بسم الله الرحمن الرحيم
شكست كاخ سفيد و ناكامي مراكز تصميم گيرنده در آمريكا
به قلمرو مسائل سياسي و نظامي محدود نمي شود بلكه آمريكا در قلمرو
مسائل فرهنگي و رسانه اي هم دچار ناكاميها و شكست هاي بزرگي شده است .
جدي ترين نمودهاي اين شكست در سالهاي اخير به بازتاب جهاني فيلم جنجالي « 300 » و شكست مطلق طرح آمريكا در جلب نظر
ملت هاي مسلمان خاورميانه باز مي گردد كه امروزه بيشترين حد از نفرت و انزجار نسبت به آمريكا در همين كشورها به نمايش در مي آيد
و اين درحالي است كه حكومتها در اين كشورها عموما روابط بسيار نزديكي با واشنگتن دارند. خوبست در اين زمينه قدري به كنكاش
بپردازيم تا ابعاد ناكاميهاي فرهنگي آمريكا را بهتر درك كنيم چرا كه در واقع
آنچه رخ داده است را بايستي « ناكامي آمريكا در زمينه
سواستفاده از ابزارهاي فرهنگي » بناميم .
واشنگتن با احساس ناكامي در قلمرو مسائل سياسي در برابر ايران تلاش كرد با سواستفاده از ابزارهاي تبليغاتي و فرهنگي
جو
تبليغاتي مسمومي را عليه ايران به راه اندازد و حتي با داستان پردازيهاي جنون آميز عليه سوابق تاريخي ايران
چهره اي مخدوش
ضدانساني و غيرقابل دفاع از ايران باستان ارائه كند لكن در ميدان عمل به نتايج معكوسي دست يافت و تمامي طرحهايش در اين زمينه
به زيان اهداف اوليه تمام شد.
سينماي هاليوود
چون در خدمت اهداف كينه توزانه و ضد فرهنگي كاخ سفيد درآمد
اعتبار جهاني خود را در مقياس وسيعي از
دست داد و ثابت كرد كه هنرپيشگان
نويسندگان و فيلمسازان هاليوود در واقع « مزدوران فرهنگي » هستند و با دريافت مزد اقدامات خود
حاضرند دست به هر خيانتي بزنند و همه چيز خود را و حتي حيثيت فرهنگي خودشان را هم به « حراج » بگذارند. در ماجراي طرح ضد
فرهنگي « 300 » تمامي دست اندركاران هاليوود از نمايشنامه نويس و كارگردان گرفته تا هنرپيشگان و ساير عوامل سينمائي
به نوكري
روي آوردند تا يكي از وقيحانه ترين جعليات تاريخي دنياي معاصر را مرتكب شوند و با « جعل تاريخ »
فجايعي را به ملت ايران نسبت
دهند كه دنياي معاصر از طريق رسانه ها شاهد آنست كه همين فجايع را آمريكاي جنايتكار و مزدورانش در حق ساير ملتها مرتكب
مي شوند. در واقع آمريكائي ها براي جعل تاريخ ايران باستان
« قياس به نفس » كرده اند و هر آنچه در حق ساير ملتها مرتكب شده و
مي شوند را به ديگران نسبت داده اند. اين براي « سينماي هاليوود » به عنوان يك نماد فرهنگي آمريكا شرم آور است كه با نوكري به ابزار
تامين اهداف فرهنگي سياستمداران شرور آمريكائي تبديل شوند و جز ننگ و نكبت چيز ديگري عايدشان نشود.
شدت و ابعاد رسوائي « سينماي هاليوود » در ساخت اين فيلم ضدانساني و نژادپرستانه به قدري گسترده و محرز است كه حتي
رسانه هاي آمريكائي را به موضع اعتراض و انتقاد كشانده است . روزنامه « لس آنجلس تايمز » ضمن تشريح ابعاد رسوائي « سينماي
هاليوود » در ساخت فيلم « 300 » اعتراف كرده است : « اشتباه سينماي هاليوود در ساخت فيلم « 300 » اين بود كه بجاي تخريب فرهنگي
ايران به « ترور فرهنگي » اقدام كرده است » . اين در واقع اعتراف صريحي است كه ماهيت سينماي هاليوود را در حد و اندازه يك
« تروريست فرهنگي » معرفي مي كند. مسئله اينست كه سينماگران هاليوود بعنوان « اراذل فرهنگي »
خود را به طور كامل در اختيار « اراذل
سياسي » حاكم بر آمريكا يعني در اختيار جناح محافظه كاران قرار داده اند.
گزارش لس آنجلس تايمز در اين مقوله حاوي اعترافات قابل تاملي است كه به اهداف و انگيزه هاي ديپلماسي فرهنگي آمريكا در
قبال ايران
اشاره اي گذرا دارد و « قصد تخريب فرهنگ ايران » را به صراحت بيان مي كند و مي نويسد : « ساخت فيلم جنجال برانگيز 300 كه
به سفارش عوامل پشت پرده در سينماي هاليوود انجام شده بود و نمايش آن در فروردين 1386 باعث واكنش گسترده دولت ايران و
تمامي ايرانيان در سراسر جهان شد و با بهره گيري از اين ابزارهاي فرهنگي نشان داد كه صاحبان قدرت در آمريكا
آشكارا قصد تخريب
فرهنگ ايران را دارند تا از طريق تبليغات رسانه اي و فيلم هاي هاليوودي به اهداف خود برسند و از اين نكته حساس و حياتي غافل شوند
كه در اين قبيل عرصه ها نبايد خيلي دريده سخن گفت . » لس آنجلس تايمز
با جملات تلطيف شده اي سعي دارد نشان دهد اهداف آمريكا
در اين ماجرا نه تنها برآورده نشد بلكه نتايج معكوسي را بهمراه داشت كه هنوز هم گريبانگير آمريكاست و واشنگتن را در قلمرو فرهنگي
هم به يك تروريست نابكار مبدل كرده است . اين روزنامه مي نويسد : « اشتباه هاليوود در ساخت فيلم « 300 » اين بود كه بجاي تخريب
فرهنگ ايران
به ترور فرهنگي خود اقدام كرد . اگرچه 300 نخستين فيلم نبود كه از سوي منتقدان ضدآمريكائي تحريم شد و پيش از اين
هم كمپاني والت ديسني با ساخت علاالدين باعث برانگيخته شدن موج اعتراض جامعه عرب شده بود. »
اين اعترافات براي ما حاوي نكته مهمي است كه از اصل اعترافات نيز حياتي تر است و آن اثبات وجود اهداف پشت پرده اي است كه
در لفافه اي از ابزارهاي فرهنگي بر ما و ساير ملت هاي شرقي تحميل مي شود و گاه به قدري رسوا و نفرت انگيز است كه فرياد اعتراض
ساير آمريكائي ها را هم بر مي انگيزد.
واشنگتن تصور مي كرد با مرزبندي مردم ايران بعنوان انقلابي و غيرانقلابي
توانسته است ميان معتقدين به نظام جمهوري اسلامي و
ساير كساني كه بهرحال هويت ايراني دارند ولي شايد سنخيتي با مظاهر نظام اسلامي ندارند
شكاف محسوس و ملموس ايجاد كند و از
اين تفرقه و اختلاف به سود خود بهره گيري نمايد لكن با توليد فيلم 300 دچار اشتباه ديگري شد و سرانجام با تلخكامي دريافت كه در
موضع اعتراض و مخالفت با هويت ايراني ملت ايران
هيچ وجه تمايز محسوس و ملموس در اين مقوله به چشم نمي خورد و تمامي
مردم ايران اعم از انقلابي و غيرانقلابي
در اعتراض به اقدام ضد فرهنگي آمريكا كه براساس « جعل تاريخ » و با هدف تخريب فرهنگ
ايراني شكل گرفته
يكدل و يكصدا هستند. البته اين تنها اشتباه واشنگتن در برخورد با ايران نبوده و نيست بلكه در مقوله انرژي هسته اي
نيز شاهد موضع همگاني ملت ايران هستيم . اين بدان معني است كه سواستفاده واشنگتن از ابزارهاي فرهنگي
حتي در اين زمينه هم با
ناكامي و شكست مواجه شده و نتايج معكوسي را به زيان آمريكا به بار آورده است .

|