روزنامه جمهوري اسلامي 31/03/1386 صفحه گزارش
*****
زايش بيابان سريعتر از بارش باران


  • مجيد زندي
    وحشتناك ترين وضعيتي كه براي زمين متصور است آنكه از نشانه هاي حيات خالي شود و بميرد نزديكترين نشانه هاي آن مرگ هم گسترش كوير و بيابان است كوير شوره زاري است كه هيچگاه حيات دوباره را نخواهد ديد اما قبل از مرگ دوره احتضاري به نام بيابان دارد. در بيابان اگر چه هنوز زمين نمرده است اما از موجودات زنده خالي مي شود و بشر قادر نخواهد بود در آن به كشت و زرع بپردازد ناچار از آن فرار مي كند و بيغوله اي مي شود كه فرصت را براي نفوذ غول كوير فراهم مي سازد.
    بيابان كه پديدار گشت بيكاري و مهاجرت نشان ويژه مردم ساكن در آن مناطق مي شود مردمي كه براي تهيه لقمه ناني به مناطق ديگر مي روند و متاسفانه كشور ما علاوه بر اينكه كوير فراوان دارد بيابان هم كم ندارد و همين مي شود كه اگر به نقشه جغرافيايي ايران توجه كنيم درخواهيم يافت كه تجمع جمعيتي هر سال بيشتر از گذشته به سمت غرب و شمال غرب كشيده مي شود و انگار تشت جمعيتي ايران به سمت غرب كج شده باشد و مناطق شرق و جنوب شرق از تمركز جمعيتي كمتري برخوردار مي شود.
    در چنين شرايطي در كشور عزيزمان كارهاي بر زمين مانده فراواني داريم زيرا حدود 4 درصد از بيابانهاي دنيا در كشور ما قرار دارد و همه ساله افزايش سطح بيابانهاي ما هم ثبت مي شود تا حدي كه سرعت زايش بيابان را مي توان بيشتر از سرعت بارش باران فرض كرد. در حاليكه مي توانيم مانع گسترش بيابان و در اصلاح علمي زايش آن شويم ما به خاك حاصلخيز نياز داريم خاك حاصلخيزي كه اگر نباشد كشاورزي نيست و كشاورزي هم نباشد زندگي نخواهد بود.
    خوشبختانه كشور ما به مدد كارهاي وسيعي كه انجام داده يكي از موفق ترين كشورها در عرصه مقابله با پديده بيابان زايي است اما همچنانكه اشاره شد چون مجموع وسيعي از سرزمين ايران خشك و كم آب است وسعت بيابان زايي در ايران به مراتب بيشتر از ميزان بارش باران است و موفقيت ما هنگامي به واقعيت مبدل مي شود كه روند بيابان زايي در كشور معكوس شود و بيابان زدايي از بيابان زايي پيشي گيرد.
    اگر چه ايجاد كوير و بيابان نتيجه قرن ها حوادث جوي و انساني از جمله بروز خشكسالي و برداشت بي رويه از منابع ابي زيرزميني است اما اين شرايط در حالي مايه نگراني است كه براساس آمارها مشخص شده ميزان تخريب خاك در ايران حداقل طي 50 سال اخير شش برابر شده است زيرا با ورود تكنولوژي به عرصه كشاورزي ايران و عدم توجه به تمامي جوانب زيست محيطي استفاده از آلات و ادوات كشاورزي سبب شده كه فعاليت هاي در ظاهر توسعه اي و رونق توليد به عاملي براي فرسايش خاك و ظاهر شدن بيابان تبديل شده است .
    آري كشور ما اكنون 40 تا 50 ميليون هكتار بيابان ثبت شده دارد و بدتر از آن روندي است كه كوير به دنبال بيابان مي آيد و اكنون 18 استان كشور از جمله تهران اصفهان مركزي قزوين كرمان سيستان و بلوچستان سمنان قم يزد بوشهر فارس هرمزگان خراسان جنوبي و رضوي و... در معرض حمله كوير در بيابان زايي قرار دارد و هر ساله از مساحت اراضي حاصلخيز آن به دليل فرسايش بادي و آبي كاشته مي شود.
    مشكل فرهنگي عمده در كشور ما اين است كه فكر مي كنيم چون در مناطقي همچون تهران آب داريم هر قدر مي توانيم بايد از آن استفاده يا به تعبيري نامناسب مصرف كنيم غافل از اينكه پس مانده آب شهري يا همان فاضلاب به هر زمين حاصلخيزي كه وارد شود آنجا را هم اسيدي و نابود مي سازد و اين تنها فايده مصرف بي رويه آب در شهرهاي كشور است كه كمتر به آن توجه مي شود.
    بدتر از آن اينكه در برخي مناطق شمالي كشور هم به جهت قطع بي رويه درختان تغيير كاربري اراضي كشاورزي شاهد پديده شوم بيابان زايي هستيم كه نمونه بسيار بارز آن وقوع سيل هاي ويرانگر در استان گلستان است كه در سالهاي اخير آسيب هاي فراواني به مناطق حفاظت شده طبيعي و حتي شهري و روستايي اين استان وارد ساخته است و اين درد هنگامي بيشتر آشكار مي شود كه ببينيم عليرغم درك شرايط وخيم موجود قطع درختان جنگلي كماكان ادامه دارد و جنگل هاي مناطق شمالي كشور به اصطلاح « كف بر » مي شود!
    در اين حالت درشمال كشور هم ما داراي بيابان خواهيم بود. اينكه مي گوئيم بيابان گسترش مي يابد به آن معنا نيست كه بيابان از مناطق مركزي كشور به ساير مناطق تداوم مي يابد بله ممكن است به دليل جنگل زدايي و تخريب جنگل ها مناطق سرسبز شمال كشور هم مورد بهره برداري ناصحيح قرار گيرد و امكان رويش را از آن اراضي سلب كنند وقتي خاك مناطق جنگلي به دليل فرسايش نابود شود و در سنگلاخ درختي نرويد بيابان پديد آمده است كه همانند ريگزار ساير مناطق بياباني كشور مي شود.
    اما در مقابل تمام تلاشها كسب تضمين حاصلخيزي خاك است زيرا اگر خاك حاصلخيز نباشد كره زمين همانند كره ماه امكان سكونت نخواهد يافت به همين دليل اكنون 191 كشور جهان با درك شرايط حاد براي فرسايش آب و خاك در كره زمين به دنبال راه حل هاي مناسب براي جلوگيري از بيابان زايي هستند.
    جلوگيري از فرسايش خاك به عنوان منابع پايه حاصلخيزي زمين جلوگيري از نابودي پوشش گياهي جلوگيري از مصرف بي رويه آب خصوصا در بخش كشاورزي ـ بيش از 70 درصد آب شيرين در بخش كشاورزي مصرف مي شود ـ ممانعت از آلودگي آب هاي سطحي و زيرسطحي كاهش برداشت آب هاي زيرزميني خصوصا درمناطق مستعد بيابان زايي ممانعت از گسترش جغرافيايي مناطق شهري و روستايي اصلاح روش هاي كشت ارتقا ميزان توليد محصول در واحد سطح و كاهش ميزان مصرف آب به نسبت توليد هر كيلو محصول كشاورزي جلوگيري از نفوذ مراكز صنعتي به مناطق كشاورزي و منابع طبيعي و دهها ديگر از جمله ضرورت نابودي منابع خاك و آب محسوب مي شوند.
    مهندس رضا فقيه عبدالملكي كارشناس منابع طبيعي و محيط زيست درباره عوامل گسترش بيابان و كوير در كشورها به گزارشگر ما مي گويد : اگر چه در سالهاي اخير تغييرات جوي و كاهش نزولات آسماني بيابان زايي را در تمام كشورهاي جهان تشديد كرده است اما نمي توان از مساله اي آشكار چشم پوشيد كه بيابان زايي بيش را هر عامل ديگري نتيجه فقر اقتصادي مردم ساكن در حاشيه بيابان هم محسوب مي شود.
    وي ادامه مي دهد : وقتي به دليل نبود زير سا خت هاي لازم براي انتقال آب كشاورز ايراني مجبور است چاه عميق و 140 متري حفر كند و از عمق فراوان آب مورد نياز را بدست آورد و يا كشاورز ايراني به دليل فقر نتواند ادوات كشاورزي فرسوده كنار بگذارد تا باعث شخم زدن غير علمي و تخريب و فرسايش خاك حاصلخيز نشود چه انتظاري داريم كه اين فقر باعث گسترش بيابان و گسترش بيابان باعث افزايش فقر نشود.
    وي مي گويد : ما مي پذيريم كشور ما سرزميني خشك و نيمه خشك است اما در مقابل از آب و خاك موجود هم بهينه مصرف نمي شود از محصولاتي استفاده مي كنيم كه به شدت به تبخير آب كمك مي كند و اصرار فراواني هم بر كشت محصولاتي داريم كه به شدت آب موجود را مي بلعد و در معرض تابش مستقيم خورشيد قرار مي دهد.
    وي افزايش روز افزون جمعيت در كره زمين را عامل موثر در فرسايش خاك ارزيابي مي كند و مي افزايد : اگر ميزان مصرف روزانه آب را براي هر انسان را 2 تا 4 ليتر محسوب كنيم توليد غذاي روزانه همان فرد به 2000 تا 5000 ليتر آب نياز دارد!
    وي مي گويد : جالب است بدانيم براي برخي ديگر از محصولات از جمله برنج اين ميزان افزايش مي يابد و به 3000 ليتر آب و براي توليد هر كيلو گوشت هم به 13000 تا 15000 ليتر آب نياز مي باشد در حاليكه حداقل در 60 سال اخير در سطح جهان اراضي تحت آبياري دو برابر اما ميزان استحصال آب براي كشاورزي به سه برابر افزايش يافته كه عمدتا از آب هاي زيرزميني استفاده مي شود و با افت سطح آب هاي زيرزميني ريشه درختچه هاي بياباني با آب فاصله گرفته و خشك مي شود.
    اين كارشناس منابع طبيعي ادامه مي دهد : خوشبختانه در كشور ما فعاليت هاي مفيدي صورت گرفته كه اگر اين تلاش ها حداقل در 28 سال اخير صورت نمي گرفت بسياري از اراضي كشاورزي و صنعتي موجود آماج هجوم ريگ و شن روان قرار مي گرفت كه آثار و تبعات مخرب زيست محيطي براي كشور ما دربرداشت .
    اما آنچه در كشور ما به عنوان راه حل اساسي براي جلوگيري از بيابان زايي مطرح است مشاركت عموم مردم و دستگاههاي دولتي اولا براي كاهش برداشت آبهاي زيرزميني و جلوگيري از نفوذ فاضلاب و آلودگي هاي شيميايي و بعد حركت هاي ريشه اي براي جلوگيري از بيابان زايي است . در اين باره دكتر محمد حسين رزاقي مدير كل دفتر ترويج و مشاركت هاي مردمي سازمان جنگل ها مراتع و آبخيزداري هم به گزارشگر ما مي گويد : به اعتقاد من مشاركت مردم بايد به گونه اي طراحي و برنامه ريزي شود كه اين مشاركت ها دائمي صورت گيرد متاسفانه در زمينه بيابان زدايي مشاركت موقت اثرگذار نيست و بسيار زود نتايج آن هم از دست مي رود و براي مشاركت دائمي مردم هم انگيزه لازم است كه مهمترين انگيزه هم در اين زمينه انگيزه اقتصادي است .
    وي ادامه مي دهد : باتوجه به وضعيتي كه بيابانهاي كشور ما دارند رسيدن به انگيزه اقتصادي بسيار مشكل است زيرا اولا دولت سرمايه گذاري مجزايي ندارد تا مردم را حداقل به صورت تشكل جامع محلي ويا تعاوني ها جذب كند زيرا بيابانها از شهرها دور هستند و هزينه نقل و انتقال و غذا مشكل است در حاليكه در كشوري چون هندوستان تشكل هاي مردمي در اين زمينه خوب عمل كردند و بسيار موفق بودند.
    دكتر رزاقي ادامه مي دهد : در اين عرصه هم بايد اجرا به مردم واگذار شود و هم نظارت در اختيار آنها قرار گيرد اما اگر سازمان طراحي كند و بدون آنكه مردم در ضمن كار قرار گيرند و حتي فقط اجرا را در اختيار مردم قرار دهيم به نتايج مطلوب دست نخواهيم يافت .
    مدير كل ترويج و مشاركت هاي مردمي و آموزش سازمان جنگل ها مي گويد : بيابان زدايي يك اهداف سازماني نيست كه بتوان آن را با يك سازمان به سامان رساند كما اينكه بسياري از طرح ها چون همياري و مشاركت مردم را نداشت به حال خود رها شده است .
    وي عدم اسكان مردم در نزديكي بيابان را يكي از مشكلات طرح هاي مردمي عليرغم صرف هزينه از سوي دولت و سازمان جنگل ها مراتع و آبخيزداري اعلام مي كند و مي افزايد : يكي ديگر از انگيزه هاي مادي اين است كه دولت عليرغم حمايت هاي اوليه بايد به مردم اجازه دهد نهال هاي مثمر بكارند و به نوعي وابستگي به حضور هم در آنها ايجاد شود ضمن آنكه چون اين كار ملي هم هست دولت نبايد مردم را در اين مرحله رها كند زيرا عدم موفقيت فرد عدم موفقيت دولت هم محسوب مي شود و زيان آن بيش از بخش خصوصي متوجه دولت خواهد بود.
    وي ادامه مي دهد : در قالب ماده سه با قراردادهاي 30 ساله كه قابل تمديد هست اين اراضي به مردم واگذار مي شود اما چون همانند مرتع و جنگل نيست بخش خصوصي علاقه اي ندارد چون منافع اقتصادي كوتاه مردم براي مردم ايجاد نمي كند زيرا همان انگيزه هاي اقتصادي كه مطرح كردم پيشتر بايد از سوي دولت فراهم شود تا مردم امكانات لازم را براي ماندن در بيابان و ايجاد فضاي سبز در آن داشته باشند.
    دكتر رزاقي درباره ضعف اطلاع رساني و تبليغ فعاليت هاي ترويجي براي بيابان زدايي با پذيرش اين ضعف مي افزايد : اولين كاري كه بايد به درستي انجام شود ارتباط بخش تحقيقات با مردم است كه در اصل مردم بپذيرند كه مي توانند بيابان را هم آباد كنند زيرا آن دانش و فن وجود دارد اما بايد به مردم منتقل شود تا مردم در منطقه حضور يابند. در غير اينصورت حضور نمادين مردم براي بذرپاشي و كاشت نهال نمي تواند آنچنان كه ما مي خواهيم به نتايج اميدواركننده اي برسد.
    وي مي گويد : ما مشكل بذرپاشي و كاشت نهال نداريم . مشكل ما مشكل مديريت در عرصه ها و حفاظت است كه چون فرهنگ حضور مديريتي مردم ضعيف است ما نتوانستيم موفقيت ها را پايدار سازيم . در كشور حدود 20 هزار دهياري داريم اما چون فعاليت ها با هدف و به صورت شبكه اي انجام نمي شود نتايج حاصله بسيار كوتاه مدت است در حاليكه مردم وساكنان حاشيه بيابان بازوي توانمند بيابان زدايي مطرح هستند آموزش دهياريها با همكاري وزارت كشور بسيار ضروري است زيرا ارتباط هدفمند با مردمي كه در عرصه حضور دارند بسياري از موانع موجود را برطرف خواهد ساخت .
    دكتر رزاقي مي گويد : هم اكنون ارتباط مناسبي با نهضت سواد آموزي و بسيج دانش آموزي برقرار است زيرا موضوع بيابان زدايي از دوران دبستان و سطح اوليه آموزش بايد در كتب درسي گنجانيده شود اما چون موضوعي بسيار مهم تلقي مي شود كار بسيار گسترده تري هم نياز هست .

    به هر حال آنچه كه اكنون روي دست ما مانده 130 كانون بحراني بياباني در كشور به وسعت شش ميليون كيلومتر در 18 استان كشور است كه هشداري جدي براي سرزمين خشك و نيمه خشك و كم آبي همچون فلات ايران محسوب مي شود.ما خطر را مي بينيم اما تا گريبان ما را نگيرد كمتر احساس مي كنيم خطر جدي است ! به همين دليل هنوز جهادي براي بيابان زدايي و جلوگيري از بيابان زايي و تعيين حدود شهرها و روستاها در قالب طرح آمايش سرزمين نداريم طرحي كه مدت هاست در دست تهيه است اما بسيار كند پيش مي رود و هر سال مجبور هستند بخاطر تغييرات محيطي نقشه ها را هم تغيير دهند.
    در چنين شرايطي مهار آب هاي سطحي و هدايت معنادار آن به سمت فلات مركزي ايران و جلوگيري از افت سطح آب هاي زيرزميني از آنچنان اولويتي برخوردار است كه حتي دريافت تسهيلات خارجي براي انجام آن هيچ زياني را متوجه كشور نخواهد كرد و براي اين كار مي بايست بسيار عجله داشت .
    تغيير اراضي جنگلي و درختي به اراضي زراعي تبديل مراتع به ديم زاره هاي كم بازده به بهانه كشت محصولات زراعي تبديل اراضي شيب دار فرسوده به ديم زارها و... از جمله عوامل خطر آفرين براي لم يزرع شدن همين اراضي در آينده اي نزديك است كه اكنون به دلايل مختلف كمتر به خود اجازه مي دهيم به خطرات آينده فكر كنيم .
    دقت در توسعه پايدار با محوريت حفظ منابع طبيعي و رعايت آن از سوي تمامي وزارتخانه ها و سازمانها و نهادها از جمله راهبردهاي اساسي است كه در قالب اقدامات ريشه اي براي مقابله با بيابان زايي بايد مورد توجه قرار گيرد و اين مساله بسيار فراتر از يك روز و يك ماه مي بايست به ركن اصلي برنامه هاي ملي براي امروز و فرداي كشور مطرح باشد.
    اگر به نقشه جغرافيايي كشور توجه كنيم درخواهيم يافت كه تجمع جمعيتي هر سال بيشتر از گذشته به سمت غرب و شمال غرب كشيده مي شود در حاليكه مناطق مركزي و جنوب شرق كشور به دليل گسترش كوير و بيابان در معرض خطر است
    ايران هم اكنون 40 تا 50 ميليون هكتار بيابان و به تعبيري 4 در صد از مساحت كل بيابانهاي كره زمين را در خود دارد و ميزان فرسايش خاك نابودي پوشش هاي گياهي مصرف بي رويه آب خصوصا در بخش كشاورزي آلودگي آب و خاك گسترش شهرها و مراكز صنعتي عارضه بيابان زايي را تشديد مي كند
    مهندس عبدالملكي كارشناس منابع طبيعي : اگر چه در سالهاي اخير تغييرات جوي و كاهش نزولات آسماني در مناطق مركزي ايران روند بيابان زايي را تشديد كرده اما بيابان زايي بيش از هر عامل ديگري نتيجه فقر اقتصادي مردم ساكن در حاشيه بيابان است زيرا فقر اقتصادي باعث گسترش بيابان و پديدار شدن بيابان باعث افزايش فقر اقتصادي مي گردد
    دكتر محمدحسين رزاقي مدير كل دفتر ترويج سازمان جنگل ها مراتع و آبخيزداري : ما مشكل بذرپاشي و كاشت نهال در مناطق بياباني نداريم . مشكل موجود در كشور نبود مديريت صحيح در عرصه ها و حفاظت است چون حضور مديريتي مردم در عرصه بيابان زدايي ضعيف است نتوانستيم موفقيت ها را پايدار سازيم