قسمت دوم
قمه زني علاوه بر آنكه از نظر عرف از مظاهر حزن و اندوه محسوب
نمي شود و سابقه اي در عصر ائمه (ع ) و زمان هاي بعد از آن ندارد و تاييدي
هم به شكل خاص يا عام از معصوم (ع ) در مورد آن نرسيده است
در زمان
حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مي شود; بنابر اين در هيچ حالتي
جايز نيست .
علامه سيدمحسن امين عاملي مي گويد :
قمه زني و اعمالي ديگر از اين قبيل در مراسم عزاداري حسيني به حكم
عقل و شرع حرام است و زخمي ساختن سر
كه نه سود دنيوي دارد و نه اجر
اخروي
ايذاي نفس است كه خود در شرع حرام است و در جهت اين عمل
شيعيان اهل بيت (ع ) مورد تمسخر قرار مي گيرند و وحشي قلمداد مي شوند.
شكي نيست كه اين اعمال ناشي از وسواس شياطين بوده و موجب رضايت
خدا و پيامبر(ص )و اهل بيت (ع ) نيست و البته تغيير نام اين اعمال در
ماهيت و حكم شرعي آن كه حرمت است
تغييري نخواهد داد.
از منابع فقه چه لبيه و چه لفظيه بالخصوص يا بالا طلاق يا بالعموم
جواز و اباحه قمه زني ـ فضلا از رجحان آن ـ در مراسم عزاداري سالار
شهيدان امام حسين (ع ) مستفاد نمي گردد
بلكه مقتضاي ادله و عناوين
ثانويه حرمت و عدم جواز است لذا اجتناب از آن واجب و لازم است .
در مقابل
برخي از علماي گذشته به جواز قمه زني و امور مشابه آن فتوا
داده اند.
آنچه از بيانات برخي از آنان استفاده مي شود
اين است كه ايشان
براساس عناوين ثانويه چنين نظري را ابراز كرده اند و مسائل جاري دنياي
اسلام و ضرورت هاي موجود را دليل فتوا ذكر مي كنند و براساس ادله اولي
اظهارنظر نكرده اند.
نتيجه گيري
روشن شد كه برخلاف تصور رايج در مورد قمه زني و امثال آن
حرمت
اين اعمال حكم ثانوي نيست
بلكه در مرحله نخست مبتني بر حكم اولي
است و اگر در گذشته برخي از علما براساس ضرورت هاي ثانوي
فتوا به
جواز داده اند
امروزه چون نه عاشورا تهديد به انكار مي شودو نه تعطيلي
قمه زني ضربه اي به رونق عزاداري مي زند
حكم ثانويه منتفي شده و اين
مسائل به همان حكم اوليه خود باز مي گردند. پس همه اين اعمال اعم از
قمه زني لطم
چنگ زدن به صورت
كوبيدن سر به در و ديوار و امثال آن
اعمال خلاف شرع مقدس اسلام هستند و حتي برخي از اين اعمال موجب
كفاره نيز مي شوند.
حكم ثانويه قمه زني
به نظر برخي از علما حكم ثانويه قمه زني و اعمال مانند آن به اقتضاي
شرايط موجود درگذشته
حليت بود
اما در اين كه آن ضرورت ها امروزه
وجود ندارد
جاي هيچ ترديدي نيست ; زيرا جواز اين اعمال براي آن بود كه
عاشورا به فراموشي سپرده نشود و عزاداري ها از رونق نيفتد و عاشورا به
صورتي شورانگيز زنده بماند.
امروزه همه ما به نيكي مي دانيم كه اگر قمه زني تعطيل شود
عاشورا
تعطيل نمي شود و كسي در اصل عاشورا خدشه نمي كند. همان طور كه در اين
ده سالي كه قمه زني با حسن تدبير رهبري معظم انقلاب تعطيل شده است
نه
تنها كم ترين لطمه اي به عزاداري حضرت اباعبدالله (ع ) وارد نشده
بلكه هر
سال شكوه و رونق بيشتري يافته است .
گاه شرايط زماني و مكاني زمينه هايي را فراهم مي سازند كه باعث
پيدايش مصالح و يا مفاسدي مي شود كه آنها مبناي احكامي مي شوند كه در
اصطلاح به آنها احكام ثانويه گفته مي شود. در اين جا به چند نمونه از احكام
ثانويه اي كه حضرات معصومين (ع ) صادر كردند و پس از انقضاي شرايط
خاص آن را لغو كردند
اشاره مي كنيم :
در زمان رسول خدا(ص ) ايشان به مردان امر كرده بودند كه ريش خود را
خضاب بگذارند و خود را شبيه يهود نسازند :
وعن ابي محمد عبدالله الشافعي عن محمد بن جعفر الاشعث عن محمد
بن ادريس عن محمد بن عبدالله الانصاري عن محمد بن عمر و بن علقمه عن
ابي سلمه عن ابي هريره
قال : رسول الله (ص ) : غيروا الشيب و لاتشبهوا
باليهود و النصاري ;
پيامبر فرمود : پيري را در چهره خود تغيير دهيد و خود را شبيه يهود
نكنيد.
بعد از رسول خدا كه اسلام توسعه پيدا كرد
اميرالمومنين (ع ) خضاب
نمي كردند. همين مسئله مورد سوال شد كه حضرت رسول خضاب
مي گذاشتند
چرا شما آن را ترك كرده ايد اميرالمومنين (ع ) در پاسخ فرمود :
انما قال النبي (ص ) ذلك و الدين قل و اما الان و قداتسع نطاقه و ضرب
بجرانه فامرو و ما اختار;
زماني كه رسول خدا امر به خضاب كردن فرمودند
دين در اقليت بود
اما امروز اسلام توسعه يافته است و مرزهاي آن به اقصي نقاط كشيده شده
است . در اين وضعيت هر شخصي مخير است كه خضاب بگذارد و يا نگذارد.
عبادبن كثير بصري
مردي زاهد اما متحجر بود تا آنجا كه گاه بر نوع
لباس امام صادق (ع ) خرده مي گرفت :
عده من اصحابنا عن سهل بن زياد عن جعفر بن محمد الاشعري عن ابن
القداح
قال : كان ابو عبدالله (ع ) منكئا علي اوقال علي ابي فلقيه عباد بن كثير
البصري و عليه ثياب مرويه حسان
فقال : يا اباعبدالله (ع ) انك من اهل بيت
النبوه و كان ابوك و كان فما هذه الثياب المرويه عليك فلو لبست دون هذه
الثياب فقال له ابو عبدالله (ع ) : ويلك يا عباد من حرم زينه الله التي اخرج
لعباده و الطيبات من الرزق . ان الله عزوجل اذا انعم علي عبده نعمه احب ان
يراها عليه ليس بها باس ويلك يا عباد انما انا بضعه من رسول الله (ص ) فلاتو
ذني ...;
ابن قداح نقل مي كند كه در خدمت امام صادق (ع ) بوديم و ايشان به من و يا
پدرم تكيه داده بودند و لباس مروي به تن داشتند. در اين هنگام عباد بن كثير
بصري سر رسيد و امام را با آن لباس ديد. گفت : اي اباعبدالله تو از اهل بيت
نبوت هستي و پدرت آن چنان بود
اين لباس مروي چيست كه به تن كرده اي
چه مي شد اگر لباسي ساده تري مي پوشيدي
امام در پاسخ فرمودند : واي بر تو عباد! « چه كسي زينت هايي را كه
خداوند متعال براي بندگانش آفريده است و روزي هاي گوارا و پاكيزه اي را
كه برايشان قرار داده است بر آنها حرام كرده است » زماني كه خداوند متعال
نعمتي را به بنده اش ارزاني كند
دوست دارد كه آثار نعمت را بر او ببيند. واي
بر تو عباد! من خود پاره دل رسول خدا هستم . مرا اذيت نكن ...
با توجه به اثبات حكم اولي حرمت براي قمه زني و اعمال مشابه آن
ديگر براي اثبات حرمت آن به حكم ثانويه نيازي نيست . از اين رو قمه زني
حتي اگر وهن مذهب هم نباشد و لطم اگر موجب هيچ مفسده اي هم نگردد
باز هم حرام اند و اين حرمت
تعبدي و متكي به روايات است . تاكيد ما بر
اين مطلب به آن جهت است كه برخي با خدشه در مفسده دار بودن اين
اعمال سعي درمجاز نشان دادن آنها دارند.بنابر اين در هر حال اين اعمال
بنابر ادله روايي و قرآني حرام است .
از مهم ترين پيام هاي ناگوار اين رفتارهاي افراطي كه برخي از مجالس
عزاداري به آن مبتلا شده اند اين است كه رعايت احكام شرعي و حدود
الهي به بهانه هاي واهي كنار گذاشته مي شود
زمينه براي هر گناهي فراهم
مي شود و مجالس عزاداري از بزرگترين گناهان كه تجاهر به كلمات كفرآميز
است تا لهو و لعب و بي بند و باري در رفتار و كردار و اختلاط ميان زنان و
مردان مصون نمي ماند.
يكي ديگر از آسيب هاي ناشي از رفتارهاي ناهنجار و از جمله قمه زني
وهن مذهب است . اين اعمال سبك
باعث نوعي دلزدگي نسبت به شرع
اسلام شده و سبب مي شود شيعه در ميان مذاهب اسلامي متهم به غلو و
رفتارهاي وحشيانه شود.
اگر چه تشخيص وهن مذهب بودن قمه زني از موارد تشخيص موضوع
است ولي از زمره موضوعات جزيي و شخصي نيست . تشخيص آن كه بر
عهده مكلفين باشد
بلكه از موضوعات اجتماعي و سياسي است كه به ناچار
بايد مرجع واحدي براي تصميم گيري و تشخيص آن وجود داشته باشد.
در حكومت اسلامي تشخيص اين گونه موضوعات بر عهده رهبري
است و نظر او فصل الخطاب است .
اگر چه افراد جامعه به ويژه متخصصين و اهل فن حق دارند در مسايل
اجتماعي و سياسي هر نظر و تحليلي را داشته باشند
اما در اجراي آن آزاد
نيستند كه هر كدام طبق تشخيص خود عمل كنند
چه در اين صورت نظام
زندگي اجتماعي از هم مي پاشد.
بنابراين مدعيان حقيقت مظلوم مي توانند قمه زني را وهن مذهب
ندانند
اما حق ندارند در برابر تصميم ولي امر مانع تراشي كنند.
شيخ انصاري در بحث از اينكه اگر يكي از فقهاي واجدالشرايط در
حيطه اختيارات خود اقدام به صدور حكمي كند
آيا فقيه ديگري حق دارد
كه آن را نقض كند
يا اينكه همه بايد تابع نظر او باشند
وي پس از تبيين ادله مختلف ضرورت تبعيت از حكم صادر شده
مي گويد :
اگر فقها احكام يكديگر را نقض كنند
آن دسته از مصالح نظام اجتماعي
كه به دست حاكمان سر و سامان مي گيرد
مختل مي شود...
در هر حال از مجموع آنچه گذشت روشن مي شود كه اگر فقيهي حكم
قولي و فعلي الزام آوري را در اموري كه مربوط به حاكم است . بيان كند
جايز نيست ديگر فقها براي حكم او مزاحمت ايجاد كنند. به عنوان مثال اگر
مال يتيم را از كسي بگيرد
يا كسي را براي گرفتن آن مامور كند
ياكسي را
ناظر بر آن قرار دهد
كسي حق ندارد حكم او را نقض كند; زيرا نظر او مانند
نظر امام است و از اين رو قابل نقض نيست .
مي گويند : صرف اينكه دشمن ما را مسخره مي كند
دليل آن نيست كه ما
دست از كار خود بكشيم
بلكه تمام انبيا طبق صريح قرآن مورد استهزا قرار
گرفته اند; بنابر اين به استهزاي دشمنان نبايد توجه كرد.
اما نكته اي كه از آن غفلت شده
اين است كه هيچ يك از انبيا براي يك
عادت و آداب ابداعي مورد استهزا قرار نگرفت
انبيا به جهت تبليغ دين و
احكام الهي به مردم از سوي كافران و ستمگران مورد استهزا قرار مي گرفتند
در حالي كه ما به جهت عادات و رسوم ابداعي خود مورد تمسخر هستيم اگر
دشمن ما را به جهت عقايد و اعمال ديني مان مسخره كند در برابر او
مي ايستيم و كم ترين توجهي نمي كنيم . اما قمه زني در هيچ يك از روايات
مانيامده است
بلكه رسم و عادتي است كه توسط خود مردم ابداع شده
است و نمي توان آن را از دين دانست . پس اگر دشمن
ما را براي گريه كردن
بر سالار شهيدان مسخره كند
توجه نمي كنيم ; زيرا اصل عزاداري و گريه
كردن براي امام حسين (ع ) از دين است و در خود دين به آنها توصيه شده
است .
ما از ريشخند دشمن نمي ترسيم
از بد نماياندن اسلام به ملت ها در
هراسيم . ما از آن مي ترسيم كه پافشاري ما بر برخي از اعمال بي ريشه و
ابداعي
بهانه اي به دست دشمنان بدهد و آنها با استفاده از آن
ملت هايي
راكه تشنه اسلام هستند از آن بيزار كنند.
زماني كه مسلمانان در مدينه بودند
يهوديان مدينه
به خاطر حسادتي
كه از خود نشان دادند
حاضر به ايمان آوردن نشدند; پس مدام به دنبال
بهانه اي بودند تا مسلمانان را اذيت كنند. از اين رو حتي به مسائل سطحي
آنان نيز ايراد مي گرفتند. خداوند متعال آياتي را در اين زمينه نازل كرده است
كه يكي از آنها آيه 104 سوره بقره است :
يا ايها الذين آمنوا لاتقولوا راعنا و قولوا انظرنا و اسمعوا و للكافرين
عذاب اليم ; اي افراد با ايمان ! (هنگامي كه از پيغمبر تقاضاي مهلت براي
درك آيات قرآن مي كنيد) نگوييد : « راعنا » بلكه بگوييد : « انظرنا » . (زيرا كلمه
اول
هم به معناي « ما را مهلت بده ! » و هم به معني « ما را تحميق كن ! »
مي باشد و دستاويزي براي دشمنان است ) و (آنچه به شما دستور داده
مي شود) بشنويد! و براي كافران (و استهزاكنندگان ) عذاب دردناكي است .
اين آيه زماني نازل شد
كه يهودي ها به كلمه « راعنا » ايراد گرفتند : زيرا
راعنا همان طور كه در روايات آمده است
هم به معناي « مهلت بده » و يا « ما
را مراعات كن » به كار برده مي شود و هم به معناي « ما را احمق كن ! » از اين رو
اين كلمه به چيزي شبيه به لطيفه تبديل شده بود و مدام مسلمانان را مسخره
مي كردند. خداوند به اهل ايمان گوشزد مي كند كه : شما كه مي توانيد با تغيير
يك كلمه دشمن را از خود نااميد كنيد
چرا اين كار را نكنيد! پس به جاي
« راعنا » بگوييد : « انظرنا » يعني به ما توجه كن .
مقصود رهبر معظم انقلاب نيز همين است كه زماني كه مي شود با
شيوه هاي بهتري عزاداري پرشكوه براي سيدالشهدا بر پا كرد. چرا قمه
بزنيم و راه را براي طعن و استهزاي ولو بي مورد دشمن باز بگذاريم
يكي ديگر از نمونه ها روشن حكمت رهبري الهي در صدر اسلام
تغيير
قبله است . مسلمانان در آغاز اسلام و تا اواسط شعبان سال دوم هجري
قمري به سوي بيت المقدس نماز مي خواندند. از اين رو بهانه اي به دست
دشمن افتاد تا بتوانند به استقلال مسلمانان ايراد بگيرند. آنها مسلمانان را
شماتت مي كردند كه اگر شما استقلال داشتيد
داراي قبله مستقلي مي بوديد
اما شما به سمت قبله ما نماز مي خوانيد و اين به معناي وابستگي شما به
ماست . خداوند متعال با تغيير قبله اين بهانه را از دشمن گرفت :
قد نري تقلب وجهك في السما فلنولينك قبله ترضاها فول وجهك
شطر المسجد الحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره و ان الذين اوتوا
الكتاب ليعلمون انه الحق من ربهم و ما الله بغافل عما يعملون :
نگاه هاي انتظارآميز تو را به سوي آسمان (براي تعيين قبله نهايي )
مي بينيم ! اكنون تو را به سوي قبله اي كه از آن خوشنود باشي
باز مي گردانيم .
پس روي خود را به سوي مسجدالحرام كن ! و هر جا باشيد
روي خود را به
سوي آن برگردانيد! و كساني كه كتاب آسماني به آنها داده شده
بخوبي
مي دانند اين فرمان حقي است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده (و در
كتابهاي آسماني خود خوانده اند كه پيغمبر اسلام
به سوي دو قبله
نماز
مي خواند) و خداوند از اعمال آنها (در مخفي داشتن اين آيات ) غافل نيست !
در آيه ديگر به تغيير قبله مي پردازد و مي فرمايد :
و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجد الحرام و حيث ما كنتم فولوا
وجوهكم شطره لئلا يكون للناس عليكم حجه الاالذين ظلموا منهم فلا
تخشوهم و اخشوني ولاتم نعمتي عليكم و لعلكم تهتدون ;
و از هر جا خارج شدي
روي خود را به جانب مسجد الحرام كن ! و هر
جا بوديد
روي خود را به سوي آن كنيد! تا مردم دليلي عليه شما نداشته
باشند
جز ظالمان (كه دست از لجاجت بر نمي دارند
) از آنها نترسيد! و
(تنها) از من بترسيد! (اين تغيير قبله
به خاطر آن بود كه ) نعمت خود را بر
شما تمام كنم
شايد هدايت شويد!
يعني ما قبله را تغيير داديم تا جلوي اتهامات آنها را بگيريم . خداوند
متعال به سبك مغزاني اشاره مي كند كه با تعجب خواهند گفت : چه شد كه
پيامبر اسلام از قبله اول خود رويگردان شد :
سيقول السفها من الناس ما وليهم عن قبلتهم التي كانوا عليها قل لله
المشرق و المغرب يهدي من يشاالي صراط مستقيم
به زودي سبك مغزان از مردم مي گويند : « چه چيز آنها (مسلمانان ) را
از
قبله اي كه بر آن بودند
بازگردانيد ! » بگو : « مشرق و مغرب
از آن خداست .
خدا هركس را بخواهد
به راه راست هدايت مي كند.
عجيب است كه اينها رفتار زنان داغدار را دليل جواز مي دانند
اما به رفتار
امام علي بن الحسين كه در لحظه لحظه عاشورا حضور داشت
تمسك
نمي كنند. در مورد ايشان هيچ يك از اين مسائل نقل نشده است . در روايات
بسياري به گريه كردن و عزاداري ايشان اشاره شده است
گاه ايشان به صحرا
مي رفتند و سرشان را روي سنگي مي گذاشتند و ساعت ها گريه مي كردند و
سنگ را با اشك خود خيس مي كردند
اما در يك روايات هم نيامده است كه
ايشان لطم بكنند و به سر و صورت بزنند
روشن شد كه برخلاف تصور رايج در مورد قمه زني و امثال آن
حرمت
اين اعمال حكم ثانوي نيست
بلكه در مرحله نخست مبتني بر حكم اولي
است و اگر در گذشته برخي از علما براساس ضرورت هاي ثانوي
فتوا به
جواز داده اند
امروزه چون نه عاشورا تهديد به انكار مي شود و نه تعطيلي
قمه زني ضربه اي به رونق عزاداري مي زند
حكم ثانويه منتفي شده و اين
مسائل به همان حكم اوليه خود باز مي گردند. پس همه اين اعمال اعم از
قمه زني
لطم
چنگ زدن به صورت
كوبيدن سر به در و ديوار و امثال آن
اعمال خلاف شرع مقدس اسلام هستند و حتي برخي از اين اعمال موجب
كفاره نيز مي شوند
فقهاي معاصر : قمه زني علاوه بر آنكه از نظر عرف از مظاهر حزن و اندوه
محسوب نمي شود و سابقه اي در عصر ائمه (ع ) و زمان هاي بعد از آن ندارد و
تاييدي هم به شكل خاص يا عام از معصوم (ع ) در مورد آن نرسيده است
در
زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مي شود; بنابراين در هيچ
حالتي جايز نيست
علامه سيدمحسن امين عاملي مي گويد :
قمه زني و اعمالي ديگر از اين قبيل در مراسم عزاداري حسيني به حكم
عقل و شرع حرام است و زخمي ساختن سر
كه نه سود دنيوي دارد و نه اجر
اخروي
ايذاي نفس است كه خود در شرع حرام است و در جهت اين عمل
شيعيان اهل بيت (ع ) مورد تمسخر قرار مي گيرند و وحشي قلمداد مي شوند.
شكي نيست كه اين اعمال ناشي از وسواس شياطين بوده و موجب رضايت
خدا و پيامبر(ص ) و اهل بيت (ع ) نيست و البته تغيير نام اين اعمال در
ماهيت و حكم شرعي آن كه حرمت است
تغييري نخواهد داد

*****
تازه هاي نشر
مستشرقان و قرآن
|

كتاب « مستشرقان و قرآن » را محمد حسن زماني تاليف كرده و بوستان كتاب آن را در 589 صفحه منتشر نموده است .
كتاب مذكور شش فصل دارد و عناوين فصول آن به شرح زير مي باشد : فعاليت هاي قرآني مستشرقان
مصدر و منشا
قرآن
تاريخ جمع قرآن
ادبيات و ساختار قرآن
معارف قرآن و مستشرقان
و نقد دايره المعارف قرآن « ليدن »
در بخشي از مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
چهارده قرن است كه سروش وحي
مسلمانان را از زودباوري و خوش بيني ساده لوحانه به طيفي از اهل كتاب
هشدار داده و مي فرمايد :
(افتطمعون ان يومنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون ) آيا
طمع داريد كه آنان به (دين ) شما بگروند
در صورتي كه گروهي از آنان كلام خدا را شنيده و پس از آن كه آن را درك كرده
تحريفش مي كنند و حال آن كه (همه چيز را خوب ) مي دانند
و از همان دوران زمزمه ملكوتي پدر مهربان و امير مومنان در وصيت جاودانه اش به همه فرزندانش
در گوش ما
طنين افكن است كه :
اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي ... الله الله في القرآن . لايسبقكم بالعمل به غيركم ....
2 من شما دو
فرزندم (حسن و حسين ) و همه فرزندانم و بستگانم و تمام كساني را كه نامه من به آنان برسد وصيت مي كنم كه .... شما را
به خدا
شما را به خدا به قرآن (توجه كنيد) نكند بيگانگان در عمل به آن از شما سبقت گيرند.
اما با كمال تاسف نه تنها سيل تحريف هاي معنوي معارف قرآن و شبهات فراوان غربيان و شرق شناسان يهودي و
مسيحي را شاهد بوده و پاسخ جدي را در جهان ارائه نكرديم
بلكه از ناحيه ديگر ديديم كه برخي ملل بيگانه در عمل به
بعضي دستورهاي اخلاقي قرآن مانند : نظم
پاكيزگي
پشت كار
امانت داري
اداي دين در توليد و روحيه جمعي
از ما
مسلمانان پيشي گرفتند
و در برخي ميدان هاي علمي و پژوهشي قرآني نيز گوي سبقت را از عالمان ديني اسلام ربودند.
« فلوگل » آلماني با تاليف معجم الفاظ القرآن به نام نجوم آيات الفرقان همه محققان ديني حوزه ها را مهمان سفره خويش
ساخت
و « ژول لابوم » فرانسوي با تاليف معجم موضوعي آيات قرآن به نام تفصيل آيات القرآن الكريم مسئوليت تعليم
موضوعات قرآن كريم را براي طلاب و فضلاي مسلمان جهان به عهده گرفت
و « گلدزيهر » يهودي مجارستاني با تحقيقي
درباره روشهاي تفسيري مفسران قرآن كريم و تاليف كتاب المذاهب التفسيريه للقرآن الكريم بر كرسي تدريس علوم
قرآني نشسته و دانش جديدي را در علوم قرآن پايه گذاري كرد.
مستشرقان غربي و كشيشان مسيحي و خاخام هاي يهودي به اينها اكتفا نكردند
بلكه اكنون كه عطش جامعه بشري را
براي لزوم دريافت اطلاعاتي جامع و منسجم درباره معارف قرآن ـ آخرين كتاب آسماني خداوند ـ به صورت يك
« دايره المعارف قرآني » احساس كردند
قبل از علماي اسلام و مراكز پژوهشي قرآني به اين امر مهم دست يازيدند و
جمعي از آنها به رهبري يك خانم غربي به نام « مك اوليف » 1 استاد دانشگاه « جرج تاون آمريكا » در شهر ليدن هلند به
تحقيق در مورد معارف قرآن و تدوين مقاله هاي قرآني اقدام كردند.
آنان حدود هزار عنوان از واژه هاي كليدي قرآن را به عنوان مدخل هاي اين دايره المعارف برگزيدند تا مجموعه آنها را
در پنج جلد به جهانيان عرضه كنند
از سال 2000 تاكنون پنج جلد آن را به زبان انگليسي چاپ و منتشر
نمودند.
» جديدترين اقدام علمي
فرهنگي است كه غربيان درباره قرآن كريم ما Encyclopaedia of the Quran كتاب : «
مسلمانان انجام دادند.
طبيعي است كه از سطور اين گونه كتاب ها و اثر خامه مسيحيان و يهوديان كه با پشتيباني مالي دولت هاي غربي نيز
انجام مي گيرد چه انتظاري بايد داشت ....

| |