روزنامه جمهوري اسلامي 18/05/1386 صفحه عقيدتي
*****
پيامبر اسلام و گذر از جامعه متفرق و گسسته به جامعه متحد و پيوسته




  • يكي از عظيم ترين اقدامات و درخشان ترين عملكردهاي پيامبراعظم (ص ) اين بود كه قبايل متشتت و متعارض و هميشه در تنازع و اختلاف را از بيابان هاي تفتيده تحير و سرگرداني و كوره راه هاي جهل و ناداني گردآورد و بركشتي امنيت و سلامت نشاند و از طوفان هاي سهمگين و امواج خروشان و متلاطم درياي حوادث وحشت زا عبور داد و به ساحل وحدت و رهايي و سعادت رساند.
    پيامبر بزرگ اسلام به اختلاف هاي ديرينه و تفرقه و منازعه هاي طاقت فرسا و رنج آور كه به قتل و خونريزي مي انجاميد پايان داد و قبيله هاي متفرق را به اتحاد و همبستگي درآورد و به صلح و آرامش و همزيستي و مودت و وحدت رهنمون گرديد.
    پيامبر رحمت و وحدت با انگيزه الهي مقابله با تفرقه و تشتت قبايل و دعوت آنان به اسلام ـ كه دين اتحاد و اقتدار است و عامل نخستين و بنيادين همبستگي و يكپارچگي ملل را « توحيد » مي داند ـ زمينه هاي مساعد را براي پايان دادن به اختلافات مهيا نمود.
    پيامبراكرم (ص ) با ديدار و گفتگو با سران قبايل آنان را به اسلام و همبستگي دعوت نمود و پس از آمدوشدهاي اين افراد در ميان قبايل خود آرام آرام بذرهاي ايمان به خدا در سرزمين قلوب بارور گرديد و بر محور توحيد در نخستين و دومين پيمان كه نام « عقبه » (1 ) به خود گرفت دو قبيله مهم عرب يعني « اوس » و « خزرج » به اسلام گرويدند و به وحدت و همبستگي رسيدند. به اين ترتيب آرزوي شيرين اولين گروه از قبايل ديداركننده با پيامبراكرم (ص ) كه اعلام داشتند « ميان ما قبايل پيوسته آتش جنگ فروزان بوده است و اميد است كه خداوند به سبب آئين پاك تو آن را فرو نشاند » (2 ) به ظهور و عينيت درآمد.
    ماموريت الهي پيامبراكرم (ص ) پس از ايجاد وحدت و همبستگي در ميان مردم پايان نيافت كه بخش ديگر مسئوليت بزرگ او پاسداري و صيانت از وحدت و مقابله با نقشه هاي شوم و تفرقه انگيز دشمنان بود.
    براي پيامبر اعظم (ص ) و اصحاب و ياران وفادارش اين « اصل » به باور و تثبيت كامل رسيده بود كه اتحاد و اقتدار مسلمانان خاري است در چشم دشمنان اسلام و به همين دليل بايد با بيداري و مراقبت همه تحركات را زيرنظر گرفت و با حيله ها و ترفندهاي مخالفان وحدت مسلمين به معارضه و مبارزه پرداخت .
    نقشه هاي شوم دشمنان از دو ناحيه اتحاد و همبستگي مسلمانان را نشانه مي رفت . ناحيه اول « جبهه يهود » بود و ناحيه دوم « جبهه نفاق داخلي » . پيامبراكرم (ص ) بدون كوچكترين درنگ و مسامحه با هر دو جبهه به مقابله پرداخت و سعي نمود حيله ها و دام هاي آنها را خنثي و بي اثر نمايد.
    جبهه يهود با مشاهده وحدت مسلمين آرام و قرار نمي يافت و درصدد بود تا به هر طريق ممكن شيرازه هاي اتحاد و اتفاق قبايل به وحدت رسيده را از هم بگسلد و تفرقه و تشتت و تنازع را همچون گذشته در ميان آنان حاكم گرداند تا از اين طريق مانع گسترش اسلام و اعتلاي مسلمين شود.
    سران يهود گرد هم آمدند و به مشاوره با يكديگر پرداختند و ضمن اعلام خطر از ناحيه اتحاد قبايل مدينه پس از هجرت پيامبراسلام به اين شهر اعتراف كردند كه « اگر بين اين دو طايفه وحدت و همبستگي ايجاد گردد ديگر مدينه جاي ماندن ما نيست » .
    جبهه يهود تصميم گرفتند فردي را به ميان دو قبيله مسلمان اوس و خزرج بفرستند و ديگر بار آنها را به دوران جاهليت برگردانند و به كينه و عداوت و ستيز فرا خوانند و به تفرقه و پراكندگي برسانند.
    يهوديان براي نيل به هدف خود جنگ « بعاث » را كه از دير باز بين قبايل اوس و خزرج استمرار داشت مطرح كردند. در اين جنگ تاريخي اوسيان بر رقيب خود پيروز شدند و نخلستان هاي خزرج را به آتش كشيدند و پس از آن جنگ و صلح به صورت متناوب بين دو قبيله رخ مي داد و ضايعاتي را به همراه مي آورد . (3 )
    مامور يهوديان با خواندن اشعاري كه درباره اين جنگ سروده شده بود به تحريك احساسات افراد دو قبيله پرداخت و در كار خويش تا آن جا توفيق حاصل كرد كه آنان را وادار ساخت سلاح ها را آماده كنند و يكديگر را به جنگ تهديد نمايند!
    پيامبراكرم (ص ) از فعاليت هاي تحرك آميز و مخرب يهوديان مطلع گرديد و بي درنگ خود را به ميان افراد اين دو قبيله رساند و با يادآوري دستورهاي اسلام مانع برافروخته شدن آتش جنگ و نزاع وتفرقه در ميان آنها گرديد و بار ديگر وحدت و صميميت را به جبهه مسلمانان به غفلت افتاده و فريب خورده بازگرداند . (4 )
    با تشكيل حكومت اسلامي در مدينه توسط پيامبراكرم (ص ) و قدرت يافتن اسلام و مسلمين « جبهه نفاق داخلي » به فعاليت هاي مخرب روي آورد و تيرهاي زهرآگين خود را به سوي خيمه اتحاد مسلمانان نشانه رفت .
    منافقان داخلي كه چهره اي به ظاهر مذهبي داشتند به حمايت از اسلام مي پرداختند و خود را اهل زهد و تقدس مي ديدند با روشي كه موجه مي نمود و كسي نمي توانست به مخالفت با آن بپردازد به ايجاد شكاف و تفرقه بين مسلمين اهتمام ورزيدند. آنان به ساختن مسجدي پرداختند تا كانوني براي طرح ها و برنامه هاي ناسالم و تفرقه انگيزشان باشد و كسي نتواند مانع گردهم آيي و تجمع و تلاش هاي مخرب آنان گردد.
    تاسيس اين مسجد كه در نقطه مقابل مسجدپيامبراكرم (ص ) قرار داشت مي توانست بين مسلمانان تازه قدرت يافته و به وحدت رسيده شكاف و تفرقه ايجاد نمايد و بنيان هاي اتحاد و اقتدارشان را متزلزل سازد.
    پيامبراكرم (ص ) تصميم داشت سپاه اسلام را به تبوك حركت دهد كه چند نفر به نمايندگي از جبهه نفاق داخلي به نزد آن حضرت آمدند و گفتند : « اي رسول خدا ما مسجدي ساخته ايم براي بيچارگان و بي نوايان و شب هاي باراني و سرد. مايل هستيم تشريف بياوريد و در آن نماز بگزاريد. »
    پيامبراكرم (ص ) با اين بيان كه « من اينك مشغولم و آماده سفر مي باشم » زمان افتتاح مسجد را به بعد موكول نمود . (5 )
    در همين فاصله بود كه فرشته وحي بر رسول خدا(ص ) نازل گرديد و انگيزه و هدف اصلي نفاق پيشگان را از ساختن مسجد اين گونه نمايان ساخت :
    « مردمي منافق مسجدي براي زيان اسلام برپا كردند و مقصودشان كفر و عناد و تفرقه بين مسلمين و مساعدت به دشمنان ديرينه خدا و رسول است و با اين وصف سوگند ياد مي كنند كه ما در بناي اين مسجد جز قصد خير و توسعه اسلام نداريم . خدا گواهي مي دهد كه آنان دروغ مي گويند . » (6 )


    پس از نزول اين آيه پيامبر اكرم (ص ) گروهي را به سوي مسجد منافقان ـ كه به « مسجد ضرار » معروف گرديد ـ گسيل داشت و دستور داد آن را آتش بزنند و ويران سازند و به اين وسيله اين مركز و كانون ايجاد فتنه و تفرقه و شكاف ميان مسلمين منهدم گرديد.
    اضمحلال اين مسجد نشان داد كه اولا اتحاد و وحدت مسلمين امري مقدس و واجب و حياتي ميباشد و هرگز تابع ظاهرگرايي و مقدس بازي و نفاق ورزي نمي شود و به همين دليل گروهي از مسلمانان فتنه گر و نفاق پيشه كه به مسجدسازي پرداختند و بسيار نام خدا را بر زبان جاري مي كردند و ادعاي ديانت و مسلماني داشتند به سهولت طرد و نفي ميشوند و عملشان باطل و موجب افتراق و تشتت در جبهه اسلام اعلام ميگردد.
    ثانيا سرنوشت مسجد ضرار يك نمونه و مصداق عيني و به وقوع پيوسته براي همه اعصار و زمان ها مي باشد تا همه نسلهاي مسلمان كه داراي عشق خالص و ايمان زلال به خدا و قرآن و اسلام و پيامبر اعظم (ص ) مي باشند هرگز در دام هاي نفاق و دورويي گرفتار نيايند و اسير ظواهر نشوند و همواره به باطن و عمق و ژرفا وانگيزه هاي پاك و اهداف والا نظر بگسترند و وحدت و اتحاد مسلمين را با ظاهرگرايي ها و دين فروشي ها و افكار و تحركات آلوده به نفاق و فتنه معاوضه ننمايند و با هر فرد و هر گروه و جمعيتي كه بر سرراه اتحاد اسلامي مانع ايجاد مي كند مقابله نمايند.
    فعاليت هاي مخرب « جبهه نفاق داخلي » محدود به ساختن مسجد ضرار نبود و آنان با روش هاي مختلف از جمله تلاش براي بازداشت مسلمانان از حضور در عرصه هاي جهاد با كفار و مشركين ايجاد پيوند و ارتباط با دشمنان اسلام به مضحكه گرفتن مسلمانان و نقشه براي به قتل رساندن پيامبر خدا (ص ) سعي در مقابله با وحدت و همبستگي مسلمين داشتند.
    همچنين تلاشهاي شيطاني « جبهه يهود » محدود به تحريك قبايل مسلمان نمي گشت كه آنان با شيوه هاي ديگر نيز همچون تبليغات گسترده عليه اسلام و رسول خدا (ص ) هم پيماني با كفار و مشركين قريش تحريك دشمنان اسلام و ياري رساني به آنها و حضور در جنگ و نبرد مستقيم در صدد از بين بردن جبهه توحيد و گسستن زنجيرهاي مستحكم اتحاد و اقتدار مسلمانان بر مي آمدند.
    امروز « جهان اسلام » در مقابل همان دو جبهه وحدت ستيز و تفرقه انگيز قرار دارد و بايد آرمان هاي والا و مقدس پيامبر اعظم (ص ) براي مقابله با تفرقه و تشتت هاي ناشي از نقشه ها و عملكردهاي اين دو جبهه شيطاني را تداوم بخشد و از هيچ تلاش و فعاليتي براي اتحاد و اقتدار مسلمين دريغ نورزد.
    اين مراقبت ها و مبارزه و تلاش ها در جهان معاصر اهميتي فزون تر يافته است و از همين رو كوشايي و فعاليتهاي مضاعفي را مي طلبد.
    امروز « جبهه يهود » وسعت يافته و قدرت بيشتر به دست آورده و از امكانات بالاتري برخوردار گرديده است . در شرايط كنوني جبهه يهود مركب از « اسرائيل و آمريكا و انگليس » و اقمار آنها به تقابل با وحدت جهان اسلام مي پردازند و از تمام حربه ها و ابزارهاي فرهنگي و تبليغي و سياسي و نظامي بهره جويي مي كنند و به صورت پيدا و پنهان صفوف مسلمين را در برابر يكديگر قرار مي دهند.
    و نيز امروز « جبهه نفاق داخلي » رشد و گسترش يافته و شامل همه گروهها و جمعيت ها و احزابي مي شود كه نام دين دارند و مشي ضد دين . اين احزاب و گروه هاي به ظاهر اسلامي در كشورها و سرزمينهاي مسلمان نشين به طور مستقيم و غير مستقيم به جبهه كفر جهاني متصل مي باشند و آب به آسياب دشمن ميريزند و ستون پنجم آنان محسوب ميشوند و هدف نهايي واصليشان از بين بردن « وحدت شيعه و سني » است كه تلاشهاي طاقت فرسايي از جانب علماي مسئول و درد آشناي هر دو مذهب براي تحقق آن انجام گرديده است . از ديدگاه قدرتهاي استكباري و عوامل و مزدوران آنها در سرزمينهاي اسلامي چنانچه وحدت تشيع و تسنن كه نماد بارز وحدت « جهان اسلام » است ضربه پذيرد و متزلزل شود راه براي سيطره كامل آنان بر كشورهاي وسيع اسلامي و منابع قدرت و ثروت آنها صاف و هموار مي شود.
    پيروان اسلام بايد باتمسك به حبل استوار دين خدا و تبعيت از مشي و سيره پيامبر اعظم (ص ) عزم خويش را بيشتر از پيش براي مقابله با دو جبهه خارجي و داخلي برانگيزاننده تفرقه و تشتت در بين مسلمين جهان جزم كنند و راهي را كه پيامبر رحمت و وحدت پيمود طي نمايند كه نصرت و ياري دين خدا نصرت و ياري خداوند متعال را به همراه خواهد داشت و « باطل » را كه خس و خاشاك روي آب است مرتفع خواهد نمود و « حق » را در همه ابعاد و جلوه هاي آن مستقر خواهد ساخت .
    ــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ « عقبه » كه گردنه اي است نزديك « منا » محل انتخاب شده براي ديدار و گفتگو و انعقاد پيمان بين رسول اكرم (ص ) و سران قبايل متفرق اوس و خزرج بود.
    2 ـ فروغ ابديت جعفر سبحاني انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ج 1 ص 406
    3 ـ همان مدرك ص 405
    4 ـ سيره پيامبر اعظم (ص ) نجف لك زايي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ص 110
    5 ـ همان مدرك 118
    6 ـ قرآن كريم سوره توبه آيه 107
    پيامبر اكرم (ص ) قبايل متشتت و متعارض و هميشه در تنازع و اختلاف را از بيابان هاي تفتيده تحير و سرگرداني و كوره راه هاي جهل و ناداني گردآورد و بر كشتي امنيت و سلامت نشاند و از طوفان هاي سهمگين و امواج خروشان و متلاطم درياي حوادث وحشت زا عبور داد و به ساحل وحدت و رهايي و سعادت رساند
    هم اكنون جهان اسلام در مقابل همان دو جبهه وحدت ستيز و تفرقه انگيز دوران رسالت پيامبر اعظم (ص ) يعني « جبهه يهود » و « جبهه نفاق داخلي » قرارداد. لكن جبهه يهود وسعت يافته و قدرت بيشتر به دست آورده و از امكانات بالاتري برخوردار گرديده است . در شرايط كنوني جبهه يهود مركب از « اسرائيل و آمريكا و انگليس » و اقمار آنها به تقابل با وحدت جهان اسلام مي پردازند و از تمام حربه ها و ابزارهاي فرهنگي و تبليغي و سياسي و نظامي بهره جويي مي كنند و به صورت پيدا و پنهان صفوف مسلمين را در برابر يكديگر قرار مي دهند
    « جبهه نفاق داخلي » شامل همه گروه ها و احزابي مي شود كه نام دين دارند و مشي ضد دين . اين احزاب و گروه هاي به ظاهر اسلامي در كشورها و سرزمين هاي مسلمان نشين به طور مستقيم و غيرمستقيم به جبهه كفر جهاني متصل مي باشند و آب به آسياب دشمن مي ريزند و ستون پنجم آنان محسوب مي شوند و هدف نهايي و اصليشان از بين بردن « وحدت تشيع و تسنن » است