روزنامه جمهوري اسلامي 16/04/1386 صفحه سرمقاله
*****
ارتجاع عرب مانع اصلي


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    به اين سئوال كه : غده سرطاني رژيم صهيونيستي را چگونه ميتوان از قلب خاورميانه و جهان اسلام ريشه كن ساخت تحليل گران سياسي و سران دولت ها و كشورهاي اسلامي پاسخ هاي مختلفي ميدهند كه معمولا به شرايط خودشان و يا اوضاع بين المللي مربوط مي شود. به همين دليل معمولا اين جواب ها با واقعيت فاصله دارند و كاربردي هم نيستند.
    طولاني شدن معضل اشغال فلسطين و گسترش ابعاد آن نيز يكي از پيامدهاي فاصله ايست كه راه حل هاي تحليل گران و سياستمداران و دولتمردان كشورهاي اسلامي با واقعيت هاي فلسطين دارد. طرح هاي متعدد سازش با رژيم صهيونيستي برگزاري انتخابات و عمل به آرا مردم فلسطين تشكيل دولت خودگردان تقسيم فلسطين به دو دولت يهود و مسلمان و هر آنچه از اين قبيل تاكنون گفته شده در عمل عدم كارائي خود را نشان داده و بر ابعاد فاجعه افزوده اند.
    شايد براي بسياري از ناظران و حتي صاحبنظران و تحليل گران سياسي عجيب باشد اگر بشنوند كه تنها راه حل معضل فلسطين كه مي تواند به ريشه كن شدن غده سرطاني رژيم صهيونيستي منجر شود از ميان برداشتن سران ارتجاع عرب و آزاد ساختن كشورهاي عربي از شر حاكمان ديكتاتور وابسته حقير و خائن است . اينكه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه از آغاز نهضت روحانيت تا آخرين روزهاي عمر مبارك خود همواره سران مرتجع عرب را نكوهش مي كردند و گاهي آنهارا به بازگشت به آغوش ملت ها توصيه مي فرمودند و گاهي نيز ملت ها را به يكسره كردن كار آنها و آزاد شدن از يوغ حكام مرتجع و ديكتاتور و وابسته دعوت مي نمودند به همين دليل بود كه سران مرتجع عرب را مانع اصلي حل مشكل فلسطين و همه معضلات جهان عرب ميدانستند و معتقد بودند با برطرف ساختن اين مانع است كه اين مشكلات حل خواهند شد. واقعيت اينست كه رژيم صهيونيستي در اصل تاسيس و ادامه موجوديت غاصبانه و جنايتكارانه خود بر دو اهرم منطقه اي و بين المللي تكيه داشته و دارد كه سران مرتجع عرب تكيه گاه منطقه اي و آمريكا و دولت هاي اروپائي همراه با صهيونيسم جهاني تكيه گاه بين المللي اين رژيم هستند. ترديدي نيست كه اگر رژيم صهيونيستي تكيه گاه منطقه اي خود را از دست بدهد از تكيه گاه بين المللي نيز كاري ساخته نيست . اين واقعيت را جنگ 33 روزه اي كه رژيم صهيونيستي بر لبنان تحميل كرد و سرانجام شكست مفتضحانه اي خورد كاملا نشان داد. در آن جنگ سران مرتجع عرب عليرغم تلاش هاي فراواني كه كردند نتوانستند كمكي به رژيم صهيونيستي بنمايند و در نتيجه از قدرتهاي غربي نيز كاري برنيامد و سرانجام مجبور شدند با برقرار ساختن آتش بس رژيم صهيونيستي را از نابودي نجات دهند.
    اين روزها درخواست عربستان و مصر و اردن از رژيم صهيونيستي براي تقويت « ابومازن » بخش ديگري از چهره وابسته سران ارتجاع عرب را برملا ساخت . روزنامه صهيونيستي « معاريو » به نقل از محافل سياسي ـ امنيتي رژيم صهيونيستي نوشت : « مسئولان بلندپايه عربستاني مصري و اردني به مسئولان اين رژيم گفته اند درحال حاضر با توجه به اوضاع سرزمين هاي فلسطيني امكان فعال ساختن طرح صلح عربي با اسرائيل (طرحي كه عربستان براي به سازش كشاندن اعراب با رژيم صهيونيستي ) وجود ندارد و از اين رو آنها خواهان كمك اسرائيل براي تقويت جايگاه ابومازن هستند » .
    كمك به جايگاه ابومازن يعني مقابله با دولت حماس كه با آرا مردم فلسطين تشكيل شده و بجاي آن حمايت كردن از دولت سلام فياض كه دست نشانده رژيم صهيونيستي و فاقد هرگونه مشروعيت مردمي و قانوني است . مسئولان بلندپايه عربستان همان كساني هستند كه اجلاس مكه را براي تشكيل دولت وحدت ملي در فلسطين تشكيل دادند و دولت فعلي اسماعيل هنيه از نظر تركيب محصول اين اجلاس است . سران كشور عربستان حتي به آنچه خود وعده داده اند نيز پاي بندي نشان نميدهند و به دستور آمريكا و رژيم صهيونيستي عمل مي كنند. تكليف شاه عبدالله اردني و حسني مبارك نيز روشن است اولي نوكر خانه زاد انگليس و دومي پادوي وفادار و غلام حلقه به گوش صهيونيست هاست . ساير سران مرتجع عرب نيز دنباله روهاي عربستان و مصر هستند و دستور كلي را از واشنگتن مي گيرند.
    با توجه به اين واقعيت ها كه اكنون هيچ ترديدي در آنها نيست و تنيده بودن ماهيت سران مرتجع عرب در موجوديت رژيم صهيونيستي اشغالگر قدس آيا راهي غير از يكسره كردن كار سران ارتجاع در منطقه براي رسيدن به هدف اصلي يعني ريشه كن ساختن غده سرطاني اسرائيل در منطقه و قلب جهان اسلام وجود دارد !