بسم الله الرحمن الرحيم
كميسيون دفاعي مجلس عوام انگليس
در گزارشي كه به اين مجلس ارائه كرده
خواستار كمك جمهوري اسلامي ايران
براي حل مشكلات غربي ها در افغانستان شد.
منظور از عنوان « غربي ها » در اين گزارش
دو كشور اشغالگري كه افغانستان را از سال 1380 تاكنون در اشغال نظامي خود
دارند يعني آمريكا و انگليس مي باشد. دقت در عبارت اصلي بكار برده شده در اخبار منتشره از اين گزارش نشان ميدهد تهيه
كنندگان گزارش كميسيون دفاعي مجلس عوام انگليس
خواستار حل مشكلات افغانستان نيستند بلكه ميخواهند مشكلاتي را
كه خودشان در افغانستان دارند حل كنند.
فهم صحيح اين واقعه را در چند نكته ميتوان خلاصه كرد.
1 ـ آمريكا و انگليس
بجاي آنكه
براساس آنچه ادعا كرده بودند
با اشغال نظامي افغانستان اين كشور را از بحران نجات
دهند
خودشان دچار بحران شده اند . اين
واقعيتي است كه 5 سال بعد از آن ادعا اكنون خود اشغالگران به آن رسيده اند و
چاره اي جز اعتراف به آن ندارند. ماجرا آنقدر مهم است كه نمايندگان مجلس
در اثر بي اعتمادي به دولت
راسا دست به كار
شده و تعدادي از آنها به افغانستان رفتند تا از نزديك با اوضاع آشنا شوند و فارغ از ادعاهاي دروغين دولتمردان انگليس به
بررسي مسائل بپردازند و راهي براي خروج از بحراني كه كشورشان دچار آن شده است پيدا كنند.
اين واقعيت
در پاكستان نيز خود را نشان داده است
بطوري كه مشاور ارشد رئيس جمهور آمريكا در امور مبارزه با
تروريسم
آشكارا اعتراف كرده است : « طرح آمريكا براي مقابله با القاعده در پاكستان شكست خورده است » . روزنامه
نيويورك تايمز از قول « فرانسيس فراگوس تان سند » اعلام كرد : « برخلاف اخبار منتشر شده
طرح مبارزه با القاعده در پاكستان
كه هدف اصلي آن از بين بردن اسامه بن لادن بوده با شكست مواجه شده است » . فارغ از مناقشاتي كه ممكن است در
تعبيرات اين اعتراف وجود داشته باشد
اعتراف اين مشاور ارشد بوش نشان ميدهد ناكامي اشغالگران در افغانستان و سپس
عوارض آن كه پاكستان را نيز دربرگرفته
همچون كابوسي اكنون آرامش را از آنها سلب كرده و آنها را گرفتار بحراني بزرگ
نموده است .
2 ـ اين اقدام كميسيون دفاعي مجلس عوام انگليس به بررسي مسائل افغانستان و تهيه گزارش از اين بحران نشان ميدهد
نمايندگان مجلس اين كشور به دولت اعتماد ندارند. اين اقدام البته مربوط به زمان نخست وزيري « توني بلر » است كه گزارش
آن اكنون ارائه شده است . عدم اعتماد نمايندگان مجلس به دولت به معناي نگران بودن افكار عمومي انگليس از همكاري
دولت بلر با آمريكا در اشغال افغانستان است . همين عدم اعتماد و نگراني بود كه سرانجام با ضميمه شدن آنچه دولت بلر در
همكاري با آمريكا در اشغال عراق مرتكب شد وي را وادار به كناره گيري كرد و نخست وزير جديد انگليس اكنون درحال
بازنگري سياست سلف خود مي باشد.
3 ـ توسل كميسيون دفاعي مجلس انگليس به جمهوري اسلامي ايران نيز واقعيت مهمي را آشكار مي كند كه تاكنون
دولت هاي اشغالگر حاضر نبودند به آن اعتراف كنند. درخواست كمك از جمهوري اسلامي ايران براي حل بحران
اشغالگران در افغانستان
بدين معناست كه ايران اسلامي وزنه مهمي در منطقه مي باشد و هيچ قدرتي نميتواند اين وزنه مهم
را ناديده بگيرد.
نمايندگاني كه گزارش كميسيون دفاعي مجلس عوام را تهيه كرده اند در گزارش خود به نكات جالبي اشاره دارند كه
اهميت نقش جمهوري اسلامي ايران در منطقه را نشان ميدهد. اين گزارش با تصريح به اينكه ايران همواره نقش قابل توجهي
در حوزه هاي فرهنگي و اقتصادي افغانستان داشته تاكيد مي كند : « ايران
براي تمام مردم منطقه آسياي ميانه مركزيتي تاريخي
و فرهنگي است و در زمان هائي نيز مركزيت سياسي داشته است و نقش مهمي در توسعه منطقه ايفا مي كند » .
تهيه كنندگان اين گزارش با اشاره به سفري كه سه ماه قبل به افغانستان و هند داشتند تصريح كرده اند : « ما به نقشي كه ايران
در توسعه افغانستان برعهده گرفته واقفيم و از تعهد ايران نسبت به توقف عبور مواد مخدر از مرز مشترك با افغانستان استقبال
مي كنيم و از انجام چند طرح توسعه در غرب افغانستان توسط ايران مطلع شده ايم . اين موارد
بر نياز عاجل غرب بويژه
آمريكا و انگليس به انجام گفتمان سازنده و اعتمادسازي در روابط با دولت ايران تاكيد مي نمايد » .
جالب است بدانيم كه حضور اشغالگران در افغانستان در طول 5 سال گذشته نه تنها هيچ نقشي در جهت عمران و آباداني
براي اين كشور نداشته بلكه توليد و قاچاق مواد مخدر را سه برابر كرده
ناامني را افزايش داده و وابستگي هاي سياسي و
اقتصادي اين كشور به بيگانگان را بيشتر كرده است . درست به همين دليل است كه مردم افغانستان اكنون از اشغالگران بشدت
متنفرند و شورش ها براي اخراج آنها هر روز بيشتر اوج ميگيرد.
4 ـ آخرين نكته كه از ماهيت پليد دولتمردان غربي و رسانه هاي وابسته به آنها پرده برميدارد و در اين گزارش مشهود است
اينست كه چهره اي كه از جمهوري اسلامي ايران در غرب ترسيم مي شود با آنچه واقعيت دارد بسيار متفاوت است . در غرب
تبليغات ضد ايراني بقدري زياد است كه حتي نمايندگان مجلس انگليس نيز قبل از سفر به افغانستان و بررسي وضعيت از
نزديك نميتوانند واقعيت ها را درك كنند و تصويري كه آنها بعد از سفر به منطقه در ذهن دارند درست برعكس آن چيزي
است كه قبل از سفر داشتند.
اين
مشكل ما نيست
بلكه محروميتي است كه دولتمردان غربي و رسانه هاي وابسته به آنها بر مردم خود تحميل مي كنند
و به آنها اجازه نميدهند واقعيت هاي اين جهان را آنطور كه هست ببينند و بشنوند. با توجه به پيشرفت هاي شگرفي كه در
جهان ارتباطات مشهود است
اين يك ننگ بزرگ براي قدرتهاي غربي است كه ملت هاي خود را اين چنين بي خبر ميگذارند
و محروميت اطلاعاتي را
كه زشت ترين محروميت هاست
بر آنها تحميل مي كنند. اگر هيچ دليلي بر سقوط قريب الوقوع
قدرتهاي غربي وجود نداشته باشد
همين خيانت كه به ملت هاي خود روا ميدارند سرانجام آنها را به سقوط خواهد كشاند.

|