روزنامه جمهوري اسلامي 31/03/1386 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    هفته جاري با رويدادهاي حزن انگيزي همراه بود. ايام شهادت بزرگ بانوي اسلام حضرت فاطمه زهرا(س ) كه عليرغم آنكه در همه فرق اسلامي از جايگاه و موقعيت بسيار والا و منحصر به فردي برخوردار بوده و هست اما در طول تاريخ هيچگاه مسلمانان عملا حق اين دردانه خلقت را ادا نكرده بلكه به عكس به جاي عمل به توصيه پيامبر در رعايت حال « ذي القربي » بي پرواترين رفتارها را با ايشان انجام دادند و خود را تا ابد شرمنده پيامبر اسلام كردند.
    امام صادق عليه السلام در مقام حضرت زهرا(س ) مي فرمايند « حضرت فاطمه صديقه كبري و محور معرفت و شناخت حق از باطل است آنگونه كه نبوت هيچ پيامبري تكميل نشد مگر اينكه به فضائل آن حضرت اقرار نموده و محبت او را در مقام قلبي و عملي ابراز داشت . » با چنين فضيلتي كه براي دخت گرامي پيامبر اسلام توصيف شده بايد ديد كه جامعه اسلامي چگونه به جايگاه رفيع اين الگوي بشري نگاه مي كند و چه آموزه هايي را از سيره آن بزرگوار برداشت مي نمايد. بايد ديد كه مسئولين فرهنگي در نظام جمهوري اسلامي كه داعيه دار پيروي از فرهنگ فاطمي هستند تا چه اندازه به اين رسالت ووظيفه خطير خود عمل مي كنند آيا صرفا برگزاري چند سمينار مقطعي در اين باره رافع مسئوليت هاي سنگين است آيا برنامه هاي رسانه اي بويژه سينمايي و تلويزيوني و جلوه هاي بيروني نظام نمونه هاي قابل قبولي براي اين ادعا هستند اگر كسي خارج از محيط بخواهد جامعه ما را با الگويي كه مدعي پيروي از آن هستيم مورد مقايسه قرار دهد به پاسخ رضايتبخشي خواهد رسيد اين « آياها » و دهها سئوال ديگر از جمله مواردي است كه نشان مي دهد فرسنگ ها راه تا ادعاها فاصله وجود دارد و وضعيت فرهنگي جامعه ما با فرهنگ فاطمي و آموزه هاي آن بانوي بافضيلت قرابت چنداني ندارد.
    در اين هفته واقعه تاسف آور ديگري كه قلب ميليونها ايراني و پيرو مرجعيت را آزرد خبر درگذشت عالم مجاهد و فقيه رباني مرجع بزرگ تقليد حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني بود كه در سن 76 سالگي و پس از سالها خدمت در راه ترويج اسلام و دفاع از حريم مقدس دين در ايام پرفراز و نشيب غيبت امام زمان (عج ) روز شنبه به لقا الهي پيوست و عالم تشيع را به ضايعه اي جبران ناپذير مبتلا ساخت .
    اين فقيه و اصولي مبارز كه در طول خدمات ديني خود هزاران شاگرد براي دفاع از اسلام تربيت كرده و در عرصه هاي مختلف سياسي نيز با بصيرت يار و حامي نظام و دستاوردهاي انقلاب بود آنچنان زهد و تقوايي داشت كه او را به عنوان مرجعي جامع الاطراف در حوزه هاي علميه برجسته كرد. فقدان چنين اسطوانه اي نه تنها ضايعه اي سنگين براي حوزه هاي علميه بلكه براي جهان تشيع است و همانگونه كه رهبر معظم انقلاب در پيام تسليت خود به مناسبت ارتحال آيت الله فاضل لنكراني تصريح كردند حوزه هاي علميه يكي از اسطوانه هاي علمي و تحقيقي و يكي از اساتيد برجسته خود و ملت ايران يكي از مراجع تقليد انقلابي بيدار و پرتحرك خود را از دست داد. ايشان در سالهاي طولاني دوران اختناق در ميدانهاي گوناگون مبارزات حضور داشتند و رنج تبعيد را به جان خريدند و پس از پيروزي انقلاب نيز نقش اساسي در همه موارد حساس ايفا نمودند. به هر حال جامعه از فيض وجود چنين مرجع عاليقدري محروم شد ولي اميد آنست كه به دعاي حضرت بقيه الله الاعظم تلاش فضلا علما و طلاب حوزه هاي مباركه بتواند تا حدودي اين ضايعه را جبران كرده و راه آن فقيه مبارز ادامه يابد.
    در موضوع هسته اي باز اين هفته صدايي كه از غرب به گوش رسيد همان حرف مكرر و بي منطقي بود كه ايران بايد به كليه فعاليتهاي هسته اي خود پايان داده و گوش به فرمان و دست به دامان غربي ها باشد. اين سخنان آمريكايي كه از زبان اروپايي ها بيان مي شود نشاندهنده عدم درك واقعيت انقلاب توسط غربي هاست كه هنوز حال و هواي روابط استعماري را در سرمي پرورانند در حاليكه امروز به اعتراف تئوريسين ها و انديشمندان غربي معادلات پيشين در روابط بين الملل در هم ريخته و بايد مناسبات جديدي براساس حقوق ملتها پايه گذاري شود. غربي ها نيز ناگزير چاره اي جز اين ندارند و با تداوم سياست هاي قبلي خود در حقيقت بر طبل جهالت و حماقت خود خواهند كوبيد و سرانجام مجبور خواهند شد در برابر حقوق قانوني ملتها سرتمكين فرود آورده و آنرا به عنوان يك واقعيت انكارناپذير بپذيرند.
    هفته جاري جهان شاهد رخدادهاي متعددي بود كه همچنان حوادث و تحولات جهان اسلام بخش اعظم آن را تشكيل مي داد. در اين هفته اوضاع نابسامان عراق رخدادهاي تازه فلسطين و اعتراض مسلمانان عليه اقدام خصمانه ملكه انگليس در اعطاي نشان لياقت موسوم به « نشان شواليه » به سلمان رشدي بخش قابل توجه گزارش ها و اخبار رسانه هاي خبري را به خود اختصاص داد.
    در عراق هفته جاري درحاليكه ناآرامي و انفجارها كماكان و با شدت ادامه يافت كشف توطئه كودتا عليه دولت مالكي موضوعي بود كه نظر محافل خبري و سياسي را جلب كرد. در اين باره نوري مالكي اعلام كرد تيمي متشكل از چند نظامي كه ارتباطاتي با چند كشور خارجي داشته اند در صدد طراحي و اجراي كودتا بودند كه دستگير شده اند. برنامه طراحان كودتا اين بوده كه بار ديگر بعثي ها را به قدرت برسانند.
    هرچند مالكي در مورد جزئيات و هويت اين تيم و كشورهايي كه به آنها وابستگي داشته اند سخني به ميان نياورد ولي ناظران برخي كشورهاي عرب منطقه را دخيل در اين ماجرا مي دانند.
    هفته هاي پيش نيز مقامات عراقي از توطئه برخي كشورها عليه دولت شيعه عراق سخن به ميان آورده بودند و در يكي از اين موارد به سازمان هاي اطلاعاتي مصر عربستان و همچنين تركيه اشاره كرده بودند. آنچه مسلم است برخي از كشورهاي منطقه به دليل تعصبات فرقه گرايانه و همچنين وابستگي و سرسپردگي به دولتهاي استعماري ذهنيت خصمانه اي نسبت به حاكميت جديد عراق كه در كنترل اكثريت شيعه است دارند و اين گرايش را در رفتارها و موضع گيري هاي خود از زمان به قدرت رسيدن شيعيان بارها بروز داده اند.
    حاكمان اين كشورها ثبات و استحكام يافتن حكومت فعلي عراق را كه مخالف استعمار است از مرجعيت شيعه تبعيت مي كند و نماينده اكثريت جامعه عراق است با منافع خود در تضاد مي بينند و در تلاش هستند اگر بتوانند بار ديگر با رساندن بعثي ها به قدرت آب رفته را به جوي باز گردانند و اقليتي را كه طي 80 سال گذشته به طور غيرقانوني بر ملت عراق حكم راني كرده اند مجددا بر اين كشور حاكم نمايند.
    آنچه كه بر جدي بودن اين خطر مي افزايد همراهي و همگامي اشغالگران غربي با اين توطئه است چرا كه در خصومت با حكومت شيعيان عراق اشغالگران و حكومت هاي مرتجع و وابسته منطقه ديدگاه مشتركي دارند.
    در هفته جاري تروريستهايي كه اقدامات آنها در جهت تامين منافع نامشروع قدرتهاي استعماري قرار دارد يكي از مساجد قديم بغداد متعلق به اهل تشيع را مورد حمله قرار دادند كه علاوه بر تخريب بخشي از اين مكان مقدس و تاريخي شمار زيادي از شيعيان نيز قرباني اين حركت ضدانساني شدند. اين اقدام جنايت بار درحالي صورت مي گيرد كه هفته قبل نيز جنايتكاران تروريست در تداوم اسائه ادب به مقدسات شيعه حرم امامين عسكريين (ع ) در سامرا را هدف حمله انفجاري قرار داده و مناره هاي اين مكان متبرك را تخريب كردند. اين اقدامات تروريستي اگر با كشف توطئه كودتا تواما در نظر گرفته شود از تلاش سازمان يافته اي حكايت مي كند كه درصدد مقابله با هويت و معتقدات شيعه است و اين امر طبعا اقدام عاجل رهبران جهان تشيع را مي طلبد.
    هفته جاري مسائل فلسطين با حوادثي كه در غزه رخ داد بار ديگر به صدر عناوين نخست رسانه هاي خبري بازگشت . شكست نيروهاي وابسته به رياست تشكيلات خودگردان در غزه و مسلط شدن كامل نيروهاي حماس بر اين منطقه به منزله شوكي بود كه بر تحولات فلسطين وارد آمد و روند امور در فلسطين اشغالي را وارد مرحله جديد و در عين حال بسيار حساسي كرد.
    در پي اين رخداد محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان دولت اسماعيل هنيه را با بهانه اي واهي منحل و دولت جديدي را به رياست « سلام فياض » وزير دارايي غربگرا و وابسته به فتح معرفي كرد. تعيين دولت اضطراري به سرعت با استقبال رژيم صهيونيستي آمريكا و ديگر كشورهاي غربي مواجه شد و در مقابل اين رژيم ها حماس را به سركوب و انزواي بيشتر تهديد كردند. رژيم صهيونيستي آشكارا تهديد كرد كه غزه را آماج حملات نظامي و محاصره اقتصادي شديد قرار خواهد داد و حتي اعلام كرد آب و برق اين منطقه را قطع خواهد كرد.
    آمريكا و ديگر كشورهاي غربي نيز اعلام كردند باحماس مراوده نخواهند داشت و در مقابل با دولت تعيين شده توسط محمود عباس همكاري مي كنند . در همين چارچوب آمريكا فعلا يك كمك 68 ميليون دلاري در اختيار محمود عباس قرار داده و تاكيد كرده است كمكهاي بيشتري را اعطا خواهد كرد. اين برخورد دوگانه يكبار ديگر ماهيت غربي ها را آشكار كرد و نشان داد كه چگونه اين كشورها حاضر هستند براي دستيابي به منافع بيشتر ادعاهاي خود در حمايت از دمكراسي را به تمسخر بگيرند و راي مردم فلسطين را كه دولت حماس را به صورتي دمكراتيك برگزيده است به راحتي زير پا بگذارند و از جناح مورد نظر خود حمايت كنند.
    آنچه مسلم است برخلاف ادعاهاي موجود صهيونيستها و آمريكائيها نسبت به هيچ قشر از ملت فلسطين دلسوزي ندارند و اگر امروز از « فتح » و مردم كرانه باختري حمايت مي كنند قطعا در فرصت ديگر آنها را نيز مورد خصم و عناد قرار خواهند داد چرا كه هدف آنها بسط و تثبيت اشغالگري رژيم صهيونيستي در سرزمين فلسطين است و تاسف بار است كه نكته به اين واضحي را جناح سازش طلب فلسطيني درك نمي كند.
    اعطاي نشان به رشدي مرتد از سوي ملكه انگليس رخداد ديگري بود كه اين هفته اتفاق افتاد و يكبار ديگر عمق كينه و خصومت انگليسي ها را نسبت به اسلام و مسلمانان آشكارتر ساخت و درحاليكه سلمان رشدي اين جرثومه مفسد روز به روز در مذلت بيشتري فرو مي رود اعطاي نشان موسوم به « شواليه » توسط دربار انگليس به اين موجود بي ارزش هيچ مفهومي جز دميدن در جسد اين مرده متحرك ندارد.
    آنچه كه مي توان از انگيزه ملكه انگليس در اين اقدام برداشت كرد چيزي جز خصومت و كينه ورزي عليه اسلام و مسلمانان نيست و علت آن را مي توان در احياي تفكر اسلامي در جهان و رشد و گسترش جهان بيني اسلامي در ميان ملت هاي مختلف يافت .
    بدون شك اقتدار و نفوذي كه اكنون تفكر اسلامي در جهان پيدا كرده است در كمتر دوره اي در گذشته وجود داشت و پرواضح است كه اين پديده هرگز به مذاق استعمارگران خوش نمي آيد. بيداري اسلامي امروزه معادلات و محاسبات قدرتهاي متكبر و سلطه طلب را برهم زده وخواب خوش آنها را در تسلط بر سرنوشت و منابع كشورهاي ديگر آشفته ساخته است . اين تحول بدون ترديد ضربه جبران ناپذيري بر پيكر فرتوت استعمار انگليس فرود آورده و نقش مهمي در افول اين قدرت استثمارگر در قرن حاضر داشته است . با در نظر گرفتن اين واقعيات مي توان سياست هاي اسلام ستيزانه دولت لندن و انگيزه ملكه انگليس در تقدير از رشدي مفلوك را بهتر درك كرد.
    با اينحال لازم است مسلمانان در مقابل اين اقدام كينه توزانه و اهانت آميز بي تفاوت نباشند و همانگونه كه در اين چند روز گذشته نشان داده اند با اعتراض يكپارچه مخالفت خود را با اين حركت زشت اعلام كنند. دولتهاي اسلامي نيز بايستي با اعمال فشارهاي سياسي و اقتصادي هزينه سنگيني را بر لندن تحميل كنند تا رغبت دست زدن به حركت هاي اينچنيني را از آن كشور سلب نمايند.