روزنامه جمهوري اسلامي 24/03/1386 صفحه عقيدتي

  • سيماي آفتاب
  • براي سفر به سراي جاودان توشه برگيريد
  • *****
    سيماي آفتاب




  • درس هايي از سيره و روش امام خميني
    غلامرضا خاركوهي
    سالي ديگر از فراغ غمبار خميني كبير ـ آفتاب جماران ـ و قبله قبيله عاشقان گذشت و او همچنان در آسمان دلمان مي درخشد و از سرير ملكوت نظاره گر سيرت و صورت افكار و اعمال وآمال ماست . با آنكه دير زماني است امام عزيزمان آن مهربان ترين پدر ـ همچون مرغ باغ ملكوت بانگ رحيل سرداده است ولي هنوز سراچه گلي غ دلمان بهانه دلتنگي او را مي گيرد و چشمان غبار گرفته مان آبشار هجران او را جاري مي كند. براستي كه حديث فراق يار نه آن مي كند كه بتوان گفت .
    ياد باد آن روزگاران ياد باد. ياد باد هنگامه شيرين لحظات حضورت اي سرسلسله آلالههاي سرخ انقلاب . ياد باد جلوس مركب عاشقانه ات در ميادين سخت مبارزه با دجالان ستمگر تاريخ و متحجران و مقدس مآبان عافيت طلب .
    ياد باد انوار كلمات جادويي ات از بلنداي جماران كه بر اذهان جاهلانه مان مي باريد و مشعل هدايت مان بود. ياد باد آن روزگاران كه هيبت بتهاي بزرگي چون محمدرضا شاه كارتر بني صدر سلمان رشدي صدام و ساير شياطين شرق و غرب و ايادي داخلي و خارجي آنان را شكستني و طعم كرامت و بزرگي را به مشام مسلمين جهان چشاندي .
    اي خلاصه خوبي ها ! اي مهربانترين پدر! جاي خالي نگاهت هميشه در حسينيه دلهاي عزادارانت محسوس است و هر صبح و شام چشمان مان به ضريح مطهرت دوخته است اينك در اين يخبندان فراق تنها به عظمت راهي كه تو براي ما گشودهاي و سيرهاي كه از سيماي آفتاب گونه ات بيادگار مانده ميانديشيم تا با مرور دوباره آن اندكي از عطش بي تو بودن مان را فرو نشانيم و با تمسك به طريقت آسماني ات كشتي زندگيمان را در طوفان انحرافات فردي واجتماعي به سلامت به ساحل سعادت سوق دهيم

    حضرت امام بر خلاف بسياري از مقامات سياسي و اداري حساسيت ويژه اي نسبت به حفظ بيت المال داشت و همواره نزديكان خود و مسئولان و ساير افراد جامعه را از سو استفاده از بيتالمال و اموال دولتي نهي مي فرمود و به هيچيك از نزديكان خود اجازه استفاده از بيت المال را نمي داد و در صورت تخلف با آنها برخورد مي كرد.
    من اتاق حضرت امام را از نزديك مشاهده كرده ام . اتاقي كوچك با يك مبل قديمي و كهنه و فرشي كه از كهنگي رنگ و روي آن رفته بود اين در حالي بود كه زندگي برخي از مسئولين حتي در شهرستان ها از چنان تشريفات و زرق و برقي برخورداربوده و هست كه اصلا با زندگي و سيره حضرت امام زمين تا آسمان تفاوت دارد.
    امام توجه وعلاقه خاصي به مردم بويژه اقشار محروم و مستضعف جامعه داشت و با وجود 8 سال جنگ تحميلي و كمبود بودجه دولتي و مشكلات اقتصادي ولي معظم له اجازه نمي دادند كه تورم بي رويه افزايش يابد و مردم دچار فشار اقتصادي و معيشتي شوند. به همين خاطر دوران جنگ تحميلي عليرغم همه مشكلات داخلي و خارجي و محاصره اقتصادي اما مردم راحت تر زندگي مي كردند و شاهد گراني زيادي نبوديم .
    علاقه امام به اهل بيت درحد وصف ناشدني بود. امام عاشق آنها بود. عاشقي كه تا صداي يا حسين بلند مي شد او بي اختيار اشك مي ريخت .
    امام علاقه عجيبي به همسر و فرزندان و نوه ها و وابستگان خود داشت بطوري كه اگر حتي يكي از اعضاي دفتر ايشان بيمار مي شد امام مرتب احوال پرسي مي كردند.
    توقع امام از دستاندركاران و مسئولان نظام اسلامي اين بود كه آنها هم مثل مردم عادي زندگي كنند. ساده و بي آلايش و بي تكلف باشند. مسئولان هر چه بيشتر به دنيا توجه كنند بيشتر در آن فرو مي روند. امام تاكيد داشتند كه مسئولان به هيج وجه اسراف نكنند و از بيت المال بهتر از اموال شخصي خود مواظبت نمايند.
    امام هرگاه خانواده شهيدان و ايثارگران را ملاقات مي كردند شور و حال عجيبي مي يافتند و موكدا سفارش مي كردند كه مسئولان به وضع آنها رسيدگي كنند.
    وقتي بمباران تهران شروع شد ما رفتيم به امام التماس كرديم كه آقا! ما اينجا يك پناهگاهي ساختهايم شما تشريف ببريد آنجا. ولي امام فرمودند : برادران من در جبهه باشند فرزندان من اسير عراق باشند و من بروم در يك اتاق ضد بمب !
    حتي يك بار موشك عراقي در نزديكي جماران زمين خورد بطوري كه كتابها روي سر امام ريخت . اما امام از اتاقشان بيرون نرفتند.
    در ابتداي ازدواج خدمت امام رسيديم . ايشان به بنده فرمودند : « اگر شوهرتان ناراحتي و به هر دليلي به شما چيزي گفت و بد سلوكي كرد شما همان وقت هيچ نگوئيد اگر چه حق با شما باشد. بگذار وقتي آن حالت عصبانيتش كه فروكش كرد حرف خود را بزن » . سپس امام عين همين توصيه را هم به شوهرم كردند.
    امام به پسر و نوه هايشان مي گفتند كه از زنان شان انتظار كار نداشته باشند و اگر زنانشان كار كردند محبت كرده اند. البته به دخترها نيز توصيه مي كردند كه كار كنند.
    بسياري از كاتوليك هاي مسيحي در بوسني هرزگوين مي گفتند : امام خميني يك مرد مقدس است و خيلي تيز بين و زيرك است .
    ظهور شخصيت امام خميني به ما نشان داد كه شرق شناسي هاي غرب علوم نادرستي هستند. به خاطر آنكه نتوانستند ظهور شخصيتي قوي نظير امام خميني را پيش بيني نمايند.
    نبايد دست به كارهاي نادرستي بزنيم كه در آينده براي مردم و سردمداران حكومت به عنوان يك روش مورد قبول قرار گيرد. بلكه بايد تلاش كنيم كه دچار تشريفات زايد نگرديم . حضرت امام در سال 58 بعد از انجام رفراندم كه مرتبا روزنامهها اگهي هاي تبريك چاپ مي كردند به من فرمودند : به روزنامه ها بگوئيد اين كار طاغوتي را انجام ندهند و متوقف كنند.
    شب ها امام از اندرون منزل به بيرون مي آمدند و اگر چراغي روشن بود خاموش مي كردند و فردا توبيخ مي كردند كه چرا شما چراغ را روشن گذاشته ايد
    امام هميشه دوست داشتند كه رويشان آراسته و چهره شان تميز باشد. و به راستي انسان بايد در اين مورد از امام ياد بگيرد. چون آنقدر تميز و نظيف بودند كه هيچ كس را مانند ايشان نديدهام . حتي يك بار نديدم كه لكه كوچكي روي لباس سفيدشان باشد. چون امام به زيبايي تميزي و عطر علاقه داشتند.
    يك روز براي كاري خدمت حضرت امام رسيدم و ايشان را در حال دوختن و وصله كردن جورابشان ديدم . گريهام گرفت و به ياد ساده زيستي مولايشان حضرت علي (ع ) افتادم .
    اگر شما به نوشته ها سخنراني ها و پيامهاي حضرت امام توجه داشته باشيد مي بينيد كه نكتهاي كه برآن تاكيد بيشتري داشتند اتكال به خدا بود. اتكال به خدا سبب مي شود كه انسان همه چيز را از خدا بداند و هميشه براي او كار كند. امام آنقدر روي اين معنا دقت داشتند كه فرمودند : حتي آبي را كه مي خوريد هم براي رضاي خدا بخوريد.
    امام در پوشش خانم ها روي رنگ نظر خاصي نداشتند و در كل معتقد بودند كه پوشش نبايد مفسده انگيزه باشد. البته چادر را بهتر مي دانستند چون معتقد بودند كه چادر براي زنان برازندهتر است و سمبل انقلاب اسلامي است .
    يكي از مسائلي كه تمام دوستان امام روي آن اتفاق نظر داشتند اين بود كه ايشان مطلقا غيبت نمي كردند. از همان ايام جواني در مجلسي كه مي نشستند به هيچ وجه به كسي اجازه نمي دادند كه غيبت نمايد.
    امام در هنگام وضو گرفتن يك قطره آب اضافه مصرف نمي كردند و حتي در فاصله بين مسح و شستشوي دست راست و چپ شير آب را مي بستند.
    امام واقعا براي مردم دل مي سوزاندند .او بارها در كنار تلويزيون كه صحنههاي دلخراش فقر و محروميت نشان داده مي شد گريه كرده اند.
    امام به مطالعه روزنامه ها مقيد بودند و روي مواضع و خطوط سياسي مطبوعات تكيه مي كردند. به همين خاطر بارها به نمايندگان خود در روزنامه ها نسبت به درج مطالب انحرافي شديدا اخطار و انتقاد نموده اند.
    در اكثر جريانات مهم و خطرناك اين مملكت مسئولين دست و پاي خود را گم مي كردند ولي امام با يك جمله به همه دلهره ها خاتمه مي دادند.
    امام حتي يك لحظه از عمر گرانمايه خود را به بيهودگي نمي گذراندند. دائما مشغول كار بودند. شما اگر يك دفتر داشتيد و با امام حركت مي كرديد مي توانستيد دائما از امام كار خوب و مطالعه ثبت كنيد. ولي امام در عين پركاري و تلاش مداوم بسيار منظم بودند.
    شبي كه امام از پاريس به سوي تهران مي آمدند تمام افراد در هواپيما خوابيده بودند و تنها امام بود كه در طبقه بالاي هواپيما نماز شب مي خواند.
    امام با اينكه به تفسير قرآن آگاه بود و مراحلي از معنويت قرآن را طي كرده بود ولي در هر فرصت مناسب كه براي او پيش مي آمد قرآن مي خواندند و گاهي يك ساعت روي يك آيه آن تفكر مي كردند.
    منابع و مآخذ :
    1 ـ كتاب پا به پاي آفتاب ـ ج 1 و 2 ـ امير رضا ستوده
    2 ـ كتاب سيرت آفتاب ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
    3 ـ روزنامه اطلاعات ـ 3 14 69
    4 ـ مجله پاسدار اسلام ـ آذر سال 62
    5 ـ كتاب فرازهايي از ابعاد روحي اخلاقي و عرفاني امام خميني ـ نشر هادي
    6 ـ كتاب دليل آفتاب ( خاطرات يادگار امام ) ـ موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني
    7 ـ كتاب امام خميني و جهان معاصر ـ موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني
    8 ـ كتاب وسعت آبي ـ موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني و ساير منابع
    حضرت امام توجه و علاقه خاصي به مردم به ويژه اقشار محروم و مستضعف جامعه داشت و با وجود هشت سال جنگ تحميلي و كمبود بودجه دولتي و مشكلات اقتصادي اجازه نمي داد « تورم » به صورت بي رويه افزايش يابد و مردم دچار فشار اقتصادي و معيشتي شوند
    علاقه امام به اهل بيت (ع ) در حد وصف ناشدني بود. امام عاشق آنها بود. عاشقي كه تا صداي « يا حسين » بلند مي شد او بي اختيار اشك مي ريخت
    امام حتي يك لحظه از عمر گرانمايه خود را به بيهودگي نمي گذراندند و دائما مشغول كار بودند

  • *****
    براي سفر به سراي جاودان توشه برگيريد


  • خواندن خطبه هاي حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام اين ويژگي را دارد كه خواننده را سير نمي كند. كلام آن حضرت در خطبه ها آن قدر بليغ است كه نمي توان گفت كه كدام خطبه از لحاظ فصاحت و بلاغت بر خطبه ديگر ترجيح دارد هرگز نمي توانيم يك كوه را در يك انگشتانه جا دهيم .
    در خطبه ذيل تعمق نمائيم :
    خدايا تو را بر آنچه گرفتي و دادي و بر آنچه بخشيدي و آزمودي سپاس مي گويم .
    خدايي كه در باطن هر رازي است (هيچ راز بر او پنهان نيست ) و بر هر چه در سينه ها وجود دارد دانا است و بر آنچه چشم نمي بيند بينا مي باشد و شهادت ميدهم كه خدايي جز او نيست و محمد صلي الله عليه و آله وسلم برگزيده و فرستاده اوست و در اين شهادت باطن با ظاهر و قلب با زبان يكي است .
    اي مردم بدانيد كه آنچه من اينك به شما مي گويم گفتاري است جدي و از سر بازيچه گفته نمي شود و گفتاري است راست نه دروغ .
    بدانيد كه غير از مرگ چيزي وجود ندارد كه دعوتش مجاب باشد (آدمي ناگزير باشد كه دعوتش را بپذيرد) و غير از مرگ چيزي نيست كه در موقع معين فرا برسد.
    لذا فريب انبوه مردمي را كه از دور سياهي مي زند را نخور و انبوه جمعيت تو را فريب ندهد.
    مگر نديده اي كه قبل از تو كساني بودند كه آرزوهاي بزرگ و طولاني داشتند و با حرص زياد مال مي اندوختند و فكر مي كردند كه مرگ از آنها به كلي دور است و آيا نديدي كه چگونه يك مرتبه مرگ بر آنها فرود آمد و آنها را از وطنشان (مسكن يا زادگاه آنها) كه براي آنها بهترين مكان امنيت و آسايش بود برگرفت و ديگران آنها را در تابوت نهادند و دست به دست تابوت را گرفتند تا اين كه بردوش بگذارند و آنها را به سوي قبرستان ببرند
    آيا كساني را نديديد كه با داشتن آرزوهاي بزرگ ساختمان هاي محكم بنا كردند و تا آنجا كه توانستند ثروت فراهم نمودند كه مبادا روزي گرفتار فقر شوند ليكن همان بناهاي محكم بر آنها گور شد و ثروتي كه با طمع جمع آوري كرده بودند به وارثان رسيد و زنهاي آنان را ديگران تزويج نمودند و آنها در همه عمر نه كار خير كردند و نه دست از معصيت برداشتند.
    پرهيز كاري را شعار قلب خود قرار بدهيد تا اين كه بتوانيد براي كارهاي خير قدم به جلو بگذاريد و با آن كارها به پيروزي برسيد.
    اگر شما براي تقوي (پرهيز كاري ) قدم به جلو بگذاريد بهشت را براي خود ذخيره كرده ايد. اين دنيا براي اين آفريده نشده كه شما براي هميشه در آن زندگي كنيد بلكه توقف شما در اين دنياي مجازي موقتي است و از اين جهت در اين دنيا بسر مي بريد كه بتوانيد با اعمال خود توشه اي براي دارالقرار (دنياي هميشگي يا دنياي آخرت ) فراهم نماييد.
    اين است كه بايد جهت سفر كردن به دارالقرار شتاب كنيد و براي جدايي از اين دنيا زين بر اسب بگذاريد.
    نهج البلاغه خطبه 131 صفحه 643
    سيد جلال متقي موسوي