سفر قربان قلي بردي محمداف رئيس جمهوري تركمنستان به كشورمان از آن رو كه اولين سفر وي به ايران بود
بسيار نيز حائز
اهميت بود. اين سفر پس از سه سفر ايشان به مكه معظمه
روسيه و قزاقستان انجام مي شود و به همين سبب سفر با اهميتي تلقي
مي شود. بردي محمداف اكنون رهبري كشوري را بعهده دارد كه قابليت هاي فراوان و توانمندي هاي بالقوه اش در زمينه منابع سرشار نفت
و گاز و نياز جهان كنوني به اين منابع سبب شده است تا كشورهاي بسياري
برقراري ارتباط با اين كشور را در راس اولويت سياست
خارجي خود قرار دهند . تركمنستان از زمان استقلال در سال 1991 فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر نهاده است و به كمك رهبري
نيازاف
رهبر اقتدارگراي آن كشور
كه بيست و يك سال بر اين كشور حكم راند
توانست خود را بعنوان كشوري تاثيرگذار در منطقه به
اثبات برساند.
اكنون با كم كردن فاصله خود با دو كشور برتر آسياي مركزي يعني ازبكستان و قزاقستان به سمت برابري با آنان در حركت است و
حتي ديگر ترديدي در برتريش از دو كشور ديگر آسياي مركزي يعني تاجيكستان و قرقيزستان وجود ندارد. بردي محمداف در آغاز
حاكميتش بر تركمنستان
در اواخر سال گذشته خورشيدي به تداوم راه صفر مراد نيازاف تاكيد كرد و وعده اصلاحات به ويژه در زمينه
مسايل فرهنگي را به مردمش داد. وي كوشيد تا با جانبداري از برگزاري انتخابات سراسري در كشورش از پشتوانه آراي مردمي نيز
بهره مند گردد و حتي در تراكت هاي تبليغاتي تلاش نكرد تا گونه تبليغات خود را در كنار نامزدهاي ديگر به شيوه اي تغيير دهد كه شائبه
برتري جويي از آن به مشام برسد.
به نظر مي رسد بردي محمداف توجه بيشتري را به موضوع فرهنگ مبذول داشته و وعده هاي اوليه او پس از انتخاب شدنش عموما
در محدوده اصلاحات فرهنگي بوده است . او وعده داد كه استفاده از اينترنت را كه تا پيش از آن براي مردم كشورش محدوديت داشت در
حد وسيعي آزاد بگذارد و دروس جامعه شناسي و ورزش را به زمره دروس دبيرستان بازگرداند و سنوات آموزش عمومي را از نه سال به
ده سال افزايش دهد.
بعلاوه به فرمان بردي محمداف
در اوايل خرداد امسال كنفرانس بين المللي جارالله زمخشري در شهر داش آغوز تركمنستان برگزار
شد. رويكرد فرهنگي وي نشان از آن دارد كه او خلا بزرگي را در كناره گيري كشورش از موضوعات فرهنگي احساس كرده است و بايد
اين خلا به نوعي مرتفع شود. وي اگر چه تحصيل كرده رشته دندانپزشكي است ولي به دليل حضور ده ساله اش در كابينه نيازاف بعنوان
وزير بهداشت و درمان
توانسته است راههاي تعامل بين المللي را از نزديك تجربه كند و حتي با بازگرداندن برخي از مسئولين كه در زمان
نيازاف از كار بركنار شده بودند
به نوعي بر آزادانديشي خود تاكيد كرد . بردي محمداف با تاكيد بر آراي خود كه 89
23 درصد كل آراي
ماخوذه بوده است
بلافاصله پس از جلوس بر اريكه قدرت
اصلاحات مورد نظر خود را آغاز كرد و تا حدودي كوشيد وعده هاي داده
شده را به مرحله عمل نزديك سازد.
بردي محمداف در ابتداي تصدي پست رياست جمهوري تركمنستان بر تحكيم روابط دوستانه با همسايگان تاكيد نمود و آنرا از
اولويت هاي سياست خارجي آن كشور قلمداد كرد. سفر وي به ايران مي تواند بستر مناسبي را براي تحكيم و بسط و گسترش روابط همه
جانبه فراهم آورد.
تحكيم روابط سياسي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران با تركمنستان به دلايل زير ضروري مي باشد.
اول : تركمنستان همسايه ايران و داراي مرزهاي مشترك طولاني با كشورمان است . اين مسئله براي تركمنستان كه مركز چهار استان از
پنج استانش در نوارهاي مرزي مشترك با ج .ا.ايران قرار دارد
از اهميت بيشتري برخوردار است . تركمنستان با افغانستان
ازبكستان و
قزاقستان نيز همسايگي دارد. فقط يكي از مراكز استان پنج گانه اين كشور به مرزهاي قزاقستان نزديك است و ديگر مراكز استانهايش به
ايران نزديكترند تا به ساير همسايگان . همچنين وجود كوير قره قوم كه بزرگترين كوير دنيا پس از كوير ليبي محسوب مي شود در داخل
خاك اين كشور سبب شده است تا شهرنشيني به حاشيه هاي مرزي پس زده شود و در اين ميان مناطق نزديك به ايرن از شرايط مطلوبتري
براي شهرنشيني برخوردارند. ازهمين روي
تقارب مرزي ايران و تركمنستان نه تنها صرفا در مرز
بلكه در جمعيت و شهرنشيني بيش از
تقارب تركمنستان با ساير همسايگانش است . بنابر اين تركمنستان بطور طبيعي براي ايجاد روابط پيشگام خواهد بود و سعي خواهد كرد
تا نسبت به استحكام اطمينان بخش اين روابط تلاش كند. در اين ميان جمهوري اسلامي نيز مي تواند همانگونه كه در سالهاي آغازين
استقلال تركمنستان با بهره گيري از ديپلماسي موفق به توفيق خوبي دست يافت
در مديريت اين تحكيم روابط پيشگام باشد.
دوم : اشتراك قومي بخشي از مردم استانهاي شمالي كشورمان با مردم تركمنستان در نزديكي دو كشور به يكديگر بسيار با اهميت
است
به همين سبب تحكيم روابط سياسي اقتصادي و حتي فرهنگي دو كشور مي تواند از پشتوانه امكانات بالقوه اي كه هر دو كشور از
آن بهره مندند
برخوردار باشد. اين يك ضرورت است
چرا كه در صورت تحكيم روابط
آرامش بسيار مطلوبي در قوميت ها و استفاده از
توانايي هاي بالقوه آنان پديد خواهد آمد.
سوم : ايران مسير بسيار خوبي براي صادرات گاز تركمنستان محسوب مي شود و هيچيك از طرفين در اينكه انتقال گاز تركمنستان از
مسير ايران اقتصادي تر است
ترديد ندارند. اگر روابط دو كشور به سطح مطلوبي برسد
ميتوان چشم اميد داشت كه تركمنستان با تكيه بر
روابط تحكيم يافته اش با ايران
در پذيرش آراي مخالفان و روي آوري به نظرات كساني كه گذر خط لوله گاز از ايران را به صلاح نمي داند
تصميم درستي را اتخاذ نمايد و از اتخاذ موضعي كه بر پايه آن براي بهره گيري از قدرتهاي منطقه به ايران نزديك شود و براي بهره گيري از
ايران به آنان روي خوش نشان دهد پرهيز كند.
چهارم : اشتراكات و قرابت فرهنگي دو كشور بيش از آن است كه بتوان ناديده گرفت و در مناسبات دو كشور به آنها بي توجه ماند.
شهرهاي ابيورد
مرو
خوارزم و نسا شهرهايي با اهميت فرهنگي بالا در تركمنستان بوده اند و مشاهيري چون مختوم قلي فراغي
ابوسعيد ابوالخير
انوري ابيوردي
كسايي مروزي
نجم الدين كبري
خواجه يوسف همداني و جارالله زمخشري
مشاهيري هستند كه هر
دو ملت به داشتن چنين مشاهيري سالها به خود باليده اند. موارد مذكور و هزاران اشتراك فرهنگي ديگر را نمي توان در مناسبات سياسي
هم ناديده گرفت .
در سالهاي پس از استقلال تركمنستان
در سال 1991 همواره جمهوري اسلامي ايران كوشيده است تا روابط دو كشور را گسترش
دهد و با تبادل هيات هاي مختلف فرهنگي و هنري در جهت تحكيم روابط فرهنگي بكوشد.
موافقت نامه فرهنگي بين دو كشور در همان آغازين روزهاي برقراري روابط سياسي به امضاي طرفين رسيد و از آن پس نيز برپايه
چنين موافقت نامه اي
مبادلات فرهنگي فراوان صورت پذيرفت . اگرچه در پاره اي از موارد تركمنستان به دليل هراس از تاثيرپذيري
مردم خود ـ كه البته از ديدگاه ناظران بي طرف هراس بدون پشتوانه محسوب مي شودـ در بسط و گسترش اين روابط سستي به خرج
داده است ولي بازهم مي توان با اين رويكرد كه اين شخصيتها و مشاهير متعلق به جهان هستند
در اين باور تجديد نظر كرد. نگارنده به
ياد دارد كه سالها پيش تركمنها به دليل اين كه نام شهرها و مشاهيرشان را از منابع روسي گرفته بودند
حتي در نگارش
آن نامها را به گونه
اي مي نگاشتند كه معني اسامي از ياد مي رفت
چرا كه منابع روسي بدون هيچ تعلق خاطري در جهت زدودن نامهاي عربي و فارسي
تلاش وافري از خود به كار برده بودند.
مردم تركمنستان ياد و خاطره بسيار خوبي از زيارتهايشان در مشهد مقدس دارند و اعتقاد آنان به امام رضا (ع ) كه به نام « قيزيل امام »
از او ياد مي كنند
ستودني است . در روستاهاي دوردست تركمنستان مي توان نام و ياد امام رضا (ع ) را از ايشان شنيد اگر چه بسياري
نمي دانند كه روزگاري امام رضا (ع ) در شهر مرو مي زيسته است .
نويسنده : ابوذر ابراهيمي تركمان .
ايران مسير بسيار خوبي براي صادرات گاز تركمنستان محسوب مي شود و هيچ يك از طرفين در اينكه انتقال گاز تركمنستان از مسير
ايران اقتصادي تر است ترديد ندارند

*****
سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دوران سازندگي
|
شرايط داخلي پس از جنگ
ضرورت تحول در اولويت بندي اهداف سياست خارجي بر اساس تامين نيازاقتصادي و توسعه كشور را خاطر نشان
مي كرد. نابساماني هاي ناشي از جنگ و ضرورت بازسازي مناطق جنگي و سازندگي كشور
ايران را به اتخاذ سياست هاي همكاري جويانه با ساير
كشورها ترغيب مي كرد. تامين هزينه هاي مالي بازسازي نيازمند افزايش درآمدهاي نفتي بود. اين مهم علاوه بر بازسازي صنايع و تاسيسات نفتي
از
طريق بهبود روابط با كشورهاي توليد كننده نفت و همچنين افزايش سطح همكاري با كشورهاي خارجي در راستاي تامين منابع ارزي از آنها مقدور بود.
بدين ترتيب تامين نيازهاي توسعه اي ايران ( بازسازي و سازندگي ) نيازمند تغييراتي در اهداف و رويكردهاي سياست خارجي بود تا از اين طريق
نيازهاي ارزي برنامه اول و دوم توسعه كشور با همكاري كشورهاي جهان تامين شود. بنابراين عوالم موثر داخلي
موجب تحول در جهت گيري سياست
خارجي ايران شد و سياست خارجي ايران در مواجه با مسائل و نابساماني هاي ناشي از جنگ با اتخاذ رويكرد عمل گرايي تلاش كرد تا ميان اصول
گرايي اسلامي ( منظور همان اصول و اهداف سياست خارجي ايران مندرج در قانون اساسي به انضمام اصول سه گانه عزت
حكمت و مصلحت ) و
تامين نيازهاي توسعه اي توازن بر قرار نمايد. اين امر بيانگر آغاز دوران تنش زدايي در سياست خارجي ايران بود. دوران تنش زدايي در حالي آغاز شد كه
واقع گرايان انقلابي در رقابت با آرمان گرايان انقلابي دست بالا را داشتند. آنها بر خلاف آرمان گرايي انقلابي كه در دهه نخست انقلاب
تفوق مواضع
ايدئولوژيك را بر ملاحظات اقتصادي در عرصه سياست خارجي دنبال مي كردند; سعي در برقراري توازن ميان آن دو داشتند.
ضمن آنكه در مسير
اصول و اهداف سياست خارجي جمهوري اسلامي با تعابير
تفاسير و قرائت هاي واقع گرايانه انقلابي دنبال مي شد و همچنان در
سر لوحه سياست خارجي ايران جاي داشت . بدين ترتيب دروان تنش زدايي كه با تقليل و كاهش اختلافات در روابط با كشورها همراه بود
در صدد
ايجاد « تعادل » در عرصه سياست خارجي بود كه اين مهم حاصل برقراري موازنه ميان اصول اعتقادي و نيازهاي توسعه ايران بود. از نتايج اوليه اين
سياست
تعديل محيط بين المللي در مقابله با ايران
و سازگاري اهداف سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران با محيط بين المللي بود. اين ايام مقارن
با تحولات ساختاري نظام بين المللي بود.
پايان جنگ سرد
فروپاشي شوروي و پايان نظام دو قطبي و هم زمان با آن شكل گيري نظام بين المللي در حال گذار جز عوامل تاثير گذار بين المللي
محسوب مي شود كه تسريع بخش تحول جهت گيري سياست خارجي ايران بود. تمايل آمريكا در استقرار نظام بين المللي تك قطبي تحت لواي دكترين
نظام نوين جهاني با هدف انزواي ايران وايجاد محدوديت و فشارهاي بين المللي جهت اخلال در روند توسعه اقتصادي ايران
دولت سازندگي را به
سوي اتخاذ هر چه بيشتر سياست هاي همكاري جويانه در عرصه بين المللي سوق مي داد. ايران در دوران سازندگي در صدد ايجاد زير ساخت هاي تمدن
بزرگ اسالمي بود
لذا بطور مشخص دو هدف بلند مدت استراتژيك را دنبال مي كرد : در عرصه اقتصاد
استراتژي توسعه صادرات و در عرصه سياست
خارجي
استراتژي چند جانبه گرايي ( ديپلماسي چند جانبه گرايي ). هدف نخست
يعني استراتژي توسعه صادرات تنها در پرتو استراتژي چند جانبه
گرايي دست يافتني بود. بنابراين سياست خارجي دوران سازندگي در تلاش براي تحقق اهداف مزبور اقدام به بهبود
گسترش و تعميق روابط با
كشورهاي جهان و سازمان هاي منطقه اي
بين المللي و جهاني نمود. در اين زمينه تحولات ساختاري نظام بين الملل مورد ملاحظه هر چه بيشتر قرار
مي گرفت .
تغييرات نظام بين المللي كه تغيير رفتار دولت ها را در پي دارد; در اوايل دهه 90 م موجبات واكنش و ابتكار عمل سياست خرجي در قبال جايگزيني
نظام بين الملل درحال گذار با نظام دو قطبي شد. يارگيري كشورهاي ذي نفوذ مناطق استراتژيك جهان توسط قدرت هاي بزرگ
تشديد روند منطقه
گرايي و شكل گيري ائتلاف ها كه به عنوان عمده ترين ويژگي هاي نظام بين الملل در حال گذار تقلي مي شوند
در سياست خارجي در دوران سازندگي در
پرتو استراتژي چند جانبه گراي و در استخدام استراتژي توسعه صادرات به طور جدي مورد توجه قرار گرفته بود. ايران از طريق يارگيري
مشاركت
فعالانه در ائتلاف ها و گسترش همكاري هاي دو جانبه و منطقه اي هم در پي تامين نيازهاي توسعه اي خود (در راستاي استراتژي توسعه صادرات ) بود
و هم از آنها در مقابله با سياست هاي مهار ايران و يك جانبه گرايي استفاده مي كرد. تا بدين وسيله ضمن افزايش نفوذ بين المللي از اهرم هاي فشار و
قدرت چانه زني نيز برخوردار شود. بدين ترتيب كوشش هاي عمل گرايانه دولت سازندگي به گونه اي كه نه آنقدر بر اصول اعتقادي و مواضع انقلابي پاي
فشارد تا بدين طريق تامين نيازهاي توسعه ايران به مخاطره افتد و نه آنقدر به تامين منابع ملي ايران و نيازهاي اقتصادي مي انديشد كه براي تحقق آن
امور مجبور به عدول از اصول و اهداف انقلاب اسلامي ( اصول گرايي اسلامي ) شود; منجر به گسترش روابط با كشورهاي جهان به استناد دو سه كشور
( امريكا
اسرائيل و افريقاي جنوبي تا پيش از 1373 ) شد .
سعيد يعقوبي

| |