بسم الله الرحمن الرحيم
ايام
تب دار حادثه اي جانسوز است كه در هفتم تير سال 60 توسط گروهك مزدور منافقين بر پيكر انقلاب وارد شد . اين روزها يادآور
رويارويي آشكار استكبار جهاني با حاكميت ديني و پيكار پيروان جمهوري بدون اسلام با جبهه نيروهاي ارزشي و پيرو ولايت فقيه
است
آنچنان كه جلوه ماندگاري از آن براي هميشه تاريخ انقلاب به يادگار ماند.
هفتم تير هر سال يادآور سوختن هفتاد و دو كبوتر خونين بال انقلاب و عروج ملكوتي آناني است كه در آتش نفاق مزدوران استكبار
سوختند و جان به جان آفرين تسليم كردند. در اين روز و در يك حادثه دردناك در محل دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي براساس
توطئه اي كه منافقين براي ازهم پاشيدن انقلاب و نيروهاي ارزشي طراحي كرده بودند
خالص ترين ياران و ياوران انقلاب به شهادت
رسيدند ولي اين حادثه به لطف الهي نقاب تزوير از چهره منافقين بركشيد و آنها را آواره و رسوا كرد.
در اين روز هرچند انسانهايي بهشتي صفت به شهادت رسيدند ولي خون مطهر آنان راه درخشان انقلاب را در جهان روشن تر كرد و
انقلاب را ريشه دارتر نمود . اگرچه در حادثه هفتم تير سال 60 در قتلگاه سرچشمه 72 ستاره درخشان كهكشان پرفروغ انقلاب به
قافله سالاري شهيد مظلوم آيت الله بهشتي خاموش شدند ولي خون پاك آنان به جريان خروشاني از بلوغ و آگاهي مردم تبديل شد كه
تاكنون انقلاب ازآن بهره مند است . در مقابل اين ضايعه عظيم و از دست دادن گوهرهاي گرانبهاي بهشتي
خداوند عناصري را به رسوايي
كشاند كه در پشت چهره انقلاب پنهان شده و همچون موريانه به جان انقلاب افتاده بودند. اين عناصر پليد آنچنان در مناصب كليدي نظام
لانه كرده بودند كه شناساندن ماهيت اصلي آنان به مردم جز با خون شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و يارانش امكانپذير نبود. اين آدم هاي
هزار چهره آماده بودند كه با ترور شخصيتهاي انقلابي
بر اسب زين كرده انقلاب سوار شده و به سوي غرب رهسپار شوند. بنابر اين
فاجعه هفتم تير فقط يك واقعه دردناك نبود بلكه در عمل عليرغم تدبير دشمنان با لطف الهي به رمز ماندگاري و جاودانگي نظام و بيان
مظلوميت چهره هاي خدوم و انقلابي تبديل شد.
اكنون كه 26 سال از فاجعه جانگداز انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و شهادت مظلومانه متفكر بزرگ و عالم عامل
آيت
الله بهشتي و 72 تن از خدمتگزاران لايق و شايسته انقلاب مي گذرد
اين سئوال اساسي در اذهان ايجاد شده كه پس از گذشت يك ربع
قرن از آن فاجعه چه اقداماتي براي بازشناسي اين شخصيت هاي مظلوم كه مورد هجمه شديد دشمنان آگاه و بعضا دوستان ناآگاه واقع
شده و قبل از شهادت و ترور حقيقي
مورد ترور شخصيتي قرار گرفتند صورت گرفته و براي معرفي آنان به نسل بعدي انقلاب چه
اقدامي گرديده است آيا صرف برگزاري مراسم تجليل و تكريم كافي است آيا نبايد به اين سئوال پاسخ گفت آنان كه در آن حادثه از
ميان ما رفتند و خونشان ضامن استمرار انقلاب شد
چه ويژگيهايي داشتند و چه عواملي به پديدآيي اين فاجعه منجر شد
به واقع آيت الله بهشتي و يارانش داراي آنچنان انديشه هاي عميق و والايي در زمينه هاي مخلتف علمي
عملي
مديريتي
اخلاقي
سياسي و اقتصادي بودند كه طرح آنان براي جامعه امروزي بويژه جوانان مي تواند دستمايه الگوهاي رفتاري بوده و آنان را به عمل صالح
و رهايي از افراط و تفريط رهنمودن گردد. اين كار
وظيفه همه متفكران
انديشمندان
علما
خطبا و مسئوليني است كه دوران
پراضطراب دهه 60 و ويژگيهاي شخصيتي شهداي هفتم تير را به ياد دارند و بايد آنرا به نسل هاي آينده منتقل كنند .
اين هفته از اين جهت كه پنجره اي از آن به سوي طلوع فجر كوثر ولايت و گلواژه بزرگ آفرينش
حضرت فاطمه زهرا(س ) باز مي شد
از اهميت خاصي برخوردار است . واقعيت اينست كه تولد بانوي نورو افتخار خاندان وحي
نه تنها براين روزها و سال ها بلكه بر همه
تاريخ نورافشاني مي كند و به حق
ميلاد با سعادت آن آفتاب بي غروب خلقت كه تمامي ارزشهاي متعالي در گوهر وجود او جلوه گر شده
به منظور هويت بخشي به زنان ايراني به نام روز زن نامگذاري گرديده است . از اين رو ايران اسلامي خود را براي برگزاري اين روز بزرگ و
پندگيري از آموزه هاي انساني و الگوهاي اخلاقي آن بانوي بزرگ كه ضامن تعادل و تداوم راه انقلاب است
آماده مي كند.
از رويدادهاي هفته جاري در صحنه داخلي
ديدار اعضاي شوراي اسلامي و شهردار تهران با رهبر معظم انقلاب و رهنمودهاي
صريح ايشان به دست اندركاران امور شهري بود. ايشان بر توجه همزمان به كالبد و روح شهر تهران
از جمله مسائل فرهنگي و ارزشهاي
ديني و اهتمام براي خدمت به مردم تاكيد و خاطرنشان كردند مجموعه شوراي شهر و شهرداري تهران بايد با تعامل مناسب ودوستانه و
انسجام و هماهنگي با يكديگر و با مجموعه دولت ودستگاههاي دولتي در جهت حل مشكلات اصلي كلان شهر تهران گام بردارند. رهبر
انقلاب همچنين بر لزوم باز بودن درهاي شهرداري به روي مردم تاكيد كرده و افزودند : شهرداريها همواره در معرض فرصت طلبان
سودجو قرار دارند اما ارتباط با مردم ودسترسي آسان آنان به مديران شهرداريها موجب مي شود زمينه بسياري از فرصت طلبي ها از بين
برود.
حضرت آيت الله خامنه اي با تاكيد بر لزوم برخورد جدي و قاطعانه مديران شهرداريها با افراد فرصت طلب و در عين حال
سخت گيري نكردن به مردم خاطرنشان كردند بايد در اداره شهر از روشهاي علمي و محققان برجسته دانشگاهها نيز استفاده شود. ايشان
همچنين بر لزوم شفاف سازي هزينه ها و بودجه هاي شهرداري
رعايت بيت المال
پرهيز از تجملات و تاثير نگذاشتن گرايش ها و
اختلاف نظرهاي سياسي بر كارها و خدمت به مردم تاكيد كردند.
در اين هفته همچنين كشورمان ميزبان رئيس جمهور عراق بود. اين سفر كه در راستاي تاكيدي بر روابط گسترده خوب ميان دو كشور
همسايه صورت گرفت بخشي از رايزنيهاي مقامات عراقي براي تعميق روابط دوجانبه بود. جمهوري اسلامي ايران در سالهاي اخير
بويژه پس از روي كار آمدن دولت مردمي در عراق همواره تلاش كرده تا نقشي سازنده در عراق داشته باشد و در اين راه از دولت منتخب
مردم حمايت كرده و خواستار استقرارامنيت و حاكميت ملي در اين كشور شده است .
آقاي جلال طالباني و هيات همراه در اين سفر علاوه بر مذاكراتي كه با رئيس جمهور كشورمان داشتند
با رهبر معظم انقلاب نيز
ديدار كردند. حضرت آيت الله خامنه اي با تاكيد بر اينكه جمهوري اسلامي ايران آماده همه نوع همكاري با دولت و ملت عراق براي
برقراري امنيت در اين كشور است
خاطرنشان كردند : « آمريكائيها مخالف گسترش روابط ايران و عراق هستند و تلاش دارند تا در اين
روابط اخلال ايجاد كنند اما بايد در مقابله اين اخلال ايستاد. » ايشان وحدت و همبستگي بيش از پيش ملت عراق به ويژه نخبگان
سياسي و فرهنگي اين كشور را ضروري خوانده و خاطرنشان كردند : « عامل اصلي ناامني در عراق و وقوع فجايع كنوني
سرويس هاي
جاسوسي آمريكا و رژيم صهيونيستي و برخي كشورهاي همراه آنها هستند. »
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اقدام آمريكا در مسلح كردن برخي گروه هاي تروريستي داخل عراق افزودند : « اين مساله به
ضرر خود آمريكايي ها تمام خواهد شد
زيرا آنها چند سال پيش نيز برخي گروه ها را در داخل افغانستان مسلح كردند و سپس عواقب آن
را ديدند.
رهبر انقلاب مهمترين مشكل عراق را حضور اشغالگران و نبود امنيت توصيف كرده و تصريح كردند جمهوري اسلامي ايران از
حاكميت كنوني عراق اعم از رئيس جمهور
نخست وزير
دولت مجلس كه منتخب مردم هستند
به طور جدي حمايت مي كند. ايشان
حضور مردم عراق در صحنه و انتخاب مسئولان را در تاريخ اين كشور بي سابقه دانسته و افزودند : مخالفان وضعيت كنوني عراق در واقع
مخالف خواست و منافع مردم اين كشور هستند كه درراس آنها آمريكا و انگليس قرار دارند و متاسفانه برخي دولتهاي منطقه نيز بر ضد
منافع مردم عراق حركت مي كنند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به سياست فتنه انگيزي آمريكا در منطقه به ويژه فلسطين تاكيد كردند : اوضاع فلسطين و درگير
كردن برادران فلسطيني با يكديگر و فشاري كه بر دولت منتخب مردم وارد مي شود واقعا دردآور است . در چنين شرايطي
ملتها و
كشورهاي منطقه راهي جز قوي كردن خود و اتحاد و انسجام و كمك به يكديگر براي ايستادگي در مقابل قدرتهاي زورگو ندارند و اگر
ملتها اراده كنند هر كاري را كه بخواهند مي توانند انجام دهند از جمله اينكه مي توانند آمريكا را به زانو در آورند.
در هفته جاري بار ديگر مذاكرات هسته اي ايران با مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي و مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا
كليد خورد. خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا ديدار خود با آقاي لاريجاني را سازنده خواند. سولانا و لاريجاني در
ليسبون به منظور از سرگيري مذاكرات هسته اي با يكديگر ديدار كرده و متعهد شدند در سه هفته آينده نيز با يكديگر ملاقات داشته
باشند.
در ديدار با محمد البرادعي نيز توافق شد كه باقيمانده مسائل هسته اي مورد حل و فصل قرار گيرد و در اين راستا هيات ديگري از
بازرسان آژانس به تهران سفر كنند. آنچه مسلم است مادام كه مسئولان آژانس و اتحاديه اروپا
حق جمهوري اسلامي ايران در استفاده
صلح آميز از انرژي صلح آميز هسته اي را به رسميت نشناسد
مذاكرات لاريجاني و سولانا هيچ نتيجه اي در بر نخواهد داشت ولي برخي
نشانه هايي كه از اروپا به چشم مي خورد
درصورتي كه آمريكائيها به اروپا اجازه استقلال عمل بدهند
مي تواند مبناي مناسبي براي ادامه
مذاكرات باشد لكن خشم برخي مقامات كاخ سفيد از جمله وزير خارجه آمريكا نشان مي دهد كه آنها از حصول هرگونه توافق ايران و
اروپا براي حل و فصل مسائل هسته اي ناخرسند بوده و تلاش دارند مسائل را به نيويورك و صدور قطعنامه عليه ايران
بكشانند.
تحولات خارجي در هفته جاري عمدتا به مسائل خاورميانه اختصاص داشت و حول دو محور عراق و فلسطين دور مي زد. در
عراق
همزمان با ادامه ناآرامي ها و انفجارهاي متعدد در شهرهاي مختلف اين كشور
مقامات دولتي از وجود طرح هاي خارجي براي
دخالت در عراق و افزايش فشارها بر دولت مالكي خبر دادند. در ادامه خشونت هاي عراق
شمار ديگري از مردم اين كشور هدف
حمله هاي تروريستي قرار گرفتند
اين درحالي است كه چندين نفر از نظاميان اشغالگر نيز در حملات مختلف كشته شدند كه اين
رخدادها
آمار تلفات اشغالگران را براي چندمين هفته متوالي بالا نگاهداشته است .
اكنون
با توجه به شرايط موجود و وضعيت وخيمي كه اشغالگران در عراق دچار آن شده اند
اين كشور به يك باتلاق تمام عيار براي
غربي هاي اشغالگر تبديل شده و شواهد موجود
امكان انكار اينكه بوش و متحدان وي در عراق به استيصال كامل دچار شده اند را كاملا
سلب كرده است .
آنچه كه از شرايط حاضر در عراق استنباط مي شود اين واقعيت است كه آمريكايي ها و متحدين آن در عراق
از هر ابتكاري براي فائق
آمدن برمشكلات عديده مبتلا به
عاجز مانده اند و تلاش آنها اكنون معطوف به آن شده است كه درصورت امكان از گسترش ابعاد معضل
جلوگيري نمايند كه با توجه به روند تحولات
آن نيز قطعا امكان پذير نخواهد بود.
اين سردرگمي حاكم بر اردوگاه اشغالگران موجب شده است تا فشارها بر دولت نوري مالكي را افزايش دهند
شايد از اين مسير و از
طريق گرفتن امتيازات به نفع جناح هاي مخالف شيعيان و جريان هاي زياده طلب
مفري براي گريز از مخمصه موجود پيدا كنند.
در همين راستا
هوشيار زيباري وزير خارجه عراق هفته جاري بر وجود توطئه اي چند مليتي عليه دولت حاكم عراق كه در كنترل
اكثريت شيعه است
تاكيد گذاشت . زيباري صراحتا از پنج كشور عرب همسايه عراق بعلاوه همسايه شمالي اين كشور نام برد كه در صدد
بوده اند حتي با توسل به كودتا
شكل سياسي فعلي عراق را برهم زده و دولتي را با حاكميت بعثي ها و جناح اقليت مخالف دولت شيعه
بر سركار آورند. وجود چنين توطئه اي را پيشتر نيز چند مقام دولتي از جمله شخص مالكي مطرح ساخته بودند و حتي از بازداشت چند
نظامي در ارتباط با اين نقشه سخن به ميان آورده بودند. قدر مسلم اين است كه اين توطئه ها
حمايت هاي پشت پرده اشغالگران را نيز با
خود دارد چرا كه اهداف حكومت هاي وابسته منطقه با اشغالگران در همسويي كامل قرار دارد و قطعا در آينده اينگونه توطئه ها تداوم
خواهد داشت .
ديگر رخداد مهم هفته جاري در منطقه
تحولات فلسطين و گسترش دامنه تنش ها ميان دو جنبش فلسطيني « فتح » و « حماس » بود.
اين تنش ها و التهابات كه در پي تسلط نيروهاي حماس به منطقه غزه اوج گرفت مسائل فلسطين را وارد مرحله جديدي ساخته و نقطه
عطفي را در سير تحولات سياسي فلسطين ايجاد نمود كه خواه و ناخواه در آينده فلسطين
منشا آثار و تغييرات عمده اي خواهد بود.
شكست نيروهاي فتح در غزه و تسلط كامل جنبش حماس براين منطقه
وضعيت جناح سازشكار و غربگراي فلسطين را به شدت
تضعيف كرد و اين شكست نظامي پس از شكست سياسي فتح در انتخابات زمستان 84
دومين ضربه را بر اين جريان وارد ساخت . اين
شرايط موجب شد تا هم پيمانان جناح سازشكار فلسطين در آمريكا و متحدين عرب منطقه اي آن به سرعت به تكاپو بيفتند تا شايد
بتوانند در معادلات جاري تاثير ايجاد كرده و از برهم خوردن كامل موازنه قدرت در فلسطين جلوگيري نمايند. احساس خطر از شرايط
موجود به حدي بود كه اسرائيلي ها نيز با تمام توان وارد صحنه شدند و بر قصد خود در حمايت از فتح و تشديد فشار عليه حماس تاكيد
كردند.
اجلاس جاري چهارجانبه كه در شرم الشيخ مصر در جريان است نيز باهمين انگيزه و براي نجات جريان مخالف حماس برگزار شده
است . برگزاري اجلاس شرم الشيخ را بايد اقدامي از سوي جناح عرب به اصطلاح ميانه رو با هدف جلوگيري از فروپاشي كامل روند
سازش با اسرائيل دانست كه البته تبعات چنين رخدادي مي تواند موجوديت اين رژيم ها را نيز به چالش جدي دچار سازد.
آنچه مسلم است اين واقعيت است كه اين اجلاس قادر به تامين دستاورد قابل ملاحظه اي نخواهد بود و در نهايت
دستاورد آن از
اعلام حمايت هاي سياسي و مالي از محمود عباس فراتر نخواهد رفت چرا كه سازشكاران عرب
آمريكا و رژيم صهيونيستي در
ارزيابي ها و طرح نقشه هاي خود نمي توانند عامل مهم
يعني خواست و نظر ملت فلسطين را ناديده بگيرند و هرگونه چشم بستن براين
واقعيت حاصلي جز شكست و ناكامي نخواهد داشت .
باتوجه به اين واقعيات از هم اكنون مي توان اجلاس شرم الشيخ را شكست خورده و بي نتيجه تلقي كرد. آنچه كه در اين شرايط حساس
بايد در نظر گرفته شود اين نكته است كه مصلحت و نفع جريان سازش طلب فلسطين
رويكرد به داخل فلسطين و مذاكره با رقيبانش
است و اين مسئله اي غيرقابل انكار است كه صهيونيستها هرگز نمي توانند قابل اتكا بوده و طرف مذاكره صادقي براي تشكيلات
خودگردان باشند زيرا اين تجربه
پيشتر مكررا به اثبات رسيده است . صهيونيستها اگر امروز به محمود عباس و فتح روي خوش نشان
مي دهند قطعا پشت آن
رذالت و دورويي نهفته است چرا كه براي صهيونيستهاي اشغالگر
هدف
تثبيت اشغالگري خود در سرزمين
فلسطين است و موجب تعجب است كه سياستمداران فتح كه مدعي كاركشتگي در صحنه سياسي فلسطين هستند
بر اين نكته كاملا
روشن ناآگاه مي باشند و يا اينكه خود را به جهالت زده اند.
از ديگر تحولات هفته جاري در صحنه سياسي جهان
كناره گيري توني بلر از نخست وزيري انگليس و سپردن سكان امور به
« گوردون براون » بود. در مورد كناره گيري بلر
با توجه به شرايط و وضعيت نامساعد وي در پايان حضورش در رهبري دولت انگليس
مناسب تر اين است گفته شود بلر مجبور به كنارگيري شد. توني بلر در مدت حضورش در مسند نخست وزيري انگليس
تابع بي چون و
چرا و مطيع سر به فرمان كاخ سفيد بود
به عبارت ديگر سرنوشت سياسي خود را كاملا به كاخ سفيد گره زده بود. اين تبعيت كوركورانه به
خصوص از رئيس جمهور آمريكا
موجب شد كه از سوي محافل سياسي و مطبوعاتي غرب لقب « سگ دست آموز بوش » به وي اطلاق
شود. به دليل همين حمايت هاي افراطي از سياست هاي بوش بود كه زماني كه بوش در باتلاق عراق گرفتار آمد
بلر را نيز با خود به اين
باتلاق كشاند و وي را با انتقادات شديدي در داخل و خارج انگليس مواجه ساخت . اين وضعيت فلاكت بار سياسي تا آخرين روزهاي
صدارت نيز بلر را رها نكرد و وي را مجبور ساخت به شكل سياستمداري كاملا شكست خورده با سياست وداع نمايد. بلر به دليل
مشاركت در لشكركشي به افغانستان و عراق و همچنين حمايت هاي همه جانبه از اشغالگران صهيونيست دربين مسلمانان نيز منفور بود.
از ديگر رخدادهاي هفته جاري
ادامه اعتراضات به اقدام ضد اسلامي انگليس بود. اقدام ملكه انگليس در دعوت از رشدي و اعطاي
نشان افتخار به وي يكبار ديگر بر ماهيت اسلام ستيز استعمارگر پير تاكيد گذاشت .

|