روزنامه جمهوري اسلامي 02/04/1386 صفحه عقيدتي
*****
با انديشه هاي شهيد بهشتي د رتقابل با « عوام زدگي » ـ 1
عوام فريبي و عوام زدگي واژه شناسي و كالبد شكافي




  • جامعه ما از گذشته تا حال همواره با دو مشكل و رنج مواجه بوده است و در معرض تهاجم آفات و آسيب هاي ناشي از آنها قرار گرفته و متضرر و زيانمند گرديده است . در كنار موانعي كه بر سر راه رشد و بالندگي كشور در ابعاد گوناگون قرار داشته و دارد اين دو مانع نيز مهم و مهلك مي باشند و تا مهار نشوند و مرتفع نگردند افق هاي روشن تحرك و پويايي نمايانده نمي شوند و قله هاي رفيع پيشرفت فتح نمي گردند.
    اين دو مانع يكي « عوام فريبي » و آن ديگر كه از اولي بسيار زيبانبارتر و خطرآفرين تر است « عوام زدگي » مي باشد.
    براي واژه شناسي اين دو مانع بزرگ كلمه « عوام » واژه مشترك بين عوام فريبي و عوام زدگي مي باشد.
    واژه « عوام » در يك معني به « عموم مردم » اطلاق مي شود و در مفهوم ديگر به « مردم جاهل و نادان » اطلاق مي گردد كه در جامعه امروز ما معني دوم آن كاربردي وسيع دارد و همواره در مباحث و مناظرات و گفتار و نوشتارهاي فكري و فرهنگي و اجتماعي و سياسي به استفاده و استعمال در مي آيد.
    « عوام » اگرچه جمع « عام » است و معني آدم هاي جاهل را مي دهد لكن در فارسي به معني عام يعني مفرد خود نيز استعمال مي گردد. مثلا گفته مي شود : « فلاني آدم عوامي است » .
    « عوام الناس » هم كه در فرهنگ عمومي جامعه به بهره برداري مي رسد يعني « مردم جاهل » كه در اين استعمال نيز واژه عوام به صورت مفرد هم استفاده مي شود.
    با توجه به شناسايي واژه « عوام » معناي عوام فريبي و عوام زدگي روشن مي گردد. « عوام فريبي » يعني فريب دادن مردم نادان . يعني همان كساني كه به دليل فقدان آگاهي و شناخت و بينش هاي ديني و اجتماعي و سياسي بسيار سهل و سريع در دام القائات و نيرنگ افكني هاي افراد و گروه ها گرفتار مي آيند و تحت تاثير فضاسازي هاي باطلشان قرار مي گيرند و در مسير تحقق اهداف و مطامع گوناگون آنان ـ كه گاهي فكري و اعتقادي است و گاهي مالي و اقتصادي است و زماني اجتماعي و سياسي است و گاهي نيز حزبي و جناحي است ـ به تحرك و تلاش مكرر در مي آيند وبدون درك و فهم و تعقل و خردورزي و در يك حالت خاص و ملتهب عاطفي و احساسي تحت تابعيت و فرمانبرداري كامل افراد و جريان ها قرار مي گيرند.
    « عوام زدگي » كه در نقطه مقابل عوام فريبي قرار دارد يعني تحت تاثير القائات عوام قرار گرفتن به پيروي و تبعيت از جاهلان در آمدن در مسير تحقق اهداف و آمال و خواسته هاي ناحق و ناصحيح و خلاف شرع و عقلي كه طلب مي كنند كوشش و فعاليت كردن و همه وقت خشنودي و مطالبات آنان را برهمه چيز ترجيح و برتري دادن !
    براي كالبدشكافي و نيل به شناخت بيشتر نسبت به تمايز و تفاوت بين عوام فريبي و عوام زدگي دقت در موارد ذيل ضروري است :
    عوام فريبي فريب دادن مردم جاهل و فاقد بينش و آگاهي است و عوام زدگي فريب خوردن از عوام و جاهلان و ناآگاهان است .
    عوام فريبي تاثيرگذاري هاي گوناگون فكري و اعتقادي و فرهنگي و سياسي در افراد نادان است . و عوام زدگي تاثيرپذيري هاي مختلف از عوام الناس مي باشد.
    عوام فريبي مجذوب كردن مردم نادان و به شور و حرارت وشوق در آوردن آنان مي باشد. و عوام زدگي مجذوب عوام شدن و به وجد و اشتياق در آمدن از افكار و خواسته هاي آنان است .
    عوام فريبي در جهل و ناداني و بي شعوري فرو بردن مردم و جلوگيري از رشد فكري و كسب شناخت و آگاهي آنان است . و عوام زدگي جهل پذير شدن و پسنديدن شيوه هاي جاهلانه عوام و انتخاب اين بيراهه هلاكت زا در عين اطلاع از بطالت آن مي باشد!
    عوام فريبي پل عبور قرار دادن عوام است براي رسيدن به اهداف و مطامع اعتقادي و اقتصادي و سياسي و حزبي و استفاده هاي ابزاري كردن از جاهلان در مقاطع مختلف و بنابه مقتضيات خاصي كه افراد و جريان ها و احزاب با آمال خود منطبق مي دانند. عوام زدگي پل عبور عوام الناس قرار گرفتن است و ابزار خاص واقع شدن در آنچه كه عوام در موضوعات ديني و مذهبي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي به صورت اهداف و آمال ناصحيح دنبال مي كنند!
    عوام فريبي مردم را به سوي جمود و تحجر سوق دادن و در دام هاي قشري گرايي و تعصب هاي كور و فاقد دانش و بينش اسير و گرفتار ساختن و به تنگ نظري و عناد و دشمني با حقايق و واقعيت ها افكندن است . عوام زدگي به پذيرش نمايش هاي مبتني بر جمود و تحجر عوام الناس درآمدن و به سوي اهداف و آمال آلوده به قشري گري و تصلب و تعصب هاي سخت شتافتن و در صف و گروه ترويج كنندگان جمودگرايي وارد شدن و تنگ نظر گرديدن و تهاجم نمودن به آزادانديشان و حقيقت جويان است .
    عوام فريبي نفوذ دادن خرافات و موهومات در ميان مردم نادان است و اين كار با مهارت خاص افراد و گروه هايي صورت مي گيرد كه از يك سو به دنبال سودجويي و تامين منافع مادي مي باشند و از ديگر سو با اصل اسلام و فرهنگ و معارف جامع و غني و زندگي ساز آن در تعارض و عناد قرار دارند و در مسير تحقق ابعاد و جلوه هاي مختلف اسلام آمريكايي حركت و تلاش مي كنند. عوام زدگي تسليم در برابر افكار خرافي و موهوم مردم جاهل و نادان است و نه تنها مخالفت نكردن با آن كه در مسير نشر آن كوشيدن است و اين كار يا با سكوت در برابر خرافه گرايي هاي عوام صورت مي گيرد كه مرتبه نازله تسليم در برابر موهومات عوام است و يا با ميدان دادن و دفاع كردن از آنها و سركوب هر نقد و انتقادي كه از جانب عالمان آزادانديش و پژوهندگان و نويسندگان اسلام گرا و متعهد تحقق مي يابد.
    عوام فريبي كشاندن مردم ناآگاه و فاقد بينش به سوي « مقدس مآبي » و حركات و نمايش هاي مبتني بر « زهد فروشي » است كه به طور قطع آثار شوم آن فاصله از حقيقت دين و آثار ژرف و ارزشمند طاعات و عبادات و گريز از خودسازي هاي اصيل و تقوا و تقرب مي باشد. عوام زدگي مهر تاييد بر مقدس مآبي و زهدفروشي زدن و خود مقدس مآب و زهد فروش شدن و باز كردن دكان هاي جديد دين سازي و آخرت گريزي و بي اعتنايي به اسلام ناب و اصيل و احكام و قوانين زنده و پويا و زندگي ساز و تحول زاي آن است .
    عوام فريبي ملعبه دست قرار دادن جهالت پيشگان و حمق و جمود گرفتار آمدگان است كه زيركان منافق هرگاه و آنگونه كه بخواهند اين عوام الناس را به بازي مي گيرند و فكر و ذهن و رفتار و عمل و عقل و خرد و احساس و عواطفشان را به نفع خود مصادره مي كنند و به اين وسيله هر حقي را باطل جلوه مي دهند و هر باطلي را حق معرفي مي نمايند و بر سر پاكان روزگار آنچه بخواهند مي آورند. عوام زدگي ملعبه دست شدن و به بازي در آمدن و مصادره شدن توسط عوام الناس است و دردست هاي آنان به بازي افتادن وبه طور كامل به خضوع در برابر افكارو رفتار و عملكردهايشان در آمدن ! و اين جاست كه « عوام زدگان » همچون « عوام الناس » در تعارض و تقابل با پاكان و بي گناهان قرار مي گيرند و خون به دل آزادانديشان مي كنند و فضيلت پيشگان و صاحبان تفكرات ژرف و افكار بلند و روح هاي وارسته و رها از اسارت هاي گوناگون را در زير ضربات تازيانه هاي تفسيق و تكفير قرار مي دهند و فعاليت هاي موثر و مفيد و سازنده و اصلاحات اساسي آنان را محدود مي نمايند و با ايجاد موانع و تنگناهاي متعدد و فضاهاي آلوده به انزوا و تنهايي و غربت گرفتارشان مي سازند.
    عوام فريبي ناآگاهانه به « گمراهي » افتادن مردم فاقد شناخت و بصيرت است كه پي در پي با ترفندها و حيله هاي افراد و گروه هاي مرموز و چند چهره و معاند با اسلام به بيراهه هاي ترديد و تحير مي افتند و به سوي انحطاط و پستي شتاب مي گيرند. عوام زدگي آگاهانه ! گمراهي را برگزيدن و دانش و بينش را رها كردن و در بيراهه هاي تباهي تاختن است و طبيعي است كه تفاوتي فاحش بين پذيرش « گمراهي آگاهانه » و « گمراهي ناآگاهانه » حاكم است و كسي كه با جهالت و در اثر فقدان آگاهي و با تحرك افراد و گروه هاي ناصالح و مخرب به گمراهي مي افتد با كسي كه با آگاهي نسبت به ناراستي انتخاب خويش گمراهي را برمي گزيند و در تباهي و پستي غوطه ور مي شود تفاوت مي كند.
    عوام فريبي « حكومت برعوام » است . عوام زدگي « حكومت عوام » است ! در حكومت اول اين افراد و گروه ها و جريان هاي فكري و احزاب سياسي هستند كه بر عوام حكومت مي كنند و آن گونه كه بخواهند آنان را تحت تاثير قرار مي دهند و به هر راهي كه اراده كنند به حركت در مي آورند. در حكومت دوم اين عوام هستند كه حاكم و فرمانروا مي باشند و بر افراد و شخصيت ها و جريان درهمه محيط ها ـ چه حوزه هاي علميه و چه مراكز فرهنگي و آموزشي و چه رسانه هاي گروهي ـ حكومت مي كنند و هرچه بخواهند و هرگاه بخواهند و از هر كس بخواهند بسيار سريع به آن دست مي يابند!
    ترديدي وجود ندارد كه با توجه به آنچه درباره جايگاه و ماهيت عوام فريبي و عوام زدگي نمايانديم خطرات و آفات و زيان هاي « عوام زدگي » به مراتب بيشتر از عوام فريبي مي باشد. زيرا اولا در عوام فريبي سخن از افراد و گروه ها و جريان هايي است كه در مردم ناآگاه و جاهل اثر مي گذارند و آنان را در مسير تحقق اهداف و آمال خود به تحرك در مي آورند. لكن در عوام زدگي سخن از گروه ها و جمعيت ها و جناح ها و شخصيت هايي است كه در داخل و خارج حوزه هاي علميه و تشكيلات دولتي و سازمان هاي فرهنگي و تبليغي و مراكز علمي و دانشگاهي تحت تاثير عوام قرار مي گيرند و افكار ناصحيح و خواسته هاي ناحق و گرايشات موهوم آنان را با انديشه و عمل و رفتار و سلوك خويش مي آميزند.
    ثانيا عوام فريبي اگرچه داراي آفات و آثار زيانبار مي باشد و به جامعه آسيب وارد مي كند لكن عوام زدگي علاوه بر آفات و آسيب هايي كه مي آفريند در دراز مدت و به صورت گسترده از رشد و بالندگي و پيشرفت هاي جامع علمي و فرهنگي و اجتماعي و سياسي جلوگيري مي نمايد و با توجه به نقش حساس شخصيت هاي ديني و تشكيلات دولتي و حوزه هاي علميه و مراكز علمي و دانشگاهي ابعاد وسيعي مي يابد و آثار مسموم و گسترده اي به وجود مي آورد و ويروس هاي اعتقادي و فكري خطرناكي كه توليد مي كند به همه اعصار و زمان ها و نسل هاي آينده منتقل مي شود.
    اگر امروز « عوام زدگي » و جلوه ها و پي آمدهاي مختلف آن مهار نشود و با تلاش هاي علمي و عملي و برنامه ريزي هاي جامع و معقول و با فعال كردن مراكز علمي و رسانه هاي جمعي و عالمان بصير و فكورو نويسندگان و هنرمندان آگاه و مسئول به مقابله صحيح و منطقي در نيايد هيچ تضميني براي سلامت اعتقادي فكري فرهنگي سياسي و اجتماعي اين نسل و نسل هاي آينده وجود نخواهد داشت .
    يكي از راه هاي بسيار هموار و صاف و روشن براي حركت هاي صحيح و اصيل و ريشه دار در تقابل با عوام زدگي در همه ابعاد و جوانب و آثار ناشي از آن بهره وري هاي مكرر از تفكرات و ديدگاه هاي انديشمندان جامع نگر و عميق و دقيق و موشكاف مي باشد. اگر از اين سرمايه هاي جاودان فكري به موقع و به نحو صحيح بهره برداري شود به مرور و به شايستگي راه شناخت ها و بينش هاي كافي و وافي در هر موضوع از جمله آسيب شناسي عوام زدگي هموار مي گردد.
    متفكر ژرف انديش و جامع نگر شهيد مظلوم آيت الله بهشتي راهگشاي جامعه ما براي نيل به اين هدف بزرگ مي باشد. او همچون ساير انديشمندان دلسوخته و درد آشنا و مسئول در برابر كژانديشي ها و انحرافات اعتقادي و فكري بخشي از لحظات زندگي خويش و اندوخته هاي علمي و فرهنگي خود را در مسير تقابل با عوام فريبي و عوام زدگي به تجلي در آورد و در اين راه متحمل آزار و اذيت و رنج و مرارت و سختي هاي جانفرسا گرديد و همه را در راه خدا و براي پيراستن اسلام از افكار ناصحيح و موهوم پذيرفت .
    نسل امروز ما آماده است تا از ذخيره هاي فكري اين انديشمند جامع نگر براي رسيدن به سرچشمه هاي زلال فرهنگ و تفكر اصيل اسلامي بهره گيري كند.
    مردم جاهل به دليل فقدان آگاهي و شناخت و بينش و بسيار سهل و سريع در دام القائات و نيرنگ افكني هاي افراد و گروه ها گرفتار مي آيند و تحت تاثير فضاسازي هاي باطلشان قرار مي گيرند و در مسير تحقق اهداف و مطامع گوناگون آنان ـ كه گاهي فكري و اعتقادي است و گاهي مالي و اقتصادي است و زماني اجتماعي و سياسي است و گاهي نيز حزبي و جناحي است ـ به تحرك و تلاش مكرر در مي آيند و بدون درك و فهم و تعقل و خردورزي و در يك حالت خاص و ملتهب عاطفي و احساسي تحت تابعيت و فرمانبرداري كامل افراد و جريان ها قرار مي گيرند
    عوام فريبي نفوذ دادن خرافات و موهومات در ميان مردم نادان است و اين كار يا مهارت خاص افراد و گروه هايي صورت مي گيرد كه از يك سو به دنبال سودجويي و تامين منافع مادي مي باشند و از ديگر سو با اصل اسلام و فرهنگ و معارف جامع و غني و زندگي ساز آن در تعارض و عناد قرار دارند و در مسير تحقق ابعاد و جلوه هاي مختلف « اسلام آمريكايي » حركت و تلاش مي كنند
    عوام فريبي كشاندن مردم ناآگاه و فاقد بينش به سوي « مقدس مآبي » و حركات و نمايش هاي مبتني بر « زهدفروشي » است . عوام زدگي مهر تاييد بر مقدس مآبي و زهدفروشي زدن و خود مقدس مآب و زهدفروش شدن و باز كردن دكان هاي جديد دين سازي است
    متفكر ژرف انديش و جامع نگر شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در برابر كژانديشي ها و انحرافات اعتقادي و فكري بخشي از لحظات زندگي خويش و اندوخته هاي علمي و فرهنگي خود را در مسير تقابل با « عوام فريبي » و « عوام زدگي » به تجلي درآورد و در اين راه متحمل آزار و اذيت و رنج و مرارت و سختي هاي جانفرسا گرديد و همه را در راه خدا و براي پيراستن اسلام از افكار ناصحيح و موهوم پذيرفت