محسن مهاجرنيا
بخش اول
در اعتقاد شيعه
امامت جوهره سياست است
چرا كه هويت سياسي مدينه فاضله شيعي
با حضور امام (عج ) شناخته مي شود
تا آن
جا كه شيعه را مذهب اماميه لقب داده اند. غيبت امام در عينيت جامعه
حيات سياسي شيعه را در فرآيند پرپيچ و خمي از زيست
منتظرانه قرار داده است .
در تاريخ افزون بر هزار ساله غيبت
اقليت شيعه تحت فشار و سلطه حاكمان جور بوده
پاسداري از مرزهاي اعتقادي و هويت
مكتبي در اين دوران
فراز و فرودهاي رفتاري و عقيدتي زيادي داشته است . پرسش اساسي اين است كه آيا در دوران طولاني غيبت
شيعه به حال خود رها شده و يا با دستورالعمل ويژه و ارائه الگوي رفتاري
تكليف آنها مشخص شده است
حاصل تحقيق حاضر اين است كه در هر دوره اي
گفتمان ويژه اي
كه ملهم از آموزه هاي امامان (ع ) بوده
به كنش منتظرانه شيعه غنا
بخشيده است . در اين ميان
گفتمان هاي ذيل ـ كه اين تحقيق بر محور آنها استوار شده است ـ از اهميت ويژه اي برخوردارند :
انتظار باوري
تقيه
تعامل
ولايت فقيه
علاوه بر اينها
گفتمان هاي ديگري
مانند « مبارزه »
« برائت » و « گفتگوي جدلي » در دوران غيبت مطرح بوده و در هر زمان و دوره اي
متناسب با شرايط سياسي و اجتماعي
از الگوهاي غالب شيعه به شمار مي رفته است .
انتظار
آرمان ظهور منجي براي نجات بشر
در همه دين ها و مذهب ها براي انسان ها نوعي اميدواري به آينده ايجاد كرده است . در اسلام كه
دين خاتم است
اين انتظار روشن تر و در شيعه از شفافيت بيشتري برخوردار است . انتظار در روايات
با تعابيري چون « برترين اعمال » 1
« مجاهد » 2
« شهيد » 3
« پولادين تن »
« قوي الايمان و اليقين » و « برترين انسان ها در همه زمان ها » 4 آمده است .
در دعاي عهد
منتظر واقعي انسان خودساخته اي است كه شمشير از نيام كشيده و نيزه در دست
آماده همراهي امام عصر(عج )
است 5. او در همه لحظه ها بر گردن خود عهد و بيعت با حضرت را احساس مي كند و خود را در زمره ياران و هواخواهان و مدافعان وي
مي داند. چنين انساني معتقد است حيات بشر
آباداني سرزمين ها
رفع همه نابساماني ها و فساد و خرابي ها
حقوق انسان ها
ياري همه
ستم ديدگان
اجراي اوامر الهي و سنت پيامبر (ص ) تنها در سايه حكومت جهاني حضرت امام مهدي (عج ) امكان پذير
است .
بنابراين
انتظار باوري همراه عدل است
كه زيست منتظرانه دوران غيبت را پوشش داده
به طوري كه ادبيات سياسي و انقلابي شيعه
در اين دوران . از الگوي انتظار جدايي ناپذير شده است . در برهه هايي از تاريخ
انتظار معطوف به ظهور
به اندازه اي جدي بوده كه شيعه
واقعي براي فرج امام خود لحظه شماري مي كرده و امكانات ياري به حضرت (عج ) را فراهم مي نموده است . در خانه هر شيعه منتظر
شمشيري مخصوص و مركب جنگي بود و براساس دستور فقها
در مصرف خمس و زكات
سهم امام (عج ) كنار گذاشته مي شد
تا به
دست حضرت برسد. چنين باوري در فرآيند زندگي منتظرانه
گفتماني را سامان داده كه شيعه را همواره در نوع آمادگي انقلابي قرار داده
است .
در ادبيات انقلابي گفتمان انتظار
چهار عنصر اساسي وجود دارد :
1 ـ حقيقت فراموش شده
2 ـ واقعيت مسلط
3 ـ نجات بخش موعود
4 ـ شيعه انقلابي و فداكار و منتظر
شيعه انقلابي
فداكار و منتظر
كسي است كه با خودآگاهي و شناخت حقيقت و منجي
به واقعيت باطل موجود اعتراض داشته
آن
را نفي مي كند.
گاهي با سلاح مبارزه
هنگامي با تاكتيك تقيه و زماني با تعامل و مصلحت
زمينه را براي ظهور مهدي موعود(عج ) فراهم مي سازد
تا مصلح واقعي
جهان را پر از قسط و عدل نمايد. بنابراين
گفتمان انتظار
حلقه ارتباط بين سه دوره نبوت
امامت و غيبت است و
انسان منتظر
به گسست تاريخي اين سه دوره پايان مي دهد. از اين رو
انتظار
فلسفه مثبتي از تاريخ است كه با آينده نگري
شرايط
تحول
پويايي
مسئوليت
تعهد و آمادگي روحي وفكري را فراروي منتظران قرار مي دهد.
در روايات و مستندهاي گفتمان انتظار
سه عامل سياسي غيبت
بيشتر از عوامل ديگر
ياد شده است :
1 ـ عدم بلوغ سياسي مردم
در فلسفه غيبت
رشد
بلوغ و آمادگي مردم از جمله شرايط ظهور به شمار مي آيند
چنان كه حضرت مهدي (عج ) خود فرموده اند :
اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنان را بر اطاعت خويش موفق بدارد ـ با دل هاي يك پارچه و با رشد و آمادگي بر عهد خويش وفادار
باشند
به ديدار ما نائل شده و از فيض حضور ما بهره مند خواهند شد6.
2 ـ كوتاهي خواص
كوتاهي بزرگان و افراد برگزيده در ياري ائمه (ع )
از دلايل اساسي محروميت جامعه اسلامي از فيض آنان بوده است 25. سال سكوت
اميرالمومنين (ع ) ناشي از خيانت خواص و كوتاهي آنان در ياري حضرت بود و بازگشت حضرت (عج ) به صحنه سياسي
پس از آن
صورت مي گيرد كه مردم
به ويژه خواص دوباره مسئوليت خويش را باز مي شناسند :
لو لا حضور الحاضر و قيام الحجه بوجود الناصر7
اگر آمادگي و حضور اجتماع مردم و حاضران در صحنه نبود و حجت بر من تمام نمي شد
به كناره گيري از صحنه قدرت ادامه
مي دادم .
در ادبيات سياسي
نقش خواص با تعبير « حضور در صحنه » و « عمل انقلابي » و كوتاهي شان با « تعلل » و فرورفتن در آرزوها و
خواهش هاي نفساني
بيان شده است . امام رضا(ع ) در پاسخ به اين كه چرا آنچه درباره دشمنانتان گفته شده ـ نوعاـ به وقوع پيوسته
اما
آنچه در مورد شما خاندان بيان گرديده
رخ نداده است
مي فرمايد :
ان الذي خرج في اعدائنا كان من الحق فكان كما قيل و انتم عللتم بالاماني فخرج اليكم كما خرج 8
آنچه درباره دشمنان ما واقع شده
همان هايي بود كه به درستي بيان شده و به همان گونه نيز اتفاق افتاد. ولي شما سرگرم آرزوها و
خواسته هاي نارواي خود شديد پس آنچه مي خواستيد واقع شد.
امام صادق (ع ) با اشاره به كوتاهي بني اسرائيل در مسئوليت خويش و عذاب هاي وارده بر آنها و خود آگاهي و حضور مجدد آنان در
صحنه سياسي كه نتيجه اش نجات آنان به كمك حضرت موسي (ع ) بود
مي فرمايد :
هكذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا فاما اذا لم تكونوا فان الامر ينتهي الي منتهاه 9
پي نوشت ها
1 ـ همان
ج 2
ص 644
باب 55
ح 3 : قال رسول الله (ص ) : افضل اعمال امتي انتظار الفرج من الله عزوجل
2 ـ همان
ج 1
ص 319
باب 31
ح 2 : عن علي بن الحسين زين العابدين (ع ) : و جعلهم في ذلك الزمان بمنزله المجاهدين بين يدي
رسول الله (ص )
3 ـ همان
ج 2
ص 645
باب 55
ح 6 : عن اميرالمومنين (ع ) قال : المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله
شيخ كليني
كافي
ج 1
ص 371
ح 2
قال ابو عبدالله (ع ) يا فضيل ... من عرف امامه ثم مات قبل ان يقوم صاحب الامركان بمنزله ... من استشهد مع
رسول الله (ص )
4 ـ شيخ صدوق
كمال الدين و تمام النعمه
ج 1
ص 320
باب 31
ح 2 : عن علي بن الحسين زين العابدين (ع ) : ان اهل زمان غيبته
القائلين بامامته و المنتظرين لظهوره افضل من اهل كل زمان ... .
5 ـ كفعمي
مصباح
ص 550 : شاهرا سيفي مجرد قناتي ملبيا دعوه الداعي في الحاضر و البادي .
6 ـ شيخ طبرسي . الاحتجاج . ج 2
ص 499 : و لوان اشياعنا وفقهم الله لطاعته علي اجتماع من القلوب في الوقا بالعهد عليهم لما تاخر
عنهم اليمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا علي حق المعرفه .
7 ـ نهج البلاغه
خطبه 3
8 ـ شيخ صدوق
علل الشرائع . ج 2
ص 581
ح 16
9 ـ محمدبن مسعود عياشي
تفسيرالعياشي
ج 2
ص 154
ح 49

*****
شعر انتظار
تمناي دل
|
سينه را ماواي آن زلف سياهت مي كنم
قلب و چشم و دستها را فرش راهت مي كنم
پرنيان زلف مشگينت بهشتي دلرباست
اندر اين جنت من احساس طراوت مي كنم
گوشه چشمي براين دلداده كن تا بنگري
من چنان جان را فداي يك نگاهت مي كنم
گر به خلوتگاه چشمانت دمي راهم دهي
چشمهايم را فداي چشمهايت مي كنم
كاش مي خواندي سرود عشق از لبهاي من
تا ببيني من چه طوفاني
قيامت مي كنم
دةر غلطاني كه چون باران
به شوقت ريختم
هديه برگرد و غبار خاك پايت مي كنم
يك تبسم گر بر اين دلداده ي مسكين كني
جسم و جان و خانمان را هم فدايت مي كنم
تيغ ابروي كمانت قاتل جان من است
سينه را گلزار زخم ابروانت مي كنم
گربه چشم اشكبارم پاگذاري از كرم
من همه بود و نبودم را به نامت مي كنم
نازكم كن
پرده بگشا
اي نگار بي بديل
رخ نهان كردي و پنداري
رهايت مي كنم
چون تمناي وصال تو تمناي دل است
با صداي بي صداي دل
صدايت مي كنم
حامدم در بي قراري كمتر از مجنون ني ام
در قنوت عاشقي هر شب دعايت مي كنم
حسين بزرگي (حامد) ـ 85
9
3

*****
پله پله تا ظهور
|
صيحه آسماني به چه زباني شنيده مي شود
ما مي دانيم كه انسانها بر روي اين كره خاكي به صورت
پراكنده با خصوصيات اخلاقي و رفتاري گوناگون زندگي
مي كنند و طبق مقتضيات زماني و مكاني متفاوت داراي زبان
گفتاري و شنوايي متفاوت نيز مي باشند
اما سئوالي كه مطرح
است اين است كه جبرائيل به چه زباني ندا سرمي دهد و مردم
را آگاه به قيام امام مهدي (ع ) مي نمايد
در جواب بايد گفت : اهل هر زباني نداي آسماني جبرائيل
را به زبان خود مي شنود و آگاه مي گردد.
چنانكه حضرت صادق (ع ) فرمود :
« اهل هر زباني آن ندا را به زبان خود بشنود1.
1 ) منبع احاديث الامام (ع ) 455
3 ح 1013

| |