روزنامه جمهوري اسلامي 26/04/1386 صفحه سياسي
*****
رمز بي اعتنايي اسرائيل به سازشكاران عرب !




  • تحليلي بر امتناع وزير خارجه رژيم صهيونيستي از انجام ملاقات برنامه ريزي شده با وزراي خارجه مصر و اردن
    صحنه فلسطين هرگز در طول تاريخ تا اين اندازه شفاف و قابل درك نبوده است . صف بندي نيروهاي وفادار به « آرمان فلسطين » از يكطرف صف بندي صهيونيست هاي اشغالگر و حاميان وقيح غربي آنها از طرف ديگر و در كنار آن پادوهاي منطقه اي كه براي تامين منافع خود هر لحظه جانب خاصي را مي گيرند رنگ عوض مي كنند و حتي عليه مواضع ديروزشان موضع مي گيرند. اينان اكنون عناصر پايدار و مقاوم در صحنه فلسطين را « دشمن » و اشغالگران را ياور و پشتيبان خود مي پندارند و عليه نيروهاي مقاومت اسلامي فلسطين به سلاح متوسل مي شوند ولي عليرغم تلاش براي جلب نظر صهيونيست ها روز به روز مورد بي اعتنائي بيشتري از جانب صهيونيست ها قرار مي گيرند!
    اگرچه ممكن است گروه « فتح » و ساير مدعيان دروغين مبارزات ضداشغالگري عده اي را فريب داده باشند و خود را پرچمدار مبارزه عليه اسرائيل معرفي كرده باشند ولي مسئله اينست كه دوران فريب و نيرنگ در صحنه فلسطين سپري شده و « فتح » ديگر نمي تواند با فريب توده هاي فلسطيني درعين همكاري با اشغالگران و « لو دادن » فعالان فلسطيني مدعي مبارزه عليه اسرائيل هم باشد.
    حتي رهبران سازشكار و دربارهاي بي افتخار عرب هم در شرايط بغرنجي قرار گرفته اند كه ديگر نمي تواند دو دوزه بازي كنند و در عين همدستي با اشغالگران مدعي حمايت از آرمان فلسطين باشند. چون دست آنها هم در پيشگاه ملتهاي مسلمان و ملتهاي عرب « رو » شده است . اين ديگر پذيرفتني نيست كه دربارهاي عرب در جهت تحقق خواسته هاي اسرائيل حركت كنند و تمامي نيازهاي اسرائيل را تامين كنند ولي فريبكارانه خود را حامي ملت فلسطين جا بزنند و با دروغ پردازي براي آزادي فلسطين سينه چاك نمايند.
    البته تكليف دربارهاي بي افتخار عرب سالهاست كه يكسره شده و آنها بيشتر براي منافع خود تلاش مي كنند و حمايت از اشغالگران را نزديكتر به منافع خود مي دانند و بهمين دليل نزديكي آنها به اسرائيل بيشتر است تا به فلسطين . بدين ترتيب سئوال اصلي ما اينست كه با درك اين شرايط چرا اين روزها شاهد تحركات برخي دربارهاي عرب و تشكل هاي عربي هستيم چه اهداف و انگيزه هائي در پشت تلاش و تحرك امروز سازشكاران عرب وجود دارد در واقع براي يافتن پاسخ اين سئوال بايستي به تقويم ها مراجعه كنيم تا علت را دريابيم .
    اين روزها به سالگرد جنگ 33 روزه اسرائيل عليه لبنان نزديك مي شويم . جنگ 33 روزه تنها جنگ اعراب و اسرائيل است كه به اعتراف كميته تحقيقات دولتي اسرائيل « وينوگراد » به شكست كامل و قطعي اسرائيل منجر شد و نخست وزير وزير دفاع و رئيس ستاد ارتش صهيونيستي مسئول اصلي اين شكست خوار كننده معرفي شدند. اگرچه فقط بخش هاي اعلام شده اي از اين گزارش در اختيار عموم قرار گرفت اما كاملا بعيد بنظر مي رسد كه « وينوگراد » به اشتباهات مقامات ارشد اسرائيلي اشاره كند و از رفتار و نقش جنون آميز بوش بلر و كانداليزا رايس در تداوم اين جنگ و تاثير آن بر شكست كامل و قطعي رژيم صهيونيستي سخني بميان نياورده باشد.
    جنگ 33 روزه افسانه شكست ناپذيري اسرائيل را يكسره باطل كرد و باعث نوميدي مطلق صهيونيست ها در سراسر جهان شد و روياي تشكيل اسرائيل بزرگ از فرات تا نيل را براي هميشه به گورستان تاريخ سپرد. به طور همزمان اسرائيل در تمامي اقدامات خود براي به زانو در آوردن حماس و ناكام ساختن دولت « اسمعيل هنيه » با شكست مواجه شد و هر اقدام اسرائيل باعث تقويت اعتبار و پايگاه مردمي حماس در سرزمين هاي اشغالي شد. اسرائيل حتي از ابزارهاي سياسي ـ تبليغاتي و حتي امنيتي در قلمرو فلسطين و از شكست فتح و ناكامي گروههاي فاسد فلسطيني هم « استفاده ابزاري » كرد تا با هزينه هاي محدودي آنها را عليه حماس و دولت « اسمعيل هنيه » وارد صحنه جنگ داخلي كند ولي اين ابزار هم به تقويت حماس انجاميد و امروزه « فتح » و جناح محمود عباس جز صهيونيست ها هيچ ياوري در قلمرو فلسطين ندارند و آخرين پايگاههاي خود را نيز از دست داده اند.
    در چنين شرايطي پادوهاي سياسي عرب در تكاپو هستند تا بر روي شكست محمود عباس و ناكامي اسرائيل در جنگ 33 روزه سرپوش بگذارند و نظرها را به سمت و سوي ديگري منحرف سازند. رمز اصلي تحركات سياسي پادوهاي سياسي عرب و سفرهاي زنجيره اي در قلمرو فلسطين ـ اسرائيل و دربارهاي عرب دقيقا در همين نكته خلاصه مي شود و فقط از اين زاويه است كه اين اقدامات شتابزده و انفعالي معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند.
    البته رژيم صهيونيستي هم از اين مسائل آگاه است و بيشترين تلاش خود را براي بهره برداري سياسي ـ تبليغاتي در جهت تامين اهداف خود بعمل مي آورد تا چنين وانمود كند كه گويا در صحنه فلسطين « دست بالا » را دارد و از « ابتكار عمل » برخوردار است .
    جاي تعجب و تاسف است كه دربارهاي عرب حتي باقيمانده اعتبار خود را هم بنفع اسرائيل « حراج » كرده اند و از اين نكته غافل شده اند كه در اين زمينه ديگر چيزي براي از دست دادن ندارند. قرار بود « احمد ابوالغيظ » وزير خارجه مصر و « عبداله الخطيب » وزير خارجه اردن بعنوان نمايندگان رسمي اتحاديه عرب روز 5 شنبه با « ايهود اولمرت » نخست وزير اسرائيل ديدار كنند . رژيم تل آويو پس از چند روز بازي سياسي ـ تبليغاتي سرانجام اين ديدار را لغو كرد تا نشان دهد كه « ابتكار عمل » در اين صحنه در اختيار تل آويو است نه دردست اعراب !
    در واقع ابتدا « ميرايسين » سخنگوي دفتر « اولمرت » پيشاپيش اعلام كرد كه هنوز اولمرت جزئيات ديدار با وزيران خارجه مصر و اردن را مشخص نكرده و سرانجام با تصميم اسرائيل اين ديدار لغو شد لكن براي حفظ آبروي دربارهاي عرب اعلام شد كه اين ديدار به تعويق افتاده است . اين درحاليست كه « احمد ابوالغيظ » براي جلب نظر مساعد آمريكا به واشنگتن رفته و در ديدار با كانداليزا رايس تلاش كرد وي را به فعال كردن طرح صلح عربي در خاورميانه متقاعد كند . از عجايب روزگار آنكه اعراب حاضر شده اند كه 10 ميليارد دلار در قبال پذيرش اين طرح صلح توسط اسرائيل به صهيونيست ها « باج » بدهند ولي باز هم اسرائيل براي شيرين تر ساختن اين معامله « ناز » مي كند و با رفتار خود چنين وانمود مي نمايد كه به اين پيشنهادها اعتنائي ندارد!
    مسئله كاملا روشن است . اسرائيل در موقعيت شكننده و غيرقابل تحملي قرار گرفته است ولي شديدا مايل است كه حقارت رژيمهاي سازشكار عرب را به رخ بكشد و با همراه كردن آنان از هر فرصتي براي تامين اهداف خود بيشترين استفاده ممكن را بعمل آورد. به طور همزمان اسرائيل فهرستي از اسامي اسراي فلسطيني دربند اين رژيم را براي مبادله با « گلعاد شليت » اسير اسرائيلي به مقامات مصري تحويل نموده ولي حماس با رد آن پيشنهاد مي گويد بايستي اسراي عضو « كميته هاي مقاومت خلق » نيز جزو فهرست آزاد شدگان باشند چون اين گروه هم در اسارت شليت نقش داشته اند. در واقع حماس عليرغم تحت فشار قرار گرفتن مواضع محكمتري را در پيش گرفته و از « موضع بالا » سخن مي گويد ولي اعراب اگرچه همه چيز را در اختيار دارند ولي خيلي ذليلانه و حقيرانه حركت مي كنند و حاضرند 10 ميليارد دلار باج به اسرائيل بدهند تا طرح آنها را بپذيرد و بهمين دليل اسرائيل سعي دارد امتيازات بيشتري بگيرد و براي اعمال فشار عليه دربارهاي عرب وسوسه مي شود.
    ممكن است كساني تصور كنند كه اينها ساخته هاي ذهني ما است ولي بايد ببينيم كه در جبهه صهيونيست ها دشمن به اين مسائل از چه ديدگاهي مي نگرد خوشبختانه در اين زمينه هم اطلاعات تازه اي وجود دارد كه حاصل نظرسنجي موسسه صهيونيستي « معيار صلح » در فلسطين اشغالي است كه از صهيونيست ها نظرخواهي كرده و به جمع بندي آن پرداخته است . صهيونيست ها در جمع بندي نظرات خود اعلام كرده اند كه تحريم حماس بيفايده است و محمود عباس در روياروئي باحماس شكست خواهد خورد. شصت درصد آنها نسبت به توانايي فتح براي مقابله با حماس ترديد دارند و 50 درصد گفته اند كه فتح قادر به پيروزي بر حماس حتي در كرانه باختري هم نيست . كارشناسان رژيم صهيونيستي در جمع بندي اوضاع از دولت اولمرت خواسته اند به محاصره و تحريم حماس پايان دهد چون فتح و محمود عباس فاقد قدرت و « غيرقابل اتكا » هستند ولي مشكل آنها اينست كه حماس هم اهل مذاكره نيست .
    نظرسنجي مشابهي در كرانه غربي و نوار غزه از فلسطيني ها صورت گرفته و اكثرا مواضع حماس و اقداماتش را ضروري و لازم توصيف كرده اند و تقريبا نيمي از فلسطيني ها هم محمود عباس را « بازيچه دست آمريكا » خوانده اند.
    البته اصراري به پذيرش صحت و دقت و جامعيت اين نظرسنجي ها نيست لكن اين آمار و ارقام نشان مي دهد كه حتي دشمن هم روي افراد ضعيف و سازشكار حساب نمي كند و آنها را غيرقابل اعتماد و غيرقابل اتكا مي داند. به راستي اگر همين بررسيها در مورد ارتجاع عرب و دربارهاي بي افتخار عرب انجام شود چه نتايجي به دست مي آيد آيا اين دربارهاي فاسد عرب نيستند كه « فتح » را به چنين منجلابي كشانيده اند و خود نيز مورد بي اعتنائي قرار گرفته اند در اينصورت آيا اعراب سازشكار مسئول فجايع امروز فلسطين محسوب نمي شوند كه با ذلت پذيري و حقارت و كرنش در برابر اشغالگران آنها را براي طلبكاري بيشتر وسوسه كرده اند
    مسئله اينست كه اصل طرح صلح ملك عبدالله پادشاه عربستان كه اين روزها بعنوان « طرح صلح اتحاديه عرب » معرفي شده بزرگترين امتيازي است كه تاكنون از جانب اعراب به اسرائيل پيشكش شده و در واقع يك « فرصت طلائي » براي اسرائيل محسوب مي شود كه خود را از منجلاب شكست نظامي در جنگ 33 روزه خارج كند . اين فرصتي است كه به جسد بي روح اسرائيل پس از شكست خفت بار در جنگ عليه حزب الله جان تازه اي بدمد ولي سئوال اينست كه چرا اسرائيل عليرغم نياز به چنين خدماتي از جانب ارتجاع عرب سعي دارد به دربارهاي بي افتخار عرب بي اعتنائي كند رمز اصلي در لغو سفر نمايندگان اتحاديه عرب به تل آويو چيست لغو سفر وزيران خارجه مصر و اردن توسط اسرائيل و بي اعتنائي به طرح صلح اتحاديه عرب در بدترين شرايطي كه اسرائيل به سازش با اعراب نياز دارد نشانگر آنست كه در حقيقت اسرائيل مخاطبين عرب را طرفهاي قابل ذكري نمي داند و با بي اعتنائي به آنها مايل است امتيازات باز هم بيشتري را از آنها بگيرد و مسائل و مشكلات خود را با هزينه هاي كمتري حل و فصل كند.
    بنظر مي رسد صهيونيست ها با احساس اينكه سران ارتجاع عرب براي سازش با آنها به صف ايستاده اند و حاضرند 10 ميليارد دلار باج به اشغالگران بدهند در واقع سعي دارند تشنگي دربارهاي بي افتخار عرب براي ديدار با سران رژيم صهيونيستي را به رخ بكشند و حتي از حقارت و ذلت پذيري آنها هم استفاده ابزاري كنند.
    اگر بي اعتنائي به اتحاديه عرب و ترديد در پذيرش باج 10 ميليارد دلاري سازشكاران عرب بتواند باعث طرح پيشنهادي باز هم حقيرانه تري شود چرا اسرائيل و حاميانش براي تامين نيازهاي خود به اين روش ادامه ندهند و تشنگي ارتجاع عرب را بيشتر نكنند بعلاوه فراموش نكنيم كه رژيم صهيونيستي به صلح و سازش با كساني كه هرگز با اين رژيم جنگ نداشته اند و حتي خبرچين اشغالگران بوده اند هيچ احتياجي ندارد و آنچه مهم است موضع كساني است كه صادقانه عليه اشغالگران مي جنگند و اين را دوست و دشمن شايد به يك اندازه درك مي كنند.
    مسئله اينست كه دوران فريب و نيرنگ در صحنه فلسطين سپري شده و « فتح » ديگر نمي تواند با فريب توده هاي فلسطيني در عين همكاري با اشغالگران و « لو دادن » فعالان فلسطيني مدعي مبارزه عليه رژيم صهيونيستي هم باشد.
    اين نكته پذيرفتني نيست كه دربارهاي عرب در جهت تحقق خواسته هاي رژيم صهيونيستي حركت كنند ولي فريبكارانه خود را حامي ملت فلسطين جا بزنند و با دروغ پردازي براي آزادي فلسطين سينه چاك نمايند.
    رژيم صهيونيستي سعي كرد از ابزارهاي سياسي ـ تبليغاتي و حتي امنيتي در قلمرو فلسطين و از شكست فتح و ناكامي گروههاي فاسد فلسطيني هم « استفاده ابزاري » كند و با هزينه هاي محدودي آنها را عليه حماس و دولت اسمعيل هنيه وارد صحنه جنگ داخلي كند ولي همين ابزار هم به تقويت حماس انجاميد
    پادوهاي سياسي عرب در تكاپو هستند تا برروي شكست محمود عباس و ناكامي صهيونيست ها در جنگ 33 روزه سرپوش بگذارند و نظرها را به سمت و سوي ديگر منحرف سازند.
    ترديدي نيست كه رژيم صهيونيستي در موقعيت شكننده و غيرقابل تحملي قرار گرفته ولي شديدا مايلست كه حقارت رژيمهاي سازشكار عرب را به رخ بكشد و با همراه كردن آنان از هر فرصتي براي تامين اهداف خود بيشترين استفاده ممكن را بعمل آورد.
    در واقع رژيم صهيونيستي به صلح و سازش با كساني كه هرگز با اين رژيم جنگ نداشته اند و حتي خبرچين اشغالگران بوده اند هيچ احتياجي ندارد. آنچه مهم است موضع كساني است كه صادقانه عليه اشغالگران مي جنگند و اين را دوست و دشمن شايد به اين اندازه درك مي كنند.