بسم الله الرحمن الرحيم
از دكتر مصطفي معين
وزير اسبق علوم
تحقيقات و فناوري
اظهاراتي در يكي از سايت ها ديدم كه به مناسبت 18 تير 78 واقعه آن
روز را « چون داغ بر دل جامعه علمي و دانشگاهي كشور » دانستند و آنرا حادثه اي ناميدند كه « به جاي يافتن زمينه ها و خشكانيدن
ريشه هايش ميكوشند به هر طريق به فراموشي سپرده شود » .
ايشان در اين اظهارات افزوده اند : « با وجود اين تلاش ها بايد پذيرفت كه 18 تير نقطه عطفي نه فقط در روند جنبش دانشجوئي بلكه
در مسير اصلاحات اجتماعي در كشور ما بود. از اين روست كه دامنه آثار مخرب آن نه تنها در سال وقوع بلكه هنوز هم قابل مشاهده و
ارزيابي عملي است » .
با اين جملات و مطالبي از اين دست
وزير اسبق علوم وارد مبحث تعرض به منزلت دانشگاه و پيامدهاي زيانبار آن ميشوند و نكاتي
را درباره جايگاه منزلتي دانشگاه و ضرورت « آزادي علمي و استقلال » اين نهاد علمي مطرح مينمايند. ايشان در اين مبحث بر اين نكته
تاكيد مي كنند كه « در تجربه بشري
دانشگاه نهاد علمي پاسدار حقيقت است و نه يك ابزار تبليغاتي گوش به فرمان دولت و توجيه گر
وضع موجود » . سپس با نقل قول هائي از « اميل دوركيم » فيلسوف و جامعه شناس فرانسوي و « حامد ابوزيد » متفكر معاصر مصري
به
حضور دو گرايش محافظه كارانه و اصلاح طلبانه در جامعه امروز ما اشاره مي كنند كه اولي طرفدار توقف در سنت ها و دومي معتقد به
تجدد و نوآوري است و نتيجه مي گيرند كه « اكنون دولت برخاسته از بخش راديكال محافظه كاران با هدايت فكري برخي بنيادگرايان
مذهبي و با بسيج عوامل افراطي خود در محافل و نهادهاي سياسي و شبه نظامي بيش از گذشته استقلال علمي و آزادي هاي آكادميك را
در دانشگاه هدف گرفته اند و در متهم كردن دانشجويان و دانشگاهيان به فساد فكري
اخلاقي و سياسي و محدود كردن باز هم بيشتر
حيطه هاي آموزش و پژوهش دانشگاهي برنامه ريزي كرده و فعال شده اند... » . آقاي دكتر معين
مطلب خود را با اين جمله به پايان مي برند
كه « ترديد نكنيم كه اگر اين خواست و نگاه در جامعه ما پيش رود
هم به دين جفا شده است
هم به علم و هم به توسعه همه جانبه ايران و
هم به حقوق انسان و ترديد نكنيم كه در متن خود فاجعه مي آفريند و سرمايه هاي اجتماعي و فرهنگي را بر باد ميدهد » .
راقم اين سطور
امروز را براي طرح مطالب آقاي دكتر معين انتخاب كرده ام كه روز 23 تيرماه و سالگرد ختم فتنه ايست كه در 18 تير
آغاز شد . انتخاب اين روز بدان جهت است كه واقعه 18 تير 1378 را بدون در نظر گرفتن آنچه در 23 تير همان سال رخ داد نميتوان درك
كرد . جمود بر آنچه در 18 تير گذشت بدون لحاظ كردن خاستگاه آن و آنچه در روزهاي 19 تا 23 همان ماه رخ داد
اين واقعه را يك « فتنه
كور » جلوه خواهد داد درحاليكه فتنه 18 تير با برنامه ريزي و اهداف مشخص پديد آمد و آنچه در اين واقعه بسيار مهم است و آقاي دكتر
معين از كنار آن ميگذرند نقش مردم در كور كردن چشم اين فتنه بزرگ است . افسوس كه در يك سرمقاله نميتوان ابعاد اين واقعه
عظمت
نقش مردم و غفلت كساني كه انتظار نبود در چنان مقطعي دچار غفلت شوند را تشريح كرد
اما فقط به اشاره ميتوان گفت بعد از فتنه 18
تير
مردم به صحنه آمدند تا اجازه ندهند روند جداسازي دانشگاه از توده هاي مردم
كه صاحبان دانشگاه و كشور و انقلاب و نظام هستند
بعد از انقلاب نيز تكرار شود.
براي نقد اظهارات آقاي دكتر معين
اينجانب با ذكر نام به صحنه آمده ام
چون با ايشان سابقه دوستي و مودت دارم و تاكنون جز
توصيه هاي برادرانه و ناصحانه ميان من و ايشان برخورد ديگري وجود نداشته و اكنون نيز قصد نقد منصفانه و دوستانه دارم و براي
ايشان به دليل سوابق درخشان انقلابي و سلامت نفسي كه در دوران انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند احترام قائلم و اين اميد را نيز دارم
كه نقدهاي منصفانه را به گوش جان بشنوند و بپذيرند و در ذهنيتي كه دارند تجديدنظر نمايند و واقعيت ها را ببينند.
از همين خاستگاه خيرخواهانه
اين چند نكته را با آقاي دكتر معين در ميان ميگذارم و البته دانشجويان و همه اعضاي جامعه
دانشجوئي و جريان هاي سياسي را نيز به تامل در اين نكات دعوت مي كنم .
1 ـ با قطع نظر از اينكه دلايل متقن به اثبات مي رسانند كه عناصر از قبل مشخص شده با برنامه اي كه در اختيار داشتند
ماجراي 18
تير را در كوي دانشگاه به وجود آوردند و با وارد ساختن دانشجويان به واقعه بسته شدن يك روزنامه
كه براساس شكايت رسمي وزارت
اطلاعات اسناد محرمانه را منتشر كرده بود و ماجراي قتل هاي زنجيره اي را پيچيده تر مي كرد
به راه افتادن عده اي اراذل و اوباش در
خيابان ها و تخريب و غارت و سردادن شعارهاي ضد نظام و ضدانقلابي كه با حمايت بيگانگان و اغماض دستگاه هاي دولتي و حتي
چراغ سبز بعضي از آنها همراه شد
كاملا نشان ميداد كه واقعه كوي دانشگاه فقط يك بهانه است و همه چيز براي رسيدن به هدف ديگري
ترتيب داده شده است .
2 ـ اظهارات دولتمردان آن روز آمريكا و انگليس و اسرائيل و تركيه
كه اعلام كردند كار نظام جمهوري اسلامي ايران تمام است و
ظرف دو سه روز آينده عمر اين نظام پايان مي يابد
كاملا نشان ميداد كه آنچه آن روزها در خيابان هاي تهران ميگذشت با بيرون از مرزها
هماهنگ است و هدف
براندازي نظام جمهوري اسلامي است . همين امر نشان ميداد واقعه 18 تير نيز جرقه اي بود كه با همين هدف زده
شده بود و بهيچوجه يك تصادف نبود.
3 ـ درست در همين شرايط
جنابعالي به عنوان وزيري كه امور مربوط به دانشگاه ها در حيطه مسئوليتتان بود اعلام استعفا كرديد و
يك جريان فعال در وزارت متبوع شما تلاش گسترده اي را براي تشويق و حتي وادار ساختن وزرا و روساي دانشگاه ها و بسياري از ديگر
مسئولان به استعفا وارد عمل شد! لابد مي پذيريد كه وظيفه دولتمردان و مسئولان در شرايط بحراني
تلاش براي مهار بحران است نه
دامن زدن به بحران . اما اقدام شما وزير مجموعه شما درست عكس اين بود و مردم با تعجب مي شنيدند و مي ديدند كه دولتمردانشان
درحال فراهم ساختن مقدمات همان واقعه اي هستند كه مقامات آمريكائي و انگليسي و اسرائيلي وعده آنرا ميدهند!
4 ـ به داخل محيط هاي دانشگاهي برويم و به اين سئوال پاسخ بدهيم كه دانشجوياني كه آن روزها و در دوران وزارت شما رهبري
تحركات را در دانشگاه ها برعهده داشتند
بعدها چه كردند و امروز در كجا هستند آيا دانشجوئي كه به قول شما درصدد نوآوري و
تجددخواهي و اصلاح امور است
به دبيركل سازمان ملل
كه خود آلت فعل آمريكا و انگليس و صهيونيست هاست
نامه مي نويسد و از
مردمي ترين نظام حكومتي شكايت مي كند اين افراد
امروز در آمريكا و انگليس چه مي كنند براي همراهي هاي آنها با بيگانگان در
جهت براندازي نظام جمهوري اسلامي
كه اظهر من الشمس است
چه توجيهي داريد
5 ـ توجه شما را به اين واقعيت جلب مي كنم كه اصولا نگاه دولتي به دانشگاه و دانشگاهيان خطاست . از اينكه امروز به تعبير شما
محافظه كاران محيط هاي دانشگاهي را تحت سيطره خود دارند ابراز نگراني كرده ايد و افسوس ميخوريد كه چرا آنها جاي اصلاح طلبان را
گرفته اند. لازم است به شما بگويم اولا عملكرد شما و همفكران اصلاح طلبتان راه را براي ورود رقبايتان به دانشگاه هموار ساخت و ثانيا
از شما با توجه به سوابقي كه از دوران انقلاب داريد اين انتظار وجود دارد كه نگاهتان به دانشگاه ها را از سطح جناح ها و دولت ها فراتر
ببريد و اين واقعيت تلخ را بپذيريد كه تلاش دولت ها و جناح ها براي نفوذ در دانشگاه ها بود كه اين مشكلات رابراي دانشگاه ها پديد
آورد. دانشگاه ها بايد با اصل نظام مرتبط باشند نه با دولت ها و جناح ها. اگر نفوذ دولت كنوني را در دانشگاه قبيح ميدانيد فقط هنگامي
اين تفكر از شما پذيرفته خواهد بود كه تلاش جناح و دولت خودتان براي سلطه سياسي بر دانشگاه ها را نيز تقبيح كنيد. شما و همه
اصحاب انقلاب كه با دانشگاه قوم و خويشي فكري داريد بايد تمام توان و همت خود را مصروف دور ساختن محيط هاي دانشگاهي از
وابستگي هاي جناحي و دولتي و وصل كردن آنها به اصل نظام نمائيد.
6 ـ شما جناب آقاي دكتر معين
بجاي آنكه از دوركيم و حامد ابوزيد رهنمود بياوريد
آيا بهتر نيست به امام خميني مراجعه كنيد كه
مشكل دانشگاه هاي ما را دوري از مردم و اسلام ميدانستند و براي قطع كردن رشته هاي وابستگي به بيگانگان آنهمه تلاش و توصيه
كردند اگر دانشگاه قرار است امر تربيت شهروندان را به توصيه « اميل دوركيم » برعهده بگيرد و به توصيه « حامد ابوزيد » دانشگاه نقطه
آغاز و پايان عقلانيت و آزادي باشد
اين امور فقط هنگامي ميسر خواهند بود كه دانشگاهيان با مردم جامعه خود پيوند بخورند و
جناح هاي سياسي تلاش نكنند با تحميل مواضع خود بر دانشجويان و دانشگاهيان
آنها را از مردم جدا كنند و همان شكاف تاريخي ميان
دانشگاه و مردم
كه بيماري مزمن دوران رژيم وابسته و منحط پهلوي بود
را بازگردانند.
7 ـ واقعه روز 23 تيرماه كه مردم تهران و شهرستانها فقط با دو خط اعلاميه رهبري انقلاب و عليرغم همه كارشكني هاي مسئولان
اجرائي ـ كه داستان غم انگيزي است و مثنوي هفتاد من كاغذ شود ـ فوج فوج به صحنه آمدند و با شعار « از تو به يك اشاره
از ما به
سردويدن » چشم فتنه را كور كردند
بايد براي شما آقاي دكتر بسيار پندآموز باشد. اين حضور مردم
كه صاحب اين قلم با چشم خود
شاهد آن درياي خروشان انساني در تهران بودم و با گوش خود اين شعار لبريز از شعور را مي شنيدم كه فرياد مي زدند : « تا خون در رگ
ماست خامنه اي رهبر ماست » و حماسه 15 خرداد 1342 را به ياد مي آوردند
بايد به همه ما فهمانده باشد كه مردم با نظام و ولايت فقيه
پيوندي ناگسستني دارند و دانشگاه و دانشگاهيان را آزاد از اسارت جناح هاي سياسي ولي همراه با نظام ميخواهند. تصديق ميفرمائيد كه
بدون توجه به حماسه تاريخساز 23 تير نميتوان واقعه 18 تير را تحليل كرد جناب آقاي دكتر!
8 ـ در مورد شخص شما
كه باز هم تاكيد مي كنم چون دوست شما هستم مايلم اين مطالب را مشفقانه با شما در ميان بگذارم
اجازه
بدهيد اين نكته را بي پرده مطرح كنم كه در جريان بررسي صلاحيت داوطلبان رياست جمهوري انتخابات دوره نهم رياست جمهوري
هنگامي كه رهبر معظم انقلاب به شوراي نگهبان توصيه كردند نام شما را نيز در مجموعه تاييد صلاحيت شدگان قرار دهد
حتي افرادي
مثل اينجانب كه دوست شما هستيم نيز دچار شگفتي شديم . زيرا با اين سئوال اساسي مواجه بوديم كه كسي كه در فتنه 18 تير دچار
چنان خطاي فاحشي شده چگونه ميتواند در اداره كشور دچار خطاهاي فاحش تر نشود اين واقعيت قطعا از ديد رهبري پنهان نبود
اما
ايشان با اين توصيه به شوراي نگهبان در واقع آغوش خود را به روي شما گشودند تا طعم شيرين احساس خودي بودن با نظام را بچشيد
و واقع بيني پيشه كنيد . متاسفانه عملكرد شما در انتخابات و اكنون نيز آنچه درباره 18 تير گفته ايد پاسخ مثبتي به اين رويكرد كريمانه
نبود.
ايكاش ما هم يك كميته « وينوگراد » داشتيم تا وقايعي همچون 18 تير و قتل هاي زنجيره اي و حتي عملكرد دولت ها را با بي طرفي
كامل اما جدي و بدون اغماض بررسي مي كرد و نتيجه آنرا به اطلاع مردم مي رساند. توقع مجازات و تنبيه خاطيان را ندارم ولي چنين
كميته اي ميتواند نارسائي هاي ناشي از ناتواني قوه قضائيه و ملاحظه كاري دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي را پر كند و به پرسشهاي
زيادي كه ذهن هاي كنجكاو و جستجوگر نسل هاي آينده درباره وقايع تاريخساز دارد
پاسخ روشن بدهد.
مسيح مهاجري

|