يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي غرب (كرمانشاه )
حسين زكريائي عزيزي
بخش سوم و پاياني
اشاره : بخش اول و دوم يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي غرب (كرمانشاه ) را روزهاي سه شنبه
86
4
26 و يكشنبه 86
4
31 در همين صفحه مطالعه فرموديد . آنچه در پي مي آيد بخش سوم و پاياني اين مطلب
است كه از نظر شما مي گذرد
اميد است در نظرتان قبول افتد.
منطقه عملياتي مطلع الفجر
در مسير گيلان غرب در 10 كيلومتري اين شهر وارد فرعي شديم كه منتهي مي شود به منطقه عملياتي مطلع الفجر . ارتفاعات معروف
به گور سفيد و آويزن كه روستاهايي به همين نام نيز در اين ارتفاعات وجود دارد. ضمن اينكه محل تولد و زندگي خانم فرنگيز حيدر پور
يكي از مدافعان ابتداي جنگ نيز اينجاست . اين شير زن 17 ـ18 ساله گيلان غربي زماني كه عراق به اينجا رسيد با تبر در مقابل آنها
ايستادگي كرد و ضمن اينكه چند نفر از آنها را به درك واصل كرد
2 نفر را اسير نمود و به رزمندگان تحويل داد .
در همين مكان نيز تابلوي كوچكي همه يادمان عمليات مطلع الفجر بود.
چند ماه پس ازعمليات رجايي
باهنر(بازي دراز 2 ) استراتژي جديدي براي جنگ اتخاذ شد و در چهار چوب آن طرح هاي راه كربلا
براي آزاد سازي مناطق اشغالي پي ريزي شد . برپايه همين استراتژي طرح عملياتي كربلاي 7 براي منطقه غرب طرح ريزي گرديد كه در
زمان اجرا مطلع الفجر ناميده شد.
هدف اين عمليات آزاد سازي ارتفاعات مهم منطقه گيلان غرب و سر پل ذهاب بود . در طرح مانور اين عمليات 2 محور اصلي كه هر
يك داراي محورهاي فرعي نيز بودند مشخص شده بود. هدف محور شمالي عبور از تنگه كورك
قاسم آباد
حاجيان و قطع جاده گيلان
غرب و قصر شيرين بود. همچنين در محور جنوبي نيروهاي مستقر در چغالوند وداربلوط ماموريت داشتند به ارتفاعات چرميان وشيا
كوه تك كنند و با نيروهاي محور شمالي الحاق كنند.
عمليات در روز 60
9
20 با رمز يا مهدي ادركني آغاز شد و ابتداارتفاعات شياكوه و چرميان در محور جنوبي به تصرف نيروهاي
خودي در آمد.
اما در محورهاي شمالي به رغم موفقيت اوليه
تلاش رزمندگان ناكام ماند
لذا به دليل نبود جاده تداركاتي و عدم الحاق با محورهاي
شمالي
موقعيت تصرف شده در محور جنوبي نيزتثبيت نشد. اين در حالي بود كه دشمن نيز براي باز پس گيري منطقه پي در پي پاتك
مي كرد . در نتيجه پس از 17 روز مقاومت
در روز هجدهم نيروهاي محور جنوبي نيز به موقعيت قبلي خود بازگشتند .
از جمله مقاومت هايي كه در اين منطقه برجسته است . مقاومت مردميست ;مردم اين منطقه در ابتداي جنگ براي مقابله با تانك ها و
گردانهاي زرهي عراق علي رغم اينكه مي دانستند محصولات كشاورزي شان از بين خواهد رفت ولي زمين هايشان را به آب بستند تا
تانكها و ادوات زرهي در آب فروروند و نتوانند پيشروي كنند.
روبروي محل يادمان مطلع الفجر ارتفاعاتي است كه نام كرجي ها را به خود دارد.
ظاهرا عده اي از رزمندگان كرجي در اينجا مستقر بودند و تعداد زيادي از آنها به شهادت رسيدند به همين دليل
اين تپه به تپه كرجي ها
معروف شد.
همچنين محل شهادت
شهيد صفر خوشروان كه يكي از شهداي شاخص منطقه است
نيز پشت اين يادمان واقع است .
گيلان غرب
ساعت 15
10 به شهر گيلان غرب شهر مقاومت ; شهري كه پس از دزفول دومين شهر مقاوم كشور نام گرفته است رسيديم پس از
يك دور در شهر و بازديد از ميدان مقاومت كه مجسمه اي از مقاومت خانم حيدر پوردر وسط آن بنا شده است
از سمت شرق شهربه
سمت اردوگاه حضرت رسول (ص ) طي طريق نموديم .
اردوگاه حضرت رسول (ص )
اردوگاه حضرت رسول (ص ) كه در 3 كيلومتري گيلان غرب و در كنار سدگيلان غرب قرار دارد محل استقرار تيپ مستقل 59 مسلم بن
عقيل (ع ) بود و رزمندگان اين تيپ در سوله هايي كه هنوز دست نخورده باقي مانده
مستقر بودند و هنگام عمليات مرصاد عقبه ستاد تيپ
بود. اين اردوگاه هم به علت قرار داشتن در كوهپايه از طراوت خاصي برخوردار است .

پس از بازديد از سوله هاي اردوگاه به گيلان غرب برگشتيم و از آنجا براي بازديد از بازي دراز راه سر پل ذهاب را در پيش گرفتيم و
ساعت 12
10 به بازي دراز رسيديم .
بازي دراز
نام بازي دراز
نامي است پرآوازه كه بسيار از آن شنيده ام . ارتفاعاتي به مثابه عارضه بزرگي درون مثلث قصرشيرين ـ گيلان غرب و
سرپل ذهاب كه بر منطقه تسلط كامل دارد.
دشمن در روزهاي آغازين جنگ از بازي دراز براي ديده باني استفاده مي كرد
اما ويژگي اين ارتفاعات موجب شد با فعاليت هاي
مهندسي
روي آن جاده سازي شود و يگان هاي عراق در آنجا مستقر شوند و ضمن افزايش سلطه بر قصرشيرين
سرپل ذهاب را نيز زير
ديد خود بگيرند. براي گرفتن اين امتياز مهم از دشمن
پس از سه راه كار نيروهاي شناسايي سپاه
قرارگاه مقدم غرب سپاه و ارتش
نخستين عمليات نيمه گسترده را در اين منطقه طرح ريزي كردند كه با نام عمليات بازي دراز در تاريخ 1360
2
1 آغاز شد و به مدت 8
روز طول كشيد و طي آن نيروهاي خودي و دشمن با رها به تك و پاتك متقابل پرداختند.
دشمن با استفاده از پشتيباني هوايي و جاده هاي مواصلاتي
يگان هاي خود را حمايت مي كرد. اما رزمندگان از جاده و حمايت هوايي
كافي و پشتيباني آتش محروم بودند
در نتيجه نتوانستند روي تمام هدف ها مستقر شوند; با وجود اين
از بين قله هاي منطقه
سه قله آن
را تثبيت كردند و تنها در تثبيت قله 1150 و يكي از قله هاي 1100 ناكام ماندند در اين عمليات هوانيروز ارتش نقش به سزايي ايفا كرد و
طي آن خلبان علي اكبر شيرودي كه قبلا اوصافش را برشمرديم به شهادت رسيد.
عمليات بازي دراز 2 (شهيد رجايي و باهنر)
در ادامه عمليات هاي محدود سال 1360 و به منظور تكميل اهداف عمليات بازي دراز 1
منطقه بازي دراز بار ديگر مورد بررسي
قرار گرفت . نيروهاي سپاه پاسداران پس از عمليات
1
2 1360 شناسايي هاي بسياري در اين منطقه انجام دادند و راهكارهاي متعددي
براي اجراي عمليات به فرماندهي منطقه غرب پيشنهاد كردند.
ارتش نيز براي عمليات در بازي دراز آمادگي خوبي داشت . بر اين اساس
فرماندهي قرارگاه مقدم سپاه و ارتش در غرب
طرح ريزي و
اجراي عمليات بازي دراز 2 را در دستور كار خود قرار دادند و منطقه وسيع تري را نسبت به عمليات قبل انتخاب كردند; ارتفاعات قراويز
بنه دستك و كوره موش به محدوده عمليات افزوده شد و در طرح ريزي عمليات امكان مانور احاطه اي براي تسهيل در آزاد سازي
ارتفاعات بازي دراز ايجاد شد . عمليات با شركت يگان هاي سپاه پاسداران و لشكر 81 زرهي ارتش در 1360
6
11 در سه محور به اجرا
درآمد. اهداف عمليات در محور شمالي ارتفاعات كوره موش
در محورمياني ارتفاعات بنه دستك و قراويز و در محور جنوبي قله هاي
1150 و 1100 بود .
عمليات پس از پنج روز ادامه داشت و در اين مدت بخشي از كوره موش و چند قله قراويز آزاد شد و ارتفاع 1150 چندبار دست به دست
شد
اما دشمن با 35 بار پاتك
مانع از تثبيت منطقه آزاد شده گرديد .
پس از بازديد از مناطق بازي دراز و يادآوري خاطرات شهداي آن منطقه همچون علي اثني عشري
حاج علي موحددانش
غلامعلي
پيچك و... به سمت سرپل ذهاب حركت كرديم و نماز جماعت ظهر و عصر را در مرقد مطهر جناب احمدبن اسحاق خوانديم و بعداز
ناهار ساعت 2
20 به سه راه شهادت كه در 7 كيلومتري سرپل ذهاب قرار دارد رفتيم .
سه راهي شهادت
در اين سه راهي كه محل شهادت جمع كثيري از رزمندگان تيپ نبي اكرم (ص ) به فرماندهي شهيد حاج محمدرضا قليوند; فرماندار
كنگاور مي باشد
جز تابلوي كوچكي هيچ يادماني بنا نشده كه جا دارد در اين نقطه نيز يادماني براي شهداي آن احداث گردد.
پايگاه ابوذر
در ادامه همين مسير پس از طي چند كيلومتري به پايگاه ابوذر كه در زمان جنگ محل استقرار رزمندگان بود و امروز بعنوان منازل
سازماني تيپ سوم زرهي ابوذر از لشكر 81 زرهي كرمانشاه از آن استفاده مي شود
رفتيم .
جالب توجه اينكه روي همه بلوك هاي ساختمان جاي گلوله و تركش هاي راكت هاي هواپيماهاي عراقي به چشم مي خورد و يكي از
ساختمان ها كه در اثر بمباران هواپيماهاي عراقي تخريب كامل شده بود
به همان صورت دست نخورده باقي مانده است كه مي تواند
بعنوان يكي از اسناد جنايت حزب بعث
مورد بازديد عموم
بخصوص كاروانهاي راهيان نور قرار گيرد.
همينطور كه از كنار بلوك هاي آسيب ديده مي گذشتيم
امير سرتيپ دربندي به نكته و خاطره جالبي اشاره كرد ايشان گفت : ارتش
بعث در دوران جنگ به هيچ كدام از مناطق مسكوني ما رحم نمي كرد
حال آنكه خلبان شهيد حسين خلعتبري ; در يكي از يادداشت هاي
پروازش نوشته
روزي براي انهدام پلي در بغداد عازم عمليات شدم . آن لحظه اي كه خواستم پل را مورد اصابت راكت قرار دهم متوجه
شدم ماشيني از روي آن در حال حركت است كه تصور كردم در داخل آن ماشين پسر بچه اي برايم دست تكان مي دهد. در يك آن احساس
كردم شايد آرش من باشد. لذا برگشتم تا ماشين از روي پل بگذرد و من دوباره برگردم و پل را منهدم كنم .
ببينيد در آن لحظه مرگ و زندگي كه تمام آتشبارها
پدافندها و هواپيماهاي رهگير منتظر ثانيه اي هستند تا هواپيماي ما را منهدم
كنند
ايشان چنين تصميمي مي گيرد.آيا واقعا اين ها قابل قياسند. هرگز
پايگاه ابوذر از ويژگي ديگر نيز برخوردار است و آن اينكه قدمگاه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در كوران دفاع
مقدس مي باشد كه بدون ترديد خود ايشان نيز از اين پايگاه خاطرات ويژه اي در ذهن دارند.
بالاخره پس از 43 ساعت و 30 دقيقه بازديد از يادمانهاي عملياتي دفاع مقدس
بازديد ما درمناطق يادماني كرمانشاه به پايان رسيد
و براي بازديد از مناطق عملياتي استان ايلام
به سمت اين استان قهرمان حركت كرديم .
نام بازي دراز; نامي است پر آوازه كه بسيار از آن شنيده ام . ارتفاعاتي به مثابه عارضه بزرگي درون مثلث قصرشيرين ـ
گيلان غرب و سرپل ذهاب كه بر منطقه تسلط كامل دارد
ساختمان ها كه در اثر بمباران هواپيماهاي عراقي تخريب كامل شده بود
به همان صورت دست نخورده باقي مانده
است كه مي تواند بعنوان يكي از اسناد جنايت حزب بعث
مورد بازديد عموم
بخصوص كاروان هاي راهيان نور قرار
گيرد

*****
خلبان مرگ
|

تقديم به خلبان شهيد عباس دوران
سيد حكمت قاضي مير سعيد
بخش اول
اشاره : 31 تير ماه مصادف است با شهادت خلبان تيزپرواز نيروي هوايي شهيد عباس دوران . جاودانه نامي كه همه
ايرانيان او را بعنوان خلباني شجاع و نترس مي شناسند و در وصفش مطالب فراواني شنيده اند.
آنچه پيش روي شماست خاطره پرواز آخر ايشان است كه توسط برادر سيد حكمت قاضي ميرسعيد بصورت داستاني
قلمي شده است .
هواپيماهاي جنگنده بمب افكن با سرعت 500 نات معادل هزار كيلومتر در ساعت با فاصله مناسبي از يكديگر در ارتفاع مطلوب
قلب آسمان را شكافته و به سمت خاك دشمن در حركت بودند.
سكوت پرمعنايي در هواپيما ايجاد شده بود
كنده شدن از زمين و اوج گيري در فضاي بيكران آسمان
حالي خوشي به او دست داده
بود. بيش از هر زمان احساس مي كرد كه اسباب تقرب به خدا
برايش فراهم شده است .
او در آسمان نيلگون بر فراز شهرها
روستاها
كوه ها
دره ها
دشت و جنگلهاي پوشيده از درختان چنار
صنوبر وبلوط كه در طول
مسير كشيده شده بود به سرعت برق و باد در حركت بود.
به هنگام عبور از فراز شهرها و روستاها ناظر آرامشي بود كه به همت لشكريان ارتش اسلام و سربازان امام زمان (عج ) فراهم شده بود
از اينكه خود نيز يكي از رزمندگان دفاع مقدس بود بر خود مي باليد.
در آسمان ابري مشاهده نمي شد
او اكنون دريافته بود و به درستي مي دانست كه با وجود صافي هوا
ورود به خاك دشمن بايد از
نقاط كور و از ميان شيار دره هاي عميق صورت گيرد
تا از چشم تيزبين ديدبان مرزي دشمن كه اين روزها به خاطر حساسيت موضوع
(برگزاري اجلاس سران غير متعهدها در بغداد )در تمامي نقاط مرزي پراكنده و مستقر شده تا كوچكترين پرواز خلبانان هواپيماي شكاري
ايراني را
به يگان مربوطه گزارش كنند
در امان باشند.
در حاليكه به اين موضوع مي انديشيد
تلاش مي كرد كه زمان
فاصله
سرعت
ارتفاع
ميزان ذخيره سوخت
نقاط ايستايي هواپيماي
تانكر (سوخت رسان ) جهت دريافت سوخت و مسير رفت و برگشت را با نقشه اي كه بر روي زانوانش قرار داشت به دقت محاسبه كند
مسير پرواز هواپيماها
كدها و نقطه نشانه هاي موجود در نقشه عملياتي كه براساس آن توجيه هاي اوليه در اطاق بريفينگ صورت گرفته
بود و مي بايست از آن عبور كند و يك يك آن را به خاطر بسپارد.
او به نحوه انجام ماموريت خود مي انديشيد و تمامي نكات ريز و درشت پروازي را در ذهنش مرور مي كرد و تمامي علايم نشان
دهنده ها را به دقت زيرنظرداشت اينك او و همكار خلبانش با دولوله و سه دسته تسمه اتصال و كمر بندها و وسايلي كه براي حفظ پاها
در پرش نجات از هواپيما در شرايط اضطراري و پرواز با سرعت زياد تعبيه شده است به صندلي خود چسبيده بودند وسايل مربوط به
) كه در زير صندلي پران هواپيما متصل است . survival kit چتر نجات
لباس ضد جي و 35 قلم كمك هاي اوليه (
هرچند وجود اين وسايل در فضاي تنگ كابين سلب آسايش مي كرد اما براي حفظ ادامه حيات اجتناب ناپذير است .
دنيايي از علايم و نشاندهنده در مقابل ديدگانش قرار داشت صفحه مدرج
دسته فرامين
علايم و ابزار و اهرامهايي كه بايد در شرايط
مختلف پروازي و حين گردشها
كشيده
چرخانده و يا به جلو و يا به عقب فشارداده شود.
در كمتر از ثانيه مي بايست از نحوه كار ده ها قطعه علايم و نشانده كه در مقابل چشمانش قرار داشت با خبر شود و با مشاهده هرگونه
اخطار و علايمي در باره شدت ضعف
تغيير و دگرگوني و يا عملكرد غير عادي سيستم ها
عكس العمل مناسب و در خور را در بروز
چنين اشكالي نشان دهد.
دگمه ها
اهرامها
كابل ها و لوله هاي تنفسي كه اينك به صورت شبكه گردش خونش در آمده بود و در حقيقت او قطعه اي از اجزاي
هواپيما شده بود با اين تفاوت كه او مغز و قلب هواپيما بود.
هرچند اين وسايل دست و پاگير فضاي تنگي را درون كابين براي او ايجاد كرده اما و جود چنين علايمي در آسمان لايتناهي به او
آرامش خاصي مي بخشيد واز او به راحتي مراقبت مي كرد و در حقيقت اين وسايل و ابزار نجات اوبود و به نوعي نسبت به اين آلات
دقيق احساس محبت و دل بستگي مي كرد.
) خطر
اين دگمه مي توانست او (خلبان ) را در مواقع DANGER در مقابل ديدگانش دگمه اي وجود داشت و بر روي آن نوشته شده (
ضروري و آنجا كه نياز به پرش با چتر در شرايط اضطراري دارد با فشردن آن
با سرعت سرسام آوري (كه با چشمان غير مسلح قابل رويت
نيست ) به بيرون از هواپيما پرتاب كند و از مرگ حتمي برهاند.
عباس به صندلي پران خود دستي كشيد ! وبا خود گفت : اميدوارم كه فرصت استفاده از صندلي پران را نيابم . چرا كه او خوب
مي دانست يا بايد ماموريت را امروز با موفقيت به اتمام برساند و يا در چهل و دومين سال از بهار زندگيش براي هميشه با زندگي وداع
گويد. اين تصميم قطعي و غيرقابل برگشت او بود!!
بنظر او صندلي خلبان ايمن ترين و راحت ترين وسيله اي است كه براي نجات جان خلبانان در هواپيماهاي شكاري تعبيه شده و
خلبان مي تواند در شرايط اضطراري از آن استفاده كند.
عباس از پيش به منصور كاظميان همكار خلبانش در كابين عقب هواپيما
سفارش كرده بود اگر در حين انجام ماموريت
هواپيما
مورد اصابت قرار گرفت
قصد ترك هواپيما را ندارد چون به هيچ وجه مايل نيست اسير سربازان بعثي عراقي شود.
او در انجام چنين خواسته اي بسيار مصمم بود و هيچ خللي در اراده اش راه نداشت واز آزمون هاي بسيار سربلند بيرون آمده بود
تاكتيكهاي خاص و حساب شده اش در پرواز و نبردهاي هوايي و نيز روحيه تهاجمي اش او را از ديگران متمايز كرده بود و بدليل جرات
و جسارتي كه در جستجوي حريف و درگيري با هواپيماهاي دشمن داشت از قهرمانان تاريخ نبردهاي هوايي به شمار مي رفت .
او همچنين به عنوان فرمانده (ليدر) دسته قبل از انجام ماموريت در اطاق بريفينگ به همكاران خلبانش توصيه كرده بود به جهت
مصون ماندن از ديد رادارهاي دشمن حتي المقدور از سويچ رادار استفاده نكنند زيرا او بدرستي دريافته بود شعاع عمل رادارها به اندازه اي
قوي و نيرومند است كه مي تواند يك خرگوش را در فاصله يك كيلومتري زمين از بين ببرد. دقايقي از پرواز نمي گذشت .
برابر هماهنگي هاي اوليه هواپيما را مي بايست در ارتفاع 18000 پايي تا محل ايستايي هواپيماي تانكر سوخت رسان هدايت كرده و
پس از دريافت سوخت راهي ماموريت شوند طي كدهاي داده شده يك يك شكاري ها به هواپيما تانكر نزديك شدند.
معمولا براي انجام عمل سوختگيري بايد هواپيماي تانكر دقيقا در معرض ديد خلبان سوخت گيرنده قرار گيرد و يك بار از كنار هم
رد شوند و بعد تانكر گردش كند تا شكاري با فاصله مناسبي در پشت آن قرار گيرد و كم كم به يكديگر نزديك شوند تا سبد سوخت در
مقابل دريچه ورودي بنزين هواپيما شكاري قرار گرفته و قفل شود كوچكترين بي احتياطي در اين مرحله خسارات جبران ناپذيري را
براي خلبانان در پي خواهد داشت .
بحمدالله عمليات سوخت گيري به خوبي صورت گرفت پس از دريافت سوخت مورد نياز
از خلبان تانكر تشكر كرد و بلافاصله
ليدر با اعلام كدي گردش به راست كرده و به سوي هدف تعيين شده تغيير مسير دادند حال همه چيز براي انجام يك عمليات سرنوشت
ساز آماده و مهيا شده بود هواپيماهاي شكاري مجهز به انواع بمب و موشك بود در حاليكه خاك ميهن اسلامي ايران را به سرعت ترك
مي كردند.
از كاناپي كوچك هواپيماي شكاري اش به بيرون چشم دوخته بود سراسر منطقه پوشيده شده از جنگل بود او جنگل را
هيچوقت
اينچنين زيبا و سحر انگيز نديده بود و تا آن لحظه بيهودگي و فنا پذيري انسان را حس نكرده بود.
او آگاهانه به سمت هدف مي رفت در حاليكه ديگر همكارانش آنگونه كه او به حساسيت عمليات واقف بود
نبودند
چشم به
قطب نما دوخت و دريافت به نقطه نشانه اي رسيده كه بايستي ارتفاع را در حد ممكن تقليل داده واز ميان شيار دره عميقي عبور كند از
آنجايي كه هواپيماي عباس از نظر جهت يابي دچار اشكال بود متاسفانه محلي را كه از قبل در نقشه عمليات در اطاق توجيه ترسيم شده
بود و ميبايست از آن شاخص پروازي كه از قبل معين شده بود وارد خاك بغداد شوند كمي جلوتر عمل انجام گرفت و همين اشتباه باعث
بروز مشكلات جبران ناپذيري براي آنان گرديد.
) علايم دستي به همرزمان خلبانش كه با آرايش مخصوصي در بال او و به فاصله كمي از هواپيماي او در پرواز hand sig nal عباس با (
بودند علامت داد كه از اين لحظه بايد ارتفاع را كم كنند و دقيقا مطابق دستورات ليدر عمل نمايند همكاران خلبانش كه از قبل در جريان
كد هاي داده شده بودند با علامت دست پاسخ مثبت دادند! عباس به فرجام كار مي انديشيد او مي بايست تمام افكار خود را به كار گيرد تا
ضمن اصل غافل گيري از ديد رادارهاي دشمن در امان باشد به همين خاطر دسته فرامين را به جلو و سپس به سمت چپ برده و به
سرعت با شيرجه اي به سمت پايين
ارتفاع را تا 5 هزار متري سطح زمين كاهش داد
و از ميان شيار دره عميقي گذشت و سپس به سمت
290 درجه گردش و به طرف جنوب بغداد ادامه مسير داد متعاقب او ديگر همكاران خلبانش نيز چنين كردند او پس از رسيدن به ارتفاع
هزار و پانصد متري سطح زمين هواپيما را در حد تعادل قرارداد و بر فراز دشت وسيعي به پرواز خود ادامه داد.از آنجا كه هواي جنوب
شرق بغداد غبار آلود بود قدرت ديد بسيار پايين و در حد يك كيلومتر بود.
عباس در همان زمان فراگيري تكنيك پرواز در آمريكا
پي برده بود كه هواپيما در ارتفاع سيصد و پنجاه متر از سطح زمين از ديد
رادارها خارج مي شود
و او مي دانست هيچيك از هواپيماهاي شكاري دشمن مجهز به رادارهاي جستجو گر به منظور رهگيري و كشف
هدفها در ارتفاع پست
نيستند تنها واهمه اي كه داشت ديدبانان مرزي بود كه اگر از طرف آنان كشف و شناسايي نشوند بخش زيادي از
ماموريتشان را با استفاده از اصل غافل گيري كه مهمترين ركن موفقيت هر عملياتي است با آرامش كامل پيموده اند.
همانگونه كه به سرعت پيش مي رفت در 15 مايلي شرق بغداد واز فراز كوره هاي آجرپزي گذشتند .
به جهت احتراز از موانع زميني قدري هواپيما را بالا كشيد در كمتر از ثانيه دستگاه اعلام خطر سيستمهاي پدافند هوايي روشن گرديد
و بر روي اسكوپ رادار هواپيما علايمي مشخص شد و او با خونسردي تمام مجددا ارتفاع را كاهش داد او آنچنان در ارتفاع پايين پرواز
مي كرد كم مانده بود با دكل تيرهاي چراغ برق برخورد كند.
منصور فرياد زد : جناب سرهنگ دكل
دكل كابل فشار قوي در مقابلمان قرار داره از زيرش رد مي شيم يا از روش
عباس بدون اينكه پاسخي بدهد و به جهت احتراز از برخورد با تيرهاي سيماني برق
ارتفاع را كمي افزايش داد واز روي كابل فشار
قوي رد شد كه لحظه اي نوسانات شديد برق سيستم ارتباطي هواپيما را مختل كرد با افزايش لحظه اي ارتفاع بار ديگر چند چراغ و
اخطار راداري روي صفحه نشاندهنده ظاهر شد بلافاصله ارتفاع را به همان سطح قبلي كاهش داد و به سمت 330 درجه گردش كرده و بر
روي بام شهر قرار گرفت اولين نقطه نشاني ايستگاه راه آهن بغداد بود كه در سمت چپ و به فاصله 2 مايلي از او قرار داشت به سرعت با
تغيير سمت از فراز پايگاه هوايي الرشيد بغداد گذشت و پايگاهي كه با داشتن انواع هواپيما از نوع ميگ ناتواني نيروي هوايي عراق را در
تامين فضاي بغداد به اثبات مي رساند.
متاسفانه عليرغم تلاش ليدر عمليات
در همان دقايق اوليه توسط ديدبانهاي مرزي دشمن كشف و رهگيري شد و به رادارهاي
مربوطه اطلاع داده شد.
ورود دو فروند هواپيماي شكاري ايراني به داخل خاك عراق گزارش شد و او اين موضوع را از طريق راديو هواپيما كه بر روي
فركانس يكي از ايستگاه هاي راديويي بغداد تنظيم شده بود دريافت كرد.

|