روزنامه جمهوري اسلامي 07/05/1386 صفحه سرمقاله
*****
بمباران كربلا و سه پيام


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    بمباران يكي از مناطق مسكوني كربلا توسط جنگنده هاي آمريكائي كه منجر به شهيد و مجروح شدن ده ها نفر از مردم اين شهر شد براي همه كساني كه به دولتمردان آمريكائي دل بسته اند پيام هاي آموزنده اي دارد.
    قبل از همه رهبران و فعالان سياسي عراقي بايد از اين اقدام آمريكا بياموزند كه بوش كوچك و دارودسته جنگ افروز او هرگز از جنايت عليه مردم عراق دست برنميدارند و براي آنها مردم عادي و ديگران تفاوتي ندارد. در شهر كربلا آنهم در مناطق مسكوني آن هيچ نيروي نظامي مستقر نيست كه جنگنده هاي آمريكائي براي سركوب كردن آنها احساس نياز به بمباران هوائي كنند. فرماندهي اشغالگران نظامي آمريكا در عراق اگر واقعا قصد مقابله با تروريست ها را داشته باشد بجاي آنكه دستور بمباران مناطق مسكوني كربلا را صادر كند بايد در جستجوي القاعده و گروه هاي تكفيري در سامرا و بغداد باشد. اينكه تروريست ها مجال مي يابند دو بار حرم مطهر عسكريين عليهماالسلام را در سامرا بمباران كنند و بار سوم نيز از فاصله اي نزديك باقيمانده ساختمان حرم را هدف خمپاره قرار دهند اين نشان ميدهد آمريكائي هاي اشغالگر نه تنها تمايلي به مقابله با تروريست ها ندارند بلكه با آنها همكاري نيز مي كنند. به همين دليل است كه روز به روز اقدامات تروريستي گروه هائي مثل القاعده و تكفيري ها عليه دولت مردم و اماكن مقدسه عراق بيشتر مي شود و ناامني ها اخيرا علاوه بر بغداد به ساير مناطق از جمله مناطق جنوبي عراق نيز سرايت پيدا كرده است .
    دومين گروهي كه بايد از جنايت اشغالگران آمريكائي در كربلا پيام بگيرند آن دسته از رهبران اهل سنت عراق هستند كه در برابر اين جنايات و همينطور جنايات تروريست ها سكوت مي كنند و تصورشان اينست كه كشتن شيعيان و حمله به اماكن مقدسه شيعيان مشكلي از آنها و از عراق حل خواهد كرد. اين افراد و گروه ها بايد بدانند كه براي آمريكائي هاي اشغالگر شيعه و سني تفاوتي ندارد. آنها نوكر ميخواهند وبه هركس كه خواهان استقلال عراق باشد رحم نمي كنند. در ميان شيعيان هم كساني هستند كه چون مهره آمريكا شده اند آمريكائي ها به آنها نظر دارند و حتي براي حاكم كردن آنها و به اكثريت رساندن آنها در انتخابات مجلس عراق صدها ميليون دلار خرج كردند اما نتوانستند طرفي ببندند. بنابر اين روشن است كه آمريكائي هاي اشغالگر فقط دنبال افرادي هستند كه براي تحكيم موقعيت آنها مفيد و موثر باشند و در اين ميان مذهب و قوميت و زبان براي آنها هيچ اهميتي ندارد.
    گروه هائي كه هم اكنون با آمريكا همراهي مي كنند و از كشتار شيعيان توسط آمريكا خوشحالند اگر روزي به هر دليل براي موقعيت اشغالگري آمريكا مضر تشخيص داده شوند آمريكا با آنها هم همان رفتاري را خواهد كرد كه اكنون با شيعيان مي كند. آمريكا مبارزه با اشغالگري را تحمل نمي كند و در برخورد با مخالفان اشغالگري هركس و هر گروه و از هر مذهب و قوميت كه باشد ذره اي ترديد و تامل نخواهد كرد.
    آن دسته از دولتمردان ايراني نيز كه فكر مي كنند از طريق مذاكره با آمريكا در بغداد مي توانند مشكلي از مشكلات عراق اشغالي را حل كنند و يا آنگونه كه صاحبان نگاه بدبينانه به مذاكرات بغداد ميگويند اگر تصور مي كنند مي توانند مشكلي از مشكلات ايران با آمريكا را حل كنند بايد از برخوردهاي مختلف آمريكا در همين دو ماه اخير از جمله از بمباران كربلا اين پيام را بگيرند كه سخت در اشتباهند. زيرا به آمريكا نمي توان اعتماد كرد همانگونه كه به گرگ درنده نميتوان اعتماد كرد. سخن عميق و آموزنده حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه را به ياد بياوريم كه فرمودند رابطه آمريكا با ما رابطه گرگ و ميش است .
    دولتمردان آمريكائي در عراق و افغانستان و فلسطين و در مناسباتشان با ايران اين واقعيت را به اثبات رسانده اند كه « گرگ » هستند. از گرگ چه انتظاري غير از درنده بودن مي توان داشت مگر غير از اينست كه آمريكائي ها تاكنون بارها در عراق برخلاف همه مقررات بين المللي هر وقت خواستند ماموران رسمي ايراني را ربودند و هرقدر خواستند آنها را در بازداشت نگهداشتند شكنجه كردند و به هيچكس هم پاسخگو نبودند و نيستند ربودن همين 5 ايراني كه آمريكائيها آنها را در اربيل ربودند و اكنون بيش از 6 ماه است كه برخلاف همه موازين بين المللي آنها را در بازداشت دارند و به هيچكس و هيچ مرجع بين المللي هم پاسخگو نيستند يكي از روشن ترين و زنده ترين نمونه هاي رفتارهاي غيرقانوني اشغالگران آمريكائي در عراق است . ماجراهاي زندان ابوغريب و شهرك حديثه و بمباران هاي شهرك صدر و جنايت در كربلا و فلوجه و نجف و حمله به منازل مردم در شهرها و مناطق مختلف عراق و تجاوز به جان و مال و ناموس مردم نمونه هاي ديگر وحشي گري ها و جنايت هاي اشغالگران آمريكائي است كه نشان مي دهد آمريكائي ها عراق را متعلق به خود ميدانند و براي مردم عراق و دولت مردمي آن كشور و قوانين بين المللي كمترين ارزش و اهميتي قائل نيستند.
    درست است كه آمريكائي ها در عراق دچار مشكلات زيادي هستند و در باتلاق عراق دست و پا مي زنند اما اين تصور درست نيست كه آنها مايل هستند به هر نحوي شده از اين باتلاق نجات پيدا كنند و بروند. آمريكائي ها عراق را لقمه چرب و لذيذي ميدانند كه بهيچوجه نميخواهند آنرا از دست بدهند. آنها درصدد هستند به كمك ديگران باتلاق عراق را به سرزمين همواري براي خود تبديل نمايند كه بتوانند بقيه طرح خود را به راحتي در آن اجرا نمايند. آنچه مي تواند مانع عملي شدن اين توطئه گردد اراده جدي همه مخالفان اشغالگري براي اخراج قهري آمريكا از اين كشور است .