روزنامه جمهوري اسلامي 02/04/1386 صفحه امام

  • كانون هاي فتنه در جهان اسلام از نگاه امام خميني
  • حديث نور
  • *****
    كانون هاي فتنه در جهان اسلام از نگاه امام خميني




  • علي معصومي (وزوايي )
    اگر از نگاه افراد ظاهر بين و غير عميق و يا از نگاه تحليل گران و افرادي كه بيرون از حوزه اسلام هستند به اوضاع كنوني جهان اسلام نگاه كنيم در چشم انداز اوليه چنين به نظر مي رسد كه جهان اسلام علاوه بر اينكه مشغول مبارزه اي سخت با دشمنان جهاني و استعمارگران مي باشد در درون خود نيز مشكلاتي دارد كه مهم ترين آن تفرقه و درگيري هايي است كه بين خود مسلمانان ديده مي شود و هر روز در گوشه و كنار جهان اسلام آثاري از اين تفرقه و درگيري هاي دروني مشهود است . تفرقه و درگيري هايي كه از يك سو از توان عمومي جهان اسلام در مقابله با دشمنان جهاني و استعمارگران مي كاهد و از سوي ديگر سبب آسيب هاي فراوان فرهنگي سياسي روحي و حتي اقتصادي در ميان جوامع در ملل مسلمان مي گردد. يك نمونه روشن از چنين وقايعي همان است كه اخيرا اتفاق افتاد و در حرم مطهر دو امام بزرگوار شيعه (امام هادي و امام حسن عسكري عليهما السلام ) بمب گذاري و تخريب عظيم صورت گرفت . همچنان كه اشاره شد پديد آمدن وقايعي همچون بمب گذاري در حرم دو امام بزرگوار شيعه در ظاهر نتيجه تنش ها و درگيريهاي دروني جوامع و فرق اسلامي است ولي اگر بخواهيم سطحي نگر نباشيم و به عمق مسائل و رويدادها بنگريم بايد بپذيريم كه درگيري ها و اختلافات دروني جوامع مسلمان نه تنها مساله جدا و متفاوتي از تقابل كلي جهان اسلام با استعمار گران نمي باشد بلكه صورت ديگري از همان تقابل و به عبارت ديگر دنباله تقابل اسلام با دشمنان مي باشد زيرا در روزگاري كه جهان اسلام با جهان كفر به رويارويي سرنوشت ساز مشغول است آن هايي كه بر طبل درگيري هاي دروني جوامع و فرق اسلامي مي كوبند و به تشديد اختلافات دروني مسلمانان مي انديشند هيچ ماهيتي غير از وابستگي به اردوگاه دشمن ندارند و قطعا از عوامل آگاه و يا ناآگاه دشمنان محسوب مي شوند.
    نهضتي كه امام خميني آغازگر آن بود از همان ابتدا و در صورت ظاهر مواجه با دو دشمن شد. اول دشمني كه شناسنامه واقعي دشمن را داشت و دوم دشمني كه در ظاهر شناسنامه دشمن را نداشت و شناسنامه ديگري براي خود دست و پاكرده بود ولي ماهيت آن و نتايج رفتار و افكار آن به گونه اي بود كه ماهيتش و شناسنامه اش غيرمنفك از شناسنامه و ماهيت دشمن نبود. اكنون هم كه نهضت امام خميني كاملا ابعاد جهاني يافته و چهارگوشه جهان اسلام به عرصه نبرد بي امان اسلام ناب محمدي و استعمارگران تبديل شده است همان وضعيت باگستردگي بيشتر رخ نموده است و عوامل دشمن با ساختن شناسنامه جعلي براي خود سعي مي كند بخش قابل توجهي از توان جوامع اسلامي را صرف درگيري ها واختلافات دروني مسلمانان بنمايد و با اين روش اوضاع را به نفع استعمارگران تغيير دهد.
    امام خميني معتقد است نهضت جهاني اسلام همواره با اين مشكل مواجه بوده است و مبارزان راستين اسلام مجبور بوده اند كه از يك سو با آمريكا درگير شوند و از سوي ديگر مصايبي را كه از طرف اهل تكفير و تحجر به وجود مي آمده است تحمل كنند به عبارت ديگر مبارزان راستين در هر دوره اي بين آمريكا و اهل تكفير و تحجر گرفتار بوده اند (صحيفه نور جلد 12 ص 286 )
    همواره آمريكا به عنوان سردمدار استعمارگران و دشمنان اسلام با هيئت و قيافه ويژه استكباري با نهضت اسلامي جنگيده است واهل تكفير و تحجر نيز در ظاهر در لباس دين ولي در باطن به عنوان مزدور دشمن در برابر نهضت اسلامي ايستاده و آلت فعل آمريكا و مجراي سياستهاي آمريكا شده است (صحيفه نور جلد 20 ص 235 )
    امام خميني معتقد است گاهي استعمارگران حدود چهل سال متحجرين اهل تكفير و... را در ميان ملت ها پنهان نگه مي دارند تا در موقع مناسب از آن ها بهره گيري كنند وي در اين باره چنين مي فرمايد : قدرت هاي بزرگ چپاول گر در ميان جامعه ها افرادي را به صورت هاي مختلف از ملي گراها و روشنفكران مصنوعي و روحاني نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسان ترند ذخيره دارند كه گاهي سي تا چهل سال با مشي اسلامي و مقدس مآبي يا وطن پرستي و حيله هاي ديگر با صبر و بردباري در ميان ملت ها زيست مي كنند و در موقع مناسب ماموريت خود را انجام مي دهند . (صحيفه نور جلد 21 ص 189 )
    امام خميني تفرقه افكني را يكي از نشانه هاي بارز آن دسته از كساني ميداند كه در لباس دين و در لباس چهره هاي مذهبي در خدمت استعمارگران هستند و عامل دشمن محسوب مي شوند (صحيفه نور جلد 20 ص 19 )
    شيوه هاي تفرقه افكني اين عوامل استعمار نيز متعدد و متفاوت است . گاهي با نوشتن كتاب مي خواهند مسلمانان را در برابر يكديگر قرار دهند گاهي با تهمت و تحريك ساده لوحان و افراد متعصب فتنه ايجاد مي كنند و گاهي نيز با حمله به اماكن مقدس و چهره هاي مورد احترام فوق اسلامي در راه انجام دادن ماموريتهاي استعماري خويش مي كوشند و...
    امام خميني معتقد است اين افراد كه لباس مذهب به تن مي كنند و در شكل و شمايل چهره هاي مذهبي به استعمار خدمت مي نمايند و بر طلب تفرقه و درگيري بين جوامع اسلامي كوشش مي كنند از طاغوتيان نيز بدتر و شيطان ترند و لازم است مسلمانان همواره با هوشياري كامل مراقب رفتار آن ها باشند (صحيفه نور جلد 21 ص 80 و 81 )
    امام خميني معتقد است كه گر چه بهره گيري استعمارگران از چنين افرادي بسيار زيانبار و همراه با مصايب فراوان است ولي اين شيوه نشان ناكامي هاي گسترده دشمنان اسلام در مقابله با جهان اسلام است و هنگامي كه استعمارگران از رويارويي مستقيم مايوس مي شوند و هنگامي كه همه روش هاي استعماري بي نتيجه مي ماند نوبت استفاده از اهل تحجر و تكفير فرا مي رسد (پيام امام خميني به مناسبت شهادت علامه عارف حسيني )
    گر چه چنين مزدوراني در سراسر جهان اسلام پراكنده هستند ولي از نظر امام خميني در روزگار كنوني مراكز وهابيت مهم ترين كانوني است كه استعمارگران از آن ها بهره مي گيرند و سربازان خود را از اين مراكز به دست مي آورند و به آن ها لباس مذهبي مي پوشانند تا از طريق مذهب به فتنه گري و جاسوسي بپردازند و در نهايت همه چيز را به نفع استعمارگران و به نفع اسلام آمريكايي به پيش ببرند (صحيفه نور جلد 20 ص 23 )
    در حال حاضر يكي از مهم ترين وظايف مسلمانان و يكي از بنيادي ترين تكاليف كساني كه در گوشه و كنار جهان اسلام مشغول مبارزه با دشمنان اسلام و استعمارگران هستند اين است كه اين كانونهاي فتنه و توطئه را به خوبي شناسايي كنند و به خوبي نيز ماهيت واقعي آنها را به مسلمانان بشناسانند و به صراحت بگويند كه اين كانون ها در خدمت دشمنانند و در ماهيت مزدوري آن ها هيچ شبهه اي وجود ندارد زيرا اگر مزدور نبودند تا اين حد در تفرقه افكني و جنگ افروزي بين مسلمانان تلاش نمي كردند و هر روز به نفع استعمارگران فتنه اي به پا نمي نمودند مكان هاي مقدسي را مورد اهانت قرار نمي دادند چهره محترمي را ترور نمي كردند و...
    اميد است جهان اسلام با شناختن اين كانونهاي فتنه و اين مزدوران استعمار بيش از گذشته در رويارويي تاريخي خود با استعمارگران موفق شود.
    درگيري ها و اختلافات دروني جوامع مسلمان نه تنها مساله جدا و متفاوتي از تقابل كلي جهان اسلام با استعمارگران نمي باشد بلكه صورت ديگري از همان تقابل و به عبارت ديگر دنباله تقابل اسلام با دشمنان مي باشد زيرا در روزگاري كه جهان اسلام با جهان كفر به رويارويي سرنوشت ساز مشغول است آن هايي كه بر طبل درگيري هاي دروني جوامع و فرق اسلامي مي كوبند و به تشديد اختلافات دروني مسلمانان مي انديشند هيچ ماهيتي غير از وابستگي به اردوگاه دشمن ندارند و قطعا از عوامل آگاه و يا ناآگاه دشمنان محسوب مي شوند
    در حال حاضر يكي از مهمترين وظايف مسلمانان و يكي از بنيادي ترين تكاليف كساني كه در كوشه و كنار جهان اسلام مشغول مبارزه با دشمنان اسلام و استعمارگران هستند اين ست كه اين كانون هاي فتنه و توطئه را به خوبي شناسايي كنند و به خوبي نيز ماهيت واقعيت آن ها را به مسلمانان بشناسانند و به صراحت بگويند كه اين كانون ها در خدمت دشمنانند و در ماهيت مزدوري آن ها هيچ شبهه اي وجود ندارد زيرا اگر مزدور نبودند. تا اين حد در تفرقه افكني و جنگ افروزي بين مسلمانان تلاش نمي كردند و هر روز به نفع استعمارگران فتنه اي به پا نمي نمودند
    از نظر امام خميني در روزگار كنوني مراكز وهابيت مهم ترين كانوني است كه استعمارگران از آن ها بهره مي گيرند و سربازان خود را از اين مراكز به دست مي آورند و به آن ها لباس مذهبي مي پوشانند تا از طريق مذهب به فتنه گري و جاسوسي بپردازند و در نهايت همه چيز را به نفع استعمارگران و به نفع اسلام آمريكايي به پيش ببرند
    امام خميني معتقد است گاهي استعمارگران حدود چهل سال متحجرين اهل تكفير و... را در ميان ملت ها پنهان نگه مي دارند تا در موقع مناسب از آن ها بهره گيري كنند. وي در اين باره چنين مي فرمايد : قدرت هاي بزرگ چپاول گر در ميان جامعه ها افرادي را به صورت هاي مختلف از ملي گراها و روشنفكران مصنوعي و روحاني نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسان ترند ذخيره دارند كه گاهي سي تا چهل سال با مشي اسلامي و مقدس مآبي يا وطن پرستي و حيله هاي ديگر با صبر و بردباري در ميان ملت ها زيست مي كنند و در موقع مناسب ماموريت خود را انجام مي دهند

  • *****
    حديث نور


  • اهميت نقش حوزه ودانشگاه
    1359 9 27
    به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه گروهي از روحانيون و دانشجويان باامام خميني ديدار كردند.
    امام خميني در اين ديدار بر اهميت نقش حوزه و دانشگاه تاكيد كرده و وظايف دو نهاد علمي حوزه و دانشگاه را برشمردند.
    ايشان در بخشي از بيانات خود فرمودند : « چه مجلس شورانگيزي است و چه اجتماع مباركي ! يك روز بود كه دانشگاه و حوزه هاي علميه نه آنكه از هم جدا بودند جوي به وجود آورده بودند كه با هم شايد دشمن بودند نه دانشگاهي تحمل روحاني را داشت و نه روحاني تحمل دانشگاهي . اساس هم اين بود كه دو قشري را كه با اتحادشان تمام ملت متحد مي شوند از هم جدا نگه دارند و با هم مخالفشان كنند تا ملت اتحاد پيدا نكند. بحمدالله در اين نهضت اسلامي اين انقلاب اسلامي اين تحول بزرگ حاصل شد كه هيچ يك از اين دو طايفه خودشان را از ديگري ان شاالله جدا نمي دانند. »
    ايشان در ادامه افزودند : « دانشگاه و حوزه هاي علميه و روحانيون مي توانند دو مركز باشند براي تمام ترقيات و تمام پيشرفتهاي كشور و مي توانند دو مركز باشند براي تمام انحرافات و تمام انحطاطات . از دانشگاه هست كه اشخاص متفكر متعهد بيرون مي آيد. اگر دانشگاه دانشگاه باشد اگر دانشگاه واقعا دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامي باشد يعني در كنار تحصيلات متحقق در آنجا. تهذيب هم باشد تعهد هم باشد يك كشوري را اينها مي توانند به سعادت برسانند و اگر حوزه هاي علميه مهذب باشند و متعهد باشند يك كشور را مي توانند نجات بدهند. علم تنها اگر ضرر نداشته باشد فايده ندارد. »
    آرزوي زيارت بارگاه امام رضا(ع )
    59 10 3
    امام خميني در ديدار با گروهي از مسئولان و مردم مشهد آرزو كردند كه موفق به زيارت امام رضا(ع ) شوند.
    ايشان در ابتداي بيانات خود فرمود : « شما مهمانهاي عزيزي هستيد كه از محل تجلي نور از محل توجه ملائكه الله از آستان قدس رضوي آمديد و خوش آمديد. خداوند شماها را حفظ كند و اسلام را به جديتهاي شما و همه ملت به پيش ببرد. و من اميدوارم كه با دعاي شما در آستان قدس رضوي موفق بشوم به پايبوس آن حضرت .
    وظايف سفراي جمهوري اسلامي
    1359 10 14
    گروهي از سفيران و كارداران جمهوري اسلامي ايران با امام خميني ديدار كردند.
    ايشان در اين ديدار وظايف و مسئوليتهاي سفيران و سفارتخانه ها را تشريح كرده و فرمودند : « چنانچه شما شخصا يا سفارتخانه هايتان وضعش يك وضعي باشد كه با اسلام درست جور نيايد در آنجا خواهند گفت كه اسلام همين است . اگر بنا باشد كه سفارتخانه هاي ما درخارج از كشور به همان وضع طاغوتي يا نزديك به وضع طاغوتي باشند معنايش اين است كه باز اسلام در سفارتخانه ها نرفته است .
    امام خميني در ادامه چگونگي برخورد سفرا با مسئولين كشورهاي خارجي را اين چنين بيان كردند : « شما در خارج كه هستيد برخورد داريد با سفراي آنجا با وزراي خارجه آنجا با همه اينها برخورد داريد اگر بنا باشد كه شما وقتي كه مي خواهيد در وزارت خارجه برويد خودتان را گم كنيد خيال كنيد كه حالا در يك محضر كذا وزير خارجه آمريكا وزير خارجه شوروي لكن بايد شما توجه داشته باشيد كه شما سفير مملكت اسلامي هستيد كه از همه اين قدرتها قدرتش بالاتر است ... و از مسائلي مهمي كه شماها مثل ماها موظف بر آن هستيد اين است كه با عمل خودتان در آنجا با وضعيت سلوكتان با كارمندان با وضعيت اصل سفارتخانه و وضع سفارتخانه طوري باشد و طوري بكنيد كه با همين عمل به تدريج انقلاب شما صادر بشود به آن كشوري كه در آن هستيد... صدور اسلام به اين است كه اخلاق اسلام آداب اسلامي اعمال اسلامي آنجا طوري باشد كه مرد متوجه به آن بكنند.
    ايشان سفرا را به پرهيز از خرجها و مهماني هاي طاغوتي توصيه نموده و فرمودند : « شما بايد به هر سفارتخانه اي كه داريد به جاي آن خرجهاي طاغوتي كه در آن وقت مي شد آن مهماني هاي طاغوتي كه همه اش بر خلاف اخلاق اسلامي بود و آن خرجهاي ديگري كه خود شما هم مي دانيد كه در آنجاها مي شد آن مهماني هاي طاغوتي كه همه اش بر خلاف اخلاق اسلامي بود و آن خرجهاي ديگري كه خود شما هم مي دانيد كه در آنجاها مي شد آن مخارج را صرف تبليغات بكنيد و به دنيا بفهمانيد كه اسلام چطور است و مملكت چه وضعي دارد... شما گمان نكنيد كه چنانچه به طور ساده عمل بكنيد و سفارتخانه شما يك امر يك جاي ساده اي باشد يك مركزي باشد كه از آنجا علم و دانش و اخلاق صادر بشود شما تحقير خواهيد شد. خير اين حرف حرف غربزده هاست كه خيال مي كنند كه ما اگر مثل غرب نباشيم ما تحقير مي شويم ... عظمت انسان به لباس و كلاه و اتومبيل و... نمي دانم ـ پارك و امثال ذلك نيست . انسان يك حقيقتي است كه آن حقيقت اگر بروز كند شرافتمند است عظمت دارد.