وابسته به اسلام شاهنشاهي با اصل و اساس اسلام ناب و اصيل در تعارض و عناد مي باشند و آثار و گرايشات و رويكردهاي آنها به دين نه از روي حقيقت كه به مجاز و نه در باطن كه در ظاهر و نه براي خدا كه براي خود و مطامع و منافع سياسي و اقتصادي و اجراي ماموريت هاي استعماري در مسير تحقق ديانت مورد نظري و توجه آمريكا و انگليس و ساير كشورهاي غربي ميباشد !
    حضرت امام خميني كه رهبر كبير انقلاب عظيم اسلامي براي سرنگون ساختن نظام و رژيم شاهنشاهي و استقرار نظام سياسي و حكومتي اسلام است و در دست يابي به اين هدف به توفيق و پيروزي نائل آمد و نظام جمهوري اسلامي ايران را بنيان نهاد درباره مخالفت عناصر وابسته به نظام شاهنشاهي با اسلام اصيل و راستين و نيز اسلام مورد نظر آنان يعني اسلام شاهنشاهي كه فساد و بي بند و باري جلوه بارز آن ميباشد چنين مي فرمايد :
    « ...اگر مهلت داده بود خدا به اينها خدا مي داند كه بااسلام مي خواستند چه بكنند. اسم اسلام اما اسلام را چه جوري معرفي كنند. اسلامي كه با مشروبات مخالف نيست اسلامي كه با حدود شرعيه هم سروكار ندارد نبايد جاري بشود اسلامي كه با مراكز فحشا هم نبايد دخالت بكند « اسلام شاهنشاهي » اين بود ديگر. اسلام بود اما مراكز فحشا سرتاسر ايران پربود اسلام بود اما مراكز فساد سرتاسر ايران پربود اسلام بود اما فحش به اسلام مي دادند فحش به پيغمبر اسلام دادند و كسي آن وقت نگفت چرا زمان رضا شاه ملعون و اين زمان (زمان محمد رضا شاه ) بدتر از او شده بود اين ها شيطان تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پيدا كرده بودند اينها خدا مي داند كه اين ملت را به كجا مي رساندند و اين جوان هاي ما را به كجا مي رساندند . (1 )
    حضرت امام خميني در مناسبتهاي مختلف و در پيام و ديدارهايشان با مسئولان نظام اسلامي به آنان هشدار مي دهد كه بايد از انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي كه ثمره خون هزاران شهيد و معلول مي باشد و مجاهدت هاي سخت و طولاني علماي مبارز و مردم مسلمان و رنجديده را به ثمر و نتيجه نهايي رسانده است پاسداري و صيانت كنند و هيچ غفلت و مسامحه اي روا مدارند كه در اين صورت شاهد رجعت مجدد اسلام شاهنشاهي و تاخت و تازهاي آنها در همه عرصه ها از جمله عرصه فرهنگ و هنر خواهند بود :
    « كوچك ترين سهل انگاري و مسامحه و كوچك ترين اعمال نظرهاي شخصي و خداي نخواسته تبعيت از هواهاي نفساني كه ممكن است اين عمل شريف الهي را به انحراف كشاند بزرگ ترين فاجعه تاريخ را به وجود خواهد آورد. اگر اسلام عزيز و جمهوري اسلامي نوپا به انحراف كشيده شود و سيلي بخورد و به شكست منتهي شود خداي نخواسته اسلام براي قرن ها به طاق نسيان سپرده مي شود و به جاي آن « اسلام شاهنشاهي و ملوكي » جايگزين آن خواهد شد . » (2 )
    تعمق در رهنمودهاي حضرت امام خميني در دو مورد و نمونه مزبور اولا جلوه اي از چهره اصلي اسلام شاهنشاهي يعني اشاعه فساد در همه عرصه ها از جمله عرصه فرهنگ و هنر را مي نماياند و مخالفت حاميان اين اسلام با حدود شرعي و احكام و قوانين دين مبين حق در مقابله با فساد و تباهي و جلوگيري از شرابخواري و فعاليت مراكز فحشا و هر نوع بزه و گناه و بي بند و باري را آشكار مي سازد و ساده انديشان و زودباوران را به بيداري و هشياري فرا مي خواند كه ماهيت اسلام شاهنشاهي چيزي جز همان اسلام غربي و آمريكايي نيست كه با كفر پنهان و اظهار ايمان با اساس اسلام ناب محمد(ص ) و معنويت زلال و معارف و تعاليم و قوانين و ارزش هاي رهايي بخش و زندگي ساز آن در عناد و ستيز است و هدفش نابودي دين مبين حق و هر نهضت و انقلاب ونظام و حكومت برخاسته از آن مي باشد همان گونه كه قرآن كريم براي نماياندن انگيزه هاي پنهان جبهه كفر و شرك و نفاق مي فرمايد : « آنان دوست مي دارند كه شما مسلمانان نيز همانند آنها كافر شويد . » (3 ) و « هرگز از مسلمانان راضي نمي شوند مگر از آنها پيروي شود . » (4 )
    ثانيا اين خطر به صورت بسيار جدي گوشزد ميگردد كه در پاسداري و صيانت از اسلام ناب محمدي (ص ) هيچ گونه مسامحه و غفلتي روا و پذيرفته نيست كه چنانچه با بيداري و هشياري همه تحركات و فعاليت ها با هر نام و عنوان و شعار و انگيزه متظاهر به اسلام و تهي از اسلام را زير نظر نگيريم در دام نمايش ها و بازي هاي جديد عناصر ضد دين گرفتار مي شويم و « اسلام شاهنشاهي » با همان اهداف و آرمان هاي خطرناك اسلام غربي و اسلام آمريكايي بر سرنوشت اين ملت حاكم خواهد شد و اين حاكميت مرگبار نه يك روزه و يكباره كه در دراز مدت و با حوصله و برنامه ريزي و نفوذ در منافذ فرهنگ و هنر آغاز مي شود و به مرور همچون موريانه درخت تنومند و استوار انقلاب و نظام اسلامي را از درون مي خورد و پوك و تهي مي نمايد.
    اكنون بايد همه متوليان و مسئولان و تلاشگران عرصه فرهنگ و هنر صداي پاي اسلام شاهنشاهي را بشنوند و تجديد قواي مجدد و كمين و نفوذ و رهزني آن را باور كنند واز خواب غفلت بيدار شوند و چشمان خويش را بگشايند و دست و پاي خود را جمع كنند و از خمودگي و سطحي نگري و ساده انديشي به در آيند و بار ديگر به خود تفهيم كنند كه در كشوري مسئوليت هاي كليدي فرهنگي را عهده دار شده اند كه « انقلاب اسلامي » رخ داده و « نظام اسلامي » مستقر گرديده و اين دو واقعه مهم و سترگ و تاريخي با عبور از اسلام شاهنشاهي و براي استقرار « اسلام ناب محمدي » (ص ) » به وقوع پيوسته است و براين اساس اهداف خط مشي ها آرمان ها روش ها و تعهدات و مسئوليت ها مشخص و تعريف شده و صريح و نمايان است و هيچ جايي براي غفلت زدگي و تسامح و سطح انديشي و ضربه پذيري از دشمنان آگاه و بيدار و در كمين نشسته باقي نمي ماند.
    ــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ سخنان حضرت امام خميني در ديدار با مسئولان كشور و اقشار مختلف مردم درباره مسائل جاري كشور و فساد گستري هاي اسلام شاهنشاهي 1362 4 21 صحيفه امام ج 17 ص 535
    2 ـ رهنمودهاي مكتوب امام به نمايندگان خبرگان رهبري درباره اهميت نظام اسلامي و اصل رهبري و خطر اسلام شاهنشاهي 1362 4 22 صحيفه امام ج 18 ص 5
    3 ـ قرآن كريم سوره نسا (4 ) آيه 89
    4 ـ سوره بقره (2 ) آيه 120
    حسن ظن نامعقول و زودباوري و خوش بيني افراطي مسئولان فرهنگي موجب گرديده است كه عناصر وابسته به اسلام شاهنشاهي ـ كه جلوه بارزو روشن اسلام آمريكايي مي باشد ـ به حركت هاي رو به جلو بپردازند و خود را آنچنان محق و شايسته حضور در عرصه هاي فرهنگ و هنر جلوه دهند كه ذهنيت برخي از متوليان فرهنگي را به نفع خود متحول سازند و تا آنجا پيش بروند كه حتي به تصدي امور نيز برسند!
    در پاسداري و صيانت از اسلام ناب محمدي (ص ) هيچ گونه مسامحه و غفلتي روا و پذيرفته نيست كه چنانچه با بيداري و هشياري همه تحركات و فعاليت ها با هر نام و عنوان و شعار متظاهر به اسلام و تهي از اسلام را زير نظر نگيريم در دام نمايش ها و بازي هاي جديد عناصر ضد دين گرفتار مي شويم و اسلام شاهنشاهي با همان اهداف و آرمان هاي خطرناك اسلام غربي و اسلام آمريكايي بر سرنوشت اين ملت حاكم خواهد شد و اين حاكميت مرگبارنه يك روزه و يكباره كه در دراز مدت و با حوصله و برنامه ريزي و نفوذ در منافذ فرهنگ و هنر آغاز مي شود و به مرور همچون موريانه درخت تنومند و استوار انقلاب و نظام اسلامي را از درون مي خورد و پوك و تهي مي نمايد
    امروز بايد همه متوليان و مسئولان عرصه فرهنگ و هنر صداي پاي اسلام شاهنشاهي را بشنوند و از خواب غفلت بيدار شوند و چشمان خويش را بگشايند و دست و پاي خود را جمع كنند و از خمودگي و سطحي نگري به درآيند و بار ديگر به خود تفهيم كنند كه در كشوري مسئوليت هاي كليدي فرهنگي را عهده دار شده اند كه « انقلاب اسلامي » رخ داده و « نظام اسلامي » مستقر گرديده و بر اين اساس اهداف خط مشي ها آرمانها روش ها و تعهدات و مسئوليت ها مشخص و تعريف شده و صريح و نمايان است و هيچ جايي براي غفلت زدگي و سطح انديشي و ضربه پذيري از دشمنان آگاه و بيدار و در كمين نشسته باقي نمي ماند