يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي غرب (كرمانشاه )
حسين زكريائي عزيزي
بخش دوم
اشاره : بخش نخست يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي غرب (كرمانشاه ) را سه شنبه 86
4
26 در
همين صفحه مطالعه فرموديد. آنچه در پي مي آيد بخش دوم اين گزارش است كه از نظر شما مي گذرد.
دشت ذهاب
باخروج از جوانرود وارد دشت ذهاب شديم
دشتي پر از خاطره . دشت ذهاب شامل مناطق و ارتفاعات مهمي چون بمو
تپه شهداي
اطلاعات عمليات واقع در ازگله كه درشرق ارتفاعات بمو قرار دارد
مي باشد . پس از طي حدود نيمي از راه در 55 كيلومتري شهر سرپل
ذهاب يعني منطقه ازگله از تپه شهداي اطلاعات عمليات بالا رفتيم
اين تپه كه سنگرها و كانال هاي آن از زمان جنگ دست نخورده
مانده
محل استقرار بچه هاي اطلاعات عمليات منطقه بوده كه ارتفاعات منطقه بخصوص ارتفاعات بمو را زير نظر داشتند و رزمندگان
زيادي نيز در اينجا به شهادت رسيدند. در اينجا نيز حاج باقر خاطرات زيادي داشت كه بيان آنها ما را تا دوردستها برد
دور دست هايي كه
شايد اگر به زودي خاطرات آن مكتوب نگردد به دست زمان به فراموشي سپرده شود.
محل شهادت شهيد جهرودي
بازهم بخاطر كمبود وقت
به سمت مقصد بعدي يعني شهر سرپل ذهاب حركت مي كنيم . هوا گرگ و ميش و غروب شده است كه به
محل شهادت خلبان بلند پرواز ارتش اسلام يعني علي اكبر شيرودي مي رسيم . روستايي به نام زرين چوب كوره موش كه در 8 كيلومتري
شهر سر پل ذهاب واقع است . انتظار اين بود كه 28 سال پس از شهادت خلبان تيز پرواز ارتش كه رهبر معظم انقلاب در مورد او اين چنين
فرمودند.
شيرودي نخستين نظامي بود كه به او اقتدا كردم و نماز خواندم .
يادماني در محل شهادت او احداث مي شد اما جز يك تابلوي ساده كه آنهم با همت حاج باقر و دوستانش در آنجا كاشته شده بود چيزي
به چشم نمي خورد.
خلباني كه رشادتش را جاي جاي اين سرزمين به ياد دارد . بلند پروازي كه پس از خواندن نماز صبح
ساعت 5
30 بامداد هشتم
ارديبهشت ماه سال 1360 در خط پرواز هلي كوپترهاي پادگان سرپل ذهاب حضور يافت و خطاب به خلبانان گفت : تمام برادران توجه
كنند.ماموريت امروز ما بايد به بهترين نحو انجام بگيرد وچون بر اساس اطلاعات واصله به دفتر فرماندهي
دشمن قصد پيشروي به
سمت بازي دراز را دارد.
ما موظفيم حركت ستون عظيمي از بعثيون را متوقف كنيم تا نيروهاي اسلام بتوانند در مواضع جديد مستقر شوند و آمادگي مقابله با
كفار را داشته باشند. برادران
ما تا بحال با توكل به خدا و پشتيباني نيروهاي مردمي و كمك امت شهيد پرور ايران پيروزمندانه جنگيده
ايم . به خواست خدا اين بار هم دشمن را به هلاكت ميرسانيم و به زودي تمام مزدوران دولت عراق را به گورستان تاريخ مي فرستيم و
مسلمانان عراق را از زير سلطه ديكتاتوري خوك بغداد نجات مي دهيم .
سپس با لحن قاطعانه خطاب به خلبانان ادامه داد : برادران ! برادران !هنگام اجراي ماموريت لحظه به لحظه با بي سيم گوش به فرمان
من باشيد.يا حق . خداحافظي بكنيم و برويم هلي كوپترها را به پرواز در آوريم .
در همين حال بود كه قيژ قيژ لاستيكهاي يك جيپ نظامي و ترمزميخكوب آن توجه همه را به سوي يك نظامي جلب كرد كه پياده
شد و دوان دوان و نفس زنان خود را به آنان رساند و گفت : جناب سروان
حال ابوذر بسيار وخيم است و همسرتان .....اما سالارترين
رزمنده هوانيروز سخنان قاصد را كه به پادگان سر پل ذهاب آمده بود تا پدر را به بالين پسر در بيمارستان كرمانشاه ببرد
با آرزوي شفاي
عاجل براي كليه بيماران و فرزندش قطع كرد و فرمان حركت را صادر نمود و چند لحظه بعد صداي روشن شدن موتورها در تمام
محوطه فرودگاه پيچيد.

غريو غرش هلي كوپترها سينه فضا را شكافت
دقايقي بعد خلبان علي اكبر شيرودي با بي سيم به همرزمان اطلاع داد : كم كم به منطقه
عمليات مي رسيم . براي خنثي كردن پدافند هوايي دشمن
اول مركز تجمع ضد هوايي اونارو منهدم مي كنيم و بعد به شكار تانكها
مي پردازيم . از واحدهاي توپخانه و خمپاره انداز كفار غافل نباشيد
صبركنيد
صبركنيد.
دو هلي كوپتر به طرف ما مي آيند
شماره 3 به سمت چپي شليك كن
شماره 4
تو حساب سمت راستي روبرس
آماده
از راكت
شماره 7 استفاده مي كنيم . آتش
بارك الله
بارك الله
بارك الله
خوب نشانه گرفتيد
حالا جلوتر مي رويم
خب ! دشمن در زير پا ديده
مي شود . براي همه شما آرزوي پيروزي مي كنم . شماره 4
توجه كن در ضلع جنوب غربي اون واحد ضدهوايي رو نابود كن
برو برادر
شماره 3 توجه كن
در ضلع جنوب غربي اون واحد ضد هوايي رو نابود كن
من هم حساب تمام ضد هوايي هاي ضلع شمالي رو ميرسم .
الحمدلله
عالي بود
عالي ترش كنيد
حالا مسلسل ها آماده شوند . تانك ها را شكار كنيد
شماره 5
اون موضع خمپاره انداز رو
منهدم كن
من سراغ بقيه تانكها مي رم .
الله اكبر
الله اكبر
دشمن عقب نشيني كرد. يكي از هلي كوپترهاي شما مورد اصابت گلوله قرار گرفته .شما برگرديد.دستور مي دهم
برگرديد
خودم بايد تانكي را كه به شماره 5 شليك كرد به آتش بكشم . برادران شما برگرديد . بله دستور است . متشكرم . اما تواي مزدور عراقي
همين جا به گور مي فرستمت .
مدتي بعد هلي كوپتر سروان شيرودي مورد اصابت قرار گرفت و گلوله اي از پشت
شانه سمت راست او را شكافت و او را در آغاز 26
سالگي به كاروان شهيدان رساند.
مالك اشتر زمان و علي اكبر كربلاي ايران در همين مكاني كه امروز من توفيق حضور در آن را پيدا كردم به خدا پيوست . كاش مي شد
مي توانستم و مي توانستيم اين داستان غيرت را به نسل آينده كه بدون ترديد تشنه شنيدن آن است
منتقل كنيم . اي كاش واي كاش .
در يك آن وقتي سرم را از دفتر يادداشتم به سمت شهر سر پل ذهاب چرخاندم چراغ چشمك زني در مقابل چشمانم روي ارتفاعات
پشت شهر سر پل ذهاب نگاهم را دزديد. نام اين ارتفاعات را از دوستان همراه جويا شدم . حاج باقر آقايي گفت : اين ارتفاعات بازي دراز
است كه ما در روي قله 1100 آن كه رزمندگان زيادي بر روي آن به شهادت رسيدند
چراغي نصب كرديم كه در كل منطقه كاملا قابل
رويت است .
ارتفاعات صعب العبور بازي دراز با قله هاي بلند و شيب هاي تند و بريدگي هاي ممتد آن شاهد 2 عمليات مهم بازي دراز 1 و 2 بود .
كه اگر فرصت شد فردا براي بازديد به دامنه آن خواهيم رفت .
سرپل ذهاب
با شنيدن صداي اذان مغرب خود را به شهر سر پل ذهاب مرقد جناب احمدبن اسحاق قمي اشعري يكي از اصحاب امام حسن
عسگري (ع ) رسانديم و نماز جماعت را اقامه كرديم و براي استراحت به طرف قصر شيرين حركت كرديم و در قصر شيرين رحل اقامت
گزيديم .تا فردا از يادمانهاي شهر قصر شيرين ديدن كنيم .
قصر شيرين
ساعت 7 صبح روز چهارشنبه 1386
4
6 براي بازديد از بيمارستان تخريب شده قصر شيرين از هتل خارج شديم و مسير قصر
شيرين به سمت مرز خسروي را در پيش گرفتيم . پس از طي حدود 1 كيلومتر از اتوبان كربلا
به محل مورد نظر رسيديم .
بيمارستان قصرشيرين

از بيمارستان تكميل شده قصرشيرين جز آهن و بتن چيزي باقي نبود . 2 تانك عراقي و 1 هليكوپتر منهدم شده در آنجا نشان از
فضاحت ارتش بعث داشت . زماني كه عراق در سال 59 موفق شد قصر شيرين
كه نزديكترين شهر جبهه مياني به شمار مي رود را به
اشغال در آورد
با بكار گذاشتن مواد منفجره در زير پايه هاي اين بيمارستان درصدد تخريب آن برآمد كه امروز بعنوان يكي از اسناد تجاوز
ارتش بعث به جا مانده است .
جبهه روح الله
جبهه روح الله در پشت همين بيمارستان نماد مقاومت بچه هاي مظلوم خميني است .
ابتدا به تپه شهيد چنگيزي رفتيم . الحمدلله اين ارتفاعات دست نخورده مانده وسنگرها و كانال هاي مربوط به آن زمان (دفاع مقدس )
موجود مي باشد.
جالب تر اينكه تركش هاي مربوط به آن زمان نيز در لابلاي خاك سر در مي آورند و ما نيز به رسم يادگار چند تايي از آن را برداشتيم .
اين ارتفاعات و تپه ها كه به جبهه روح الله معروف شده
مربوط به زماني است كه قصر شيرين توسط رزمندگان آزاد شد. رزمندگان
پس از آزادي اين شهرروي اين تپه (شهيد چنگيزي ) مستقر شده و مشغول دفاع شدند و اين دفاع هم چنان تا پايان جنگ و عمليات
مرصاد ادامه داشت . دشمن نيز در مقابل اين جبهه يعني در ارتفاعات مرزي آق داغ مستقر بود و تا مرصاد نتوانست دفاع ما را بشكند.
از منطقه مورد نظر خارج شديم و 5 كيلومتر جلوتر رفتيم و بار ديگر خود را در ارتفاعاتي كه همان ادامه جبهه روح الله است يافتيم .
حاج باقر آقايي گفت : اين تپه ها كه شامل شهيد فيضي ـ تپه 79 ـ تپه 69 و ... مي باشد مانند زنجير به هم وصل هستند و در طول 8 سال
دفاع مقدس محل استقرار هم نيروهاي سپاه بود و هم نيروهاي ارتش با اين تفاوت كه برادران سپاه نام جبهه روح الله را بر روي آن نهادند
و برادران ارتش سنگ لاج ناصر.
ارتفاعي كه ما از آن بالا رفتيم معروف به آق داغ بود
حاج باقر به شوخي گفت از آنجائيكه آن زمان ما بيست ليتري آب را در مقابل
آفتاب مي گذاشتيم به سرعت گرم مي شدلذااين تپه به كوه آب داغ معروف بود كه به مرور زمان به آق داغ تغيير نام داد.
در راه برگشت به قصر شيرين در راه ورودي غربي شهر در كنار مخروبه هاي كارخانه برق شهر ترمز كرديم . اين كارخانه تا زماني كه
عراق به قصر شيرين حمله كرد برق منطقه را تامين مي نمود ولي پس از اشغال قصرشيرين بعثي ها امكانات آن را به سرقت بردند. به نظر
من اين مكان مي تواند بعنوان نماد تخريب صنعت مطرح باشد.
تپه شهداي ارتش ( سه راه نفت شهر)
مقصد بعدي ما تپه شهداي ارتش در سه راه نفت شهر است
لذا به سمت جاده گيلان غرب حركت كرديم .تپه شهداي ارتش محل
شهادت عده اي از نيروهاي لشكر 81 مي باشد كه در 5 كيلومتري قصر شيرين و 1 كيلومتري 3 راه نفت شهر قرار دارد .
اين تپه هم مانند يادمانهاي ديگر منطقه غرب هيچ نشانه واثري ندارد جز 1 تابلو كه نام 3 تن از شهداي ارتش به نامهاي سرهنگ
نيكخواه
سرگرد رفعت
سروان عثمانوندي كه در مورخه 67
4
21 در اين محل به شهادت رسيده بودند بر روي آن نوشته شده بود .
داستان اين تپه بر مي گردد به قبل از عمليات مرصاد
زماني كه ارتش بعث در اين منطقه تك كرد و دستور عقب نشيني به لشكر 81 زرهي
ابلاغ شد و نيروها عقب نشستند اما يك گروهان از لشكر در اينجا ماند و مقاومت نمود. مقاومت و دفاعي مظلومانه كه منجر به شهادت
رسيدن همه نيروهاي اين گروهان شد
در اين مكان نيز خوب است يادماني احداث گردد تا كاروانهاي راهيان نور ضمن بازديد از اين تپه
از نزديك با رشادتهاي رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي آشنا گردند.
چم امام حسن عسكري (ع .
چم امام حسن عسكري (ع ) در جنوب شرقي قصر شيرين مكان زيبا و با طراوتي بود كه پا به آنجا نهاديم .اين محل كه طبق روايتي
قدمگاه امام حسن عسكري (ع ) نيز هست و بقعه اي در آنجا بنا نهاده شده
اردوگاه تيپ مسلم بن عقيل (ع ) بود
شهيد شيرودي : ما موظفيم حركت ستون عظيمي از بعثيون را متوقف كنيم تا نيروهاي اسلام بتوانند در مواضع
جديد مستقر شوند و آمادگي مقابله با كفار را داشته باشند
زماني كه ارتش بعث در سال 1359 موفق شد
قصرشيرين
كه نزديكترين شهر جبهه مياني به شمار مي رود را به
اشغال درآورد
با بكار گذاشتن مواد منفجره در زير پايه هاي تنها بيمارستان اين شهر
در صدد تخريب آن برآمد كه
امروز يكي از اسناد تجاوز ارتش بعث به جا مانده است
قصه تپه شهداي ارتش در سه راه نفت شهر باز مي گردد به قبل از وقوع عمليات مرصاد; زماني كه ارتش بعث در اين
منطقه تك كرد و دستور عقب نشيني به لشكر 81 زرهي ابلاغ شد و نيروها به ناچار عقب نشستند اما يك گروهان از
لشكر در اينجا ماند و مقاومت نمود; مقاومت و دفاعي مظلومانه كه منجر به شهادت همه نيروهاي اين گروهان ارتش
شد

*****
معرفي كتاب
دستاوردهاي اسارت
|

« دستاوردهاي اسارت » عنوان كتابي است كه توسط شركت تبليغاتي هفت تبليغ و با حمايت ستاد گردشگري جنگ سازمان ميراث
فرهنگي
صنايع دستي و گردشگري چاپ و منتشر شده است .
« يوسف ترابي » نويسنده اين كتاب مباحث تحليلي از وقايع اردوگاههاي حزب بعث عراق به همراه خاطرات خود و دوستانش در
اسارت را در 19 بخش به نام هاي عاشورايي ديگر ـ انقلاب اسلامي و انقلاب در اسارت ـ اسارت برج ديده باني ـ دانشگاه در اسارت ـ
صبر در اسارت ـ وحدت و اختلاف و عوامل آن در اسارت ـ دولت در اسارت ـ قدر نعمات را بدانيم
آيا او را شناخته ايم ـ
توانايي هاي بالقوه در اقشار مستضعپف ـ اعتماد به نفس در اسارت ـ امربه معروف و نهي ازمنكر در اسارت ـ زمان در اسارت ـ قناعت
در اسارت ـ روح و جسم ـ شرايط سني در اسارت ـ فعاليت هاي فرهنگي در اسارت ـ آموزش براي اسارت ـ خاطرات و نقشه اردوگاه
گردآوري كرده است .
« دستاوردهاي اسارت » در 200 صفحه قطع وزيري و در شمارگان 1000 نسخه به بازار نشر دفاع مقدس عرضه گرديده
است .
نويسنده در مقدمه كتاب آورده است :
در اين نوشته طرز تفكرهاي متفاوت موجود در اردوگاه رويدادهاي اسارت و عوامل مثبت و منفي كه باعث مي شدند اين رويدادها
نتايج مثبت و منفي داشته باشند را مورد بررسي قرار داده ام و به همين دليل لازم مي دانم خدمت شما عرض كنم هيچ گاه خود را از ديگران
جدا ندانسته و مي دانم چرا كه حقير نيز داراي نقاط ضعف و فهمي محدود هستم و هرگز ممكن نيست هم گفتارها و عملكردهاي من
درست بوده باشد; من نيز همچون ديگران در وقايع تلخ و شيرين اسارت نقش داشته ام هر چند كه ضعف هاي موجود در برخي از
فعاليت ها
در مقابل حماسه هاي آفريده شده و فائق آمدن بر مشكلات روحي و جسمي ناشي از اسارت توسط شما بسيار ناچيزند.
اين مجموعه از نظر كيفي هر چه باشد
كمترين حسن آن و اثر آن مي تواند ايجاد انگيزه بيشتر در اصحاب علم و قلم باشد كه بيش از
پيش به محتواي واقعي آنچه در جنگ و اسارت گذشته بپردازد.

|