روزنامه جمهوري اسلامي 23/03/1386 صفحه سياسي
*****
اهداف پشت پرده قطعنامه كنگره آمريكا




  • تبريك پيروزي 40 سال قبل براي سرپوش گذاشتن بر شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه !
    چهلمين سالگرد جنگ 6 روزه اعراب و اسرائيل درحال و هواي غيرمنتظره و حيرت انگيزي برپا شده است كه از هر جهت عبرت آموز است و بايد دقيقا مورد بررسي قرار گيرد چرا كه براي نخستين بار مولفه هاي جديدي در اين زمينه به چشم مي خورد كه مطلقا قابل چشم پوشي نيست .
    1 ـ برپائي تظاهرات گسترده متنوع و پرتاثير در چهلمين سالگرد جنگ 6 روزه در سراسر جهان بسيار فراتر از آن چيزي بود كه انتظار مي رفت . طيف وسيع مردم و گروههاي سياسي ـ اجتماعي در اندونزي استراليا تايوان آفريقاي جنوبي سرزمين هاي اشغالي فلسطين اسپانيا ايتاليا مصر و حتي در انگليس اسرائيل و آمريكا به تظاهرات اعتراض آميزي پرداختند كه در نوع خود طي دوره موجوديت نامشروع رژيم صهيونيستي بيسابقه ارزيابي شده است .
    20 سازمان بشردوست و يك حزب اسپانيائي بهمراه اقليت هاي فلسيطني در اسپانيا تظاهرات گسترده اي را در مادريد برگزار كردند و خواستار قطع همكاريهاي نظامي با اسرائيل و به رسميت شناختن وحدت ملي فلسطين شدند. در ايتاليا همزمان با سفر بوش كوچك مردم و گروههاي سياسي تظاهرات عظيم براه انداختند كه اصلي ترين محور مشترك شعارها در حمايت از فلسطين و خروج اسرائيل از اراضي اشغالي بود.
    در واشنگتن تظاهراتي با مشاركت اعضاي صدها سازمان مدني سياسي و ديني از جمله چندين سازمان يهودي تظاهراتي منحصربه فرد و كاملا استثنائي عليه اشغالگري اسرائيل برپا كردند و خواستار توقف كمكهاي آمريكا به اسرائيل اشغالگر و تغيير سياست واشنگتن در جهت تضمين صلح عادلانه و آرامش در خاورميانه شدند اين تظاهرات از مبدا كنگره آمريكا به سوي كاخ سفيد واشنگتن صورت گرفت و با سخنرانيهاي افشاگرانه همراه بود.
    حتي در تل آويو هزاران نفر از فعالان صلح فلسطيني خارجي و اسرائيلي عليه رفتار جنايت آميز اشغالگران اعتراض كردند و با تجمع در ميدان « اسحق رابين » خواستار پايان اشغالگري شدند. در زندانهاي فلسطين اشغالي در « نقب » و « اوفر » انقلابيون مسلمان فلسطيني دست به اعتصاب غذا زدند و خواستار پايان جنايات اشغالگران شدند. در اندونزي دهها هزار تن به خيابانها ريختند و نوشته هائي را حمل مي كردند با اين مضامين كه : « اسرائيل دشمن است » و « فلسطين ما را نجات دهيد » . اين موج بيداري و افشاگري و اعتراض آنهم براي يادآوري جناياتي كه مبدا آن به 40 سال قبل باز مي گردد بسيار پراهميت است و از « بيداري اسلامي » براي احياي مجدد عظمت از دست رفته دنياي اسلام حكايت دارد.
    در لندن هزاران شهروند و مخالفان جنايات رژيم صهيونيستي مراتب همبستگي خود را با آرمان فلسطين اعلام داشتند و شعار دادند « به اشغالگري اسرائيل پايان دهيد » .
    مكان و زمان اين تظاهرات هر يك پيام خاصي را به مخاطبين القا مي كند. انگليس باني شرور تشكيل حكومت نامشروع اسرائيل است كه براساس وعده « لردبالفور » در سال 1296 شمسي (1917 ميلادي ) با اخراج و سركوب و تحقير فلسطيني ها به وجود آمد و هرگز مورد قبول دنياي آزاد قرار نگرفت و فقط قدرتهاي سلطه گر و مزدوران آنها براساس منافع نامشروع و مطامع خود بر اين جنايت صحه گذاشتند. امروزه برپائي راهپيمائي عظيم در قلب لندن براي ابراز مخالفت عليه جنايات اسرائيل در واقع به محاكمه كشيدن عملكرد نظام پوشيده و فرتوت انگليس نيز هست و كارنامه استعمار سياه انگليس را در پيشگاه ملت ها به نمايش مي گذارد.
    2 ـ درست چند روز قبل از فرا رسيدن سالگرد جنگ 6 روزه اعراب و اسرائيل نمايندگان كنگره آمريكا با صدور بيانيه اي تحريك آميز و جانبدارانه سعي كردند خاطره پيروزي اسرائيل در جنگ 6 روزه را زنده كنند و با تبريك اين روز به صهيونيست ها درصدد تحقير دنياي عرب بر آمدند و صراحتا از اعراب به عنوان « دشمن » سخن به ميان آوردند. اين بيانيه از چند جهت اهميت داشت و هنوز هم به عنوان يك موضوع قابل بحث و تامل بايد مدنظر قرار گيرد.
    نخست آنكه امروزه تقريبا بجز سوريه و لبنان ساير رژيمهاي عرب يا با اسرائيل سازش كرده اند و يا در صف ايستاده اند كه سازش كنند ولي آمريكا هنوز هم آنها را به چشم « دشمن » مي نگرد و حتي اين اندازه كرنش و ذلت پذيري را هم براي سازشكاران عرب كافي نمي داند!
    كار بجائي رسيده است كه رژيم كمپ ديويدي مصر و اتحاديه عرب هم به اين رفتار طلبكارانه و تحقير كننده كنگره آمريكا معترضند و زبان به اعتراض گشوده اند كه « موضع مجلس نمايندگان آمريكا; موازين بين المللي و حقوق بشر و همچنان قطعنامه هاي شوراي امنيت در تناقض كامل است » . با اينهمه بيانيه اتحاديه عرب در اين زمينه به نكته اي اشاره مي كند كه نبايد از آن غافل شد و از كنارش به سادگي گذشت . اين بيانيه درباره پيامدهاي اتخاذ چنين مواضعي هشدار مي دهد كه مبادا باعث « جريحه دار شدن احساسات مردمي » شود و آنرا براي منافع آمريكا در منطقه زيانبار مي داند.
    خوبست برروي اين نكته متمركز شويم و به اين موضوع بينديشيم كه در واقع اتحاديه عرب نگران مصالح دنياي عرب است يا نگران منافع آمريكا و از موضع شرم آور كنگره نگران است يا از پيامدهاي خسارتبار آن در افكار عمومي دنياي عرب
    مسئله اينست كه سازشكاران عرب با مشاهده رفتار تحقيرآميز صهيونيست ها و حاميان وقيح آنها در واقع منفعل تراز گذشته به اين نكته مي انديشند كه امروزه ابعاد ذلت پذيري روزافزون آنها در برابر اسرائيل به زير سئوال رفته و ملتها دريافته اند كه راهكار مقابله با اشغالگران فقط و فقط روياروئي جدي و استقامت در برابر جنايتكاراني است كه فاقد مشروعيت هستند و طيف سازشكاران عرب را مورد سئوال قرار مي دهند كه آنهمه ذلت پذيري و حقارت آنها چه پيامدي بجز گستاخ تر شدن اشغالگران در بر داشته است
    البته براي درك واقعيت ها بايستي آنسوي سكه را هم با دقت مورد توجه قرار داد. اين سئوال جدي مطرح است كه صدور قطعنامه كنگره آمريكا در حمايت از اسرائيل و تبريك يك پيروزي نظامي پس از 40 سال چه دليل و انگيزه اي مي تواند داشته باشد يك پاسخ اينست كه حاميان اسرائيل در يك جمع بندي به اين نتيجه رسيده اند كه 40 سال اشغال و جنايت براي اثبات مالكيت اسرائيل بر سرزمين هاي اشغالي كافي بنظر مي رسد و اسرائيل بايستي اين سرزمين ها را ملك قطعي و مسلم و محرز خودش تلقي كند و ديگر هيچگونه اعتراضي مسموع نيست ! در نتيجه لازم است اين پيروزي بزرگ را به اسرائيل تبريك گفت ! اما با مروري بر حوادث يكسال گذشته به دليل و انگيزه اي مهمتر و محكمتر برمي خوريم و آن توجه به آثار و تبعات شكست خفت بار اسرائيل در جنگ 33 روزه عليه حزب الله لبنان است كه هنوز هم گريبانگير ارتش صهيونيستي و اسرائيل است و كاملا بعيد بنظر مي رسد كه به سادگي از خاطره ها فراموش گردد. با در نظر گرفتن اينكه در طول تاريخ 40 ساله اخير صدور چنين قطعنامه اي از جانب كنگره آمريكا براي تبريك پيروزي 40 سال قبل اسرائيل سابقه اي نداشته است سئوال اينست كه انگيزه حاميان اسرائيل از اين نبش قبر تاريخي چيست در واقع هدف اصلي طراحان اين قطعنامه در كنگره آمريكا براي تبريك پيروزي اسرائيل در 40 سال قبل فقط يك چيز بوده و آن تلاش براي تقويت روحيه از دست رفته ارتش صهيونيستي و حركتي به منظور انحراف افكار عمومي جهان به سوي موضوعي كه يادآوري آن ممكن است بتواند كمكي براي احياي افسانه شكست ناپذيري ارتش اسرائيل باشد. اين يك اقدام آشكار ولي ناشيانه از سوي كنگره آمريكا محسوب مي شود كه سعي دارند به صهيونيست ها و ساكنان فلسطين اشغالي چنين وانمود كنند كه نگران نباشيد و همانجا بمانيد! شما همان كساني هستيد كه 40 سال پيش طي 6 روز توانستيد 3 كشور عرب را به زانو در آوريد! و از مصر سوريه و اردن سرزمين هائي را به اشغال در آوريد .
    3 ـ كاملا بعيد بنظر مي رسد كه طراحان قطعنامه كنگره آمريكا ندانند و از اين حقيقت بزرگ آگاه نباشند كه حال و هواي امروز منطقه با شرايط 40 سال قبل به كلي متفاوت است و بلكه با يك چرخش 180 درجه اي در تضاد كامل قرار دارد . اگر اسرائيل آنروزها با دربارهاي بي افتخار عرب مواجه بود و دست بالا با رژيم هاي مبتني بر ناسيوناليسم عربي مي جنگيد امروز ملتهاي مسلمان براساس اعتقادات اسلامي خود به موضوع فلسطين علاقمندند و فلسطين را نشانه اي از هويت اسلامي و حيثيت جهاني خويش مي دانند. اگر اسرائيل آنروزها با كمك مستقيم و غيرمستقيم آمريكا انگليس و فرانسه توانست ظرف 6 روز توان نظامي ارتش هاي عرب را برروي زمين نابود كند و نيروي هوائي ارتش هاي مصر و سوريه را زمينگير كند امروز همان اسرائيل اگرچه مجهزتر شرورتر و بي پرواتر شده است در يك جنگ تمام عيار 33 روزه هم نتوانست با حزب الله لبنان مقابله كند و آنچنان شكست خوار كننده اي را متحمل شد كه در گزارش « وينوگراد » گروه تحقيق رسمي اسرائيل بيش از يكصد بار از واژه « شكست » براي تعريف وضعيت نهائي تجاوز ارتش صهيونيستي به لبنان استفاده شده است .
    اگر آمريكا و انگليس و فرانسه در آن روزها با حمايت ارتش اسرائيل توانستند رژيمهاي عرب را منفعل سازند امروزه ارتش هاي ناتو در افغانستان و آمريكا و انگليس در افغانستان و عراق آنچنان زمينگير شده اند و در باتلاق حوادث فرو رفته اند كه راه نجات را از همسايگان عراق مي پرسند و هنوز هم از پذيرش واقعيت هاي عيني طفره مي روند.
    براي درك علل و انگيزه اي صدور قطعنامه كنگره آمريكا براي تبريك پيروزي اسرائيل در 40 سال قبل به اين نكته بايد توجه خاص داشته باشيم كه در اسرائيل امروزه نقطه اميدي يافت نمي شود و حاميان اسرائيل بايد در كورسوي تاريخ به دنبال نقاط اميدي در گذشته به جستجو بپردازند تا به آنها بفهمانند كه اوضاع تا آن حدي هم كه آنها نوميد شده اند نگران كننده نيست و حال آنكه هست .


    4 ـ به راستي چه چيزي به جز اسلام و نهضت جهاني اسلام موازنه قوارا به سود دنياي اسلام و دنياي عرب و به زيان اسرائيل و حاميانش برهم زده است سازشكاران عرب يا خبرچين هاي زير چتر « محمود عباس » دربار آل سعود با تلاشي كه در جهت سازشهاي پنهاني با اسرائيل دارد يا با ريخت و پاشهايش براي تضعيف حزب الله و ايجاد جنگ داخلي در لبنان دربار فاسد اردن كه براي جبران شكست اسرائيل از « هلال شيعي » سخن مي گويد و با تلاش براي به فراموشي سپردن « خطر اسرائيل » از « خطر شيعه » هراساني نشان مي دهد يا فالانژهاي لبنان و دولت غيرقانوني « سنيوره » كه همگي نقش ستون پنجم اسرائيل را بازي مي كنند
    كدام عامل باعث ناكامي اسرائيل شده است كه صهيونيست ها اينگونه در تلاطم و تشويش و اضطرابند و براي بزرگنمائي تاريخ گذشته از هر فرصتي بهره گيري مي كنند تا بلكه مانع تحقق اضمحلال كامل اسرائيل نشوند
    چهلمين سال در تاريخ موجوديت نامشروع رژيم صهيونيستي سال پرننگ و نكبتي بود چرا كه از يكطرف باعث شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه شد از طرف ديگر افسانه شكست ناپذيري اسرائيل از ميان رفت و از همه مهمتر سران اسرائيل اعتراف كردند كه بايستي آرزوي اسرائيل بزرگ از فرات تا نيل را براي هميشه به گور ببرند.
    5 ـ البته در همين شرايط هم سازشكاران عرب ماموريت داشتند به ياري اسرائيل بشتابند و با سه اقدام جداگانه سعي كردند اين هدف مشترك دشمنان اسلام را محقق سازند :
    الف : تلاش براي پايان دادن به انزواي سياسي اسرائيل و عزيمت نمايندگان اتحاديه عرب در جهت احياي مذاكرات به اصطلاح صلح اعراب و اسرائيل به منظور جا انداختن طرح صلح ملك عبدالله پادشاه عربستان كه چيزي جز بازنويسي خفت بار طرح 8 ماده اي فهد براي برسميت شناختن اسرائيل نبود.
    ب : تلاش براي ايجاد جنگ داخلي در لبنان با هزينه اي كه از دربار سعودي پرداخت شد و نهايتا گروههاي دست آموز فلسطيني همانند « فتح الاسلام » ! را براي كمك به دولت غيرقانوني سنيوره وارد معركه سازند و با دفع الوقت مانع فروپاشي جبهه حاميان و مزدوران اسرائيل در لبنان شوند.
    ج : محاصره سياسي ـ اقتصادي فلسطين و تحريم همه جانبه اي كه عليه دولت حماس در حكومت خودگردان به راه افتادند بهمراه فعال ساختن جناح محمود عباس براي ايجاد جنگ داخلي و تبديل طرفداران وي به « خبرچين هاي اسرائيل » و حملات و همزمان نظامي اسرائيل به غزه و كرانه باختري براي سركوب مستقيم مردم فلسطين .
    افتخار بزرگ دنياي اسلام و مبارزان دلير و گمنام نهضت جهاني اسلام در هر گوشه از جهان اينست كه آنها در خدمت اهداف و ارزشهاي والائي قرار دارند كه بجز اعتلاي كلمه الله و احياي مجدد عظمت از دست رفته مسلمين را نمي خواهند و حتي مرگ در راه خدا را شهادت و فوز عظيم مي دانند و به همين دليل هم از مرگ و شكنجه و زندان و افترا نمي هراسند و خداوند نيز وعده پيروزي آنان را خود ضمانت كرده است .
    دقيقا به همين دليل است كه مي بنيم كيد و مكر دشمنان اسلام و مزدوران داخلي آنها نه تنها خنثي مي شود كه حتي اثرات آن به خودشان باز مي گردد و ترفندهاي شيطاني آنها باعث رسوائي روزافزون سازشكاران و اعتماد بنفس جبهه مبارزان و نهضت مقاومت اسلامي شده و مي شود.
    در چنين شرايطي كنگره آمريكا اميدوار بود بتواند با صدور بيانيه اي به صهيونيست ها روحيه و اميد بدهد و با تبريك پيروزي 40 سال قبل بر شكست خفت بار آنها سرپوش بگذارد كه البته نتوانست و موج عظيمي به راه انداخت كه هرگز حتي دوستان و ياوران ملت فلسطين هم انتظار آنرا نداشتند كه دهها هزار نفر در هر مراسمي در گوشه و كنار جهان براي اعلام همبستگي با فلسطين و اعلام برائت از اشغالگران شرور فرياد كنند و خواستار پيروزي اسلام و نابودي اسرائيل اشغالگر باشند.
    امروزه برپائي راهپيمائي عظيم در قلب لندن براي ابراز مخالفت عليه جنايات اسرائيل در واقع به محاكمه كشيدن عملكرد نظام پوسيده و فرتوت انگليس نيز هست و كارنامه استعمار سياه انگليس را در پيشگاه ملتها به نمايش مي گذارد
    تقريبا بجز سوريه و لبنان ساير رژيمهاي عرب يا با اسرائيل سازش كرده اند و يا در صف ايستاده اند كه سازش كنند ولي آمريكا هنوز هم آنها را به چشم « دشمن » مي نگرد و حتي اين اندازه كرنش و ذلت پذيري را هم براي سازشكاران عرب كافي نمي داند
    كنگره آمريكا اميدوار بود بتواند باصدور قطعنامه اي با تبريك پيروزي 40 سال قبل اسرائيل در جنگ 6 روزه بر شكست خفت بار آنها در جنگ 33 روزه در لبنان سرپوش بگذارد كه البته نتوانست و موج عظيمي را عليه اشغالگران به راه انداخت كه حتي دوستان و ياوران فلسطين هم انتظار آنرا نداشتند
    سازشكاران عرب ماموريت داشتند با سه اقدام جداگانه به ياري اسرائيل بشتابند ولي نتوانستند :
    الف : پايان دادن به انزواي اسرائيل و احياي طرح صلح ملك عبدالله
    ب : ايجاد جنگ داخلي در لبنان باهزينه آل سعود و جلوگيري از فروپاشي جبهه مزدوران اسرائيل در لبنان
    ج : محاصره اقتصادي ـ سياسي فلسطين و تحريم تمام عيار دولت حماس
    به راستي چه چيزي بجز اسلام و نهضت جهاني اسلام در اين دوران 40 ساله توانسته موازنه قوا را به سود دنياي اسلام و دنياي عرب و به زيان اسرائيل و حاميانش بهم زند سازشكاران عرب يا خبر چين هاي محمود عباس آل سعود يا دربار فاسد اردن فالانژهاي لبنان يا دولت غيرقانوني « سنيوره »