
قسمت اول
فقه اهل بيت
شماره 48 فصلنامه تخصصي « فقه اهل بيت » با عناوين زير منتشر شده
است : غنا و موسيقي
ولايت الهي و حكومت اسلامي
ازدواج موقت در
كتاب و سنت
حقوق حيوانات در فقه اسلامي
قمه زني و اعمال نامتعارف
در عزاداري و تعدادي عناوين ديگر.
به منظور بهره برداري خوانندگان
مقاله « قمه زني و اعمال نامتعارف در
عزاداري » را كه نوشته محمد تقي اكبرنژاد مي باشد
با حذف ماخذ درج
مي كنيم .
يكي از مسائل مهمي كه امروزه در عرصه فقه اجتماعي مورد توجه قرار
گرفته است . سئوال از حركت هاي نامتعارف در عزاداري حضرت
سيدالشهدا(ع ) است .
باور بسياري بر آن است كه هر عملي كه به قصد عزاداري صورت گيرد
شرعيت لازم را دارد و عزاداري امام حسين (ع ) از همه حرمت ها استثنا
مي باشد. از اين رو
طبق اين باور قمه زني و برخي اعمال نامتعارف مانند
لطمه زدن به صورت في حد نفسه و ماوراي شرايط موجود جامعه حلال
است . به عبارتي حكم اوليه آن حليت است و اگر برخي از مراجع آن را
تحريم كرده اند
صرفا به جهت شرايط خاص سياسي دنياي اسلام است .
در اين مقاله تلاش شده است
تا حكم اوليه قمه زني با دقت بيشتري
مورد بررسي قرار گرفته و ادله موافقين و مخالفين نقد شود.
نويسنده با دسته بندي روايات به سه بخش كوشيده است تا ثابت كند كه
اين عمل وجه شرعي ندارد و به شبهات موجود در اين باره پاسخ داده است .
در ادامه بحث و بعد از اثبات حرمت اوليه اين اعمال به بررسي حكم
ثانويه آنها پرداخته و با پاسخ به سئوالات و شبهات مخالفين
حرمت آنها را
از اين جهت نيز ثابت كرده است .
فصل اول : حكم اولي قمه زني و مانند آن
روايات موجود در اين زمينه به سه بخش اصلي تقسيم
مي شوند :
الف . رواياتي كه دلالت بر ثواب گريه كردن دارند و گريه كردن را توصيه
كرده اند.
ب . رواياتي كه دلالت بر تحريم اين گونه اعمال دارند.
ج . رواياتي كه دلالت بر جواز برخي از اعمال مشابه درخصوص
معصومين (ع ) دارند.
بخش اول : رواياتي كه به گريه كردن تشويق كرده اند.
اين دسته از روايات كه متواتر هستند
در تمام منابع حديثي به وفور
يافت مي شوند كه اينك به برخي از آنها اشاره مي كنيم .
عن ابراهيم بن ابي محمود
قال : قال الرضا(ع ) : ان المحرم شهر كان اهل
الجاهليه يحرمون فيه القتال فاستحلت فيه دماونا و هتكت فيه حرمتنا و سبي
فيه ذراينا و نساونا و اضرمت النيران في مضاربنا و انتهب ما فيها من ثقلنا
ولم ترع لرسول الله حرمه في امرنا. ان يوم الحسين اقرح جفوننا و اسبل
دموعنا و اذل عزيزنا بارض كرب و بلا اورثتنا الكرب والبلا الي يوم
الانقضا فعلي مثل الحسين فليبك الباكون فان البكا عليه يحط الذنوب
العظام . ثم قال (ع ) : كان ابي (ع ) اذا دخل شهر المحرم لايري ضاحكا و كانت
الكابه تغلب عليه حتي تمضي عشره ايام
فاذا كان يوم العاشر كان ذلك اليوم
يوم مصيبته و حزنه و بكائه و يقول : هواليوم الذي قتل فيه الحسين (ع );
امام رضا(ع ) فرمودند : محرم ماهي بود كه اعراب جاهلي حرمت آن را
نگه مي داشتند و جنگ نمي كردند. اما در اين ماه بود كه خون ما را حلال
شمردند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنانمان را به اسيري بردند و
خيمه هايمان را به آتش كشيدند و دارايي هايمان را غارت كردند و حرمت
رسول خدا را در مورد ما نگه نداشتند. همانا روز حسين (عاشورا) مژه هاي ما
را از شدت گريستن مجروح ساخت و اشكهايمان را جاري كرد و عزيز ما را
در سرزمين گرفتاري و بلا ذليل كرد و ما را ميراث دار گرفتاري و بلا تا روز
انقضا (مرگ ) نمود
پس بر مثل حسين ; گريه كنندگان بايد گريه كنند; چرا
كه گريه بر او گناهان كبيره را از بين مي برد. سپس فرمود : زماني كه محرم وارد
مي شد
پدرم ديگر نمي خنديد و پيوسته محزون بود تا اينكه ده روز سپري
مي شد. زماني كه روز دهم مي رسيد
آن روز
روز مصيبت و حزن و گريه اش
بود و مي فرمود : اين همان روزي است كه حسين (ع ) در آن كشته شده است .
اين روايت با اينكه در مقام بيان شدت تاثر امام كاظم (ع ) است
اما
اشاره به عملي غير از گريه و حزن و ماتم نكرده است .
در هيچ يك از فرمايش معصومين (ع ) پيرامون فضيلت عزاداري براي
امام حسين (ع ) به امري غير از گريه كردن توصيه نشده است . اگر رواياتي كه
در ثواب و پاداش تعزيه بر سالار شهيدان وارد شده است
مطالعه شود
هيچ
توصيه اي غير از گريستن و زيارت كردن قبر مطهرشان
ديده نخواهد شد.
مويد اين مطلب برخي از فقرات زيارت ناحيه مقدسه است :
سلام من لو كان معلك بالطفوف لوقاك بنفسه حدالسيوف و بذل
حشاشته دونك للحتوف و جاهد بين يديك و نصرك علي من بغي عليك و
فداك بروحه و جسده و ماله و ولده و روحه لروحك فدا و اهله لاهلك
وقا فلئن اخرتني الدهور و عاقني عن نصرك المقدور و لم اكن لمن حاربك
محاربا و لمن نصب لك العداوه مناصبا فلاندبنك صباحا و مسا ولابكين
لك بدل الدموع دما حسره عليك و تاسقا علي ما دهاك و تلهفا حتي اموت
بلوعه و غصه الاكتياب ;
سلام بر تو از كسي كه اگر در كربلا با تو بود
با جان خودش تو را از برش
شمشيرها حفظ مي كرد و تمام همتش را براي حفظ تو به كار مي بست و
پيشاپيش تو مجاهده مي نمود و تو را در مبارزه با كساني كه بر تو شوريده
بودند
ياري مي داد و روح و جسد و مال و فرزندش را فداي تو مي ساخت .
آري روحش را فداي روح تو و اهلش را سپر اهل تو مي كرد. اگر روزگار مرا به
تاخير انداخت و مرا از ياري تو محروم ساخت و من با كساني كه با تو به
جنگ برخاستند
نجنگيدم و در مقابل دشمنانت نايستادم . پس لااقل صبح و
شام بر تو به جاي اشك خون گريه مي كنم
گريه حسرت و تاسف بر مصيبتي
كه تو را فرا گرفت
تا روزي كه از درد مصيبت تو و غم و اندوهت بميرم .
در اين روايت امام (ع ) خطاب به حضرت سيدالشهدا(ع ) عاشقانه ترين
سخنان را به زبان جاري ساخته است . او علاوه بر اظهار آمادگي براي
شهادت در برابر جد شريفشان به غم و اندوه خود اشاره مي كند
اما غير از
گريستن
نوع ديگري از سوگواري را يادآور نمي شود.
بخش دوم : رواياتي كه از اعمال نامتعارف نهي كرده اند.
آنچه كه اسلام را از ساير مكاتب متمايز مي سازد
اعتدال آن در همه
عرصه هاي زندگي است . دين ما با عواطف و احساسات مبارزه نكرده است
بلكه آن را به عنوان بخشي از وجود انسان پذيرفته است . زماني كه ابراهيم
فرزند خردسال پيامبر اسلام از دنيا رفت
ايشان از سر ترحم گريستند
اما
اجازه زياده روي ندادند و چون مردم خورشيد گرفتگي را به مرگ فرزند
ايشان مرتبط ساختند
ايشان نه تنها تاييد نكرد
بلكه به صراحت فرمود كه
هستي كار خود را تحت تدبير خدا انجام مي دهد و به مرگ فرزند من ربطي
ندارد. بنابر اين اصل عزاداري و سوگواري
بخشي از زندگي ما و نيازي از
نيازهاي عاطفي ماست و نمي توان آن را ناديده گرفت
اما سخن در اعتدال
آن است . دين ما اگرچه با سوگواري مبارزه نكرده است
اما اجازه زياده روي
نيز نداده است . به همين جهت است كه در روايات فراوان از تندروي در
سوگواري نهي شده است و حتي در برخي از موارد
كفاراتي چون كفاره
شكستن روزه ماه رمضان و مشابه آن قرار داده شده است .
خداوند متعال در آيات بسياري گرفتاري ها و مصيبت هاي مختلف را به
عنوان بخشي از زندگي انسان معرفي مي كند و به او متذكر مي شود كه در ميان
سختي ها آفريده شده است (لقد خلقنا الانسان في كبد) يادآوري مي كند كه
سختي ها و خوشي ها در دنيا هم آغوش همند و در اين دنيا به همزيستي
رسيده اند (فان مع العسرا يسرا). خداوند متعال نظر به سختي ها و مصائب
پيامبر بزرگوار اسلام
بارها او را به صبر و شكيبايي دعوت مي كند و از او
مي خواهد تا تحمل خود را از دست ندهد :
ولنبلونكم بشي من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس
والثمرات و بشر الصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبه قالو انالله وانا اليه
راجعون اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئك هم المهتدون ;
قطعا همه شما را با ترس
گرسنگي
و كاهش در مالها و جانها و ثمرات
آزمايش مي كنيم و بشارت ده به بردباران ! آنها كه هرگاه مصيبتي به ايشان
مي رسد
مي گويند : ما از آن خداييم و به سوي او باز مي گرديم . بر اينها باد
درود و رحمت پروردگارشان و آنها هستند هدايت يافتگان .
در اين آيه
بي هيچ پرده پوشي به طبيعي بودن گرفتاري هاي دنيا اعم از
ترس و گرسنگي و ضرر و زيان مالي و جاني و امثال آن تصريح شده است و
صابران در اين بلايا ستوده شده اند.
اين مطلب در روايات فراوان تاييد شده است ; مانند :
عن ابي اسامه زيد عن ابي عبدالله (ع )
قال : قال رسول الله (ص ) : من لم يتعز
بعزاالله تقطعت نفسه حسرات علي الدنيالله;
كسي كه در گرفتاري هايي كه از جانب خدا مي رسد
صبر نكند
روح و
روانش در حسرت دنيا از هم مي پاشد.
با در نظر گرفتن ده ها آيه و صدها روايت
به اين نتيجه خواهيم رسيد كه
راه اسلام در گرفتاري ها
صبر و مقاومت است
نه جزع و فزع و بي تابي
كردن .
علاوه بر آنچه ذكر شد
روايات فراواني وارد شده است كه از زياده روي
در سوگواري نهي كرده است . در اين بخش برخي از آنها را ذكر مي كنيم و
علاقه مندان را به مطالعه منابع روايي ارجاع مي دهيم :
.1 عن ابن مسعود
قال قال رسول الله (ص ) : ليس منا من ضرب الخدود وشق
الجيوب ;
رسول خدا(ص ) فرمود : كسي كه بر گونه هايش بزند و يقه اش را پاره كند
از ما نيست .
.2 عن جابر عن ابي جعفر(ع )
قال : قلت له : ماالجزع قال : اشدالجزع
الصراخ بالويل والعويل ولطم الوجه والصدر وجزالشعر من النواصي و من
اقام النواحه فقد ترك الصبر و اخذ في غير طريقه الحديث .
از امام باقر(ع سئوال كردم كه جزع چيست ايشان فرمودند : بدترين نوع
جزع داد و فرياد كردن و واويلا گفتن و ضربه زدن به صورت و سينه و كندن
موهاي پيشاني است . كسي كه نوحه سرايي كند صبر را ترك كرده است و در
غيرروش اسلام قدم برداشته است .
.3 قال : وقال رسول الله (ص ) لفاطمه حين قتل جعفربن ابي طالب : لاتدعي
بذل ولاثكل ولاحزن و ما قلت فيه فقد صدقت .
زماني كه جعفربن ابي طالب به شهادت رسيد
حضرت رسول (ص ) به
دخترشان فاطمه (س ) فرمودند : در عزاي جعفر با خواري و مانند مادران
فرزند از دست داده و با اندوه
نوحه سرايي مكن و هر آنچه كه در حال
عزاداري مي گويي
راست باشد.
در اين روايت از زياده روي در عزاداري حتي در مورد بزرگاني چون
جعفر نهي شده است .
.4 ان رسول الله (ص ) قال لفاطمه (ع ) : اذا انامت فلاتخمشي علي وجها
ولاترخي علي شعرا ولاتنادي بالويل ولا تقيمن علي نائحه ...
رسول خدا به فاطمه (س ) فرمودند : زماني كه من وفات كردم
به
صورتت چنگ مزن و موهايت را پريشان مكن و صدايت را به واويلا گفتن
بلند مكن و بر من نوحه مخوان .
در اين روايت از زياده روي در عزاداري در مورد بهترين بندگان خدا نيز
نهي شده است . ايشان با اينكه مي دانستند كه مصيبتشان بر دخترشان
فاطمه (س ) بسيار گران است
با اين حال آن حضرت را از اعمالي كه در عصر
جاهليت مرسوم بوده است
نهي كردند و از ايشان خواستند تا مراعات
متانت را حتي در مرگ پدري چون رسول خدا(ص ) بنمايد.
.5 عن جراح المدائني
عن ابي عبدالله (ع ) قال : لايصلح الصياح علي الميت
ولاينبغي
و لكن الناس لايعرفونه والصبر خير.
امام صادق (ع ) فرمود : داد وفرياد كردن بر ميت سزاوار نيست
اما مردم
نمي دانند
و حال آنكه صبر بهتر است .
.6 قال علي بن الحسين (ع ) اني جالس في تلك الليله التي قتل ابي في
صبيحتها و عندي عمتي زينب تمرضني اذا اعتزل ابي في خبا له وعنده
فلان مولي ابي ذر الغفاري وهو يعالج سيفه ويصلحه وابي يقول :
يادهر اف لك من خليل
كم لك بالاشراق والاصيل
من صاحب وطالب قتيل
والدهر لايقنع بالبديل
وانماالامر الي الجليل
وكل حي سالك سبيلي
فاعادها مرتين اوثلاثا حتي فهمتها و علمت مااراد فخنقتني العبره
فرددتها و
لزمت السكوت و علمت ان البلا قد نزل
واما عمتي فلما سمعت ما سمعت
وهي امراه ومن شان النساالرقه ولجزع فلم تملك نفسها ان وثبت تجرثوبها
و هي حاسره حتي انتهت اليه وقالت : واثكلاه ليت الموت اعدمني الحياه
اليوم ماتت امي فاطمه وابي علي واخي الحسن يا خليفه الماضي و ثمال
الباقي
فنظر اليهاالحسين (ع ) وقال لها : يا اخته لايذهبن حلمك الشيطان
لنام . فقالت : ياويلتاه ]ليلا[وترقرقت عيناه بالدموع
و قال : لو ترك القطا
افتغتصب نفسك اغتصابا فذلك اقرح لقلبي واشد علي نفسي
ثم لطمت و
جهها و هوت الي جيبها وشقته وخرت مغشيه عليها. فقام اليهاالحسين (ع )
فصب علي وجهها الما وقال لها : يا اختاه اتقي الله و تعزي بعزاالله واعلمي
ان اهل الارض يموتون واهل السما لايبقون
وان كل شي هالك الا وجه الله
تعالي الذي خلق الخلق بقدرته ويبعث الخلق ويعودون و هو فرد وحده وابي
خير مني
و امي خير مني و اخي خير مني ولي ولكل مسلم برسول الله
اسوه
فعزاها بهذا ونحوه وقال لها : يا اختاه اني اقسمت عليك فابري قسمي
لاتشقي علي جيبا و لاتخمشي علي وجها ولاتدعي علي بالويل والثبور اذا انا
هلكت ثم جا بها حتي اجلسها عندي . ثم خرج الي اصحابه ...
امام سجاد(ع ) نقل مي كنند كه شب عاشورا
همان شبي كه پدرم در صبح
آن به شهادت رسيدند من در خيمه بودم و عمه ام زينب از من پرستاري
مي كرد. پدرم در خيمه خود نشسته بودند و غلام ابوذر هم شمشير ايشان را
آماده مي كرد. در اين حال پدرم با خود اين شعر را مي خواند :
اي روزگار اف بر تو باد
چه طلوعها و غروبهايي بر تو شده است
و تو چقدر از همراهان و طالبانت را كشتي
آري روزگار به كسي راضي نمي شود
و تمام امور به سوي خدا بازمي گردد
و هر زنده اي راه مرا خواهد پيمود
ايشان اين ابيات را دو يا سه بار خواندند
من با شنيدن آنها فهميدم كه
مقصودشان چيست . چشمانم پر از اشك شد
اما جلوي خودم را گرفتم و
يقين كردم كه بلا نازل شده است . اما عمه ام كه اين اشعار را شنيد
به اقتضاي
طبيعت زنانه كه دل نازك و بي تابي دارند
نتوانست جلوي خودش را بگيرد و
از جايش جهيد و در حالي كه سرش برهنه بود و لباس خودش را مي كشيد
به سوي خيمه برادرش كه در كنار خيمه ما بود
دويد. زماني كه خدمت امام
رسيد
عرض كرد : واويلا اي كاش مرگ من امروز فرامي رسيد. مادرم فاطمه
پدرم علي
برادرم حسن
همه مردند. اي يادگار گذشتگان من و اي بهترين
ماندگان من . امام حسين (ع ) به ايشان نگاه كرد و فرمود : خواهرم
مبادا
شيطان بر تو چيره شود و بردباري را از تو بگيرد. چشمان امام پر اشك شد و
فرمود : خواهرم اگر مرغ صحرا رها مي شد
در لانه خود مي خوابيد. عمه ام
گفت : آيا تو خودت را به گرفتاري مي اندازي ! گرفتاري تو قلب مرا بيش از
هر چيزي مجروح ساخته است و تحمل آن از هر چيزي سخت تر است . اين
را گفت و به صورتش زد. دستش را در گريبان كرده و يقه اش را پاره كرده و
غش كرد و بر زمين افتاد. پدرم بلند شد و آب به صورت خواهرش شد و
گفت : خواهر عزيزم از خدا بترس و در گرفتاري كه خدا برايمان پيش آورده
است
صبور باش و بدان كه همه اهل زمين خواهند مرد و اهل آسمان نيز
باقي نخواهند ماند. همه چيز غير از خدا از بين خواهد رفت . همان خدايي كه
تمام مخلوقات را با قدرتش آفريد و آنها را برانگيخت و آنها دوباره به سوي
او بازمي گردند و او تنهاست .
پدرم بهتر از من بود
مادرم بهتر از من بود
برادرم بهتر از من بود و براي
من و براي هر مسلماني رسول خدا سرمشق پسنديده اي است . امام با اين
تعبيرات عمه ام را تسلي داد و گفت : خواهر تو را قسم مي دهم و از تو
مي خواهم كه قسمم را ناديده نگيري
زماني كه من به شهادت رسيدم براي
من گريبان چاك مكن
به صورتت چنگ مزن
صدايت را به واويلا بلند مكن .
سپس عمه را آورد و در كنار من نشاند و خود به نزد اصحابش رفت ...
اين روايت از جهاتي با تمام روايات سابق تمايز دارد
زيرا در مورد
سوگواري براي حساس ترين شخصيت ها وارد شده است .
به نظر مي رسد كه اين روايت و روايت چهارم جواب كاملي است براي
همه شبهاتي كه در اين باب مطرح مي شود و روشن مي كند كه حتي در عزاي
امام حسين (ع ) نيز نبايد اعمال منافي با متانت انجام داد و صرف اينكه زنان
حاضر در كربلا
اقدام به لطم و امثال آن كرده اند
دليل بر جواز نمي شود;
زيرا اين عمل نتيجه شرايط بسيار دشواري بوده است كه بر آنها تحميل شده
بود و آنها نيز طبق طبيعت زنانه خودشان بي تابي كرده اند. در اين روايت
امام حسين (ع ) خواهرش را قسم مي دهد و از او مي خواهد كه قسمش را
نشكند و به آن عمل كند. از او مي خواهد كه گريبان پاره نكند
به سر و
صورت خود نزند
صدايش را بلند نكند و صبور باشد.
امام (ع ) مي فرمايد : « خواهرم مراقب باش كه شيطان حلمت را از تو
نگيرد » ; يعني اين اعمال زماني از انسان ظاهر مي شود كه شيطان بر انسان
مسلط شود. بنابراين بي پايه بودن بهترين دليل قائلين به جواز كه عملكرد
حضرت زينب و زنان كربلا است
روشن مي شود. جالب آن است كه امام
سجاد(ع ) اگرچه عمه اش را ملامت نمي كند
اما عملكرد ايشان را تاييد هم
نمي كند
بلكه مي فرمايد : « من خودم را نگه داشتم
ولي چون زنها
رقيق القلب هستند
عمه ام با شنيدن سخنان پدرم بي تاب شد و به سوي
ايشان دويد » .
البته آنچه حجت است فقط قول و عمل معصوم است .
با اين بيان روشن مي شود كه مقتضاي حكم اوليه در مورد قمه زني و هر
نوع عمل نامتعارف در عزاداري ها حرمت است .
با درنظرگرفتن ده ها آيه و صدها روايت
به اين نتيجه مي رسيم كه راه
اسلام در گرفتاري ها
صبر و مقاومت است
نه جزع و فزع و بي تابي كردن .
رسول خدا فرموده است : كسي كه بر گونه هايش بزند و يقه اش را پاره كند از
ما نيست
رسول خدا به حضرت فاطمه (س ) فرمود : زماني كه من وفات كردم
به
صورتت چنگ مزن و موهايت را پريشان مكن و صدايت را به واويلا گفتن
بلند مكن
امام سجاد عليه السلام : پدرم به عمه ام فرمود : خواهر عزيزم از خدا بترس
و در گرفتاري كه خدا برايمان پيش آورده است
صبور باش و بدان كه همه
اهل زمين خواهند مرد و اهل آسمان نيز باقي نخواهند ماند. همه چيز غير از
خدا از بين خواهد رفت . همان خدايي كه تمام مخلوقات را با قدرتش آفريد
و آنها را برانگيخت و آنها دوباره به سوي او باز مي گردند و او تنهاست .
پدرم بهتر از من بود
مادرم بهتر از من بود
برادرم بهتر از من بود و براي
من و براي هر مسلماني رسول خدا سرمشق پسنديده اي است . امام با اين
تعبيرات عمه ام را تسلي داد و گفت : خواهر تو را قسم مي دهم و از تو
مي خواهم كه قسمم را ناديده نگيري
زماني كه من به شهادت رسيدم براي
من گريبان چاك مكن
به صورتت چنگ مزن
صدايت را به واويلا بلند مكن .
سپس عمه را آورد و در كنار من نشاند و خود به نزد اصحابش رفت

*****
تازه هاي نشر
راهنماي اديان زنده
|

كتاب « راهنماي اديان زنده » را عبدالرحيم گواهي ترجمه كرده و بوستان كتاب آن را در دو جلد و 1600 صفحه منتشر
كرده است . مترجم در بخشي از مقدمه اي كه بر اين كتاب نوشته است
اثر حاضر را چنين معرفي مي كند :
« اديان زنده » از سلسله انتشارات پنگوئن مي باشد كه چاپ اول آن در) Handbook (كتاب دستي و يا راهنماي
سال 1997 و چاپ دوم بلافاصله پس از يك سال (در سال 1998 ) منتشر شده است و چون كتابي بسيار جديد
مي باشد
از اين رو بديهي است كه آخرين تحقيقات
كشفيات و بررسي هاي جديد در مورد سنت هاي ديني جهان را
مطرح مي سازد . در اين كتاب 900 صفحه اي كه هم زمان در كشورهاي انگليسي زبان (آمريكاـ انگليس ـ كاناداـ استرالياـ
نيوزلند) انتشار يافته
علاوه بر همه اديان زنده جهان مانند يهود
مسيحيت
اسلام
زرتشتي هندويي و غيره و اديان
چيني
ژاپني
بوميان آمريكايي
منطقه اقيانوسيه
آفريقايي و نظاير آن ها
بخش چشم گيري (حدود 330 صفحه و يا
يك سوم كتاب ) نيز به مباحث جديد ميان رشته اي
كه تقريبا در همه اديان مشترك است
اختصاص يافته كه در نوع خود
جديد مي باشد
مباحثي از قبيل مقوله دين و جنسيت
معنويت
مطالعه دين در مهاجرت و يا گرايش هاي ديني اقوام و
طوايف مهاجر و غيره .
دين شناس معاصر انگليسي است كه رشته ) John R.Hinnells (كتاب « اديان زنده » ويراسته آقاي جان هينلز
تخصصي خود ايشان اديان ايران باستان و به خصوص دين زرتشتي مي باشد
ليكن مجموعه نويسندگان فصل هاي
مختلف كتاب كه بيش از بيست نفر از دين شناسان بزرگ معاصر پنج قاره جهان
آمريكا
اروپا
آسيا
اقيانوسيه و آفريقا
مي باشند
هركدام در رشته تخصصي خود به يكي از اديان زنده جهان و يا مقوله اي ميان ـ ديني پرداخته اند و اين در كنار
جديد بودن تاريخ تاليف كتاب
يكي ديگر از برجستگي هاي اين اثر مي باشد. بدين خاطر كه اصولا كارهايي از اين دست
كه در بازار ايران موجود مي باشند. شايد به استثناي چند اثري كه از اين قلم در سال هاي اخير به صورت ترجمه و يا
تاليف روانه بازار شده اند
تقريبا همگي داراي دو نقص بزرگ هستند : اول اين كه تاريخ تاليف آن ها (مثل اديان جهان جان
ناس ) به حدود يك قرن قبل برمي گردد و لذا از بسياري از تحقيقات و كشفيات روزآمد جديد در آن خبري نيست
و دوم
اين كه مولف همه فصل ها و يا اديان مختلف در آن ها (مثل اثر جان ناس و يا تاريخ مختصر اديان بزرگ فيليسين شاله
تاريخ اديان علي اصغر حكمت و خلاصه اديان محمد جواد مشكور و غيره ) يك شخص مي باشد. طبيعي است هر چه
در زمينه دين پژوهي جلوتر مي رويم كمتر كسي به تنهايي مي تواند در همه اديان قديم و جديد (حركت هاي ديني تازه در
اروپا و آمريكا
كه تلفيقي از سنت هاي قديم و افكار جديد است ) متخصص باشد. در حالي كه همان طور كه گفته شد
كتاب حاضر از اين دو كاستي به دور است و نه تنها در سال هاي اخير (حدود 7 ـ6 سال پيش ) بلكه همچنين توسط بيش
از 20 ـ 25 نفر محقق صاحب نظر نگاشته شده است .

| |