بسم الله الرحمن الرحيم
هفته جاري در شرايطي به روزهاي پاياني خود رسيد كه صداي پاي ملكوتي روزهايي به گوش مي رسد كه ملائك در عرش
از هم اكنون براي صدور برات رحمت و مغفرت الهي ندا در مي دهند كه : « اين الرجبيون »
ماه رجب در پيش است و هفته آينده پنجره اميد به سوي سه ماه پربركت يعني « رجب » و در پي آن « شعبان » و « رمضان »
گشوده مي شود; ماههايي كه پيامبر اسلام آمدن اين ماهها را به مسلمانان بويژه مومنان نويد مي داد و آنان را به زهد و صلاح
طاعت و عبادت
تقوا و فرو نشاندن آتش جهنم فرا مي خواند. اين ايام با اين همه فضائل و بركات در راه است و ما را به سوي
صلاح و سداد فرا مي خواند و با زبان بي زباني فرياد مي زند « آيا كسي هست كه با اصلاح رفتار خويش با خلق خدا و تعريف
رابطه خود با خالق
بهشت را خريدار باشد »
از مناسبت هاي اين هفته بايد به فتنه 18 تير سال 78 اشاره كرد و دربازخواني آن
درسهاي لازم را فرا گرفت . اكنون كه هشت
سال از آن واقعه مي گذرد و گرد وغبار حوادث فروكش كرده بهتر مي توان به بازخواني آن فتنه پرداخت .
به راستي از 18 تا 23 تير 78 چه گذشت در آن ايام ملت ايران در پاسخ به شيطنت مزدوران استكبار
با كوركردن چشم فتنه
پادوهاي آمريكا و اسرائيل را رسوا كرد و دشمنان را كه اميدوار بودند حوادث پس از 18 تير و غائله كوي دانشگاه را به سوي
سرنگوني نظام
مديريت كنند
مايوس نمود.
در آن زمان عده اي با ايجاد غائله اي در كوي دانشگاه و كشاندن آن به سطح خيابانها قصد ايجاد آشوب و در نهايت سرنگوني
نظام را داشتند كه برخي مطبوعات زنجيره اي نيز در اين ميان چنين وانمود مي كردند كه گويا مردم با عناصر برانداز همراهند و از
آشوب استقبال مي كنند.آنها صراحتا در نوشته هاي خود از گسست نيروها و وجود يك فاصله پرنشدني ميان مردم و پيكره نظام
سخن به ميان آورده و مدعي بودند كه مردم از نظام
روي گردانند. حتي برخي از دولتمردان هم با اعلام استعفا و بيان مطالب
تحريك آميز و با سكوت در برابر توطئه
بر روي آتش فتنه 18 تير بنزين مي پاشيدند .
دشمنان و بدخواهان نظام كه از حركت شمار اندكي از دانشجويان غافل و تندرو
ذوق زده شده بودند
بدون توجه به اراده
استوار ملت بزرگ ايران همه امكانات و عوامل سرسپرده خود را براي نيل به هدف سرنگوني نظام به كار بردند و حتي برخي
كشورهاي خارجي منجمله آمريكا و... رسما ختم انقلاب را اعلام كردند ولي پنج روز پس از جولان عده اي اراذل و اوباش و
تخريب اموال عمومي
مردم به اشاره رهبر حكيم و فرزانه به صحنه آمدند و با خلق حماسه اي پرشكوه
همه محاسبات دشمن
خارجي و عناصر مرعوب داخلي را بر هم زده و در روز 23 تير با آنچنان حضور شور انگيزي به نداي رهبر لبيك گفتند كه ديگر
هيچكس نتوانست آن بازي رسوا را ادامه دهد . در حقيقت 23 تير 78 در تاريخ انقلاب روز تجسم نفوذ كلام رهبر معظم انقلاب و
تجلي اراده ملت در دفاع از انقلاب و آرمانهاي متعالي آن بود و از اين بابت مي توان آن را « يوم الله » ناميد.
امروز در بازخواني آن حماسه پرشكوه و ماندگار
جا دارد كه با رساترين جملات به جهانيان اعلام شود مردم ايران همچنان
هوشيار در صحنه اند و به هيچكس اجازه نخواهند داد كه باثمره خون شهيدان و حاصل خون دل هاي ملت
بازي كند.
از ديگر موضوعات هفته جاري بايد به فعال شدن موضوع پرونده هسته اي ايران در آژانس اشاره كرد كه سفر معاون مدير كل
آژانس بين المللي انرژي اتمي به تهران و آغاز مذاكرات وي بادبير شوراي عالي امنيت ملي براي تهيه طرحي به منظور حل
باقيمانده مسائل هسته اي ايران و ابهام زدايي از آن
در اين راستا قابل ارزيابي است . اين طرح قرار است ظرف مدت دو ماه تهيه و
بر اساس آن ابهام هايي كه دستمايه تبليغاتي وسياسي غرب براي ايجاد جو رواني عليه فعاليت هاي هسته اي ايران است
زدوده
شود. واقعيت اينست كه برخي ها اكنون در دنيا فهميده اند فشار بر ايران از طريق شوراي امنيت فايده اي نداشته و تنها دامنه و
هزينه بحران را براي غرب افزايش مي دهد كه سخنان اخير البرادعي در اين باره كه غرب بايد ايران هسته اي را بپذيرد
از مصاديق
آن است . متاسفانه غربي ها تاكنون در مجموعه مذاكرات و طرحهاي پيشنهادي خود بر تنها موضوعي كه تاكيد كرده اند موضوع
تعليق فعاليتهاي هسته اي ايران است و در مسير گفتگوها فقط نوعي « پس رفت » و « جمود » وجود داشت زيرا آنان بر تعليقي تكيه
دارند كه خلاف مصوبات آژانس و غيرقابل پذيرش است .
بنظر مي رسد اكنون تنها راه باقي مانده براي غربي ها تن دادن به واقعيت ها و باز گرداندن پرونده ايران به آژانس است زيرا آنان
از ابتدا وارد مسيري اشتباه شده و با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت ـ كه حركتي غير قانوني و غيرحقوقي بود ـ از مسير
تعادل خارج شده و تعامل با ايران را برهم زدند. بنابراين راهكاري كه در حال حاضر با سفر معاون البرادعي به تهران آغاز شده
مي تواند به مصالحه آژانس با ايران بيانجامد و به مرور
عناصر افراطي در غرب را به انزوا كشاند.
از ديگر موضوعات داخلي در اين هفته كه مقدمه اي براي شكل گيري انتخابات مجلس هشتم است
پايان يافتن مهلت
استعفاي افراد شاغل و مديران دولتي براي نامزدي در انتخابات است . اين مهلت براي افراد مشمول ماده 29 قانون انتخابات
امروز پايان مي يابد و داوطلبان نمايندگي مجلس كه داراي مشاغل كليدي اجرايي و دولتي هستند بايد حداكثر تا پايان وقت
اداري امروز از سمت خود استعفا كنند. بدين ترتيب مرحله اول انتخابات
شش ماه قبل از زمان راي گيري آغاز شده و همانگونه
كه مسئولان نظام تاكيد دارند حضور همه دلسوزان اسلام و انقلاب در اين انتخابات و تشكيل مجلسي كه عصاره افكار و آرا
موجود در جامعه بوده و از تنوع لازم برخوردار باشد
ضروري است .
هفته جاري
صحنه بين المللي شاهد چند رخداد بود كه از آن ميان بايد به حوادث پاكستان
عراق
فلسطين و لبنان به عنوان
مهمترين اين حوادث اشاره كرد. در پاكستان درگيري نيروهاي دولتي با شبه نظامياني كه در « مسجد لعل » اسلام آباد موضع گرفته
بودند به كشته شدن دهها نفر منجر شد. در مورد آمار تلفات درگيري هاي اسلام آباد گزارش هاي ضد و نقيضي انتشار يافته است
در حاليكه منابع دولتي شمار كشته هاي اين حادثه را كمتر از يكصد نفر عنوان كرده اند
محافل غير رسمي
تلفات را نزديك به
400 نفر قلمداد نموده اند .
درگيري زماني آغاز شد كه مذاكرات دولت با حدود 1500 شبه نظامي مستقر در « مسجد لعل » به شكست انجاميد و رهبر اين
گروه عليه نيروهاي دولتي اعلام جهاد كرد. برپايه گزارش منابع دولتي اين افراد گرايشات مذهبي افراطي داشته و از هواداران
« طالبان » بوده اند و درخواست پياده شدن مقررات مورد نظر خود در جامعه پاكستان را كرده بودند و حتي برخي اخبار حاكي
است كه افراد رابه دليل اعمال مغاير با معيارهاي مورد نظر آنها دستگير و به مسجد مذكور منتقل مي كردند و در آنجا مجازات
مي نمودند.
در پي اين مسائل و باوجود احتمال تلفات سنگين
سرانجام دولت پرويز مشرف تصميم به حمله گرفت و پس از دو هفته
نبرد خونين
نيروهاي ارتش وارد اين مسجد شدند وسركرده اين گروه موسوم به « عبدالرشيد قاضي » را از پاي درآوردند. حادثه
اخير را بايد جدي ترين بحران دوران حكومت پرويز مشرف دانست كه حتي در صورت توفيق مشرف در سركوب اين شورش
ريشه و تبعات آن ادامه خواهد داشت . درباره ريشه هاي حوادث اخير بايد گفت خط مشي دولت پاكستان و دنباله روي بدون
چون و چرا از سياستهاي آمريكا وهمچنين نزديكي به رژيم صهيونيستي با ذائقه و خواست اكثريت جامعه پاكستان در تضاد
است و وجود همين تضاد
زمينه هاي مساعدي را براي تحرك گروههاي افراطي از جمله طالبان به وجود آورده است . براساس
شواهد موجود
هم اينك تفكر طالبانيسم در جامعه پاكستان به سرعت در حال گسترش است و وقوع عمليات انفجاري متعدد در
شهرهاي مختلف پاكستان طي چند ماه گذشته مويد نفوذ روزافزون طالبان در جامعه پاكستان است .
نكته قابل تامل اين است كه در ايجاد و رشد جريان « طالبان » حكومت پاكستان و يا دست كم بخشي از حكومت دخالت
داشته اند و توسط اين حمايت ها بود كه « طالبان » در دهه گذشته توانستند بر بخش عمده خاك افغانستان مسلط شوند. اين جريان
افراطي و منحرف تحت اين حمايت هاي برون مرزي آنچنان قدرت يافت كه حتي براي ساير همسايگان افغانستان خط و نشان
مي كشيد . با اينحال
وقوع حوادث سال 1380 نيويورك موسوم به « 11 سپتامبر » شرايطي را پديد آورد كه اسلام آباد را مجبور
ساخت با حمله آمريكا عليه طالبان همراهي كند.
هفته جاري
عراق شاهد ادامه بحران و خشونت هاي خونين بود و در چندين عمليات تروريستي
دهها نفر كشته شدند كه
شديدترين آن
حادثه كركوك بود. در جريان اين حادثه مرگبار كه بر اثر انفجار يك كاميون بمب گذاري شده در يك شهرك نزديك
كركوك رخ داد نزديك به 150 نفر كشته شده
صدها نفر زخمي گرديدند و شماري نيز ناپديد شدند . در اين حمله تروريستي
همچنين 40 باب خانه به كلي ويران شد .
در اين هفته
به موازات ادامه خشونت ها و ناآرامي ها
تلاش براي سرنگوني دولت منتخب نوري مالكي شدت گرفت . اين
تلاش ها از سوي يك جبهه مشترك متشكل از گروههاي زياده خواه و انحصار طلب عراقي
برخي دولتهاي عربي منطقه و
پشتيباني همه جانبه آمريكا
از چندي پيش به جريان افتاده است . اين جبهه مشترك مي كوشد تا با ساقط كردن نوري مالكي
دولتي باب طبع خود سركارآورد كه در آن شيعيان نقش بسيار كم رنگي داشته و عوامل رژيم گذشته و سران تروريست
مناصب
حساس را در دست داشته باشند. سرسپردگي به قدرتهاي غربي
قطعا مشخصه ديگر دولت مورد نظر جبهه مذكور است .
در چنين شرايط حساسي
اخباري مبني بر بروز اختلاف ميان دولت نوري مالكي و جريان صدر شنيده مي شود كه هرگز به
مصلحت اين گروهها و كشور عراق نمي باشد. صرفنظر از اينكه كدام يك از اين جناح ها در ايجاد تفرقه مقصر است و كداميك
برحق مي باشد
اين نكته روشن و مسلم است كه اين اختلافات در مسير خواسته و هدف اشغالگران و گروههاي تروريست
دست نشانده آنهاست . قطعا آمريكائيها و تروريستهاي مخالف جناح شيعه از وجود يك جناح يكپارچه از شيعيان ناخشنود بوده
و از هر اقدامي كه اين يكپارچگي را زايل سازد استقبال خواهند كرد. جناح شيعه بايد متوجه اين واقعيت مهم باشد كه تنها عاملي
كه مي تواند آنها را از گذرگاه خطرناك كنوني به سلامت عبور دهد
وحدت است همچنانكه تاكنون نيز با اتكا بر همين تكيه گاه
بوده است كه شيعيان توانسته اند تا حدودي به حقوق حقه خود در عراق دست يابند. مطمئنا در صورت حفظ وحدت
تمامي
توطئه هاي استعمارگران از جمله تسلط بر مقدرات ملت عراق از طريق درگيري قومي و تفرقه مذهبي
خنثي خواهد
شد.
هفته جاري
لبنان نيز شاهد تحولات تازه اي بود كه از آن جمله مي توان به تشديد تلاش هاي آمريكا براي دخالت در امور
داخلي لبنان
اظهارات صهيونيستي ساركوزي
رئيس جمهوري جديد فرانسه عليه حزب الله و همچنين نزديك شدن سالگرد
جنگ 33 روزه اشاره كرد .
افزايش مداخلات آمريكا در مسائل داخلي لبنان
اكنون به صورتي درآمده كه خشم گروههاي مستقل را برانگيخته است .
عليرغم اين اعتراضات
واشنگتن همچنان گستاخانه به رويه خود در حمايت همه جانبه از گروه موسوم به 14 مارس و اعمال
فشار به حزب الله و ديگر گروههاي ضد صهيونيست ادامه مي دهد.
در اين حال
اظهارات غير منتظره ساركوزي رئيس جمهوري تازه كار فرانسه كه حزب الله را تروريست ناميد نشان داد كه وي
درصدد است با اينگونه موضع گيري هاي ابلهانه
رضايت صهيونيست ها را جلب نمايد. ناظراني كه پيشتر
ساركوزي را متحد
رژيم صهيونيستي مي دانستند با اين اظهارات
بر درستي نظر خود اطمينان پيدا كردند. از اين پس
علاوه بر نژاد پرست بودن
ساركوزي
سرسپردگي به اسرائيل را نيز بايد از مشخصه هاي وي و دولتش به حساب آورد.
در اين ميان
نزديك شدن به سالگرد جنگ 33 روزه فضاي خاصي را بر لبنان حاكم ساخته است . اين روزها
يكبار ديگر
خاطره رشادت هاي رزمندگان لبناني در برابر ارتش تا بن دندان مسلح در اذهان مردم لبنان زنده شده است و مردم لبنان با افتخار از
آن پيروزي ياد مي كنند. شكست تهاجم سال گذشته رژيم صهيونيستي به لبنان و پيروزي غرورآفرين مبارزان مقاومت اسلامي
واقعه اي است كه بايد پيرامون آن بسيار نوشته و گفته شود. به جرات مي توان گفت اين رخداد
نقطه عطف در تاريخ جنگ هاي
اعراب و اسرائيل بود و براي نخستين بار بود كه صهيونيستها با قبول شكست
دست از پادرازتر عقب نشيني كردند. پس لرزه هاي
اين عقب نشيني خفت بار اكنون پس از گذشت يكسال
همچنان دستگاه حاكميت صهيونيستها را دچار بحران كرده و آشفتگي
سياسي بي سابقه ناشي از اين شكست
تاكنون منجر به كنارگيري تعداد زيادي از مقامات اين رژيم شده است . هم اكنون رژيم
صهيونيستي وخيم ترين شرايط چندين دهه اخير خود را سپري مي كند كه بدون ترديد
پيروزي رزمندگان حزب الله در جنگ 33
روزه عامل اصلي دچار شدن صهيونيستها به فلاكت فعلي مي باشد.
تحولات هفته جاري فلسطين نيز همچون چند هفته گذشته
حول محور اختلافات داخلي فلسطين دور مي زد. در اين رابطه
رهبران جنبش حماس با درك اين واقعيت كه ادامه اختلافات دروني تنها به نفع صهيونيستها و دشمنان فلسطين است بر آمادگي
خود براي مذاكره با فتح تاكيد كردند. اين در حالي است كه رياست تشكيلات خودگردان
با طرح شرط هاي غير اصولي و غير
قابل پذيرش و در عين حال تحقيرآميز نشان داد كماكان بر مواضع خصمانه خود اصرار مي ورزد و هرگز صادقانه درصدد حل
مسائل نيست . شرايط مطرح شده توسط محمود عباس براي مذاكره با حماس در عين حال نشانگر خشم وي از شكست سنگين
در غزه است و اين نكته را دربردارد كه وي تنها به بازگشت به گذشته
بدون در نظر گرفتن حقوق جنبش حماس
مي انديشد كه
البته اين شروط با مخالفت قاطع مسئول حماس مواجه شده است . در اين ميان
مسئولان سازش طلب و غربگراي فتح با
استمداد از رژيم صهيونيستي و غربيها نشان دادند كه به ادامه مسير گذشته اصرار دارند
مسيري كه قطعا آنها را به ضلالت رهنمون
خواهد ساخت .

|