
جامعه ما از گذشته تا حال
همواره با دو مشكل و رنج مواجه بوده است و در معرض تهاجم آفات و آسيب هاي ناشي از آنها قرار
گرفته و متضرر و زيانمند گرديده است . در كنار موانعي كه بر سر راه رشد و بالندگي كشور در ابعاد گوناگون قرار داشته و دارد
اين دو مانع
نيز مهم و مهلك مي باشند و تا مهار نشوند و مرتفع نگردند
افق هاي روشن تحرك و پويايي نمايانده نمي شوند و قله هاي رفيع پيشرفت
فتح نمي گردند.
اين دو مانع
يكي « عوام فريبي »
و آن ديگر كه از اولي بسيار زيبانبارتر و خطرآفرين تر است
« عوام زدگي » مي باشد.
براي واژه شناسي اين دو مانع بزرگ
كلمه « عوام »
واژه مشترك بين عوام فريبي و عوام زدگي مي باشد.
واژه « عوام » در يك معني
به « عموم مردم » اطلاق مي شود
و در مفهوم ديگر
به « مردم جاهل و نادان » اطلاق مي گردد
كه در جامعه
امروز ما
معني دوم آن
كاربردي وسيع دارد و همواره در مباحث و مناظرات و گفتار و نوشتارهاي فكري و فرهنگي و اجتماعي و
سياسي به استفاده و استعمال در مي آيد.
« عوام » اگرچه جمع « عام » است و معني آدم هاي جاهل را مي دهد
لكن در فارسي به معني عام يعني مفرد خود نيز استعمال مي گردد.
مثلا گفته مي شود : « فلاني آدم عوامي است » .
« عوام الناس » هم كه در فرهنگ عمومي جامعه به بهره برداري مي رسد
يعني « مردم جاهل »
كه در اين استعمال نيز واژه عوام
به
صورت مفرد هم استفاده مي شود.
با توجه به شناسايي واژه « عوام »
معناي عوام فريبي و عوام زدگي روشن مي گردد. « عوام فريبي » يعني فريب دادن مردم نادان . يعني
همان كساني كه به دليل فقدان آگاهي و شناخت و بينش هاي ديني و اجتماعي و سياسي
بسيار سهل و سريع در دام القائات و
نيرنگ افكني هاي افراد و گروه ها گرفتار مي آيند و تحت تاثير فضاسازي هاي باطلشان قرار مي گيرند و در مسير تحقق اهداف و مطامع
گوناگون آنان ـ كه گاهي فكري و اعتقادي است
و گاهي مالي و اقتصادي است
و زماني اجتماعي و سياسي است
و گاهي نيز حزبي و
جناحي است ـ به تحرك و تلاش مكرر در مي آيند وبدون درك و فهم و تعقل و خردورزي و در يك حالت خاص و ملتهب عاطفي و
احساسي
تحت تابعيت و فرمانبرداري كامل افراد و جريان ها قرار مي گيرند.
« عوام زدگي » كه در نقطه مقابل عوام فريبي قرار دارد
يعني تحت تاثير القائات عوام قرار گرفتن
به پيروي و تبعيت از جاهلان در
آمدن
در مسير تحقق اهداف و آمال و خواسته هاي ناحق و ناصحيح و خلاف شرع و عقلي كه طلب مي كنند كوشش و فعاليت كردن و
همه وقت خشنودي و مطالبات آنان را برهمه چيز ترجيح و برتري دادن !
براي كالبدشكافي و نيل به شناخت بيشتر نسبت به تمايز و تفاوت بين عوام فريبي و عوام زدگي
دقت در موارد ذيل ضروري است :
عوام فريبي
فريب دادن مردم جاهل و فاقد بينش و آگاهي است
و عوام زدگي
فريب خوردن از عوام و جاهلان و ناآگاهان است .
عوام فريبي
تاثيرگذاري هاي گوناگون فكري و اعتقادي و فرهنگي و سياسي در افراد نادان است . و عوام زدگي
تاثيرپذيري هاي
مختلف از عوام الناس مي باشد.
عوام فريبي
مجذوب كردن مردم نادان و به شور و حرارت وشوق در آوردن آنان مي باشد. و عوام زدگي
مجذوب عوام شدن و به وجد
و اشتياق در آمدن از افكار و خواسته هاي آنان است .
عوام فريبي
در جهل و ناداني و بي شعوري فرو بردن مردم و جلوگيري از رشد فكري و كسب شناخت و آگاهي آنان است . و عوام زدگي
جهل پذير شدن و پسنديدن شيوه هاي جاهلانه عوام و انتخاب اين بيراهه هلاكت زا در عين اطلاع از بطالت آن مي باشد!
عوام فريبي
پل عبور قرار دادن عوام است براي رسيدن به اهداف و مطامع اعتقادي و اقتصادي و سياسي و حزبي و استفاده هاي ابزاري
كردن از جاهلان در مقاطع مختلف و بنابه مقتضيات خاصي كه افراد و جريان ها و احزاب با آمال خود منطبق مي دانند. عوام زدگي
پل
عبور عوام الناس قرار گرفتن است و ابزار خاص واقع شدن در آنچه كه عوام در موضوعات ديني و مذهبي و اجتماعي و اقتصادي و
سياسي به صورت اهداف و آمال ناصحيح دنبال مي كنند!
عوام فريبي
مردم را به سوي جمود و تحجر سوق دادن و در دام هاي قشري گرايي و تعصب هاي كور و فاقد دانش و بينش اسير و گرفتار
ساختن و به تنگ نظري و عناد و دشمني با حقايق و واقعيت ها افكندن است . عوام زدگي
به پذيرش نمايش هاي مبتني بر جمود و تحجر
عوام الناس درآمدن و به سوي اهداف و آمال آلوده به قشري گري و تصلب و تعصب هاي سخت شتافتن و در صف و گروه ترويج كنندگان
جمودگرايي وارد شدن و تنگ نظر گرديدن و تهاجم نمودن به آزادانديشان و حقيقت جويان است .
عوام فريبي
نفوذ دادن خرافات و موهومات در ميان مردم نادان است و اين كار با مهارت خاص افراد و گروه هايي صورت مي گيرد كه از
يك سو به دنبال سودجويي و تامين منافع مادي مي باشند و از ديگر سو
با اصل اسلام و فرهنگ و معارف جامع و غني و زندگي ساز آن
در تعارض و عناد قرار دارند و در مسير تحقق ابعاد و جلوه هاي مختلف اسلام آمريكايي حركت و تلاش مي كنند. عوام زدگي
تسليم در
برابر افكار خرافي و موهوم مردم جاهل و نادان است و نه تنها مخالفت نكردن با آن
كه در مسير نشر آن كوشيدن است
و اين كار
يا با سكوت در برابر خرافه گرايي هاي عوام صورت مي گيرد كه مرتبه نازله تسليم در برابر موهومات عوام است
و يا با ميدان دادن و دفاع
كردن از آنها و سركوب هر نقد و انتقادي كه از جانب عالمان آزادانديش و پژوهندگان و نويسندگان اسلام گرا و متعهد تحقق مي يابد.
عوام فريبي
كشاندن مردم ناآگاه و فاقد بينش به سوي « مقدس مآبي » و حركات و نمايش هاي مبتني بر « زهد فروشي » است كه به طور
قطع آثار شوم آن فاصله از حقيقت دين و آثار ژرف و ارزشمند طاعات و عبادات و گريز از خودسازي هاي اصيل و تقوا و تقرب مي باشد.
عوام زدگي
مهر تاييد بر مقدس مآبي و زهدفروشي زدن و خود مقدس مآب و زهد فروش شدن و باز كردن دكان هاي جديد دين سازي و
آخرت گريزي و بي اعتنايي به اسلام ناب و اصيل و احكام و قوانين زنده و پويا و زندگي ساز و تحول زاي آن است .
عوام فريبي
ملعبه دست قرار دادن جهالت پيشگان و حمق و جمود گرفتار آمدگان است
كه زيركان منافق هرگاه و آنگونه كه بخواهند
اين عوام الناس را به بازي مي گيرند و فكر و ذهن و رفتار و عمل و عقل و خرد و احساس و عواطفشان را به نفع خود مصادره مي كنند و به
اين وسيله هر حقي را باطل جلوه مي دهند و هر باطلي را حق معرفي مي نمايند و بر سر پاكان روزگار آنچه بخواهند مي آورند. عوام زدگي
ملعبه دست شدن و به بازي در آمدن و مصادره شدن توسط عوام الناس است و دردست هاي آنان به بازي افتادن وبه طور كامل به خضوع
در برابر افكارو رفتار و عملكردهايشان در آمدن ! و اين جاست كه « عوام زدگان » همچون « عوام الناس » در تعارض و تقابل با پاكان و
بي گناهان قرار مي گيرند و خون به دل آزادانديشان مي كنند و فضيلت پيشگان و صاحبان تفكرات ژرف و افكار بلند و روح هاي وارسته و
رها از اسارت هاي گوناگون را در زير ضربات تازيانه هاي تفسيق و تكفير قرار مي دهند و فعاليت هاي موثر و مفيد و سازنده و اصلاحات
اساسي آنان را محدود مي نمايند و با ايجاد موانع و تنگناهاي متعدد و فضاهاي آلوده
به انزوا و تنهايي و غربت گرفتارشان مي سازند.
عوام فريبي
ناآگاهانه به « گمراهي » افتادن مردم فاقد شناخت و بصيرت است كه پي در پي با ترفندها و حيله هاي افراد و گروه هاي مرموز
و چند چهره و معاند با اسلام
به بيراهه هاي ترديد و تحير مي افتند و به سوي انحطاط و پستي شتاب مي گيرند. عوام زدگي
آگاهانه !
گمراهي را برگزيدن و دانش و بينش را رها كردن و در بيراهه هاي تباهي تاختن است
و طبيعي است كه تفاوتي فاحش بين پذيرش
« گمراهي آگاهانه » و « گمراهي ناآگاهانه » حاكم است و كسي كه با جهالت و در اثر فقدان آگاهي و با تحرك افراد و گروه هاي ناصالح و
مخرب به گمراهي مي افتد
با كسي كه با آگاهي نسبت به ناراستي انتخاب خويش
گمراهي را برمي گزيند و در تباهي و پستي غوطه ور
مي شود
تفاوت مي كند.
عوام فريبي
« حكومت برعوام » است . عوام زدگي
« حكومت عوام » است ! در حكومت اول
اين افراد و گروه ها و جريان هاي فكري و
احزاب سياسي هستند كه بر عوام حكومت مي كنند و آن گونه كه بخواهند آنان را تحت تاثير قرار مي دهند و به هر راهي كه اراده كنند به
حركت در مي آورند. در حكومت دوم
اين عوام هستند كه حاكم و فرمانروا مي باشند و بر افراد و شخصيت ها و جريان درهمه محيط ها ـ
چه حوزه هاي علميه و چه مراكز فرهنگي و آموزشي و چه رسانه هاي گروهي ـ حكومت مي كنند و هرچه بخواهند و هرگاه بخواهند و از
هر كس بخواهند
بسيار سريع به آن دست مي يابند!
ترديدي وجود ندارد كه با توجه به آنچه درباره جايگاه و ماهيت عوام فريبي و عوام زدگي نمايانديم
خطرات و آفات و زيان هاي
« عوام زدگي » به مراتب بيشتر از عوام فريبي مي باشد. زيرا اولا در عوام فريبي سخن از افراد و گروه ها و جريان هايي است كه در مردم ناآگاه
و جاهل اثر مي گذارند و آنان را در مسير تحقق اهداف و آمال خود به تحرك در مي آورند. لكن در عوام زدگي
سخن از گروه ها و
جمعيت ها و جناح ها و شخصيت هايي است كه در داخل و خارج حوزه هاي علميه و تشكيلات دولتي و سازمان هاي فرهنگي و تبليغي
و مراكز علمي و دانشگاهي
تحت تاثير عوام قرار مي گيرند و افكار ناصحيح و خواسته هاي ناحق و گرايشات موهوم آنان را با انديشه و
عمل و رفتار و سلوك خويش مي آميزند.
ثانيا عوام فريبي اگرچه داراي آفات و آثار زيانبار مي باشد و به جامعه آسيب وارد مي كند
لكن عوام زدگي علاوه بر آفات و
آسيب هايي كه مي آفريند
در دراز مدت و به صورت گسترده از رشد و بالندگي و پيشرفت هاي جامع علمي و فرهنگي و اجتماعي و
سياسي جلوگيري مي نمايد و با توجه به نقش حساس شخصيت هاي ديني و تشكيلات دولتي و حوزه هاي علميه و مراكز علمي و
دانشگاهي
ابعاد وسيعي مي يابد و آثار مسموم و گسترده اي به وجود مي آورد و ويروس هاي اعتقادي و فكري خطرناكي كه توليد
مي كند
به همه اعصار و زمان ها و نسل هاي آينده منتقل مي شود.
اگر امروز « عوام زدگي » و جلوه ها و پي آمدهاي مختلف آن مهار نشود و با تلاش هاي علمي و عملي و برنامه ريزي هاي جامع و معقول
و با فعال كردن مراكز علمي و رسانه هاي جمعي و عالمان بصير و فكورو نويسندگان و هنرمندان آگاه و مسئول
به مقابله صحيح و
منطقي در نيايد
هيچ تضميني براي سلامت اعتقادي
فكري
فرهنگي
سياسي و اجتماعي اين نسل و نسل هاي آينده وجود نخواهد
داشت .
يكي از راه هاي بسيار هموار و صاف و روشن براي حركت هاي صحيح و اصيل و ريشه دار در تقابل با عوام زدگي در همه ابعاد و
جوانب و آثار ناشي از آن
بهره وري هاي مكرر از تفكرات و ديدگاه هاي انديشمندان جامع نگر و عميق و دقيق و موشكاف مي باشد. اگر از
اين سرمايه هاي جاودان فكري
به موقع و به نحو صحيح بهره برداري شود
به مرور و به شايستگي
راه شناخت ها و بينش هاي كافي و
وافي در هر موضوع از جمله آسيب شناسي عوام زدگي هموار مي گردد.
متفكر ژرف انديش و جامع نگر
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي راهگشاي جامعه ما براي نيل به اين هدف بزرگ مي باشد. او همچون
ساير انديشمندان دلسوخته و درد آشنا و مسئول در برابر كژانديشي ها و انحرافات اعتقادي و فكري
بخشي از لحظات زندگي خويش و
اندوخته هاي علمي و فرهنگي خود را در مسير تقابل با عوام فريبي و عوام زدگي به تجلي در آورد و در اين راه متحمل آزار و اذيت و رنج
و مرارت و سختي هاي جانفرسا گرديد و همه را در راه خدا و براي پيراستن اسلام از افكار ناصحيح و موهوم پذيرفت .
نسل امروز ما آماده است تا از ذخيره هاي فكري اين انديشمند جامع نگر براي رسيدن به سرچشمه هاي زلال فرهنگ و تفكر اصيل
اسلامي بهره گيري كند.
مردم جاهل به دليل فقدان آگاهي و شناخت و بينش
و بسيار سهل و سريع در دام القائات و نيرنگ افكني هاي افراد و گروه ها گرفتار
مي آيند و تحت تاثير فضاسازي هاي باطلشان قرار مي گيرند و در مسير تحقق اهداف و مطامع گوناگون آنان ـ كه گاهي فكري و اعتقادي
است
و گاهي مالي و اقتصادي است
و زماني اجتماعي و سياسي است
و گاهي نيز حزبي و جناحي است ـ به تحرك و تلاش مكرر در
مي آيند و بدون درك و فهم و تعقل و خردورزي و در يك حالت خاص و ملتهب عاطفي و احساسي
تحت تابعيت و فرمانبرداري كامل
افراد و جريان ها قرار مي گيرند
عوام فريبي
نفوذ دادن خرافات و موهومات در ميان مردم نادان است و اين كار يا مهارت خاص افراد و گروه هايي صورت مي گيرد كه
از يك سو به دنبال سودجويي و تامين منافع مادي مي باشند و از ديگر سو
با اصل اسلام و فرهنگ و معارف جامع و غني و زندگي ساز
آن در تعارض و عناد قرار دارند و در مسير تحقق ابعاد و جلوه هاي مختلف « اسلام آمريكايي » حركت و تلاش مي كنند
عوام فريبي
كشاندن مردم ناآگاه و فاقد بينش به سوي « مقدس مآبي » و حركات و نمايش هاي مبتني بر « زهدفروشي » است . عوام زدگي
مهر تاييد بر مقدس مآبي و زهدفروشي زدن و خود مقدس مآب و زهدفروش شدن و باز كردن دكان هاي جديد دين سازي است
متفكر ژرف انديش و جامع نگر شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در برابر كژانديشي ها و انحرافات اعتقادي و فكري
بخشي از لحظات
زندگي خويش و اندوخته هاي علمي و فرهنگي خود را در مسير تقابل با « عوام فريبي » و « عوام زدگي » به تجلي درآورد و در اين راه
متحمل آزار و اذيت و رنج و مرارت و سختي هاي جانفرسا گرديد و همه را در راه خدا و براي پيراستن اسلام از افكار ناصحيح و موهوم
پذيرفت

|