بخش سوم و پاياني
سيد رضا تقوي
راه كارهاي كلي
براي برخورد با پديده هاي مخرب و ويرانگر اجتماعي
يك سلسله راهكارهايي به صورت كلي و عمومي وجود دارند و تا حدود
زيادي مي توان آنها را راهكارهاي كليدي ناميد كه در مهار بسياري از نابسامانيهاي اجتماعي قابل پياده شدن هستند. البته اين راهكارها
هم جنبه پيش گيري دارند
بدين معنا كه با به كارگيري آنها مي توان جلو ظهور و بروز پديده هاي مخرب را
تا حدود زيادي گرفت
و هم
جنبه درماني و اصلاحي
يعني از طريق اجراي آنها
بسياري از نابسامانيها را بسامان رسانيد كه به چند نمونه از اين راهكارها كه بيشتر
جنبه فرهنگي دارند اشاره مي شود.
1 ـ فضاسازي فرهنگي : چنانكه پيش از اين هم اشاره شد
يكي از عوامل بسيار موثر در شكل بخشي و رشد شخصيت انسان
فرهنگ
حاكم و ناظر بر محيط اجتماعي است . محيط ظرفي است كه انسان را « احاطه » كرده
و بستري است كه نهال وجود او را بارور مي سازد.
« حيات اجتماعي » انسانها مولود « محيط اجتماعي » هستند
و به هر ميزان كه محيط
از سلامت و تعادل بيشتري برخوردار باشد حيات و
حركت اجتماعي نيز نشاط و كمال بهتري خواهد داشت .
اينكه در برخي از روايات اسلامي
پيشوايان معصوم (ع ) از زمان آثار و زمان سخن به ميان آورده اند و مردم را به زمان و نقش آن در
سعادت و يا شقاوت انسان توجه داده اند
منظور در سياق چنين بياني
زمان به معناي گذشت شب و روز
و عبور از لحظه ها نيست بلكه
منظور همان « محيط اجتماعي » است كه برپايه يك سلسله مناسبات اجتماعي
كه همه اجزا و افراد جامعه را چون دانه هاي تسبيح به
يكديگر مرتبط نموده
شكل گرفته است .
قال علي (ع ) : الناس بزمانهم اشبه منهم بابائهم (16 )
حضرت علي (ع ) فرمودند : مردم به زمان و فرهنگ حاكم بر زمانشان
شباهت بيشتري دارند تا به پدرانشان .
قال علي (ع ) : اذا خبث الزمان كسدت الفضائل و ضرت
و نفقت الرذائل و نفعت (17 )
حضرت علي (ع ) فرمودند : چون محيط اجتماعي ناسازگار و ناپاك شود بازار فضيلتها بي رونق گردد و هركس بخواهد حرمت فضائل
را نگه بدارد زيانكار خواهد شد
و بديها و پستيها رواج گيرد و سودآوري دارد.
رهبران و مربيان دلسوز و آگاه
نسبت به محيط اجتماعي و تحولاتي كه در اين محيط انجام مي گيرد به شدت حساسيت داشته و
دارند
زيرا هميشه تلاش آنان اين بوده است كه از طريق آماده سازي محيط
دستيابي به هدف را تسهيل كنند. فضاسازي از راههاي
مختلف انجام مي گيرد كه به چند مورد اشاره مي شود :
2 ـ جريان سازي : براي فضاسازي و ايجاد دگرگونيهاي ذهني جامعه
بايد هدايتگران و مبلغان در حوزه فرهنگ عمومي موجهاي
مثبت ايجاد نموده و عموم مردم را نسبت به آن رويدادها حساس كنند تا آنجا كه مردم نسبت به آن موضوع عكس العمل مناسب از خود
بروز دهند.
قانون امربه معروف و نهي ازمنكر به عنوان يك واجب فردي و اجتماعي
در حقيقت قانوني است كه علاوه بر پاسداري از مرزهاي
فكري
اخلاقي و عقيدتي جامعه
رسالت فضاسازي را در جهت رشد و تعالي انسانها به عهده دارد
و با اجراي همه جانبه آن مي توان
فضايي را به وجود آورد كه عرصه اجتماع
از آلودگيهاي آزاردهنده پاك شود
و يا نابسامانيها به حداقل برسد.
با امربه معروف و نهي ازمنكر امنيت عمومي
ايجاد مي گردد
« تامن المذاهب » كسب و كار مردم در مجراي صحيح و حلال قرار
مي گيرد و « تحل المكاسب » حقوق افراد تامين مي شود
« و تردالمظالم » رفتارهاي مردم در ترازوي تعادل
سامان مي يابد
« و
يستقيم الامر » و در نهايت سرزمينها
آباد و عمران مي شوند
و « تعمر الارض » (18 )
خوبيها و خوبان را حمايت كردن و بديها و بدان را طرد نمودن از دستورالعملهاي ديگر اسلامي است كه هرگاه به عنوان يك جريان
اجتماعي تجلي كند
فضاي معطر و منوري را به وجود مي آورد.
قرآن كريم اين دستورالعمل اجتماعي را با عنوان « تعاون بر نيكي » و تنفر از « اثم » بيان كرده است : تعاونوا علي البر و التقوي و لا
تعاونوا علي الاثم والعدوان (19 )
بايد همديگر را بر نيكوكاري و تقوي كمك كنيد و بر گناه و ستمگري كمك كار يكديگر نباشيد.
از ديگر آموزه هايي كه در تعاليم شيعه توصيه گرديده است و شيعيان در طول تاريخ
براساس راهنمائيهاي پيشوايان معصوم (ع ) خود
عمل نموده اند و نتايج بسيار بالايي را در فضاسازي بدست آورده اند
موضوع « احيا امرائمه (ع ) » بوده است . احيا امر ائمه (ع ) به معناي
زنده نگهداشتن آن حوادث
جريانها و پديده هايي است كه جنبه فرهنگي و عقيدتي از يك طرف
و جنبه اجتماعي گسترده اي از طرف
ديگر دارد
و با زنده نگه داشتن آن
دين زنده نگه داشته مي شود. مانند مراسم پرشور عاشورا كه امروز در جوامع شيعي مرسوم و معمول
است . بزرگداشت حادثه غمبار كربلا و تجليل از حماسه آفرينان عاشورا
به نوعي « احيا امر امامان شيعه » است كه حضرت رضا(ع ) اين
گونه مجالس و مراسم تعزيه داري را مصداق « احياي امر » معرفي فرمودند :
من ذكر بمصابنا فبكي و ابكي لم تبك عينه يوم تبكي العيون
و من جلس مجلسا يحيي فيه امرنا لم عميت قلبه يوم تموت
القلوب (20 )
كسي كه مصائب ما را متذكر شود و گريه كند و يا ديگران را بگرياند چشمان او روزي كه همه چشمها گريانند
گريان نمي شود. و
كسي كه در جلسه اي بنشيند كه در آن جلسه امر ما احيا و برپا شود
دلش در روزي كه دلها مي ميرد نخواهد مرد.
نكته قابل توجه اين است كه ابزار و ادبياتي كه براي تبليغ و ترويج معارف اسلامي به كار گرفته مي شود و همچنين سطح فكر
و
ميزان معلومات مخاطب
ثابت نيست و لذا جريان سازان
بايد مفاهيم اسلامي و فرهنگي را با زبان روز
روشها و ابزارهاي متناسب با
زمان
عرضه نمايند تا شاهد تاثير بيشتري باشند.
شهيد مطهري درباره تحول ابزارهاي رهبري مي فرمايد :
« رهبري يك فرد يا يك نسل در همه احوال و همه شرايط يكسان نيست
متفاوت است
شكلها و كيفيتهاي گوناگون دارد. وسايلي كه
بكار برده مي شود متفاوت است . يك نسخه معين ندارد كه درباره همه زمانه يك جور داده شود. از اين رو در هر زماني و تحت هر
شرايطي بايد دقيقا انديشيد كه به چه نحو بايد صورت بگيرد و چه نسخه اي بايد داده شود(21 ) . »
3 ـ تعظيم شعائر : از ديگر عواملي كه در جريان سازي اجتماعي و ايجاد فضاي مناسب
نقش مهمي را ايفا مي كند « تعظيم شعائر » است .
شعائر « جمع شعيره » و شعار به معناي نشانه و علامت است . بنابراين « شعائر » به علامتها و نشانه هاي برجسته و بارزي گفته مي شود كه
سرشار از مفاهيم ديني و اسلامي است و انسانها
از ديدن آن به خداوند متعال راهنمايي مي شوند.
و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب (22 )
هركس شعائر دين خدا را گرامي بدارد
چنين بزرگداشتي از ويژگي دلهاي باتقواست .
از مصاديق شعائر الهي مناسك و اعمال حج است كه هركدام از اين مناسك اعم از صفا و مروه
طواف
رمي حجرات
قرباني و...
نشانه اي است كه انسان را به سوي تقوي و توحيد ناب رهنمون مي شود. « اذان » فرياد بلند توحيد
در جامعه اسلامي است كه انسانها را به
عبوديت ذات اقدس متعال فرامي خواند.
نمازجمعه و نمازهاي عيد قربان و فطر
با توجه به شكل و شيوه اجراي آن
از شعائر الهي محسوب مي شوند. تجليل از اسوه هاي
انسانيت و پيشوايان معصوم (ع ) كه هركدام نام و يادشان
اعتلاي كلمه توحيد را به همراه دارد
به ويژه بزرگداشت شهيدان و تعظيم و
تكريم نسبت به سيد و سالار شهيدان كربلا و برپايي مراسم عاشورا
از « شعائر » به شمار مي آيد و هريك از اينگونه موارد نقش فراواني
در فضاسازي جامعه دارند.
4 ـ ايجاد تنفر عمومي نسب به زشتيها : پديده هاي زشت و مخرب
وقتي در جامعه ظهور و بروز پيدا مي كنند كه به شكلها و شيوه هاي
مناسب مورد حمايت قرار بگيرند. به عبارت ديگر
امكان دوام و بقا يك پديده زشت وقتي است كه زمينه هاي اجتماعي مناسب فراهم
شده باشد. بنابراين در تجزيه و تحليل پديده هاي اجتماعي نخست بايد بسترهاي رويش يك نابساماني را در جامعه شناسايي كرد و
سپس با روشهاي منطقي آنها را از بين برد تا زمينه رشد و رويش از بين برود.
يكي از راههاي موثر در مهار نابسامانيها و كنترل جريانهاي مخرب اجتماعي ايجاد تنفر عمومي نسبت به زشتيها و ناهنجاريها است .
هر گاه چنين حساسيتي به عنوان فرهنگ بر مناسبات اجتماعي انسانها در جامعه سابقه افكند و باصطلاح قبح اجتماعي تقويت گردد
به
طور طبيعي جريانهاي اجتماعي در مرز تعادل قرار خواهند گرفت و تا حدود زيادي سلامت جامعه حفظ خواهد شد.
در نظام تعليم و تربيت اسلامي
هركس بايد در پاسداري از مرزهاي عقيده و اخلاق
به عنوان يك وظيفه ديني و اجتماعي كوشا و
متعهد باشد. محيط اجتماعي بمنزله كشتي است و تمام افرادي كه در اين كشتي نشسته اند هم سرنوشت مشترك دارند و هم حقوق
مشترك . لذا هر عمل اجتماعي بايد با توجه به حقوق و سرنوشت مشترك افراد جامعه انجام بگيرد و از همين بابت است كه انسان
مسلمان وظيفه دارد تا نسبت به هرگونه ناهنجاري و نابساماني
كه در زمره منكرات قرار مي گيرد عكس العمل مناسب از خود بروز بدهد
حتي اگر با يك اخم و چهره درهم كشيدن باشد.
قال علي (ع ) : اذني الانكاران تلقي اهل المعاصي بوجوه مكفهره (23 )
حضرت علي (ع ) فرمود : كمترين مرحله انكار و اعلام بيزاري آن است كه هرگاه با معصيت كاران روبرو شديد با چهره اي عبوس و
درهم كشيده با آنها برخورد كنيد.
ايجاد تنفر عمومي به عنوان يكي از عوامل بازدارنده اجتماعي در برخورد با ناهنجاريها
تا حدود زيادي به تقويت و تحكيم
ارزشهاي اسلامي و انساني
ارتباط پيدا مي كند. به عنوان مثال در هر جامعه اي كه شرم و حيا ـ كه يكي از سجاياي اخلاقي به شمار
مي آيد ـ وجود داشته باشد
بسياري از پديده هاي زشت و ناهنجاريهاي آزاردهنده را در سطح جامعه مشاهده نخواهيم كرد
زيرا حيا و
آزرم
مانع از شكستن هنجارها است .
قال علي (ع ) : الحيا يصدعن فعل القبيح (24 )
حضرت علي (ع ) فرمود : حيا جلوي كار ناپسند و زشت رامي گيرد.
در سخني ديگر حضرت علي (ع ) ميزان پاكدامني و سلامت انسان را در ارتباط با حيا چنين بيان مي دارند :
قال علي (ع ) : علي قدر الحيا تكون العفه (25 )
حضرت علي (ع ) فرمود : مقدار عفت و پاكدامني به مقدار شرم و حيايي است كه در انسان وجود دارد.
يكي از روشهاي دشمنان دين و ديانت
به ويژه مهاجمان فرهنگي در عصر ما اين است كه قباحت و حرمت بسياري از كارها
در
جامعه شكسته شود و افراد نسبت به انجام زشتيها و بي اعتنايي به قداستها تجري پيدا كنند. زيرا در جامعه ديني
مناسبات و روابط
اجتماعي براساس تعاليم
آرمانها و ارزشهاي ديني شكل مي گيرند و هرگاه اين مناسبات در هم بريزيد و اين آرمانها و ارزشها تضعيف و
شكسته گردند
تهاجم در عرصه فرهنگي موفق شده است . دشمن براي دستيابي به مقصود در اين سالهاي اخير از برخي از نويسندگان و
روزنامه نگاران بهره گرفته است و شاهد بوده ايم كه چگونه با هجمه اي وسيع سازمان يافته مقدسات و مسلمات را به چالش كشاندند و
حتي بذر ترديد را نسبت به محكمات اسلام و انقلاب اسلامي در اذهان پاشيدند. اگرچه هوشمندي و فراست رهبري فرزانه انقلاب
جلوي بسياري از اين حركتها را گرفت و با هشدارهاي مكرر و روشنگريهاي ارزشمند خود
خطر را گوشزد كرد ولي شناسايي
برخورد و
مجازات با عوامل اين تهاجم
وقت بسياري از مسئولان را گرفت و جامعه بهاي عظيمي را پرداخت .
پي نوشت ها :
16 ـ ناسخ التواريخ
حالات علي (ع ) ص 869 ـ به نقل الحديث
ج 2
ص 107
17 ـ نهج البلاغه ابن ابي الحديد
ج 20
ص 270
18 ـ وسائل الشيعه
ج 11
ص 395
19 ـ سوره مائده
آيه 2
20 ـ عيون اخبار الرضا
ج 1
ص 299
بحارالانوار
ج 44
ص 278
21 ـ ده گفتار
ص 164
22 ـ سوره حج
آيه 32
23 ـ وسائل الشيعه
ج 11
ص 413
24 ـ غررالحكم
25 ـ غررالحكم
« امر به معروف و نهي از منكر » به عنوان يك واجب فردي و اجتماعي
قانوني است كه علاوه بر پاسداري از مرزهاي
اعتقادي و فكري و اخلاقي جامعه
رسالت فضاسازي در جهت رشد و تعالي انسان ها را به عهده دارد و با اجراي كامل و
همه جانبه آن جامعه از آلودگي هاي آزار دهنده پاك مي شود

*****
جامعيت قرآن مجيد
|
حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام مي فرمايند : از بيان قرآن سودمند شويد و مواعظ قرآن را به گوش هوش بپذيريد و
آنچه خداوند مي گويد بشنويدو بدانيد كه خدا با دلايل آشكارحجت خود را با شما تمام كرد
به طوري كه براي شما راه عذر
باقي نمانده است .
خداوند براي شما مشخص كرد چه اعمالي را مي پسندد و از چه اعمالي متنفر است و اين دو را با وضوح به شما اعلام
نمود كه يكي را مورد پيروي قرار بدهيد
و ازديگري پرهيز كنيد.
رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فرمود بهشت از راه دشواريها تحصيل مي شود
و جهنم از شهوات نصيب گناهكار
مي گردد
و هيچ طاعتي وجود ندارد كه بدون دشواري باشد
و هر اطاعت نكردن از دستور خدا
توام با شهوات و لذات و
نتيجه آن جهنم است .
خداوند آن را بيامرزد كه مي تواند هواهاي نفساني را از درون خود دور كند و حال نفس اماره اين است كه تمايل به
نافرماني دارد و صاحب خود را به سوي كارهايي كه توام با نافرماني مي باشد مي كشاند.
اي بندگان خدا بدانيد كه هر مسلمان با ايمان
هر شب كه مي خوابد و هر بامداد كه از خواب برمي خيزد نسبت به خود
بدبين و از خويش ناراضي است (و فكر مي كند به قدر كافي طاعت خدا را نكرده است )
او پيوسته عيب جوي خويشتن است و از خود مي خواهد كه براي عبادت و طاعت بيشتر كوشش نمايد. پس مانند كساني
باشيد كه قبل از شما مي زيستند و با سركوبي هواي نفس
خيمه را از اين جهان كندند و به راه افتادند و منازل را طي نمودند تا
به دار بقا رسيدند.
بدانيد كه قرآن ناصحي است كه خيانت نمي كند
و راهنمايي است كه گمراه نمي نمايد
و سخنگويي است كه دروغ
نمي گويد و هر كس كه با قرآن جليس شود نايل به كمال مي گردد. و كمال از بهره برداري از رهبري قرآن حاصل مي شود
و
كاهش در كوردلي .
اين را بدانيد كه بعد از قرآن (پس از توسل به قرآن ) هيچ كس دچار فقر نمي شود و قبل از قرآن هيچ كس توانگر نمي گردد.
در بيماريها از قرآن شفا بخواهيد و در سختي ها از قرآن درخواست گشايش كنيد.
يكي از بزرگترين بيماريهاانحراف است و نفاق و كافر شدن و قرآن مانع از اين بيماري مي شود و در صورت مبتلا شدن
درمان مي نمايد.
قرآن وسيله دوستي با خداوند است و با آن وسيله هر چه مي خواهيد از خدا بخواهيد اما از خلق به وسيله قرآن چيزي
طلب نكنيد.
قرآن را وسيله تامين آرزوهاي دنيوي نكنيد و آگاه باشيد كه هيچ چيز مثل قرآن بندگان را با سرعت به درگاه خدا
نمي رساند و شفاعت قرآن نزد خداوند پذيرفته مي شود و گوينده اي است كه گفته اش مسموع مي گردد.
اگر قرآن در روز حشر از كسي شفاعت كند شفاعتش پذيرفته خواهد بود و اگر عليه كسي سخن بگويد آن سخن نيز
پذيرفته است .
در روز قيامت
منادي بانگ مي زندكه هركس كه كشت كرده
كشته خود را مي درود و گرفتار عمل خويش
مي باشد.
غير از آنهايي كه از كشت كاران قرآن هستند
پس شما از كشتكاران و پيروان قرآن باشيد و به وسيله قرآن به خداي
خودمتكي شويد و هر راي و نظريه كه به شما رو بياورد ولي برخلاف قرآن باشد بدانيد كه هواي نفس است و بايد آن را متهم
به آلودگي و ناپاكي نماييد . (نهج البلاغه
خطبه 175
صفحه 804 و 805 )
سيدجلال متقي موسوي

| |