روزنامه جمهوري اسلامي 30/03/1386 صفحه سياسي

  • جنايات جنگي ناتو در افغانستان !
  • سه ميليون اروپايي روزانه مواد مخدر مصرف مي كنند
  • *****
    جنايات جنگي ناتو در افغانستان !


  • جنايات جنگي « ناتو » در افغانستان بيداد مي كند و اين درحالي است كه به لحاظ برقراري سانسور خبري فقط بخشي از اين جنايات آنهم بصورت تصادفي و پس از يك دوره زماني طولاني به دنياي خارج منعكس مي شود.
    بنظر مي رسد كه نظاميان ارتش هاي ناتو با استقرار در مناطق مختلف افغانستان سرگرم انجام اقداماتي هستند كه مطلقا با استقرار امنيت در اين كشور تحت اشغال ارتباط مستقيمي ندارد چرا كه قربانيان اصلي حملات نيروهاي ناتو در افغانستان را مردم عادي و بويژه شهرونداني تشكيل مي دهند كه به زندگي روزمره مشغول بوده اند و مطلقا بي دفاع و بي آزار تلقي شده اند.
    در طول دوران اشغال طولاني افغانستان توسط آمريكا و ساير نيروهاي ناتو ادعا شده است كه آمريكا و ارتش هاي ناتو سرگرم جنگ با طالبان و القاعده هستند و به همين بهانه در همه جاي افغانستان هم مقررات ويژه اي را بدون هشدار قبلي برقرار مي كنند. البته اين ادعاي آمريكا و ناتو محسوب مي شود ولي واقعيت امر چيز ديگري است . مسئله اين است كه طالبان توانسته به تدريج سلطه بر بخش هائي از سرزمين افغانستان را دوباره به دست آورد و مشخصا به تجارت مواد مخدر سرگرم است . بنابر گزارش رسمي سازمان ملل درخصوص كشت و تجارت مواد مخدر در افغانستان زمين هاي زير كشت خشخاش در اين كشور حتي بيش از مقدار آن در دوره حاكميت مستقيم طالبان است . به علاوه طالبان توانسته است محصول مواد افيوني آندسته از كشاورزاني را كه حتي مستقيما با طالبان در ارتباط نيستند مصادره كند و به خارج از افغانستان منتقل نمايد. برخي كارشناسان و شخصيت هاي محلي معتقدند كه آمريكا و ساير ارتش هاي ناتو با آگاهي كامل از اين وضعيت عمدا نسبت به روند فعاليت طالبان در كشت خشخاش و تجارت مواد افيوني بي تفاوت مانده اند تا بلكه از برخورد عملي طالبان با نيروهاي آمريكائي و ناتو اجتناب شود. با اينهمه طيف ديگري از شخصيت هاي افغاني هستند كه قويا معتقدند آمريكا و انگليس همچنان همدست طالبان هستند و عالما عامدا به همكاري در قلمرو توسعه كشت خشخاش و گراس و همچنين در انتقال و توزيع مواد مخدر دست دارند. گروه اول مي گويند انحصار مواد مخدر دردست طالبان است و اين حق السكوت طالبان محسوب مي شود ولي گروه دوم به صراحت اعلام كرده اند كه اگرچه طالبان در كشت و تجارت مواد مخدر نقش دارد ولي فقط « مجري محلي » براي انجام پروژه اي است كه سرنخ هاي آن مستقيما دردست آمريكا و انگليس قرار دارد و هدف آن هم حفظ انحصار موادمخدر در افغانستان است .
    يادآوري يك واقعيت تاريخي در اين زمينه بسيار راهگشا است . در دوران مقابله با كمونيست ها در آسياي جنوب شرقي و چين در دوران پس از جنگ دوم جهاني تا پايان جنگ ويتنام ژنرالهاي آمريكائي بطور انحصاري اين « فرصت طلائي » را در اختيار داشتند كه به كمك پروازهاي نظامي بدون نظارت و كنترل گمركي مقادير عظيمي مواد مخدر را وارد پايگاههاي نظامي كرده و از آنجا به توزيع كنندگان اصلي تحويل نمايند. اگرچه اين يك اقدام كاملا غيرقانوني بود لكن « حق السكوت » تمامي مقامات ارشدي كه از اين موضوع آگاه بوده اند يا تصادفا آگاه شده اند به موقع و بيش از حد لزوم پرداخت شده و ديگر جائي براي افشاگري و تحقيق باقي نمانده است .
    گزارشات حيرت انگيزي وجود دارد كه نشان مي دهد سرنخ اصلي براي به اعتياد كشاندن بدنه اصلي پنتاگون و ارتش آمريكا دردست ژنرالهاي ارشد آمريكائي است و آنها از اين قضيه مستقيما سود مي برند. پنتاگون و ارتش براي آنكه بر عمليات خود سرپوش بگذارد و حتي بعضا چهره اي بظاهر قانوني به آن بدهد با صرف هزينه هاي فراواني مواد افيوني را به داروهاي روان گردان تبديل كرده و قبل از شروع عمليات جنگي و بويژه قبل از پروازهاي تهاجمي به خلبانان اين پروازهاي مرگ آفرين داروهائي را تزريق مي كنند كه بر ميزان اراده هوشياري و حافظه و تصميم گيري فرد تزريق شده بطور مستقيم اثر مي گذارد. اين نكته از چند جهت اهميت دارد نخست آنكه خلبان تحت تاثير اين مواد روان گردان هيچ مقاومتي از خود نشان نمي دهد و تمامي ماموريت هاي محوله را با واژه متداول « بله قربان » و « چشم قربان » عينا به انجام مي رساند.
    لكن رمز اصلي و تاثير اعجازآور اين داروهاي روان گردان به بخش هاي بعدي مربوط مي شود كه خلبان از يادآوري جزئيات اقدامات انجام شده و از تمركز بر آنچه ديده و شنيده و انجام داده كاملا محروم مي شود و حتي اگر بخواهد نيز نمي تواند چيزي را به ياد بياورد. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه اگر خلبان توسط كسي مورد بازجوئي قرار بگيرد چيز زيادي در مغزش نيست و خاطره اي در ذهنش نمانده كه به كسي بگويد تا به استناد آن پنتاگون و ارتش مجبور به پاسخگوئي و توضيح باشند.
    با اينهمه شدت و دامنه استفاده از تزريقات روان گردان توسط پنتاگون و ارتش آمريكا به حدي است كه بعضا حتي بدون خواست و اراده فرماندهان هم مشكل آفرين بوده و هست . نمونه هاي بارزي از عمليات جنگي آمريكا و ارتش هاي ناتو در افغانستان وجود دارد كه باعث دردسر براي آمريكا و متحدينش گرديده ولي باز هم براي آن چاره انديشي نشده است .
    در طول اين دوره 7 ساله موارد زيادي وجود داشته و دارد كه براي مثال يك مراسم عروسي در افغانستان بمباران و يكصد نفر به خاك و خون كشيده شده اند و از حمله يك دست و يك پاي عروس قطع و داماد نيز قرباني شده است .
    يكبار نيز بمب افكن هاي آمريكائي مقر نظاميان كانادائي مستقر در افغانستان را بمباران كردند كه به كشته و زخمي شدن چند نظامي كانادائي منجر شد. در هفته هاي اخير نيز عمليات نظامي آمريكا بيشتر به جنايات جنگي شبيه بوده است ولي صرفنظر از اثرات روحي ـ رواني ناشي از فجايع رخ داده در افغانستان بخش اعظم مسئوليت اين حوادث متوجه فرماندهان ارشد و ژنرالهائي است كه مصرف داروهاي روان گردان را به نظاميان تحميل كرده اند و آنها را در شرايطي قرار داده اند كه تسلط روحي چنداني بر اوضاع ندارند و نمي دانند چه مي كنند و چه بايد انجام دهند طبعا در اينصورت فاقد اراده و تمركز لازم براي پاسخگوئي هاي بعدي هستند.
    اين نكته دقيقا استخوان بندي تمامي توجيهاتي است كه در پنتاگون و ارتش آمريكا براي تبرئه و تخفيف مجازات كسانيكه حتي در مقياس وسيعي دست به كشتارهاي فجيع زده اند مطرح است و اگرچه مطلقا به اطلاع افكار عمومي نمي رسد لكن با اصرار براي عدم انعكاس خبري آن سعي مي شود كه موضوع تا سرحد امكان مسكوت بماند تا بلكه به فراموشي سپرده شود يا مشمول مروز زمان شود.
    با اينهمه در برخي مواقع انعكاس مطبوعاتي مسائل به حدي خارج از كنترل است كه ديگران هم براي بي تقصير جلوه دادن خود با موج تبليغاتي برخاسته همراهي مي كنند و خود را دقيقا مخالف اين فجايع معرفي مي كنند و حال آنكه مي دانند رمز اصلي وقوع جنايات جنگي در كجا نهفته است و چيست اعتراض اخير وزير دفاع آلمان از همين نوع است .
    روزنامه « مورگن پست » چاپ برلين در گزارشي تحت عنوان « وزير دفاع آلمان خواستار رفتار متعادل نظاميان آمريكائي در افغانستان شد » در همين مقوله مي نويسد : « فرانتس يوزف يونگ » وزير دفاع آلمان به خاطر افزايش رقم كشته شدگان غيرنظامي در افغانستان هشدار داد چرا كه اين رقم بطور غيرمنتظره اي افزايش نشان مي دهد.
    يونگ مي گويد : نظاميان آمريكائي بايد احتياط بيشتري نسبت به جان غيرنظاميان داشته باشند.
    يونگ كه در نشست شوراي دفاعي اتحاديه اروپا سخن مي گفت از عملكرد نيروهاي چند مليتي مستقر در افغانستان موسوم به عمليات آزادي مداوم (او. اي . اف ) انتقاد كرد و گفت : تحريك و شوراندن مردم افغانستان عليه غرب يك راه اشتباه است . جامعه بين المللي زماني مي تواند مردم افغانستان را به خود جلب كند كه امنيت و بازسازي را محور كار خود قرار دهد.
    « مورگن پست » مي افزايد : در ماههاي اخير تعداد زيادي غير نظامي توسط ارتش آمريكا در افغانستان كشته شده اند كه اين امر باعث تشديد اعتراضات مردمي شده و حتي حامد كرزاي هم نسبت به اين اقدامات انتقاد كرده است .
    البته اعتراض كنوني وزير دفاع آلمان هم نيازمند توضيح چند نكته است . اول آنكه اين فجايع نخستين مورد از اين نوع نيست و اگر اين فجايع ضدانساني به صفحات مطبوعات اروپا كشانيده نشده بود او باز هم ترجيح مي داد كه سكوت اختيار كند.
    نكته دوم آنكه وزير دفاع آلمان به اصل جنايات جنگي آمريكا معترض نيست بلكه نگران آن است كه مبادا اين جنايات به حساب نيروهاي نظامي ارتش هاي ناتو گذاشته شود و مردم افغانستان بخواهند انتقام چنان جناياتي را از نيروهاي ناتو مستقر در افغانستان بگيرند. دقيقا به همين دليل است كه يونگ تصريح مي كند كه انتقادش متوجه نيروهاي « ايساف » به فرماندهي ناتو نيست ولي از « هوپ شفر » دبيركل ناتو خواسته است كه از آمريكا بخواهد اين عمليات جنايت آميز تكرار نشود.
    نكته سوم اينكه آلمان حدود 3 هزار نظامي در شهرهاي شمالي افغانستان مستقر كرده و وزير دفاع آلمان فقط از اين بابت نگران است كه مبادا كساني بخواهند انتقام جنايات آمريكا را از ساير نظاميان ناتو و مشخصا از آلمانها بگيرند. با اينحال تا زمانيكه نظاميان ناتو تحت فرماندهي آمريكا در افغانستان به انجام ماموريت مشتركي مشغولند ممكن است بخاطر جناياتي كه آمريكا صورت داده ضربه هاي مهلكي را دريافت كنند. طبعا وقتي ناتو سعي دارد خود را با آمريكا داراي اهداف و برنامه هاي مشترك معرفي كند و از مواهب و مزاياي همراهي با آمريكا بهره مند شود طبعا خسارات و لطمه هاي احتمالي براي اين همراهي بدفرجام نيز ممكن است گريبان اعضاي ناتو و آلمانيها را هم بگيرد. چرا كه ائتلاف اشغالگران افغانستان چه بخواهد و چه نخواهد داراي « مسئوليت مشترك » است .

  • *****
    سه ميليون اروپايي روزانه مواد مخدر مصرف مي كنند


  • منبع : روزنامه الماني « دي ولت »
    ترجمه : شيرين كسرائي
    اروپا دومين بازار مصرف حشيش و ماري جوانا در جهان بشمار مي رود بيشتر دانش آموزان اروپائي روزانه ده نخ سيگارحاوي حشيش مصرف مي كنند.
    مصرف مواد مخدر ابتدا به صورت مصرف حشيش آغاز و سپس به افراط در نوشيدن مشروبات الكلي منتهي مي شود.
    هفتاد ميليون اروپايي حداقل يكبار حشيش مصرف كرده اند وسه ميليون اروپايي روزانه مواد مخدر مصرف مي كنند.
    « شاهدانه » اولين مواد مخدر غيرقانوني در اتحاديه اروپا محسوب مي شود. مدتي طولاني شاهدانه مصرف چنداني نداشت اما در حال حاضر تعداد مصرف كنندگان اين ماده افزايش يافته است و مصرف كنندگان بيشتر اين ماده را مصرف مي كنند.
    « ولفگانگ گوتز » مدير اداره نظارت بر معتادان و مواد مخدر اروپا گفت : به زودي قانوني تصويب مي شود كه بر اساس آن سيگار حاوي حشيش بايد فقط آخر هفته مصرف شود. اما در حال حاضر دانش آموزان ده سيگار حاوي حشيش در روز مصرف مي كنند. وي ادامه داد يك سيگارحاوي حشيش كافي است و گرايش جديد وخطرناك جوانان به نوشيدن مشروبات الكلي است .
    در جلسه دو روزه 27 رابط مبارزه با مواد مخدر اتحاديه اروپا كه به دعوت شهرداري برلين تشكيل شده بود موضوع اصلي بحث مصرف حشيش بود. « سابينه باتسينگ » رابط مبارزه با مواد مخدر دولت آلمان گفت : ما بايد با همكاري هم مبارزه با مواد مخدر را بهبود بخشيم . تحقيق درباره اعتياد بايد تقويت شود و همچنين تبادل تجربه درباره درمان اعتياد نيز بايد بهتر شود. يكي از دو معتاد به شاهدانه در آلمان به دنبال درمان است .
    گفتني است تعدادي از اعضاي دولت آلمان تجارت شاهدانه را بوجود آورده اند.
    كمترين مصرف كننده حشيش در مالت و بيشترين مصرف كننده در اسپانيا است و آلمان در ميانه اين دو قرار دارد. در اسپانيا مانند فرانسه و ايتاليا مشكل كوكائين در حال افزايش است .
    اتحاديه اروپا اصلي ترين بوجودآورنده پروژه مواد مخدر درجهان است اروپا به همراه آمريكاي شمالي بزرگترين بازار جهاني و بزرگترين تجارت بين المللي مواد مخدر را دارند.
    اروپا از كلمبيا كوكائين واز افغانستان هروئين و از مراكش حشيش وارد مي كند. همچنين اروپا مهمترين توليد كننده و صادر كننده مواد مخدر سنتز شده (صنعتي ) مانند اكستازي است .
    در اين زمينه رابط مبارزه با مواد مخدر اتحاديه اروپا اعلام كرد كشت تجارت و مصرف مواد مخدر در سال گذشته افزايش نيافته است و اين يك موفقيت بزرگ در سياست اروپاست . همچنين « كارل ادواردز » در كميسيون رابطان مبارزه با مواد مخدر اتحاديه اروپا گفت : اتحاديه اروپا با 700 ميليون يورو در سال بزرگترين تجارت مواد مخدر درجهان را دارا مي باشد. با اين مشكل بايد از ريشه مبارزه كرد حتي بايد با كشاورزان درافغانستان و آمريكاي جنوبي مبارزه كرد. براي اينكار بايد از كشت خشخاش كه كار پردرآمدي است جلوگيري بعمل آورد.
    « ادواردز » همچنين به تبهكاران تجارت مواد مخدر هشدار داد وگفت : هيچ چيز براي جامعه گران تر از اين تمام نمي شود كه معتادان را به سادگي به زندان بيفكنند واين راه سودي جز پر شدن زندانها ندارد.
    نحوه برخورد با فرد معتاد به مواد مخدر يك معضل پيچيده است كه يك سياست گروهي را مي طلبد. « ديدير جايل » رابط فرانسوي كميته مبارزه با مواد مخدر نيز گفت : بايد همه وزارتخانه ها با يكديگر همكاري كنند تا سلامتي آباداني و فرهنگ داخلي تامين شود. وي در ادامه گفت : بايد كشورهاي عضو اتحاديه اروپا علاوه بر مبارزه با مواد مخدر غير قانوني مانند هروئين كوكائين با موادي كه مصرف روزانه دارد مانند نيكوتين ومشروبات الكلي نيز مبارزه كنند.