روزنامه جمهوري اسلامي 18/04/1386 صفحه سياسي
*****
اسرائيل الگوي مطلوب بوش براي دمكراسي !


  • بوش كوچك آرزوهاي بزرگي داشته كه بسياري از آنها در دوران حكومتش از ميان رفته اند و ديگر شاهد زمينه اي هم براي تحقق آنها وجود ندارد. او اين روزها آرزو كرده است كه عراق را به « اسرائيل دوم » تبديل كند وبر اساس مدل حكومتي اسرائيل دولتي در عراق روي كار بياورد ولي بنظر مي رسد كه وي حتي اين آرزو را هم به گور خواهد برد.
    بوش مي گويد : « اسرائيل مدل بسيار مناسبي براي تعريف يك دمكراسي موفق است . اسرائيل از يك دمكراسي كارآمد برخوردار است كه از اجراي مسئوليت هاي خود در قبال آن ابائي ندارد اين همان مدلي است كه آمريكا به دنبال تحقق آن در عراق است . » وي در دانشكده جنگ « رودآيلند » ضمن ستايش از « مدل دمكراسي اسرائيلي » ! و معرفي آن بعنوان « الگوي مطلوب دمكراسي در خاورميانه » گفت 21 هزار و نهصد نفري كه از نيروهاي تازه نفس امريكا به عراق رفته اند تازه در اول راه قرار گرفته اند و جنگ سختي را در پيش رو دارند.
    وي مراحل تاريخي شكل گيري موجوديت نامشروع اسرائيل را بعنوان يك الگوي مناسب مطرح مي سازد و حاكميت اسرائيل را مناسبترين و مطلوبترين شيوه براي تحقق دمكراسي در عراق مي خواند « الگوي منتخب ما مدل دمكراسي اسرائيلي » !
    اين براي نخستين بار نيست كه بوش كوچك از اسرائيل بعنوان يك رژيم دمكراتيك ياد مي كند لكن اين نكته كاملا تازگي دارد كه اسرائيل بعنوان الگوي مطلوب آمريكا براي برقراري دمكراسي درعراق معرفي مي شود.
    طبعا در اين زمينه سئوالات زيادي به ذهن هاخطور مي كند كه حتي كنكاش در اين زمينه ها مي تواند به درك اهداف و برنامه هاي آمريكا درمنطقه كمك نمايد. نخستين سوال مطرح اينست كه آيا رژيم تروريستي اسرائيل يك رژيم دمكراتيك است و اگر چنين نيست چه وجه تناسبي با يك رژيم دمكراتيك دارد كه بوش از آن بعنوان يك مدل مطلوب دمكراسي ياد مي كند
    آنها كه با تاريخ معاصر منطقه آشنا هستند بهتر مي توانند در خصوص نحوه پيدايش و شكل گيري اين غده سرطاني در قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام نظر بدهند. تاريخ معاصر به ياد دارد كه اساس شكل گيري رژيم صهيونيستي به وجود هسته هاي تروريستي صهيونيستي و از جمله « ايرگون » و « هاگانا » مرتبط است .
    وهمين گروههاي ترور و جوخه هاي مرگ با توسل به انواع شيوه هاي مرسوم و غيرمرسوم به ايجاد ارعاب و وحشت در ميان مردم فلسطين پرداختند و آنها را به « كوچ اجباري » از سرزمين مادري خود مجبور ساختند. در واقع ترور كوچ اجباري و تسلط بر سرزمين سه ركن اصلي سياست گروههاي تروريستي در فلسطين اشغالي بوده كه در طول زمان و به تدريج تكامل يافته و به موجوديت نامشروع اسرائيل منجر شده است كه تجسم عيني تروريسم دولتي محسوب مي گردد.
    تصادفي نيست كه بوش از اسرائيل بعنوان يك الگوي مناسب و مطلوب سخن بميان مي آورد و تصريح مي كند كه بايستي اسرائيل براي آينده عراق يك الگو باشد. در واقع حتي بدون اعتراف بوش نيز كاملا محرز بود كه گروههاي تروريستي در عراق بعنوان جاده صاف كن آمريكا براي زمينه سازي در مسير اجراي طرح دراز مدت واشنگتن عمل مي كنند و سرگرم انجام همان كاري هستند كه بخش هاي ديگر آن به « سيا » و ارتش آمريكا محول شده است .
    گروههاي صهيونيستي با دريدن شكم زنان باردار ترورهاي كور قتلهاي وحشيانه و تهوع آور و همچنين انعكاس اخبار آن به درون مناطق فلسطيني سعي كردند زمينه ها را براي تحقق اهدافشان هموار سازند. امروزه همين شگردها و روشهاي جنون آميز در مقياس وسيع تر در سراسر عراق بكار گرفته مي شود تا مردم مظلوم عراق را به كوچ اجباري و فرار از سرنوشتي كه در انتظار آنان است وادار كند.
    ناگفته پيداست كه بادرنظرگرفتن ماهيت تروريستي اسرائيل اطلاق واژه دمكراتيك براي تعريف ماهيت رژيم صهيونيستي بسيار مضحك به نظر مي رسد. اما بوش با اعلام اين مطلب درصدد آن بوده است كه نشان دهد سياستهاي منتهي به تشكيل رژيم صهيونيستي عينا در مورد عراق نيز اجرا خواهد شد و تنها از اين بابت است كه بايستي اسرائيل را الگوي مطلوب براي ساختار حكومتي آينده در عراق از ديدگاه آمريكا تلقي كنيم .
    اين اظهارات بوش با اقدامات عملي واشنگتن درعراق نيز كاملا سازگاري دارد . هم اكنون ارتش آمريكا در عراق سرگرم احداث 4 پايگاه عظيم نظامي و 6 پايگاه راداري و استراق سمع بزرگترين سفارتخانه آمريكايي جهان با ظرفيت پذيرش يكهزار نفر كارمند است كه در شرايط اضطراري مي تواند حتي جمعيت سه هزار و پانصد نفر را نيز در خود جاي دهد و به آنان خدمات جانبي مورد نياز را ارائه كند. اين مجموعه حتي اگر در معرض تهاجم نظامي هم قرار بگيرد باندازه كافي مواد غذايي و مايحتاج نفرات حاضر درون سفارتخانه را براي دوره هاي طولاني دراختيار خواهد داشت تا بتواند در شرايط بحراني به حيات خود ادامه دهد.
    پيداست كه اهداف و ماموريت هاي تعريف شده براي اين مجموعه ديگر در چارچوب تعاريف كلاسيك از يك سفارتخانه نمي گنجد بلكه آنچه قرار است احداث شود يك مركز فرماندهي نظامي وعمليات جاسوسي در قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام است كه با الگوبرداري از پروژه احداث اسرائيل مدل تكامل يافته اي از طرح تهاجمي غرب مسيحي عليه دنياي اسلام است و در واقع جزو ملزومات اصلي براي شروع يك جنگ صليبي جديد و اطمينان از نقش آفريني اين باصطلاح سفارتخانه عظيم در قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام است كه بتواند با استراق سمع از شبكه هاي مخابراتي و حتي ناوبري دنياي اسلام و اختلال درآن اهداف واشنگتن را عملي سازد.
    درواقع آمريكا از فرصتهاي طلائي به وجود آمده در اشغال عراق براي « لانه گذاري » در عمق سرزمينهاي اسلامي و بطور همزمان براي « عضوگيري » از مردم منطقه در تلاش است كه موقعيت جديدي را در ساختار ژئو استراتژيك منطقه براي خودتعريف وايجاد كند كه فرسنگها با آنچه در ادعاهاي اوليه آمريكا براي توجيه حمله نظامي به عراق مطرح شده بود فاصله دارد دروغ بزرگ دولتمردان آمريكائي در مورد وجود سلاحهاي كشتار جمعي درعراق و همچنين ادعاي تلاش براي مبارزه با تروريسم يا ايجاد يك نظام دمكراتيك در اين كشور بهانه هاي اوليه براي اشغال عراق بوده است لكن در مقطع كنوني بوش ديگر نيازي به تكرار آن ادعاها ندارد و صراحتا از روياي تشكيل اسرائيل دوم در عراق با الگوبرداري از اسرائيل سخن بميان مي آورد. حتي حصاركشي دور منطقه « الاعظميه » در بغداد به بهانه حفظ مناطق سني نشين از گزند عمليات تروريستي هم با اين طرح واشنگتن بي ارتباط نيست آمريكا در واقع درصدد ايجاد يك منطقه امن در قلب بغداد بوده و هست كه عليرغم تبديل عراق به حمام خون منطقه اي وجود داشته باشد كه در ميان حصارهاي متعدد امنيتي . از امنيت موردانتظار اشغالگران براي مزدوران آنها برخوردار باشد و عاملين ناامني در ساير قسمت ها مطمئن باشند كه دستكم در زيستگاه خودشان از ناامني هاي پيراموني در امان هستند و حتي مي توانند به تشديد بحران در ساير مناطق نيز بينديشند و آنرا محقق سازند بدون آنكه خطري متوجه آنها باشد.
    به علاوه يكي از جدي ترين ويژگيهاي بارز رژيم صهيونيستي ماهيت نژادپرستانه و شديدا مبتني بر طبقه بندي نژادي اين رژيم است كه حتي شهروندان اسرائيلي را نيز در يك طبقه بندي غيرقابل تغيير به شرقي و غربي آسيائي آفريقايي و... تقسيم كرده است . بدين ترتيب نه تنها امكان اختلاط نژادي ميان فلسطيني ها و صهيونيست ها وجود ندارد بلكه حتي يهوديان اروپائي و آمريكائي نيز با يهوديان آسيائي و آفريقايي يا يهوديان مهاجر از كشورهاي عضو بلوك شرق سابق داراي طبقات مجزا و غيرقابل انعطاف هستند.اشغالگران عراق تقريبا همين الگو را براي عراق در نظر گرفته اند و با طبقه بندي جامعه به شيعه . سني و كرد و همچنين ساير اقداماتي كه گهگاه علائم آن در اقدامات آنها آشكار مي شود سعي دارند نوعي جامعه طبقاتي را براساس عوامل نژادپرستانه وحتي بدتر از آن را بر عراق حاكم نمايند.
    البته دولت كنوني عراق بعضا با آگاهي از برخي اقدامات اشغالگران واكنش هائي رانشان مي دهد لكن اشغالگران با سواستفاده از ابزارهاي مختلف واز جمله قتل عام مردم و نيروهاي پليس وارتش به تسويه حسابهاي خونيني دست زده و با ارعاب ووحشت از گرايش مردم عادي به نيروهاي پليس وارتش جلوگيري كرده و « سدرواني » در برابر آنها ايجاد مي كنند كه فكر پيوستن به صفوف ارتش نيروهاي انتظامي و نيروهاي امنيتي رااز ذهن خودشان دور سازند.
    كوچ اجباري و حتي اختياري يكي ديگر از آثار و تبعات سياستهاي اشغالگران در فلسطين بوده و امروزه نمونه هاي بارز آن عينا در عراق نيز رخ مي نمايد . مطابق آخرين آمارهاي منتشره در مورد عراق دستكم 4 ميليون آواره بر اثر فجايع عراق از سرزمين و خانه و كاشانه خود گريخته اند كه حدود 2 ميليون نفر آنها از اين كشور خارج شده اند و براي نجات جان و زندگي خود به كشورهاي ديگري پناه برده اند.
    طبعا دراينجا اين سئوال جدي مطرح مي شود كه بوش از اعلام اين مطلب كه قرار است با الگوي اسرائيل در عراق عمل شود چه هدفي را دنبال مي كرده است آياوي با اعلام چنين هدف و برنامه اي درصدد زمينه سازي براي كوچ تدريجي جمعيت بيشتري از عراق نبوده است طيف وسيعي از مردم عراق با شنيدن چنين اخباري احساس وحشت و نگراني خواهند كرد و با احساس خطربراي نجات آينده و زندگي خودشان هم كه شده سعي مي كنند به جائي بروند كه تصميمات شوم واشنگتن بيش از اين بر زندگي و آينده و سرنوشت آنها اثر نگذارد.
    بوش از اسرائيل بعنوان يك الگوي دمكراسي ياد كرده و حال آنكه فلسطيني ها در نوار غزه و كرانه باختري در واقع در يك زندان بزرگ به سر مي برند و در ساير كشورها نيز بعضا در اردوگاهها در خيمه ها و مراكزاسكان موقت زندگي مي كنند و همواره آرزو دارند به سرزمين مادري خود بازگردند و حال آنكه بوش كوچك به « آريل شارون » وعده داده است كه فلسطيني هاي مهاجر هرگز به فلسطين اشغالي باز نخواهند گشت . در واقع صاحبان اصلي فلسطين از بازگشت به سرزمين خود محرومند. و اشغالگران در سرزمين آنها الگوي باصطلاح دمكراسي ايجاد كرده اند! بعلاوه حتي آنهائي هم كه درغزه و كرانه باختري زندگي مي كنند معلوم نيست چگونه و در چه زماني در معرض حملات وحشيانه اي قرار بگيرند كه اسرائيل بكمك جنگ افزارهاي اهدائي غرب هر لحظه ممكن است از طريق زمين درياو هوا به آنها حمله كند و آنها را به خاك و خون بكشد
    مورد ديگر اينكه الگوي رفتاري غرب و اسرائيل در قبال حماس در اين زمينه بسيارقابل تامل است . جنبش حماس به اعتراف دوست و دشمن توانست اكثريت كرسي هاي مجلس ملي فلسطين را دريك انتخابات دمكراتيك به خوداختصاص دهد لكن از همان لحظه اعلام نتايج انتخابات در معرض خشم وكينه غرب اسرائيل و حتي ارتجاع عرب قرار گرفت و انواع فشارهاي سياسي ـ تبليغاتي و تحريم اقتصادي را متحمل شد و در مقطع كنوني هم اسرائيل و غرب از طريق تحريك گروه بازنده در انتخابات به اقدامات غيرقانوني و تحريك آميز پرداخته اند تا دولت حماس و نمايندگان مجلس ملي فلسطين را از صحنه حذف و حتي به قتل برسانند. اشغالگران عراق سعي دارند همين الگو را درعراق هم به اجرا درآورند و حتي در طول 4 سال گذشته هم اجرا كرده اند . بر همين اساس قرار است شيعه با اكثريت 65 درصدي خود همچون گذشته از مواضع قدرت و بست هاي كليدي كنار گذاشته شود .
    و حتي اگر قرار است شيعياني وارد حكومت شوند قطعا از ميان كساني باشند كه منفرد باشند و انگيزه هاي نيرومندي براي دفاع از حقوق و منافع شيعيان عراق نداشته باشند و در واقع فقط به اسم شيعه در خدمت منافع جناحهاي ديگر باشند.
    نكته مهم ديگر آنكه رفتار نژادپرستانه اي كه اسرائيل از خود نشان مي دهد نه تنها باعث خشم و اعتراض فلسطيني ها اعراب و دنياي اسلام شده است بلكه حتي كسانيكه قدري عواطف انساني در آنها وجود داشته باشد با صريح ترين جملات ممكن عليه اينهمه جنايت و نژادپرستي موضع مي گيرند و فرياد اعتراض خود را به گوش جهانيان مي رسانند.
    در جدي ترين نمونه در سالهاي اخير « جيمي كارتر » رئيس جمهور اسبق آمريكا با سفر به فلسطين اشغالي و بررسي عملكرد ضدانساني صهيونيست ها آنچنان برآشفت كه كتابي عليه صهيونيست ها به رشته تحرير درآورد و هر جا كه فرصتي يافت عليه رفتار نژادپرستانه و ضدانساني اسرائيل اعتراض كرد. البته صهيونيست ها هم تلاش كردند كه وي را منزوي كنند ولي حتي همين رفتار آنها نيز نشان داد كه صهيونيست ها فقط به كساني ميدان مي دهند كه بر جنايات آنها صحه بگذارد. اكنون بوش سعي دارد اسرائيل را الگوي خود براي برقراري نظام حكومتي جديد در عراق قرار دهد. با اين حساب روشن است كه آينده اي سياه در انتظار عراق خواهد بود.
    در يك مورد يك زن فعال صلح آمريكايي كه با سفر به فلسطين اشغالي و بررسي فجايع روزمره عليه فلسطيني ها شديدا تحت تاثير قرار گرفته بود و سعي داشت از پيشروي تانك هاي ارتش صهيونيستي به سمت « جنين » جلوگيري كند به تصور خود با ايستادن در مقابل تانك اسرائيلي سعي داشت آن را مجبور به توقف نمايد ولي تانك اسرائيلي با زير گرفتن وي او را به قتل رساند و عليرغم سالها پيگيري بازماندگانش هيچ حكمي عليه اسرائيل و عاملين اين جنايت آشكار صادر نشده و شايد هرگز نشود.
    اكنون قرار است كه اسرائيل الگوي رفتاري حكومت آينده در عراق باشد و همه به خاطر دارند كه تقريبا مشابه همين رفتار صهيونيست ها در زمان حكومت دولت « اياد علاوي » رخ داد و « حازم شعلان » وزير دفاع وقت عراق با صدور دستور حمله به حرم حضرت علي عليه السلام عده زيادي از شيعيان را كه به حرم علوي (ع ) پناه برده بودند به خاك و خون كشيد. چنين فجايعي يادآور قتل عام زائران حرم علوي (ع ) در نجف در دوران قيام 1370 است كه به دستور صدام تانكهاي ارتش بعثي وارد صحن حرم علوي شدند و مردم را در زير شني تانكها « له » كردند. در همان زمان صراحتا اعلام شد كه وي اين اقدام را با « چراغ سبز » آمريكا انجام داده است .
    البته اين آرزوي اشغالگران است كه اوضاع در عراق منطقه و در كل دنياي اسلام را به كام خود سامان دهند ولي تجربه نشان داد كه ملتها ننگ اسارت در چنگال آمريكا و اطاعت كوركورانه از طرحهاي واشنگتن را نمي پذيرند. آنچه آمريكا از مردم عراق انتظار داشت در ميدان عمل هرگز به آن نرسيد و ديديم كه چگونه در باتلاق عراق گرفتار آمده است . اين آرزوي بوش و دستيارانش است كه با الگوبرداري لازم اسرائيل به اهداف خود در عراق جامه عمل بپوشانند ولي زمان به زيان اشغالگران به پيش مي رود. اين بدان معني است كه بوش و دستيارانش آرزوي تحقق اهداف خود و تبديل عراق به اسرائيل دوم را به گور خواهند برد.
    حتي بدون اعتراف بوش نيز كاملا محرز بود كه گردهمايي تروريستي در عراق بعنوان جاده صاف كن هاي آمريكا سرگرم انجام همان كاري هستند كه بخش هاي ديگر آن به « سيا » و ارتش آمريكا محول شده است
    بررسي تاريخ شكل گيري اسرائيل و مقايسه روشها و اهداف با آنچه در عراق در حال انجام است نشان مي دهد كه در واقع ترور كوچ اجباري و تسلط بر سرزمين سه ركن اصلي سياست گروههاي تروريستي در فلسطين اشغالي بوده و در عراق نيز همين طرح در حال اجرا است
    بوش با معرفي اسرائيل بعنوان الگوي دمكراسي در عراق در صدد آن بوده است كه نشان دهد سياستهاي منتهي به تشكيل اسرائيل عينا در مورد عراق نيز اجرا خواهد شد. اين اظهارات بوش با اقدامات عملي آمريكا در عراق نيز كاملا سازگاري دارد
    آمريكا در عراق سرگرم احداث 4 پايگاه عظيم نظامي 6 پايگاه استراق سمع و تاسيسات راداري و بزرگترين سفارتخانه در جهان است . اين يك مركز فرماندهي نظامي و عمليات جاسوسي در قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام است كه با الگوبرداري از پروژه احداث اسرائيل مدل تكامل يافته اي از طرح تهاجمي غرب مسيحي عليه دنياي اسلام است و جزو ملزومات اصلي براي شروع يك جنگ صليبي جديد است
    دستكم 4 ميليون نفر عراقي بر اثر فجايع سالهاي اخير از خانه و كاشانه و سرزمين خود گريخته اند كه 2 ميليون نفر آنها از كشور خارج شده اند. و بنظر مي رسد هدف بوش از اعلام طرح جديد زمينه سازي براي كوچ تدريجي جمعيت بيشتري از عراق است كه با شنيدن چنين اخباري احساس نگراني و وحشت مي كنند