روزنامه جمهوري اسلامي 09/05/1386 صفحه عقيدتي

  • نماز جمعه سنگري در برابر پديده هاي مخرب اجتماعي
  • خدا را سپاس گزار باشيد
  • *****
    نماز جمعه سنگري در برابر پديده هاي مخرب اجتماعي




  • سيدرضا تقوي
    بخش دوم
    تنظيم رفتارهاي اجتماعي
    در طول تاريخ اين موضوع هميشه ذهن متفكران علوم اجتماعي را به خود مشغول داشته است كه براي تنظيم رفتارهاي اجتماعي بايد از چه اهرمهايي بهره گرفت تا نتايج بهتر و جامعتري را بدست آوريم .
    زيرا ناسازگاريها وناهنجاريهاي اجتماعي به عنوان يكي از معضلات جامعه بشري خسارتهاي فراواني را بر منابع ارزشمند جامعه تحميل كرده و براي مديران و مربيان جامعه مشكلاتي را به وجود آورده است . ولذا براي اينكه هنجارها و رفتارها در جامعه از مرز تعادل خارج نشوند بحث « مراقبت اجتماعي » مورد توجه قرار مي گيرد و بيش از همه بر رهبران و اداره كنندگان امور جامعه است تا نسبت به اين موضوع حساسيت بيشتري را از خود نشان بدهند.
    « نظم » در حد گروههاي انساني به معناي آرامش انتظام واطاعت است . زماني در ارتش يا مدرسه نظم برقرار مي شودكه اطاعت از مافوق صورت پذيردو نظم اجتماعي نيز از همين ديدگاه مطمح نظر قرار مي گيرد و به معناي اطاعت تمامي اعضاي يك جامعه از هنجارها ارزشها و قوانيني است كه اساس قوام جامعه راتشكيل مي دهند(12 ) .
    نظم بخشي به رفتارهاي اجتماعي افراد و يا گروهها از راههاي مختلف انجام مي گيرد كه در اينجا به چند راه اشاره مي شود :
    1 ـ ايجاد محيط مناسب (فضاسازي ) : چنانكه مي دانيم يكي از عوامل موثر در خلق وخوي انسانها و سپس در جهت بخشي رفتارها محيط اجتماعي است .يعني همان ظرف و فضايي كه انسان رااحاطه كرده و شخصيت انسان در آن ساخته وپرداخته مي شود.
    « واژه محيط در محيط شناسي آن شرايط خارجي را كه يك موجودزنده در آن جاي يافته و ازآن تاثير برمي گيرد مي رساند. اين محيط در عين حال عرصه عمل اين موجود زنده است و ميداني را تشكيل مي دهد كه بايد براي زندگي با آن انطباق يابد. »
    « محيط اجتماعي شامل مجموعه شرايط اوضاع و مقتضيات چارچوب حيات اجتماعي خواهد بود كه اعضا يك جامعه يا يك گروه با آن مواجه مي شوند... در اين معني محيط يك جامعه متعارف همچون « بوم اجتماعي » است كه امكان جريان حيات اجتماعي هركس را فراهم مي سازد(13 )
    فرهنگ حاكم بر محيط اجتماعي تاثير شگرفي در تكوين شخصيت انسانها دارد و از همين بابت برخي از دانشمندان معتقدند كه تاثير محيط اجتماعي بر انسان تا آن اندازه موثر است كه بسياري از رفتارهاي انسانها در حقيقت پاسخي به محيط اطراف خود مي باشد. اين دسته از انديشمندان و مصلحان اجتماعي بر اين باورند كه براي كنترل وتنظيم رفتارهاي انسانها بايدبه اصلاح محيط پرداخت .
    تنظيم مناسبات اجتماعي و تغيير روابط انساني تثبيت ارزشها و تغيير شرايط ومقتضيات محيطي موجب خواهد شد تا بسياري از حالات و رفتارها به تناسب تغيير شرايط تغيير كند و در جهت تثبيت وتنظيم رفتارها عمل نمايد.
    اينكه در تعليمات اسلامي امر به معروف ونهي از منكر به عنوان يكي از فرائض مهم ديني « فريضه عظيمه » مطرح مي شود و بر هر فرد مسلمان واجب است تا آمر به معروف و ناهي از منكر باشد به همين خاطر است تا جلو آلودگي روحي و رواني افراد در محيط اجتماعي گرفته شود.
    امام صادق (ع ) به خاطر سالم نگه داشتن محيط مي فرمايد : در معاشرت و همنشيني با افراد تا آنجا مجاز هستيد كه آن نشست سلامت محيط را در معرض خطر قرار ندهد.
    « لاينبغي للمومن ان يجلس مجلسا يعصي الله فيه و لايقدر علي تغييره »
    براي انسان مومن شايسته نيست در مجلسي بنشيندكه در آن خداوندتبارك و تعالي معصيت شود و او قدرت جلوگيري و تغيير وضع موجود را ندارد(14 ) .
    2 ـ اجراي قانون و مقررات (كنترل رسمي ) : از ديگر راههاي كنترل رفتارها در جهت تنظيم هنجاري هاي اجتماعي مراقبت ها وكنترل هاي رسمي است كه از طريق اجراي قانون و مقررات توسط مسوولان و نيروهاي ضابط انجام مي گيرد.
    بر اين اساس با اعمال اجبار اجتماعي افراد را به پذيرش شيوه هاي زندگي و مدلهاي رفتاري محيط با كاربرد و سايل گوناگوني نظير زندان تعزير و تنبيه و مجازاتهاي مختلف حقوقي وادار مي كنند.
    3 ـ مراقبت اجتماعي (كنترل غيررسمي ) : يكي ديگر از ابزارهاي تنظيم رفتارهاي اجتماعي كه در پاسداشت سلامت جامعه نقش موثري را ايفا مي كند. مراقبتهاي اجتماعي است كه نوعي كنترل غيررسمي و مردمي به شمار مي آيد. در جامعه اسلامي و براساس تعاليم آسماني اسلام چنين مراقبتهايي با تعابير « كلكم مسئوول » و يا « المومنون و المومنات بعضهم اوليا بعض » به عنوان تكليف بر مسلمانان واجب و لازم شده است تا پديده هاي مخرب اجتماعي دامن جامعه را آلوده نسازد.
    اينگونه مراقبتها و كنترل هاي غيررسمي كه براساس آن افراد را به انجام رفتارهايي يكسان مجبور مي سازند از طريق اقناع انجام مي پذيرد. يعني شرائطي را در ضمير و ذهن آنان به وجود مي آورند كه به پذيرش هنجارهاي رفتاري با تكيه بر آزادي و يا دست كم رعايت آن وادار مي سازند. وسائل مختلف اقناع هم عبارتند از تبليغ تمجيد و تشويق توجه دادن به منافع و استعانت از ارزشهاي اخلاقي .
    روش برخورد با پديده هاي اجتماعي
    باتوجه به پيچيدگيهايي كه جامعه انساني دارد. نمي توان به سادگي باپديده هاي اجتماعي برخورد كرد و يا براي آنان حكم واحدي را صادر نمود زيرا با همه پيشرفتهايي كه بشر امروز در جهت كشف مجهولات داشته هنوز نتوانسته است پيچيدگيهاي روح و روان انسان را شناسايي كند. ابزار و وسائل علمي موجود نارساتر از آن هستند تا بتوانند لوح پر از نوشته جان انسان را بخوانند و لذا گوياترين معرفي از انسان همان است كه « الكسيس كارل » دانشمند فرانسوي گفت : « انسان موجود ناشناخته » .
    از آنجا كه عوامل و اسباب مختلفي در ايجاد تحولات و پديده هاي اجتماعي دخيل و سهيم هستند بايد در برخورد با پديده ها به نگرشي جامع و اطلاعاتي مناسب مسلح بود و از روشهاي مطمئن نيز بهره گرفت تا در پذيرش و طرد و تغيير آن پديده موفقيت لازم را بدست آورد. در اينجا راه و رسم برخورد با پديده هاي اجتماعي را فهرست مي كنيم .
    1 ـ شناخت و تحليل پديده : نخستين گامي كه در جهت برخورد با پديده ها بايد برداشت شناخت آن پديده است .
    كارشناس مسائل اجتماعي و يا يك مصلح و رهبر جامعه بايد همانند يك پزشك پديده را مورد معاينه قرار بدهد. او بايد از منظر يك محقق علم الاجتماع با روشهاي موجود در حوزه مسائل اجتماعي آن پديده را تحليل كند و در اين مرحله هيچ نقطه ابهامي را باقي نگذارد. به عنوان مثال هرگاه « تكدي گري » در جامعه به صورت يك پديده و جريان اجتماعي درآيد بايد نخست آنرا شناسايي تحليل و تعريف كرد يعني در اين مرحله آثار منفي و مخرب اين پديده شوم را بر جامعه و فرهنگ عمومي چه از لحاظ اخلاقي فرهنگي و يا اقتصادي مورد ارزيابي قرار داد. و همچنين مشخص كرد كه اين پديده از نوع تغيير است يا تحول و يا رويداد.
    2 ـ تعليل پديده : بعد از شناخت ماهيت ابعاد و عمق پديده بايد به شناسايي ريشه ها و علل و عوامل به وجود آورنده آن پديده پرداخت . از باب مثال امروز پديده مهاجرت بي رويه و غيرهدايت شده جوامع مختلف بشري را با معضلات بسياري روبرو ساخته است و از اين بابت مشكلات و خسارتهاي فراواني را بر اجتماعات بشري تحميل كرده است . در كشور ايران هم با مهاجرتهاي روستائيان به شهر و همچنين مهاجرتهاي فراوان نقاط كوچك به شهرهاي بزرگ روبرو هستيم تا جائيكه امروز در شهرهاي بزرگ شاهد شكل گيري حاشيه نشيني و تولد شهركهاي متعدد و خالي از امكانات خدماتي مي باشيم .
    محققان و مربيان جامعه بايد سلسله عللي را كه موجب به وجود آمدن پديده مهاجرت است مورد بحث و بررسي قرار بدهند كه : آيا عدم توازن رشد جمعيت با امكانات كشور در بخش اشتغال موجب ظهور چنين پديده اي شده است و يا عدم توزيع در آمدها يا اصل وايراد اصلي ناشي از ساختار نظام اداري است و آيا تمركز ثروت و گسترش فقر و يا يك امر فرهنگي موجبات اين مهاجرت را فراهم آورده است به هر حال بايد عوامل اصلي و ريشه ها را شناسايي كرد.
    3 ـ تدبير و تغيير : پس از شناخت علل و ريشه هاي پديده نوبت به مرحله « تدبير » مي رسد كه براي به سامان آوردن نابسامانيها و به هنجاركردن ناهنجاريهاي اجتماعي بايد طرح و نقشه درمان آن پديده مخرب را در قالب يك تئوري ترسيم كرده و سپس در مرحله عمل پياده نمايد.
    به تعبير استاد شهيد مطهري : « فعاليت تدبيري به حكم آنكه بر محور يك سلسله غايات و اهداف دور دست مي گردد خواه ناخواه نيازمند طرح و برنامه و روش و انتخاب وسيله براي وصول به مقصد است . »
    4 ـ ائمه جمعه و پديده هاي مخرب اجتماعي : رسالتي كه از جانب خدا و رسول خدا برعهده علما و روحانيت به طور اعم و امامان جمعه به طور اخص گذاشته شده است تكليف اين قشر شريف را هرچه سنگين تر مي كند. زيرا از نگاه دين نگهباني از مرزهاي ايمان و پاسداري از حريم شخصيت انساني انسان برعهده عالمان است كه اين مسووليت ساده و پيش پا افتاده نيست و نمونه هاي فراواني را تاريخ به ثبت رسانده كه عالمان آگاه و آگاهان دانا براي ايفاي مسووليت نگهباني تا سرحد ايثار جان پيش رفتند.
    قال الصادق (ع ) : علما شيعتنا مرابطون في الثغرالذي يلي ابليس وعفاريته يمنعونهم عن الخروج علي ضعفا شيعتنا(15 ) ...
    امام صادق (ع ) فرمود : عالمان پيرو مكتب ما مرزباناني هستند كه هجوم ونفوذ شيطان و لشگريانش را بر مرزهاي ايمان و عقيده مراقبند.
    امامان جمعه به عنوان پاسداران مرزهاي فكري و اعتقادي وخدمتگزاران دلسوز مردم بايد نسبت به پديده هاي مخرب اجتماعي حساسيت نشان بدهند و با كمك و ياري ساير مسوولان و ارائه راهكارهاي موثر و مناسب جلو خسارتهاي جبران ناپذير اينگونه جريانات مخرب را بگيرند.
    نقش ائمه جمعه نقش رهبري و هدايتي است و از موضع يك رهبر ديني واجتماعي بايد با پديده ها و جريانات اجتاعي برخورد نمايند و در برخورد با پديده هاي اجتماعي بايد به اين نكته ها توجه داشته باشند :
    1 ـ نخست به شناسايي دقيق آن پديده بپردازند كه مثلا آيا اين پديده اجتماعي از نوع تحول اجتماعي است يا از نوع تغيير اجتماعي (چنانچه در گذشته بيان شد) و اگر ازنوع تغيير است آيا تغيير در تعادل است يا در ساخت و يا اينكه اين پديده يك رويداد است تا مرحله شناسايي كامل انجام نگرفته و ابعاد موضوع ازهر جهت براي انسان روشن نشده است پيرامون آن موضوع اظهار نظر نكند زيرا هر اظهار نظري كامل نخواهد بود.
    2 ـ آنانكه مي كوشند تحولات اجتماعي راتنها به يك عامل نسبت دهند به نتيجه مطلوب دست پيدا نخواهند كرد چون بايد توجه داشت كه پديده هاي اجتماعي كه تغيير و تحولات اجتماعي را به دنبال دارد پديده هاي پيچيده اي هستند كه نمي توان آنها را بر مبناي عامل واحدي توجيه و تفسير كرد. هميشه بايد عوامل متعدد و مختلف را در دگرگوني هاي اجتماعي مدنظر قرار داد.
    3 ـ پس از شناخت ريشه ها و عوامل و طبقه بندي آنها و مشخص كردن نقش هريك از عوامل اصلي وفرعي بايد راه و رسم برخورد با آن عوامل را شناسايي و طراحي نمود.
    4 ـ از ويژگيهاي رهبران فرهمند اين است كه با توجه به واقعيتهاي موجود و شناخت توانائيها و ظرفيتها كارها را رهبري مي كنند . بنابراين راه حلهايي كه براي درمان بيماريهاي اجتماعي ارائه مي شود بايد واقع بينانه باشد و با توجه به مقدورات و امكانات پيشنهاد گردد.
    5 ـ چون مردم ما ديندار و جامعه ما دين مدار هستند از نقش و تاثير دين در اصلاح نابسامانيهاي اجتماعي بايد بهره گرفت البته بهره گيري از عامل دين راهكارهاي ظريف و لطيف خاص خود را دارد.
    6 ـ هريك از مسئولان كه براي اصلاح امور اجتماعي قيام مي كنند پيش از هر اقدامي بايد تعريفي جامع و مانع از مسئوليت خويش داشته باشند. برهمين اساس ائمه جمعه نيز از اين قاعده مستثني نيستند.
    زيرا اگر حد و حدود مسووليت و مقدار و ميزان توانائيها مشخص نگردد چه بسا ضعفها كم كاريها و احيانا خيانتهاي ديگران به گردن آنها گذاشته شود.
    پي نوشت ها :
    12 ـ فرهنگ علوم اجتماعي آلن بيرو ترجمه دكتر ساروخاني ص 368
    13 ـ همان ص 366
    14 ـ اصول كافي ج ص
    15 ـ الاحتجاج ج 2 ص 155
    تنظيم مناسبات اجتماعي و تغيير روابط انساني تثبيت ارزش ها و تغيير شرايط و مقتضيات محيطي موجب خواهد شد تا بسياري از حالات و رفتارها به تناسب تغيير شرايط تغيير كند و در جهت تثبيت و تنظيم رفتارها عمل نمايد

  • *****
    خدا را سپاس گزار باشيد


  • اميرالمومنين علي عليه السلام مي فرمايد :
    خداوندي را ستايش مي كنم كه بدون اينكه ديده شود شناخته شده وبي آنكه رنج ببرد و ابزاري داشته باشد جمله موجودات جهان را به وجود آورده و آن قدر نيرومند است كه نيرومندان مقابل او سر بر خاك مي گذارند.
    او مخلوفات خود را در دنيا سكونت داد و رسولان را فرستاد تا اين كه از مقابل ديدگان آنها حجابها بردارند و آنها را از صدمات دنيا برحذر نمايند و حلال و حرام را به آنها بفهمانند و به آنها بگويند كه اگر طاعت كنند به بهشت مي روند واگر عصيان ورزند دچار دوزخ خواهند شد و به بندگان تفهيم نمايند كه در زندگي آنها ممكن است بزرگي و خواري (براي آزمايش ) به وجود بيايد.
    خدا را آنچنان كه از مخلوفات خود خواست كه او را سپاسگزارند سپاس مي گزارم و او براي هر چيز اندازه اي تعيين نمود و بنابر مشيت او هر اندازه داراي مدتي است و هر مدت بر طبق يك نوشته معلوم است .
    قرآن كتاب خدا امر مي كند و نهي مي كند(امر به طاعت و نهي از منعيات ) و گويا است و حجت خدا بربندگانش مي باشد.
    خداوند نور قرآن را به مرتبه كمال رسانيد و دين اسلام را با آن كامل كرد و زماني كه پيغمبر او احكام خدا را كه مايه سعادت نوع بشر است به بندگان ابلاغ كرد و رسالت خود را به اتمام رسانيد خدا روحش را احضار نمود.خداي را همانگونه كه خود او خويش را با بزرگي ياد كرده ياد كنيد و سپاسگزار باشيد كه چيزي از دين خود را به شما فرو نگذاشت و تمام چيزهايي كه سبب رضايت او يا عدم رضايت او مي شود به شماگفته شد. رضايت او تا دنياباقي است يك شكل مي باشد و عدم رضايت او هم تا دنيا باقي است يك شكل دارد.اين را بدانيد كه اگر خداوند در گذشته بر كساني كه مقدم بر شما بوده اند به علتي غضب كرده باشد و شما آن علت را به وجود بياوريد از شما راضي نخواهد شد و اگر در گذشته به علتي از گذشتگان خشنود بوده از آن علت بر شما خشم نخواهد گرفت .بر شما است كه راه راست و آشكار را انتخاب كنيد و سخنان نيكوي گذشتگان را بر زبان بياوريد و سپاسگزار باشيد كه خداوند روزي شما را در اين دنيا تامين كرد و ذكر براي شما واجب گرديد (مقصود ذكرهاي واجب مثل نماز است )
    (نهج البلاغه خطبه 182 صفحه 834 و 835 )
    سيدجلال متقي موسوي