روزنامه جمهوري اسلامي 20/03/1386 صفحه سرمقاله
*****
پوتين و پيشنهاد خصمانه


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    اجلاس سران 8 كشور صنعتي جهان موسوم به « جي ـ 8 » در « هليگندام » آلمان به كار خود پايان داده است . در اين اجلاس هشت كشور شركت كننده به تبيين ديدگاهها و مواضع خود پرداخته و در برخي موارد به تفاهماتي دست يافته اند. يكي از موارد اعلام شده در اين زمينه بيانيه مشترك مداخله جويانه ايست كه با غرض ورزي سياسي و با ناديده گرفتن گزارش مثبت آژانس بين المللي انرژي اتمي درخصوص فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران صادر شده و مشخصا در همگامي با سياستهاي تحكم آميز و يكجانبه گرايانه واشنگتن عليه ايران است كه بايد بطور جداگانه مورد بررسي و نقد قرار گيرد.
    در حاشيه اجلاس سران گروه هشت « ولاديمير پوتين » رئيس جمهور روسيه پيشنهادي را به واشنگتن ارائه كرد كه موضعي كاملا خصمانه عليه ايران را به نمايش مي گذارد و تحت هيچ شرايطي قابل تحمل نيست .
    بگزارش خبرگزاري روسي « اينترفكس » پوتين در كنفرانس خبري در « هليگندام » آلمان از طرح جديدي پرده برداشت كه بموجب آن و به پيشنهاد روسيه مسكو و واشنگتن به طور مشترك از پايگاه « گابالا » در جمهوري آذربايجان عليه ايران به فعاليتهاي جاسوسي استراق سمع و احيانا استقرار سپر موشكي با هدفگيري عليه ايران خواهند پرداخت و اين طرح را بجاي استقرار سپر موشكي در چك و لهستان به طور مشترك اجرا مي كنند!
    پوتين در اين زمينه ادعا كرد : فكر نمي كنم اين امر به تشديد روابط ما با ايران منجر شود زيرااين رادار مدتهاست كه درحال فعاليت است . « پوتين افزود : ايران قصد حمله موشكي به كشورهاي غربي را ندارد و ما با همسايه ايراني خود در اين باره ظنين نيستيم » .
    در اينكه ايران اسلامي هيچگونه اهداف جنگ افروزانه اي عليه همسايگانش نداشته و ندارد حق با آقاي پوتين است وكرملين از اين مسئله برداشت صحيح و روشني دارد و اطمينان وي از مواضع صريح جمهوري اسلامي ايران مستند به واقعيات تاريخي و مناسبات مستحكم فيمابين است . از اين ديدگاه بايستي صراحت لهجه و استحكام موضع كرملين در بيان اين واقعيت عيني و ملموس را ستود ولي اين نكته هرگز بدان معني نيست كه ايران چشم خود را بر پيشنهاد خصمانه آقاي پوتين براي حضور جاسوس هاي آمريكائي در پشت مرزهاي جغرافيائي ايران ببندد و عواقب خطرناك اين طرح خصمانه را تعمدا ناديده بگيرد و يا از كنار آن به سادگي بگذرد.
    به آقاي پوتين قويا توصيه مي كنيم كه تاريخ پرفراز و نشيب 50 ساله اخير ايران را به دقت مطالعه كند و اين نكته را كاملا درك نمايد كه ايران دوران ستم شاهي پايگاه استراق سمع آمريكا عليه اتحاد شوروي بود و آمريكائي ها در هر پوششي از جمله تحت عنوان « كشت و صنعت مغان » به احداث پايگاههاي جاسوسي و استراق سمع عليه فعاليتهاي مسكو سرگرم بودند و به بركت انقلاب اسلامي آن پايگاههاي جاسوسي ضد روسي برچيده شد. البته ايران هرگز بخاطر برچيدن پايگاههاي جاسوسي آمريكا از مسكو طلبكاري نكرد ولي كرملين براي 8 سال به دشمن متجاوزي كه ايران را آماج حملات وحشيانه اش قرار داده بود انواع جنگ افزارها و سلاحهاي مدرن و فوق مدرن را اهدا كرد البته باز هم سرنوشت جنگ به زيان متجاوزان رقم خورد.
    حتي پس از فروپاشي اتحاد شوروي هم ايران اسلامي سعي نمود بافراموش كردن گذشته هاي تلخ مناسبات با مسكو صفحات جديدي از مناسبات فيمابين را بگشايد و روابط دوستانه اي را با كرملين برقرار نمايد.
    جاي تعجب است كه آقاي پوتين با فراموش كردن تمامي تاريخ گذشته كه زماني كرملين مركز ثقل پيمان نظامي ورشو عليه « ناتو » بود و حتي در همين روزهاي اخير هم واشنگتن براي احياي جنگ سرد عليه كرملين وسوسه مي شود و سرگرم زمينه سازي براي استقرار سپر دفاع موشكي عليه مسكو است ناگهان نرد عشق با واشنگتن مي بازد و به عناصر جنگ افروز واشنگتن توصيه مي كند كه با هماهنگي مسكو به استقرار تاسيسات جاسوسي و استراق سمع عليه ايران بپردازند!
    ايكاش آقاي پوتين از آنچه در كشور روسيه گذشته است نيز آگاه بود و فرازهائي از پيام تاريخي امام خميني (ره ) به آقاي « ميخائيل گورباچف » را در ذهن خود زنده مي كرد آنجا كه امام خميني خطاب به گورباچف از وي مي خواهد اشتباهات پيشينيان را تكرار نكند چرا كه در آنصورت ديگران بايستي بيايند و اشتباهات او را تصحيح كنند. و باز هم امام خميني بارها در دوران جنگ تحميلي از اين حقيقت بزرگ پرده برداشتند كه آمريكا شوروي را هم بازي داده است . اگر امروز امام خميني زنده بود يقينا از آقاي پوتين گلايه مي كرد كه چرا فريب بوش كوچك را خورده است و جاده صاف كن آمريكا در پشت مرزهاي جغرافيائي ايران شده است
    اين پيشنهاد نسنخيده و خصمانه آقاي پوتين يقينا موقعيت ژئواستراتژيك منطقه و بلكه جهان را در معرض تحولات جدي و برگشت ناپذيري قرار خواهد داد كه آثار و تبعات شوم آن متوجه مسكو وساير هم پيمانان رميده از مسكو نيز خواهد شد. اين براي رهبري كرملين شكست بسيار بزرگي محسوب مي شود كه از دشمني همچون آمريكا و « ناتو » براي خصومت ورزيدن و جاسوسي عليه كشوري دعوت رسمي و علني بعمل آورد كه پايگاههاي جاسوسي و استراق سمع آمريكا در منطقه را جمع آوري كرد و به عمليات جاسوسي ناتو در طول مرزهاي طولاني خود با اتحاد شوروي پايان داد.
    مسكو چه پاسخي براي توجيه اين پيشنهاد بدفرجام خود دارد چگونه مي توان به پيامهاي حسن نيت مسكو دل بست و آنها را « صادقانه » و مسئولانه تلقي كرد درحاليكه مي بينيم مسكو از دشمنان كينه توز ما براي استقرار عمليات جاسوسي خود عليه ما و در پشت مرزهاي ما دعوت رسمي و علني بعمل آورده است
    اين اظهارات بي منطق حتي باعث بهت واشنگتن و مقامات ناتو شده است . به راستي اين پيشنهاد چگونه قابل درك است كه مسكو عليه اهداف خصمانه و برنامه هاي آمريكا نسبت به استقرار سپر دفاع موشكي در لهستان و چك به قطعيت سخن مي گويد و بطور رسمي اخطار مي كند كه موشكهاي خود را عليه اروپا و ساير اهداف نظامي آمريكا جهت گيري مي كند ولي بطور همزمان به همين رقباي خود پيشنهاد عمليات مشترك جاسوسي در پشت مرزهاي ايران را مي دهد آيا آقاي پوتين از اهداف رسمي و علني آمريكا براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران آگاه است اگر آگاه نيست كه بايستي براي وي و دستگاه سياسي و سرويس هاي امنيتي روسيه افسوس خورد كه حتي از اظهارات رسمي و علني رقيب ديروز و ا مروز خود نيز آگاهي ندارند! و اگر آگاه است و چنين پيشنهادي را مطرح مي كند بايستي اين پيشنهاد را يك اقدام خصمانه عليه ايران تلقي كرد و با صراحت به كرملين يادآور شد كه متاسفانه روسيه هنوز هم قابل اعتماد نيست و در عين ادعاي دوستي به دشمني با ايران ادامه مي دهد. ضمنا اين احتمال نيز وجود دارد كه آنچه بيان شده فقط بخش كوچكي از طرح بزرگتري باشد كه اهداف و جزئيات آن هنوز فاش نگرديده و شايد هرگز فاش نشود.
    اين براي مسكو و رهبري كرملين كه زماني ادعاي رهبري مبارزات ضد امپرياليستي در جهان را يدك مي كشيد بسيار تحقيرآميز و شرم آور است كه امروزه به جاسوسان آمريكائي « چراغ سبز » نشان مي دهد تا براي مقابله با پايدارترين و صادق ترين مظاهر مبارزات حق طلبانه و ضداستكباري از امكانات و ظرفيت هاي جاسوسي روسيه آنهم در يك كشور ثالث بهره مند شوند و به كمك مستقيم مسكو در اين زمينه اميدوار باشند. اين پيشنهاد حقيرانه نشان مي دهد كه حتي راس هرم رهبري كرملين هم شناخت كامل و دقيقي از دشمنان مشترك ملتهاي منطقه ندارد و يا آنكه فريب آنها را خورده است . قاعدتا از يك رهبر هوشيار و آگاه بعيد است كه با چند جلسه مذاكره تاريخ معاصر جهان را به همين سادگي فراموش كند و براي نرد عشق باختن با دشمنانش اينگونه وسوسه شود. گويا آقاي پوتين مجبور است در فهرست اطرافيانش تجديدنظر كند و به دنبال عناصري باشد كه نقش « نفوذي دشمن » را بازي مي كنند و راهكارهاي خصمانه و بدفرجام را به او توصيه مي نمايند.