روزنامه جمهوري اسلامي 27/04/1386 صفحه گزارش
*****
دكتر فرزين نگارستان استاد دانشگاه تهران
مسكن در مجلس شوراي اسلامي بايد داراي كميسيون ويژه و مستقل شود


  • اشاره
    مصاحبه اي كه در زير مي خوانيد گفتگوي خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي با دكتر فرزين نگارستان استاد دانشگاه تهران (دانشكده معماري پرديس هنرهاي تهران ) است .
    دغدغه هاي ما نسبت به وضعيت مسكن در ايران بيش از آن چيزي است كه در اين مصاحبه چه در سوالها و چه در جوابها آمده است .
    دغدغه هايي كه برخي از آنها را نمي توان نوشت نمي توان ضبط صوت كرد و نمي توان گفت . اينكه شهر جديدي مثل شهر جديد هشتگرد احداث مي شود بدون اينكه فكري براي حمل و نقل و قطار آن بشود اينكه همه جاي دنيا وام مسكن بابت 80 درصد قيمت مسكن اعطا مي شود و 20 درصد باقيمانده هم با توجه به افزايش نرخ تورم ساليانه جهاني چيزي كمتر از كارمزد تسهيلات قرض الحسنه بانكهاي ما مي شود. شگفتي اينجاست كه قانون اعطاي وام مسكن در بانكهاي غربي كپي برداري شده از قانون فقهي و شرعي و اسلامي و ايراني است . كپي برداري شده از قانون « اجاره به شرط تمليك » .
    قانون فقهي « اجاره به شرط تمليك » يكي از مترقي ترين قوانين جهاني ملهم از قوانين مترقي اسلامي است كه تمام اقتصاددانان جهان چه كاپيتاليست و چه سوسياليست بايد سر تعظيم در مقابل آن فرود بياورند. قانون اجاره به شرط تمليك تمام وجوه مثبت خصوصي سازيها را در بطن خود دارد. قانون اجاره به شرط تمليك تمام شعارها حمايت از خلق و كارگران و مستضعفان و پابرهنه ها و بيچارگان جهان را در خود دارد. قانوني كه تمام شعارهاي سوسياليستهاي جهان در مقابل آن رنگ مي بازد.
    در قانون اجاره به شرط تمليك شما هيچ يك از عوارض قوانين مربوط به بخشهاي دولتي و تعاوني ها را نمي بينيد و تمام مزاياي خصوصي سازيها از جمله رسيدگي تمام و كمال به مسكن احساس مالكيت نسبت به مسكن توسط فرد خانواده وورثه مشاهده مي شود.
    عجيب است وقتي چنين قانون مترقي ايي را داريم و غربي ها اين قانون را از ما ايرانيها و ما مسلمانها كپي برداري مي كنند دوباره به عقب برمي گرديم و قانون جديدي وضع مي كنيم و زمين اجاره 99 ساله به تعاونيها مي دهيم . قانوني كه هيچ يك از ويژگيهاي خصوصي سازي در آن ديده نمي شود ضمن اينكه عوارض وحشتناك تجربه املاك و مستغلات وقفي (اوقافي ) را رو به روي ما قرار مي دهد.
    در اين مصاحبه نسبت به مشكلات شهرهاي جديد هم بحث شده است . آنچه در متن مصاحبه نيامده و ما لازم مي دانيم هشدارهاي لازم را به مسئولين وزارت مسكن بدهيم مربوط به قطارهاي رو زميني اين شهركهاست . شهر جديد هشتگرد و چند شهر حاشيه تهران از جمله مناطقي هستند كه فاصله آنها با تهران هنوز گرفتار ساخت وسازهاي زورآبادي و معارض هاي دردسرساز نشده است و يا اگر شده در حداقل شرايط است . تا دير نشده و تا نقطه به نقطه اين مناطق اشغال نشده مسئولين نسبت به احداث قطارهاي مسافربري (مترو يالله) اقدام كنند. اگر دير بجنبيم بايد در آينده اي نه چندان دور چندين برابر بودجه يك قطار را بايد صرف خريد املاك و مستغلات معارض بنمائيم . الان كه مثلا مسير كرج ـ هشتگرد صاف و هموار است اقدام كنيد كه فردا دير است . همين طور « پرديس » ... همين طور پرند و...
    اين مصاحبه سرآغاز هشدارها و بيدارباش هاي روزنامه جمهوري اسلامي به مسئولين حوزه مسكن در تمامي ارگانها و وزارتخانه هاست .
    به عنوان اولين سوال خدمت شما عرض مي كنم به نظر من نظام مهندسي ايران ظرفيت حل مشكل مسكن در سطح كلان و به نفع اقشار آسيب پذير راندارد. حتي برخي به واسطه گرايشات به سمت جلب و جذب ثروتهاي بادآورده تعمد دارند كه مشكل مسكن در ايران حل نشود و مسكن روز به روز گرانتر شود. البته در اين زمينه در سوالات بعدي بحث خواهيم كرد فعلا بخش اول سوالم را مطرح مي كنم . دلايل من براي اينكه نظام مهندسي ايران ظرفيت حل مشكل مسكن به نفع توده هاي مردم را ندارد متعدد است .اولين دليل من ريشه تاريخي دارد. مسكن در ايران هيچ گاه به عنوان صنعت ديده نشده است . مسكن در ايران هميشه به عنوان يك هنر يك هنر معماري و تاريخي ديده شده است . مسكن در ايران با عرفان اشراق تاريخ تمدن معماري هنر باستان شناسي و... مخلوط شده است . گرايشات در مسكن به سمت همه چيز هست جز خود مسكن . كساني كه بايد براي حل مسكن دردانشگاه ها تحصيل كنند تحصيلاتشان حول محور هنر معماري تاريخ معماري عرفان در معماري اشراق در معماري و... متمركز مي شود. دانشگاه هاي مهندسي ما بيشتر هنري هستند تا صنعتي . بهترين مهندس ما آرشيتكت هستند. آرشيتكت ها يا در خدمت دولتها و حكومتها بوده اند و يا در خدمت اشراف و سرمايه داران . حتي اگر مهندسان ما در خدمت دولتها و اشراف و سرمايه داران نباشند باز هم در خدمت هنر هستند.بهترين مسجد و حسينيه را مي سازند. بهترين ميدان را مي سازند اما نگاه صنعتي ندارند ما براي انقلاب در مسكن بايد نگاهمان را از هنر و معماري به مسكن صنعتي معطوف داريم . نظر شما در اين باره چيست
    بسم الله الرحمن الرحيم ـ پاسخ به سوال شما مقداري پيچيده است . من اين جور مي خواهم بگويم نه اينكه مشكل مسكن جداي از معماري و هنر ما است . ما در دورانهايي از تاريخ مان مشكل مسكن نداشته ايم و در عين حال خانه هاي خيلي خوبي داشتيم مسكن ايده آل داشتيم كه در آن هم خانواده آسايش داشت و هم كاملا خودكفا بود. مسكن در گذشته به نيازهاي مادي و معنوي مردم جواب مي داد.در آن دوران هم هنر در مسكن به كار رفته بود و هم صنعت . اساسا هنر مسكن در گذشته اين بود كه هم هنر روز وهم صنعت روز را به كار گرفته بود. در يك دوران تاريخي در واقع از اواخر دوره قاجاريه كه يك تعداد افرادي را به فرنگ فرستادند و اينها رفتند و مسكن غربي را ديدند و اصولا بعد از اينكه انقلاب صنعتي در دنيا اتفاق افتاد كشورهايي مثل كشور ما راهشان را گم كردند .يعني راه رفتن قبلي خودشان يادشان رفت آمدند اداي فرنگي ها را در بياورند و اداي آنها را مثل خيلي كارهاي ديگر خيلي ناقص درآوردند. نتيجه اين شد كه مسكني ساختند كه نه به درد فرهنگ و جامعه ايراني مي خورد و نه پاسخگوي نيازهايش بود و نه آن جور صنعتي و پاسخگوي اقتصادي بود كه آنها براي خودشان مي ساختند.غربي ها آمدند منظم كردند كارهايشان را بر اساس انقلاب صنعتي و براي مردم خودشان مسكن هاي انبوه ساختند مسكن هاي كارگري ساختند و پاسخ به نيازهاي مردم خودشان دادند. غربي ها با نگاه صنعتي و مردمي به مسكن مشكل مسكن مردم خودشان راحل كردند ولي در ايران موج انقلاب صنعتي آمد اما فقط از انقلاب صنعتي وجوه منفي آن گرفته شد وجوه مثبت آن گرفته نشد. حاصلش اين شد كه اگر قرار شد مسكن صنعتي هم توليد شود چه كساني طراح آن شدند همان معمارهاي از فرنگ برگشته و خودباخته . حال آنكه معماري و شهرسازي آميخته با فرهنگ مردم است . آميخته با آداب و رسوم و سنن و زندگي مردم است . بنابر اين معماري يك چيز وارداتي نيست و مثل صنايع ديگر نيست كه بشود آن را وارد كرد بايد كساني كه در ايران هستند و آنهايي كه مي دانند درد چيست آنها راه حل ها را پيدا كنند و بر اساس نيازها اقدام كنند. اگر نيازهاي مردم واقعي ديده شود اگر دولتمردان ايران سعي كنند از شعار پراكني و حرفهاي شعاري دست بردارند و بيايند روي زمين راه بروند ما مي توانيم مشكل مسكن را حل كنيم . مسكن چيزي نيست كه وارد شود . حدود 96 تا 98 درصد مسكن وابستگي داخلي دارد . يعني وابستگي مسكن به خارج خيلي كم است . بنابر اين ما با امكاناتي كه داريم مي توانيم مشكل را حل كنيم . هيچ دليلي ندارد ما ثروتي داشته باشيم معادن داشته باشيم نيروي ماهر و خبره و كارشناس انساني هم داشته باشيم اما نتوانيم مشكل مسكن را حل كنيم . مسكن يكي از ساده ترين صنايع در كشور ما است . نسبت به ساير صنايع بسيار ساده تر و سهل الوصول تر است . لازمه موفقيت در بخش مسكن اين است كه نگاه دولتمردان تغيير كند. با واقعيت ها حركت كنند. دولت بايد به توان متوسط جامعه ايران نگاه كند و بر اساس توان متوسط افراد جامعه مسكن را تهيه كند. همه مردم ايران بايد از حداقل هاي مسكن برخوردار باشند ايجاد « مسكن حداقل » يا به عبارتي سرپناه براي مردم وظيفه دولت است . در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران هم به آن اشاره شده است . متاسفانه اين « مسكن حداقل » براي مردم ايران فراهم نشده است و اگر با اين سياستها پيش برويم هرگز هم فراهم نخواهد شد.
    شما نگاه كنيد به رشد توليد مسكن و رشد جمعيت اين دوكفه باهم برابري نمي كند. نمي توانند به هم برسند. چرا نمي توانند. در حالي كه قرار نيست كار عجيب و غريبي صورت بگيرد. مگر ما چه فرقي با ساير ملتها داريم . چرا آنها مي توانند ما نمي توانيم . دولت بايد براي مسكن حداقل معافيت هايي قائل شود تاهمه بروند به سمت توليد مسكن كوچك . متاسفانه مي بينيم كه فردي كه خانه خودش را مي خواهد براي خودش همسر و فرزندانش درست كند با انواع و اقسام آزارها و موانع مواجه مي شوند. به عنوان مثال يكي از موانع امروز دولت براي ساخت مسكن كوچك بهانه پاركينگ است . به بهانه ايجاد پاركينگ اجازه نمي دهند يك خانواده مشكل مسكن خودش را حل كند. حداقل مسئولين بايد الزام به پاركينگ ساختمانها را به 50 درصد تقليل بدهند . اين قانون پاركينگ يك مانع بزرگي براي ساخت و ساز و توليد مسكن بويژه در مناطق جنوب شهر و مركز شهر و بافتهاي فرسوده شده است . اين يك نمونه از كارهاي غلطي است كه منجر به توقف رشد توليد مسكن مي شود. منجر به گراني مسكن مي شود. منجر به بي خانماني مردم مي شود. در همه جاي دنيا پاركينگ در ساختمان الزامي نيست . پاركينگ در پاركينگهاي عمومي فروخته مي شود. اين تسهيلات دولتها براي اين است كه جلوي رشد توليد مسكن با قوانين من درآوردي گرفته نشود. ما آمده ايم با يك قانون تامين صد در صد پاركينگ مردم ضعيف و جنوب شهري مردمي كه در كوچه هاي آشتي كنان قديم با عرض يك متر و دومتر را به دردسر و مشكل دچار كرده ايم . نمي گذاريم ساختمانشان را بسازند. بعد مي گوئيم چرا بافت هاي فرسوده درست نمي شوند.چرا جنوب شهر رشد نمي كند. چراساخت و ساز رشد نمي كند.
    خوب ! چرا اين امر بديهي را كارشناسان دولتي درك نمي كنند. چرا به كارشناسان شهرداري اين مسايل تفهيم نمي شود. چرا اينقدر مسئله مسكن در دولت و شهرداري ها سرسري گرفته مي شود مناطق جنوبي تهران مناطق فرسوده تهران با مشكل ساخت و ساز مواجه هستند . پدري كه 4 5 فرزند دارد و مي خواهد آنها را صاحب سرپناه بكند با مشكلات وحشتناكي روبه رو است . به بهانه هاي مختلف مثل قانون تراكم قانون تامين صد درصدي پاركينگ و... اجازه نمي دهند مردم صاحب مسكن شوند. با قوانيني مثل بستن تراكم قانون تامين پاركينگ جلوي رشد مسكن را گرفتند و هيچ كس هم پاسخگو نيست .
    كليات اين چراهارا بايد از دولت و مسئولين دولتي پرسيد. البته اخيرا شهرداري ها براي بافتهاي فرسوده برنامه هاي خوبي دارند. به اين نكته توجه پيدا كرده اند.اراده شهرداري ها حل مشكلات بافتهاي فرسوده است . اين كار خوب و كارشناسانه است و شهرداري دارد عمل مي كند و قصد اصلاح بافتهاي فرسوده را دارد و نگاه كلان نسبت به اين موضوع پيدا كرده است . اين نگاه بايد در ساير بخشهاي دولت هم تسري پيدا كند . مسكن مشكل ملي ماست . در شوراي عالي شهرسازي 9 وزارتخانه عضو است . براي اينكه مسكن مشكل ملي است . مسئولين دولتي بايد خودشان را جاي مستاجرين بگذارند. خودشان راجاي يك كارگر و كارمند بگذارند كه شب مي خواهد برود خانه پيش زن و بچه اش صاحبخانه يقه اش را مي گيرد و مي گويد خانه را خالي كن . اين كارگر يا كارمند كجابرود چه كند مسئولين خودشان را براي چند لحظه چند دقيقه به جاي مستاجرهاي بيچاره قرار بدهند آن وقت مشكلات ما در مسكن حل مي شود. آن وقت قوانين من درآوردي در بخش مسكن كمتر مي شود. با كدام حقوق با كدام اضافه كار با كدام پول يك باره 50 درصد مي شود اجاره خانه را زياد كرد . با كدام پول مي شود يك باره صد درصد رهن خانه را زياد كرد مي گويند بروند حاشيه شهر دهات شهرستان خوب ! كار را چه كنند كار از كجا پيداكنند. مسئولين دولتي كمي خودشان را جاي مردم بگذارند و بعد تصميم بگيرند.
    براي انقلاب صنعتي در مسكن بايد مسكن از حوزه هنر و معماري جدا شود و رشته ويژه اي تحت عنوان صنعت مسكن در دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران (به عنوان مادر دانشگاه هاي كشور) وسپس در ساير دانشكده هاي اقتصادي تاسيس شود. يكي از بيچارگي هاي مسكن در ايران دانشگاه ها هستند. كار مسكن در ايران از ريشه خراب است . صنعت مسكن بايد با گرايش خاص خود و جداي از هنر و معماري تاسيس شود. نظر شما در اين باره چيست
    دانشگاه ها هم مثل دولت بايد نگاهشان را به مسكن صنعتي تر و اقتصادي تر كنند. بايد در اين زمينه طراحي و برنامه ريزي شود تا مسكن در ايران اقتصادي تر و صنعتي تر شود. در دانشگاه ها نيز بايد تحول به وجود بيايد.
    يكي ديگر از مشكلات مسكن در ايران همين تقسيم بندي كميسيون هاي مجلس شوراي اسلامي است . نگاه مجلس شوراي اسلامي هم مثل نگاه نظام دانشگاهي ما به مسكن غلط است .مسكن در مجلس در كميسيون عمران بررسي مي شود. مسكن در شرايط امروز ايران و جهان از مقوله عمران و آباداني نيست . مسكن از مقوله اقتصاد است و بايد در كميسيون اقتصاد گنجانده شود. نظر شما در اين باره چيست
    سوال خوبي مطرح كرديد به مسكن در همه جاي دنيا به عنوان صنعت نگاه مي شود. كارخانجات عظميي وجود دارند كه توليد انبوه مسكن مي كنند. ما در ايران هم همه اين نوع امكانات را داريم . شهرك اكباتان نمونه اي از نگاه صنعتي به مسكن است . نگاه ما به مسكن بايد عوض شود. من يك قدم از شما جلوترمي خواهم بروم و بگويم جادارد مسكن در مجلس شوراي اسلامي كميسيون اختصاصي خودش را داشته باشد. باتوجه به آنچه كه در قانون اساسي ما آمده مجلس شوراي اسلامي بايد يك كميسيون اختصاصي با عنوان مسكن و شهرسازي ايجاد كند. مسكن نه در كميسيون صنعت بايد برود و نه در كميسيون عمران . خودش بايد كميسيون اختصاصي داشته باشد.
    مسكن قطعا نبايد در كميسيون عمران باشد. بايد يك كميسيون مستقل تاسيس شود.
    يك مورد ديگر براي اينكه ثابت كنيم نظام مهندسي ايران توانايي ورود به بخش صنعت مسكن و مسكن صنعتي را ندارد زلزله بم است . نمونه اي كه اخيرا با آن مواجه بوديم من با وقوع زلزله بم توسط يكي از دوستان مهندسم دعوت به بم شدم . وارد بم شديم و تصميم داشتم براي چندين ماه در آنجا خدمت كنم . به تبع مسئوليتي كه داشتم در شوراي مهندسي تصميم گيري درباره نظام مهندسي بم و احداث شهر جديد بم شركت داشتم . در اين شورا يك عده مهندس از بخش خصوصي و دولتي و دانشگاهي هفته اي يك روز (سه شنبه ها) جمع مي شدند و بحثهاي اشراقي و عرفاني و سوفسطايي و مردم شناسانه و جامعه شناسانه درباره شهر بم معماري بومي بم بم از منظر فرهنگ مردم معماري بم و نقش آن در مذهب معماري بم و اقليم بم و... مطرح مي كردند. دوشنبه ها عصر با هواپيما مي آمدند و سه شنبه ها شب با هواپيما برمي گشتند. يك عده مي رفتند تهران يك عده شيراز يك عده اصفهان و.... قرار بود براي بم يك نقشه طراحي كنند كه از نظر عرفاني اشراقي فرهنگي انقلابي معماري هنري تاريخي و.... مناسبت داشته باشد. اين بحثها هفته ها طول كشيد. زلزله زده بمي در چادر و كانكس مانده بود. گرما و سرماي سوزناك كوير بيچاره اش مي كرد. آقايان و خانمهاي مهندس دنبال بحثهاي عرفاني تاريخي هنري و.... بودند. در همين حين ژاپني ها و چيني ها و اروپايي ها با يك چمدان كه در آن مدل يك خانه بود آمدند بم . چند تا كارگر روز مزد استخدام كردند. در يكي از قسمتهاي خاكي و بياباني بم يك مدل خانه را اجرا كردند. در و پنجره و همه چيز هم براي آن گذاشتند و بعد گفتند حاضريم 10 هزار تا 20 هزار تا 30 هزار تا از اين خانه ها را در يك چشم به هم زدن بسازيم . مهندسان ايراني هنوز مشغول بحث بودند. من به دوستم كه ميهمانش بودم گفتم اينها اداري هستند. دچار بيماري « بحث و جلسه » هستند. اينها براي بم كاري نمي توانند بكنند. بم امروز سند حرف من است اين يك دليل .... دليل مستند..... دليل دوم اين است . شما مي دانيد ايران يك كشور زلزله خيز است . زلزله طبس رودبار بم كرمان بوئين زهرا و..... از جمله زلزله هايي است كه در ايران رخ داده است و صددرصد ويراني داشته است . نمي خواهم اسم شهرهاي مشابه بم و طبس و رودبار را ببرم . مردم مي گويند نفوس بد مي زنيد. اما ما دهها شهر مشابه طبس بم و رودبار داريم كه در معرض زلزله هستند. به نظر شما آيا در بنياد مسكن انقلاب اسلامي وزارت مسكن دانشكده هاي معماري و مهندسي وزارت كشور ستاد حوادث غيرمترقبه نقشه آماده يك شهر فرضي (مدل ) كه كاملا بر اثر زلزله ويران شده و بايد بازسازي شود وجود دارد اگر چنين نقشه هايي را داشتيم آيا لازم بود در بم ساعتها و هفته ها و ماهها جلسه پشت جلسه بگذاريم و بحثهاي صد من يه غاز اشراقي عرفاني هنري معماري مردم شناسانه و جامعه شناسانه و .... بكنيم اگر نداريم چرا چنين مدلي در 3 4 اقليم آب و هوايي تهيه نمي كنيم آيا دليلي بارزتر از اين مي خواهيد كه ثابت شود در ايران ظرفيت هاي لازم براي حل مشكل مردم بيچاره مستضعف كارگر كارمند و زير خط فقري و بازنشسته مستاجر و آواره وجود ندارد آيا دليلي بالاتر از اين براي بي ظرفيتي نظام و مهندسان ايراني وجود دارد كه در شرايطي كه مردم بم در چادرها و كانكس ها زندگي مي كردند تازه آقايان يادشان افتاده بوده كه بايد نقشه و طراحي يك شهر جديد را براي بم تهيه كنند. مگر تهيه چند نقشه براي اقليم متفاوت آب و هوايي ايران كار مشكلي است وزارتخانه مسكن و شهرسازي يا وزارت كشور با اين همه بودجه و كارمند و عريض و طويل چه مسئوليتي دارند
    فرمايش شما كاملا صحيح است . ما بايد با توليد صنعتي مسكن به مبارزه با مشكلات برويم . مثل همان ژاپني ها كه آمدند بم . ما هم بايد مثل ژاپني ها و غربي ها در مسكن صنعتي شويم . متاسفانه در اين زمينه ها در ايران كار نشده است . من حرف شما را تاييد مي كنم .
    بالاخره كوتاهي از جانب مسئولين مربوطه انجام شده است . شما به عنوان استاد دانشگاه اين كم كاري مسئولين را تاييد مي كنيد
    بله . همه كوتاهي كرده اند. من نمي خواهم كسي را تبرئه كنم . البته نكته اي را عرض كنم . براي رسيدن به قله اي كه ژاپني ها و غربي ها در مسكن رسيدند بايد همه عوامل دست به دست هم بدهند. آن ژاپني كه شما گفتيد با يك چمدان آمد بم و چند تا كارگر ساده را به كار گرفت قبل از اين مرحله و در كشور خودش همه عوامل و امكانات و استعدادها را به كار گرفته تا توانسته صنعت مسكن را در يك چمدان بكند و بياورد به بم . ما هم در ايران بايد با سياست گذاريهاي منطقي همه عوامل را به كار بگيريم تا بتوانيم در بخش مسكن رشد كنيم . مشكل ما در ايران اين است كه مسئولين انتقادپذير نيستند. كسي كه انتقاد بكند در ايران فوري انگ مي خورد و از صحنه بيرون رانده مي شود. هيچ مسئولي از خطا مصون نيست . ما بايد اين را بپذيريم . تا ما از هم انتقاد نكنيم اشكالاتمان برطرف نمي شود. اينكه شما مي گوئيد مسئولين ايراني آمدند و در بم نشستند و جلسه پشت جلسه گذاشتند و نتيجه هم نگرفتند براي اين است كه هيچ تشكل معماري و اتحاديه مهندساني نيست كه بيايد به اين مسئولين نهيب بزنند اخطار بدهند و بگويند اين كارها در بم زلزله زده غلط است . هيچ كس نيست كه بگويد آقا شما در بم چه كرديد متاسفانه كساني كه بايد پاسخگو باشند بدنه هاي كارشناسي را به كار نمي گيرند و نيازي هم به پاسخگويي احساس نمي كنند. نقد در ايران ضعيف است . مسئولين و كارشناسان دولتي ما مورد نقد قرار نمي گيرند براي همين خطاهايشان خيلي زياد است . به همين علت است كه در بم مردم در كانكس ها در معرض گرما و سرما جان مي كنند اما مسئولين امر تازه در حال بحث و جلسه هستند.
    جوابگويي در ايران وجود ندارد. هر چه مسئوليت سنگين تر باشد جوابگويي هم بايد بيشتر باشد.
    به نظر شما دانشگاه ها ظرفيت اين را دارند كه يك مدل شهري ارائه دهند تا در صورت بروز حوادث طبيعي مثل بم و رودبار و.... ما با مشكل مواجه نشويم و نيازمند جلسات و بحث و جدل هاي اداري نباشيم و فقط به فكر مردم و مشكلات پيش آمده باشيم
    چرا نمي توانند. بله كه مي توانند.
    چرا انجام نمي دهند
    دانشگاه ها داراي معاونت هاي پژوهشي هستند و اين معاونتهاي پژوهشي در دانشگاه هايي مثل دانشگاه تهران صنعتي اميركبير شهيد بهشتي علم و صنعت و... بسيار فعال هستند مسئوليت معاونت هاي پژوهشي در دانشگاه ها كار در همين زمينه ها است . دولت بايد از دانشگاه ها كار بخواهد. دولت بايد دانشگاه ها را وارد عرصه كار و مشورت و اجرا بكند.
    از شما تا بحال به عنوان دانشگاه يا استاد دانشگاه نخواسته اند در بخش مسكن مشورت بدهيد نقشه بدهيد طرح بدهيد. الگو بدهيد
    من از طرف دانشگاه تهران مي توانم بگويم تا بحال چنين چيزهايي از ما خواسته نشده است .
    در مورد شهركهاي جديد نظرتان چيست وقتي در مورد شهركهاي جديد در اطراف تهران صحبت مي شود مي گويند اين سر ريز جمعيتي تهران است . كدام عقلي مي پذيرد كه هشتگرد سرريز جمعيتي تهران باشد كدام كارشناس و مسئول وزارت مسكن شب مي تواند برود هشتگرد و صبح برگردد سر كار . اين هشتگرد روي چه سياستي ساخته شد . چرا هشتگرد انتخاب شد 20 سال هم هست نه اين شهر جديد و نه ساير شهرهاي جديد هنوز راه نيفتاده اند.
    شهر جديد چيزي نيست كه با زور و دستور ساخته شود. چه رسد به شهري كه بخواهد غيرعقلاني و غيراصولي ساخته شود.
    پس چطور مي شود يك وزارتخانه چنين اشتباه فاحشي را به عمل آورد
    توسعه شهرها بر اصولي استوار است . براساس يك اصول و قوانيني مي آيند شهرها را توسعه مي دهند. طرح هايي شبيه طرح هاي شهرهاي جديد در ايران تا بحال موفق نبوده است . ايجاد شهر جديد خوب است اما با اصول . در درجه اول بايد توسعه شهر را از درون در نظر گرفت . همين تهران را در نظر بگيريد. من يك مقايسه اجمالي مي كنم بين تهران و شهر سيدني استراليا . اين دو شهر را با هم مقايسه كنيد جمعيت تهران 3 برابر جمعيت سيدني است . وسعت سيدني 4 برابر وسعت تهران است . سيدني 12 برابر نسبت به تهران خلوت تر است . نفس كش دارد . 12 برابر نسبت به تهران تراكم كمتري دارد . مگر استراليايي ها نمي توانستند بيايند برج بسازند و شهرشان را فشرده كنند و تو دل همديگر بروند و هي تراكم بفروشند. آنها مي توانستند اما نكردند و آمدند گفتند ما به جاي اينكه مركز شهر را توسعه بدهيم بيائيم حومه را توسعه بدهيم . امكانات را پخش كنيم . از ارتفاع گسترش ندادند. فشرده سازي برج سازي هزينه هاي فراواني روي دوش دولتها و مردم مي گذارد. ترافيك مشكلات عصبي مردم تلف شدن ميليونها ساعت از عمر و هستي مردم بيماريهاي تنفسي قلبي و عروقي ناهنجاريهاي اجتماعي مفاسد اجتماعي از جمله عوارض فشرده سازي و برج سازي در شهرها است . بهترين توسعه توسعه عرضي است نه طولي گسترش حومه ها است نه مراكز شهرها. مدل هايي مثل شهرك قدس در تهران و مهرشهر كرج از جمله اين نمونه هاست .
    در شهركهاي جديد حداقل يك خط قطار شهري در نظر گرفته نشده است . وقتي يك شهر جديد مي سازند در درجه اول مي آيند مي گويند افرادي مي خواهند در اين شهرها ساكن شوند كه پول خريد مسكن متعارف را ندارند به اين افراد بايد رسيدگي بيشتري بشود. اولين مسئله بحث رفت و آمد ساكنين شهركهاي جديد است . اما در هيچ يك از اين شهركهاي جديد مشكل حمل و نقل عمومي در نظر گرفته نشده است .
    چطور وزارت مسكن به اين نكات بديهي در ساخت شهركهاي جديد توجه نكرده است
    احداث شهرهاي جديد در زمانهاي مختلف برنامه ريزي هايش شده است . از آنهايي كه طراح و برنامه ريز اين شهركهاي جديد بودند بايد پرسيد چرا به اينجا رسيده است البته نبايد نااميد بود. بالاخره بايد مشكلات را پيگيري و حل كرد. به هر حال كاري است كه شده . هزينه شده . كار شده . بايد مشكلاتش را حل كرد. قطار بگذارند مترو بگذارند. اتوبوسراني بگذارند و سعي كنند اين شهرها را زنده كنند. اگر به شهركهاي جديد و مشكلات آن رسيدگي نكنيم آلونك نشيني و حاشيه نشيني رشد مي كند و عوارض اين آلونك نشيني ها و حاشيه نشيني ها براي دولت دهها برابر بيشتر از يك خط مترو است .
    يكي ديگر از عواملي كه نشاندهنده بي ظرفيتي نظام مهندسي ما در حل مشكل مسكن است مسئله وامهاي مسكن و بانكها است . وام مسكن از 2 طريق پرداخت مي شود . طريق اول وام مسكن دولتي از طريق بانك مسكن با بهره 12 يا 13 يا 14 درصدي است . طريق دوم وام مسكن از طريق بانكهاي خصوصي است كه به ظاهر با 24 درصد بهره و به واقع تا 35 درصد بهره است . براي انقلاب در بخش مسكن بايد اعطاي هر نوع وام مسكن و نيز هر نوع وام هاي دولتي مشابه نظير وام 3 ميليون توماني براي بازنشستگان در سال 1385 مطرح شد و باعث گراني سرسام آور مسكن و اجاره مسكن شد بايد متوقف شود . هر نوع وامي كه با چتر حمايتي دولتي پرداخت مي شود باعث تورم و گراني مسكن و پايين آمدن آمار ساخت و ساز مسكن مي شود. تمامي وامهاي مسكن چه دولتي و چه غيردولتي با صرف ساخت و ساز شود. يا به صورت اجاره به شرط تمليك باشد و يا صرف توليد مسكن شود. بانكها هم اكنون چه به صورت پنهان و چه به صورت علني در ساخت و ساز مسكن حضور دارند. متاسفانه حضور بانكها در ساخت و ساز مسكن هيچ نقشي در حل مشكل مسكن اقشار آسيب پذير نداشته و ندارند.
    بانكها بيشتر و چه به صورت پنهان و چه علني در ساخت و ساز مسكن اشرافي و مسكن براي سرمايه سالاران حضور دارند. برج هاي تهران از جمله برج 52 طبقه آ . اس . پ در جوار برج هاي قديمي آ . اس . پ كه توسط بانك صادرات ايران ساخته مي شود دليل اين مدعا است . اين برج از هم اكنون متري 5 ميليون تومان پيش فروش مي شود . معلوم نيست در پايان كار اين برج آپارتمانهاي آن متري چند ميليون فروخته شوند. ما نمي گوئيم بانكها در بخش مسكن سرمايه گذاري نكنند انبوه سازي نكنند. متاسفانه انبوه سازي در بانكها غش كردن هميشگي به سمت اشراف و سرمايه سالاران است . اگر قرار است بانكها براي اشراف و سرمايه سالاران برج بسازند سهمي هم از اين ساخت و سازها را براي كارگران و كارمندان و اقشار آسيب پذير قرار بدهند. پاسخ شما به اين مورد چيست
    وام مسكن از مقوله هاي بخش اقتصادي مسكن است . و من تخصص ندارم و اجازه دهيد وارد اين مبحث نشوم . اما چيزي كه من مي دانم فكر مي كنم حداقل در خصوص وام مسكن اين را مي توانم بگويم كه وام مسكن در ايران جوابگوي نياز مسكن نيست . بسياري از نقاط دنيا وام مسكن بابت 80 درصد هزينه خانه پرداخت مي شود . ولي در ايران برعكس است وام مسكن حتي 10 درصد نياز مسكن ايراني را تامين نمي كند . برخي جاها حتي 5 درصد هم جوابگو نيست . با 18 ميليون تومان مسكن نمي توان خريد. سر پناه نمي توان خريد.
    يكي ديگر از طرحهايي كه به نظر من به شدت غيركارشناسانه است اجاره 99 ساله زمين به تعاونيها است . كه اخيرا دولت ارائه داده است ما نظير اين مسئله را در وقف داشته و داريم . زمينهاي وقفي و تجربه و مشكلات آن پيش روي ماست . هم اكنون هزاران هزار پرونده زمينهاي وقفي در دادسراهاي ايران وجود دارد. اوقاف مالك زمين و عرصه است و مالك مالك اعياني . اوقاف مي گويد به من چه مالك مي گويد به من چه . تمام خانه ها و آپارتمانها و پاساژها و مغازه ها و عرصه ها و اعياني هاي وقفي در سراسر ايران متروكه و خراب و نابود شده اند . نه اوقاف سرمايه گذاري مي كند نه مالكين . چون 99 ساله است و 10 15 سال ديگر اجاره تمام مي شود و اوقاف زمين را مالك تمام عيار مي شود . درست شبيه همين شكل را دارند با عنوان اجاره 99 ساله زمين به مردم و تعاونيها پديد مي آورند. چرا اين طرح غلط دارد عملي و اجرايي مي شود. مگر مسئولين ما با مشكل زمينها و خانه ها و املاك و مستغلات اوقافي آشنا نيستند چرا بايد از يك سوراخ دو بار گزيده شويم وانگهي تكليف يك مجموعه آپارتماني كه يك تعاوني مي سازد شبيه يك شهرك اكباتان بعد از 80 سال چه مي شود بعد از 99 سال چه مي شود ورثه اين ساختمانها تكليفشان چه مي شود تصور كنيد شهرك اكباتان را كه 99 سال اجاره اش تمام شده . چه بايد كرد اين طرح ها يعني نابودي منابع ما . چرا كه هيچ گاه مالكين چنين مجموعه هايي دل به كار نمي دهند . چرا كه مي گويند ما 10 سال 20 سال ديگر بايد اين خانه را خالي كنيم . دست به سياه و سفيد نمي زنند. مشكلات حقوقي پديد مي آيد و.... چرا دولت تن به چنين طرح ناپخته ايي مي دهد
    مثال خيلي خوبي زديد درباره وقف . بله ما در مسئله وقف چنين مشكلاتي را داريم . اين طرح هم از همان طرحهايي است كه با دقت بررسي لازم انجام نگرفته است . اينجاست كه مي گوئيم لازم است مسئولين روي زمين حركت كنند نه روي هوا. من فكر مي كنم روي طرحهاي دولتي به اندازه كافي نقد نمي شود اگر با يك معمار بي سواد هم مشورت كنند چنين كارهايي انجام نمي شود.
    به عواقب طرحها توجه نمي شود. در بخش مسكن بايد دقت نظر بيشتري به عمل بيايد. عواقب اين طرحها مثل شهركهاي جديد خطرناك است . بعد از 20 سال 30 سال مي بينيد اشتباه كرده اند مي بينند مردم در اين مجموعه هاي 99 سال اجاره ايي احساس مالكيت نمي كنند. دل نمي سوزانند. مشكل پيش مي آيد. ساختمانهاي وقفي جلوي چشممان است . چرا درس نمي گيرند. از اين طرح دولت جواب نمي تواند بگيرد. برويد از كساني كه اين طرح را داده اند سوال كنيد. من نمي دانم چرا چنين طرحي را داده اند.
    به دانشگاه ها از طريق دولت سفارش كار داده مي شود آيا دولت براي همكاري با دانشگاه ها رغبتي دار
    خيلي كم .
    از شما تا بحال دعوت شده است براي مشورت در وزارت مسكن . از شما از ساير اساتيد دانشگاه ها از رفقا همكاران پيشكسوتان . آيا تا بحال در عمرتان يك بار به وزارت مسكن براي مشورت و تبادل نظر دعوت شده ايد
    خيلي كم . متاسفانه خيلي نادر است . در موارد خيلي استثنايي . جدي نيست .
    يكي از موانع امروز براي ساخت مسكن كوچك بهانه پاركينگ است . به بهانه ايجاد پاركينگ اجازه نمي دهند يك خانواده مشكل مسكن خود را حل كند . مسئولين بايد قانون الزام به پاركينگ ساختمانها را به 50 درصد تقليل دهند
    در اكثر كشورهاي دنيا پاركينگ در ساختمان الزامي نيست بلكه پاركينگ در پاركينگهاي عمومي فروخته مي شود. اين تسهيلات دولتها براي اين است كه جلوي رشد توليد مسكن با قوانين من درآوردي گرفته شود
    در بسياري از نقاط دنيا وام مسكن را بابت 80 درصد هزينه خانه مي پردازند ولي در ايران بر عكس وام مسكن حتي 10 درصد نياز مسكن را تامين نمي كند
    دولت از طرح اجاره 99 ساله زمين به تعاونيها نتيجه نخواهد گرفت . اين طرح مشكلات فراوان تر از مشكلات املاك و مستغلات وقفي براي نظام جمهوري اسلامي پديد خواهد آورد