اشاره :
افزايش نياز كشورهاي صنعتي به نفت و گاز
جايگاه و اهميت ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك كشورهاي نفتي را ممتاز ساخته
است و پس از حادثه يازده سپتامبر 2001 رسانه هاي گروهي جهان و مراكز پژوهشي در زمينه انرژي و صنعت نفت پيرامون اهميت
راهبردي نفت آفريقا اطلاعات گوناگوني ارائه دادند. به قدرت رسيدن نئومحافظه كاران وابسته به شركت هاي نفتي از جمله
خانواده بوش و ديك چني
كونداليزا رايس
.... حتي زلماي خليل زاد سفير سابق امريكا در افغانستان و نماينده فعلي آمريكا در
سازمان ملل
آزمندي و شهوت نفتي كاخ سفيد را تشديد كرد. افزايش تنش و بحران در منطقه خاورميانه برخي استراتژيست هاي
نفتي آمريكا را به اين فكر وادار ساخت كه براي حفظ امنيت انرژي
واشنگتن بايد به دنبال يك بديل نفتي در قاره آفريقا باشد.
انديشه توسعه طلبانه و روياي تاسيس يك امپراتوري جهان توسط كاخ سفيد
آمريكا را به تسلط و چيره شدن بر منابع نفتي قاره
آفريقا به ويژه منطقه خليج گينه ترغيب نمود.
اهميت بين المللي آفريقا
« رابرت گيتس » وزير دفاع آمريكا روز 6 فوريه 2007 (17 بهمن 1385 ) در كنگره اعلام كرد كه واشنگتن فرماندهي
نظامي در منطقه آفريقا تشكيل داده است
در 15 فوريه (25 بهمن ) اجلاس سران كشورهاي آفريقايي و فرانسه در شهر
كان برگزار شد و پيرامون مسائل امنيتي
آينده سياسي قاره آفريقا و راهكارهاي همكاري فرانسه با كشورهاي آفريقايي
بحث و گفت و گو شد. چيني ها نيز به مناسبت پنجاهمين سالگرد برقراري روابط ميان چين و كشورهاي آفريقا
سومين
همايش سران آفريقا ـ چين را برگزار كردند. تحركات واشنگتن
پاريس و پكن در صحنه قاره آفريقا نشانگر افزايش
اهميت و جايگاه آفريقا در صحنه بين المللي است . اما از آنجائيكه راهبردهاي هر كدام از قدرت هاي مذكور با ديگري
تفاوت هاي ماهوي و نگرشي دارد. صحنه رقابت بين المللي حول و حوش اين قاره را پرتحرك و تنش كرده
است .
فرانسه كه صاحب ميراث استعماري در قاره افريقا است
ديگر توانمندي نظامي براي بسط هژموني در قاره سياه را
ندارد. يعني منطقه شمال آفريقا را از دست داده است و اكنون فقط از ابزارهاي سياسي و فرهنگي براي حفظ بقاياي نفوذ
خود در قاره آفريقا استفاده مي كند. فرانسوي ها براي پاسداري از نفوذ خود
اقدام به متنوع سازي روابط اقتصادي خود با
كشورهاي افريقا نموده اند. اين رويكرد تا اندازه اي از افزايش نفوذ چيني ها در اين قاره جلوگيري كرده است .
آمريكا با تاسيس فرماندهي منطقه قار آفريقا به دنبال عملياتي كردن برنامه ها و طرح هاي راهبردي خود براي بسط
هژموني خود در اين منطقه است . بسط هژموني
جايگاه واشنگتن را در صحنه اقتصاد و انرژي كشورهاي اين قاره تثبيت
خواهد كرد.
چين با عنايت به نداشتن ميراث استعماري زشت همچون فرانسه و نداشتن سابقه امپرياليستي همچون ايالات
متحده آمريكا
روابط خود را با كشورهاي اين منطقه بطور روزافزون توسعه مي دهد. سياست هاي راهبردي پكن در قبال
آفريقا از پويايي لازم برخوردار است و از ابزارهاي اقتصادي و عوامل توسعه اي جهت عملي كردن برنامه هاي خود بهره
مي گيرد.
همايش سران كشورهاي آفريقايي و چين از سوي استراتژيست هاي چيني در سال 2006 (1385 ) به نهادي راهبردي
جهت مديريت طرح هاي راهبردي چين در قاره آفريقا مبدل گشت . چيني ها براي عملي كردن طرح هاي راهبردي خود در
قاره سياه اقدام به ارائه كمك هاي فني و توسعه اي به كشورهاي آفريقايي نمودند. اين اقدامات زمينه ها را براي توسعه
حجم مبادلات بازرگاني چين و قاره آفريقا (از ده ميليارد دلار در سال 2000 به پنجاه ميليارد دلار در سال 2006 ) فراهم
كرد.
رقابت راهبردي پاريس و پكن در صحنه قاره سياه در زمينه اقتصادي است در حاليكه سياست راهبردي واشنگتن در
اين قاره در چارچوب جذب همكاري ها و ائتلاف با كشورها به بهانه مبارزه عليه تروريسم و همچنين افزايش
سرمايه گذاري در بخش صنعت انرژي اين قاره به ويژه كشورهاي غرب آفريقا و خليج گينه بوده است .
ذخاير نفتي آفريقا
تا پايان Arab Oil and Gas آمار دقيق و علمي درباره ذخاير نفتي آفريقا در دست نيست . بر طبق تخمين نشريه
سال 2003 ميزان ذخاير نفتي كشورهاي آفريقايي معادل 101
8 ميليارد بشكه و ميزان توليد اين كشورها تا پايان همين
سال روزانه افزون بر 8
401 ميليون بشكه برآورد شده است . براساس گزارش مجله اشپيگل (مارس 2004 ) كارشناسان
نفت موجود در زير آب هاي ساحل غربي آفريقا را حدود يكصد و پنج ميليارد بشكه تخمين زده اند. از طرفي كنفرانس
توسعه سازمان ملل متحد
منابع نفتي اين قاره را هشتاد ميليارد بشكه برآورد كرده است . اين رقم هشت درصد كل منابع
نفت خام جهان را تشكيل مي دهد. همچنين اين قاره داراي ذخاير گازي و ميزان هفت درصد كل ذخاير گازي جهان يعني
حدود يازده تريليون مترمكعب است .
جايگاه آفريقا در راهبرد آمريكا
پس از فروپاشي شوروي و اردوگاه سوسياليستي
اولويت هاي آمريكا متحول گرديد و رويكردهاي جديد سياست
آمريكا در قبال تحولات قاره سياه را در نكات زير مي توان تبيين نمود :
هدف اول : تلاش و تكاپو براي ادغام قاره آفريقا در منظومه اقتصاد جهاني كه براي عملياتي نمودن اين هدف
اقدامات زير انجام مي دهد :
آمريكا سرمايه گذاري بخش هاي خصوصي و دولتي آمريكايي در كشورهاي اين قاره را تشويق و ترغيب مي كند.
حمايت از رژيم هاي آفريقايي كه از دموكراسي آمريكايي و مفاهيم و ارزشهاي آن پيروي مي كنند به ويژه
كشورهايي كه جايگاه راهبردي در سياست جهاني آمريكا دارند.
تلاش براي جلوگيري از گسترش منازعات منطقه اي در اين قاره بگونه اي كه روند آنها به سود رقيبان واشنگتن
مي باشد. در برخي از كشورهاي آفريقايي
واشنگتن راهبرد آنارشيسم فعال اجرا مي كند تا زماني كه رقيبان منطقه اي و
فرامنطقه اي او تضعيف يا از صحنه خارج گردند.
هدف دوم : اهتمام به قاره آفريقا از سوي آمريكا در راستاي حمايت از منافع حياتي اين كشور بوده است . امريكا پس
از حادثه يازده سپتامبر از كشورهاي آفريقايي كه در راستاي مبارزات عليه تروريسم جهاني
حركت و اقدام مي كنند
حمايت بيشتري نمود و به اين كشورها كمك هاي لجستيكي و مادي نموده است .
هدف سوم : با وجود افزايش اهتمام واشنگتن به كشورهاي آفريقايي
جايگاه اين قاره تا حادثه يازده سپتامبر 2001
در اولويت هاي راهبردي و حياتي آمريكا نبود . بوش در تبليغات رياست جمهوري در سال 2000 اعلام كرد كه « آفريقا
جايگاهي در اولويت هاي امنيت ملي امريكا ندارد. » ولي نفت آفريقا به ويژه ذخاير نفتي منطقه خليج گينه پس از حادثه
يازده سپتامبر
اولويت ژئوپلتيكي براي امنيت ملي آمريكا پيدا كرد.
منابع نفتي اين حوزه جغرافياي به استثناي ميادين نفتي سودان
در دسترس بي واسطه سواحل شرقي آمريكا قرار
دارند. شركت هاي نفتي امريكا در اين منطقه سرمايه گذاري هنگفتي نموده اند. بطور مثال شركت هاي امراداس
ماراتون در
سال 2003 (1382 ) بيش از ده ميليارد دلار در صنعت نفت قاره سياه سرمايه گذاري كردند . يكي از مراكز مطالعاتي كه
روي مركز تصميم گيري كاخ سفيد در زمينه اهميت نفت آفريقا
بسيار تاثيرگذار بوده
انستيتو مطالعات پيشرفته سياسي
است . اين مركز پژوهشي كه در سال 1984 (1363 ) در قدس اشغالي تاسيس شده هم به IASPS و استراتژيك
نئومحافظه كاران آمريكا نزديك است و هم به حزب ليكود كه به طور سنتي طرفدار استراتژي قطع وابستگي آمريكا و
غرب از نفت منطقه خليج فارس به ويژه عربستان سعودي و ايران است .
پس از سال 2002 سياست كاخ سفيد در امور انرژي و اهتمام واشنگتن به منطقه آفريقا به طور هويدا تحت تاثير
(گروه ابتكار سياسي براي نفت آفريقا) قرار گرفت . « ديك چني » معاون رئيس جمهور آمريكا در AOPLG لابي گروه
يكي از اظهاراتش اعلام كرد : « نفت آفريقا به سبب كيفيت بسيار خوب و مقدار كم گوگردش
نمونه اي از يك بازار روبه
رشد براي پالايشگاه هاي كناره شرقي آمريكاست » .
در عرض چند سال اخير توجه مقامات سياسي و نظامي آمريكا به آفريقا به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است .
به طور مثال :
الف ـ سفرهاي دوره اي « كالين پاول » وزير خارجه سابق آمريكا به گابن و آنگولا در شهريور 1381 (گابن و انگولا از
تامين كننده نيازمندي هاي نفتي آمريكا هستند)
ب ـ سفر بوش به سنگال
نيجريه
بوتسوانا
اوگاندا و آفريقاي جنوبي در تيرماه 1382
ج ـ سفر دوره اي ژنرال چارلز. الف . والد معاون فرماندهي نيروهاي نظامي آمريكا مستقر در اروپا به ده كشور
آفريقايي .
هدف چهارم : بسط و گسترش حضور نظامي : پس از سقوط كمونيسم جهاني و فروپاشي شوروي
واشنگتن تلاش هايي
جهت حضور نظامي در مناطق حساس جهان از جمله قاره آفريقا آغاز كرد . در روزهاي 23 و 24 مارس 2004 (سوم و
چهارم فروردين 1383 ) در شهر اشتوتگارت آلمان براي اولين بار و بي سروصدا در مقر فرماندهي اروپايي ارتش آمريكا
نشستي با حضور روساي ستاد هشت كشور آفريقايي (چاد ـ موسادـ موريتاني ـ مراكش ـ نيجرـ سنگال ـ الجزايرـ تونس )
و فرماندهان ارتش آمريكا برگزار شد كه از اهداف اعلامي آن عبارتند از
هماهنگي ميان آمريكا و نظاميان اين كشورها جهت مقابله با تروريسم در منطقه ساحل و صحرا و منطقه شمال
آفريقا بوده است . مذاكرات آمريكا و ارتش كشورهاي فوق از اجلاس اشتوتگارت ادامه داشته و در اجلاس اخير نظاميان
آمريكا و هشت كشور مزبور كه در داكار پايتخت سنگال در فوريه 2007 (بهمن 1385 ) برگزار شد
بر تشكل يك نيروي
نظامي مشترك براي مقابله با گروههاي تروريستي در منطقه تاكيد شد.
اهتمام آمريكا به نفت غرب آفريقا
منطقه غرب آفريقا به طور كلي و منطقه خليج گينه پس از واقعه يازده سپتامبر 2001 اولويت هاي ژئوپلتيك و
ژئواكونوميك براي سياست جهاني آمريكا پيدا كرد. نيجريه
كامرون
انگولا
جمهوري كنگو
گينه استوايي
گابن و
سائوتومه ـ پرنسيپ مهمترين كشورهاي توليدكننده نفت اين منطقه هستند. منابع نفتي اغلب اين كشورها در مناطق
دريايي خليج گينه قرار گرفته و اين امر يكي از موجبات اهتمام امريكا به نفت اين منطقه مي باشد. انگيزه ها و علل اهتمام
واشنگتن به نفت اين منطقه به طور خلاصه مي توان چنين بيان نمود :
1 ـ نفت اين منطقه به علت دارابودن مقدار كم گوگرد
مرغوب ترين نفت جهان بوده است . به طور مثال درجه نفت
آنگولا بين 32 درجه تا 39
5 درجه است و تقريبا از مواد گوگردي خالي است . نفت سبك ايران با درجه 33
9 و نفت
سبك عرب با درجه 34
2 و نفت ميناس اندونزي با درجه 33
9 است .
2 ـ نزديكي منابع نفتي اين حوزه به سواحل امريكا
منابع نفتي خليج گينه كه بخشي از اقيانوس اطلس است به
سواحل شرقي آمريكا نزديك است . به عنوان مثال يك نفتكش از خليج گينه تا ساحل نفتي گالوستون در ايالت تگزاس
نيمي از مسافتي را طي مي كند تا از خليج فارس به سوي امريكا حركت كند.
3 ـ از علل مهم اهتمام آمريكا به نفت اين منطقه
تمامي كشورهاي آفريقا غربي به جز نيجريه عضو اوپك نيستند و
براي نفت كشورهاي غيرعضو سازمان اوپك صرفا عامل تقاضا است كه قيمت نفت را تعيين مي كند.
4 ـ اغلب منابع نفتي در اين منطقه از سكوهاي شناور استخراج و از ناآرامي هاي سياسي و اجتماعي تا حدودي در
امان هستند. همچنين حمل و نقل نفت اين حوزه به خاطر واقع شدن آن در سواحل يا در آب هاي كم عمق خليج گينه كه
ارتباط مستقيمي با اقيانوس ها اطلس دارد نسبت به ساير منابع نفتي جهان آسان و كم هزينه است .
5 ـ ميان كشورهاي غرب آفريقا روابط نژادي
فرهنگي
تاريخي و سياسي مستحكم و پايدار وجود ندارد . لذا ضريب
احتمالي اتحاد و ائتلاف اين كشورها عليه امريكا و قطع صادرات نفتي به آن اندك است .
6 ـ تسلط آمريكا بر نفت آفريقا به ويژه حوزه خليج گينه به طور عيان در خدمت گسترش هژموني منطقه اي و جهاني
واشنگتن بوده است .
7 ـ آمريكا از رهگذر افزايش حضور اقتصادي خود در اين منطقه
تلاش هايي جهت گشايش بازارهاي نوپايي براي
كالاهاي خود مي كند و سعي دارد كسري بازرگاني خود با اين منطقه كاهش دهد . سهم آمريكا از بازار آفريقا فقط 7
6
است . در حالي كه كشورهاي اتحاديه اروپايي 30 درصد كل بازار آفريقا را در اختيار دارند و حجم مبادلات تاريخي چين
و كشورهاي اين قاره فقط 50 ميليارد دلار است .
روابط چين و آفريقا
كنفرانس باندونگ در سال 1995 (1374 ) بستر مناسبي براي حضور چين كمونيستي در عرصه منطقه اي و جهاني
بود. كشورهاي آفريقايي همچون مصر و سودان از جمله كشورهاي پيشگام آفريقايي بودند كه چين كمونيستي به رهبري
مائو را به رسميت شناختند.
انگيزه هاي اهتمام پكن به اين قاره مي توان چنين خلاصه كرد :
1 ـ منافع سياسي : چين از برقراري روابط با كشورهاي آفريقايي توانست تايوان را در عرصه بين المللي و محافل آن
منزوي كند. اغلب كشورهاي آفريقايي چين را به رسميت شناخته و با آن روابط گوناگون دارند.
2 ـ منافع اقتصادي : بازار آفريقا براي توسعه اقتصاد ملي چين اهميت راهبردي دارد . حجم مبادلات چين و قاره سياه
در سال 1999 (1378 ) 6
5 ميليارد دلار بوده و در سال 2006 (1385 ) به 50 ميليارد دلار افزايش يافت .
3 ـ كسب وجهه جهاني : اين كشور با توسعه روابطش با كشورهاي آفريقايي به اعتبارات بين المللي پكن كمك هاي
فراواني كرده است .
مناسبات پكن و كشورهاي آفريقايي سه مرحله تاريخي
1 ـ مرحله حمايت چين از جنبش هاي آزاديبخش (1979 ـ 1949 )
2 ـ مرحله سياست عملگرايانه چين (1999 ـ 1979 )
3 ـ مرحله بسط سياست هاي اقتصادي (2007 ـ 2000 ) در اين مرحله بازار آفريقا براي چيني ها اهميت بسيار پيدا كرد .
پژوهشگران اقتصادي چيني براين باور هستند كه آفريقا در آينده نه چندان با هشتصد ميليون نفر جمعيت و حجم
روبه افزايش بازرگاني آن كه از حدود 250 ميليارد دلار در اواخر قرن بيستم به حدود 480 ميليارد دلار در سال 2025
خواهد رسيد
بازار بسيار بزرگي براي چين خواهد بود. نياز چين به نفت آفريقا يكي از محركه هاي ديپلماسي پكن در قاره
آفريقا در اين مرحله بوده است .
چين در جستجوي نفت
برقراري روابط ميان چين و آنگولا از ديدگاه ناظران سياسي
انگيزه هاي اقتصادي (به ويژه در بخش انرژي ) داشته
است . اكنون اين مستعمره پرتغالي پيشين به دومين شريك اقتصادي چين در قاره آفريقا تبديل شده و حدود 25 درصد از
توليدات نفتي آنگولا به مخازن انرژي پكن سرازير مي شود. چين با گينه استوايي نيز روابطش را توسعه داد و حجم
مبادلات تجاري ميان دو كشور در سال 2006 (1385 ) 1
457 ميليارد دلار بوده است . پكن بيش از 25 درصد از نفت
موردنيازش را از كشورهاي حوزه خليج گينه و نقاط دورافتاده سودان تامين مي كند.
در سال 2006 (1385 ) كشور چاد روابط سياسي خود را با تايوان قطع و مجددا مناسبات خود را با چين عادي سازي
نمود. جذب سرمايه گذاري چين در صنعت نفت مهمترين هدف انجامنا براي برقراري روابط با پكن بوده است .
(با مالكيت دولتي ) اعلام كرد CNOOC
Ltd در نهم ژانويه 2006 (19 دي ماه 1384 ) شركت انرژي چيني به نام
كه در آينده نزديك 45 درصد سهام يك ميدان نفتي در نيجريه به مبلغ 2
25 ميليارد دلار خواهد خريد . در سال 2005
(1384 ) چين 50 درصد صادرات سودان را خريد .
فروش اسلحه
چين روابط نظامي و امنيتي با سران كشورهاي آفريقا برقرار نموده و فروش سلاح هاي چيني نقش موثري در تحكيم
روابط اين كشور با قاره آفريقا ايفا مي كند. هم اكنون پكن به سودان
نيجريه و آنگولا و گينه استوايي تسليحات و
تجهيزات نظامي مي فروشد
روزنامه « لوموند » فرانسه در گزارشي درباره فروش سلاح توسط چين به كشورهاي اين قاره
نوشت : پكن در سال هاي 1977 ـ 1955 (1356 ـ 1334 ) به كشورهاي آفريقايي به مبلغ 142 ميليون دلار سلاح فروخته
ولي موسسه پژوهشي وابسته به كنگره آمريكا در گزارشي نوشت : فروش سلاح هاي چيني به كشورهاي اين منطقه در
سال هاي 2003 ـ 1996 (1382 ـ 1375 ) 10 درصد كل فروش سلاح هاي جهان به اين قاره است .
چين از تحركات آمريكا جهت ايجاد فرماندهي نظامي در منطقه آفريقا به شدت انتقاد كرده است . در مقابل كاخ سفيد
چين را به خروج از قواعد متعارف بازي در صحنه جهاني
متهم مي كند. حجم گزارش هاي رسانه هاي گروهي غرب به
ويژه آمريكا درباره روابط چين و قاره آفريقا در پي برگزاري همايش سران كشورهاي آفريقا و چين در اواخر سال 2006
(1385 ) بسيار زياد بود و درباره مناسبات چين و كشورهاي آفريقايي بزرگنمايي كردند .
رقابت فرانسه و آمريكا
پس از فروپاشي شوروي سابق و پايان جنگ سرد ميان آمريكا و استعمارگران سابق آفريقا به ويژه فرانسه منازعه و
رقابت شديدي در افتاد. فاجعه خونين جنگ درياچه هاي بزرگ و تنش هاي در غرب آفريقا بخشي از نتايج اين رقابت ها
ميان پاريس و واشنگتن بوده است . فرانسه در صنعت نفت مستعمرات پيشين خود تلاش داشته نقش اول را ايفا كند.
حوزه هاي نفتي همچون گابن
كامرون
برازويل براي پاريس به عنوان فضاي حياتي انرژي مطرح است . فرانسه در تكاپو
EIF بوده كشورهاي نفت خيز فرانسه زبان را با انواع ابزارها در دايره وابستگي به پاريس نگهدارد . شركت نفتي فرانسه
حتي در دوران حاكميت ماركسيست ها در كنگو (1370 ـ 1343 ) در صنعت نفت اين تسلط داشته است . فعاليت
در منطقه آفريقا تحت تاثير توسعه طلبي شركت هاي آمريكاي همچون EIF و Total شركت هاي نفتي فرانسه همچون
در سال هاي اخير كاهش يافته است . Mobil و Chevron
Texaco
منبع :
فصلنامه مطالعات آفريقا
تحركات واشنگتن
پاريس و پكن در صحنه قاره آفريقا نشانگر افزايش اهميت و جايگاه آفريقا در صحنه بين المللي
است . اما از آنجائيكه راهبردهاي هر كدام از قدرت هاي مذكور با ديگري تفاوت هاي ماهوي و نگرشي دارد. صحنه رقابت
بين المللي حول و حوش اين قاره را پرتحرك و تنش زا كرده است .
فرانسه كه صاحب ميراث استعماري در قاره افريقا است
ديگر توانمندي نظامي براي بسط هژموني در قاره سياه را
ندارد. يعني منطقه شمال آفريقا را از دست داده است و اكنون فقط از ابزارهاي سياسي و فرهنگي براي حفظ بقاياي نفوذ
خود در قاره آفريقا استفاده مي كند
آمريكا با تاسيس فرماندهي منطقه قاره آفريقا به دنبال عملياتي كردن برنامه ها و طرح هاي راهبردي خود براي بسط
هژموني خود در اين منطقه است
چين با عنايت به نداشتن ميراث استعماري زشت همچون فرانسه و نداشتن سابقه امپرياليستي همچون ايالات متحده
آمريكا
روابط خود را با كشورهاي اين منطقه بطور روزافزون توسعه مي دهد
رقابت راهبردي پاريس و پكن در صحنه قاره سياه در زمينه اقتصادي است در حاليكه سياست راهبردي واشنگتن در
اين قاره در چارچوب جذب همكاري ها و ائتلاف با كشورها به بهانه مبارزه عليه تروريسم و همچنين افزايش
سرمايه گذاري در بخش صنعت انرژي اين قاره به ويژه كشورهاي غرب آفريقا و خليج گينه بوده است
آمار دقيق و علمي درباره ذخاير نفتي آفريقا در دست نيست . براساس گزارش مجله اشپيگل (مارس 2004 )
كارشناسان
نفت موجود در زير آب هاي ساحل غربي آفريقا را حدود يكصد و پنج ميليارد بشكه تخمين زده اند
منطقه غرب آفريقا به طور كلي و منطقه خليج گينه پس از واقعه يازده سپتامبر 2001 اولويت هاي ژئوپلتيك و
ژئواكونوميك براي سياست جهاني آمريكا پيدا كرد

|