مجيد زندي قسمت اول
بدون اغراق مي توان گفت كه در كشور ما اهداف ملي در عرصه اقتصادي
سياسي
فرهنگي و اجتماعي حتي براي سه ـ چهار سال
اينده مشخص نيست و چون براي آينده برنامه اي نداريم امروز را هم به درستي نمي شناسيم و هميشه درگير كارهاي عقب افتاده هستيم .
اگر به درستي توجه كنيم در خواهيم يافت كه اين يك حقيقت است و سرگيجه هاي عمده تصميم گيريهاي كلان اقتصادي در سطح ملي
ريشه در نداشتن همين برنامه مدون و حساب شده است .
مثال سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404 هجري شمسي
مثال روشني است كه به درستي به ما مي گويد ما اكنون
گرفتار چه نوع روزمرگي در عرصه هاي مختلف هستيم و پس از سالها دست روي دست گذاشتن ها و سر به هوا بودن ها
زماني با عجله
مي خواهيم آن راه را طي كنيم كه مي بينيم كاري را كه قرار بود 10 سال پيش انجام مي داديم
به دليل بي برنامگي و بي هدفي انجام نداديم و
از سال يازدهم مي خواهيم با عجله كارهاي عقب مانده از گذشته را انجام دهيم كه نه به كار آينده مي رسيم نه به كار حال و بدتر از آن نه به
كارهاي عقب مانده گذشته ! زيرا زمان هيچگاه معطل ما نمي ماند و با خود كشورها و ملت هايي را به پيش مي برد كه واقف به زمان باشند
و يك روز را هم از دست ندهند. اين ايده و تفكر راستين همان شيعه علوي است كه امامش مي گويد « اگر دو روزت مثل هم باشد زيان كار
خواهي بود » زيرا هم امروز و هم ديروز و فردا را از دست خواهيد داد . از سند چشم انداز 20 ساله كشور گفتيم و اكنون 2 سال از اصل زمان
آغاز برنامه هايش هم گذشته است كه سند آن در تاريخ 1382
9
14 از سوي رهبر معظم انقلاب براي اجرا ابلاغ شده بود .
اكنون اگر در سطح كشور در اين زمينه نظرخواهي شود يقين بدانيم كه به دليل ضعف برنامه ريزي در كشور بسياري از مردم از اين
ضعف ساختاري و اجرايي اظهار نگراني مي كنند زيرا بسياري از مشكلات ما ريشه در بي برنامگي است و بدتر از آن اينكه اين فرمت را
در اختيار كارشناسان دلسوز هم قرار نمي دهيم كه برنامه اي همچون سند چشم انداز 20 ساله را كه با حضور دهها استاد دانشگاه و
همكاري مراكز علمي و فرهنگي كشور و در نهايت تاييد رهبري معظم انقلاب تدوين شده
اجرايي سازيم .
نمونه آشكار ديگر اين ضعف را مي توان پنهان نگه داشته شدن اهداف سند چشم انداز بدانيم به راستي اگر از ما بپرسند از سند
چشم انداز 20 ساله در افق 1404 هجري شمسي چه مي دانيم
چه پاسخي خواهيم داشت واقعيت اين است كه امروز اين سند حتي در
مراكز دانشگاهي هم پيدا نمي شود و اگر كارشناسي بخواهد از سر دلسوزي و تعهد به وطن آن را مورد ارزيابي قرار دهد نمي داند از كجا
بيابد به همين دليل مي خواهم چند بند از سند چشم انداز را مرور كنيم تا دريابيم سند چه جايگاهي براي امروز ما دارد و ما در چه
سطحي قرارداريم .
براساس اين سند جامعه ايراني در سال 1404 شمسي يعني فقط 18 سال ديگر بايد چنين ويژگي هايي داشته باشد : الف ـ توسعه
يافته
متناسب با مقتضيات فرهنگي
جغرافيايي تاريخي خود و متكي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي
ملي و انقلابي با تاكيد بر
مردم سالاري ديني
عدالت اجتماعي
آزاديهاي مشروع
حفظ كرامت و حقوق انسانها و بهره مند از امنيت اجتماعي و قضايي .
ب : برخوردار از دانش پيشرفته
توانادر توليد علم و فناوري
متكي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملي .
ج : امن
مستقل
مقتدر با سامان دفاعي مبتني بر بازدارندگي همه جانبه و پيوستگي مردم و حكومت .
د : برخوردار از سلامت
رفاه
امنيت غذايي
تامين اجتماعي
فرصت هاي برابر
توزيع مناسب درآمد
نهاد مستحكم خانواده به دور از
فقر
فساد
تبعيض و بهره مند از محيط زيست مطلوب .
هـ : فعال
مسئوليت پذير
ايثارگر
مومن
رضايت مند
برخوردار از وجودان كاري
انضباط
روحيه تعاون و سازگاري اجتماعي
متعهد به
انقلاب و نظام اسلاميو شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن .
و : دست يافته به جايگاه اول اقتصاي
علمي و فناوري در سطح منطقه اي آسياي جنوب غربي (شامل آسياي ميانه
قفقاز
خاورميانه و
كشورهاي همسايه ) با تاكيد بر جنبش نرم افزاري و توليد علم
رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي
ارتقا نسبي سطح درآمد سرانه و رسيدن
به اشتغال كامل .
ز : الهام بخش
فعال و موثر در جهان اسلام با تحكيم الگوي مردم سالاري ديني
توسعه كارآمد
جامعه اخلاقي
نوانديشي و پويايي
فكري و اجتماعي
تاثيرگذار بر همگرايي اسلامي و منطقه اي براساس اسلام و انديشه هاي امام خميني (ره ).
ح : داراي تعامل سازنده و موثر با جهان براساس عزت
حكمت و مصلحت .
اين اصول غيرقابل دسترسي نيست بلكه اسناد جز و راهكارهاي آن نيز در سند چشم انداز موجود است اگر واقعا بخواهيم چه در
برنامه هاي چهارساله و اهداف سالانه ملي خصوصا در تدوين و تصويب بودجه هاي ساليانه
اين نكات را مورد توجه قرار دهيم
ونيروهاي پيگير را براي اهداف كلان برنامه آموزش دهيم تا به نتيجه مناسب دست يابيم .
در اين ميان توجه به يك مساله بسيار ضروري است كه توجه به اقتصاد و توسعه اقتصادي توام با عدالت اجتماعي براي مردم ما از
هر مساله اي با اهميت تر است زيرا اگر در عرصه اقتصادي توسعه يابيم
بيكاري و فقر كه ريشه بسياري ديگر از مشكلات سياسي و
اجتماعي جامعه ما هم محسوب مي شود
كاهش خواهد يافت و چنين خواسته اي به خوبي و بارها خود را در نتايج انتخابات رياست
جمهوري و مجلس شوراي اسلامي آشكار كرده است .
اين روزها بحث هاي مختلفي مبني بر انحراف برنامه هاي كشور از اهداف سند چشم انداز مطرح مي شود در حاليكه سخنگوي دولت
خبر از جلوبودن كشور از اهداف برنامه چشم انداز مي دهد اما آنچه كه اهميت دارد اين است كه اگر براساس سند چشم انداز حركت كنيم
اين سند راهگشاي مناسبي براي اهداف 20 ساله كشور است كه براساس آن مي توان از اشتباهات فردي در سطح ملي كاست .
در بخش اقتصادي دكتر كاظم نجفي علمي اقتصاددان و دبير كميسيون علمي ـ راهبردي تحقق سند چشم انداز 20 ساله كشور به
گزارشگر ما مي گويد : مسئول اصلي اجراي برنامه سند چشم انداز 20 ساله كشور دولت است و از اول هم مقرر بوده كه در قالب چهار
برنامه پنج ساله چهارم
پنجم
ششم و هفتم پياده شود و براساس آن هم بودجه هاي سالانه تدوين گردد و اگر انتظار داريم اصل سند
چشم انداز اجرا شود بايد برنامه هاي توسعه اي را براساس آن تنظيم نمائيم .
وي ادامه مي دهد : البته قبل از هر برنامه هم لازم است سياست هاي كلي سند چشم انداز مربوط به آن دوره پنج ساله را تدوين كنيم و
براساس آن سياست هاي اجرايي را ابلاغ نماييم .
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره آفت هايي كه سند چشم انداز را هم تهديد مي كند مي افزايد : ما در كميسيون علمي ـ
راهبردي 7 كميته داريم كه شامل كميته هاي توسعه و اقتصادي
اجتماعي
فرهنگي
دولت و مردم
سياست خارجي
سياست داخلي
حقوقي و قضايي است كه هر كدام نقشي در تبيين مفاهيم و آفت زدايي دارند ضمن آنكه برنامه هاي آنها مي تواند در بخش نظارت مفيد
باشد به علاوه به سوالاتي كه پيرامون سند هست پاسخ لازم را دريافت مي كنند.
وي ادامه مي دهد : اهداف سند چشم انداز با اهداف برنامه چهارم متفاوت است و در گزارش هاي دولت برخي از اهداف برنامه نزديك
سند چشم انداز است اما در بخش رشد اقتصادي اهداف سند محقق نشده است زيرا سند چشم انداز رشد 8 درصدي را براي هر دوره 5
ساله ترسيم كرده در حاليكه در بهترين شرايط اكنون 5
6 درصد رشد داريم كه عقب هستيم اما در بخشي همانند صادرات غيرنفتي از
اهداف سند جلوتر هستيم اما اكنون دو سال پس از آغاز اجراي سند چشم انداز نمي توان ارزيابي دقيقي كرد زيرا قانون هم به دولت اجازه
داده ظرف 5 سال گزارش دهد ممكن است دولت بگويد با رشد كمتري شروع كردم ولي رشد پايه محسوب مي شود كه در سالهاي آخر
برنامه چهارم رشد بيشتر از 8 درصد خواهيم داشت كه تاخيرهاي كنوني را جبران خواهد كرد .
وي ادامه مي دهد : در زمينه تورم هم دولت از اهداف سند چشم انداز عقب است نقدينگي هم بيشتر از سند برنامه چهارم و سند
چشم انداز است و توجيه دولت براي دو سال اول قابل پذيرش است زيرا مي تواند مدعي باشد در آخرين سال ها مي توانم همه را برآورده
سازم اما مشكل يكي نبودن اهداف برنامه و اهداف چشم انداز است كه آنها بايد از سوي شوراي محترم نگهبان و ساير مراكز نظارتي
قانوني مورد ارزيابي قرار گيرد.

دكتر نجفي علمي ادامه مي دهد : اهداف سند از ما مي خواهد در سال 1404 شمسي در ميان 25 كشور منطقه اول باشيم در حاليكه
اكنون در برخي از موارد سوم ـ چهارم و در برخي موارد در مرحله دهم تا سيزدهم هستيم كه نيازمند كارهاي اجرايي بسيار وسيعي است .
وي جايگاه ايران در بخش اقتصادي منطقه هم مي گويد : با رشد 5
5 درصدي ايران در اين بخش و رشد بعضا 8 و 10 درصدي برخي
ديگر از كشورهاي منطقه احتمال اينكه ما در سال پاياني سند چشم انداز از رتبه هاي فعلي هم پايينتر برويم هست اما خوشبختانه در
توليد علم و فن آوري ما در سطح چهارم هستيم ولي اينكه فن آوري به كار و توليد منجر شود از بسياري ديگر از كشورها عقب هستيم .
دبير كميسيون علمي ـ راهبردي سند چشم انداز مي گويد : ما طبق قانون اجازه نداريم در كار دولت دخالت كنيم اما اين دولت است كه
مي بايست پس از هر دوره پنج ساله در باره شاخص ها به ملت گزارش دهد ما فقط به طور راهبردي موظف هستيم مسير رفت دولت را
زيرنظر بگيريم و موانع را به مراكز نظارتي اطلاع دهيم . و اگر لازم است سياست كلي را به مجلس ارائه دهيم تا آنها از طريق راههاي
قانونگذاري ضعف هاي مراحل اجرا را برطرف كند.
وي بااشاره به فعاليت هاي انجام شده در راستاي اهداف سند چشم انداز به مساله اصل 44 قانون اساسي اشاره مي كند و مي افزايد :
اين كار انجام شده از سوي رهبر معظم انقلاب ارتباط وسيعي در دست يابي به اهداف چشم انداز دارد زيرا بخشي خصوصي هم مي تواند
در اين روند مشاركت داشته باشد.
وي تصميمات متناقض در سياست هاي اجرايي را آفتي در دست يابي به اهداف سند چشم انداز معرفي مي كند و مي افزايد : اگر
سياست هاي كلي قبلا تدوين شده باشد و از فيلتر مجلس و شوراي نگهبان گذشته باشد اين سياست هاي متناقض خود به خود برطرف
مي شود. كشور ما ازجمله كشورهايي است كه نمي توان براي آن تصميمات غيرقابل تغيير اتخاذ كرد زيرا بعضي از تصميمات از
سرناچاري و براي مقابله با اهداف دولت هاي خارجي اتخاذ مي شود و راه گريزي نيست .
دكتر نجفي علمي ادامه مي دهد : به هر حال مسير توسعه
مسيري پر سنگلاخ است و اكثر اقتصادها و حتي اقتصادهاي پيشرفته و
كم حاشيه هم مشكلات خاصي دارند و براي آن تصميمات جديد اتخاذ مي كنند كه در مسير حركت ضعف ها خود را نشان مي دهند.
اين اقتصاددان ادامه مي دهد : اما آنچه بيشتر از همه در اين مسير تهديدكننده است ضعف آموزش نيروي انساني و بهره وري است زيرا
وقتي سازمان مديريت و برنامه ريزي به اين نتيجه مي رسدكه با شرايط موجود ما فقط مي توانيم سالانه 3
5 درصد رشد داشته باشيم در
آن وضعيت ما چگونه قادر خواهيم بود اهداف 8 درصدي رشد سالانه را كسب كنيم با اين شرايط در افق 1404 ما از وضعيتي كه اكنون
هستيم هم فقيرتر خواهيم شد.
وي ادامه مي دهد : اين جهش مدنظر سند چشم انداز بيش از همه نيازمند جهش فكر و نيروي انساني است و همگام با آن بايد
بهره وري نيروي كار را افزايش و مصرف را در همه بخش ها كاهش داد و طبق قانون بايد سالانه 3
5 درصد رشد بهره وري نيروي كار و
سرمايه هم داشته باشيم كه همه اين ابزارها بايد باشد تا به اهداف سند برسيم .
دكتر نجفي علمي ادامه مي دهد : هدف اصلي سند چشم انداز رشد نيروي انساني مبتني بر دانايي است زيرا رشد مبتني بر منابع براي
كشور ما فايده چنداني ندارد. منابع ما محدود است و اگر مي خواهيم به رشد واقعي برسيم تحول را بايد به پايه نيروي انساني قرار دهيم .
در بخش صنعت نيز كه يكي از اركان اصلي رشد اقتصادي محسوب مي شود اهداف سند چشم انداز قابل دستيابي است اگر
تصميم گيرندگان ارشد صنعتي به اهداف سند باور داشته باشند در اين باره دكتر محمد سعيد سيف عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي
شريف و رئيس هيات مديره انجمن مهندسي صنايع دريايي ايران در باره شرايط صنايع دريايي كشور براي رسيدن به اهداف سند
چشم انداز به گزارشگر ما مي گويد : در كشور ما شرايط و زمينه هاي مناسبي براي توسعه صنايع دريايي فراهم است اگر برنامه ريزي ها و
سياست گذاريهاي مناسبي براي رسيدن به آن هدف به موقع انجام شود.
وي ادامه مي دهد : سندچشم انداز آرمان ملت است ولي اگر ما به نقاط قوت كه در كشور وجود دارد بيشتر توجه كنيم به آساني قادر به
دست يابي به هدف سند چشم انداز هستيم .
دكتر سيف داشتن سواحل طولاني و داشتن سخت افزارهاي مختلف مانند بنادر و مراكز ساخت و تعمير كشتي و بازار گسترده صنايع
دريايي در داخل كشور را دليلي بر توان رقابتي صنايع داخلي باخارجي ارزيابي مي كند و مي افزايد : هم اكنون نيز صنايع دريايي كشور هيچ
مشكلي در رعايت استانداردهاي بين المللي ندارد و اين صنعت بر اساس اصول بين المللي چه در ايران و چه در سطح جهان به فعاليت
خود ادامه مي دهد.
دكتر سيف مي گويد : بخاطر رقابت هاي گذشته
صنايع دريايي ايران در يك بازار بين المللي فعاليت داشته اند و مانند برخي صنايع به
صورت آكواريومي رشد نكرده اند و همين ويژگي باعث شده كه اكنون در سطح جهان حرفي براي گفتن داشته باشند. به گونه اي كه اكنون
هم پروژه هاي مختلفي براي كشورهاي خارجي در كشور و توسط پيمانكاران صنايع دريايي در خارج از ايران در حال اجرا مي باشد.
رئيس هيات مديره انجمن مهندسي صنايع دريايي ايران مديريت صحيح و حمايت مناسب را از ابزار لازم براي رسيدن صنايع
دريايي ايران به مقام نخست منطقه معرفي مي كند و مي افزايد : در غيراينصورت اگر صنايع را به حال خود رها كنيم اما از آنها انتظار داشته
باشيم در عرصه پيچيده نظام اقتصادي
سياسي و صنعتي بين المللي با غولهاي اقتصادي و صنعتي رقابت كنند. رسيدن به اهداف سند
چشم انداز دور از ذهن به نظر مي رسد.
استاد مكانيك دانشگاه صنعتي شريف مي گويد : به نظر بنده مشكل عمده صنايع دريايي كشور نيز در همين بخش يعني عدم تدوين
سياست هاي كلان و خط مشي هاي هماهنگ در دستگاههاي دولتي مرتبط با اين صنعت براي دستيابي به اهداف سند چشم انداز است .
وي مي گويد : رفع اين موانع به نحوه انجام حمايت مالي
قوانين واردات و صادرات و برخي موارد مشابه مرتبط هست كه در
كشورهاي خارجي بسيار ساده انجام مي گيرد كه تشكيل شوراهاي عالي صنايع دريايي كه از چند سال قبل مطرح بوده اخيرا مورد توجه
مسئولان كشور واقع شده است كه اميدواريم با تشكيل آن بتوان بسياري از هماهنگي هاي فرابخشي براي توسعه صنايع دريايي و تحقق
اهداف سند چشم انداز 20 ساله را صورت داد اگر چه اكنون برخي از كشورها همچون تركيه در اين زمينه از ما جلوتر هستند .
به هرحال در كشور ما به دليل حساسيت هاي مذهبي و اخلاقي
توسعه اقتصادي از توسعه اجتماعي مبتني بر عدالت خارج نيست و
همين مساله حساسيت هاي فراواني را پيش پاي برنامه ريزان و مجريان قرار داده است . ضمن آنكه امروزه قدرت هاي سياسي ـ اقتصادي
حاكم برجهان ابزارهاي توسعه را تنها در اختيار كشورهايي قرار مي دهند كه در مسير اراده جهاني آنها حركت كنند و با همين اهرم
سرمايه هاي كلان را به سمت سرمايه گذاري در آن كشورها سوق مي دهند كه كره جنوبي نمونه آشكاري از آن است و برعكس براي
كشورهاي آزادي خواه و استقلال طلب مشكلات فراواني ايجاد مي كنند و كشورهايي همچون ايران براي فائق آمدن به روند توسعه
مبتني بر عدالت و همچنين مبارزه با كارشكني هاي قدرت هاي استعمارگر راه سختي را در پيش دارند.
در اين شرايط ما نيازمند آن هستيم كه براساس سند چشم انداز حركت كنيم تا دراين مسير به دليل اشتباه فردي
مجبور نباشيم
هزينه هاي فراوانتري صرف نمائيم ضمن آنكه اسناد كارشناسي شده راههاي برون رفت از مشكلات را حداقل در چند مرحله بعد بررسي
و راه حل كارشناسي ارائه مي دهد و از قبل هم قابل رصد كردن است كه در شماره آينده در همين زمينه از نظرات كارشناسان ديگر استفاده
خواهيم كرد.
بي برنامگي و بي هدفي يكي از عمده ترين مشكلات اقتصادي در كشور است در حاليكه زمان هيچگاه معطل ما نمي ماند و خود تنها
ملت ها و كشورهايي را پيش مي برد كه فرزند زمانه باشند و واقف به زمان شوند و يك روز را هم از دست ندهند در حاليكه اكنون 2 سال
از زمان شروع سند چشم انداز 20 ساله كشور گذشته اما هنوز گزارشي درباره ميزان پيشرفت كار در اختيار نداريم
واقعيت اين است كه امروز حتي دانشگاهها و مراكز علمي و تحقيقي ما كرسي خاصي براي ارزيابي برنامه هاي آينده ملي ندارند و
حتي اگر كارشناسي بخواهد از سر دلسوزي و تعهد به كشور
سند چشم انداز ملي را مورد بررسي قرار دهد
سند به آساني در اختيارش
قرار نمي گيرد
دكتر كاظم نجفي علمي دبير كميسيون علمي ـ راهبردي تحقق سند چشم انداز 20 ساله : سند چشم انداز براي برنامه چهارم تا هفتم
رشد اقتصادي 8 درصدي را براي كشور برنامه ريزي كرده كه اكنون از آن سطح عقب تر هستيم و بجز صادرات غير نفتي در ساير زمينه هاي
اقتصادي از جمله تورم و نقدينگي و رتبه بندي اقتصادي در سطح كشورهاي منطقه در جايگاههاي سوم تا دهم قرار داريم كه رسيدن به
اهداف سند به برنامه ها و تلاش هاي گسترده اي نياز دارد
دكتر محمد سعيد سيف عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف : مديريت صحيح و حمايت مناسب ابزار لازم براي رسيدن به سند
چشم انداز در ابعاد صنعتي است زيرا نمي توان صنايع را به حال خود رها كرد اما از آنها انتظار داشته باشيم در عرصه پيچيده نظام
اقتصادي
سياسي و صنعتي بين الملل با غولهاي اقتصادي و صنعتي رقابت كنند

*****
مصاحبه اختصاصي روزنامه جمهوري اسلامي با مرتضي فضلعلي نماينده مردم تويسركان در مجلس شوراي اسلامي
سعه صدر آيت الله بهشتي كم نظير بود
|

اشاره
متني را كه در زير مي خوانيد مصاحبه اختصاصي روزنامه جمهوري اسلامي با آقاي مرتضي فضلعلي از بازماندگان حادثه هفتم تير و
نماينده مجلس شوراي اسلامي است .
مرتضي فضلعلي هم اكنون نماينده مردم تويسركان در مجلس شوراي اسلامي است . او در دوره پنجم و هفتم نيز نماينده مجلس شوراي
اسلامي بوده است .
براي آشنايي بيشتر خوانندگان روزنامه جمهوري اسلامي
لطفا خلاصه اي از بيوگرافي خود را بيان
بفرمائيد.
بسم الله الرحمن الرحيم . من مرتضي فضلعلي هستم . متولد تيرماه 1328 شمسي
در سركان از توابع شهرستان تويسركان .
دوران تحصيل ابتدايي را در سركان گذراندم . كلاس اول دبيرستان را در شهر تويسركان گذراندم . كلاس دوم دبيرستان را در
همدان گذراندم . پس از پايان دوره دبيرستان وارد دانشسراي تربيت دبير شدم . سال 1351 در رشته زبان انگليسي
فارغ التحصيل شدم . قرار بود من در استان همدان
شهرستان تويسركان در خدمت آموزش و پرورش باشم و استخدام بشوم
به دليل يك سري فعاليتهاي سياسي
در استان همدان اجازه استخدام ندادند و در اختيار تهران گذاشتند. فعاليتهاي سياسي
من هم در آن دوره اينگونه بود كه ما كانوني داشتيم به نام كانون جوانان محله آقاجاني بيك همدان . در اين كانون جمعي از
نيروهاي متعهد و مسلمان فعاليت داشتند.
آقاي دكتر سيدكاظم اكرمي كه قبلا وزير آموزش و پرورش بودند
رئيس كانون محله آقاجاني بيك همدان در آن دوره
بودند. بنده هم جزو اعضاي اين كانون بودم . كانون جوانان محله آقاجاني بيك همدان چندين بار مورد حمله ساواك رژيم
پهلوي قرار گرفت و چند بار ما را دستگير كردند. كانون توقيف شد. منحل شد. بنابر اين بعد از پايان دوره دانشگاه
كميسيون
رمز آموزش وپرورش با هدايت ساواك من را استخدام نكردند و در اختيار تهران گذاشتند. من آمدم تهران و تهران هم سه جا
را براي استخدام در نظر گرفتند واعلام كردند غير از اين سه جا
جاي ديگري نمي توانيد برويد. يا بايد برويد گناباد خراسان
يا ابهر زنجان
يا گرمسار استان سمنان . من به دليل نزديكي راه گرمسار و خودم را معرفي كردم و در واقع به استخدام آموزش
و پرورش درآمدم .
در شهرستان گرمسار بودم تا پيروزي انقلاب اسلامي
در اين چند سالي كه در گرمسار بودم فعاليتهاي سياسي ـ مذهبي
خود را متوقف نكردم و به فعاليتهاي سياسي و مذهبي خود با كمك دوستان و همرزمان گرمساري ادامه دادم . جلساتي را در
شب هاي سه شنبه در گرمسار برقرار كرديم . اين جلسات پايه و اساس فعاليتهاي سياسي واجتماعي در شهر گرمسار شد وبه
حمدالله پا گرفت . چند بار اين جلسات شبهاي سه شنبه توسط ساواك گرمسار تعطيل شد
ولي باز ما فعاليت كرديم . جلسات
شبهاي سه شنبه را از مساجد به منازل كشانديم و نگذاشتيم جلسه به طور كامل تعطيل شود.
در گرمسار نيز چندين بار توسط ساواك گرمسار دستگير شدم . در پيروزي انقلاب اسلامي عضو كميته انقلاب اسلامي
شهرستان گرمسار شدم . همراه با امام جماعت شهر و دوستان ديگر فعاليتهاي خود را دنبال كرديم . در سال 1358 از طرف
مردم گرمسار به عضويت شوراي شهر گرمسار در آمدم . در اواخر سال 1358 انتخابات مجلس شوراي اسلامي شروع شد . با
پيشنهاد روحانيت مبارز گرمسار و جمعي از فرهنگيان شهر
كانديداي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از شهرستان گرمسار
شدم . كانديدا شدم و راي آوردم . نماينده اول شهرستان گرمسار در مجلس شوراي اسلامي شدم . از سالهاي قبل از پيروزي
انقلاب اسلامي با آيت الله شهيد بهشتي آشنايي داشتم . در جلسات تفسير قرآن شبهاي شنبه شركت مي كردم . زماني كه
حزب جمهوري اسلامي تشكيل شد. من به همراه جمعي از دوستان گرمسار آمديم دفتر حزب جمهوري اسلامي و بعد از
مذاكرات با آيت الله بهشتي
تشكيلات حزب را در گرمسار راه اندازي كرديم .
اولين برخورد شما با آيت الله بهشتي كي بود چگونه بود. خاطره اولين ديدار با آيت الله بهشتي را بيان كنيد.
اولين برخورد من با آيت الله بهشتي بر مي گردد به سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي . همان طوري كه گفتم آيت الله
بهشتي شبهاي شنبه جلسات تفسير قرآن داشتند
در خيابان ايران . گاهي هم آيت الله موسوي اردبيلي در غياب آيت الله
بهشتي به اين جلسه مي آمدند و تفسير قرآن مي گفتند. در اين جلسات ما مسايل و معضلات فكري و ايدئولوژيكي خود را با
آيت الله بهشتي در ميان مي گذاشتيم . بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
يك بار در ديوان عالي كشور خدمت ايشان رسيدم تا
گزارشي از مسايل اجتماعي و سياسي شهرستان گرمسار بدهم . مطالب را با ايشان در ميان گذاشتم .
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي مشابه جلسات تفسير قرآن آيت الله بهشتي وجود داشت . چرا شما جلسات تفسير قرآن
آيت الله بهشتي را انتخاب كرديد دليل انتخاب شما چه بود
من علاوه بر جلسات آيت الله بهشتي
جلسات مذهبي ديگري هم در آن زمان مي رفتم . قابل استفاده هم بودند. جلسات
آيت الله مطهري در دانشكده الهيات
كانون توحيد ومسجد حضرت ابوالفضل (ع ) ميدان توحيد مي رفتم . جلسات مرحوم
فخرالدين حجازي و آيت الله مكارم شيرازي در مسجد امام حسين (ع ) تهران هم مي رفتم . بهره برداري شخصي من از
جلسات آيت الله بهشتي بيشتر بود. جلسات آيت الله بهشتي گيرندگي بيشتري براي من داشت . ويژگي منحصر به فرد آيت الله
بهشتي
برقراري رابطه عاطفي با مستمعين بود. آيت الله بهشتي با شركت كنندگان در جلسات تفسير قرآن بسيار بسيار دوستانه
و صميمي برخورد مي كرد. انگاري كه چندين و چند سال است با آدم رفيق و همراه است . عطوفت و مهرباني آيت الله بهشتي
از جمله دلايل گيرندگي جلسات ايشان براي من بود.
نكته اي كه در ارتباط با برخورد عاطفي آيت الله بهشتي با مستمعين
اشاره كرديد. برخي از وعاظ و سخنرانان ارتباطشان با
مردم ضعيف است . ايشان ارتباط صميمي و دوجانبه فعال و قوي داشتند. آيا در اين زمينه توضيح بيشتري مي توانيد بدهيد.
نكته اي كه در آيت الله بهشتي وجود داشت و خيلي نمايان بود سعه صدرش بود. متكلم وحده نبود كه فقط سخنراني بكند و
طرف مقابل هم فقط بشنودو برود سراغ كارش . شنوندگان و مردم را به سئوال مي كشاند. سعي مي كرد مطالبي را كه بيان
مي كند
به نقد كشيده شود. از مستمعين مي خواست كه اگر سوالي دارند
نقدي دارند
ايرادي به سخنراني او دارند بگويند.
مي گفت : سئوال و نقد را در دلتان نگه نداريد
بگوئيد تا مسايل شفاف و روشن شود. وقتي آيت الله بهشتي چنين درخواستي
را مي كرد
اشخاص آمادگي پيدا مي كردند تا سئوالها و نقدهاي خود را با خيال راحت مطرح كنند. به همين دليل دانشجويان
در آن دوره اي كه ماركسيستها و كمونيستها فعال بودند
در جلسات آيت الله بهشتي شركت مي كردند و مشكلات و گره هاي
فكري خود را باز مي كردند. آيت الله بهشتي در مسايل ايدئولوژيك متبحر بودند
پاسخهاي زيبا مي دادند
در مناظره و بحث
و گفتگو با ديگران كم نمي آورد. در پذيرفتن انتقاد سعه صدر عجيبي داشت .
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
ارتباط كاري شما با آيت الله بهشتي چگونه شروع شد
جلسه اي در مدرسه رفاه سال 59 در اول تشكيل مجلس شوراي اسلامي دوره اول
ايشان دعوتي كردند از بنده و جمعي از
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي . رفتيم مدرسه رفاه و در آنجا با آيت الله بهشتي جلسه داشتيم . اين معارفه كه صورت گرفت
ارتباط ما با آيت الله بهشتي عميق تر شد. از آنجا ايشان تصميم گرفتند جلساتي را داشته باشند كه اين جلساتشان مرتبط باشد
با قواي سه گانه . هم مجلس
هم دولت و هم دستگاه قضايي تركيبي را درست كردند كه اين تركيب 130
140 نفري شد .
70
80 نفر نماينده بودند . از قوه مجريه و قوه قضائيه هم بودند . هدف آيت الله بهشتي اين بود كه اين جمع را كه تركيبي بود
از سه قوه
به صورت يك جمع مكتبي
ارزشي و انقلابي حفظ كند. اين جمع يكشنبه شبها در دفتر مركزي حزب جمهوري
اسلامي دعوت مي شدند. آيت الله بهشتي با عنوان دبيركل حزب جمهوري اسلامي مكتوب و رسمي از افراد دعوت
مي كرد.
خاطره ويژه اي از آيت الله بهشتي داريد
من چند نكته را بايد از آيت الله بهشتي براي شما عرض كنم . يكي اينكه بنده خودم در يكي از جلسات حزب جمهوري
اسلامي نوبت سخنراني داشتم . قرار بود گزارشي از اوضاع سياسي ـ اجتماعي شهرستان گرمسار بدهم . من وقتي رفتم پشت
تريبون و همين كه بسم الله الرحمن الرحيم را گفتم مصادف شد با توزيع بستني بين حاضرين . در جلسات حزب جمهوري
اسلامي رسم بود كه پائيز و زمستان به شركت كنندگان در جلسه ساندويچ مي دادند و در تابستان بستني . كلاهي ملعون و عامل
بمب گذاري در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي هم به بهانه بستني خريدن از جلسه خارج شده بود. آيت الله بهشتي
فوري از من خواستند به سخنراني ادامه ندهم و گفتند : اين طور نمي شود. مستمعين بايد حواسشان كاملا جمع باشد. يا اول
بستني بخوريد بعد فلاني (آقاي فضلعلي ) صحبت كند
يا بستني را بگذاريد كنار و بعد از سخنراني بخوريد. قرار شد اول
بستني را بخوريم
چون آب مي شد و بعد سخنراني كنم . اين نكته مي رساند كه آيت الله بهشتي سخت مقيد بودند كه كسي كه
سخنراني مي كند
حتما با دقت به حرفهايش بايد گوش بدهيم .
نكته ديگري كه خيلي براي من ارزشمند بود اين بود كه آيت الله بهشتي فردي را براي يك مسئوليتي كانديدا كرده بود. بعدها
به آيت الله بهشتي گزارش دادند همين كسي كه شما او را براي صدا و سيما كانديدا كرده ايد و مسئوليت گرفته است عليه شما
جوسازي مي كند
مدرك جمع مي كند. عليه شما گزارش مي دهد. شما چطور به چنين آدمي اعتماد كرديد آيت الله بهشتي
خيلي با سعه صدر گفتند : مسئله اي نيست . اگر واقعا او عليه من مدرك جمع مي كند و مدركش مستند است
چرا من در
مسئوليتي باشم كه نبايد باشم . بگذاريد به مردم معرفي كند. اگر نه آنچه كه او جمع مي كند
روي هواست و مستنداتي ندارد
مشت او باز مي شود. يا من اگر مشكل دارم نبايد باشم و يا اگر او روي هوي و هوس گزارش مي دهد
مشت او هم باز
مي شود.
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي
آيت الله بهشتي با شركت كنندگان در جلسات تفسير قرآن بسيار دوستانه و صميمي برخورد مي كردند.
انگاري چندين و چند سال است با آدم رفيق و همراه است . مهرباني و عاطفه آيت الله بهشتي از جمله دلايل گيرندگي جلسات ايشان
براي من بود
در آن دوره اي كه ماركسيستها و كمونيستها فعال بودند
دانشجويان به طور فعال در جلسات تفسير قرآن پپآيت الله بهشتي شركت
مي كردند و مشكلات و گره هاي فكري خود را باز مي كردند
آيت الله بهشتي متكلم وحده نبود. اين طور نبود كه فقط سخنراني كند و طرف مقابل هم بشنود و برود سراغ كارش . او شنوندگان و
مردم را به سئوال مي كشاند. سعي مي كرد مطالبي را كه بيان مي كند
به نقد كشيده شود

|