روزنامه جمهوري اسلامي 24/04/1386 صفحه سياسي
*****
ژئوپوليتيك خليج فارس ايران و آمريكا تهديدها و فرصت هاي فراروي جمهوري اسلامي ايران


  • بخش دوم وپايان
    مهدي ذوالفقاري
    خليج فارس در ميان مناطقي كه در بخش معروف به خاورميانه به عنوان مناطق ژئوپوليتيك جداگانه و متمايز از ديگران وجود دارد مدل منحصر به فردي از يك منطقه ژئوپوليتيك را ارئه مي دهد. اين منطقه شامل ملت هايي است كه از نظر فرهنگي متفاوت هستند ولي از نظر مشغله هاي سياسي استراتژيك و اقتصادي هماهنگي و تجانس دارند. اين منطقه شامل كشورهاي ايران عراق عربستان سعودي عمان كويت امارات متحده عربي قطر و بحرين است . پاكستان نيز به دليل نزديكي جغرافيايي و مبادله گسترده بازرگاني علايق زيادي در اين منطقه دارد و مي توان آن را در ادامه ژئوپوليتيك خليج فارس محسوب كرد.
    ( همسايگان جنوبي ايران در خليج فارس كه شامل كشورهاي عربي هستند با سطح پايين اقتصادي سياسي و فرهنگي وجود بحران مشروعيت و عدم ثبات سياسي پايگاه محكم و متحدي استراتژيك براي آمريكا شده اند. علاوه بر اين دشمني و عدم روابط دوستانه تاريخي با كشورهاي عربي و پيشينه روابط نه چندان موفق ايران و اين دولت ها همواره راه را براي حضور دشمنان ايران در اين منطقه باز كرده است . « در بخش جنوبي ايران دولت امارات متحده عربي دست در دست دولت هاي عضو شوراي همكاري خليج فارس هم چنان به تهديد منافع ايران مي پردازد و چند بار اعلام كرده كه از ايران به دادگاه بين المللي شكايت خواهد برد » (مجتهدزاده 1379 : 276 ) « ورود شركت هاي نفتي بعد از جنگ جهاني دوم به حوزه خليج فارس خود موجب تحولات سياسي اقتصادي نظامي فرهنگي و اجتماعي بسيار زياد شد و اين منطقه تا هم اكنون نيز نتوانسته است به يك تعادل استراتژيك كه تامين كننده منافع ملي كشورهاي اين حوزه باشد دست يابد » (شوراي غيردولتي روابط خارجي موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران 1382 ص .13
    با نگاهي مختصر به جايگاه انرژي در تامين امنيت جهاني به نقش كليدي خليج فارس به عنوان يكي از منابع و ذخاير مهم انرژي دنيا پي مي بريم . رويدادهايي كه در دهه هاي 60 70 80 و حتي دهه 90 ميلادي رخ داد بيانگر اين واقعيت بود كه انرژي نقش انكارناپذير در تحولات جهاني و به ويژه در كشورهاي صنعتي داراست .
    خليج فارس عمدتا شامل كشورهايي است كه با مسايل و مشكلات سياسي اجتماعي و اقتصادي ساختاري روبرو هستند. همين عقب ماندگي هاي ساختاري زمينه ساز ناامني ها و بي ثباتي هاي موجود در منطقه هستند. همين امر به بازيگران خارجي فرصت لازم را براي ايفاي نقش اصلي در منطقه خليج فارس را داده است . عامل بيگانه با حضور مستقيم خود نقش اصلي را در منطقه بازي مي كند و اين خود پيامد اوضاع داخلي منطقه است .
    كشورهاي حاشيه خليج فارس به علت وابستگي شديد به درآمدهاي نفتي از وضعيت اقتصادي مطلوبي برخوردار نيستند و شديدا در مقابل نوسانات قيمت نفت آسيب پذير مي باشند. علاوه بر مشكلات اقتصادي فقر عمومي و نسبي كه در جوامع اين دولت ها برقرار است از جمله عوامل بي ثباتي اين دولت ها و وابستگي شديد آن ها به دولت هاي خارجي است . يكي از مهم ترين ويژگي هاي ژئوپوليتيكي كشورهاي نفت خيز خاورميانه عدم اتكاي كامل آن به تفكرات انساني ملت هايشان است كه به دليل وابستگي شديد آن ها به درآمد نفت است كه آن هم از خارج تامين مي شود لذا تكيه زمامداران اين كشورها به سياست خارجي و متحدان خارجي است كه به نحوي مي توانند در تامين بودجه اين كشورها از طريق خريد نفت و گاز كمك نمايند. اين عامل مهم و خلا ژئوپوليتيك ناشي از آن موجب گرديده است كه هيچ يك از اين كشورها از يك امنيت پايدار همه جانبه و درك شده كه با آحاد ملت اشتراك منافع داشته باشد برخوردار نبوده و در هر تغيير و تحول استراتژيكي به سرعت دچار بحران مي شوند. به اين عوامل مشكلات بنيادي اقتصادي و زيرساختي نيز اضافه مي شوند.
    اين يك واقعيت است كه كشورهاي حاشيه خليج فارس به دليل اين كه درآمدهاي اصلي كشورشان در گرو صادرات نفت و دلارهاي نفتي است به هيچ وجه منافع مشتركي با ملت هايشان ندارند و همين امر آن ها را به سمت سيستم هاي مطلقه و غير دموكراتيك پيش مي برد و عدم اتكاي آن ها به ملت و مردمشان و عدم ثبات سياسي باعث روي آوردن آن ها به ماجراجويي هاي نظامي و تسليحاتي مي شود. به همين دليل شايد بزرگ ترين خريداران و مشتريان تسليحات آمريكا كشورهاي نفت خيز حاشيه خليج فارس باشند. دست يافتن به برتري نظامي و استراتژيك در خليج فارس كه راه ورود به بخشي از آب هاي آزاد جهان و محل عمده ترانزيت نفت است در راس استراتژي دريايي دولت هاي بزرگ وازطريق همكاري با كشورهاي منطقه است و اينها نشان ازضرورت تامين امنيت تجارت دريايي در خليج فارس مي باشد.
    ظهور افكار ناسيوناليستي مانند پان عربيسم پان تركيسم و پان ايرانيسم در نيمه دهه 1950 ميلادي منطقه را دچار التهابي ساخت كه تا دو دهه ادامه داشت . كارايي نداشتن بعضي از رهبران كشورهاي منطقه و دور بودن آنان از نخبگان و روشنفكران نيز از چالش هاي اصلي به شمار مي رود. حكومت هاي اقتدارگرايي فردي سلطنتي و خانوادگي و حتي قبيله اي نيز بيش تر نظام هاي سياسي را دچار بحران مشروعيت ساخته است . اين بحران سبب شكنندگي داخلي شده كه بر اثر آن اين كشورها به قدرت هاي بيگانه متكي مي شوند و بدين ترتيب حضور بيگانگان در منطقه توجيه مي شود. تك محصولي بودن كشورها و اتكاي آن ها به صدور نفت و اقتصاد موازي سبب وابستگي آن ها به قدرت هاي صنعتي و بي نيازي از همسايگان شده است . آمريكا و اسرائيل نيز در سايه اين شرايط درصددند روند طبيعي اقتصاد منطقه را تخريب و پيوسته كشورهاي منطقه را به دلارهاي نفتي وابسته كنند. اين سياست عوايد سرشاري روانه كشورهاي غربي و به ويژه آمريكا مي كند. در اين راستا كشورهاي منطقه خليج فارس درآمدهاي نفتي را به سبب اختلاف هاي ) مرزي و گاه قومي (و شرايط كلي حاكم بر منطقه بار ديگر در راستاي اهداف نظامي خود به سوي غرب روان مي سازند » (سيمبر 1385 : 28 ) .
    از طرفي بحران هاي هويت نابساماني هاي اجتماعي عدم كارايي و ناتواني در رهبري جامعه در ميان اعراب و بحران مشروعيت اختلافات قومي قبيله اي در داخل و اختلافات سياسي و مذهبي (و گاه فردي ) در خارج و آسيب پذيري هاي زياد در كشورهاي منطقه دست به دست هم داده تا كشورهاي عرب منطقه جز ضعيف ترين مجموعه ملت كشورها در سطح جهان به حساب آيند. آمريكا نيز به دعوت كشورهاي منطقه و با انگيزه و هدف حفظ امنيت و ثبات (خود وهمپيمانانش ) در اين منطقه حساس پا به اين نقطه از جهان استراتژيك گذاشته و همواره خود را مسوول و حافظ منافع جهانيان در خليج فارس مي داند.
    (شرايط داخلي در خليج فارس به گونه اي است كه زمينه هر گونه همكاري دو جانبه و چند جانبه ميان كشورهاي منطقه را از ميان برده و اين كشورها را براي كسب امنيت متوجه خارج كرده است . حضور مستقيم عامل بيگانه خود پيامد اوضاع داخلي منطقه است و با اصلاح اوضاع داخلي مي توان نقش عامل بين المللي را در اين منطقه كاهش داد. بنابراين عامل اصلي ناامني بي ثباتي و حضور بيگانه در مسائل و مشكلات داخلي منطقه نهفته و برآيند مستقيم عملكرد كشورهاي منطقه است و ضرورتا براي از ميان بردن معلول بايد علت آن را از ميان برد » (رنجبر 1378 : 174 »
    3 ـ منابع نا امني ايران
    با توجه به آن چه از قبل پيرامون ويژگي ها و مشكلات ساختاري كشورهاي حوزه خليج فارس مطرح شد تا حدودي به مشكلات امنيتي فراروي جمهوري اسلامي ايران اشاره شده است . در اين بخش سعي در اشاره به منابع ناامني جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر دو رويكرد منطقه اي و بين المللي مي شود.
    3 ـ1 ـ منطقه اي
    فقدان مشروعيت داخلي و در نتيجه ضعف داخلي كشورهاي جنوبي خليج فارس و عدم اتكاي آن ها به ملت هايشان از دو جهت منجر به آسيب وارد شدن به كشورهاي منطقه مي شود. اول اين كه زمينه هاي همكاري و همگرايي را از بين مي برد و باعث دور افتادن كشورها و موضع گيري در مقابل يك ديگر مي شود. دوم اين كه موجب حضور كشورهاي قدرت مند براي برقراري امنيت و پر كردن خلا قدرت در اين منطقه مي باشد. اين امر باعث شد كه : « در ميان مناطق جهان سومي در دوران پس از جنگ جهاني دوم تنها منطقه اي كه با توجه به توانايي هاي بالقوه داخلي به شدت تحت نفوذ سياسي و اقتصادي بين المللي قدرت هاي بزرگ باقي ماند خاورميانه بود » (سريع القلم 1384 : 38 ) .
    نبود مشروعيت داخلي به بي ثباتي سياسي مي انجامد و بي ثباتي سياسي به اختلافات ميان كشورها دامن مي زند و در نتيجه بازتاب منطقه اي احساس ناامني شديد را در پي دارد. احساس ناامني دو نتيجه بسيار منفي و بلندمدت بر رشد و توسعه سياسي اقتصادي منطقه مي گذارد :
    اول ـ مسابقه تسليحاتي ; و دوم حضور نيروهاي بيگانه براي ايجاد امنيت .
    در خليج فارس امنيت و مشروعيت حوزه قدرت به قدري به دنياي بيرون از مرزها وابسته است كه هر روز جابه جايي قدرت و تغيير ماهيت و جهت گيري ها تابع منافع بين الملل است . عامل بيروني با استفاده از ضعف داخلي نقاط اختلاف را تشديد مي كند و سياست در خاورميانه را هم سو با منافع بين المللي و نه منافع كشورهاي منطقه شكل مي دهد. ناهمگوني ساختارهاي سياسي هشت كشور خليج فارس به همان اندازه كه بر سياست خارجي آن ها تاثير مي گذارد و بر همكاري هاي منطقه اي و به همان ميزان بر امنيت خليج فارس تاثير گذار است » (رنجبر 1378 : 175 ) .
    اختلافات دروني ميان كشورهاي منطقه يكي از مهم ترين عوامل ناامني در منطقه است . اين اختلافات هم در روابط ايران و اعراب و هم در روابط دروني اعراب مشهود است . روابط ايران و همسايگانش به شدت از اختلافات شيعه و سني و ايدئولوژي هاي ناسيوناليستي رنج مي برد. موارد ديگر اختلاف بر سر چيرگي و تسلط خليج فارس بوده است كه همواره ميان ايران و عربستان و عراق (زمان صدام حسين ) نوعي رقابت وجود داشته است .
    اختلافات ايران و امارات متحده عربي بر سر جزاير ابوموسي و تنب كوچك و تنب بزرگ از قبل انقلاب تا كنون و پشتيباني شوراي همكاري خليج فارس از ادعاي امارات از ديگر عوامل اختلاف است . اختلاف دروني ميان اعراب و اختلافات مرزي و مواضع ناهمگون درقبال مساله اسرائيل از جمله مشكلات و موانع ساختاري در روابط اعراب است .
    ايران در منطقه خليـــج فارس با چند موضوع استراتژيك روبروست :
    3 ـ1 ـ1 ـ مسائل امنيت تحميل شده : نظام جهاني با تضعيف جهان دو قطبي و دخالت آمريكا در خليج فارس شكل تازه اي به خود گرفت . آمريكا سياست مهار دوگانه را جايگزين سياست سنتي خود يعني ترويج موازنه قوا كرده بود. اين سياست به جهت انزواي ايران از معادلات منطقه اي در خدمت منافع ايالات متحده بود. در اين زمينه برژينسكي با وجود مخالفت با سياست مهار دوگانه ايالات متحده تاكيد مي كند كه : « مبناي سياست آمريكا در خليج فارس بايد هم چنان مبتني بر ادامه تعهد و تضمين امنيت متحدان و حفظ جريان . ) Brzeinski 9091 : 03 (نفت باشد »
    موضوع استراتژيكي حوزه خليج فارس در مورد ايران ; امنيت منطقه اي و امنيت دسته جمعي است كه براي ايران اهميتي حياتي دارد. محيط امن زمينه ساز توسعه و محيط ناامن باعث عقب ماندگي است . در عين حال توسعه عامل اساسي در امنيت محيط و امنيت ملي به شمار مي رود. بنابراين مسئله امنيت در خليج فارس از موضوعات استراتژيكي است كه ايران در منطقه با آن روبرو مي شود.
    با در نظر گرفتن قدرت هاي خارجي و كشورهاي منطقه و منافع متضاد و ناسازگار در منطقه بر پيچيدگي هاي امنيت در خليج فارس افزوده مي شود حضورقدرت دريايي آمريكا در خليج فارس اشغال افغانستان و عراق تامين امنيت اعراب و... رژيم صهيونيستي توسط آمريكا از جمله مسائلي است كه بر ابهام هاي معماي امنيت در خليج فارس و منطقه مي افزايد. اكنون با روند رو به رشد جهاني شدن در نظام بين الملل ناامني در يك منطقه و عدم توازن قدرت ها با توجه به موقعيت ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك خود موجب ناامني ديگر مناطق خواهد شد. اين مسئله امنيت جهاني را نيز مورد پرسش قرار مي دهد و تروريسم را تحقق مي بخشد.
    3 ـ1 ـ2 ـ مسابقه تسليحاتي : از ديگر موضوعات استراتژيك كه ايران در منطقه با آن مواجه است مسابقه تسليحاتي است . مسابقه تسليحاتي نتيجه چيره خواهي در منطقه است . پس از فروپاشي شوروي استراتژي آمريكا مبتني بر ايجاد توازن قوا در منطقه و جلوگيري از ظهور قدرت سلطه طلب در منطقه زمينه ساز مسابقه تسليحاتي بوده است . از دهه 90 تاكنون كشورهاي منطقه دهها ميليون دلار براي ساخت نيروهاي مدرن نظامي جهت بازدارندگي و تهديد همسايگان خود هزينه كرده اند.
    در آن خليج فارس منطقه اي است كه براي سلاح هاي پيش رفته جنگي بسيار اشتهاآور است . منطقه اي كه مخالفت هاي سياسي موجود به تداوم مسابقه تسليحاتي منجر شده است .
    « عنصر ديگري كه در اين جريان سهم دارد هراس كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس از برتري قدرت نظامي ايران پس از صدماتي است كه در جريان جنگ خليج فارس به ارتش عراق وارد كرده است » (اميراحمدي 1384 : 75 ) به ويژه در جريانات اخير برنامه هاي جديد تسليحاتي ايران در كابرد نظامي اين هراس شدت بيش تري گرفته است . با وجود اين كه هزينه نظامي ايران بسيار كم تر از كشورهاي حاشيه خليج فارس است ولي در اثر تبليغات آمريكا اين احساس ناامني از ناحيه ايران همواره در منطقه رو به افزايش است . اين احساس تهديد شعله ور شدن آتش مسابقه تسليحاتي را در پي دارد »
    مخرب ترين عامل در جهت دست يافتن به توسعه سياسي و اقتصادي شركت در " بازي تسليحاتي " است . كشورهاي خاورميانه بيش ترين آمار خريدهاي تسليحاتي را به خود اختصاص داده اند. اين موضوع از مهم ترين عوامل ناامني در منطقه است و تا زماني كه اين روند متوقف نشود نه تنها منطقه امن و باثبات نخواهد شد بلكه به طور فزاينده شاهد ناامني خواهيم بود » (ذوالفقاري 1384 : 12 ) .
    از مهم ترين اهداف ايالات متحده و ساير كشورهاي توليدكننده تسليحات در منطقه به ويژه در خليج فارس دامن زدن به مسابقه تسليحاتي و فروش هر چه بيش تر جنگ افزار در جهت تامين منافع اين قدرت ها است
    3 ـ2 ـ منابع فرا منطقه اي
    منظور از عوامل فرامنطقه اي به طور خاص تاكيد بر نقش ايالات متحده در منطقه است كه در شرايط كنوني حضور جدي در منطقه داشته و خواهان ايفاي نقش انحصاري در منطقه خليج فارس است و اين مسئله حتي موجب نارضايتي برخي متحدان اروپايي آن شده است . آمريكا در پي جلوگيري ظهور برتري و تسلط توسط كشورهاي منطقه است . استراتژيست هاي ايالات متحده معتقدند كه آمريكا منافع وسيعي در جلوگيري از ظهور هر قدرت منطقه اي دارد.
    آمريكا در حكم يك عامل فرامنطقه اي همواره درصدد القا تفكر ايران خطرناك و هسته اي در جهت به خطر انداختن منافع كشورهاي منطقه و جهان است . مخالفت هاي شديد در مورد پرونده هسته اي ايران و تهديدات و همسو كردن افكار عمومي با سياست هاي توسعه طلبانه و يك جانبه گرايانه خود از ديگر مشكلات فراروي جمهوري اسلامي است .
    با فروپاشي شوروي و نيز سقوط كابوس منطقه (صدام حسين ) آمريكا در صدد معرفي يك منشا شر و ناامني در منطقه است .آمريكا در كنار حذف صدام حسين به تهديد موهوم جديدي بر ضد امنيت منطقه نياز دارد. آمريكا در روند كنوني روابط خود با ايران به راحتي مي تواند ايران را منبع ناامني براي كشورهاي منطقه معرفي كند و ضمن جلوگيري از بهبود روابط ايران با كشورهاي عربي كه براي توسعه اقتصادي ايران حياتي است و با گسترش جو بي اعتمادي بين اين كشورها زمينه را براي تداوم حضور نظامي خود در منطقه مطلوب نگه دارد « در اين زمينه آمريكا نه به دنبال همكاري بلكه به دنبال كنترل انحصاري منطقه است . در همين ارتباط آمريكا با ادامه روابط تنش آلود با ايران به راحتي مي تواند حضور در منطقه را براي دولت هاي همسايه ايران توجيه كند. برتري آمريكا در خليج فارس نقش قاطعي در برتري جهاني آمريكا بازي مي كند » (ذوالفقاري 1384 : 12 ) . به هر حال مسئله مهم اين است كه حضور آمريكا و اسرائيل در منطقه يك واقعيت است و همان طور كه برژينسكي تاكيد مي كند « لازم است همه كشورهاي منطقه خليج فارس اين واقعيت مهم استراتژيك را درك كنند كه ايالات متحده در خليج فارس ماندگار است و استقلال و امنيت (انرژي ) در منطقه جزو منافع حياتي آمريكا به شمار مي رود » (رنجبر 1378 : 174 )
    نتيجه گيري
    ايران به عنوان بزرگ ترين كشور خليج فارس و يكي از مهم ترين كشورهاي تاثيرگذار در منطقه نيازمند اين است كه اهميت ژئوپوليتيك خود را در نظام دگرگون شونده جهاني از راه ايجاد پيوندهاي گسترده در روابط با كشورهاي حاشيه خليج فارس در ژرفاي ژئوپوليتيك ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك مشخص سازد و كارايي بيش تري بخشد.
    حضور آمريكا در خليج فارس و اشغال افغانستان و عراق مي تواند زمينه همكاري ايران با كشورهاي منطقه را در مورد منافع مشترك تقويت كند اما در صورت عدم همكاري و هماهنگي بزرگ ترين تهديد عليه امنيت جمهوري اسلامي است .
    با توجه به سهم زياد ايران در منطقه بهترين راهكاري كه مي تواند ايران را از مخمصه انزوا كه آمريكا به دنبال آن است رها سازد برقراري روابط دوستانه با كشورهاي عربي است . روابط دوستانه با اين كشورها منجر به فضاي اعتمادساز بين دولت ها مي شود اعتماد ميان دولت ها به درك اشتراكات منافع و خطر تهديدات مشترك مي انجامد و اين درك به نوبه خود مي تواند زمينه ساز پيمان امنيت دسته جمعي باشد. دست يافتن به زمينه هاي مشترك يك پيمان امنيت دسته جمعي باعث برقراري امنيت توسط كشورهاي منطقه و ناكارآمد شدن عوامل خارجي در منطقه مي شود. با توجه به عامل جغرافيايي اقتصادي و استراتژيك مشترك ميان همه كشورهاي خليج فارس منطقي ترين نظام براي پاسداري از امنيت منطقه سيستمي خواهد بود كه همه كشورهاي كرانه اي را در برگيرد بدون شركت هيچ كشور ديگري .
    كشور ما ايران در شرايطي قرار گرفته است كه وحدت ملي و يكپارچگي و اقتدار و غرور مليش به گونه اي روزافزون مورد سوال قدرت هاي رقيب قرار مي گيرد. موقعيت حساس و محوري ايران در قلب منطقه براي ملت ما مي تواند هم فرصت ساز باشد و هم فاجعه آفرين . اگر نتوانيم با هوشمندي از فرصت هاي پديد آمده و تحركات مفيد برخي دولت ها به نفع خود استفاده كنيم در نهايت دردمندي و نگراني بايد گفت كه ممكن است لطمه هاي جبران ناپذيري بر پيكر ميهن ما وارد آيد براي بركنار ماندن از اين لطمات و تركش ها بايد آگاهي هاي خود را به كار گيريم و با شناخت واقعيت ها امكانات و محدوديت ها به گونه اي عمل كنيم كه منافع ملي مان حكم مي كند.
    فهرست منابع و مآخذ :
    1 ـ اميراحمدي هوشنگ (1384 ) سياست خارجي منطقه اي ايران (بخش اول ) ترجمه عليرضا طيب اطلاعات سياسي اقتصادي سال هفتم شماره 12 ـ11 مرداد و شهريور .
    2 ـ (ذوالفقاري مهدي (1384 ) پيامدهاي حضور آمريكا در منطقه روزنامه رسالت (26 اسفند 1384 ) .
    3 ـ رنجبر مقصود(1378 ) ملاحظات امنيتي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران پژوهشكده مطالعات راهبري چاپ اول .
    4 ـ سريع القلم محمود(1374 ) شناخت خليج فارس در قالب مباني نظري اطلاعات سياسي ـ اقتصادي سال دهم شماره اول و دوم .
    5 ـ سيمبر رضا(1385 ) ديپلماسي ايران و تحولات تازه منطقه خليج فارس اطلاعات سياسي اقتصادي شماره 211 ـ212 .
    6 ـ عبدالله خاني علي (1383 ) كتاب امنيت بين الملل 1 : فرصت ها تهديدات و چالش هاي فراروي امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران تهران : موسسه فرهنگي و مطالعات و تحقيقات بين الملل ابرار معاصر تهران چاپ اول .
    7 ـ عبدالله خاني علي (1384 ) كتاب امنيت بين الملل (3 ) : فرصت ها تهديدات و چالش هاي فراروي امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران تهران : موسسه فرهنگي و مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران چاپ اول ).
    8 ـ كتاب آمريكا (2 ) (ويژه سياست هاي امنيتي ايالات متحده در عراق ) (1382 ) گردآورنده شوراي غيردولتي روابط خارجي موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران ; نظارت و تدوين علي عبدالله خاني تهران : انتشارات ابرار معاصر تهران چاپ اول .
    9 ـ مجتهدزاده پيروز(1379 ) ايده هاي ژئوپولوتيك و واقعيت هاي ايراني مطالعه روابط جغرافيا و سياست در جهان دگرگون شونده تهران : نشرني چاپ اول .
    منبع : فصلنامه ره آورد سياسي شماره 15
    در خليج فارس امنيت و مشروعيت حوزه قدرت به قدري به دنياي بيرون از مرزها وابسته است كه هر روز جابه جايي قدرت و تغيير ماهيت و جهت گيري ها تابع منافع بين الملل است . عامل بيروني با استفاده از ضعف داخلي نقاط اختلاف را تشديد مي كند و سياست در خاورميانه را هم سو با منافع بين المللي و نه منافع كشورهاي منطقه شكل مي دهد
    با در نظر گرفتن قدرت هاي خارجي و كشورهاي منطقه و منافع متضاد و ناسازگار در منطقه بر پيچيدگي هاي امنيت در خليج فارس افزوده مي شود حضورقدرت دريايي آمريكا در خليج فارس اشغال افغانستان و عراق تامين امنيت اعراب و... رژيم صهيونيستي توسط آمريكا از جمله مسائلي است كه بر ابهام هاي معماي امنيت در خليج فارس و منطقه مي افزايد
    از مهم ترين اهداف ايالات متحده و ساير كشورهاي توليدكننده تسليحات در منطقه به ويژه در خليج فارس دامن زدن به مسابقه تسليحاتي و فروش هر چه بيش تر جنگ افزار در جهت تامين منافع اين قدرت ها است
    ايران به عنوان بزرگ ترين كشور خليج فارس و يكي از مهم ترين كشورهاي تاثيرگذار در منطقه نيازمند اين است كه اهميت ژئوپوليتيك خود را در نظام دگرگون شونده جهاني از راه ايجاد پيوندهاي گسترده در روابط با كشورهاي حاشيه خليج فارس در ژرفاي ژئوپوليتيك ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك مشخص سازد و كارايي بيش تري بخشد
    حضور آمريكا در خليج فارس و اشغال افغانستان و عراق مي تواند زمينه همكاري ايران با كشورهاي منطقه را در مورد منافع مشترك تقويت كند اما در صورت عدم همكاري و هماهنگي بزرگ ترين تهديد عليه امنيت جمهوري اسلامي است