روزنامه جمهوري اسلامي 06/04/1386 صفحه مقالات

  • ضرورت نهادينه شدن « توانايي » در راستاي تحقق اهداف سند چشم انداز ملي
  • مردان افسانه اي
  • جايگاه فقهي حضرت آيت الله جوادي آملي
  • نقش معلم در پرورش خلاقيت كودكان
  • *****
    ضرورت نهادينه شدن « توانايي » در راستاي تحقق اهداف سند چشم انداز ملي


  • استعمارگران براي ادامه سلطه در كشورهاي جهان سوم هميشه درصدد بوده اند كه « عجز و ناتواني » را به آنان بقبولانند و دراين راستا « استعمار فرهنگي و فكري » اولين راهبرد سلطه جهاني دراين مقوله بوده است . آنان با شيوه هاي گوناگون رواني و تبليغي كوشيده اند « احساس حقارت و ناباوري » را به ملل جهان سوم تزريق كنند تا زنجيره « نيازمندي » و « وابستگي » به غرب و نظام سرمايه داري شكل گرفته همچون وابستگي بچه به مادر استوار و پابرجا باقي بماند.
    امام خميني (ره ) آموزگار بزرگ خودباوري ملت ايران استراتژي « توانائي » را با نهضت خود طراحي و تدوين نمود كه « انقلاب اسلامي » اولين محصول و خروجي آن بود.
    پيام امام و انقلاب در واقع اين بود كه « مي توانيد » و « مي شود » و بديهي است كه رمز مخالفت قدرت هاي بزرگ استعماري از جمله آمريكا و انگليس با امام و انقلاب و ملت ايران درهمين نكته نهفته است كه چرا موج بيداري و خودباوري و توانستن را در جهان به راه انداخته ايد آن هم با نام « اسلام » كه به رغم آنان جرم بسيار سنگين و نابخشودني است .
    آري امام گفت : « خواستن توانستن است » و تاكيد كرد كه « نمي شود » ها را بايد از مغزها بيرون كرد « همه چيزتان را خودتان درست كنيد » « باور به توانائي شما را توانا مي كند » « از هيچ كس كم نداريد » « بايد معتقد شويم كه مي توانيم » « بايد استعدادها را كار بياندازيم » « خودباوري در دانشگاه ها شرط رشد است » .
    دومين محصول استراتژيك خودباوري و توانايي ملت ايران پيروزي درجنگ 8 ساله بود كه موجب حيرت دنيا شد زيرا كه غرب و شرق و كشورهاي عربي منطقه با امكانات گسترده تداركاتي تسليحاتي و اطلاعاتي در خدمت صدام بودند.
    سازندگي هاي بعد از جنگ نيز شواهد روشن ديگري بر توانايي هاي ملت ايران است . جمهوري اسلامي در 20 سال گذشته 261 سد بزرگ ساخته است . در قلمرو علوم و فنون مهندسي سدسازي جزو معدود كشورهاي صاحب تكنولوژي و در رده سوم هستيم در حالي كه در زمان شاه ملعون پل هاي پايتخت نيز به وسيله خارجي ها ساخته مي شد!
    ازنظر مهندسي ژنتيك جزو 9 كشور داراي تكنولوژي توليد سلول هاي بنيادي محسوب مي شويم .
    در تكنولوژي « سيلوسازي » جزو پنج كشور مطرح جهان هستيم . در تكنولوژي اطفاي حريق چاه هاي نفت حتي از آمريكا هم جلوتريم كه در خاموش كردن چاه هاي نفت كويت به عينه محرز شد. در عرصه هاي سياسي بهداشت واجتماعي هم پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي حاصل شده كه همگي ناظر بر ميزان توانايي ملت است . به طور مثال تقريبا به اندازه تعداد سال هاي بعد از انقلاب انتخابات گسترده مردمي حتي درزمان جنگ سازماندهي و برگزار شده كه از افتخارات نظام محسوب مي شود.
    پرورش استعدادها و نخبگان جوان و كسب افتخارات علمي و دانشگاهي در المپيادها و در سطح بين الملل نيز حاصل خودباوري و توانايي نيروي بالقوه علمي كشور است و امروزه دستيابي به فناوري پيچيده هسته اي نيز توسط مهندسين جوان كشور از ديگر مصاديق بارز توانستن است كه عصبانيت دنياي استكبار را در برداشته است . مسلما آمريكا و اروپا از توان ملت ها ناراحتند اگر اين توان و قابليت ها منتسب به اسلام باشد ناراحتي و عصبانيت آن ها دو چندان خواهد شد بنابر اين از « ايران اسلامي » وحشت دارند نه از « ايران اتمي » !
    انقلاب خود باوري و اعتماد به نفس را در ملت به ويژه در نسل جوان ايجاد و بارور كرد هر چند كه با قله مطلوب فاصله زيادي داريم كه بايد پيموده شود. قرائن به وضوح نشان مي دهد كه از بدو انقلاب تاكنون سير پيشرفت و توانايي صعودي و رو به افزايش است و لذا رهبر معظم انقلاب چندي پيش در ديدار نخبگان علمي كشور فرمود : « شعار ما مي توانيم » در ملت ايران نهادينه شده است . تحقيقا اين توانايي و خودباوري در راستاي تامين منافع ملي و براي تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله و رسيدن به جايگاه اول علمي در منطقه نياز به « تقويت » « تداوم » و « مراقبت هاي ويژه » دارد كه از جمله آن مي توان موارد ذيل را نام برد
    1 ـ كشف و پرورش استعدادهاي درخشان .
    2 ـ تامين امكانات و تسهيلات لازم و مورد نياز براي پيشرفت هر چه بيشتر نخبگان و مخترعان جوان كشور.
    3 ـ رفتار و برخوردهاي مناسب پرجاذبه با اين قشر ممتاز كه حق بزرگي بر گردن ملت و دولت دارند و از طرفي در معرض تبليغات سو و جاذبه هاي دلفريب كشورهاي صنعتي قرار دارند.
    4 ـ تامين امكانات روحي رفاهي و مايحتاج زندگي به نحو شايسته و مطلوب .
    5 ـ تدبير راهبردهاي مناسب براي ممانعت از فرار مغزها .
    امام خميني (ره ) كه خود بذر اميد و توانستن را در فضاي مستعد و حاصل خيز ايران پاشيد سازندگي را شرط استقلال ايران مي داند و تاكيد دارد كه : « بايد استعدادها را به كار بيندازيم و دولت و ملت تاييد كنند از اين كساني كه اختراع و ابداع مي كنند تا ان شاالله ايران خودش همه چيز را بسازد و مستقل بشود » . و رهبر معظم انقلاب نيز در خصوص توليد علم و قدرت علمي مي فرمايند : « توانايي بالاي علمي امكان زدن حرف حق را فراهم مي كند. » بنابر اين ضرورت نهادينه شدن « توانايي » به ويژه « توانايي بالاي علمي » در راستاي امنيت ملي و فراملي منطبق بر سند چشم انداز از هر نظر احساس مي شود و اجتناب ناپذير است .
    مهدي شيرين پور

  • *****
    مردان افسانه اي




  • اين روزها قبل از هر چيز در اين انديشه فرو مي روم كه مگر بهشتي چه كرده بود كه حضرت امام (ره ) دربخش هائي از پيام تاريخي خود پس از شهادت اين مرد بزرگ فرمودند : بهشتي يك ملت بود آيا توانمندي يك ملت در زمينه هاي مختلف داخلي وخارجي چيست كه يك فرد را بتوان با يك ملت مقايسه كرد اين سئوال قطعا پاسخي همه جانبه ودر خور شرايط آنروز جامعه را مي طلبد كه خود مقاله اي جداگانه مي شود.
    چه اتفاقاتي افتاده بود كه امام امت فرمودند : « بهشتي مظلوم زيست مظلوم مرد وخار چشم دشمنان اسلام بود » .
    شايد بتوان اين قسمت را براي آناني كه با اوضاع واحوال سال 60 آشنا نيستند قدري موشكافي كرد آنجا كه تازه بني صدر به عنوان رئيس جمهور انتخاب شده بود ودر صدد بود كه انقلاب را به سمت وسوي ليبراليسم غربي بكشاند وبا احياي تفكرات غربي دوباره روزنه هائي براي نفوذ ايادي غرب در كشور بازكند واين عمل را با تشكيل دفاتر هماهنگي رئيس جمهور آغاز نمود تا با در دست گرفتن قوه مقننه عملا دو قوه مجريه و قانونگذاري را در دست بگيرد وكودتاي خزنده و آرام خود را آغاز نمايد در اين ميان حتي برخي از روحانيون فريب شعارهاي او را خورده بودند و او را يك متفكر تحصيلكرده اقتصادي و يك روشنفكر مي دانستند اما در اين ميان كساني هم بودند كه بهشتي يكي از اين بزرگمردان بود اينان سريعا با تشكيل حزب جمهوري اسلامي در صدد بر آمدند تا با تثبيت نظام و تربيت نيروهاي كار آمد مكتبي به مقابله با اين خط فكري وجريان خزنده برآيند.
    خلاصه كنيم در نبرد بين اين دوتفكر كه يكي غرب گرا وديگري اسلام ناب محمدي (ص )خواه بود مرزهاي تقوا وتعهداز جانب بني صدر به عنوان رهبر يك جريان سياسي وفكري شكسته شد وسبب ايجاد دوگانگي در مديريت كشور گرديد تا جائي كه در سخت ترين شرايط جنگ و اوضاع به هم ريخته آنروز كه شعار انحلال ارتش توسط منافقين هنوز زمزمه مي شد وسپاه تنها در بعد نيروي شهادت طلب فقط در روي زمين كار مي كرد اين گونه فتنه گري ها چون خنجري بود كه از پشت به پهلوي انقلاب اسلامي فرو مي رفت تنها اميد مردم به امام بزرگوار بود و تكيه گاهشان به دولت مكتبي وساده زيست رجائي كه در تاريخ انقلاب ما چون اسطوره باقي ماندند.
    تفكر حاكم بر هواداران بني صدر چنين القا مي كردند كه بهشتي آمريكائي است ولذا شعار مي دادند كه " بهشتي بهشتي به هايزر چه گفتي « اما بهشتي مردي نبود كه با اين تهمت هاي ناجوانمردانه از ميدان فداكاري براي اسلام بدر برود. از آنجائي كه براي منافقين به عنوان اصلي ترين و پر طرفدارترين حاميان بني صدر نابودي جريان مكتبي حاكم بر دولت رجائي و مجلس وحتي قوه قضائيه در راس دستورات تشكيلاتي قرار گرفته بود حتي رحلت عالم رباني آيت الله طالقاني را نيز به اين جريان نسبت مي دادند و فرياد مي زدند كه « بهشتي بهشتي طالقاني را تو كشتي ! »
    اما صبر وسكوت و متانت بهشتي از او چهره اي مظلوم و خدمتگزار ساخته بود كه عليرغم شنيدن همه تهمت ها و فحاشي هاي جناح غرب گرا هرگز لب به شكايت نگشود وحتي در جبهه ها هم اين دعوت به وحدت وسكوت در اشعار مرداني كه نوحه خوانان حماسي جنگ بودند تجلي يافته بود كه .... « كس نگويد اين خبر از تفرقه نزد امام »
    اما بالاخره در يك روياروئي و همزمان با ركود در جبهه ها وسهل انگاري هاي بني صدر واوج گرفتن حمايت هاي منافقين وچريك هاي فدائي خلق وديگر گروههاي ضد انقلاب دو مساله همزمان در دستور كار دو جريان قرار گرفت :
    جريان مكتبي به رهبري شهيد بهشتي تصميم گرفتند اين جريان مرموز كه به دنبال كودتاي خزنده ومنحرف ساختن انقلاب اسلامي از مسير اصلي و انداختن آن به دامن غرب وبه خصوص آمريكاي جهانخوار بود را در صحنه سياست وتصميم گيري ومديريت كلان كشور رسوا كنند كه اين مهم با استيضاح بني صدر در مجلس شوراي اسلامي و دادن راي عدم كفايت سياسي به او عملا اتفاق افتاد وخط نفاق والتقاط در حاكميت رو به شكست سقوط كرد.
    در مقابل جناح خود فروخته و تماميت طلب كه به ناحق بهشتي وياران او را متهم به ارتجاع و انحصار گرائي مي كرد به يك تصميم ديوانه وار دست زدند و آن تغيير جهت از ترور شخصيتي افراد مكتبي مانند بهشتي ورجائي و... به ترور فيزيكي بزرگان عرصه مكتب و دين داري واستقلال طلبي بود و لذا روزي نبود كه شاهد ترور همه كساني كه به اسلام ومكتب غني آن وآزاديخواهي وعدالت مي انديشيدند نباشيم براي منافقين هم فرقي نمي كرد كه رئيس ديوان عدالي كشور ترور شود يا يك دستفروش كنار خيابان غ علاقه مند به راه وروش امام .
    تا اين كه يك روز بعد از ترور نا موفق رهبر انقلاب اسلامي در شبي كه بخش عمده اي از نيروهاي اصيل انقلاب در حزب جمهوري اسلامي جمع شده بودند تا در موردراهكارهاي مهار تورم سخن بگويند پس از اين كه شهيد بهشتي پشت تريبون رفت واعلام كرد كه « ديگر اجازه نخواهيم داد ايادي شيطان براي ما مهره سازي كنند و... » صداي انفجار مهيبي به هوا خاست ومقر اصلي حزب جمهوري اسلامي در سرچشمه تهران منفجر شد و 72 تن از بهترين ياران امام (ره ) به آرزوي ديرينه خود رسيدند .
    اكنون 26 سال پس از آن حادثه وظيفه همه نيروهائي كه با آرا وافكار شهيد بهشتي وياران او آشنائي دارند اينست كه به تبيين خدمات و شخصيت والاي آنها بپردازند و خصوصيات اخلاقي او را براي دولتمردان به صورت تابلويي زيبا مجسم كنند. لااقل اشاره اي داشته باشيم از شهيد وشهادت آنجا كه مرحوم دكتر علي شريعتي با سوز وگداز منحصر به فرد خود ودر سخنان حماسي وشور برانگيز خود در اوج اختناق ستم شاهي مي گفت : « شهيد در لغت به معناي حاضر ناظر به معناي گواه و گواهي دهنده و خبر دهنده راستين و امين و هم چنين به معني آگاه و نيز به معني محسوس و مشهود كسي كه همه چشم ها به او است و بالاخره به معني نمونه الگو و سرمشق است » 1
    ويا اين كه : « شهيد » زنده جاويد حماسه ساز عارف آگاه انتخاب گر و روزي خوار نعم الهي است و اين اصيل ترين دريافت از متون و فرهنگ اسلامي به شمار مي رود چنانچه قرآن كريم نيز بدان اشاره مي كند. ويا در جاي ديگر مي نويسد : « شهيد قلب تاريخ است ; هم چنان كه قلب به رگهاي خشك اندام خون حيات و زندگي مي دهد جامعه اي كه روبه مردن مي رود جامعه اي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده اند و جامعه اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است جامعه اي كه تسليم را تمكين كرده است جامعه اي كه احساس مسئوليت را از ياد برده است و جامعه اي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است ; شهيد همچون قلبي به اندام هاي خشك مرده بي رمق اين جامعه خون خويش را مي رساند و بزرگ ترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل ايمان جديد به خويشتن را مي بخشد. شهيد حاضر است و هميشه جاويد; كي غائب است 2
    بايد پذيرفت كه شهادت هنر مردان خداست ; چنان كه خوب زيستن و خوب زندگي كردن هنر مردان الهي مي باشد. خوب مردن نيز هنري است كه در درجه اول شهدا آن را به ارث مي برند. شهدا شمع هاي فروزاني هستند كه با نثار هستي و وجود خود در محضر حق تعالي پيروز مي شوند. سيدالشهدا سمبل و الگوي خوب مردن (شهادت ) در همه اعصار است . مقتدايان امام حسين عليه السلام كساني هستند كه جان خويش را در راه خدا نثار مي كنند و به راستي حسين آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بي تاب انسان هاي عاشق تزريق مي كند.
    با مرور انقلاب اسلامي ودر نظر آوردن آن روزهاي سخت و با شناخت دقيق وراستين شخصيت هاي بزرگي همچون شهيد بهشتي و ياران مخلص مكتبي او چه آناني كه با او به شهادت رسيدن وچه آناني كه بعدها در آتش خشم منافقين واستكبار جهاني سوختند شايد آيندگان به اين نتيجه برسند كه اين همه مردانگي وتلاش وگذشت وفداكاري و خدمتگزاري را فقط بايد در افسانه ها ديد وچنين مردان وزناني را نيز بايد مردان افسانه اي ناميد
    مجيد گودرزي
    صبر و سكوت و متانت آيت الله بهشتي از او چهره اي مظلوم و خدمتگزار ساخته بود كه عليرغم شنيدن همه تهمت ها و فحاشي هاي جناح غربگرا و ضد انقلاب هرگز لب به شكايت نگشود
    اكنون 26 سال پس از حادثه هفتم تير وظيفه همه نيروهايي كه با آرا و افكار شهيد بهشتي و ياران او آشنايي دارند اينست كه به تبيين خدمات و شخصيت والاي آنها بپردازند

  • *****
    جايگاه فقهي حضرت آيت الله جوادي آملي




  • اشاره :
    بعد از رحلت فقيه مجاهد حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني رضوان الله تعالي عليه مقلدان ايشان پرسش هائي براي انتخاب مرجع جايگزين مطرح نمودند . روزنامه جمهوري اسلامي در تاريخ يكشنبه 86 4 3 با چاپ فتواي مراجع عظام تقليد حاضر درباره بقا بر مرجع ميت نظر اين مراجع را باطلاع عموم رساند. در اين زمينه نامه ها و مقالاتي به روزنامه واصل شده است كه از آن ميان نامه ارسالي يكي از فضلاي حوزه علميه قم حجه الاسلام والمسلمين سيدضيا مرتضوي را از نظر خوانندگان گرامي ميگذرانيم .

    مدير مسئول گرامي روزنامه جمهوري اسلامي
    سلام عليكم
    1 ـ جايگاه بس بلند مرجعيت در نگاه روزنامه جمهوري اسلامي و اهتمام ويژه اي كه اين جريده انقلابي و دلسوز به امر مرجعيت و مقام شامخ مراجع عظام دارد يكي از حسنات ماندگار و قابل ستايش آن روزنامه وزين است كه نقش اصلي در اين امر نيز به حسن تدبير و مراتب تعهد و دلسوزي شخص شما در شوون مختلف حوزه و روحانيت و بويژه امر خطير مرجعيت برمي گردد. در مجموع حسن اهتمام و تدبير و احساس مسئوليت روزنامه و شخص شما قابل تقدير و سپاسگزاري است . خداوند به شما و همكاران گرامي اتان جزاي خير عنايت فرمايد.
    2 ـ ارتحال مرجع عظيم الشان حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني رحمه الله عليه شيعيان و علاقه مندان به مقام مرجعيت را اندوهگين كرد و طبعا اين ضايعه براي مقلدان و دوستان و شاگردان و كساني كه از نزديك با مراتب وارستگي علمي و عملي و جهاد و فضايل انساني و اسلامي و انقلابي آن مرجع بزرگوار آشنا بودند غمي سنگين را برجاي گذاشت و جامعه اسلامي را دچار فقدان و خسارتي كرد كه به تعبير روايت شريف چيزي آن را جبران نخواهد كرد. بويژه جناب عالي و روزنامه محترم جمهوري اسلامي كه در طول سال هاي گذشته نشان داده ايد در عين احترام و تجليل از مراجع معظم تقليد به خاطر برخي ويژگي ها عنايت خاصي به آن مرجع فقيد داشته ايد كه امري است قابل تقدير و طبعا روزنامه پس از اين نيز با همين ملاك ها و ويژگي هاي موردنظر در خدمت مراجع معظم تقليد خواهد بود.
    3 ـ روزنامه شماره امروز يك شنبه 86 4 3 در پي ارتحال حضرت آيت الله فاضل رحمه الله عليه به گونه اي مطلوب و شايسته ستوني از نظرات فقهي جمعي از مراجع معظم تقليد را در موضوع راهگشاي حكم بقاي بر تقليد ميت كه اين روزها فراوان مورد پرسش و مراجعه مومنان بويژه مقلدان آن مرجع راحل است فراهم ساخته و پيش روي خوانندگان گرامي گذاشته است كاري لازم و گامي راهگشا و مورد انتظار و پيداست كه ذكر فتاواي اين بزرگواران كه سه نفر از آنان از اساتيد معظم اينجانب هستند به مضاي بي توجهي به ديگر مراجع معظم كه هر يك استوانه فقاهت و مرجعيت اند نيست . عملكرد گذشته روزنامه نيز به خوبي نشان مي دهد كه روزنامه در چارچوبي شناخته شده و با ملاك هايي معين براي مقام مرجعيت و مراجع وقت احترام و ارزش قائل است .
    4 ـ روزنامه در اقدامي درخور تحسين دركنار مراجع شناخته شده كنوني ـ دام ظلهم ـ فتواي مرجع معظم و استاد مكرم حضرت آيت الله جوادي آملي ـ دام ظله ـ را نيز آوده است ; اين كاري است بجا و ارزنده چرا كه اين شخصيت عظيم القدر هر چند براي جامعه اسلامي ما حتي در بيرون از مرزها به عنوان يك عالم برجسته و مفسر عالي قدر و فيلسوف والامقام از سال ها پيش فردي شناخته شده و كاملا مورد توجه مي باشند و براي كساني كه با مراتب فقاهت ايشان آشنايند و حوزه درس فقه معظم له را درك كرده اند فقيهي وارسته و مجتهدي جامع الشرايط مي باشند اما عموم جامعه ما چه بسا آگاهي لازم را به مراتب فقاهت و حوزه فقهي ايشان كه سال هاست برپاست و پررونق نداشته باشند يا به تفصيل در جريان نباشند. اميد مي رود اين اقدام روزنامه به رغم پرهيز معظم له از ورود به اين عرصه فتح بابي براي شناخت بيشتر جامعه بويژه روحانيت معظم بلاد نسبت به ايشان و ساير مجتهدان جامع الشرايطي باشد كه بحمدالله در حوزه هاي علميه بويژه حوزه قم حضور دارند و ذخيره هاي ارزشمندي براي جامعه ما به شمار مي روند.
    5 ـ هرچند قوام مرجعيت به امر فقاهت و جامعيت نسبي در علوم عمدتا نقلي بستگي دارد اما روشن است ديدگاه هاي فقهي آن دسته از فقهايي كه در حوزه علوم عقلي نيز خبرگي دارند و صاحب اجتهاد و نظر مي باشند كه نمونه عالي آن را بايد حضرت امام خميني شمرد نوعا و منطقا از صلابت و جامعيت و پشتوانه علمي بيشتر و عميق تري برخوردار است . قرآن كريم را بايد مجمع هر دو عنوان شمرد و عالم به قرآن و معارف بلند آن كسي است كه خبرگي لازم را در علوم عقلي و نقلي با هم داشته باشد. و نظريه پردازي و اجتهاد در فهم و تفسير قرآن و تبيين مفاد آيات شريف گواه روشني بر جامعيت يك فرد به شمار مي رود.
    حوزه هاي علميه بويژه حوزه مبارك قم سرمايه هاي ارزنده و بالنده اي در علوم مختلف عقلي و نقلي دارد كه نورافشاني مي كنند. بي شك يكي از درخشان ترين استوانه ها در بسياري از اين علوم استاد معظم حضرت آيت الله جوادي دام ظله مي باشند. استاد فرزانه و فقيه وارسته اي كه در حوزه تفسير و فلسفه و عرفان از جمله شاگردان برجسته علامه طباطبايي « قدس الله نفسه الزكيه » مي باشند و در حوزه فقه از شاگردان مبرز و موفق مرحوم آيت الله محقق داماد « قدس سره » هستند كه حدود سيزده سال به صورت منظم و فعال در درس آن استاد مسلم حضور يافته اند و تقريرات سه جلدي مبسوط حج سه جلد كتاب صلاه و يك جدل كتاب خمس يادگاري از همان دوران است كه نگاشته اند و سال ها پيش منتشر شده است . نيز در اصول سال ها در محضر حضرت امام خميني سلام الله عليه بهره برداه اند و آن را نگاشته اند. و خود اينك حدود سي سال است كه بزرگترين حوزه درس تفسير را در قم دارند تفسيري كه در قالب نگارش نيز به حدود هفتاد جلد خواهد رسيد و اينك حدود چهل جلد آن فراهم آمده و بيست و پنج جلد آن آماده شده و دست كم نه جلد آن منتشر شده است .
    در فسله و عرفان نيز دهها سال پيشينه تدريس متون اصلي را در كارنامه خدمات علمي و آموزشي به حوزه با بركت قم دارند و صدها شاگرد را كه بسياري از آنان جز فضلاي حوزه اند در اين زمينه تربيت مي كرده اند.
    ايشان در فقه نيز كه اينجانب مدتي توفيق حضور در آن را داشته ام سال هاست در كنار فقهاي معظم ديگر كه حوزه فقهي عالي و معروف دارند يكي از درس هاي موفق و مطرح را دارند كه مورد اقبال فضلا و طلاب است .
    ناگفته نماند در كنار ويژگي هاي چندي كه در حوزه فقهي ايشان همراه با موازين مرسوم حوزه هاي فقاهت وجود دارد جامع نگري و به روز بودن و توجه داشتن به نمونه ها و نيازهاي روز مي باشد كه براي اينجانب مشهود و ارزنده بوده است .
    واضح است كه شخصيت بالاي حوزوي و وجهه مقبول ايشان در نزد هزاران عالم و فقيه و فاضل و طلبه حوزوي چنان است كه اين نكات براي آنان به مثابه توضيح واضحات خواهد بود اما چه بسا در نگاه برخي از كساني كه بيرون از حوزه قم اند شخصيت جامع الاطراف ايشان به درستي معرفي نشده باشد و يك بعد از آن تحت الشعاع ابعاد ديگري قرار گيرد كه در اين سال ها در رسانه ها و مجامع بيروني بيشتر نمايان شده است .
    از اين رو يكي از رسالت هاي روزنامه اي چون جمهوري اسلامي اين است كه مانند گذشته شخصيت ها و عالمان و فقيهان وارسته حوزوي را كه بحمدالله در مجموع كم نيستند به جامعه اسلامي بيش از پيش و دقيق تر از گذشته بشناساند بويژه كه عالماني چون اين فقيه وارسته نه تنها انگيزه اي براي معرفي خود ندارند بلكه بارها ديده ايم كه از آن گريزان هستند.
    6 ـ نمونه و مثل اعلاي مرجعيت در ذهنيت عمومي جامعه ما بويژه نسل انقلاب و مبارزه كه بديلي براي آن سراغ نداريم فقيه مجاهد و جامع معقول و منقول حضرت آيت الله العظمي امام خميني سلام الله عليه است كه در پرونده ويژگي هاي خود رهبري انقلابي بزرگ و تشكيل نظام جمهوري اسلامي ايران را نيز دارد.
    امام خميني الگوي جامعي از مرجعيت بود و هست كه از يك سو امر شناخت جايگاه مرجعيت و ويژگي هاي مراجع جامع الشرايط را آسان مي كند و از سوي ديگر شان مرجعيت و سطح انتظارات را با شخصيت خود چنان در عمل بالا برده كه شناخت و معرفي و گزينش افراد براي اين جايگاه را بسي دشوار و براي بسياري مقلدان وسوسه آميز شناخته است .
    ترديدي نيست جامعه ما بويژه فرهيختگان آن در كنار جامعيت علمي و وارستگي عملي و اخلاقي و تقوايي چشم به وجود ويژگي هاي ديگري نيز دوخته است كه آن را در چهره و شخصيت امام خميني ديده و شنيده است . در مجموع همسويي با منظومه فكري و فقهي و نگاه اجتماعي و جامع نگري حضرت امام يك ملاك آشكار است . چه اينكه نقطه اتكا و اعتماد جامعه بودن در آشنايي با شخصيت فكري و انقلابي و فقهي حضرت امام و پاي بندي به خط كلي كه ايشان براي جامعه و حوزه ها و جايگاه مرجعيت ترسيم مي كردند نيز يك ملاك است . و ترديدي نيست همان گونه كه در ميان مراجع معظم كنوني شاهد حضور شخصيت هايي با ويژگي هاي يادشده هستيم حضرت آيت الله جوادي آملي مثالي روشن از اين باب در ميان شخصيت ها و فقهاي حاضر مي باشند; هرچند همه مي دانيم كه بحمدالله حضرت امام « قدس سره » در حوزه فكر و فقه و دانش خود عالمان برجسته زيادي را تربيت كرد كه هم در سطح مرجعيت و هم غيرآن مصداق ها و مثال هاي فراواني براي ملاك يادشده وجود دارد. مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنكراني نيز نمونه اي از اين جمع بابركت بود كه خدايش رحمت كند.
    7 ـ يك واقعيت آشكار و كاملا قابل دفاع ديگر اين است كه نظام اسلامي ما همان گونه كه ساختار آن در عمل مستلزم حضور جمع قابل توجهي از عالمان و فقيهان برجسته و زمان شناس در سطوح مختلف آن است و بويژه در راس هرم آن فقيهي جامع الشرايط حضور دارد كه ولايت امر را برعهده دارد و مجتهد مسلم و صاحب فتواست در كنار خود بويژه در متن حوزه هاي عميه نيز نيازمند پشتيباني و حمايت فكري فقهي و عملي عالمان و فقيهان آگاه به زمان در سطوح مختلف است . در سطح مرجعيت نيز همه اذعان دارند كه مراجع معظم تقليد نقطه ثقل و لنگرگاه هايي مطمئن براي انقلاب و نظام و جامعه اسلامي در عين حفظ استقلال حوزه ها مي باشند; هم در حمايت از آن و هم در تصحيح برخي كج روي هاي اجتماعي و موضعي و روزنامه جمهوري اسلامي در طول سه دهه گذشته به خوبي نشان داده است كه به اين مهم واقف است و با اهتمامي خاص آن را پي گرفته است و اساسا اين امر را يك ملاك مهم در معرفي و ترويج مرجعيت و مصاديق آن به شمار آورده است . و دست كم با همين نگاه ه خوبي مي توان تعدد مرجعيت را به رغم برخي آفات و پي آمدها نه تنها مطلوب ندانست بلكه خود نقطه اي مثبت و مركز قوت است . و از همين منظر است كه بر سخن برخي بزرگان بايد صحه گذاشت كه ما اينك با كمبود « مرجع » مواجه هستيم . اين سخن چه بسا در نگاه برخي يا در يك نگاه دشوار آيد اما تامل كافي و لااقل از منظر يادشده حرفي متين و قابل دفاع است . اگر پي آمدهاي ديگري دارد كه چه بسا نامطلوب است بايد براي آنها فكري كرد نه اينكه دايره مرجعيت را محدود ساخت .
    اين سخن هم در دفاع از نعمت وجود مراجع معظم موجود است و هم در استقبال از فقهايي كه به واقع جامع شرايط اين مقام خطير از جمله اقبال عمومي اند و به عللي حاضر به تن دادن به اين مسئوليت سنگين نمي باشند. كار شما در معرفي يكي از چهره هاي شناخته شده اين عرصه در كنار ديگر مراجع از اين منظر نيز در خور تحسين است . و به نظر مي رسد تاكيد مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي بر اين واقعيت كه افراد بسياري اينك هستند كه جامع شرايط مرجعيت باشند و حتي ايشان عدد « صدنفر » را بر زبان آوردند يك وجه آن همين باشد كه مراجع شناخته شده و عالي مقام و مقبول عام ديگري نيز عملا در عرصه حضور داشته باشند.
    8 ـ ارتحال چند ماه پيش استاد ارجمند حضرت آيت الله تبريزي « قدس سره » و به ويژه رحلت فقيه مجاهد حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني رحمه الله عليه به روشني نشان داد كه در فقدان اين بزرگان بيش از عموم جامعه حوزه هاي علميه و بويژه مراجع معظم تقليد و رهبري معظم انقلاب ـ دام ظلهم ـ احساس خسارت مي كنند و در رحلت يك استوانه فقهي و مرجعيت عزادار مي شوند. بيانيه هايي كه صادر مي شود و مجالس بزرگداشتي كه برگزار مي گردد و اشك هايي كه حتي از سوي مراجع ريخته مي شود گواهي روشن بر اين امر است و اين جاي شگفتي نيست چرا كه « قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهري » .
    طبيعي است وقتي شخصيتي مانند حضرت آيت الله فاضل لنكراني « قدس سره » از ميان جمع مي رود هم نظام و مسئولان عالي آن فقدان يك پشتيبان بزرگ و تكيه گاه سترگ را احساس مي كنند و هم مراجع معظم تقليد ناظر جاي خالي سنگرباني از سنگربانان حريم تشيع و مقام مرجعيت و نيابت عامه باشند. و درست از همين نقطه است كه حضور ديگر فقيهان وارسته و جامع الشراط و زمان شناس در سطح مرجعيت و اقبال عموم به آنان هم مي تواند مايه دلگرمي نظام اسلامي و مسئولان عالي رتبه آن باشد و هم با استقبال مراجع عالي قدر مواجه شود چرا كه ياران بيشتري را در كنار خود خواهند داشت .
    بنابراين در روزنامه و رسانه اي كه نبايد جز به مصلحت اسلام و جامعه انقلابي و نظام اسلامي بينديشد كارهايي از اين دست با رعايت همه جوانب از جمله حفظ شوون مراجع معظم و مصالح قطعي نظام امري شايسته و بايسته است .
    9 ـ جامعه ما بويژه مردم پاي بند به شرع اند كه بدنه اصلي جامعه اسلامي اند همواره نشان داده اند پيوندي استوار و ماندگار با مقام مرجعيت دارند پيوندي ديرين كه در چند دهه اخير پيروزي انقلاب و برپايي و پابرجايي نظام اسلامي را در كارنامه خود دارد. و هنوز چند روزي از حضور بي شمار مردم سوگوار در مراسم اندوه ارتحال مرجع مجاهد حضرت آيت الله فاضل « قدس سره » نمي گذرد; حضوري كه نشان ديگري از جايگاه ويژه مرجعيت در دل هاي مردم دارد مگر اينكه خداي ناكرده كسي خود را از دل مردم بيرون آورد و از چشم آنان بياندازد وگرنه مردم نشان داده اند كه به علقه هاي ديني و پيوندهاي شرعي خود وفادارند. و در اصل وفاداري فرقي نمي كند كه مقلد اين شخص باشند يا آن شخص . علاقه و پيوند مردم و تكريم و تجليل از عالمان وارسته و مراجع معظم را نبايد و نمي توان در دايره محدود تقليد تفسير و ارزيابي كرد. و شاهد روشن آن سياه پوشي و حضور اكثريتي از كساني در تشييع جنازه و مجالس بزرگداشت اين مرجع راحل بود كه از وي تقليد نمي كردند.
    پرسش ها و پي گيري هاي همين چند روز مردم بويژه كساني كه مقلد آن مرجع فقيد بودند نشان مي دهد كه اينان در گزينش مرجع تقليد بعدي هم در مراجع معروف كنوني دنبال فرد اصلح هستند و هم در ميان فقيهان واجدشرايطي كه اينك ممكن است به جامعه معرفي شوند.
    روزنامه شما با كار امروز خود نشان داد كه بحمدالله حوزه هاي علميه در سطح مرجعيت سرمايه و توشه فراواني دارد و هرگاه احساس نياز شود فقهاي واجدشرايطي هستند كه نياز جامعه ديني را برآورده كنند و حتي پاسخگوي سليقه ها و گاه ملاك هاي مختلف موجود در امر تقليد باشند.
    و ترديدي نيست كه جامعه ما همان گونه كه كاملا براي مراجع معظم گذشته و حال احترام قائل است و وارستگي هاي علمي و عملي آنان را مي ستايد حضور فقهاي ديگر در جايگاه مسئوليت مرجعيت را ارج مي نهد بويژه شخصيت هاي شناخته شده و جامعي مانند استاد معظم حضرت آيت الله جوادي آملي كه همزمان با تاكيد بر حفظ شخصيت مستقل حوزه ها حامي اصل انقلاب و نظام اسلامي اند.
    10 ـ پيداست جامعه ما به خوبي پذيراي انديشه و فقه عالمان و فقهاي برجسته و وارسته اي چون حضرت آقاي جوادي هستند . اقبال فراوان كنوني به مراجع معظم و بويژه جايگاه خاصي كه حضرت آيت اله خامنه اي دام ظله دارند شاهد اين واقعيت است . به نظر مي رسد نقطه اصلي و به تعبيري مانع عمده در چنين موقعيت هايي پذيرش اين مسئوليت سنگين توسط خود شخص فقيه است . اين وارستگان در دامن انسان هاي وارسته بزرگي چون حضرت امام خميني رشد يافته اند كه كناره گيري آنان از شهرت و موقعيت و فاصله گرفتن از آنچه در نگاه فريفتگان به دنيا و شيفتگان رياست « حسن تدبير » به شمار مي رود امري زبانزد بوده است .
    آيت الله جوادي دام ظله يك بار در درس در مقام نصيحت شاگردان و تمجيد از يكي از اساتيد خود با جمله اي به سر دلبستگي خود به آن استاد ارجمند اشاره كردند. جمله اي كه آن را در همان سال هاي حضور خود در درس آن استاد به كسي كه گويا از سر اعتراض و انتقاد پرسيده بود چه ويژگي در اين استاد هست كه وي را رها نمي كنيد فرموده بود. و آن جمله اين بود : چون ما هرچه بيشتر به وي نزديك شديم او از ما بيشتر كناره و فاصله گرفت !
    طبيعي است به رغم موقعيت و شايستگي خاصي كه شخصيت هايي چون ايشان در چشم و دل جامعه دارند به عللي پيدا و ناپيدا نه تنها رغبتي به پذيرش چنين مسئوليت هايي نداشته باشند بلكه گاه از آن گريزان اند. يك نمونه آن شخصيت ارزنده حضرت آيت الله مشكيني است كه به صحنه نيامدند. به نظر مي رسد استاد معظم حضرت آيت الله جوادي آملي نيز به عللي از جمله كارهاي علمي عمده و گسترده اي كه اينك در دست دارند خود را از تن دادن به اين مسئوليت فارغ بدانند. اقدام شما در روزنامه نشان مي دهد كه اين گونه نمي انديشيد و بر ايفاي مسئوليت در جايگاه مرجعيت نيز تاكيد داريد. روشن است كه اين امر فقط خواست شما به عنوان يك روحاني آگاه و دلسوز نيست تا آنجا كه اينجانب در ميان دوستان فاضل خود در حوزه قم سراغ دارم و بخشي را نيز منطقا حدس مي زنم بسياري همين نگاه و خواست را دارند و آن را در جهت تقويت حوزه و نظام اسلامي و جايگاه مرجعيت و نيز در جهت خواست بسياري از عموم جامعه مي دانند. به حدس اطمينان دارم نگاه بسياري از فرهيختگان جامعه نيز همين است اميد مي رود خواست علاقه مندان مورد توجه استاد معظم نيز قرار گيرد.
    روشن است همه سخن در اين است كه جامعه ما به خوبي از وجود چنين عالماني كه در جايگاه هاي مختلف از جمله جايگاه مرجعيت مي توانند اداي وظيفه كنند آگاهي كافي داشته باشند و نه تمجيد و تبليغ هاي رايج در برخي عرصه هاي ديگر كه همواره مقام مرجعيت از آن بركنار بوده و وارستگي خود شايستگان اين مقام نيز از آن بيزار بوده و هست .
    از خداوند تعالي درخواست مي كنيم فقهايي ارجمند و مراجع وارسته ما را در خدمات ارزنده خود به حوزه ها و جامعه و نظام اسلامي همواره موفق بدارد و امت اسلامي بويژه مردم عزيز ايران در سايه عنايت حضرت ولي عصر روحي فداه و عجل الله فرجه سربلند و پيروز باشند.
    در آستانه سالگرد شهادت مظلومانه فقيه وارسته و مجاهد بزرگ حضرت آيت الله بهشتي و ياران مظلومش قرار داريم و جناب عالي خود از شهداي زنده شهادتگاه هفتم تير هستيد. ياد آن عزيزان را گرامي مي داريم و از خداوند تعالي مي خواهيم آن شهيدان سربلند را علو درجات بدهد و اين روزنامه نيز كه سنگ بناي آن را آن شهيدمظلوم گذاشت بر طريق مستقيم دفاع از انقلاب و نظام اسلامي و انديشه هاي حضرت امام خميني و فرزندان معنوي او و نيز مقام شامخ مرجعيت و ولايت موفق و ثابت و صابر باشد. والسلم عليكم
    قم ـ سيدضيا مرتضوي
    يكشنبه سوم تيرماه 1386
    حضرت آيت الله جوادي آملي در فقه نيز سال هاست در كنار فقهاي معظم ديگر كه حوزه فقهي عالي و معروف دارند يكي از درس اي موفق و مطرح را دارند كه مورد اقبال فضلا و طلاب است
    امام خميني الگوي جامعي از مرجعيت بود و هست كه از يك سو امر شناخت جايگاه مرجعيت و ويژگي هاي مراجع جامع الشرايط را آسان مي كند و از سوي ديگر شان مرجعيت و سطح انتظارات را با شخصيت خود چنان در عمل بالا برده كه شناخت و معرفي و گزينش افراد براي اين جايگاه را بسي دشوار و براي بسياري مقلدان وسوسه آميز شناخته است
    همسويي با منظومه فكري و فقهي و نگاه اجتماعي و جامع نگري حضرت امام يك ملاك آشكار است
    مراجع معظم تقليد نقطه ثقل و لنگرگاه هايي مطمئن براي انقلاب و نظام و جامعه اسلامي در عين حفظ استقلال حوزه ها مي باشند; هم در حمايت از آن و هم در تصحيح برخي كج روي هاي اجتماعي و موضعي
    حضور ديگر فقيهان وارسته و جامع الشراط و زمان شناس در سطح مرجعيت و اقبال عموم به آنان هم مي تواند مايه دلگرمي نظام اسلامي و مسئولان عالي رتبه آن باشد و هم با استقبال مراجع عالي قدر مواجه شود چرا كه ياران بيشتري را در كنار خود خواهند داشت
    علاقه و پيوند مردم و تكريم و تجليل از عالمان وارسته و مراجع معظم را نبايد و نمي توان در دايره محدود تقليد تفسير و ارزيابي كرد
    جامعه ما به خوبي پذيراي انديشه و فقه عالمان و فقهاي رجسته و وارسته اي چون حضرت آقاي جوادي هستند. اقبال فراوان كنوني به مراجع معظم و بويژه جايگاه خاصي كه حضرت آيت اله خامنه اي دام ظله دارند شاهد اين واقعيت است

  • *****
    نقش معلم در پرورش خلاقيت كودكان




  • اغلب كودكان در طول هفته زمان بيشتري را با مربيان خود مي گذرانند تا با والدينشان از اين رو مربيان بنابر ضرورت شغلي خود مستقيما مي توانند حس كنجكاوي طبيعي كودكان را تضعيف كرده و انگيزه ي آنها رااز ميان ببرند و يا با ايجاد جوي مناسب سبب رشد و پرورش اين استعدادها گردند. معلماني كه فقط بر حفظ مطالب تاكيد د ارند با دادن اطلاعات صرف به دانش آموز و بازپس گرفتن آن اطلاعات علاوه بر از بين بردن خلاقيت كودك به قدرت بيان استدلال و ابداع او ضربه وارد مي كنند و در نتيجه فرآيند خلاقيت يا از بين رفته و يا كاهش مي يابد.
    دانش آموزان براي يادگيري نياز به محيط مناسبي دارند كه بتوانند با آن تعامل داشته باشند. بهترين محيط براي رشد و پرورش خلاقيت هاي دانش آموزان كلاس درس است و بهترين فردي كه مي تواند در اين فرايند رشد. نقش اساسي و موثر داشته باشد معلم كلاس است زيرا او با شناخت ويژگي هاي فردي دانش آموزان مي تواند به تناسب توانمندي ها براي بروز ابتكارات و خلاقيت ها زمينه سازي و برنامه ريزي كند. راه هاي اصولي رشد و پرورش خلاقيت عبارتند از :
    1 ـ تفكر واگرا را تشويق كنيد .
    2 ـ اختلاف عقيده را تحمل كنيد .
    3 ـ دانش آموزان را تشويق كنيد به داوري هاي خويش اعتماد كنند .
    4 ـ تاكيد كنيد كه هر فرد در زمينه خاصي توان و خلاقيت دارد .
    5 ـ محركي براي ايجاد تفكر و خلاق باشيد .
    شاهرود ـ زهرا وكيليان