روزنامه جمهوري اسلامي 20/04/1386 صفحه مقالات
*****
بازخواني واقعه 18 تير از 18 تير تا 23 تير 78 چه گذشت




  • اشاره
    در آستانه بيست و سوم تيرماه سالروز حماسه ماندگاري قرار داريم كه ملت ايران در سال 78 و در پاسخ به شيطنت مزدوران استكبار خلق كرد و با كوركردن چشم فتنه پادوهاي آمريكا رسوا شدند . دشمن اميدوار بود حوادث پس از 18 تير و غائله كوي دانشگاه به سرنگوني نظام منجر شود. صحنه آرائي برخي عناصر وابسته و مرعوب و كسانيكه سعي داشتند از اين فرصت براي تامين منافع پست شخصي و گروهي خود بهره گيرند همه و همه با حركت بسوي سرنگوني نظام و « اعلام ختم انقلاب » سازگاري و همخواني داشت .
    مطبوعات زنجيره اي در اين ميان كارنامه سياهي از خود برجاي گذاشتند. آنها از يكطرف چنين وانمود كردند كه گويا مردم با عناصر برانداز همراهند و از آشوب و هرج و مرج استقبال مي كنند. آنها صراحتا از گسست نيروها و وجود يك فاصله پرنشدني ميان مردم و پيكره نظام سخن به ميان مي آوردند و مدعي بودند كه گويا مردم از نظام رويگردانند. حتي برخي از دولتمردان هم با اعلام استعفا و بيان مطالب تحريك آميز و يا سكوت در برابر توطئه ها بر روي آتش فتنه 18 تير بنزين مي پاشيدند .
    آن حماسه پرشكوه و آن حركت خودجوش مردمي يكباره همه محاسبات دشمن خارجي و عناصر مرعوب داخلي را برهم زد. روز 23 تيرماه 78 مردم با آنچنان شور و احساسات و انگيزه اي به صحنه آمدند كه ديگر هيچكس نتوانست آن بازي رسوا را ادامه دهد.
    دشمنان و بدخواهان نظام كه از حركت اعتراضي شمار اندكي از دانشجويان غافل و تندرو ذوق زده شده بودند بدون توجه به اراده راسخ و استوار ملت بزرگ ايران تا فروپاشي نظام برنامه ريزي كرده و همه امكانات و عوامل سرسپرده خود را براي نيل به اهدافشان به كار بردند اما ملت غيور و هميشه در صحنه ايران كه چهار روز با خون دل رنج شعارها تخريبها اظهارنظرها و اقدامات آشوبگران و حاميان داخلي و خارجي آنها را تحمل كرده بود با اشاره مقتداي خود به صحنه آمد و در كمتر از چند ساعت طومار اغتشاشگران را درهم پيچيد و تمام معادلات و محاسبات دشمنان را برهم زد.
    مردم كه به صحنه آمدند يكباره همه چيز عوض شد و روزنامه هاي زنجيره اي كه در اين چند روز آتش بيار معركه بوده و غوغاسالاري مي كردند با در پيش گرفتن سكوت مرگباري كه هرگز رمز و راز آن بازگو نشد حتي از انعكاس حركت عظيم و ميليوني مردم در حماسه 23 تير هم خودداري كردند .
    آنها اگرچه شعار مي دادند كه « دانستن حق مردم است » اما گويا از ديدگاه آنها دانستن هر چيزي حق مردم نيست و اين آنها هستند كه براي خودشان نقش قيم را قائلند و بايستي اطلاعات مورد نياز مردم را « فيلتر » كنند تا آنچه مايل بودند مردم بدانند و هر آنچه به مصلحتشان نيست مردم از آن بي خبر باشند.
    متاسفانه مسئولان و دستگاههاي مسئول چهار روز عملا كشور را در اختيار آشوبگران قرار دادند و عليرغم داشتن موقعيت ها و ظرفيت هاي فراوان براي سركوب عوامل آشوب هيچ اقدامي در جهت تامين امنيت مردم و جامعه انجام ندادند و اراذل و اوباش عرصه را هر روز بر مردم و انقلابيون تنگ كردند.
    اما رهبر حكيم و فرزانه انقلاب با تيزبيني و آينده نگري قاطعانه خطر حضور دشمن را به ملت گوشزد كردند و ملت نيز با يك اشاره رهبر كوتاهي ها و غفلت مسئولان را جبران كردند و به تعبير رهبر انقلاب مردم اخلالگران را مانند كاغذ مچاله شده به سطل آشغال انداختند.
    در حقيقت حماسه 23 تير روز تجسم كلام رهبر معظم انقلاب و تجلي اراده راسخ و استوار ملت در دفاع از نظام اسلامي و آرمانهاي متعالي حضرت امام (ره ) و رهبر انقلاب بود كه از اين بابت بايد 23 تير را « يوم الله » ناميد .
    اگر امروز بخواهيم درسي از حماسه 23 تير بگيريم يقينابه نكات ارزشمند فراواني دست خواهيم يافت لكن فصل مشترك همه اين موارد آنست كه اين ملت از انقلابي كه خودآگاهانه به راه انداخته در هر شرايطي پاسداري مي كند و به هيچكس اجازه نخواهد داد كه با ثمره خون شهيدان و حاصل خون دل خوردنهاي ملت بازي كند.
    مردم با هوشياري مثال زدني خود يكبار ديگر توطئه را در نطفه خفه كردند و نگذاشتند آتش طمع و كينه دشمن در خرمن انقلاب رخنه كند.
    امروز در سالگرد آن حماسه پرشكوه و ماندگار جا دارد كه با صريح ترين جملات ممكن به دوست و دشمن اعلام شود كه مردم همچنان هوشيارانه در صحنه اند.
    طبعا در مورد توطئه هايي كه دشمن كينه توز به راه مي اندازد و عناصر مرعوب داخلي با هر انگيزه و هدف و توجيهي به آن دامن مي زنند يا حتي شروع كننده و آتش بيار صحنه هاي آن مي شوند مردم براي خنثي كردن آن حتي براي لحظه اي هم دچار ترديد نشده و نخواهند شد.
    البته اين تجربه جديد نيست كه در تاريخ انقلاب اسلامي بيسابقه باشد ولي دشمن اميدوار بود كه با مرور زمان همه چيز تغيير كند و ديگر كسي حاضر به دفاع از انقلاب و نظام نباشد اما حماسه 23 تير نشان داد كه مردم به اين انقلاب و نظام همچنان عشق مي ورزند و اين رمز استمرار و پيروزي نهضتي است كه پشتوانه اصلي آن يك ملت خداجو حق شناس و با اراده است .
    سخنراني حجت الاسلام والمسلمين دكتر حسن روحاني در راهپيمايي بزرگ مردم تهران در حمايت از بيانات مقام معظم رهبري و اعتراض عليه آشوبگران تهران
    مكان : دانشگاه تهران
    زمان : 78 4 23
    ملت ايران پنج روز پس از تحمل فتنه 18 تير در سال 78 و مشاهده عربده كشي مستانه آشوبگراني كه به نداي راديوهاي بيگانه مي خواستند ختم انقلاب را برگزار كنند در روز 23 تير و به نداي رهبر حكيم و فرزانه انقلاب به خيابانها آمد و با حضور توفنده خود حماسه اي را آفريد كه به نام حماسه 23 تير در تاريخ انقلاب ثبت و ضبط شد .
    هشت سال پيش ملت صبور و انقلابي ايران با يك اشاره رهبري به سردويد و اخلالگران را به زباله دان تاريخ ريخت . مردم تهران در راهپيمايي بزرگ 23 تير به حمايت از بيانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف گرد آمده و به سخنان دكتر حسن روحاني عضو شورايعالي امنيت ملي گوش فرا داده و با تكبير خود آنرا تائيد كردند.
    اين سخنان يادآور شور انقلابي مردم در پاسداري از انقلاب و ايستادگي در مقابل توطئه دشمنان است كه با هم مرور مي كنيم .
    « ومكروا مكرا و مكرنا مكرا و هم لايشعرون . فانظر كيف كان عاقبه مكرهم انا دمرناهم و قومهم اجمعين » (1 )
    مردم قهرمان بزرگوار و شريف تهران در چند روز گذشته مواجه با سه حادثه تلخ بوده اند. حادثه اول حادثه كوي دانشگاه و هتك حرمت به مقام دانشجو بود. اين حركت غير قانوني و خلاف اصول اخلاقي و ديني يعني حمله به كوي دانشگاه از طرف مقام معظم رهبري رياست محترم جمهور مسئولين نظام و مردم قهرمان و عزيز كشورمان بويژه مردم تهران و دانشجويان عزيز قاطعانه محكوم شد و شورايعالي امنيت ملي مسئول شد تا اين حادثه را ريشه يابي كند و در قدمهاي اوليه اين بررسي مقصرين اين حادثه را شناسايي و به دست عدالت بسپارد و تلاش نمايد تا دانشجويان زنداني و دستگير شده را آزاد نمايد و به سرعت به جبران خسارتهاي وارده در كوي دانشگاه بپردازد.
    بي ترديد دانشجويان عزيز بزرگوار و انديشمند ما به عنوان آينده سازان كشور و مديران آينده كه ركن مهم در پيروزي انقلاب و نقش مهم در حفاظت و تداوم انقلاب داشته اند. همواره مورد احترام همه مسئولين نظام ملت قهرمان و عزيز ايران بوده اند هستند و خواهند بود. در عين حال مسئله كوي دانشگاه همچنان در دستور كار شورايعالي امنيت ملي خواهد بود تا همه ريشه هاي اين حادثه شناسايي بررسي و بالتبع در فرصتهاي آينده نتيجه آن به مردم شريف و بزرگوار ايران اعلام خواهد شد. اين موضوع اول كه حادثه اي بسيار تلخ و ناگوار بود كه با محكوميت اين حادثه زشت و با دادن قول به مردم براي رسيدگي به آن و سپردن عوامل آن به دست عدالت و با احترام مجدد به قشر ارزشمند و انديشمند دانشجو از آن عبور مي كنيم . البته ريشه هاي اين حادثه بررسي و شناسايي خواهد شد و به اطلاع مردم ما خواهد رسيد.
    اما در كنار اين حادثه دو حادثه تلخ ديگر بوقوع پيوست دشمنان به كمين نشسته دشمنان فرصت طلب كه نه ربطي به دانشگاه دارند و نه ارتباطي به دانشجويان عزيز دارند در كنار حركت دانشجويي مي خواستند سو استفاده كنند و متاسفانه موفق به سو استفاده هم شدند. افراد شرور افراد وابسته به گروهك هاي سياسي ورشكسته و منزوي در جامعه ما مزدوران و وابستگان به قدرتهاي خارجي از اين فرصت خواستند سو استفاده كنند البته اين گروهكها ماهها در انتظار يك فرصت مناسب بودند و فكر كردند اين مقطع فرصت مناسبي براي اهداف شوم و پليد آنهاست . يك حادثه تلخي كه با حركت اين عناصر فاسد رخ داد حرمت شكني بود. شما مي دانيد دشمن براي اينكه در مردم ايجاد ياس كند و در مردم ايجاد ترديد نمايد و براي آينده زمينه سازي كند سنگ زيرين بناي انقلاب را مورد تهاجم قرار داد و باشكستن حرمت و تقدس ارزشهاي انقلابي اركان نظام و بويژه ركن ركين انقلاب يعني حريم مقدس ولايت خواست راه را براي توطئه هاي بعدي آماده نمايد.
    دشمنان خارجي و داخلي ما بايد بدانند ملت ما هوشيار و در صحنه است . مسئله ولايت مسئله فرد نيست مسئله شخص نيست . ولايت در كشور ما مظهر اسلاميت نظام و استقلال كشور است . مردم ما خوب مي فهمند و درك مي كنند دشمن از اسلاميت نظام و استقلال كشور عصباني است (تكبير حضار)
    دشمنان داخلي و خارجي مي دانند آن سد نيرومندي كه در طول 20 سال گذشته در برابر همه توطئه ها ايستاد و مقاومت كرد اسلام بود. آن عاملي كه بين ملت عزيز و بزرگوار ايران با بيش از يك ميليارد مسلمان جهان پيوند ناگسستني ايجاد كرده اسلاميت نظام است . مردم ما به خوبي مي دانند آن قدرتي كه توانست در دفاع 8 ساله در برابر همه قدرتهاي استكباري و حاميان آنها بايستد و مقاومت كند و پيروز شود اسلام و اسلاميت نظام بود. آن عاملي كه امروز ملت ما را متحد كرده است و پيوند ناگسستني در ملت ما ايجاد كرده است اسلام است و مظهر اين اسلاميت رهبري و مقام ولايت است . (تكبير حضار)
    مردم ما به خوبي مي دانند مسئله ولايت به عنوان مظهر وحدت ملي جامعه است مسئله ولايت مظهر اقتدار ملي ما است . اهانت به مقام ولايت اهانت به ملت است . اهانت به ايران است . اهانت به اسلام است . اهانت به مسلمانان است . اهانت به همه آزادگاني است كه قلبشان براي ايران به عنوان ام القراي جهان اسلام مي تپد. بنابراين اين حرمت شكني نه براي مردم ما و نه براي عاشقان انقلاب در سراسر جهان قابل تحمل نيست . گر چه آنهائي كه به اين عمل زشت دست زده اند تعدادشان بسيار اندك بود اما در عين حال لبخند و تشويق استكبار جهاني و اميدهاي نابخردانه اي كه در آنها ايجاد كرد. نشان مي دهد كه قدرتهاي استكباري توسط مزدورانشان سنگ زيرين اين بنا را مورد هدف قرار داده اند. ولايت مهمترين ركن حكومت و نظام ما در قانون اساسي كشور ما است . اهانت به اين ركن اهانت به قانون اساسي است اهانت به قانون گرايي است و اهانت به همه ارزشهاي انقلابي است .
    من در اين حادثه چند روزه چيزي كه مي ديدم در ميان اين مردم باوفا مردم مخلص مردم انقلابي مردم در اين چند روز صبر 25 ساله مولاي متقيان علي (ع ) را به نمايش گذاشتند كه فرمود : « صبرت و في العين غذي و في الحلق شجي » استخوان در گلو و خار در چشم اين چند روزه تحمل كردند. اين صبر انقلابي اين تحمل توام با كظم غيض اين حفظ نظم و آرامش اين هوشياري آماده بودن اما منتظر دستور ماندن و دست روي دست گذاشتن نكته بسيار جالبي بود. اگر منع مسئولين نبود مردم ما جوانان مسلمان غيور و انقلابي ما با اين عناصر اوباش به شديدترين وجه برخورد مي كردند و آنها را به سزاي اعمالشان مي رساندند. (تكبير حضار)
    اين متانت صبر و اين آماده بودن و گوش به فرمان بودن تمرين نويني بود كه مردم ما از زندگي مولاي متقيان حضرت علي (ع ) سرمشق گرفته بودند و به نمايش گذاشتند. ما همچنان بايد آمادگي و هوشياري توام با صبر و متانت خودمان را حفظ كنيم . مطمئن باشيد دولت و ارگانهاي امنيتي كاملا بر كشور مسلط هستند و اين گروهكها و اين چند صد نفر اوباش چيزي نيستند كه بخواهند براي ملت ما و براي مردم عزيز و قهرمان تهران نگراني بوجود آورند (تكبير حضار)
    حادثه تلخ سوم حمله به اموال عمومي ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم برهم زدن آرامش و امنيت سلب آسايش مردم آزار مردم وحتي دستبرد به اموال شخصي و اهانت و تعدي به مردم بود. در كدام كشور جهان حركتهاي آشوب طلبانه اين چنيني تحمل مي شود. اينها خيلي پست تر و حقيرتر از آن هستند كه بخواهيم نسبت به آنها تعبير حركت براندازي را مطرح كنيم . در كجاي دنيا و در كدام كشور و توسط كدام دولت آشوب تخريب و برهم زدن نظم جامعه تحمل مي شود. مگر دولت مقتدر جمهوري اسلامي ايران مسئولين امنيتي نظام اين گونه حوادث را تحمل خواهند كرد. اين صبر و متانت در يكي دو روز براي اين بود كه ماهيت اين چند صد نفر اوباش به خوبي براي مردم ما روشن شود و همه بخوبي بدانند اينها چه كساني هستند و داراي چه ماهيتي هستند. من در همين جا لازم مي دانم از دانشجويان عزيز بيدار هوشيار و قهرمان تشكر و قدرداني كنم كه با هوشياري و با ديد نافذشان تا متوجه شدند كه اين عناصر مفسد و معاند در كنار آنها قرار گرفته اند بلافاصله اعلام بيزاري و برائت كردند و خودشان را كنار كشيدند. اين نشان هوشياري و بيداري دانشجويان انقلابي و مسلمان و قهرمان ما است .
    افرادي كه اتوبوس و اموال عمومي را آتش مي زنند آنها كه ماشين بيت المال را آتش مي زنند و حتي اتومبيل شخصي افراد را از بين مي برند اينها چه عناصري هستند و داراي چه ماهيتي مي باشند بي ترديد اين افراد دشمن مردم ايران و ارزشهاي اين مرز و بوم هستند. اين اوباش حتي به مساجد هم تعرض كردند.
    ادامه اين وضع براي نظام ما كشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. ديروز نسبت به اين عناصر دستور قاطع داده شد ديروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هرگونه حركت اين عناصر فرصت طلب هر كجا كه باشد با شدت و با قاطعيت برخورد شود و سركوب شوند (تكبير حضار)
    مردم ما شاهد خواهند بود كه از امروز نيروي انتظامي نيروي قهرمان بسيج حاضر در صحنه با اين عناصر فرصت طلب و آشوبگر ـ اگر جرات ادامه حركت مذبوحانه داشته باشند ـ چه خواهند كرد (تكبير حضار)
    دشمنان خارجي آنها كه در اين چند روز كف زدند و همچنين اين عناصر پست و مزدور بدانند اسلام در اين كشورزنده است و زنده خواهد ماند . مردم عزيز و بزرگوار تهران و ايران زنده اند و در صحنه اند و با همان شور و هيجان سالهاي 57 و 58 درصحنه حضور دارند و پاسخ دندان شكن به آنها خواهند داد. نيروهاي امنيتي قدرتمند ما اعم از نيروي انتظامي بسيج و ساير قوا و پرسنل بيدار وزارت اطلاعات در صحنه مقتدرانه خواهند بود.
    خوشبختانه اكثر اين عناصر در ظرف ديروز و ديشب دستگير شده اند. همه اين افراد مورد بازجويي قرار خواهند گرفت . در ميان اين افرادي كه دستگير شده اند افراد شرور جنايتكار و سابقه دار وابسته به گروهكهاي معاند و ورشكسته افرادي كه به نوعي از سوي دستهاي مشكوك تطميع شده بودند همه اينها ديده مي شوند كه در فرصت مناسب ماهيت اين افراد به مردم معرفي خواهد شد. بي ترديد آنهايي كه به آشوب و تخريب اموال عمومي و تعرض به نظام در اين چند روز مشغول بوده اند در دادگاههاي صالحه ما محاكمه خواهند شد و طبق قوانين و مقررات به مجازات خواهند رسيد (تكبير حضار).
    من فكر مي كنم ريشه حركتهاي اين يكي دو روز اخير به تحليل غلط دشمنان انقلاب و مزدورانشان از نظام جمهوري اسلامي و تحليل نادرست نسبت به هوشياري و آمادگي ملت بزرگوار و حاضر در صحنه ايران برمي گردد.
    اولا آنچه كه راديوهاي خارجي براي آتش زدن چند اتوبوس براي حمله به چند باجه و كيوسك تلفن كف زدند و براي عربده كشي چند نفر شرور اميد بسته اند. بايد بدانند نظام ما و انقلاب ما يك انقلاب مردمي است ريشه در اعماق جان مردم دارد. مردم خود اين انقلاب را به پيروزي رسانده اند . مردم خود اين انقلاب را در برابر انواع توطئه ها حفظ كرده اند مردم ما بدون كمك ديگران در 8 سال دفاع مقدس در برابر متجاوزين از تماميت ارضي و شرف ملي خود دفاع كردند. مردم ما با خون با رهبري انقلاب و نظام عزيز اسلامي خود پيمان بسته اند (تكبير حضار).
    دشمنان خارجي ما تجربياتي كه دارند نسبت به كشورهايي است كه نظام آنها به قدرت خارجي وابسته است و ريشه در اعماق دلهاي مردم ندارد و داراي نظام مردمي نيستند و با بادي مي لرزند آن تجربه را مي خواهند نسبت به انقلاب شكوهمند و عزيز اسلامي ايران و مردم مقتدر و هوشيار و بيدار ما پياده كنند . مگر اين انقلاب تعلق به قشر خاصي دارد و از آن گروه خاصي است اين انقلاب به 60 ميليون نفر مردم ايران تعلق دارد كه با آن و دل براي اين انقلاب فداكاري كرده اند و فداكاري خواهند كرد.
    اشتباه دوم دشمن اين بود كه هنوز بعد از اين 20 سال مردم ما را نشناخته است (تكبير حضار) .
    تصور آنها از مردم تصور ناصحيح و غلطي است . مردم ما به اسلام قرآن به خاندان رسالت به انقلاب به امام و به راه امام و به ولايت عشق مي ورزند و در برابر اين توطئه ها تسليم نخواهند شد . خوب است دشمن تجديدنظر كند . بعد از 20 سال مقاومت مردم ما دشمن هيچ راهي جز تسليم شدن در برابر انقلاب اسلامي ايران و واقعيت اين انقلاب ندارد. اگر تصور ديگري دارد اشتباه است . دشمن بداند يك راه بيشتر پيش روي او نيست و آن اعتراف اقرار و تواضع در برابر انقلاب اسلامي و ملت بزرگوار و هوشيار ما است .
    البته اگر آمريكا يا رژيم اشغالگر قدس از اين عناصر آشوبگر حمايت كردند توقع هم همين بود. اين كشورها هميشه حامي آشوب گران جنايتكاران و افراد وابسته و مزدور هستند يكي دو كشور ديگر هم اغفال شدند من به آنها هشدار مي دهم و به آنها مي گويم كه سخنان ناصحيح و نادرست بعضي از مسئولين اين كشورها در زمينه حوادث چند روزه اخير تهران در پرونده روابط ايران با آنها ثبت شده است . دولت ايران اين موارد را در نظر دارد و بدانند در فرصت مناسب پاسخ لازم به آنها داده خواهد شد(تكبير حضار).
    من مي خواهم يكي دو نكته در پايان بحثم به عرض شما برسانم :
    نكته اول آنكه حوادث اين چند روزه درس بزرگي براي همه جناحها و گروهها بود. حوادث چند روز اخير به ما نشان داد و روشن نمود كه در جهان سياست اول بايد قواعد بازي را بياموزيم . بدون آشنايي به قواعد بازي ورود به صحنه رقابتها و مجادله هاي سياسي ممكن است خطرات جبران ناپذيري را براي كشور به بار آورد. در تمام كشورهاي جهان حتي آنهائي كه مدعي هستند كه مهد دموكراسي هستند قواعد بازي را به عنوان محور اصلي حركت سياسي همواره مورد توجه و مراعات قرار مي دهند. مصالح ملي امنيت ملي و منافع ملي بايد خطوط قرمز همه گروهها و جناحها باشد. اميدوارم اين حوادث درس خوبي براي همه ما باشد. حتي در لحن سخن گفتن و مكالمه با يكديگر و نوع گفتمان بايد از لحن متناسب با فضاي سياسي سالم استفاده كنيم . لحن درشت و تحريك كننده دشمن را اميدوار مي كند. لحن ناصحيح فضاي مناسب را براي فعاليت دشمن ايجاد مي كند. همه جناحها و همه گروهها بايد اين درس و سرمشق را مدنظر داشته باشند.
    حوادث چند روزه اخير در كنار حوادثي كه در اين 20 سال گذشته داشتيم يك پالايش ديگر براي انقلاب ما بود . انقلاب ما در هر مقطعي نياز به يك پالايش دارد و اين حوادث چند روزه زمينه اي را راي پالايش جديد در انقلاب ما و نظام ما بوجود آورده است . در مجموع خسارتهايي در اين چند روز ديديم اما در كل و در نتيجه نهائي شايد اين حادثه مايه تكامل انقلاب و سالم سازي حركتهاي انقلابي و فضاي سياسي كشور باشد. حوادث چند روزه به همه گروهها آموخت كه بايد واقعيتهاي نظام جامعه جهان و شرايط سياسي منطقه و جهان را به خوبي درك كنيم و با درك اين واقعيت همبستگي و وحدت يك ضرورت براي همه ما است .


    حوادث چند روزه به ما گفت خشونت و خشونت گرايي تحت هر عنواني محكوم است و همه بايد به سمت قانون و قانونگرائي و قانونمداري حركت كنيم . با عناصر خشونت طلب در اين چند روز و با اين اشرار برخورد قاطع خواهد شد تا براي ديگران درس عبرت باشد. خوشبختانه همه اركان نظام مسئولين همه قوا بدون هيچگونه اختلاف نظر نسبت به برخورد قاطع و انقلابي نسبت به اين عناصر فرصت طلب اتفاق نظر دارند و قوه قضاييه در روزهاي آينده به وظيفه قانوني شرعي ملي و انقلابي خود به خوبي عمل خواهد كرد(تكبير حضار).
    در روزهاي آينده مردم ما بايد همچنان هوشياري خودشان را در صحنه حفظ كنند. بدون اينكه دست به عملي بزنند. در زمينه اطلاعات به دست آمده به وزارت اطلاعات كمك كنند در زمينه عمل هم پشتيبان نيروهاي رسمي و مسئولين امنيت باشند يعني كمك نيروي انتظامي بسيج و ساير نيروهاي امنيتي در صحنه عمل باشند. بايد بدانيم كه اتكا اصلي نظام و مسئولين ما به مردم عزيز و قهرمان حاضر در صحنه است .
    گرچه چند روز گذشته شاهد حوادث تلخي بوديم اما حضور امروز مردم شيريني و شهد را در كام تلخ مردم ريخت . حضور ميليوني امروز مردم در سراسركشور حماسه ديگري بود. اطلاعاتي كه من يك ساعت پيش از همه استانها گرفتم اين بود كه در سراسر ايران موج خروشان مردم تكبيرگويان به مراكز اجتماعي كه به آنها اعلام شده است زن و مردم در حال حركت هستند. همه جا شعار و فرياد در حمايت از نظام و عليه استكبار و مزدوران داخلي آنها است . مردم ما امروز يكبار ديگر دشمنان خارجي و مزدورانشان را مايوس كردند و مشت رد به سينه آنها زدند. مردم ما به خوبي توجه دارند براي توسعه اقتصادي سياسي و فرهنگي اولين شرط ضروري و لازم امنيت و ثبات است و براي اين امنيت و ثبات همه ما بايد در صحنه باشيم و هوشياري و بيداريمان را حفظ كنيم و دولت و نيروهاي امنيتي را براي اين هدف مهم ياري دهيم .
    در پايان مي خواهم يك نكته عرض كنم و آن اينكه شورايعالي امنيت ملي به مردم قهرمان و دانشجويان عزيز اطمينان مي دهد كه :
    1 ـ مسئله كوي دانشگاه را ريشه يابي بررسي خواهد كرد و اين بررسي را تا نتيجه نهائي ادامه خواهد داد و نتيجه آن را به اطلاع مردم خواهد رساند.
    2 ـ به شهروندان عزيز قهرمان تهراني و به همه مردم ايران قول مي دهيم كه نيروهاي امنيتي ما و قوه قضاييه با سرعت با عناصر مخرب و مفسد برخورد قاطع خواهند كرد.
    3 ـ به مردم ما اعتماد و اطمينان مي دهيم كه دولت و نيروهاي امنيتي ما كاملا بر اوضاع مسلط هستند و هيچگونه نگراني در اين زمينه وجود ندارد.
    لازم مي دانم از نيروي انتظامي به خاطر تلاشهاي شبانه روزي اش در اين چند روز از نيروي عزيز و قهرمان بسيج و همچنين پرسنل بيدار وزارت اطلاعات تشكر سپاسگزاري و قدرداني نمايم كه تلاش و فعاليت فوق العاده اي در اين چند روز داشته اند.
    از دانشجويان عزيزمان تشكر مي كنم كه با دقت و سرعت حساب خودشان را از اين عناصر مفسد جدا كردند و به خوبي هوشياري و آگاهي خود را در اين مقطع حساس نشان دادند.
    در نهايت از مردم بزرگوار و عزيزمان تشكر و قدرداني مي كنيم كه با همان شور و نشاط سالهاي اوليه انقلاب در صحنه حاضر شدند و امروز حماسه عظيم و بزرگ حضور خودشان را در كشور آفريدند. « ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم . »
    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
    ولايت فقيه مهمترين ركن حكومت و نظام ماست . اهانت به اين ركن اهانت به قانون اساسي اهانت به قانون گرايي و اهانت به همه ارزشهاي انقلابي است
    دشمنان خارجي آنها كه در اين چند روز كف زدند و از عناصر پست و مزدور حمايت كردند بدانند اسلام در اين كشور زنده است و زنده خواهد ماند
    ريشه حركتهاي 18 تير به تحليل غلط دشمنان انقلاب و مزدورانشان از نظام جمهوري اسلامي و برداشت نادرست نسبت به هوشياري و آمادگي ملت ايران برمي گردد
    آمريكا اسرائيل و چند كشور ديگر كه از آشوبگران 18 تير حمايت كردند ماهيتا با نظام اسلامي دشمني دارند
    روايت حجت الاسلام والمسلمين ناطق نوري از فتنه 18 تير 78
    حجت الاسلام والمسلمين علي اكبر ناطق نوري رئيس اسبق مجلس شوراي اسلامي در جلد دوم كتاب خاطرات خود روايتي از تعطيلي روزنامه سلام و ماجراي كوي دانشگاه تهران در 18 تير سال 78 ارائه داده است .
    براي واكاوي و بازخواني آنچه كه در آن روزها گذشت مطالعه اين خاطرات مفيد است :
    چون پيشتر در امور اجرايي بوده و وزارت كشور را در بحراني ترين شرايط كشور هم اداره كرده بودم با حساسيت جريان كوي دانشگاه را تعقيب كردم .خبرهايي كه از آغاز صبح در اين باره مي رسيد حكايت از اين داشت كه آن چه رخ مي دهد يك جريان عادي نيست . اصل ماجرا از اين قرار بود كه به دنبال توقيف روزنامه « سلام » و به بهانه اعتراض به اين توقيف در كوي دانشگاه تظاهراتي شد كه بعد به بيرون هم كشيده شد.راهپيمايان مسيري را طي كردند سپس نيروي انتظامي با آنها برخورد كرد كه منجر به آن حوادث شد.
    من اصل جريان را هم عادي نمي ديدم .زيرا توقيف يك روزنامه نمي توانست اين قدر موج آفريني كند.گرچه همان موقع شنيده بودم كه بعضي از افراد جبهه دوم خرداد مي گفتند : « توقيف اين روزنامه به اين آساني نيست اين غير از روزنامه « طوس » و « جامعه » است و نظام اگر بخواهد با روزنامه سلام برخورد كند بايد خسارت سنگيني بپردازد. » اين سخنان از آنها شنيده شده بود و اين ذهنيت را ايجاد مي كرد كه هدف از اين سخنان پيش بيني طرح و برنامه اي بود كه اگر حادثه اي به اين شكل رخ بدهد چه بايد كرد. از اين روي وقتي حادثه رخ داد و روزنامه توقيف شد حوادث و نتايج آن براي من غيرمترقبه نبود. با اين سابقه ذهني و خبرهايي كه داشتم وقتي حادثه رخ داد آن را عادي ندانسته و جريان را تعقيب كردم تا اين كه گفته شد راهپيمايان به خيابان ريختند و تخريب كردند.آنها شعارهاي تند و تيز و توهين آميزي را عليه اركان بالاي نظام وقوه قضاييه و حتي به مقام معظم رهبري مي دادند.
    در حالي كه ايشان هيچ نقشي و دخالتي از اين جهت در اين نوع كارها ندارند يعني آقا نمي گويند اين روزنامه را ببندند يعني در ريز قضايا دخالت نمي كنند.شان رهبري ايشان اجل از اين است كه در اين مسائل ريز دخالت كنند.ايشان سياست هاي كلي را بيان مي كنند ممكن است كه به طور كلي هشدار و اخطار هم به مطبوعات بدهند همانطور كه ممكن است به قوه قضاييه هم هشدار بدهند كه تو به وظيفه خود عمل كن اما اين كه حالا تعيين مصداق بكنند نيست به اصطلاح معروف علمي و طلبگي خود ما « حكم را در واقع حاكم بيان مي كند ولي تشخيص مصداق و موضوع با مكلف است » و آنجا هم مكلف قوه قضائيه بود كه برخورد كرد.
    دستهايي در پشت صحنه
    من به لحاظ اين كه شم امنيتي داشته و كار امنيتي كرده بودم احساس كردم پشت صحنه دست هايي است كه اينها را مي گرداند و به طور جدي به اين موضوع يقين داشتم . در همان روزها قبل از آن كه حتي كسي دستگير و بازجويي شود يا مثل الان يك خرده شفاف شود گفتم كه ماجرا زير سر نيروهاي به اصطلاح ملي ـ مذهبي است . اينها رهبري مي كنند و به نظر من قوه قضاييه اگر بخواهد اين غائله را ختم كند بايد سران اينها را دستگير نمايد.
    هميشه وقتي كه يك جايي شورش و جار و جنجال مي شود مثل مشهد اسلام شهر اكبرآباد قزوين و از اين قبيل آنهايي كه در متن صحنه هستند و آتش مي زنند غارت مي كنند و شيشه مي شكنند سياسي نيستند; اينها يك مشت آدم هاي عقده اي و اراذل و اوباش هستند كه در شلوغي مي ريزند و آتش مي زنند كه چيزي گير بياورند اما آنهايي كه پشت پرده و صحنه را هدايت مي كنند آنها سياسي هستند.
    يكي از محافظين من مي گفت : « هنگام تظاهرات در خيابان ايستادم و نگاه كردم كه جريان چگونه است . ديدم يك مرد 40 تا 50 ساله كه موبايل در دست خودش دارد از اين يك طرف جلو مي آمد و با گفتن جمله اي جمعيت را تحريك مي كرد بعد خودش مي رفت پشت درختي مي ايستاد و با موبايل خبر مي داد. اين شخص را خيلي تعقيب كردم ببينم كه چه مي كند مي خواستم با او برخورد كنم اما جرات نكردم براي اين كه احساس مي كردم تنها هستم و كسي همراهم نيست ; بنابراين با اين كه او را تحت تعقيب قرار دادم اماگمش كردم » .
    لذا معتقدم اين جريان هدايت شده بود براي همين من آرام نگرفتم و با اين كه در اين زمينه مسئوليتي نداشتم دائما جاهاي مختلف از دفتر خودم در مجلس تلفن مي زدم . حراست خود را هم به صحنه تظاهرات فرستاده بودم تا به من خبر دهند.
    چون گفته بودند اغتشاش گران به سمت بهارستان هم آمدند. مسئول حراست آخرين وضعيت را به من گزارش مي داد كه مثلا الان اغتشاش گران در كجا هستند و چه كار مي كنند. زماني كه نزديك ايستگاه راديو بودند با آقاي لاريجاني تماس گرفتم كه شما آنجا چقدر نيرو داريد و بعد معلوم شد تدابيري انديشيده شده بود. من با آقاي ذوالقدر و آقاي رحيم صفوي فرمانده محترم سپاه نيز پي در پي تماس مي گرفتم و آنها هم مي گفتند هنوز به ما دستور داده نشده و علت دارد كه دستور داده نشده حتما شما در جريان هستيد. البته آقايان هم ناگزير هستند كه ضوابط را رعايت كنند. چون در اين درگيري ها كه نان و حلوا تقسيم نمي شود ممكن است دو نفر هم كشته شوند و آن وقت به اين فرماندهان بگويند شما به چه مناسبت وارد شديد. از اين رو اين اغتشاش گران فكر مي كردند كه واقعا ميدان باز است و هر كاري كه دلشان بخواهد مي توانند انجام دهند. در واقع فرصت خوبي بود كه اينها خودشان را نشان دهند ولي به نظر من نبايد هيچ فرصتي به اين گونه جريان ها داد از همان اول بايد در نطفه خفه مي شد. بالاخره در يك مقطعي دستور صادر شد كه سپاه وارد عمل شود و در ظرف دو ساعت اغتشاشي كه از « ميدان بخارايي » تا « شهرري » كشيده شده بود پايان يافت .
    در همين زمان جلسه اي در حضور مقام معظم رهبري از سران سه قوه فرماندهان نظامي سپاه وزير اطلاعات وزير كشور و تا آنجا كه من يادم است دبير شوراي عالي امنيت ملي تشكيل شد.مقام معظم رهبري از وزير كشور سوال كردند (نزديك غروب بود) « اوضاع چه خبر است » گفت كه « حاج آقا تظاهرات و ناآرامي ها را جمع كردند و بر همه چيز مسلط هستيم » من چون خودم از بعدازظهر قضايا را تعقيب مي كردم خيلي عصباني بودم بين حرف پريدم و با تندي گفتم : « آقا ايشان گزارش بي ربطي مي دهند اين طور نيست . همين الان در ميدان بخارايي سپاه درگيري دارد اينها را آقاي صفوي بفرمايند. آقاي رحيم صفوي گفت : « درست است » جالب تر از همه اين كه خود آقا فرمود : « تنها در ميدان بخارايي نيست شهر ري هم الآن آشوب است » يعني خود آقا از همه ما بيش تر خبر داشت .
    من همانجا گفتم كه « آقا بنده اعتقاد دارم نهضت آزادي و اين نيروها در پشت پرده اين جريان هستند و اگر ما بخواهيم اين آشوب و شورش را بخوابانيم به نظر من بايد سران اينها را دستگير كرده عده اي كه در صحنه آشوب كردند را هم بسرعت محاكمه كنيم . حتي اگر لازم باشدـ ديديم كه اينها به هرحال بحران ايجاد كردند را هم بسرعت محاكمه كنيم و حتي اگر لازم باشد ـ آن ها را به سينه ديوار بگذاريم . اگر قصد براندازي نظام را دارند و با اسلام محارب هستند با آنها برخورد شود » .
    بعضي از مسئولان خيلي جا خوردند و گفتند : اين نوع حرف زدن جلوي آقا ! اما من ريشه اغتشاش را در نهضت آزادي مي دانم اين ها دنبال براندازي هستند و در كشور بحران ايجاد مي كنند و بالاخره بايد با آنها برخورد كرد حكومت تعارف ندارد.
    بايد با برخي مسئولان دولتي هم برخورد مي شد
    در نهايت با اين ناآرامي ها خوب برخورد شد و بعضي ها را هم دستگير كردند. با تائيد مقام معظم رهبري سپاه توانست عمل كند. البته من نظرم اين است كه در رابطه با حادثه كوي حق بسياري از نيروها تضييع شد. ما تحت تاثير شرايط آن دوره و همچنين يك مقدار رودربايستي قرار گرفتيم يك مقدار مصلحت انديشي كرديم و نيروي انتظامي و افرادي هم مثل آقاي نظري و افسر ديگري كه در منطقه ; مسئول عمليات بودندـ كه افسران خوبي هستند ـ به نظر من وجه المصالحه قرار گرفتند اينها قرباني شدند. من معتقد بودم كه حتي با وزير آموزش عالي نيز بايست برخورد جدي شود معنا ندارد كه وزير جمهوري اسلامي در آن ماجرا كه يك جريان پيچيده سياسي و پشت صحنه آن حداقل نامشخص بود تصميم عجولانه به استعفا بگيرد و عواطف دانشجوها را با اين كار خود تحريك كند. به نظر من او و دستيارانش در رده هاي مختلف بايد محاكمه مي شدند اما خيلي مصلحت انديشي شد برخلاف شعارهايي كه مي دهيم ـ قانون و قانونگرايي ـ به نظر من اين جا قانون خوب پياده نشد و من اگر مسئول بودم حتما اين طور عمل نمي كردم كه عمل شد جدي تر عمل مي كردم . واقعا حادثه كوچكي نبود. اگر مقداري اين مسئله رها مي شد ضد انقلاب بيشتر وارد كشور شده و با كمكي كه از بيرون هم به آنها مي شد براي ما خيلي بحران ايجاد مي كرد. البته لطف خدا و حضور به موقع نيروي بسيجي سپاه و مردم حزب اللهي بود كه اين جريان جمع شد اما اين به آن معنا نيست كه بعد از آن ما ديگر با چنين بحران هايي برخورد نكنيم چون ده ها سوال در رابطه با اين جريان به نظر من هنوز وجود دارد كه پاسخ آنها داده نشده و موضوع مبهم است .
    من بعد از اين جريان تا مدتي مصاحبه نكردم بعد در يك مصاحبه اي از من پرسيدند : « نظر شما در مورد اين واقعه چيست چرا تا حالا حرف نزديد » گفتم « براي اين كه تا حالا براي من مبهم بود كه قضايا چيست من به عنوان رئيس يك قوه نمي دانم چه مي گذرد و الان هم براي من شفاف نيست . خيلي سوال ها و ابهامات هست وزارت كشور چه وقت در جريان حادثه كوي دانشگاه قرار گرفته نيروهاي تحت امر او چه كرده اند چه زماني وزارت كشور وارد عمل شده است حادثه ساعت 2 نيمه شب رخ داده تا 8 صبح مسئولان كجا بودند چه كسي دستور داده چه كسي دستور نداده چه كساني از قبل در خوابگاه براي دانشجوان سخنراني كردند بعضي از نمايندگان مجلس و مسئولان چرا براي دانشجويان سخنراني و آنها را تحريك كردند اينها چه كساني بودند اينها بايد مورد بحث قرار بگيرد چرا استعفا دادند چرا تحريك كردند »
    پرونده كوي دانشگاه بايد بررسي مجدد شود
    در اين جريان چند نفر دستگير شدند از جمله منوچهر محمدي و يك زني كه او را هم گرفته بودند. معروف شد كه با گرفتن يك « منوچ » و « ملوس » قصه حل شد! منشا يك بحران و يك شورش اين نيست اين پشت پرده دارد. الان هم به نظر من پرونده ماجراي كوي دانشگاه بايد باز باشد و بعضي از مسئولان كشور بايد آنجا پاسخ بدهند. حداقل هنوز براي ما ماجرا روشن نيست چرا سوال ها پاسخ داده نمي شود چرا افراد دستگير نمي شوند چرا توضيح داده نمي شود چرا اين واقعه به ابهام و اجمال گذشت اين قضيه فقط به محاكمه سردار نظري و پخش صحبت ها و ادله و در نهايت حكم ايشان ختم شد ولي عوامل اصلي ايجاد اين واقعه هنوز مشخص نشده است .
    در جريان حادثه كوي دانشگاه بين سران سه قوه اختلافي به آن معنا وجود نداشت . آن زمان من آقاي خاتمي و آقاي شاهرودي بوديم كه با هيچ كدام آنها دعوا نداشتم و اختلافي هم واقعا نداشتم و در جلسات سران هم كه تشكيل مي شد نوعا در مسائل كلي تفاهم بود و ما هم در ريز جريانات وارد نمي شديم . ممكن بود سليقه من با سليقه آقاي خاتمي يا سليقه ايشان با من متفاوت باشد اما واقعآ تضاد و درگيري در بين نبود.
    عمل من در مجلس روشن بود نحوه برخورد با لوايح دولت بودجه و غيره شايد به اعتراف خود آقايان ـ و هماهنگي مجلس در دوران مديريت من با دولت بيش از الان (مجلس ششم ) بود. اين درگيري ها مرهون و معلول اختلافات جناحي است كه ربطي به سران ندارد. ممكن است مرا به يك جناح منتسب كنند اما آيت الله سيد محمودها شمي را به كدام جناح مي خواهند منتسب كنند. ايشان نه جز و جناح راست يا چپ بوده و نه در يك فراكسيوني مي باشد.
    بحث اين بود كه روزنامه سلام از ديدگاه قوه قضائيه تخلفي كرده است سوال و ابهامات هم همينجا است بالاخره بايد از اين آقايان اصلاح طلب و قانون گرا سوال كرد كه مگر شما نمي گوييد كه بايد قانوني عمل كرد مگر شما نمي گوييد كه كسي در كار ديگري دخالت نكند قوه قضائيه به يك جمع بندي رسيده و دارد عمل مي كند قوه قضائيه هم هر كاري را كه دلش بخواهد نمي تواند انجام دهد ما سلسله مراتب داريم اگر قايل هستيد كه قاضي جناحي عمل كرده و تخلف نموده مي توان به دادگاه انتظامي قضات شكايت كرد. اگر آنجا هم جناحي است به رئيس قوه قضائيه و پس از آن به رهبري ـ كه او را نصب كرده ـ مي توان شكايت كرد. چرا در اين جريان سلسله مراتب مراعات نشد چرا وقتي جلوي آن روزنامه گرفته شد عده اي مردم را تحريك كردند مقاله و سرمقاله نوشتند دانشگاه رفتند سخنراني كردند و متحصن شدند اينها واقعا از ابهامات است .
    در اين قضيه هم دعواهاي اين چنيني مطرح است والا واقعا سران با هم در اين قضايا اختلافي نداشتند. اختلاف من با آقاي خاتمي سليقه اي بود و به اين معنا كه در ماجراي هيجده تير 1378 قائل بودم كه بايد سران نهضت آزادي دستگير محاكمه و با آنها برخورد قاطع شود اما ايشان اين اعتقاد را نداشت تفاوت ما اين است .
    من خبر نداشتم كه در كوي دانشگاه تظاهراتي رخ داده و لباس شخصي ها در خوابگاه جمع شدند. قرايني كه هست نشان مي دهد جرياني كه اين حادثه را به وجود آورد ـ آنهايي كه از آنجا سخنراني كردند ـ از قبل خبر داشتند كه چنين حادثه اي رخ مي دهد. من و دوستانم از وقوع حادثه خبر نداشتيم صبح كه به مجلس آمدم خبردار شدم كوي دانشگاه شلوغ شده است . اگر دوستان ما جلسه يا تصميمي داشتند من چون در راس اين فراكسيون بوده و هستم خبردار مي شدم . چنين چيزي كه اينها نشسته و طرحي ريخته باشند و بعد هم با هماهنگي سپاه و بسيج يك نيرويي به آنجا بفرستند هرگز نبوده است .
    اين نكته را مي توانم بگويم كه در نيروهاي حزب اللهي بسيجي دانش آموز دانشجو كارگر و كاسب هم مي تواند باشد. اين نيروهاي حزب اللهي زماني در تهران تشكيلاتي دروني داشتند كه حالا آن را هم ندارند. اينها وقتي مي بينند يك جا شلوغ مي شود وارد صحنه مي شوند و اصلا با كسي هم ارتباطي ندارند. من هم دخالت به اين صورت را تائيد نمي كنم فرض كنيد شخصي در جايي سخنراني مي كند ممكن است حرف هاي لاطائلات هم بزند حزب الله تحمل نمي كند شلوغ كرده و جلسه را به هم مي زنند. آن وقت بعضي روزنامه هاي دوم خردادي و طرفداران آنها مي نويسند كه طرف داران جناح راست سخنراني زيد يا عمر را در قم به هم زدند; در حالي كه اين حزب اللهي ها همين مردم هستند.
    طبيعي است كه از آن طرف هم همين طرف است مثلا من در مسجد دانشگاه رفتم سخنراني كردم تحكيمي ها شلوغ كردند و نگذاشتند من حرف بزنم و درب مسجد را بستند. من اين را به چه كسي منتسب كنم بگويم كه اينها حتما از جناح چپ هستند و در آن صورت از مجمع روحانيون دستور گرفتند!
    يقينا اين گونه نيست ; البته ممكن است طرفداران يك تفكر بريزند شلوغ و خراب كنند. من يقين دارم كه در ماجراي كوي دانشگاه اين لباس شخصي هايي كه مي گويند سازمان يافته و از جناح راست هستند اصلا وجود خارجي نداشتند كما اين كه دادگاه هم به همين جمع بندي رسيد.
    جناح راست جامعه روحانيت جامعه مدرسين جامعه مهندسين جامعه فرهنگيان جامعه دانشگاهيان و جامعه دانشجويان و امثال آنها هستند و يقينا هيچ كدام از اينها در اين جريان نبودند. آن لباس شخصي هايي هم كه داخل كوي دانشگاه رفتند معلوم نيست كه همه آنها از كدام گروه بودند يكي از ابهامات هم همين است كه اصلا اين لباس شخصي ها چه كساني هستند تحليل من اين است كه خود اين ها ممكن است از جرياني باشند كه خواستند بروند آن جا شلوغ كنند به هم بريزند و آشوب به وجود بياورند كه بعد بهره برداري كنند; ممكن است اين طور باشد.
    در ماجراي فيضيه سال 1342 پاي منبر مرحوم « انصاري » يك مشت لباس شخصي ريختند و شلوغ كردند براي اين كه بتوانند فرصتي به وجود بياورند كه طلبه ها را بزنند و زهر چشمي بگيرند. شايد اين لباس شخصي هاي حادثه كوي دانشگاه از همين آقاياني بودند كه آن آشوب را راه انداختند يا اين كه گفتند يك كسي كلت داشته و تيراندازي كرده اين چه كسي بوده چه كسي او را فرستاده از قرائن بر مي آيد كه آمادگي مقابله از آن طرف بوده است ! من اميدوارم كه انشا الله ماجراي كوي دانشگاه مجددا پيگيري شود ـ چون پرونده آن باز است ـ و چيزهايي در اين پرونده روشن تر شود. آدم هايي را گرفتند; فيلم هايي موجود است و عكس هايي كه بعضي ها با لباس هاي مبدل آنجا بودند اين ها شناسايي هم شدند. چون اين جريان هنوز شفاف نيست و محكمه اي نبوده اين ها را نمي گويم ولي بايد روشن شود.