روزنامه جمهوري اسلامي 28/04/1386 صفحه عقيدتي
*****
نقش خاندان جعفربن ابيطالب در قيام عليه امويان


  • قسمت دوم و آخرين قسمت
    محمدباقر طالبي
    با زندگي چهار تن از فرزندان جعفربن ابيطالب در بخش اول اين پژوهش آشنا شديم . اينك به ادامه اين بحث مي پردازيم .
    5 ـ عبدالله بن معاويه بن عبدالله بن جعفربن ابيطالب
    عبدالله بن معاويه يكي ديگر از فرزندان جعفربن ابيطالب است . كنيه اش « ابومعاويه » مادرش اسما دختر عباس بن ربيعه بن حارث بن عبدالمطلب است (26 ) پدر عبدالله معاويه تنها شخصي از هاشميان است كه نامش معاويه است . چون پدرش نزد معاويه بود تولدش را شنيد و به اصرار معاويه نامش را معاويه گذاشتند. بني هاشم به خاطر همين نامگذاري با پدرش عبدالله بن جعفر تا وقت مردنش با او سخن نگفتند و از او دوري كردند . (27 )
    5 ـ.1 ابعاد شخصيتي عبدالله بن معاويه
    « بعضي از مورخان از عبدالله به نيكي ياد نكرده اند و او را طرفدار مردم لاابالي آدمكش و سنگ دل و بدرفتار و لاابالي معتقد به تناسخ (انتقال روح شخصي به شخص ديگر) انس گرفتن با افراد بي دين متهم ساخته اند. مثلا شخصي كه به بي ديني معروف بود به نام عماربن حمزه او را براي نامه نگاري خويش استخدام كرده بود و يا همنشيني با مطيع بن اباس و بقلي كه بي دين بودند و يا رئيس انتظاماتش به نام قيس كه هيچ ايماني به خدا نداشت .
    و برخي از مورخان هم او را به نيكي ياد مي كنند و وي را فردي بخشنده و فاضل و دلاور و صاحب مجد و شوكت شاعر پيشه خطيب و سخن ور و معاشرت با افرادي كه به دنبال شعر و ادب بودند معرفي كرده اند . » (28 )
    5 ـ.2 نحوه قيام و قتل عبدالله بن معاويه
    علت قيام عبدالله بن معاويه در سال 127 هـ 745 م اين بود كه در زمان حكومت يزيدبن وليد بن عبدالملك عبدالله بن معاويه به كوفه مشرف شد و حاكم كوفه عبدالله بن عمر بن عبدالعزيز به او احترام نمود و روزانه مبلغي را جهت مخارجش تعيين كرد. وقتي كه مروان بن محمد به خلافت رسيد عبدالله بن عمر عبدالله بن معاويه را محبوس كرد و بعضي از روساي قبايل را با انعام فراوان مورد لطف و احسان قرار داد. اين موضوع براي شيعه به حساب ضعف عبدالله بن عمر گذاشته شد و عبدالله بن معاويه را از زندان بيرون آوردند و با او بيعت كردند . (29 )
    قول ديگر اينكه : وقتي خلافت بني اميه به مروان بن محمد بن مروان رسيد اختلاف بين مردم آشكار شد. عبدالله بن معاويه كه در كوفه ساكن بود و هواي خلافت بر سرداشت و چون مردم كوفه گسيختگي كار بن اميه را ديدند نزد عبدالله بن معاويه رفتند و با او بيعت نمودند . (30 )
    ابوالفرج اصفهاني در مقاتل الطالبيين انگيزه قيام عبدالله را چنين مي نويسد : چون خلافت به يزيدبن وليد يزيد ناقص رسيد عبدالله بر ضد او در كوفه قيام كرد و از مردم خواست تا به طرفداري آن كس از آل محمد كه مورد پسند و رضايت باشد با او بيعت كنند و جامعه پشمين پوشيد و ظاهر خود را به خير و صلاح آراست و گروهي از مردم كوفه با او بيعت كردند . (31 )
    سپاه بيعت كنندگان از كوفه به سوي حيره (32 ) محل استقرار عبدالله بن عمر حركت كردند و سربازان عبدالله بن عمر به مقابله آنها در آمده و اصحاب عبدالله بن معاويه آنطور كه بايد بجنگند خودشان را نشان ندادند در نتيجه عبدالله بن معاويه شكست خورد. مردم ربيعه براي خود و زيديان و عبدالله بن معاويه امان گرفتند و عبدالله بن معاويه و ياران باقيمانده اش از كوفه به سوي مداين رفته و مردم با او بيعت كردند . (33 ) و از مداين به حلوان لشگر كشيد و حلوان و جبال و اصفهان و همدان و ري را تسخير كرد . محارب بن موسي كه در فارس منزلتي بزرگ داشت در سال 127 هـ ـ 745 م كرمان و شيراز را هم براي عبدالله تسليم كر دو سپس به اصفهان آمد و عبدالله را به اصطخر برد و عبدالله در آنجا ماندگار شد و به گماردن كارگزاران خود پرداخت . (34 )
    « برادرانش حسن را بر اصطخر يزيد را به شيراز علي را به كرمان صالح را بر قم و اطراف آن گمارد.
    بني هاشم منجمله عباسيان كه از وضع عبدالله مطلع شدند از گوشه و كنار به سويش آمدند و در زير پرچم او جمع شدند و هركه حكومت مي خواست حكومت و هر كه پول يا چيزي ديگري مي خواست مي داد از جمله آنها سفاح و منصور عباسي بودند . » (35 )
    در سال 129 هـ چون خبر استقلال عبدالله بن معاويه به مروان بن محمد رسيد عامل خود در عراق عامر بن ضباره را به سوي عبدالله گسيل نمود و آنها در اصطخر درگير شدند. عبدالله در اين درگيري شكست خورد و به سوي هرات به اميد كمك ابومسلم كه مردم را به « الرضا من آل محمد » دعوت ميكرد رفت . در هرات عامل ابومسلم خراساني او را دستگير كرد و نزد ابومسلم فرستاد. ابومسلم كه عامل عباسيان بود و از سوي عبدالله احساس خطر مي كرد او را به زندان انداخت و دستور داد تا نسبت به وي سختگيري نمايند و سپس (به قولي به سال 130 هـ) به قتل رساند . (36 )
    در خصوص نحوه قتل عبدالله اختلاف وجود دارد : برخي گويند در زندان او نامه اي معروف به ابومسلم نوشت مبني بر بي گناهي اش ابومسلم اين نامه را خواند دستور قتلش را داد37.
    گروهي گفته اند : كه ابومسلم عبدالله را زنده تحويل عامربن ضباره داد و او هم به قتل رسانيد و سرش را براي مروان بن محمد فرستاده برخي هم مي گويند : به وسيله زهري كه به او خوراندند به قتل رسيد و سرش را نزد عامربن ضباره فرستادند و او هم براي مروان بن حمار برد38 و به قولي در زندان به فرمان ابومسلم با مفرش يا بالشي خفه كردند قبر عبدالله در هرات بلند آوازه و به مزار سادات اشتهار دارد39.
    سن عبدالله بن معاويه را ابن فندق در لباب الانساب 45 سال و اين كه بر پيكرش كسي نماز نخواند ذكر مي نمايد40.
    « آنچه كه در قيام عبدالله حائز اهميت است آنكه او نتوانست طالبيان و عباسيان و شيعيانشان را زير پرچم خود گرد آورد و همچنين با توجه به زيركي بني عباس در جعل احاديث در مشروعيت دادن به خلافت خود احتمال اين هم هست كه چهره واقعي عبدالله تخريب شده باشد و يا در بيان عيب ها و نقايصش غلو كرده باشند زيرا فردي مانند منصور عباسي كه بعدا به خلافت رسيد در آن زمان تحت فرمان عبدالله بود و مقام حكومتي هم دريافت كرد و حال آنكه عباسيان خود به خلافت رسيده اند و براي كم رنگ كردن نقش طالبيان و مهم جلوه دادن خودشان امكان تضعيف آنها وجود داشته است . از طرفي هم عبدالله عليه امويان قيام به سيف كرد نتيجه اينكه از دو جهت هم محصور شده است .
    نتيجه :
    باتوجه به اينكه پژوهش با موضوع نقش خاندان حضرت جعفربن ابيطالب در قيام امويان مي توان به نتيجه زير اشاره نمود :
    بني جعفر شاخه اي از طالبيان (بني طالب ) به همراه علويان (آل علي (ع )) از دشمنان درجه يك امويان بودند كه هرگز دست از مبارزه به شيوه هاي گوناگون بنا به شرايط زماني و مكاني با توجه به مصلحت اسلام و مسلمانان برنداشتند.
    چون حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) قيام به سيف و نبرد مسلحانه و نظامي نمود عده اي از خاندان جعفربن ابيطالب (ع ) در قيام او شركت نمودند و هر يك درجاي خود نقش آفرين شده و اداي تكليف نمودند.
    آنها قريب به اتفاق با اين هدف و انگيزه در قيام ضد اموي شركت كردند كه به سنت و سيره رسول خدا(ص ) كه در حال فراموشي و تغيير بود عمل نموده و آن را احيا كنند و فرزندان حضرت علي (ع ) و نوادگان رسول خدا(ص ) را تنها نگذارند و از حريم امامت و ولايت دفاع كنند.
    هر چند حضورشان در اين قيام ها به نوعي سركوب و ظاهرا شكست خورد ولي قيام و شهادتشان نتايج و اثرات بسيار ارزنده و مثبتي را دربرداشت و امويان را به سقوط كشانيد.
    و اين آثار پس از گذشت چندين قرن همچنان جاري و ساري مي باشد. در سالهاي آخر عمر بني اميه عبدالله بن معاويه ظاهرا با همان عقيده قيام كرد ولي از اين قيام عباسيان با زيركي تمام جعل احاديث سواستفاده نموده و آنرا به نفع خود به پايان رساندند.
    منابع و مآخذ فارسي و عربي
    .1 ابن ابي الحديد عزالدين ابوحامد بن محمد شرح نهج البلاغه : ترجمه محمود مهدوي دامغاني تهران : نشرني 1367 .2 ابن اثير عزالدين تاريخ كامل ترجمه محمدحسين روحاني تهران اساطير 1374 ش
    ش
    .3 ابن تغري بردي جمال الدين ابوالمحاسن النجوم الزهراه في اخبار مصر و القاهره به كوشش عادل تهضي قاهره الموسسه المصريه 1405 هـ ق
    .4 ابن جوزي يوسف بن قزاوغلي تذكره الخواص ترجمه محمدرضا عطايي مشهد : انتشارات آستان قدس رضوي 1379 ش
    .5 ابن حزم علي بن احمد جمهره الانساب العرب به كوشش عبدالسلام هارون بيروت دارالكتب علميه
    .6 ابن خرداد به عبيدالله بن عبدالله مسالك و ممالك ترجمه سعيد خاكرند تهران : موسسه مطالعات و انتشارات تاريخي ميراث ملل 1371 ش
    .7 ابن خلدون عبدالرحمان بن محمد العبر ترجمه عبدالمحمد آيتي تهران : پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي چاپ دوم 1383 ش
    .8 ابن خياط العصفري خليفه الطبقات به كوشش سهيل زكار بيروت : دارالفكر 1424 هـ2003 م طبعه الثانيه
    .9 ابن شهر آشوب محمدبن علي المناقب آل ابي طالب به كوشش يوسف البقاعي بيروت : دارالضوا 1512 هـ1991 م طبعه الثانيه
    .10 ابن طقطقي محمدبن علي بن طباطبا الفخري في العاداب السلطانيه والدول الاسلاميه حلب : دارالقلم العربي 1418 ه ـ
    .11 ابن طقطقي (ابن طباطبا) صفي الدين ابوعبدالله الاصيلي في الانساب الطالبين : به كوشش سيدمهدي الرجائي قم : مكتبه آيت الله مرعشي نجفي 1418 هـ
    .12 ابن عثم كوفي ابومحمد احمد الفتوح به كوشش علي شيري بيروت : دارالاضوا 1411 هـ
    .13 ابن فندق ابوالحسن علي بن زيد بيهقي لباب الانساب به كوشش سيدمهدي الرجائي قم : مكتبه آيت الله مرعشي نجفي 1410 هـ
    .14 ابن قتيبه الدينوري عبدالله بن مسلم الامامه والسياسه (تاريخ الخلفا) قم : منشورات الرضي 1363
    .15 ابوالفرج اصفهاني علي بن حسين مقاتل الطالبين ترجمه هاشم رسولي محلاتي تهران : فتر نشر فرهنگ اسلامي 1380 ش
    .16 اصطخري ابراهيم بن محمد مسالك و ممالك ترجمه ايرج افشار تهران : انتشارات علمي و فرهنگي 1368 ش چاپ سوم
    .17 الاعلمي الحائري محمدحسين تراجم اعلام النسا بيروت : موسسه الاعلمي المطبوعات 1407 هـ
    .18 بلاذري احمدبن يحيي انساب الاشراف به كوشش محمدباقر محمودي بيروت : دارالتعارف اللمطبوعات 1397 هـ
    .19 تتوي قاضي احمد بن نصرالله وآصف خان قزويني تاريخ الفي به كوشش غلامرضا طباطبايي مجد تهران : انتشارات علمي و فرهنگي 1382 ش
    .20 جاحظ ابوعثمان عمربن بحر البيان و التبيين به كوشش حسن السندوبي انتشارات اروميه قم : 1345 ه
    .21 خواند مير غياث الدين بن همام حبيب السير في اخبار افراد البشر به كوشش محمد دبير سياقي تهران : 1380 ش چاپ چهارم
    .22 دايره المعارف تشيع زير نظر احمدصدر حاج سيدجوادي بنياد اسلامي طاهر ج .1 تهران : 1366
    .23 دهخدا علي اكبر لغت نامه زير نظر دكتر معين و جعفر شهيدي دانشگاه تهران : 1377 ش چاپ دوم
    .24 شهرستاني ابوالفتح محمد بن عبدالكريم الملل و النحل به كوشش سيد محمدرضا جلالي نائيني تهران : انتشارات اقبال 1358 ش
    .25 شوشتري قاضي سيدنورالله مجالس المومنين تهران : انتشارات اسلاميه 1377 ش چاپ چهارم
    .26 طبري محمدبن حرير تاريخ طبري يا « تاريخ الرسل و الملوك » ترجمه ابوالقاسم پاينده تهران : انتشارات اساطير 1369 ش چاپ سوم
    .27 المحامي محمد احمد علي معجم اعلام العلويين بيروت : دارالمحجه البيضا 1423 هـ
    .28 مسعودي مروج الذهب ترجمه ابوالقاسم پاينده تهران : انتشارات علمي و فرهنگي 1370 ش چاپ چهارم
    .29 مسعودي ابوالحسن علي بن حسين التنبيه و الاشراف : ترجمه ابوالقاسم پاينده تهران : انتشارات علمي و فرهنگي 1365 چاپ دوم
    .30 معين محمد فرهنگ فارسي تهران : انتشارات اميركبير 1371 ش چاپ هشتم
    .31 نوبختي حسن بن موسي فرق الشيعه ترجمه محمدجواد مشكور تهران : انتشارات علمي و فرهنگي 1361 ش

    پاورقي :
    26 ـ ابوالفرج پيشين ص 185 نوبختي فرق الشيعه ص 55
    27 ـ ابن جوزي تذكره الخواص ص 261
    28 ـ نك : نوبختي فرق الشعه ص .56 ابوالفرج اصفهاني مقاتل الطالبين صص 186 و 185 شهرستاني الملل و النحل 198 1 ابن طقطقي الفخري ص 136 جاحظ البيان و التبيين 205 1
    29 ـ ابن اثير تاريخ 3184 7 و 3183 ابن خلدون العبر.218 2
    30 ـ ابن طقطقي الفخري ص 136 خواندمير حبيب السير191 2
    31 ـ ابوالفرج اصفهاني مقاتل الطالبين ص 189
    32 ـ حيره شهر قديمي و بزرگ بود ليكن چون كوفه بنا شد كم كم خالي شد و فاصله اش هم تا كوفه يك فرسنگ مي باشد (اصطخري مسالك و ممالك ص 84 )
    33 ـ مداين نام فارسي اش تيسفون است قبلا شهر بزرگي بوده و آرامگاه پادشاهان و ايوان كسري آنجاست از بغداد تا آنجا يك مرحله راه است (پيشين ص 86 و ابن خردادبه مسالك وممالك ص ص .4 )
    34 ـ طبري تاريخ 4540 10 ابن اثير تاريخ 3231 7 ـ 3230 شوشتري مجالس المومنين 259 2
    35 ـ طبري تاريخ 4541 10 ; ابوالفرج اصفهاني مقاتل الطالبين ص 191 خواندمير حبيب السير 196 2
    36 ـ مسعودي مروج الذهب 247 2 ابن تغري بردي النجوم الزاهره 310 1
    37 ـ ابوالفرج اصفهاني مقاتل الطالبين ص 102
    38 ـ ابوالفرج اصفهاني مقاتل الطالبين ص .192
    39 ـ ابن اثير تاريخ 3233 7 خواندمير حبيب السير197 2 تتوي تاريخ الفي 1241 2
    40 ـ ابن فندق لباب الانساب 406 1
    بني طالب به همراه علويان از دشمنان درجه يك امويان محسوب مي شدند و هرگز دست از مبارزه با شيوه هاي گوناگون بنابه شرايط زماني و مكاني با توجه به مصلحت اسلام و مسلمانان برنداشتند
    هرچند حضور بني طالب در قيام هاي ضد اموي به نوعي سركوب و ظاهرا شكست خورد ولي قيام و شهادتشان نتايج و آثاري در پي داشت كه در سقوط امويان دخالت داشت