
گزارش افشاگرانه نماينده ويژه دبيركل سازمان ملل در دولت خودگردان فلسطين پيرامون پشت پرده كميته چهار جانبه
بين المللي روند باصطلاح صلح خاورميانه و تاثيرگذاري كاخ سفيد بر موضعگيريهاي سازمان ملل در زمينه فلسطين
« الوارو دسوتو » كه از اواسط سال 2005 تا اواسط ماه مه گذشته (اوايل سال 1384 اواخر ارديبهشت ماه سالجاري ) سمت هماهنگ
كننده سازمان ملل متحد در امور مربوط به گفتگوهاي باصطلاح صلح خاورميانه و نماينده آن سازمان در دولت خودگردان فلسطين را
برعهده داشت
پس از دو سال و اندي فعاليت در اين پست
ديدگاههاي خود در رابطه با مسائل مربوط به صلح خاورميانه و فلسطين را
طي يك گزارشي مفصل و مشتمل بر 52 صفحه به دبيركل سازمان ملل ارائه داد . در اين گزارش كه در واقع تبيين كننده علل كناره گيري
دسوتو از سمت خود و انصراف از ادامه همكاري با سازمان ملل متحد است
وي به تشريح سياست ها و اقدامات آمريكا و نيز
تاثيرگذاري بر مواضع سازمان ملل متحد در خصوص صلح خاورميانه
دولت حماس و غيره پرداخته و به شدت از آن انتقاد نموده است .
در اين گزارش كه محرمانه بوده و صرفا جهت مصرف داخلي سازمان ملل تهيه شده ولي بعدا بخش هايي از آن به مطبوعات درز كرده
نكات بسيار مهمي مطرح گرديده و بسياري از مسائل پشت پرده برملا گرديده است .
چكيده اي از گزارش
1 ـ عليرغم تمامي تلاش ها و دلايلي كه مطرح كردم
هيچ وقت به من اجازه داده نشد به سوريه بروم و هيچ وقت دليلي براي اين كار
(عدم مجوز) ارائه نگرديد.
2 ـ من نتوانستم ماموريتم را به نحو مناسبي انجام دهم زيرا اولا اجازه نيافتم به سوريه بروم در حالي كه سوريه بخشي از روند صلح
خاورميانه است و ثانيا عليرغم اينكه نماينده شخصي دبيركل در دولت خودگردان فلسطين بودم ولي به جز 15 دقيقه نتوانستم نماينده
وي در اين تشكيلات خصوصا در رابطه با دولت حماس باشم و اين پانزده دقيقه نيز فقط دو مكالمه تلفني بود.
3 ـ سياستها و مواضع طرفهاي ثالث همواره بر سياستها و مواضع سازمان ملل در خصوص نزاع اسرائيل ـ فلسطين تاثيرگذار بوده
است .
4 ـ وقتي موضوع عقب نشيني اسرائيل از غزه مطرح شد وزير خارجه آمريكا طي تماس تلفني به دبيركل وقت سازمان ملل گفت :
قصد دارد ولفونسون را بعنوان نماينده آمريكا جهت پيگيري اين موضوع معرفي كند كه عنان اصرار كرد وي بعنوان نماينده كميته چهار
جانبه بين المللي معرفي شود. ولفونسون تلاش زيادي كرد و حتي طرح « دسترسي و تحرك » كه سبب شد برخي محدوديتها از طرف
اسرائيل در رابطه با تحرك فلسطيني ها رفع شود
كار وي بود اما در آخرين لحظات رايس آنرا بنام خود تمام كرد. وقتي ولفونسون از
اينكار كناره گرفت نظرش نسبت به آمريكا و اسرائيل واقعي تر از زماني كه به اين كار گمارده شد
گرديده بود. عنان تلاش زيادي كرد وي را
راضي به ماندن كند و روسيه هم حمايت كرد ولي آمريكائيها تمايلي نداشتند و خودش هم نهايتا نپذيرفت .
5 ـ يكي از علل اصلي عقب نشيني اسرائيل از غزه و بخشهايي از كرانه باختري اين بود كه طرحهاي قبلي شارون براي تشديد اسكان
يهوديان در مناطق اشغالي و اسرائيل موفق نبود. اينك دو سوم يهوديان جهان خارج از اسرائيل هستند و شارون مي دانست هيچوقت
قرار نيست اكثريت ساكنان مناطق اشغالي 1967 (1346 ) از يهوديان باشند .
6 ـ برخي مي گويند مشاوران نزديك شارون از جمله اولمرت به وي توصيه كرده بودند كه هنگام عقب نشيني از غزه مناطق بيشتري
را نيز در كرانه باختري تخليه كند. من شخصا فكر نمي كنم تخليه غزه توسط اسرائيل نشان از تغيير ديدگاه شارون و مثبت شدن نظرش
نسبت به طرح ايجاد دولت مستقل فلسطيني باشد بلكه برعكس حركتي مهم بود كه طرح « نقشه راه » را منتفي كرد. شارون از اين
عقب نشيني براي گرفتن امتياز از آمريكا استفاده كرد كه نمونه آن نامه بوش به وي بود كه به اسرائيل اطمينان داد اسرائيل مي تواند برخي
شهركهاي مهم يهودي نشين را حفظ كند و گفت كه آوارگان فلسطيني به اسرائيل بازنخواهند گشت . اين در حالي است كه اسرائيل
شهرك سازي و نيز ساخت ديوار حائل را ادامه مي دهد.
7 ـ عليرغم اينكه اسرائيل از غزه عقب نشيني نموده اما اغلب حقوقدانان بين المللي با اين ايده موافقند كه غزه هنوز تحت اشغال است
زيرا ارتباط آن با دنياي خارج از طريق هوا
زمين و دريا قطع است و تنها چيزي كه فرق كرده اين است كه شهرك نشينان و نيز سربازان
اسرائيلي در آنجا نيستند.
8 ـ اولمرت ضعيف تر از آن است كه بتواند تصميمات مهمي (در خصوص صلح خاورميانه ) بگيرد .
9 ـ محمود عباس قبل از انتخاباتي كه منجر به پيروزي حماس شد به ما و نيز اعضاي كوارتت (كميته چهار جانبه ) مي گفت حماس
راي قابل توجهي خواهد آورد اما اكثريت با فتح خواهد بود. وقتي حماس پيروز شد و كوآرتت قصد موضعگيري و اعمال فشار بر
حماس را داشت يعني فشار بر دولتي كه همه اعتراف مي كردند از طريقي دموكراتيك بر سر كار آمده من به دبيركل سازمان ملل گفتم اروپا
و آمريكا ملاحظات داخلي دارند و چون حماس را گروهي تروريستي مي دانند موضعي متفاوت از ما اتخاذ مي كنند ولي دليل و
ضرورتي ندارد كه سازمان ملل هم همان مواضع را اتخاذ نمايد و نبايد دست خودمان را ببنديم و بايد راه مذاكره سازمان ملل با حماس
را باز گذاريم اما به نظراتم توجهي نشد.
10 ـ در نشست « كوآرتت » در لندن كه در ژانويه 2006 بهمن 1385 و بعد از پيروزي حماس برگزار شد و هدف از برگزاري آن تنظيم
سياستها و مواضع اين گروه در خصوص حماس بود. آمريكائيها در نظر داشتند لحني را در بيانيه پاياني استفاده كنند كه تاكيد داشت
هرگونه كمك به فلسطين بايد قطع شود و يا مورد بازنگري قرار گيرد. من به دبيركل گفتم اين لحن مناسب نيست ولي از طرف آمريكا
« ديويد ولش » و آبرامز مرا تحت فشار شديد قرار دادند و تهديد كردند اگر سازمان ملل با متن پيشنهادي آنها موافقت نكند اين امر بر
مذاكراتي كه كنگره در خصوص سهميه آمريكا در بودجه سازمان ملل دارد
تاثيرگذار خواهد بود.
11 ـ انتخابات فلسطين آزاد و دمكراتيك بود . متاسفانه كوآرتت (كميته چهارجانبه بين المللي ) كه عملا براي تسهيل مذاكرات صلح
خاورميانه ايجاد شد
تبديل به ابزاري جهت فشار بر يك دولت دمكراتيك شده است و پيش شرطهايي را براي مذاكره با حماس گذاشته
كه خود مي دانست عملي نيست .
12 ـ كوآرتت در شروط خود آورده است كه حماس بايد به تعهدات و موافقتنامه هاي قبلي دولت خودگردان با اسرائيل پايبند باشد
اين در حالي است كه براي مثال اسرائيل درآمدهاي مالياتي فلسطينيان را نمي دهد و اين خودش خلاف تعهدات قبلي است . چرا چيزي
را از حماس مي خواهند كه اسرائيل خود به آن عمل نمي كند. من فكر مي كنم آمريكا نمي خواهد اسرائيل درآمدهاي مالياتي مزبور را به
فلسطيني ها برگرداند و صد ميليون دلاري هم كه بازگردانده شد تنها بعد از موافقت آمريكا امكانپذير شد.
13 ـ سياستها و مواضع كوآرتت سبب شده فشارها از روي اسرائيل برداشته شود . در عين حال اين ايده در افكار عمومي غرب و حتي
نزد برخي دولتهاي عربي ترويج شده كه مشكل اصلي در منطقه ايران و هلال شيعي است و اين حركتي است كه سبب انحراف توجهات
از موضوع فلسطين مي شود.
14 ـ رايس در يكي از مصاحبه هاي مطبوعاتي اخير خود گفت حماس نبايد سر كار باشد زيرا نمي تواند به نيازهاي مردم پاسخ دهد .
چطور از حماس كه تمامي منابع آنرا مسدود كرده اند انتظار دارند بتواند به مردم فلسطين خدمت رساني نمايد.
15 ـ توافق مكه در رابطه با دولت وحدت ملي مي توانست زودتر از آن يعني حتي بلافاصله بعد از پيروزي حماس در انتخابات نيز
شكل گيرد اما اين در صورتي ممكن بود كه آمريكا مانع نمي شد. آمريكا تلاش زيادي كرد كه حماس و فتح درگير شوند و حتي يك مقام
آمريكائي در يكي از جلسات در واشنگتن گفته است من خيلي اين خشونت (درگيري حماس و فتح ) را دوست دارم زيرا نشان مي دهد
ساير گروههاي فلسطيني با حماس مشكل دارند.
16 ـ اين آمريكا بود كه محمود عباس را ترغيب به برگزاري انتخابات زودرس كرد . متاسفانه گروهي از فلسطيني ها هستند كه در تماس
با آمريكا مي باشند و فقط آنچيزي را در رابطه با تحولات فلسطين مي گويند كه مقامات آمريكائي دوست دارند بشنوند.
17 ـ به نظرم اگر دبيركل سازمان ملل مي خواهد در شرايط تغييري دهد بايد در عضويت سازمان ملل در كوآرتت تجديدنظر كند .
18 ـ طرح صلح خاورميانه از نظر استراتژيكي تابعي از سياست آمريكا در ابعاد وسيعتري از مسائل خاورميانه از جمله در خصوص
عراق و ايران شده است .
19 ـ كوآرتت اعراب (مصر
اردن
عربستان و امارات متحده عربي ) همواره به آمريكا مي گويند اگر واشنگتن مايل است استمرار
حمايت اعراب در خصوص عراق و در مقابل ايران را داشته باشد بايد روند صلح اسرائيل ـ فلسطين را جلو ببرد.
20 ـ كوآرتت بصورت مكانيزمي حاشيه اي در رابطه با روند صلح خاورميانه درآمده است . اين مكانيزم اينك بيشتر براي مديريت
روابط فرآتلانتيكي بكار گرفته مي شود تا چيزي ديگر و مكانيزم موثري براي حل معضل فلسطين و اسرائيل نيست . دبيركل از طرف
شوراي امنيت يا مجمع عمومي سازمان ملل مامور نشده تا در كوآرتت حضور يابد و سازمان ملل عملا در كوآرتت هيچكاره است .
كوآرتت بيشتر به گروهي از دوستان آمريكا مي ماند تا چيزي ديگر. براي مثال مي توانيد امتحان كنيد و مثلا در بيانيه بعدي كوآرتت
پيشنهاد دهيد كه كوآرتت از اسرائيل بخواهد درآمدهاي مالياتي فلسطينيان را به آنها بازگرداند. يقينا اين درخواست با مخالفت آمريكا
روبرو مي شود. روسيه و اتحاديه اروپا از اين پيشنهاد حمايت مي كنند اما براي تصويب آن فشار وارد نخواهند كرد. دبيركل سازمان ملل
بايد تاكيد كند كه يكطرفه بودن بيانيه هاي كوآرتت قابل قبول نيست و يا بايد به قصور هر دو طرف اشاره شود يا اينكه از دولت
خودگردان (حماس ) هم انتقاد نشود.
21 ـ حضور سازمان ملل در كوآرتت (كميته چهارجانبه ) ما را در موقعيت بدي قرار داده است زيرا باعث شده براي حفظ روابط با
برخي قدرتها مسئوليتهايمان در قبال مردم فلسطين را مورد مصالحه قرار داده يا حتي قرباني كنيم . من توصيه مي كنم حضور سازمان ملل
در كوآرتت را كاهش دهيم و براي مثال فقط ناظر باشيم
با داشتن امكان توصيه
ولي بگونه اي باشد كه الزاما با مواضع و تصميمات آنها
مرتبط نباشيم .
22 ـ همواره در سازمان ملل در مقاطع مهم سياستگزاري گفته مي شود بايد مراقب روابط بهتر با اسرائيل باشيم غافل از اينكه ما
زماني مي توانيم بهتر باشيم از جمله براي اسرائيليها كه فلسطيني ها به ما اعتماد داشته باشند.
23 ـ به كوفي عنان و نيز بان كي مون نظراتم را گفته ام ولي آنها ناديده گرفته اند . متاسفم كه بان كي مون در 25 مارس بعد از ملاقات با
محمود عباس براي اولين بار جهت ملاقات با نخست وزير دولت خودگردان شرط گذاشت و موضع سازمان ملل در رابطه با دولت مزبور
(حماس ) را حتي از قبل هم بدتر كرد و گفت ملاقات مزبور بستگي به اقدامات و مواضع دولت فلسطين دارد. اين اظهارات بان كي مون
بعد از توافق مكه ابراز شد و اين در حالي است كه بعد از تشكيل دولت وحدت ملي در فلسطين سعي كند شرايط و مواضع سازمان ملل
در رابطه با حماس را سهل تر نمايد نه سخت تر. اظهارات وي تلاشهاي من را دفن كرد زيرا من از ابتدا معتقد بودم حماس با قبول شركت
در انتخابات عملا روند اسلو را پذيرفته و حالا بايد با برخورد صحيح به تحول مواضع اين حزب كمك كرد ولي برخورد كوآرتت و
سايرين خلاف اين جريان عمل كرد. به نظرم اگر با حماس خوب رفتار شود مي تواند در مسير قبول دو دولت حركت كند. تصميم من
براي ترك سازمان ملل و شغل فعلي دلايل متعددي دارد ولي يكي از مهمترين آنها اين بود كه بعد از اظهارات فوق الذكر دبيركل
برايم
ثابت شد كه ديگر نمي توانم در اين روند موثر باشم .
24 ـ در خاورميانه ضرب المثلي است كه مي گويد شما نمي توانيد در اين منطقه بدون مصر جنگ و بدون سوريه صلح ايجاد كنيد .
بخش اول اين ضرب المثل ديگر مصداق ندارد اما به نظرم بخش دوم هنوز هم مصداق دارد.
25 ـ آمريكائيها معتقدند روند صلح اسرائيل ـ فلسطين را مي توان همزمان با منزوي كردن سوريه هم پيش برد . بخاطر همين است كه
نمايندگان آمريكا در يكي از جلسات كوآرتت گزارش دادند كه در ملاقات خود با نمايندگان كوآرتت اعراب گفته اند آيا اگر اسرائيل فقط با
فلسطينيها به توافق برسد و از سرزمينهاي اشغالي فلسطيني (1967 ) خارج شود آنها حاضرند روابط خود با اسرائيل را عادي كنند يا خير .
يعني اين بدان معناست كه آمريكائيها مي خواهند آنچه را تاكنون مطرح بود مبني بر عادي شدن رابطه ميان اسرائيل و عربها به شرط
عقب نشيني اسرائيل از تمامي سرزمينهاي اشغالي اعراب از جمله جولان تغيير داده و فقط مربوط كنند به خروج اسرائيل از سرزمينهاي
اشغالي فلسطين در 1967 به نظرم اين حركت باعث تفرقه ميان عربها خواهد شد .
26 ـ عليرغم تمامي تلاشها و اصرارم تاكنون دلايلي قانع كننده به من داده نشده كه چرا نبايد با سوريها ملاقات و مذاكره كنم . البته
بعضا بطور تلويحي گفته مي شود با توجه به اينكه فعلا تمركز در خصوص سوريه بر قطعنامه هاي 1559 و 1701 است لذا نبايد اين
روند را به سوي ديگري منحرف كرد . در حاليكه نماينده ويژه دبيركل در رابطه با قطعنامه 1559 (لارسن ) مرتبا گزارشاتي را كه من به
دبيركل مي دهم دريافت مي كند و از اقدامات من و گزارشاتم مطلع است اما حتي يك گزارش از كار وي به من داده نشده و من اگر مطلبي
در اين خصوص شنيده ام از افرادي خارج از سازمان ملل بوده است . اين در حالي است كه براساس رويه موجود در سازمان ملل
نمايندگان ويژه اي كه حوزه كاري محدودتري دارند بايد به نمايندگان ويژه ديگري كه در رابطه با همان موضوع دستور كار گسترده تري
دارند گزارش دهند. هيچ قطعنامه اي در سازمان ملل مبني بر عدم تماس با سوريها نيست بلكه برعكس كار ما اقتضا مي كند با آنها تماس
داشته باشيم لذا سوريها مي توانند بگويند پشت تصميم سازمان ملل مبني بر عدم ملاقات با سوريها يك يا دو عضو دائم شوراي امنيت
هستند. ما حتي در ارائه گزارشات توجيهي به شوراي امنيت هم حاضر نشده ايم با يك عضو كليدي اين روند كه اتفاقا سرزمينش هم
تحت اشغال است (سوريه ) مشورت كنيم .
27 ـ اتفاقي كه براي سازمان ملل در عراق افتاد و « سرجيو ويرا دوملو » همراه با تعدادي ديگر كشته شدند يكي از دلايل مهمش اين
بود كه برخي سازمان ملل را بي طرف نمي دانستند و آنرا تحت چتر بازيگري خاص در عراق مي دانستند. اگر مردم ديگر هم فكر كنند
سازمان ملل بي طرف نيست امنيت كارمندان و نمايندگان سازمان ملل در آنجا هم بخطر مي افتد. القاعده در غزه است ! نياز به توضيح
بيشتري نيست !
28 ـ مي دانم كه دبيركل سازمان ملل مرتبا مي گويد اوضاع در رابطه با صلح خاورميانه روبراه است و در مسير مثبتي به پيش مي رود
زيرا دولت وحدت ملي تشكيل شده . طرح صلح اعراب احيا شده است و گفتگوهاي اولمرت و عباس هم روند جديدي گرفته ولي ما
نبايد گول تبليغات خودمان را بخوريم زيرا خود مي دانيم كه شرايط مناسب نيست .
29 ـ مذاكراتي كه در دبيرخانه سازمان ملل صورت مي گيرد بايد محرمانه بماند اما متاسفانه در خيلي از مواقع اينگونه نيست . برخي
همكاران ما مطالب محرمانه سازمان ملل را به اسرائيليها منتقل مي كنند.
30 ـ افول نهادينه دولت خودگردان فلسطين از يكسو و نيز گسترش شهركهاي يهودي نشين از طرف ديگر سبب شده اين اعتقاد در
ميان فلسطيني ها
اسرائيليهاي عرب و نيز برخي از چپهاي اسرائيل تقويت شود كه راه حل دو دولت رنگ باخته زيرا يك كشور فلسطيني
هم سرزمين مي خواهد و هم دولت و هر دو بطور سيستماتيك در حال خراب شدن است . لذا برخي معتقدند راه حل دراز مدت براي
بحران فلسطين ترك ايده دو دولت و در عوض تاكيد بر رعايت حقوق ملي
سياسي و مدني هر دو گروه يعني يهوديها و اعراب در يك
كشور واحد است يعني بعبارت ديگر « راه حل يك كشور » در حال قوت گرفتن است و بزرگترين بازنده اين موضوع نيز اسرائيل است كه
مصمم به داشتن يك دولت دمكراتيك يهودي است .
31 ـ به نظر من تنها راه حل بحران فلسطين خاتمه اشغال سرزمينهاي 1967 در چند مرحله است . بدين صورت كه براي مثال در
مرحله اول شهركهاي يهودي نشين
جمع و مرزهاي موقت فلسطين مشخص و كشور فلسطيني شكل گيرد و در مرحله بعدي دو دولت با
هم براي راه حل نهايي مذاكره كنند. البته فلسطيني ها اين نگراني را مطرح خواهند كرد كه بيم دارند مرزهاي موقت دائمي شود كه براي
رفع آن بايد از همان اول و قبل از شروع اجراي مرحله اول تمامي اين مسائل روشن شود. سازمان ملل نيز بايد در اين مسير محتاط عمل
كند. اين همان طرحي است كه رايس هم در نظر دارد و به همين خاطر از « افق سياسي » صحبت مي كند ولي به نظرم موفقيت وي محتمل
نيست .
32 ـ طي دو سال گذشته دريافته ام كه تمايل به خودسانسوري در سازمان ملل در رابطه با اسرائيل زياد است . يعني تلاش مي شود
رفتاري خوب و رضايت بخش همراه با شفقت در رابطه با اسرائيليها وجود داشته باشد. بخشي از دلايل اين امر به سابقه قطعنامه
صهيونيسم و نژادپرستي برمي گردد كه سازمان ملل قصد دارد جبران كند و بخشي ديگر به نگراني از قدرت اسرائيل در تخريب رابطه با
سازمان ملل و آمريكا مربوط مي شود. (به همين علت ) نمايندگي دائم اسرائيل در سازمان ملل دسترسي بسيار زيادي به دبيرخانه سازمان
ملل و مقامات آن حتي در عاليترين سطح دارد كه با ساير اعضاي سازمان ملل قابل قياس نيست و اين مسلما فقط بخاطر مهارت
نمايندگي دائم آنها نيست . در رابطه با هر موضوعي كه سازمان ملل مي خواهد موضع بگيرد بجاي اينكه سئوال شود چه موضعي بهتر
است اين سئوال مطرح مي شود كه عكس العمل اسرائيل و آمريكا در قبال آن چه خواهد بود
اعتراف مي كنم كه اين موضوع در رابطه با من هم مصداق داشته است و بخاطر آن متاسفم . من از افزايش و بهبود رابطه سازمان ملل با
اسرائيل در رابطه با مسائلي مانند هولوكاست و يهودي ستيزي استقبال مي كنم ولي دليلي نمي بينم كه قصور اسرائيليها در رابطه با روند
صلح خاورميانه را با آنها مطرح نكنيم .
يكي از علل اصلي عقب نشيني اسرائيل از غزه و بخشهايي از كرانه باختري اين بود كه طرحهاي قبلي شارون براي تشديد اسكان
يهوديان در مناطق اشغالي و اسرائيل موفق نبود
تخليه غزه توسط اسرائيل نشان از تغيير ديدگاه شارون و مثبت شدن نظرش نسبت به طرح ايجاد دولت مستقل فلسطيني نيست
بلكه برعكس حركتي مهم بود كه طرح « نقشه راه » را منتفي كرد. شارون از اين عقب نشيني براي گرفتن امتياز از آمريكا استفاده كرد
انتخابات فلسطين آزاد و دمكراتيك بود. متاسفانه كوآرتت (كميته چهارجانبه بين المللي ) كه عملا براي تسهيل مذاكرات صلح
خاورميانه ايجاد شد
تبديل به ابزاري جهت فشار بر يك دولت دمكراتيك شده است و پيش شرطهايي را براي مذاكره با حماس
گذاشته كه خود مي دانست عملي نيست
آمريكا تلاش زيادي كرد كه حماس و فتح درگير شوند و حتي يك مقام آمريكائي در يكي از جلسات در واشنگتن گفته است من
خيلي اين خشونت (درگيري حماس و فتح ) را دوست دارم زيرا نشان مي دهد ساير گروههاي فلسطيني با حماس مشكل دارند
متاسفانه گروهي از فلسطيني ها هستند كه در تماس با آمريكا مي باشند و فقط آنچيزي را در رابطه با تحولات فلسطين مي گويند كه
مقامات آمريكائي دوست دارند بشنوند
طرح صلح خاورميانه از نظر استراتژيكي تابعي از سياست آمريكا در ابعاد وسيعتري از مسائل خاورميانه از جمله در خصوص
عراق و ايران شده است
حضور سازمان ملل در كوآرتت (كميته چهارجانبه ) ما را در موقعيت بدي قرار داده است زيرا باعث شده براي حفظ روابط با
برخي قدرتها مسئوليتهايمان در قبال مردم فلسطين را مورد مصالحه قرار داده يا حتي قرباني كنيم
نمايندگي دائم اسرائيل در سازمان ملل دسترسي بسيار زيادي به دبيرخانه سازمان ملل و مقامات آن حتي در عاليترين سطح دارد
كه با ساير اعضاي سازمان ملل قابل قياس نيست و اين مسلما فقط بخاطر مهارت نمايندگي دائم آنها نيست
در رابطه با هر موضوعي كه سازمان ملل مي خواهد موضع بگيرد بجاي اينكه سئوال شود چه موضعي بهتر است اين سئوال مطرح
مي شود كه عكس العمل اسرائيل و آمريكا در قبال آن چه خواهد بود

|