روزنامه جمهوري اسلامي 25/04/1386 صفحه سرمقاله
*****
3 ضربه همزمان به استراتژي بوش در عراق !


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    تازه ترين علائم انزواي سياسي نومحافظه كاران در آمريكا و حتي نزد متحدين بوش در جنگ عراق اين روزها آشكار شده و خشم كاخ سفيد را برانگيخته است . تقريبا به طور همزمان سه حادثه رخ داده اند كه هر يك به تنهايي براي بوش كوچك دردسرهاي فراواني را به دنبال مي آورد و بايستي آنها را 3 ضربه همزمان به استراتژي بوش در عراق ارزيابي كرد .
    1 ـ مجلس نمايندگان با طرح جديدي براي شروع عقب نشيني نظاميان آمريكائي از عراق طي 120 روز به اجماع رسيده و باتصويب آن عملا تهديدات بوش براي وتوي قانون خروج نيروها از عراق را ناديده گرفته است . نمايندگان كنگره معتقدند كه سياست بوش براي افزايش تعداد نظاميان در عراق به اهداف خود نرسيده و نتايج منفي و معكوسي را بهمراه داشته است . طيف دمكراتها معتقدند اشكال اساسي به اصل استراتژي بوش در عراق باز مي گردد كه بجاي تلاش براي آشتي بين گروههاي مختلف و واگذاري مسئوليت به نيروهاي عراقي عملا به افزايش نقش آمريكا بعنوان ژاندارم انديشيده و حتي آنرا هم با موفقيت به اجرا نگذاشته است .
    « نانسي پلوسي » رئيس مجلس نمايندگان آمريكا جمله صريحي در اين زمينه دارد و مي گويد : « 5 سال از اجراي سياست شكست خورده بوش در عراق مي گذرد و ما وظيفه داريم به اين جنگ بدفرجام پايان دهيم » . « هري ريد » رئيس اكثريت دمكرات در مجلس سناي آمريكا هم اگرچه موضعي مشابه دارد ولي جملاتش صريح تر است . وي بوش را به دروغ پردازي و وارونه جلوه دادن واقعيت ها در عراق متهم مي كند و مي گويد حتي در همين گزارش كاخ سفيد هم اعتراف شده است كه : « جنگ در عراق در مسير و جهتي خطرناك به پيش مي رود و دولت عراق نتوانسته به اهداف كليدي مورد نظر دست يابد و قابليت نيروهاي عراقي براي برقراري امنيت بسيار عقب تر از حد انتظارات بوده است . »
    جمع بندي كنگره اينست كه حتي افزايش 30 هزار نفري نيروها در عراق هم كاري از پيش نبرده و 3 ماه گذشته مرگبارترين دوره ها پس از آغاز جنگ عراق بوده است . البته اين پديده از قبل هم به دقت قابل پيش بيني بود لكن كنگره اكنون در مرحله روياروئي با كاخ سفيد تجربه هاي روشني دارد و عليرغم تهديدات بوش براي وتو كردن مصوبات كنگره براي تنظيم جدول زماني خروج نظاميان آمريكا از عراق آنرا به تصويب رسانده است .
    2 ـ « داگلاس الكساندر » وزير توسعه بين الملل انگليس در كابينه « گوردون براون » نخست وزير جديد انگليس در جريان ديدار از واشنگتن طي اظهاراتي كه در مناسبات آمريكا و انگليس بيسابقه بوده ضمن انتقاد از سياست يكجانبه گرايانه كاخ سفيد نفي دنباله روي لندن از واشنگتن تصريح كرد كه : « دوران حمايت كوركورانه لندن از واشنگتن خاتمه يافته است » .
    وي ضمن انتقاد شديد از كساني كه با تخريب و جنگ درصدد ايجاد ساختارهاي مورد نظر هستند گفت : قرن بيستم قدرتها براساس « توان تخريب » طبقه بندي مي شدند ولي در قرن بيست و يكم قدرتها براساس « توان سازندگي » ارزيابي مي شوند.
    « گوردون براون » بلافاصله واكنش نشان داده و بر همكاري مشترك لندن ـ واشنگتن و اتحاد دو كشور تاكيد ورزيد.
    شدت و دامنه اعتراضات وزير انگليسي طي سخنراني در شوراي روابط خارجي آمريكا به حدي بود كه « بي بي سي » در گزارش خود آنرا « نشانگر فاصله گرفتن دولت جديد براون از سياستهاي بوش » معرفي كرد و سخنان وي را « انتقادي رمزآلود » به عنوان « يك رئيس جمهور تك رو » اگرچه واكنش شتابزده « گوردون براون » براي سرپوش گذاشتن براين موضع بلافاصله منشتر شد ولي به هر حال اين وضعيت نشان ميدهد يا لندن ـ واشنگتن ديگر آن روابط چاپلوسانه دوران بلر را ديگر تجربه نخواهند كرد و يا آنكه اين پديده نشانگر « اوج تنش درون كابينه انگليس » نسبت به آمريكا در بحران عراق است . واقعيت امر هرچه باشد كاملا بعيد بنظر مي رسد كه « گوردون براون » همانند « توني بلر » براي بوش نقش سگ دست آموزي را بازي كند كه براي خوشايند اربابش دم تكان ميدهد. اين پديده نشان مي دهد كه مخالفت با بوش و سياستهايش حتي نزد متحدين آمريكا هم علني شده است و اين علامت بسيار مايوس كننده اي براي كاخ سفيد است و حتي در جنگ قدرت ميان كاخ سفيد و كنگره هم دستاويز دمكراتها خواهد شد.
    3 ـ « نوري المالكي » نخست وزير عراق طي سخناني تصريح كرد كه ارتش و نيروهاي امنيتي توان كامل و اطمينان بخشي براي قبول مسئوليت برقراري و حفظ امنيت در تمامي شهرها و روستاهاي عراق را دارند. وي افزود : ارتش و نيروهاي امنيتي اكنون قادرند در هر شرايطي به انجام مسئوليت هاي محوله بپردازند.
    اين اظهارات نوري المالكي در واقع پاسخ صريحي به ادعاهاي مكرر مقامات آمريكائي در مورد ناتواني ارتش و نيروهاي امنيتي اين كشور در برقراري امنيت در عراق است . اين ادعا حتي در گزارش كاخ سفيد به كنگره نيز مورد تصريح قرار گرفته و تاكيد شده است كه دولت مالكي قادر به تامين اهداف كليدي مورد نظر نيست و قابليت نيروهاي امنيتي عراق هم بسيار عقب تر از حد انتظار است . اين اظهارات مالكي در آن واحد پاسخ به ادعاهاي « رابرت گيتس » وزير دفاع امريكا و ژنرالهاي آمريكائي نيز محسوب مي شود كه پليس عراق را « غيرقابل اعتماد » خوانده اند.
    در واقع مسئله به درگيري خونين نظاميان آمريكائي با پليس عراق باز مي گردد كه طي آن ارتش آمريكا سعي دردستگيري يك ستوان پليس عراق داشت ولي مقاومت عراقي ها باعث درگيري نظامي طرفين شد. گفته مي شود اين درگيريهاي ساختگي و بزرگنمائي آن توسط پنتاگون و مقامات ارشد آمريكائي با اين هدف صورت مي گيرد كه به مقامات تصميم گيرنده در واشنگتن ثابت كنند زمان مناسبي را براي خروج نظاميان آمريكائي از عراق انتخاب نكرده اند و اوضاع عراق هنوز هم « غيرقابل پيش بيني » و حتي « بحراني » است . اين پديده بويژه با فشار روزافزون كنگره براي تعيين جدول زماني خروج نظاميان از عراق رابطه دارد و پنتاگون براي بحراني نشان دادن اوضاع به اين اقدامات كور متوسل مي شود. مسئله اينست كه بوش و دستيارانش اصولا حاضر نيستند موضوع خروج نظاميان از عراق را به بحث بگذارند و تاريخ معيني را براي شروع عقب نشيني از عراق پيشنهاد كنند.
    مقامات عراقي در اين زمينه به رفتارهاي غيرمنطقي نظاميان آمريكائي و حتي كشتاري كه عليه پليس نيروهاي امنيتي و ارتش عراق سازماندهي كرده اند معترضند و مي گويند با اين اقدامات جنون آميز ارتش آمريكا تمايل عراقي ها براي پيوستن به صفوف ارتش و نيروهاي امنيتي به شدت كاسته شده است .
    ژنرال « پيترپيس » رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا فاش كرده است كه تعداد نيروهاي امنيتي عراق كه در ماه فروردين 86 معادل 10 گردان بوده اكنون فقط به 6 گردان رسيده و بقيه نيروها به تدريج از پيوستن به نيروهاي عراقي منصرف شده اند . اين در واقع محصول فشار سياسي ـ تبليغاتي و نظامي وارده به نيروهاي عراقي است كه با ترك كردن صفوف نيروها فرصت و زمينه براي جذب « بعثي ها » به صفوف نيروهاي عراقي فراهم گردد و در عين حال دولت مالكي نيز متهم به بي كفايتي شود.
    البته دولت مالكي هم بي تفاوت نمانده و در هر فرصتي با افشاگري درباره طرحهاي جنون آميز اشغالگران طرحهاي ضد دولتي آنها را خنثي كرده است . طبعا انعكاس اين مطلب در آمريكا چندان گسترده نبوده ولي فشار روزافزون كنگره به كاخ سفيد براي تنظيم جدول زماني جهت خروج نظاميان آمريكا از عراق نشان مي دهد كه دمكراتها دست بوش و دستيارانش در طيف نومحافظه كاران را كاملا خوانده اند و آگاهند كه سرنخ اين حوادث از پنتاگون هدايت مي شود.
    مطابق آمارهاي منتشره جنگ عراق بيش از 500 ميليارد دلار تاكنون براي ماليات دهندگان آمريكائي هزينه داشته و حدود 4 هزار كشته و بي اعتباري روزافزون آمريكا در سراسر جهان هم جزو دستاوردهاي اين جنگ 5 ساله تلقي مي شود . بااينهمه دمكراتها تصور مي كنند كه برخي جنگ طلبان در جناح بوش براي تداوم اختلاس هاي مالي و سواستفاده هاي مالي و حساب سازي سعي دارند اوضاع آشفته در عراق همچنان ادامه يابد. البته وقتي پاي سواستفاده در ميان است تفاوت چنداني بين گروههاي حاكم بر آمريكا وجود ندارد ولي امروزه دمكراتها اصرار دارند كه اين جنگ لعنتي براي آمريكا بجز شرمساري هزينه و بي آبروئي بيشتر نتيجه اي در برنداشته و لاجرم بايستي خاتمه يابد.