بسم الله الرحمن الرحيم
شوراي امنيت سازمان ملل به درخواست آمريكا و انگليس تشكيل جلسه داد و به درخواست اشغالگران عراق براي اعزام نيروي
بيشتر به عراق و مشاركت در حل معضلات روزافزون اشغالگران عراق پاسخ مثبت داد . قطعنامه پيشنهادي آمريكا و انگليس با 15 راي
موافق بدون هيچگونه مخالفت قابل ذكري به تصويب رسيد و شوراي امنيت موافقت نمود كه سازمان ملل در حل بحران عراق
فراهم
كردن زمينه هاي آشتي ملي
افزايش تماسهاي منطقه اي بمنظور تامين امنيت عراق بخصوص در نقاط مرزي و همچنين حل مشكل
آوارگان عراقي وارد عمل شود و به حل مشكلاتي بپردازد كه اشغالگران از حل آنها عاجزند.
استمداد اشغالگران عراق از شوراي امنيت و سازمان ملل درحالي صورت گرفته است كه آمريكا و انگليس حتي براي شروع تجاوز
نظامي به عراق هم به مواضع شوراي امنيت اعتنائي نكردند و صراحتا اعلام داشتند كه حتي به مجوز شورا احتياجي ندارند و خودسرانه
به اشغال عراق خواهند پرداخت . در واقع مبناي محاسبات اشغالگران عراق اين بود كه بتوانند بدون مشاركت ديگر اعضاي شوراي
امنيت به منابع نفت و گاز عراق دست پيدا كنند و به غارت ثروتهاي عراق بپردازند ولي در ميدان عمل
اگرچه اين غارت منابع نفتي
عراق درحال انجام است ولي آنچنان فضاي جهنمي و چندش آوري در عراق به وجود آمده كه اشغالگران را در باتلاق حوادث روزمره
فرو برده است . آمريكا با اشغال عراق درصدد اجراي يك « طرح چند منظوره » بود كه در آن واحد
با تكميل طرح اشغال كامل عراق و
افغانستان به محاصره ايران بپردازد
بر منابع نفتي دست پيدا كند و « امنيت انرژي » اروپا و آسياي جنوب شرقي را در اختيار بگيرد و در
عين حال زمينه هاي اجراي « طرح خاورميانه بزرگ » را براي تامين اهداف دراز مدت اسرائيل فراهم سازد و نهايتا تمامي نهضت هاي
اسلامي منطقه را از ميان بردارد تا زمينه براي سلطه آمريكا و صهيونيست ها بر منطقه فراهم شود.
البته اين آرزوي اشغالگران بود ولي در ميدان عمل
دقيقا به نتايجي معكوس رسيدند و حتي از انجام انفجارات مشكوك براي فراري
دادن نيروهاي سازمان ملل و ناامن كردن عراق حتي براي شهروندان عراقي هم طرفي نبستند. فراموش نكنيم كه با انفجار دفتر سازمان
ملل در بغداد در نخستين ماههاي پس از اشغال عراق دستكم 21 تن از نيروهاي اعضاي هيئت سازمان ملل در بغداد به قتل رسيدند و اين
سازمان به حضور فعال خود در عراق عملا پايان داد. در همان زمان اين زمزمه ها قوت گرفت كه آن انفجار مشكوك با اهداف اشغالگران
همخواني داشته و دقيقا به نتايج دلخواه اشغالگران منجر شده است
ولي حتي اخراج نيروهاي سازمان ملل نه تنها گرهي از مشكلات
اشغالگران عراق نگشود بلكه حتي بر مشكلات آنها افزود.
طبعا سئوال جدي امروز ما اينست كه اگر اشغالگران براي اخراج نيروهاي سازمان ملل از عراق دست به آن جنايات و انفجارات زده
بودند
امروز چرا از شوراي امنيت استمداد مي كنند كه مجددا به عراق باز گردد و نيروهايش را در عراق مستقر كند و رقم آنها را افزايش
دهد
پاسخ اين سئوال روشن است . ديروز اشغالگران مايل بودند « كيك عراق » را خود به تنهائي ببلعند و منابع نفتي آنرا به تنهائي غارت
كنند ولي امروز به دنبال « شريك جرم » مي گردند كه ناكاميهاي خود و شكست هاي روزافزون را با ديگران تقسيم كنند و آنها را شريك
جرم خود در عراق معرفي نمايند . اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه حتي طرح افزايش 35 هزار نفري نظاميان آمريكايي هم به شكست
انجاميده و در واقع تمامي طرحهاي سياسي ـ نظامي بوش باناكامي مواجه شده و نتايج كاملا معكوسي را ببار آورده است .
از بدشانسي هاي بوش كوچك اينكه حتي « توني بلر » نخست وزير شرور انگليس هم وادار به استعفا شد و از شغل خود مجبور به
كناره گيري شد. ساير هم پيمانان بوش هم درحد قابل ذكري نيستند كه تصميم حمايت آنها چيزي را تغيير دهد و كار را به نفع
نومحافظه كاران به پايان برساند. مسئله اينست كه آنچه با صدور قطعنامه جديد شوراي امنيت درباره عراق محرز شده
يك شكست
بزرگ سياسي ـ نظامي براي اشغالگران شروري است كه مي خواستند ملتها را فريب دهند ولي فقط خودشان را فريب دادند و بيش از
پانصد ميليارد دلار براي ماشين جنگي خود در عراق
هزينه و حساب سازي كردند و چيزي جز رسوائي و ناكامي عايدشان نگرديد. از
لطايف تاريخ معاصر اينكه محاصره ايران و ايجاد محدوديت هاي روزافزون براي نهضت هاي اسلامي از اهداف اصلي واشنگتن بود ولي
اشغالگران در ميدان عمل مجبور شدند حتي براي مشكلات و مصائبي كه خودشان بوجود آورده اند
به ايران اسلامي متوسل شوند تا با
استمداد از ايران براي حل مشكلات و رفع تنگناهائي كه جنايات روزافزون اشغالگران و مزدوران آنها براي ملت عراق به وجود آورده اند
راه حلي ارائه شود.
بدين ترتيب اشغالگران عراق نه تنها به تامين هيچ يك از اهداف و برنامه هاي خود موفق نشده اند بلكه در طول 5 سال گذشته آنچنان
فضاي رعب انگيز و فاجعه آميزي را در عراق ايجاد كرده اند كه براي نجات از باتلاق عراق نه تنها به ايران بلكه حتي به شوراي امنيت و
سازمان ملل هم متوسل شده و مي شود. البته اين انتقاد جدي همچنان به شوراي امنيت سازمان ملل وارد است كه بي اعتنائي ها و رفتار
خصومت آميز ديروز اشغالگران نسبت به نهادهاي بين المللي در عراق را يكسره به فراموشي مي سپارند و بمحض درخواست آمريكا و
انگليس براي ورود مجدد به صحنه هائي كه تعمدا و با اراده و خواست اشغالگران از آنها اخراج شده اند
مجددا تصميم به حضور و
فعاليت مي گيرند . معاون دبيركل سازمان ملل هفته پيش اعلام كرد سازمان ملل قصد دارد نيروهايش در عراق را تا مرز 50 درصد افزايش
دهد.
در اينجا اين سئوال مطرح است كه آيا اشغالگران سعي دارند با سواستفاده از حضور نيروهاي سازمان ملل بر شكست خود سرپوش
بگذارند آيا مايلند شكست خود را به حساب « شكست نيروهاي بين المللي » معرفي كنند آيا مايلند اهدافي را كه خود قادر به تامين آن
نبوده اند
از طريق نيروهاي سازمان ملل به اجرا درآورند هدف كاخ سفيد از اين طرح هرچه باشد
اين استمداد آنها از سازمان ملل بمنزله
اعتراف صريح به شكست اشغالگران در عراق است . اين براي بوش كوچك و دستيارانش ناكامي بزرگي محسوب مي شود كه دوره
شكست طرحها و برنامه هايشان به 3 ماه و 4 ماه رسيده و جديدترين طرح آنها براي اعزام 35 هزار نيروي نظامي تازه نفس به عراق هم به
اهداف خود نرسيده است . در اينصورت هنوز كاملا روشن نيست كه اهداف پشت پرده براي اعزام نيروهاي سازمان ملل در عراق چيست
و اين طرح چه زمينه اي براي پيروزي دارد

|