روزنامه جمهوري اسلامي 17/04/1386 صفحه عقيدتي

  • نقش مادران عفيف در پرورش فرزندان شريف
  • در بزرگداشت مقام « زن » و « مادر » اكرام زنان شيوه كريمان
  • *****
    نقش مادران عفيف در پرورش فرزندان شريف




  • نقش حياتي « مادران » در تربيت و پرورش « فرزندان » بر كسي پوشيده نيست و اين يك اصل پذيرفته است كه مادران داراي جايگاهي خاص و مسئوليتي محوري و بنيادين براي پروردن انسان هاي سالم و سازنده مي باشند.
    نقش آفريني مادران در تربيت و پرورش فرزندان از دو علت و عامل اساسي مايه مي گيرد كه با خلقت و آفرينش آنان پيوند و ارتباط ويژه مي يابد.
    عامل اول فطري بودن نقش تربيت مادران است كه خداوند قادر متعال هر مادري را با اين گرايش و تمايل خاص سرشته است و او به طور طبيعي و به صورت نيازي دروني و آميخته باتمام ذرات وجودش اين جاذبه و اشتياق را براي پروردن فرزند در خويشتن مي يابد و نيرويي نامرئي و پنهان او را به اين مسئوليت با همه رنج ها و مرارت هاي آن فرامي خواند و راغب و مشتاق مي سازد.
    عامل دوم عواطف و احساسات مادري است كه مجموعه آنها در وجود و نهاد مادران به وديعه گذاشته شده است و بر اين مبنا و اساس همه خصال و ارزش هاي عاطفي براي تربيت و پرورش فرزندان آماده و مهياست و مادران با به فعليت درآوردن اين استعدادهاي بالقوه و دروني به پروردن كودكان و نوجوانان اهتمام مي ورزند.
    ترديدي وجود ندارد كه اگر چه نقش تربيتي مادران فطري و طبيعي مي باشد و نيز عواطف و احساسات دروني ويژه اي براي پروردن فرزندان به صورت استعدادهاي سرشتي و خلقتي در وجود آنان تعبيه شده است لكن مادران براي تربيت صحيح و پاك و بالنده و مفيد فرزندان به وجود عنصر بسيار گرانبهاي ديگري نيازمند ميباشند كه آن « عفاف و پاكدامني » است .
    عفت و پاكدامني مادران نقشي حياتي در پرورش فرزندان دارد و بديهي است تا اين عنصر به صورت يك خصلت و صفت و ملكه اخلاقي در وجود آنان به ظهور و بروز در نيايد تربيت جامع و سالم و پاك كودكان و نوجوانان نيز به هيچ وجه تحقق نخواهد يافت .
    عفت و پاكدامني يك خصلت « اكتسابي » مي باشد و حال آن كه نقش تربيتي مادران و نيز عواطف و احساسات خاص آنان براي پروردن فرزندان « طبيعي » است .
    تفاوت اساسي صفات طبيعي و اكتسابي در اين است كه خصال و صفات طبيعي به طور فطري و از قبل در وجود آدمي نهفته و آماده است و هر فرد صاحب اين نوع صفات در عمق و ژرفاي وجود خويش همواره خويشتن را داراي آن ويژگي ها مي يابد و به همين دليل هميشه اين خصال در حركات و رفتار و عملكردهايش سريان مي يابند در صورتي كه صفات اكتسابي را بايد با مراقبت و تلاش و پذيرش رنج خودسازي به مرور زمان به دست آورد.
    نكته ديگر اين است كه نقش تربيتي فطري مادران و عواطف و احساسات خاص مادري آنان همچون همه گرايشات فطري و طبيعي در معرض آسيب قرار دارند و غفلت ها و قصورها و عوامل بازدارنده اي همچون شهوت و شهرت و ثروت گاهي همچون پوششي تيره و سياه بر تمايلات فطري مي نشينند و افراد را به انديشه و راه و عمل ديگري سوق مي دهند. اين خطر حتي درباره فطرت خداشناسي انسان نيز وجود دارد و به همين دليل است كه اين گرايش فطري و طبيعي و سرشتي كه بدون استثنا در تمام انسان ها وجود دارد تحت تاثير عوامل ناسالم و تمايلات نفساني و معاصي و گناهان به خمودي و نسيان و فراموشي مي رسد و در مواقع خاصي باتكان و جرقه اي اين فطرت هاي خفته بيدار مي شوند. رسالت و مسئوليت بزرگ انبياي الهي بيدار كردن فطرت هاي خفته بشر و مقابله با عوامل بازدارنده تحقق عيني و عملي رفتارها و كردارهاي مبتني بر فطرت خداجوي انسان ها ميباشد.
    در ميان « مادران » بوده و هستند كساني كه اگر چه داراي نقش تربيتي فطري و عواطف و احساسات طبيعي مادري بوده اند لكن در اثر غفلت ها و تزلزلها و سقوط در دام هاي فريب و نيرنگي كه بر سرراه آنان گسترده اند فرزندان خويش را رها كرده و به منجلاب هاي فساد و تباهي افتاده اند و غوطه وري در فسق و فجور را بر باقي ماندن در كانون خانواده و تداوم نقش تربيتي خويش رجحان و برتري داده اند.
    مشاهده مي كنيم كه اين گروه از مادران اگر چه از جايگاه و نقش خاص فطري در تربيت فرزندان برخوردار بوده اند و اگر چه همه عواطف و احساسات لازم را به طور طبيعي در نهاد و سرشت خويش مهيا داشته اند در اثر عوامل مخرب غفلت زا و تاثير گذار بر گرايشات فطري به بيراهه هاي معاصي و گناهان افتاده اند و از مسئوليت بزرگ پرورش فرزندان سالم باز مانده اند.
    اين گروه از مادران از گوهر گرانبهاي عفاف و پاكدامني بي بهره بوده اند و تلاش و مراقبت و كوششي براي به دست آوردن صفت اكتسابي « عفت » مبذول نداشته اند و با اين ضعف و كمبود بزرگ به دامان معصيت و فساد سقوط كرده اند.
    اين جاست كه جايگاه و نقش بنيادي و حياتي عفت و پاكدامني مادران در پرورش فرزندان پاك و سالم و شريف آشكار ميشود و اين خصلت بزرگ و صفت و عنصر تحول زا اهميت ويژه خود را در تربيت پايدار و بالنده كودكان و نوجوانان مي نماياند.
    و اين جاست كه اين رهنمود ژرف و عميق حضرت امام جعفر صادق (ع ) به خوبي فهم و درك مي گردد كه فرمود :
    « نيكو و سعادتمند كسي است كه مادرش داراي گوهر گرانبهاي عفت و پاكدامني باشد. »
    اين رهنمود آگاهي بخش و بينش زا در دل خود به همه آثار ارزشمند و بزرگ و عظيم عفاف و پاكدامني اشاره دارد و به صراحت همه فرزندان پرورش يافته در دامان مادران عفيف را سالم و شريف ميداند و براي جامعه انساني سازنده و راهگشا و عامل رشد و بالندگي و پيشرفت معرفي مي كند.
    و نيز اين رهنمود عميق نقش فطري تربيتي مادران و عواطف و احساسات طبيعي آنان را براي پرورش سالم فرزندان كافي نمي داند و در كنار اين صفات « طبيعي » عفت و پاكدامني را كه صفتي « اكتسابي » است لازم و ضروري و حياتي مي داند و همه « مادران » در همه اعصار را به مجاهدات اخلاقي براي كسب اين خصلت و صفت بزرگ و بسيار حياتي و محوري در تربيت و پرورش سالم فرزندان ترغيب و دعوت مي نمايد.
    اگرچه نقش تربيتي مادران فطري و طبيعي مي باشد و نيز عواطف و احساسات دروني ويژه اي براي پروردن فرزندان به صورت استعدادهاي سرشتي و خلقتي در وجود آنان تعبيه شده است لكن مادران براي تربيت صحيح و پاك و بالنده و مفيد فرزندان به وجود عنصر بسيار گرانبهاي ديگري نيازمند مي باشند كه آن « عفاف و پاكدامني » است
    تفاوت صفات طبيعي و اكتسابي در اين است كه خصال و صفات طبيعي به طور فطري و از قبل در وجود آدمي نهفته و آماده است و هر فرد صاحب اين صفات در عمق و ژرفاي وجود خويش همواره خويشتن را داراي آن ويژگي ها مي يابد در صورتي كه صفات اكتسابي را بايد با مراقبت و پذيرش رنج خودسازي به مرور زمان به دست آورد

  • *****
    در بزرگداشت مقام « زن » و « مادر » اكرام زنان شيوه كريمان




  • « زن » موجودي است كه همچون « مرد » از يك سرشت در خلقت برخوردار است و حضرت پروردگار در اوج رحمت و موهبت و با فيض و مهري واحد و جايگاه رفيع انساني همسان با مرد به او نگريسته و خمير مايه و شاكله و ساختار وجودش را به آفرينش شگرف و زيبا و جامع و كامل درآورده است .
    زنان به دليل همين سرشت واحد و يكسان با مردان شايسته اكرام و بزرگداشت مي باشند و بر مبناي تعاليم و قوانين اسلام هيچ گونه حرمت شكني و تحقير و اهانتي در باره آنان روا وجايز نمي باشد و هيچ كس در هر مكان و زمان و با هر موقعيت و شرايط نبايد به اين عمل ناشايست و متضاد و متعارض با اصل خلقت و جايگاه رفيع انساني اين موجود مبادرت ورزد.
    آنچه در فرهنگ عمومي جامعه به صورت شيوه هاي تحقير زنان و تضييع حقوق انساني آنان مشاهده مي شود برخاسته از تفكر « مرد سالاري » مي باشد كه با آموزه هاي اسلامي منافات دارد همچنان كه نفوذ تفكر « زن سالاري » در فرهنگ عمومي جامعه براي تحقير مردان و هموارسازي راه سلطه زنان بر آنان با آموزه هاي ديني متضاد مي باشد و اين دو تفكر سرچشمه اصلي بسياري از مشكلات و موانع موجود بر سر راه تحقق حيات سالم و بالنده زنان و مردان و رشد و كمال يابي و اعتلاي كانون هاي خانواده است .
    در كلامي ژرف از پيامبر اعظم (ص ) چنين آمده است :
    « بهترين شما كسي است كه براي كسان خود بهتراست . من از همه شما براي كسان خود بهترم مردان كريم و بزرگ زنان را گرامي مي دارند و مردان لئيم و حقير زنان را خوار و ذليل مي كنند. »
    دراين رهنمود آگاهي بخش تامل و تعمق مي ورزيم :
    1 ـ يكي از مهم ترين مشخصه هاي « انسان برتر » را بايد مواجهه و تعامل نيك و پسنديده او با همسر خويش دانست . اين مشخصه كه در كانون خانواده و در پيوند و ارتباط طراوت زا و آميخته با اكرام و احترام خاص شوهر با همسرش متجلي مي گردد علاوه بر آن كه زن و مرد را به آرامش و سعادت مي رساند و روابط آنان را سرشار از مهر و محبت و اشتياق مي سازد در ساير اعضاي خانواده يعني فرزندان نيز تسري مي يابد و موجب ايجاد فضاي بسيار نشاط انگيز و سرشار از شفقت و مودت مي گردد و آرامش روحي و بهداشت رواني آنان را در عالي ترين مراتب به ظهور و بروز درمي آورد و همين عامل باعث ايجاد زمينه هاي مساعد براي رشد و بالندگي و پيشرفت در تمام امور فردي اجتماعي علمي مادي و معنوي مي گردد.
    ترديدي وجود ندارد كه با توجه به اين واقعيت كه اولين مدرسه كودك خانواده است و نيز با توجه به جايگاه و نقش خاص زنان در تعليم و تربيت و پرورش فرزندان اكرام آنان توسط شوهران ضرورت خاص و نقش حياتي خود را مي نماياند و هيچ مردي نبايد در انجام اين وظيفه حساس و مهم ـ كه فراهم آورنده شرايط لازم براي تحقق نقش تعليمي و تربيتي زن مي گردد ـ قصور و تسامح روا دارد.
    2 ـ پيامبر اكرم (ص ) پس از معرفي اين مشخصه مهم در انسان برتر به صراحت مي فرمايد « من از همه شما براي كسان خود بهترم . »
    رسول گرامي اسلام (ص ) با اين سخن دو هدف بزرگ را دنبال مي نمايد. هدف اول انتقال اين معرفت و شناخت به مردم جامعه است كه رسالت و پيامبري مسئوليتي جدا و منفك از امور دنيايي از جمله امور خانواده و تعامل صحيح با همسر نمي باشد و از همين رو من كه به رسالت از جانب خداوند متعال مبعوث شده ام بايد همانند همه مردم با همسر خويش با اكرام و بزرگداشت و مهر و محبت مواجه شوم و علاوه بر آن در مقايسه با ديگران اين وظيفه مهم را بهتر و كامل تر به مرحله عمل درآورم .
    هدف دوم از بيان عبارت مزبور اين است كه نبي اكرم (ص ) به اين وسيله مردم را به پيروي از اين شيوه مواجهه با همسر تشويق و ترغيب نمايد. به اين ترتيب مردم كه در همه امور سعي در تبعيت از پيامبراعظم دارندو اين اسوه حسنه را الگوي رفتار و عمل خويش قرار مي دهند در اكرام و بزرگداشت همسر خود نيز به تبعيت از سيره و روش رسول خدا(ص ) اهتمام خواهند ورزيد و كانون خانواده را از آثار و ثمرات ارزشمند آن بهره مند خواهند كرد.
    3 ـ « كريمان » داراي فضايل و خصال بزرگ اخلاقي و رفتاري مي باشند و در صحنه هاي مختلف زندگي و حيات دنيايي و در پيوند و تعاملات گوناگون همواره به بزرگواري و شرافت ظاهر مي شوند و گرمي بخش روابط اجتماعي مي باشند. بديهي است مهم ترين عرصه بروز فضايل و صفات انسان هاي كريم و بزرگوار محيط خانواده و به ويژه در مواجهه و رفتار و سلوك با همسر خود مي باشد.
    كريمان هرگز به تحقير زن نمي پردازند و در نگاه و سخن و رفتار و عمل با بزرگواري مواجه مي گردند و همواره اكرام همسر را از وظايف مهم و هميشگي خويش مي دانند و در عمل به آن مراقب و كوشا مي باشند.
    در نقطه مقابل « لئيمان » قراردارند كه به شدت از عمل به فرامين خداوند متعال مي گريزند و به دليل فرو رفتن در مطامع و خواهش ها و تمايلات نفساني و آلودگي به رذايل اخلاقي و نيز به دليل وابستگي افراطي و نامتعادل به حيات دنيا و انتخاب زندگي دم غنيمتي هميشه به تحقير زن مي پردازند و در برخوردها او را خوار و ذليل مي دارند و با قيافه هاي حق به جانب و افكار جاهلانه و تعصب هاي كور و پايبندي به خرافه هاي به هم بافته در باره ضرورت مواجهات خشونت بار و خواسته هاي خلاف شرع و عقل همچون « بردگان » با « زنان » رفتار و برخورد مي نمايند.
    پيامبر اعظم (ص ) اين نوع تفكر را باطل و منحط مي داند و رفتار و عملكردهاي ظالمانه ناشي از آن را به شدت نفي و محكوم مي نمايد و براي اين كه بر هرگونه برداشت غلط از دين مبين حق و سيره و روش پيشوايان ديني خط بطلان بكشد و همه راه هاي توجيه هاي ناصواب و نادرست را مسدود سازد با صراحت اعلام مي كند من كه پيامبر خدا هستم با همسرم به اكرام و احترام ويژه مواجه مي شوم و درعمل به اين وظيفه الهي از همه شما بيشتر مراقبت روا مي دارم .
    اين شيوه والاي نبوي اصلاح كننده افكار موهوم وجاهلانه و تعصب آميزي است كه در فرهنگ عمومي و توسط گروه هايي از مردم در گوشه و كنار جامعه به ظهور و بروز در مي آيد و خانواده ها را با مشكل و رنج و تلخي و ناگواري مواجه مي سازد.
    آنچه در فرهنگ عمومي جامعه به صورت شيوه هاي تحقير زنان و تضييع حقوق انساني آنان مشاهده مي شود برخاسته از تفكر « مردسالاري » مي باشد كه با آموزه هاي اسلامي منافات دارد همچنان كه نفوذ تفكر « زن سالاري » در فرهنگ عمومي براي تحقير مردان و هموارسازي راه سلطه زنان بر آنان با تعاليم اسلام متضاد مي باشد و اين دو تفكر سرچشمه بسياري از مشكلات و موانع موجود بر سر راه تحقق حيات سالم و بالنده زنان و مردان و رشد و كمال يابي و اعتلاي كانون هاي خانواده است