روزنامه جمهوري اسلامي 20/03/1386 صفحه مقالات

  • انديشه هاي حضرت امير(ع ) در مكتب نهج البلاغه
  • منجي موعود از منظر نهج البلاغه
  • *****
    انديشه هاي حضرت امير(ع ) در مكتب نهج البلاغه




  • بخش دوم
    انديشه هاي اخلاقي
    سخن درباره عناصر موعظه اي نهج البلاغه بود. از عنصر « تقوا » آغاز كرديم . ديديم كه از نظر نهج البلاغه تقوا نيرويي است روحي نيرويي مقدس و متعالي كه منشا كششها و گريزهايي مي گردد كشش به سوي ارزشهاي معنوي و فوق حيواني و گريز از پستيها و آلودگيهاي مادي . از نظر نهج البلاغه تقوا حالتي است كه به روح انسان شخصيت و قدرت مي دهد و آدمي را مسلط به خويشتن و مالك « خود » مي نمايد.
    تقوا مصونيت است
    در نهج البلاغه بر اين معني تاكيد شده كه تقوا حفاظ و پناهگاه است نه زنجير و زندان و محدوديت . بسيارند كساني كه ميان « مصونيت » و « محدوديت » فرق مي نهند و با نام آزادي و رهايي از قيد و بند به خرابي حصار تقوا فتوا مي دهند.
    قدر مشترك پناهگاه و زندان « مانعيت » است اما پناهگاه مانع خطرهاست و زندان مانع بهره برداري از موهبتها و استعدادها. اين است كه علي عليه السلام مي فرمايد :
    اعلموا عبادالله ان التقوي دار حصن عزيز والفجور دار حصن ذليل لا يمنع اهله و لا يحرز من لجا اليه . الا و بالتقوي تقطع حمه الخطايا . (1 )
    بندگان خدا! بدانيد كه تقوا حصار و بارويي بلند و غيرقابل تسلط است و بي تقوايي و هرزگي حصار و بارويي پست است كه مانع و حافظ ساكنان خود نيست و آن كس را كه به آن پناه ببرد حفظ نمي كند. همانا با نيروي تقوانيش گزنده خطاكاريها بريده مي شود.
    علي عليه السلام در اين بيان عالي خود گناه و لغزش را كه به جان آدمي آسيب مي زند به گزنده اي از قبيل مار و عقرب تشبيه مي كند مي فرمايد نيروي تقوا نيش اين گزندگان را قطع مي كند.
    علي عليه السلام در برخي از كلمات تصريح مي كند كه تقوا مايه اصلي آزاديهاست يعني نه تنها خود قيد و بند و مانع آزادي نيست بلكه منبع و منشا همه آزاديهاست .
    در خطبه 221 مي فرمايد :
    فان تقوي الله مفتاح سداد و ذخيره معاد و عتق من كل ملكه و نجاه من كل هلكه .
    همانا تقوا كليد درستي و توشه قيامت و آزادي از هر بندگي و نجات از هر تباهي است .
    1 ـ نهج البلاغه خطبه . 157
    مطلب روشن است تقوا به انسان آزادي معنوي مي دهد يعني او را از اسارت و بندگي هوا و هوس آزاد مي كند رشته آز و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمي دارد و به اين ترتيب ريشه رقيتها و بردگيهاي اجتماعي را از بين مي برد. مردمي كه بنده و برده پول و مقام و راحت طلبي نباشند هرگز زير بار اسارتها و رقيتهاي اجتماعي نمي روند.
    در نهج البلاغه درباره آثار تقوا زياد بحث شده است و ما لزومي نمي بينيم درباره همه آنها بحث كنيم . منظور اصلي اين است كه مفهوم حقيقي تقوا در مكتب نهج البلاغه روشن شود تا معلوم گردد كه اينهمه تاكيد نهج البلاغه بر روي اين كلمه براي چيست .
    در ميان آثار تقوا كه بدان اشاره شده است از همه مهمتر دو اثر است : يكي روشن بيني و بصيرت و ديگر توانايي بر حل مشكلات و خروج از مضايق و شدايد. و چون در جاي ديگر به تفصيل در اين باره بحث كرده ايم و به علاوه از هدف اين بحث كه روشن كردن مفهوم حقيقي تقواست بيرون است از بحث درباره آنها خودداري مي كنيم .
    ولي در پايان بحث « تقوا » دريغ است كه از بيان اشارات لطيف نهج البلاغه درباره تعهد متقابل « انسان » و « تقوا » خودداري كنيم .
    تعهد متقابل
    در نهج البلاغه با اينكه اصرار شده كه تقوا نوعي ضامن و وثيقه است در برابر گناه و لغزش به اين نكته توجه داده مي شود كه در عين حال انسان از حراست و نگهباني تقوا نبايد آني غفلت ورزد. تقوا نگهبان انسان است و انسان نگهبان تقوا و اين دور محال نيست بلكه دور جايز است .
    اين نگهباني متقابل از نوع نگهباني انسان و جامه است كه انسان نگهبان جامه از دزديدن و پاره شدن است و جامه نگهبان انسان از سرما و گرماست و چنانكه مي دانيم قرآن كريم از تقوا به « جامه » تعبير كرده است : « و لباس التقوي ذلك خير » .
    علي عليه السلام درباره نگهباني متقابل انسان و تقوا مي فرمايد :
    ايقظوا بها نومكم واقطعوا يومكم و اشعروها قلوبكم و ارحضوا بها ذنوبكم .... الا فصونوها و تصونوا بها.
    خواب خويش را به وسيله تقوا تبديل به بيدراي كنيد و وقت خود را با آن به پايان رسانيد و احساس آن را در دل خود زنده نماييد و گناهان خود را با آن بشوييد..... همانا تقوا را صيانت كنيد و خود را در صيانت تقوا قرار دهيد.
    و هم مي فرمايد :
    اوصيكم عبادالله بتقوي الله فانها حق الله عليكم والموجبه علي الله حقكم و ان تستعينوا عليها بالله و تستعينوا بها علي الله .
    بندگان خدا! شما را سفارش مي كنم به تقوا. همانا تقوا حق الهي است برعهده شما و پديدآورنده حقي است از شما بر خداوند. سفارش مي كنم كه با مدد از خدا به تقوا نائل گرديد و با مدد تقوا به خدا برسيد.
    مجموعه آثار جلد 16 صفحه 502
    استاد شهيد مرتضي مطهري
    صداقت
    براي آشنائي با انديشه هاي حضرت علي عليه السلام درباره اهميت صداقت و راستي و نقش موثر آن در تكامل اخلاقي فردي و اجتماعي كلماتي از آن حضرت را در اينجا بيان مي كنيم .
    1 ـ « راستگو بر كنگره هاي رستگاري و بزرگواري است »
    2 ـ « همانا وفا همزاد راستي است »
    3 ـ صدق و راستي (براي نجات از بلاهاي دنيا و آخرت بهترين ) وسيله است .
    4 ـ صدق و راستي امانت است .
    5 ـ صدق و راستي نجات بخش است
    6 ـ راستي رستگاري است .
    خوف و رجا
    1 ـ بهترين كارها اميد و ترس به خداوند را بحد اعتدال داشتن است »
    2 ـ « از پروردگارت بترس ترسيدني كه تو را از اميد به وي مشغول سازد و به وي اميد داشته باش اميد كسي كه تو را از بيمش اميد نباشد »
    3 ـ « از خدا بترس ترسيدن كسي كه دلش را بفكر مشغول ساخته (و خاطر از جز خداي پرداخته است ) زيرا كه ترس از خدا مركبي راهوار و ايمن و زنداني براي نفس است از (ارتكاب ) گناهان »
    4 ـ « بترس (از آخرت ) تا ايمن باشي و ايمن نباش تا بترسي »
    5 ـ « ترس از خدا براي كسيكه آنرا شعار و تن پوش خود قرار دهد ايمني (از عذاب آخرت ) مي آورد »
    6 ـ « ترس از خدا شهير ايمان است »
    ترجمه نهج البلاغه
    دكتر سيد جعفر شهيدي

  • *****
    منجي موعود از منظر نهج البلاغه




  • جامعه جهاني قبل از ظهور حضرت مهدي (عج )
    ثحسين ايراني
    بخش سوم
    « الا و في غد ـ و سياتي غد بما لا تعرفون ـ ياخذ الوالي من غيرها عمالها علي مساوي اعمالها و تخرج له الارض افاليذ كبدها و تلقي اليه سلما مقاليدها فيريكم كيف عدل السيره و يحيي ميت الكتاب والسنه » 1
    ترجمه : « آگاه باشيد در فردا فرايي كه قطعا واقع خواهد شد و هيچ شناختي از آن نداريد والي و زمامداري از غير آن ها (خاندان ستمگران و حكومت هاي امروزي ) كارگزاران حكومت ها را بر اعمال بدشان مواخذه و كفر مي كند براي آن بزرگوار زمين گنجينه هاي خود را بيرون مي ريزد و كليدهايش را به او تسليم مي نمايد. پس عدالت را در روش حكومت حق به شما مي نماياند و قوانين متروك شده كتاب و سنت را زنده و اجرا مي كند. »
    واژه ها : غد : فردا
    افاليذ (جمع افلاذ; افلاذ جمع فلذ) : پاره ها قطعات
    مقاليد (جمع مقلاد) : كليدها خزانه
    عمال (جمع عامل ) : كارگزاران
    توضيح و تفسير :
    در اين قسمت به برخي از سيره و روش آن مصلح كل اشاره مي فرمايد و با جمله معترضه « و سياتي غد بما لا تعرفون » قطعي بودن وقوع فردا و عظمت و اهميت حوادث و آنچه نمي دانيد را مي رساند كه به قول شارح معتزلي 2 اين گونه جملات معترضه در قرآن نيز نمونه ها دارد; مانند « فلا اقسم بمواقع النجوم و انه لقسم لو تعلمون عظيم انه لقرآن كريم » 3 كه در اين آيه « و انه لقسم لو تعلمون عظيم » جمله معترضه بين قسم و جواب آن است به علاوه « لو تعلمون » هم معترضه بين معترضه مي باشد و.....
    به هر حال آن امام آخرالزمان طاغيان ستمگر را دستگير و كيفر مي كند و موانع ايجاد عدل و قسط برداشته مي شود و ديگران نيز عبرت گرفته ره زشتي و ظلم نابود و براي تحقق عدالت در سراسر عالم همه عوامل آب و باد و ثروت ها و ذخاير زمين تحت فرمان او درآيند و اهل زمين مطيع اوامر آن پيشواي مهربان مي شوند و عدل را در تمام ابعاد زندگي مي نماياند.
    به فرموده امام صادق عليه السلام :
    « اما والله ! ليدخلن عليهم عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحر والقر 4 ; آري به خدا سوگند! عدالت او (حضرت مهدي عج ) به خانه هاي آن ها (به درون زندگي فردي و خانوادگي ) نفوذ كند همچنان كه گرما و سرما وارد مي شود. »
    « كاني به قد نعق بالشام و فحص براياته في ضواحي كوفان فعطف عليها عطف الضروس و فرش الارض بالرووس قد فغرت فاغرته و ثقلت في الارض و طائه بعيد الجوله عظيم الصوله . والله ليشردنكم في اطراف الارض حتي لا يبقي منك الا قليل كالكحل في العين فلا تزالون كذلك حتي تووب الي العرب عوازب اخلامها! فالزموا السنن القائمه والاثار البينه والعهد القريب الذي عليه باقي النبوه . واعلمو ان الشيطان انما يسني لكم طرقه لتتبعوا عقبه . » 5
    ترجمه : « گويي او را مي بينم كه از شام فرياد برآورد و با پرچم هاي خود به سرعت اطراف شهر كوفه را پر كند پس مانند شتر بد خو و گزنده (به دوشندگانش ) حمله مي كند و زمين را از سرها فرش نمايد در حالي كه دهانش گشاده و گام هايش را سخت و سنگين بر زمين بكوبد حمله اش بي امان و پايدار و جولان او دور و دراز مي باشد.
    به خدا سوگند! (آيندگان ) شما را در اطراف زمين پراكنده كند; تا جايي كه از شما جز اندكي نماند همانند باقيمانده سرمه اطراف چشم . اين وضع سخت همچنان ادامه يابد تا آن كه عقل هاي از دست رفته و پنهان شده عرب برگردد. پس (براي رهايي از فتنه ها) بايد بر سنت هاي پايدار و نشانه هاي آشكار و عهد و پيمان نزديك كه بقا و استمرار و اتمام نبوت بر آن استوار است ملتزم باشيد و بدانيد كه شيطان راه هايش را براي فريب شما هموار مي نمايد تا گام جاي قدمش نهاده و از او پيروي كنيد. »
    واژه ها : نعق : فرياد زد
    فحص : به سرعت
    فغر : باز نمودن
    شر : دور و تبعيد كردن
    ضروس : شتر بدخو
    عزب : دور و پنهان
    سني : آسان و باز كردن
    ضواحي (جمع ضاحيه ) : نواحي آشكار و نزديك


    توضيح و تفسير :
    در اين فصل از خطبه امام علي عليه السلام اشاره به جنگي عظيم و خاص دارد كه از منطقه شام آغاز و عراق را فرامي گيرد و با جنايات و حملات نظامي قدرت و سلطه خود را تثبيت مي كند و حاكميت ظالمانه او تداوم و توسعه مي يابد تا با جامعه عرب بيدار و خردهاي جمعي را به كار انداخته با اتحاد يكديگر قيام كنند و آن حكومت جابرانه را از بين ببرند.
    برخي از علماي بزرگ ; مانند علامه مجلسي عليه السلام آن را مربوط به قيام سفياني در هنگامه ظهور حضرت مهدي موعود ـ عجل الله فرجه الشريف ـ مي دانند و جمعي از شارحين نهج البلاغه آن را ناظر بر حمله عبدالملك مروان دانسته كه بعد از غلبه بر شام راهي كوفه شد و به آنجا و اطرافش يورش برد تا مصعب بن زبير قاتل مختار بن ابي عبيده ثقفي را به قتل رساند و مردم با او بيعت نمودند و سپس حجاج بن يوسف را (73 هـ ق ) به مكه براي كشتن عبدالله بن زبير فرستاد او كعبه را منهدم و جمع زيادي را به قتل رساند تا اين كه عباسيان با ابومسلم خراساني و ايرانيان روي كار آمدند و سلسله بني اميه و بني مروان منقرض گشت . 6
    به نظر مي رسد قرائن موجود در اين خطبه (قبل و بعد از اين بخش ) و در ديگر روايات مويد و مرجح سخن علامه مجلسي عليه السلام كه ناظر به ظهور امام مهدي عليه السلام مي باشد; يعني حضرت علي عليه السلام بعد از بيان شيوه حكومت آن رهبر معصوم مي فرمايد : اين حكومت به آساني فراهم نگردد بلكه در آستانه آن جنگ سختي با تهديدها و تبليغ هاي فريب كارانه و كشتار از منطقه شام (كه شامل فلسطين اشغالي يعني مركز اين حمله و برنامه هاي جنگي بر ضد اسلام و ممالك اسلامي توسط سلطه گران غرب و صهيونيست ها نيز مي شود) آغاز شده كوفه و اطرافش را مي كوبد (عراق را تصرف مي كند) و.... كه اين مي تواند ناظر به حمله اخير آمريكا به عراق و جنگ هايي در آينده (خاصه با تئوري صهيونيستي تشكيل خاورميانه بزرگ و نقشه ادعايي از نيل تا فرات ) پيشگويي هاي غربي ها به اين كه بزرگ ترين جنگ جهاني در اين منطقه رخ مي دهد و حتي قيام سفياني بزرگ ترين مخالف نهضت عادلانه مهدوي باشد.
    با عنايت به اين كه كلام اميرالمومنين علي عليه السلام اطلاق دارد و تصريحي به شخص و عصر خاصي ندارد علاوه بر اين كه با روي كار آمدن بني عباس و انقراض حكومت امويان ظلم و فساد تمام نشد و رهبري معصوم و عالم و عادل قيام نكرد تا قرآن و عترت و سنت را احيا كند; به علاوه در فصل 1 و 2 اوصاف مذكور در اين خطبه تنها قابل تطبيق بر حضرت مهدي (عج ) مي باشد .
    با توجه به روايت امام صادق عليه السلام كه مي فرمايد :
    « نحن عهدالله فمن و في بعهد نا فقد و في بعهدالله .... ; 7 ماييم عهد الهي پس آن كه به عهد ما وفادار باشد به راستي به عهد و پيمان خدا وفا كرده است . »
    و هم چنين بيان آن حضرت در تفسير آيه « و اوفوا بعهدالله .... » 8 همان پذيرش ولايت علي و ائمه معصومين بعد از او (عليه السلام ) باشد . و نيز مراد از عهد در آيه « قال لا ينال عهدي الظالمين » 9 مقصود امامت باشد . 10 و در تاييد اين نظر مي توان از جمله « والعهد القريب ... » استفاده كرد .
    خلاصه نسبت به امام زمان عليه السلام امام به حق و جانشين پيامبر عليه السلام تعهداتي داريم كه بايد آن ها را شناخت (معرفت محبت ولايت اطاعت و...) و به آن ملتزم شد همچنان كه در زيارت حضرت مهدي عليه السلام آمده است :
    « السلام عليك يا ميثاق الله .... » 11
    در پايان حضرت علي عليه السلام براي مصونيت و رهايي از فتنه ها در هر عصر و زمينه سازي قيام امام مهدي عليه السلام توجه و التزام به كتاب الله (قرآن كتاب قانون سعادت بخش انسان ) و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله حقايق اسلام و همراه شدن با ولايت و خليفه الله كه باقي مانده و عامل بقا و استمرار نبوت است را توصيه مي كند و نيز هشدار مي دهد كه شيطان در كمين است مبادا غفلت نموده سراغتان آيد و اسير نيرنگ هاي به ظاهر زيباي او شويد (عوامل مخفي تهاجم فرهنگي و تبليغات فريب كارانه شياطين شرق و غرب با الفاظ به ظاهر زيباي آزادي دموكراسي حقوق بشر و..... شما را به فساد و گناه كشانند تا سلطه استعماري خود را ادامه دهند) كه گرفتار بدبختي دنيا و آخرت خواهيد شد.
    و مشابه اين بيان را در جاي ديگر نسبت به حوادث سخت آينده منطقه شام و كوفه آورده مي فرمايد :
    « فوالذي فلق الحبه و برا النسمه ! ان الذي انبئكم به عن النبي الامي ما كذب المبلغ و لا جهل السامع لكاني انظر الي ضليل قد نعق بالشام و فحص براياته في ضواحي كوفان فاذا فغرت فاغزته .... » 12
    ترجمه : « پس سوگند به آن كه دانه را شكافت و انسان و جانداران را آفريد! آنچه به شما خبر مي دهم از جانب پيغمبر امي (با علوم خدايي نه دانش مدرسه اي ) است مطمئنا نه گوينده دروغ گفته و نه شنونده ناآگاه بوده است . گويا مي بينم شخصي سخت گمراه كه از شام فرياد زند و بتازد و پرچم هاي خود را در اطراف كوفه نصب كند و چون دهان گشايد و سركشي كند و پا زدنش (جاي پايش ) بر زمين محكم گردد فتنه فرزندانش را با دندان هايش بگزد و آتش جنگ شعله ور گردد روزها با چهره گرفته و عبوس ظاهر شود و شب ها دلخراش با رنج و اندوه بگذرد و.... »
    پاورقي :
    .1 نهج البلاغه خطبه .138
    .2 شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد : ج 9 ص .42
    .3 سوره واقعه آيات 75 ـ .77
    .4 بحارالانوار : ج 52 ص .362
    .5 نهج البلاغه : خطبه .138
    .6 منهاج البراعه : ج 8 ص 358 ; شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد : ج 9 ص .40
    .7 اصول كافي : ج 1 ص 221 ; فصلنامه انتظار : ج 11 ص .12
    .8 سوره نحل آيه .91
    .9 تفسير نورالثقلين : ج 1 ص 122 ; قاموس قرآن (تفسير الميزان ) : ج 2 ص .276
    .10 سوره بقره آيه .124
    .11 بحارالانوار : ج 102 ص 93 ; مفاتيح الجنان : زيارت آل يس .
    .12 نهج البلاغه : خطبه .100