
نشست سران اتحاديه اروپا و روسيه در اوايل خرداد گذشته به موضوع همكاري براي تامين انرژي پرداخت . اتحاديه اروپا كه يك
چهارم
نفت و گاز مصرفي خود را از روسيه وارد مي كند
از قدرت يابي مسكو در اين قلمرو نگران است . توافق نامه اي كه در تاريخ 12
مي (22 ارديبهشت )
ميان پوتين
رئيس جمهور روسيه
با همتايان تركمن و قزاق وي بسته شد
تاييدي بر تغيير اين منش است . مسكو
كه دير زماني با سياست تحميلي قدرت هاي بزرگ در ايجاد لوله هاي نفت و گاز و با دور زدن مناطق نفوذش در موضع دفاعي قرار گرفته
بود
اينك تهاجم را از سر گرفته است .
« بازي بزرگ » جديد اينك به اوج هيجان خود رسيده است و اين بار برد در گرو نفت و گاز است . اما صرف تقاضا براي دريافت مواد
سوختي
توضيحي بر نبردي نيست كه قدرت هاي بزرگ به منظور دست اندازي به معادن جمهوري هاي پيشين شوروي در آسياي ميانه و
قفقاز به آن تن داده اند . « بازي بزرگ » اصطلاحي است كه در قرن 19 با رمان گيم نوشته « روديارد كيپلينگ » سر زبان ها افتاد . اين واژه به
پيكار قدرت هاي بزرگ براي يافتن نفوذ اطلاق مي شد كه البته بسياري از جنبه هاي آن به آنچه در دنياي امروز مي گذرد مي ماند. هدف
بازي در آن زمان هند بود و روسيه تزاري نيز به آن اقليم چشم طمع دوخته بود » .
نبرد بر سر « گوهر تاج » و تخت بريتانيا يك قرن به درازا انجاميد و در سال 1907 (1889 ) هنگامي پايان يافت كه لندن و سن
پترزبورگ با ايجاد سپر حائلي ميان خود يعني افغانستان بر سر تقسيم مناطق نفوذ به توافق رسيدند . اين توافق تا سال 1991 (1370 )
پابرجا بود. از زمان سقوط اتحاد جماهير شوروي
كشورهاي تازه استقلال يافته
نفت را وسيله اي براي تامين بودجه و تقويت استقلال
خويش در برابر مسكو يافتند . شركت آمريكايي « شورون » در پايان دهه 1980 (1360 ) به ذخيره هاي نفت تنگيز يكي از بزرگترين معادن
جهان كه در غرب قزاقستان قرار دارد
چشم دوخته بودند . اين شركت در سال 1993 (1371 )
50 % استخراج اين چاهها را به دست آورد .
در كناره ديگر درياي خزر « حيدر علي اف » رئيس جمهور آذربايجان در سال 1992 (1371 ) « قرارداد قرن » را با شركت هاي نفتي بيگانه
براي بهره برداري از ميدان نفتي گونچي ـ شيراگ ـ آذري امضا كرد.
همه اينها خشم روسيه را موجب شد چرا كه نفت درياي خزر را از چنگ وي بدر آورده بودند. مسكو در مخالفت با باكو
مسئله نبود
وضعيت حقوقي خزر را پيش كشيد كه كسي نمي داند كه آيا درياچه است يا دريا. مسكو اميدوار بود كه اوضاع با علي اف بهتر پيش رود
تا با سلف وي ابوالفضل ايلچي بيگ
نخستين رئيس جمهور آذربايجان كه ملي گرائي ضد روس بود و در سال 1993 (1372 ) چند روز
پيش از ان كه قراردادهاي مهمي را با كمپاني هاي عمده « آنگلوساكسون » امضا كند با كودتايي سرنگون شد. علي اف ژنرال پيشين كا گ ب
و عضو پيشين دفتر سياسي (پوليت بورو) بود
مردي كه پيچ و مهره هاي نظام شوروي را با باريك بيني مي شناخت . او به شيوه اي
پنهاني مذاكراتي را با شركت هاي نفتي روسي آغاز كرد تا زمينه مناسبي با مسكو بيابد . لوك اويل 10 % كنسرسيوم گونچلي ـ شيراك ـ
آذري را بدست آورد و بدين ترتيب شرق و غرب و بازي بزرگ در اوراسيا را آغاز كردند.
در سال هاي دهه 1990 (1371 ) ايالات متحده براي توجيه رخنه خويش در حوزه خزر برآورد ميزان ذخيره مواد سوختي اين دريا را
بيش از آنچه بود
وانمود ساخت و از 243 ميليارد بشكه نفت سخن به ميان آورد
يعني اندكي كمتر از حجم منابع عربستان سعودي در
حالي كه امروزه ذخيره نفتي اين درياچه 50 ميليارد بشكه و ذخيره گاز آن 9 هزار ميليارد متر مكعب برآورد مي شود . (يعني حدود 4 تا
5 درصد ذخيره جهان ) .
اين بازي نفوذ هم اينك دور برداشته و شدت گرفته است . به دنبال سو قصدهاي 11 سپتامبر و به بهانه حمايت از « جنگ عليه
تروريسم » در افغانستان
نظاميان آمريكايي به سرزمين هاي اتحاد شوروي پيشين گام نهادند. واشنگتن با رضايت روسيه تضعيف شده
پايگاه هايي را در قرقيزستان و ازبكستان بر پا كرد و قول داد كه به مجرد آن كه بنيادگرايي اسلامي ريشه كن شود
از آنجا بيرون رود. لوتز
كلومن خبرنگار پيشين جنگ عقيده دارد كه بوش از اين اردو كشي عظيم در آسياي مركزي بهره جسته است تا كار پيروزي عليه روسيه در
جنگ سرد را تمام كند
جلوي نفوذ چين را بگيرد و گره خفه كننده اي بر گردن ايران بيفكند. واشنگتن همچنين نقش سرنوشت سازي را
در « انقلاب هاي رنگين » (گرجستان ) سال 2003 ـ (اوكراين ) سال 2004 و (قرقيزستان ) سال 2005 بازي كرده كه هر كدام ناكامي و
شكست سهمگيني براي مسكو به بار آورده است . از آن پس برخي از بازيگران منطقه كه از واژگوني پياپي حكومت ها به هراس افتاده
بودند
از ايالات متحده روي گرداندند و خود را به روسيه و چين نزديك ساختند.
به تدريج از زماني كه پكن خود را وارد امور آسياي ميانه كرد و اروپا در پي جنگ گاز ميان روسيه و اوكراين در ژانويه 2006 (ديماه
سال 1382 ) طرح دست اندازي خود به « طلاي خاكستري » درياي خزر را شتاب بخشيد
در واقع بازي پيچيده تر شد . نفت
امنيت
جنگ
نفوذ و نبرد عقيدتي
بايد در همه اين زمينه ها ريسك كرد تا بتوان از معركه « بازي بزرگ » سر به سلامت به در برد. در اين زورآزمايي
روسيه در آغاز برتري مسلمي داشت . در سال 1991 (1370 ) تمام خطوط لوله اي كه به كشورهاي تازه استقلال يافته امكان انتقال مواد
سوختي را مي داد در اختيار روسيه بود. اما كارگزاران دستگاه حزب كه تازه رئيس جمهور شده بودند
مي كوشيدند كه فقط به روسيه اتكا
نكنند. نتيجه آنكه از زمان سقوط اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي نيم دو جيني از خطوط لوله اي كه كشيده شده است
از سرزمين
برادر بزرگ نمي گذرند. مسكو بدين سان سيطره سياسي و اقتصادي خود را از دست داده است .
تركمنستان نمونه نمايانگر روابط روسيه با تيول هاي پيشين خود است . از 50 ميليارد متر مكعب گازي كه اين كشور در سال 2006
(1385 ) بهره برداري كرده
40 ميليارد متر مكعب آن را به مسكو فروخته
زيرا گزينه ديگري نداشته است . اگر از خطوط لوله كوچكي
بگذريم كه در سال 1997 (1376 ) گشايش يافت تا گاز استخراج شده را به ايران برساند
اين كشور فقط داراي خط لوله گازي ديگري به
نام كاك ـ 4 است كه به روسيه كشيده شده است . در آوريل سال 2003 (فروردين 1381 ) ولاديمير پوتين
رئيس جمهور روسيه
توانست همتاي تركمن خود صفر مراد نيازوف را (كه در سال 1385 درگذشت ) وادار سازد تا قرارداد 25 ساله اي براي عرضه سالانه 80
ميليارد متر مكعب گاز به بهاي ناچيز 44 دلار در ازاي هر هزار متر مكعب امضا كند .
چيزي نگذشت كه عشق آباد كوشيد از اين شرايط سر باز زند و به اين منظور انتقال گاز را قطع كرد . در زمستان سال 2005 (1384 )
مسكو به پرداخت 65 دلار گردن نهاد زيرا به ويژه براي عرضه گاز ارزان به مردم روسيه ناگزير از خريد آن از تركمنستان بود . در سپتامبر
2006 (شهريور 1385 ) گاز پروم قدم از آن هم بيشتر گذاشت و با عشق آباد قرار دادي امضا كرد كه به موجب آن تعهد كرد طي سال هاي
2009 ـ 2007 (88 ـ86 ) براي همان حجم گاز 100 دلار بپردازد . زيرا پنج ماه پيش از آن
در ماه آوريل تركمنستان قراردادي با چين امضا
كرده بود كه به موجب مفاد ان بايست از ابتداي سال 2009 (1388 )سالانه 30 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي به مدت 30 سال به چين
عرضه كند و يك خط لوله گازي به طول 2 هزار كيلومتر براي انتقال آن بكشد .
« قربان قلي بردي محمداف »
در ماه آوريل (فروردين ) سال گذشته در بازگشت از نخستين بازديد رسمي خويش از مسكو در مقام
رئيس جمهوري
از كمپاني آمريكايي شورون دعوت كرد در توسعه بخش انرژي تركمنستان مشاركت جويد. سلف وي هرگز جرات
نكرده بود كه پاي يك كمپاني عمده بين المللي را به ميان كشد. از سوي ديگر وي به قدم پيش گذاشتن هاي اروپا در راه ايجاد دالان گذار از
خزر هم « نه » گفته بود. شايد اين امر تهديدي به كشاندن غربي ها به بازي براي دريافت بهايي بيشتر از شركت گاز پروم باشد كه در واقع گاز
را به بهايي بيش از 250 دلار به كشورهاي اروپايي مي فروشد .
پوتين در جريان بازديدي يك هفته اي از آسياي ميانه در تاريخ 12 مي (23 ارديبهشت ) با همتايان تركمن و قزاق خود توافق نامه اي
را امضا كرد كه هدف آن احياي خط لوله گازي كاك ـ4 و ايجاد خط لوله ديگري به قصد رساندن گاز تركمنستان به روسيه بود . رئيس
جمهور روسيه به اضطرار به سرزمين تركمن باشي سفر كرد تا اين توافق نامه را امضا كند چرا كه همزمان كنفرانس سراني در « كركووي » در
لهستان ترتيب يافته بود و شماري از كشورهاي واقع در كناره روسيه اميدوار بودند بتوانند طي آن طرح هاي ايجاد خط لوله هاي معارضي
را به راه اندازند.
مي توان به روش روسيه ايراد گرفت كه غالبا از شيوه اي خشن بهره مي جويد. اروپائيان بحران گاز ميان مسكو و كيف در سال
2006 (1385 ) را اين چنين دريافتند . شبح قطع عرضه گاز بر قاره كهن كه يك چهارم گاز مصرفي خود را از روسيه وارد مي كند
سايه
افكنده است و به عقيده برخي كارشناسان
اين بحران ها بيشتر بازتاب پيكارهايي است كه در پشت صحنه ميان جناح هاي قدرتمند در
صحن كرملين و يا در اوكراين جريان دارد تا استفاده سنجيده از « سلاح انرژي »
روسيه نخستين توليد كننده گاز و دومين توليد كننده نفت جهان آسودگي مالي خود را بازيافته است و به ابتكارات استراتژيكي دست
مي زند. در ماه مارس گذشته (اسفند گذشته ) اين كشور قرار دادي با بلغارستان و يونان براي ساختن خط لوله « بورگاس ـ الكساندرپليس »
به امضا رسانيد كه رقيبي براي خط لوله باكو ـ تفليس ـ جيهان به شمار مي آيد و علاوه بر آن نخستين تاسيسات در سرزمين اروپا است
كه روسيه در اختيار دارد . نفت خام از اين پس در خط لوله باكو ـ تفليس ـ جيهان به طول 1760 كيلومتر و گاز در خط لوله باكو ـ تفليس
ارزروم جاري خواهد شد. شاهرگ حياتي نفوذ غرب در اتحاد جماهير شوروي پيشين به كار افتاده است و چنين نفوذي نخستين
نشانه هاي سياسي خود را آشكار مي سازد.
به نظر مي رسد كه از امسال گرجستان اندكي كمتر به گاز روسيه وابسته باشد و حال آنكه تا يك سال پيش روسيه تنها جايي بود كه
مي توانست نيازهاي گازي گرجستان را برآورده سازد. بدين گونه باري كه روس ها با افزايش چشمگير بهاي گاز بر دوش اين كشور نهادند
و طي دو سال بهاي گاز وارداتي را از 55 دلار به 230 دلار رساندند
آنچنان اثري بر اقتصاد گرجستان نگذاشت كه مسكو انتظار داشت .
در اين ميان چند طرح پبشنهاد شده است :
طرح نخست به احداث « سيستم ترابري قزاقستان ـ خزر » به منظور استخراج نفت از منابع « كاچاگان » بزرگترين معدن كشف شده
جهان در سي سال اخير اختصاص دارد . استخراج از اين معدن مي بايد در پايان سال 2010 آغاز گردد و سهام داران كنسرسيوم بهره بردار
متشكل از شركت هاي عمده نفتي غرب در نظر دارند 2
1 تا5
1 ميليون بشكه توليد روزانه اين منبع را از مسيري در جنوب غربي كشور
كه از درياچه خزر مي گذرد انتقال دهند. به علت مخالفت روسيه و ايران
گذر خط لوله از بستر دريا به كلي منتفي است . از اين رو ناوگاني
از كشتي هاي نفتكش ميان قزاقستان و آذربايجان در تردد خواهند بود و از آنجا يك پايانه نفتي اين سيستم را به خط لوله باكو ـ تفليس ـ
جيهان خواهد پيوست . با احداث چند تلمبه خانه اضافي و استفاده از فراورده هاي شتاب دهنده
جريان نفت خام در لوله ها از يك
ميليون بشكه در روز به 1
8 ميليون بشكه خواهد رسيد .

طرح دوم درباره « طلاي خاكستري » است . اين طرح هنوز چندان قوامي نگرفته است . بر اساس اين پيشنهاد
احداث « دالان گذر از
خزر » به قصد انتقال گاز قزاقستان و تركمنستان به اروپا انجام مي شود. فوزي بن سارا مشاور انرژي كميسيون اروپا تصريح مي كند : سخن
از گذرگاه است نه « خط لوله » . پيشنهاد مي كنيم كه به راه حل هايي بينديشيم كه فناوري هاي بديلي را جايگزين سازد
مانند ترغيب
سرمايه گذاران براي توليد گاز طبيعي مايع شده در تركمنستان كه مي توان آن را با كشتي به باكو حمل كرد. اين كارمند بلندپايه ابراز عقيده
مي كند كه اتحاديه اروپا ميل ندارد بازيگر اين « بازي بزرگ » بشود.
اين نكته را بايد در نظر گرفت كه متقابلا خط لوله بزرگ استراتژيك ديگري كه واشنگتن مشوق آن است بخت اندكي براي تحقق دارد.
اين خط لوله كه قرار بود در مسير تركمنستان ـ افغانستان ـ پاكستان ـ هند ساخته شود
همان خط لوله مشهوري است كه ايالات متحده
در نيمه دوم سال 1990 (1369 ) مي خواست به وسيله شركت نفتي آمريكايي يونوكال با طالبان بكشد و پرفسور « اجاي كومار پاتنيك »
كارشناس روسيه و آسياي ميانه در دانشگاه جواهر لعل نهرو در دهلي نو عقيده دارد كه از ديدگاه امنيتي با بازگشت طالبان به افغانستان اين
طرح نارسايي هاي فراواني در بر دارد. از سوي ديگر بسياري از خبرگان بر آنند كه حجم منابع تركمنستان به درستي ارزيابي نشده است .
واشنگتن طرفدار كشيدن خط لوله تركمنستان ـ افغانستان ـ پاكستان هند بود تا هم ايران را در انزوا بگذارد و هم روسيه را در آسياي
ميانه تضعيف كند. شرايط منطقه به گونه اي است كه آمريكا در اين فكر هم هست كه افغانستان را به همسايگي خويش بپيوندد و در
همان حال سوختي را كه براي گرم كردن مردم و راه اندازي اقتصاد خود نياز دارد به وي عرضه كند و از اين طريق تضميني براي ثبات
جايگاه خود در اين كشور بيابد . با اين هدف وزارت خارجه آمريكا در سال 2005 تقسيم بندي خود از آسياي جنوبي را مجددا سامان داد
و كوشيد با ايجاد مناسباتي در همه سطوح
گستره اي ايجاد كند كه آن را « آسياي ميان كلان » ناميده است . انرژي از عوامل بنيادين روابط
داخلي در اين ناحيه است . از اين رو شماري از طرح هاي نيروگاه هاي آبي مولد برق مثلا در تاجيكستان
به برق رساني به شمال افغانستان
اختصاص يافته است . اما مفهوم كلي « ادغام جغرافيايي » چنگي به دل نمي زند. مشخصا دهلي نو كه خود را دور از آسياي ميانه مي يابد
در پيوستن به طرح احداث خط لوله تركمنستان پاكستان افغانستان هند ترديد دارد. اين كشور طرح پيشنهادي ايران براي ايجاد خط لوله
گاز ايران ـ پاكستان ـ هند را دلرباتر مي يابد. هر چند مصوبه قانوني ايالات متحده در باره مجازات ها عليه ايران و ليبي كه واشنگتن به
وسيله آن هر شركتي را كه در صنايع نفت و گاز دو كشور سرمايه گذاري كند
تنبيه مي كند
اين كشور را از برداشتن گامي در اين جهت
برحذر مي دارد.
« محمد رضا جليلي »
كارشناس روابط بين الملل آسياي ميانه تصديق كرده كه ايران بازنده بزرگ غ « بازي بزرگ » است . اين طرح نه فقط
خطوط لوله نفتي ايران را دور مي زند بلكه هيچكس نمي تواند در ايران سرمايه گذاري كند. آن هم در شرايطي كه ايران درست به همين
سرمايه گذاري ها نياز دارد . تاسيسات نفتي كشور در دهه 1970 (دهه 1350 ) ساخته شده و كهنگي آنها دولت را وادار كرده است 40 %
مصرف بنزين كشور را وارد كند. ايران نتوانسته است به كاوش در بخش هاي متعلق به خود در درياي خزر بپردازد و نيز از ظرفيت هنگفت
گازي بالقوه خود بهره برداري بهينه اي كند. در حالي كه توليد كنندگان مواد سوختي آسياي ميانه آرزوي ايجاد مسيري را در سر
مي پرورانند كه از جنوب بگذرد. تعارضي در كنار گذاردن تهران از بازي بزرگ به چشم مي خورد. « آرنو بروئياك » مدير اروپاي مركزي و
آسياي قاره اي شركت « توتال » تشريح مي كند كه « چنين مسيري مي تواند اقتصادي تر و از لحاظ فني بسيار ساده باشد. ما پيرو كوتاه كردن
راه اقتصادي خويش هستيم . در اين چهارچوب ما مسير جنوب را برگزيده ايم . بيشتر از آن رو كه نزديك ترين منطقه مصرف به درياي
خزر
شمال ايران است » .به اين دليل
به عقيده جليلي
نزديك شدن به سازمان همكاري شانگهاي در چنين زمينه اي
نمودار « كمربند
نجات سياست ايران در آسياي ميانه است . تهران بدين وسيله مي تواند رشته هاي پيوندي با آسيا و مشخصا با چين به وجود آورد و در
زورآزمايي با ايالات متحده پر توان تر به ميدان آيد »
« تري كلنر » كارشناس چين و آسياي مركزي تشريح مي كند كه در اين « بازي بزرگ » چين هم سه هدف را دنبال مي كند » . نخست
تامين
امنيت خود به خصوص در استان ترك زبان « گزينژ يانگ » كه با آسياي ميانه هم مرز است . دوم
همكاري با همسايگانش به قصد
جلوگيري از اهميت يافتن زياد قدرت بزرگ ديگري در فضاي آسياي ميانه و بالاخره
تضمين عرضه مواد انرژي زا. از چند سال پيش
پكن
درباره خريد دارايي هاي نفتي از آسياي ميانه بسيار قلمفرسايي كرده است . چين حتي در دسامبر 2005 (آذر 1384 ) يك خط لوله
نفتي را افتتاح كرد كه « آتاسوو » در قزاقستان را به « آلاشانكو » در « گزينزيانك » مي پيوندد. كلنر خاطر نشان مي سازد كه « نخستين قرارداد
نفتي در آسياي مركزي را پكن در سال 1997 (1376 ) امضا كرد . چين در برنامه هاي خود چشم انداز بلند مدتي دارد . اين كشور توانسته
است بنيادهاي استواري را در آسياي ميانه بر پا سازد كه امروز ثمره آن را دريافت مي كند » .
براي چيني ها سرمايه گذاري در آسياي ميانه شيوه اي براي رخنه كردن در امور منطقه نيز هست تا آن جا كه خود مي گويند مايلند
سهمي در تضمين امنيت داشته باشند. پكن در سازمان همكاري شانگهاي خود را متعهد ساخته است تا كشورهاي عضو را بر محور
مسايلي گرد آورد كه برايش ارزش فراواني دارند; مسائلي مانند نبرد عليه تروريسم يا همكاري در زمينه هاي اقتصادي و انرژي . علاوه
برآن
اين سازمان مجموعه بهم پيوسته اي را پديد آورده كه در صورت بي ثباتي منطقه و يا نفوذ احتمالي ايالت متحده و تبديل شدن آن
به عنوان تهديدي براي قدرت هاي مستقر
بتواند همبستگي استواري را به نمايش بگذارد. بدين سان موج انقلاب هاي رنگين كه از سال
2003 (1382 ) در فضاي شوروي پيشين به راه افتاده
سازمان مزبور را در موضعي قرار داده است كه بطور مشخص تري عليه واشنگتن
موضع گيري كند . براي نمونه در ماه ژوئيه 2005 (تير 1384 ) شش عضو اين سازمان از تاشكند پشتيباني كردند كه در تعطيلي پايگاه
هوايي نظامي آمريكا در « كارشي خان آباد » كه در چهارچوب عمليات افغانستان گشوده شده بود اصرار مي ورزيد. ديگر هيچ تفنگ دار
آمريكايي عملا در خاك ازبكستان وجود ندارد.
در حقيقت « بازي بزرگ » به كار جمهوري هاي آسياي ميانه و قفقاز رونق بخشيده است آن هم از طريق ايجاد رقابت ميان قدرت بزرگ .
اين جمهوري ها در اين بازي همانقدر كه بتوانند به اين يا آن قدرت « نه » بگويند
اندكي بر استقلال خويش مي افزايند. بدين سان هنگامي
كه قزاقستان دروازه هاي اقتصاد خود را به روي جهان مي گشايد
ازبكستان دست به عصا عمل مي كند و در حالي كه گرجستان تا به آخر با
ورق آمريكا بازي مي كند
تركمنستان عميقا به واشنگتن بد گمان است . فراسوي همه اين اختلاف ها « بازي بزرگ » راهي پيش پاي اين
جمهوري ها مي گذارد تا كمتر ناگزير از پيمودن مسيري باشند كه يكي از قدرت هاي مسلط ناچارشان مي كند. مثلا چنان چه بحث و
گفتگوهاي دموكراتيك غرب مايه گزندي به منافع رهبران آسياي ميانه و قفقاز باشد
آنها مي توانند همواره به اين مسائل پشت كنند بويژه
آن كه پكن يا مسكو كه در اين باره چندان سخت گير نيستند
دم دست اند.
نا گفته نماند واشنگتن يا بروكسل هم
هميشه سخت نمي گيرند. غالبا ملزومات استراتژيك
آنها را به سمتي مي راند كه حقوق بشر را
به رده دوم عقب رانند
امري كه ارزش هاي معروف به « غربي » را بسيار از اعتبار مي اندازد; همان ارزش هائي كه قدرت هاي منطقه اي آنها
را به چيزي جز يك سلاح عقيدتي نمي گيرند . رهبران اين جمهوري ها از سال 2003 ماه هاي پياپي
هر يك براي خاموش ساختن
منتقدان
شيوه اي « شرقي » براي بر پا داشتن دموكراسي دركشور خويش ارائه مي دهند. البته تا اين شيوه ها به ثمر بنشيند
فساد همچنان
بر « بازي بزرگ » فرمان مي راند. و اين چنين
بخش عمده گنجينه نفت و گاز كه ثروت ملي به شمار مي رود
از دسترسي و نظارت
دموكراتيك مردم اين كشورها دور مي ماند.
مسكو كه دير زماني با سياست تحميلي قدرت هاي بزرگ در ايجاد لوله هاي نفت و گاز و با دور زدن مناطق نفوذش در موضع دفاعي
قرار گرفته بود
اينك تهاجم را از سر گرفته است .
صرف تقاضا براي دريافت مواد سوختي
توضيحي بر نبردي نيست كه قدرت هاي بزرگ به منظور دست اندازي به معادن
جمهوري هاي پيشين شوروي در آسياي ميانه و قفقاز به آن تن داده اند
از زماني كه پكن خود را وارد امور آسياي ميانه كرد و اروپا در پي جنگ گاز ميان روسيه و اوكراين در ژانويه 2006 (ديماه سال 1382 )
طرح دست اندازي خود به « طلاي خاكستري » درياي خزر را شتاب بخشيد
در واقع بازي پيچيده تر شد
روسيه نخستين توليد كننده گاز و دومين توليد كننده نفت جهان كه اكنون آسودگي مالي خود را بازيافته است در ماه مارس گذشته
(اسفند گذشته ) قرار دادي با بلغارستان و يونان براي ساختن خط لوله « بورگاس ـ الكساندرپليس » به امضا رسانيد كه رقيبي براي خط
لوله باكو ـ تفليس ـ جيهان به شمار مي آيد
واشنگتن طرفدار كشيدن خط لوله تركمنستان ـ افغانستان ـ پاكستان ـ هند بود تا هم ايران را در انزوا بگذارد و هم روسيه را در آسياي
ميانه تضعيف كند
در حقيقت « بازي بزرگ » به اقتصاد جمهوري هاي آسياي ميانه و قفقاز رونق بخشيده است آن هم از طريق ايجاد رقابت ميان قدرت هاي
بزرگ . اين جمهوري ها در اين بازي همانقدر كه بتوانند به اين يا آن قدرت « نه » بگويند
اندكي بر استقلال خويش مي افزايند
« بازي بزرگ » راهي پيش پاي جمهوري هاي آسياي ميانه مي گذارد تا كمتر ناگزير از پيمودن مسيري باشند كه يكي از قدرت هاي مسلط
ناچارشان مي كند. مثلا چنان چه بحث و گفتگوهاي دموكراتيك غرب مايه گزندي به منافع رهبران آسياي ميانه و قفقاز باشد
آنها
مي توانند همواره به اين مسائل پشت كنند بويژه آن كه پكن يا مسكو كه در اين باره چندان سخت گير نيستند
دم دست اند.

|