روزنامه جمهوري اسلامي 31/04/1386 صفحه مقالات

  • اهداف فرهنگي حكومت اميرالمومنين علي (ع )
  • محوريابي محتوايي و تاثير پيراموني برنامه « به اسم دمكراسي »
  • *****
    اهداف فرهنگي حكومت اميرالمومنين علي (ع )




  • بخش پنجم محمد حسن نادم
    آنچه توجه بدان لازم است اين است كه اميرمومنان علي عليه السلام پيوسته از افراد مي خواست كه هر چه نمي دانند از وي پرسش كنند1. پرسش كنندگان نيز عقايد متفاوتي داشتند . برخي از آنها تازه مسلمانان ناآگاهي بودند كه بر اثر تبليغات و شبهه افكني يهود و نصارا گرفتار شك شده بودند2. جمعي خود پيشتر غير مسلمان بودند و از دين خود چيزهايي مي دانستند كه با اسلام سازگاري نداشت و درباره آن پرسش مي نمودند . 3 عده اي نيز همچنان از اديان گذشته پيروي مي كردند و از آنجا كه دين آنان دستخوش تحريف شده بود نسبت به اعتقادات اسلامي ـ به ويژه پيرامون توحيد كنجكاو بودند . 4 و بدين سبب و نيز انگيزه هاي ديگر با امام علي عليه السلام به گفت و گو مي پرداختند چنانكه در عصر رسول خدا صلي الله عليه و آله و خلفا نيز همواره در پي پرسش يا شبهه افكني و گاه حقيقت جويي بودند5.
    گفتني است كه يكي از عوامل رويكرد پيروان اديان مختلف به رسول خدا صلي الله عليه و آله و امير مومنان علي عليه السلام دستيابي به پاسخهاي قانع كننده درباره پرسشهاي اعتقادي بود كه سالها بي پاسخ مانده بود. پس از حضرت مسيح عليه السلام تحريف هاي پديد آمده در دين يهود و مسيح بيشتر اصول اعتقادات را دستخوش دگرگوني و انحراف كرده بود و به ويژه پيرامون شناخت خدا و اوصاف او جهل بيداد مي كرد. در چنين روزگاري وجود فردي كه بتواند پرده از حقايق برگيرد و ابهامات را روشن سازد براي همگان غنيمت بود. با ظهور اسلام اگر چه گروه زيادي از يهوديان و مسيحيان به رسول خدا صلي الله عليه و آله ايمان نياوردند اما با اطمينان به راستگويي و دانش فراوان حضرت جوياي حل مشكلات و شبهات اعتقادي خود بودند. اينان در عصر امام علي عليه السلام نيز با اينكه مسلمان نشدند از آنجا كه مطمئن بودند آن حضرت در پاسخ پرسش ها درمانده نمي شود در هر زمينه از آن جناب پرسش مي كردند . 6 از پاسخهاي امام نيز آشكار است كه گاه سوالهاي آنان عميق و به منظور درك حقايق بوده و پاسخهايي در خور داشته است .
    جاي شگفتي است كه افرادي مانند احمد امين و برخي ديگر دچار توهم شده و در انتساب اين نوع كلمات به علي عليه السلام ترديد كرده اند و مي گويند : عرب قبل از فلسفه يونان و عصر خلفاي عباسي با اين نوع بحث ها و تجزيه و تحليل هاي علمي آشنا نبوده است و اين سخنان را بعدها آشنايان با فلسفه يونان گفته و به امام علي عليه السلام نسبت داده اند7.
    به واقع چگونه مي توان پذيرفت كه افراد در مجامع عمومي از شخص دانشمندي پرسشي كنند تا وي شبهه و ابهام ايشان را پاسخ دهد و به حقايق آشنايشان كند و آنگاه شخص دانشمند به آنان شيوه اي پاسخ دهد كه هيچ يك از پرسش كنندگان و حاضران مفهوم گفتار او را درنيابند! آيا اين شيوه با روش رسول خدا صلي الله عليه و آله و اهل بيت معصوم آن حضرت كه هدايت افراد وظيفه شان بوده است سازگار است ! آيا در آن صورت مي توان قرآن كريم و نهج البلاغه شريف را كتاب هدايت و سازندگي دانست ! از مردماني كه كلام خداوند و فرستاده او را درك نمي كنند چگونه مي توان انتظار راهيابي به حق داشت ! هر گاه امام علي بن ابي طالب عليه الاسلام آگاه ترين فرد در ميان اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله است آيا وي شيوه سخنگويي تاثيرگذار و در خور فهم همگان را نمي دانسته است ! آيا اگر در كلمات آن حضرت جملاتي مشاهده شود كه با برهان و عقل سازگار و معاني ژرفي در آن نهفته است بايد آن جملات را ساخته آيندگان برشمرد !
    نهايت سخني كه مي توان در اين باره گفت اين است كه كلمات امير مومنان علي عليه السلام پيرامون مسايل توحيدي همانند برخي آيات قرآن متشابه 8 بوده است و جز آگاهان به حقايق به ژرفاي آن پي نمي برده اند اكثر جملات ناب و ژرف امام علي عليه السلام در روزگار خلافت آن حضرت در عراق بيان شده است كه زمينه آن ـ به دلايلي كه پيشتر برشمرديم ـ در سرزمين عراق به ويژه كوفه فراهم بوده است . مباحثه هاي حضرت با يهوديان و نصرانيان در عراق بهترين گواه بر اين است كه طوايفي از پيروان اين اديان در آن نواحي مي زيسته اند كه به مسايل اعتقادي و توحيدي اهميت مي داده اند و تعابير بلند وژرف حضرت كه برخي امروزيان آن را به روزگار بعدتر نسبت مي دهند بيشتر همان هايي است كه درباره توحيد است در حالي كه گفتارهاي سياسي مواعظ اخلاق و آداب كه از سوي حضرت بيان مي شد از چنين ديدگاهي در امان مانده است .
    در هر حال آنچه يادكردش لازم است اين است كه : برخي معتقدند مسايل عقلي و فلسفي اسلام برگرفته از نظرات و آثار سقراط افلاطون و ارسطو و محصول انديشه يونانيان است . كساني كه چنين معتقدند به درستي مفهوم وحي و مراتب عقل و دانش نبوي را درنيافته اند و بايد معتقد باشند كه استدلالهاي منطقي و فلسفي قرآن پرداخته بشر عادي و آميزه اي از انديشه هاي فلاسفه گذشته است ! حال آنكه بر پايه نظر صحيح اسلام خود داراي فلسفه ويژه است و آن فلسفه نيزبرگرفته از گفتار وحي (قرآن ) و بيان و كردار رسول خدا صلي الله عليه و آله (سنت ) است و در شيوه فلسفي خود به هيچ فرد يا ملتي نيازمند نبوده است گر چه اين بدان معنا نيست كه از اصطلاحات فلسفه رايج پيش از آن هيچ استفاده اي نشده همانگونه كه در ميان احكام و معارف اسلامي مسائلي مشاهده مي شود كه شبيه مسائلي است كه پيش از اسلام پيروان ديگر اديان و ملتها بدان معتقد بوده و عمل مي كرده اند. در موضوعات منطقي و عقلي نيز اين تشابه وجود دارد اما نه آنكه مسائل و احكام خود را از ديگران گرفته و آنها را پذيرفته باشد. اسلام مباحث فلسفي و منطقي پيشينيان را از آلايش پيراسته و همخوان با قرآن و سنت ارائه كرده است .
    بنابراين آيا براي برگزيده ترين پرورش يافته رسول خدا صلي الله عليه و آله اين امكان وجود نداشته است كه به دانش الهي خود از ابزارهاي علمي عصر خويش بهره جسته و با مردمان معاصر خود به گونه اي قانع كننده به مناظره علمي نشسته باشد! هر چند مسلمانان براي فراگيري علم بنا به سفارش اسلام دانش را از فراسوي جهان اندوخته و كتابهاي فلسفي يوناني را هم ترجمه كرده اند خود از دانش فلسفه محروم نبوده اند. شواهد فراواني وجود دارد كه شماري از مسلمانان ناموران انديشه و تفكر و مبتكر و مكتشف علوم و فنون بوده اند . 9
    رينورث مي گويد : « بايد اعتراف كنيم كه علوم طبيعي و فلكي و فلسفي و رياضي كه در ميان اروپاييان در قرن دهم ميلادي شيوع پيدا كرد از قرآن اقتباس شده است . » 10
    بنابراين بايد مباحث فلسفي نهج البلاغه را برگرفته از قرآن كريم و سنت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله دانست . علي بن ابي طالب عليه السلام بهترين و ژرف انديش ترين شاگرد اين مكتب است . او ترجمان قرآن كريم و قرآن سخنگو و بهترين راه روشن براي رسيدن به علم رسول الله صلي الله عليه و آله و از همه داناتر به سنت نبوي است . او كسي است كه حضرت درباره اش فرمود : « علي با قرآن است » اوست كه به تمام حقايق و دقايق قرآن كريم آگاه و تمام علوم و فنون قران نزد اوست .
    يكي از عواملي كه سبب شده است برخي گفتارهاي نهج البلاغه را كلام متفكران قرون بعد به شمار آورند اوج بلاغت فصاحت حكمت و روش اعجاز بيان جملات آن است .


    به راستي يونانيان فلسفه را از كجا و چگونه به دست آوردند اگر فلسفه يونان بازتاب انديشه نوابغ يونان باشد آيا علي بن ابي طالب عليه السلام خود نابغه عصر خويش بلكه نابغه بشريت نبود! چه كسي در دانش حكمت پاكي و نبوغ از رسول خدا صلي الله عليه و آله والاتر بوده است آيا علي بن ابيطالب عليه السلام برجسته ترين تعليم يافته آن حضرت شناخته نمي شود!
    پاورقي :
    .1 حضرت فرموده است : « هيچ كس را به كتاب خدا داناتر از من نخواهيد يافت . بنابراين از من سوال كنيد » (نهج السعاده ج 2 ص 681 )
    .2 مانند نوف بكالي . (نهج البلاغه خ 104 نهج السعاده ج 1 ص 436 و ج 4 ص 353 ) يا سوال مرد عرب در جنگ جمل درباره وحدانيت خدا (بحارالانوار ج 2 ص 65 ) يا پرسش هاي كميل بن زياد نخعي . (نهج السعاده ص 491 ) در مقطعي خاص زمينه براي بيان داستان هاي خرافي و اساطيري فراهم شده بود و افرادي با اين كار مي خواستند به مقاصد خود برسند. با ترويج قصه هاي واهي آثار نابجايي باقي مانده كه مردم را به خرافه پرستي سوق مي داد. (تاريخ المذاهب الاسلاميه مقدمه ص 15 )
    .3 عمر فروخ مي گويد : « وقتي اعراب عراق شام ايران و مصر را فتح كردند و بسياري از آنها مسلمان شدند عده اي از يهود و نصارا و مجوس از فرقه هاي مختلف و مذاهب پراكنده در بين مسلمانها وارد شدند و هر چند آنها دينشان را به سرعت تغيير مي دادند انتظار نمي رفت كه ذهنيت هايشان را نيز به همين سرعت تغيير دهند. بنابراين سوال هاي آنان دو گونه بود : 1 ) براي اطمينان قلب و رسيدن به حقيقت 2 ) براي جدال و ايجاد شك و ترديد در دل ديگران . در هر حال امير مومنان علي السلام به آنها پاسخ مي داد.
    .4 در اين باره ر . ك : اصول كافي كتاب توحيد .
    .5 به گواهي تاريخ از بدو تاسيس اسلام هميشه پرسش هاي علمي و اعتقادي افراد از رهبران ديني مطرح بوده و فقط نوع و سطح سوالات متفاوت بوده است . باتوجه به سوالاتي كه درباره خداوند در مدينه از پيامبر صلي الله عليه و اله مي شد و مقايسه آن با سوالاتي كه از اميرالمومنان عليه السلام در عراق مي شد اين تفاوت بيشتر آشكار مي شود. طبري در تفسير خود نمونه اي از آن سوالهايي كه از پيامبر صلي الله عليه و آله مي شد را بيان مي كند. او مي نويسد : « عربي خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله آمد سوال كرد اين خدايي كه تو ما را به آن دعوت مي كني آيا از ياقوت يا طلا يا چيز ديگر است و ديگري مي گفت : آيا او را ديده اي آيا از طلاست يا نقره يا لولو » (تفسير طبري ج 13 ص 73 به نقل از تاريخ الفكر العربي ) زمخشري نيز به نمونه ديگري در تفسير سوره رعد اشاره مي كند او مي نويسد : « اربد بن ربيعه عامري هنگامي كه با عامر بن طفيل بر پيامبر صلي الله عليه و آله وارد شدند و آن حضرت از قدرت خداوند و برانگيختن و برگرداندن خلايق سخن مي گفت اربد به آن حضرت گفت : بگو اين خداي تو آيا از جنس مس است يا آهن » (همان ص 205 ) در حالي كه همان طور كه اشاره شد سوالات ذعلب و ديگران از امام علي عليه السلام كاملا متمايز از اين سوالات بوده و اساسا مسايل آنان به ويژه درباره خداوند و اسما و صفاتش در سطحي فراتر از مسايل طبيعي و مادي بوده است . .6 در اين باره ر . ك : الغدير ج 6 ص 148 242 268 و ج 7 ص 178 و 179 نهج السعاده ج 1 ص 537 535 525 اصول كافي ج 1 كتاب التوحيد باب الكون و المكان ص 89 ح 4 ـ.7
    .7 فجر الاسلام ص 149
    .8 چند جانبه كه فهم آن بدون تامل ممكن نيست .
    .9 ر . ك : محمد جواد مغنيه امام علي عليه السلام بين العقل و القرآن ص 95 به بعد .
    .10 همان ص .97
    بايد مباحث فلسفي نهج البلاغه را برگرفته از قرآن كريم و سنت پيامبر اكرم (ص ) دانست . علي بن ابيطالب (ع ) بهترين و ژرف انديش ترين شاگرد اين مكتب است
    يكي از عوامل رويكرد پيروان اديان مختلف به رسول خدا(ص ) و اميرالمومنان (ع ) دستيابي به پاسخ هاي قانع كننده درباره پرسش هاي اعتقادي بود كه سالها بي پاسخ مانده بود

  • *****
    محوريابي محتوايي و تاثير پيراموني برنامه « به اسم دمكراسي »




  • 1 ـ افراد شركت كننده در اين برنامه يعني (هاله اسفندياري كيان تاجبخش و رامين جهانبگلو) به ارتباطات فاميلي و كاري با رژيم سابق بويژه فرح پهلوي اذعان مي كنند.
    2 ـ مصاحبه ها در شرايط عادي بوده و اظهارنظرها به شكل نسبتا كارشناسي ارائه مي شود .
    3 ـ محتواي برنامه و حتي شكل ظاهري و ساختار برنامه در واقع يك « پاتك نرم » در مقابل پروژه « كودتاي نرم » (انقلاب مخملي ) است و اين امر شايد مهمترين بخش از برنامه باشد.
    4 ـ اعترافات افراد حاضر در قسمت اول برنامه در بردارنده اين موارد است :
    الف : پايگاه عملياتي آنها در يك مجموعه از مطبوعات و محافل روشنفكري قرار داشته است .
    ب : مباحث مطرح در اين پايگاهها مبتني بر اشاعه فرهنگ حكومتي غرب (ليبرال دمكراسي وابسته به آمريكا) در قالب « جامعه مدني » بوده است .
    ج : اسامي پايگاهها با عناوين پرطمطراقي مانند « مجله گفتگو » و « مجله دمكراسي » انتخاب شده است كه اهميت استفاده از نامهاي موثر پوششي در تاثيرگذاري روي نخبگان جامعه و بويژه جوانان را نشان مي دهد.
    د : منابع مالي كليه فعاليتهاي آنها از طريق سازمانهاي دولتي رسمي مثل وزارت امور خارجه كنگره و وزارت دفاع آمريكا و يا نهادهاي (صندوق ملي دمكراسي در آمريكا) NED نيمه رسمي مثل بنياد سوروس بنياد كارنگي نهاد وودرو ويلسون بنياد بروكين و سازمان تامين مي شده است .
    هـ : طرف حساب افرادي كه به عنوان سخنران يا مدعو از ايران به آمريكا (يا مكانهاي انتخابي آمريكا) سفر مي كردند گروهي به اسم « سياست سازان » بودند كه در واقع هسته اصلي آن سازمانهاي اطلاعات و جاسوسي آمريكا بوده اند.
    و : كليه پروژه ها در دو لايه تعريف مي شدند; لايه آشكار يك برنامه عادي و معمولي بوده ولي در لايه پنهان مقاصد خطرناك جاسوسي و برنامه ريزي براي براندازي نرم ضدحاكميت ايران قرار داشته است .
    ز : افراد در چهار لايه فعاليت مي كرده اند لايه اول كارشناس و نخبگان و محافل روشنفكري بوده اند. لايه دوم رابطه هايي بودند كه اين روشنفكرها را با سياست سازان آمريكا متصل مي كردند. لايه سوم يك سري ماموران اطلاعاتي بودند كه پروژه ها را پيگيري و هدايت مي كردند. لايه چهارم در واقع برنامه ريزان افراد حكومتي و دولتمردان آمريكايي بودند.
    ها) به صورت NGO ح : فعاليتهاي انجام شده تحت قالب يك سري شبكه هاي ارتباطي تحت پوشش گروهها و سازمانهاي غيردولتي ( منسجم و هماهنگ در چندين كشور كنترل و هدايت مي شده است .
    5 ـ برنامه به شكلي دقيق و ظريف ماهيت كنفرانسهاي به ظاهر تحقيقاتي ـ علمي و كارشناسانه را در سطحهاي منطقه اي و بين المللي برملا مي سازد. از اكنون افراد دعوت شونده به هر كنفرانس و سمينار منطقه اي و بين المللي (با پوششهاي علمي و تحقيقاتي و غيره ) در مقابل اين دعوتها علامت سئوال مي گذارند.
    و ... NED 6 ـ اين برنامه نشان داد كه بسياري از موسسات آمريكا كه از دانشجويان خارجي مرتبط با بنيادهاي سوروس ويلسون استفاده مي كنند تحت نظارت و هدايت اشخاصي قرار دارند كه وابسته به نهادهاي اطلاعاتي و جاسوسي آمريكا هستند.
    7 ـ اين برنامه نشان مي دهد كه فعاليت بنيادهاي به ظاهر غيرسياسي آمريكا و غرب كاملا در راستاي اهداف و سياستهاي دولت آمريكا قرار دارد و در حقيقت نهاد و بنياد مستقل در آمريكا و عرب وجود ندارد.
    8 ـ وظيفه اصلي و مهمترين هدف فعاليت اين گروه در ايران ايجاد شكاف ميان ملت و حاكميت از طريق جذب و سازماندهي افراد خاص و راه اندازي جنگ رواني تبليغاتي در جامعه بوده است .
    9 ـ نفوذ كردن در داخل گروهها و تشكيلات دانشجويي و تلاش براي جهت دهي به فعاليتها و تحركات دانشجويان يكي از مهمترين برنامه هاي عملياتي اين گروه بوده است .
    10 ـ برنامه « به اسم دمكراسي » براي اولين بار و به شكلي مستند (هم اعترافات ماموران آمريكايي و هم شاهدهاي قابل لمس رويدادي و هاي وابسته در ايران (كه رابطه روشنفكران غربگرا و توده هاي مردم را خارج از سيطره NGO تاريخي ) پروژه دولت آمريكا را براي ايجاد حاكميت برقرار مي كنند) افشا مي سازد.
    هاي وابسته به آمريكا و خريد افراد در قالب پروژه هاي علمي ـ تحقيقاتي فاش NGO 11 ـ در برنامه موضوع تزريق پول به داخل مي شود.
    12 ـ برنامه نشان مي دهد عملياتي كردن طرح كودتاي نرم (انقلاب مخملي ) و دستكم ايجاد اغتشاشاتي كه به تضعيف قدرت ايران و در نتيجه تاثيرگذاري فشارهاي بيروني آمريكا و غرب ضدجمهوري اسلامي بيانجامد اصلي ترين هدف دولتمردان آمريكايي مي باشد.
    13 ـ برنامه « به اسم دمكراسي » طرح آمريكا براي بكارگيري نخبگان و روشنفكران در قالب نهادهاي غيردولتي سازماندهي اين عناصر و كشاندن آنها به خيابانها و ايجاد اغتشاشات خياباني بويژه در هنگامه برپايي انتخابات عمومي را به شكلي ظرف و موثر فاش مي سازد.
    14 ـ با توجه به واكنش شديد و غيرمتعارف دولتمردان و رسانه هاي آمريكايي و غربي به برنامه « به اسم دمكراسي » اين برنامه در به چالش كشيدن پروژه براندازي نرم آمريكا ضددولتهاي غيروابسته به آمريكا و حتي دولتهاي در حال حركت به سوي استقلال نسبي تاثير قابل توجهي مي تواند داشته باشد.
    15 ـ برنامه نشان مي دهد كه پروژه براندازي نرم (انقلاب مخملي ) با پروژه خاورميانه جديد آمريكا هماهنگي و همسويي دارد و مي توان انتظار داشت كه در صورت پيشرفت پروژه براندازي نرم دولتهاي عربي جز اهداف سالهاي آينده اين پروژه باشند. « به اسم دموكراسي » با توجه به انعكاس و بازتاب فوق العاده اش در سطح بين المللي تمامي دولتهاي عربي را نسبت به فعاليتهاي بنيادها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي آمريكا و غرب در كشورهايشان مشكوك و حساس مي كند.
    16 ـ سابقه اجراي پروژه براندازي نرم آمريكا در كشورهاي صربستان اوكراين گرجستان قرقيزستان و ... نشان مي دهد كه اين پروژه همواره با سواستفاده از فضاهاي احساسي دوران انتخابات در اين كشورها صورت گرفته است . نيروهايي كه عمدتا در قالب تشكيلات دانشجويي و در مواردي نيز گروههاي صنفي سازماندهي شده اند همزمان با برگزاري انتخابات آماده برپائي اعتراضات و اغتشاشات خياباني مي شوند. اعتراضات از قبل پيش بيني شده معمولا مربوط به نحوه برگزاري انتخابات و نتايج انتخابات است .
    17 ـ در پروژه براندازي نرم آمريكا در ايران اصلي ترين گروههاي اقشاري هدف شامل زنان (جريانات فمينيستي يا شبه فمينيستي ) و دانشجويان (عناصر دانشجويي متعلق به تشكيلات سياسيون اپوزيسيون ) هستند.
    در پايان مي توان گفت :
    به نظر مي رسد كه خشم و ابراز نگراني آمريكايي ها در هفته هاي اخير دو علت عمده داشته است :
    1 ـ مديريت انرژي در ايران (كه براساس پيش فرض قبلي آنها مصرف فوق العاده انرژي در ايران غيرقابل مديريت و پاشنه آشيل نظام جمهوري اسلامي ايران است .) كه با اعمال مديريت ملي اخير در مصرف سوخت در داخل عملا اين تهديد خنثي شده است .
    2 ـ بيداري دستگاههاي ذيربط و قدرت نرم افزاري جمهوري اسلامي ايران در قبال پروژه بزرگ براندازي نرم آمريكا در يك دهه اخير و بويژه در ماههاي حساس كنوني عملا خواندن دست آمريكايي ها مي باشد.
    افراد دعوت شده به سمينارهاي به ظاهر علمي و كارشناسي خارجي از اين پس به طور طبيعي با ديد دقيق تري نسبت به اين دعوتها اقدام خواهند كرد
    برنامه « به سوي دمكراسي » نشان داد كه فعاليت بنيادهاي به ظاهر سياسي آمريكا و غرب در راستاي اهداف و سياستهاي دولت آمريكا قرار دارد
    مهمترين هدف فعاليت گروه براندازي نرم ايجاد شكاف ميان ملت و حاكميت از طريق جذب و سازماندهي افراد خاص و راه اندازي جنگ رواني تبليغاتي بوده است