
شيمون پرز سياستمدار 84 ساله اسرائيلي به دنبال كسب اكثريت قاطع آراي نمايندگان كنست اسرائيل به رياست
جمهوري اين كشور برگزيده شد و از 15 جولاي (24 تيرماه ) رسما براي هفت سال آينده در اين مقام تشريفاتي كار خود
را آغاز كرد.
پرز كه سابقا از پرنفوذترين رهبران حزب كارگر به شمار مي آمد پس از تاسيس حزب كاديما توسط « آريل شارون »
نخست وزير سابق اسرائيل
نفر دوم اين حزب به شمار مي آيد و در حال حاضر به عنوان معاون اول « ايهود اولمرت » در
كابينه اسرائيل حضوري تاثيرگذار دارد
بدين ترتيب و با توجه به سن بالايش آخرين مقام رسمي عمر سياسي خود را
تجربه خواهد كرد.
البته پرز در سال 2000 هم كانديداي اين مقام بود اما از « موشه كاتساو » رئيس جمهور مستعفي كه به اتهام فساد اخلاقي
و مالي مجبور به كناره گيري شد
شكست خورد. شيمون پرز ثابت كرده از آن دسته سياستمداراني است كه به سادگي
حاضر به ترك عرصه سياست نيستند. حال اين پرسش پيش مي آيد كه علت اصلي اصرار وي بر ترك مقام مهم معاونت
نخست وزير و نشستن بر مسند تشريفاتي رياست جمهوري اسرائيل چه مي تواند
باشد
به عقيده برخي از كارشناسان امور اسرائيل
كانديداتوري هفت سال پيش پرز براي رياست جمهوري در واقع چيزي
جز ترفند اين سياستمدار كهنه كار براي حفظ وجهه خود در افكار عمومي اسرائيل نبود. به گفته برخي ناظران اسرائيلي
پرز در آن زمان با لابي هايي كه انجام داد توانست اكثريت كنست را متقاعد كند كه فردي تقريبا ناشناخته يعني كاتساو را به
اين مقام برگزينند تا به اين صورت در افكار عمومي اسرائيل اين فكر ايجاد شود كه سركردگان اين كشور به رغم خواست
پرز مايلند تا وي همچنان در پست هاي اجرايي مشغول به كار باشد
اما ظاهرا اين بار علل ديگري پرز را به اين مقام
ترغيب كرده است .
برخي عقيده دارند كه پرز با اين كار در واقع زمينه كناره گيري محترمانه خود از قدرت را فراهم آورده است و مي خواهد
واپسين سال عمر را در حاشيه سياست سپري كرده و به گفته خودش به تربيت نوه هايش بپردازد. اما با توجه به روحيات
شخص پرز و اصولا با توجه به سنت اكثر سياستمداران اسرائيلي كه تنها مرگ يا بيماري هاي لاعلاج (به عنوان مثال آريل
شارون ) قادر است آنها را از قدرت جدا كند
نمي توان به صحت اين احتمال اطمينان كرد.
بايد به اين واقعيت توجه داشت كه گرچه پرز با نشستن بر صندلي رياست جمهوري اسرائيل از كارهاي اجرايي
خداحافظي مي كند
اما علاوه بر شخصيت حقيقي وي به عنوان باسابقه ترين سياستمدار حال حاضر اسرائيل و يكي از
لابيست هاي كهنه كار صهيونيست
نمي توان كار وي را پايان يافته تصور كرد. در كنار اين شخصيت حقيقي
شخصيت
حقوقي پرز به عنوان نفر دوم حزب حاكم كاديما نيز همچنان پابرجا خواهد ماند. بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت كه
نقش تازه و اصطلاحا به روز شده اين دولتمرد سابق تازه آغاز شده است . شيمون پرز از نيمه دوم جولاي (اواخر تير ماه )
يعني همزمان با آغاز دوران رياست جمهوري اش نقشي مهم و البته پشت پرده را براي عرصه سياسي و حزبي اسرائيل
ايفا مي كند.
در عرصه حزبي پرز احتمالا در ظاهر همان نفر دوم كاديما باقي مي ماند
اما حال اين امكان را دارد كه در صورت ادامه
ناشي گري اولمرت
حزب كاديما توسط پرز شخص ديگري را براي دبيركلي اين حزب انتخاب كرده و حضور خود در
قدرت را در كوتاه مدت تضمين كند. اما نقش اصلي پرز در واقع كسب تضمين براي حضور درازمدت حزبش در راس
قدرت سياسي اسرائيل است .
تاريخچه ورود پرز به سياست
اما فارغ از نيت اصلي پرز براي نشستن بر صندلي رياست جمهوري
بايد گفت كه وي تا رسيدن به اين مرحله راه درازي
پيموده است كه پرداختن به آن بي مناسبت نيست : شيمون پرز در سال 1923 (1302 ) در لهستان (و به روايت ديگر در
بلاروس كنوني ) متولد شد و در 1934 (1313 ) همراه با خانواده اش به فلسطين مهاجرت كرد .
در همان سنين نوجواني اولين فعاليت حزبي خود را با پيوستن به « جنبش كارگري صهيونيسم » آغاز كرد و پس از تشكيل
به اصطلاح رژيم اسرائيل وارد تشكيلات وزارت دفاع شد . اولين كانديداتوري وي براي كنست در سال 1959 (1338 )
صورت گرفت و تا 10 سال بعد و تحت لواي احزاب مختلف به نمايندگي در پارلمان اسرائيل اشتغال داشت .
« شيمون پرز » اولين بار در سال 1969 (1348 ) به وزارت رسيد و مسووليت وزارتخانه « مهاجرت و امور سرزمين هاي
تحت اداره » را برعهده گرفت و طي سال هاي بعد 20 پست وزارتي ديگر را هم در دولت هاي مختلف اسرائيل تجربه كرد .
پرز دوبار و هر دوبار بدون برگزاري انتخابات به نخست وزيري اسرائيل رسيد : اولين بار بين سال هاي 1984 تا 1986
(1363 تا 1365 )و به عنوان بخشي از توافق حزبش با رهبر وقت ليكود (اسحاق شامير) پست نخست وزيري در اختيار
پرز قرار گرفت و بار دوم در سال 1995 (1374 ) و به دليل ترور نخست وزير يعني « اسحاق رابين » مسووليت نخست
وزيري را پرز برعهده گرفت اما « شيمون پرز » يك سال بعد و در جريان انتخابات و با وجود حمايت هاي رئيس جمهور
وقت آمريكا (بيل كلينتون ) نتوانست بر رقيب خود پيروز شود و پست نخست وزيري را براي هميشه واگذار كرد.
پرز با وجود پشتيباني هاي خود از سياست شهرك سازي در مناطق اشغالي در سال هاي دهه 70 به تدريج تغيير چهره داد
و رفته رفته خود را به عنوان يكي از طرفداران سفت و سخت مصالحه با همسايگان اسرائيل به ويژه فلسطينيان مطرح
كرد . همو بود كه به همراه اسحاق رابين در اوايل دهه 90 براي اولين بار با عرفات به مذاكره نشست و در نهايت موفق به
عقد قرارداد اسلو با فلسطينيان شد و همين موفقيت بود كه جايزه صلح نوبل را نصيب پرز كرد.
شيمون پرز در راستاي حمايت خود از سياست هاي آريل شارون
نخست وزير سابق اسرائيل مبني بر تخليه غزه و پس
از آنكه نتوانست دبيركلي خود در حزب كارگر را حفظ كند
همراه با شارون حزب كاديما را تاسيس كرد. پس از مرگ
مغزي شارون و پيروزي حزب كاديما در انتخابات و آغاز نخست وزيري اولمرت
پرز به عنوان نفر دوم اين حزب با
سمت معاون اول نخست وزير وارد كابينه جديد اسرائيل شد و البته از 15 جولاي آينده به كاخ رياست جمهوري
اسرائيل خواهد رفت .
در تفسيرهاي تحليلگران سياسي صهيونيستي از انتخاب پرز به عنوان نهمين رئيس جمهور اين رژيم دو رويكرد كاملا
مشخص را مي توان مورد بررسي داد. اولين رويكرد جاه طلبي هاي بيش از حد پرز براي تصاحب پست هاي مهم مربوط
مي شود. در اين زمينه جاه طلبي وي به حدي است كه حتي به پست هاي صوري و فاقد قدرت قابل توجه سياسي مثل
سمت رياست جمهوري كه اختيارات آن منحصر به عفو زندانيان
صدور دستور تشكيل كابينه به رئيس فراكسيون حائز
اكثريت پارلمان و حضور در برخي جشن هاي ملي و مراسم رسمي ديدار با روساي جمهور كشورهاي ديگر است
نيز
علاقه خاصي نشان مي دهد
اما رويكرد دوم مربوط به بحران هاي حكومتي رژيم صهيونيستي است كه در پي بحران هاي
سياسي و حزبي و امنيتي به وجود آمده است .
« ناحوم برنياع » در مقاله اي كه در تاريخ 2007
5
7 (86
2
17 ) در روزنامه « يديعوت اهارونوت » به چاپ رسيده
بود در تعبير خود از رويكرد اول تصوير تمسخرآميزي از پرز ارائه داده و او را بازنده 8 دوره انتخابات رياست جمهوري و
نخست وزيري معرفي كرده است كه تنها در دو دوره
يكبار در فاصله سال هاي 1984 تا 1986 (1363 تا 1365 ) كه بر
اساس توافق سمت نخست وزير به تناوب در اختيار دو حزب ليكود و حزب كار قرار مي گرفت و بار ديگر در فاصله
سالهاي 1995 تا 1996 (1374 تا 1375 ) و به دنبال ترور نخست وزير اسبق اين رژيم (اسحاق رابين ) آن هم بدون
راي گيري توانسته است به اين مهم نائل آيد.
نويسنده صهيونيستي مذكور
مقاله خود را با عبارت تمسخرآميزي مبني بر درخواست « اعطاي رياست سي ساله به
پرز به منظور ثبت نام وي در كتاب ركوردهاي « گينس » شروع كرده بود. وي در ادامه مي گويد : پرز خود را يك انسان
خارق العاده و يك پديده غيرطبيعي مي داند در حالي كه با اين كارش تنها به خودش لطمه مي زند
زيرا وي نه تنها يك
انسان خارق العاده
بلكه يك موجود استثنايي در ميان تمام مخلوقات مي باشد. به عنوان مثال رژيم صهيونيستي در طول
حيات سياسي خود نامزدهاي زيادي براي تصاحب پست هاي نخست وزيري و رياست جمهوري مشاهده كرده بود. اما
در اين ميان پرز تنها كسي بود كه به طور همزمان نامزد تصاحب هر دو پست مي شد و مساله عجيب تر اينكه وي به
صورت علني نامزدي خود را اعلام نمي كرد.
« ناحوم برنياع » سپس به بررسي كارنامه سياسي پرز پرداخته و به عنوان اولين مورد داستان شهادت وي در برابر
كميته « فينوگراد » را كه به دنبال شكست اين رژيم در جنگ اخير لبنان تشكيل شده بود
مورد بررسي قرار مي دهد. به نظر
نويسنده
پرز در پاسخ هاي خود به سوالات اعضاي اين كميته سعي داشت خود را شخصيتي عالم و حكيم در درك
شرايط پس از جنگ نشان دهد.
واز سوي ديگر فرمانبرداري اش را به نخست وزير نشان دهد. اما اظهارات فريب كارانه وي نشانگر جهل و ناداني وي
در باره مشكلات نظامي اين رژيم در خلال جنگ اخير لبنان بود.
نويسنده ياد شده در بخش ديگري از بررسي كارنامه سياسي پرز در سمت نخست وزيري كه دوره اي آكنده از فساد
داشت
را مورد بررسي قرار مي دهد. در اين دوره پرز دستور ترور مهندس « يحيي عياش » (بنيانگذار جنبش مقاومت
اسلامي فلسطين ) در نوامبر سال 1996 (آبان 1375 ) صادر كرد به اين خيال كه اين اقدام ضربه اي سنگين بر پيكر
جنبش هاي مقاومت فلسطيني وار خواهد كرد اما در عمل اين كار نتيجه برعكس داد و به تشديد مقاومت و افزايش
فعاليت و موفقيت آن در اجراي عمليات سهمگين عليه رژيم صهيونيستي منجر شد. همچنين پرز صدور دستور حمله به
لبنان در سال 1996 (1375 ) تحت عنوان « عمليات خوشه هاي خشم » را نيز در كارنامه دارد كه در نهايت منجر به كشتار
خونين شهر قانا در جنوب لبنان و كشته شدن 100 نفر از شهروندان بي پناه اين شهر شد . اين كشتار خشم جهانيان را
نسبت به رژيم صهيونيستي و مقامات آن در داخل و خارج برانگيخت .
نويسنده مقاله خود را با همان لحن تمسخرآميز
مقاله را به پايان مي رساند و مي گويد : پرز هم اكنون دوره مضحكي
از حيات پست خود را تجربه مي كند و به هرچيزي غير از خودش به ديده حقارت مي نگرد و اين توصيف خوبي از تداوم
حضور وي در صحنه سياست است .
در ارتباط با رويكرد دومي كه در قبال انتخاب پرز به رياست جمهوري شكل گرفته بود
« اوري اونيري » مقاله اي را در
26 ژوئن سال جاري (26 خرداد) در سايت اينترنتي فراكسيون سازش « جوش شالوم » نوشته و طي آن به شكلي
تمسخرآميز به تشريح جنبه هاي شخصيتي پرز و توانايي او در انجام يك اقدام قابل ذكر مي پردازد
اما وي اين ناتواني را
منحصر به پرز نمي داند بلكه به نظر وي اين مساله در ميان مقامات رژيم صهيونيستي امري فراگير مي باشد و از ايهود
اولمرت نخست وزير اين رژيم گرفته تا ايهود باراك وزير جنگ جديد اين رژيم همه به نوعي با اين مشكل دست و پنجه
نرم مي كنند و اين مساله در حال حاضر باعث فقدان سياست كارآمد دولت شده است .
وي در مقام تمسخر رئيس جمهور جديد
يكي از مقالات قديمي خود را بازگو مي كند كه در آن پرز را هم رتبه
« سيزيف » از افسانه هاي قديمي يونان قرار مي دهد كه در آن شخصيت داستان مجبور مي شود سنگ بزرگي را بردوش
نهاده و از يك كوه بالا برود و هر بار وقتي كه به قله كوه نزديك مي شود سنگيني اين سنگ باعث مي شود كه آنرا به زمين
انداخته و بار ديگر تلاش هاي بي ثمر خود را از سر بگيرد.
نويسنده با اين داستان مي خواهد به شكست هاي پرز در انتخابات مختلف اشاره كند. وي در توصيف وضعيت فعلي
پرز مي نويسد : شايد پرز الان چنين فكر مي كند كه به بالاي آن كوه رسيده است اما متاسفانه در اين پست هيچ مسئوليت
مهمي نمي بيند كه بخواهد درصدد اجراي آن و افتخار به خود برآيد و در نهايت باعث مي شود كه وي به يك « سياست
مدار بي ارزش » تبديل شود.
« ناحوم برنياع » تحليلگر اسرائيلي در مقاله اي در « يديعوت آهارونوت » تصوير تمسخرآميزي از « شيمون پرز » ارائه داده
و او را بازنده هشت دوره انتخابات رياست جمهوري و نخست وزيري معرفي كرده است
يك روزنامه صهيونيستي : پرز خود را يك انسان خارق العاده و يك پديده غيرطبيعي مي داند در حالي كه با اين ادعاها
تنها به خودش لطمه مي زند و همواره شخصيت سياسي خود را به تمسخر كشيده است
يديعوت آهارونوت : پرز هم اكنون دوره مضحكي از حيات پست خود را تجربه مي كند و به هر چيزي غير از خودش به
ديده حقارت مي نگرد و اين توصيف خوبي از تداوم حضور سي ساله وي در صحنه سياست و جاه طلبي است
سايت اينترنتي « جوش سالم » ناتواني شيمون پرز در عرصه سياست اسرائيل منحصر به فرد است اگر چه بايد اعتراف
كرد اين مساله در ميان مقامات اسرائيلي امري فراگير مي باشد و از اولمرت گرفته تا باراك همه به نوعي با اين مشكل
دست و پنجه نرم مي كنند
برخي عقيده دارند كه پرز با اين كار در واقع زمينه كناره گيري محترمانه خود از قدرت را فراهم آورده است و
مي خواهد واپسين سال عمر را در حاشيه سياست سپري كرده و به گفته خودش به تربيت نوه هايش بپردازد

|