روزنامه جمهوري اسلامي 17/03/1386 صفحه مقالات

  • شعر انتظار
  • مشروعيت حكومت ديني در عصر غيبت
  • *****
    شعر انتظار


  • يك پنجره زيبايي
    مهمان نگاهم شو در يك شب رويايي
    بگشاي به روي من يك پنجره زيبايي
    فانوس نگاهم را آويخته ام بر در
    من منتظرم زيرا گفتند : « تو مي آيي »
    بي تاب تر از موجم بي خواب تر از دريا
    من مانده ام و يادت با يك شب يلدايي
    تا عابر چشمانت ; ره گم نكند در شب
    بر كوچه به تابان نور اي ماه تماشايي
    از پهنه چشمانت موج آمد و دل را بر
    آري شده ام اينك .... دريايي دريايي
    گيرم كه بيايد او امشب به ملاقاتم
    اي دل تو چه خواهي كرد با اين همه شيدايي

    هادي ميرزانژاد موحد
    صفابخش تر از سبز
    اي سبزتر از سبز دلاويزتر از سبز
    اي پاك تر از صبح و اي ناب تر از سبز
    اي خوب تر از عشق نگاهت همه از نور
    اي نورتر از نور صفابخش تر از سبز
    از عطر حضور تو شده ياس معطر
    با لطف قدمهاي تو هستي همه سرسبز
    اي پاكتر از شبنم شفاف محبت
    سبزينه رويش ز دو دستان تو سرسبز
    اي ناب ترين معني بودن همه عشق
    ياد تو به هر لحظه به هر خاطره سرسبز

    فاطمه ميرنجفي زاده

  • *****
    مشروعيت حكومت ديني در عصر غيبت


  • ثدكتر محمد محمدرضايي
    مشروعيت حاكميت ديني
    1 ـ نياز به زندگي اجتماعي
    زندگي اجتماعي لازمه حيات عقلي انسان است . مسائل عقلي نه تنها در حوزه خود بلكه در حوزه هاي اجتماعي اخلاقي و... نيز كارآيي دارند.
    فيلسوفان و منطق دانان انسان را حيوان ناطق يا عاقل تعريف كرده اند كه براي تكامل عقلانيت خود به زندگي اجتماعي نيازمند است تا معرفت هاي نظري و عملي بي شماري كسب كند. انسان بدون ياري ديگران نمي تواند همه توان بالقوه عقل خويش را به فعليت برساند.
    2 ـ ضرورت حكومت حكومت يك ضرورت اجتماعي است و بدون آن جامعه نظم و قوام پيدا نمي كند . (1 ) بنابراين « حكومت » براي هر جامعه منظم و پيشرفته اي ضرورت عقلي به شمار مي آيد. سيره پيامبرگرامي اسلام (ص ) كه اسوه و الگوي همه مسلمانان است 2 گواه اين مسئله است . ايشان براي هدايت جامعه حكومت تشكيل داد و پس از تثبيت آن را به خارج از مرزهاي حجاز نيز گسترش داد.
    3 ـ پايه هاي حكومت
    هر جامعه اي براي رشد و تعالي به قوانيني متناسب با ساختار روحي و رواني انسان و دربردارنده حقوق همه افراد آن نيازمند است . از نظر معتقدان چنين قانوني بايد از طرف خالق انسان هاـ كه به همه خصوصيات انساني آگاه است ـ فرستاده شود.
    همچنين هر جامعه اي به حاكم نياز دارد تا آن را براساس قوانيني اداره كند و بهترين حاكم كسي است كه داراي كمالات و فضايل و برتري باشد.
    قرآن درباره نياز جامعه و اقوام به رهبر و هادي مي فرمايد :
    ... ولكل قوم هاد3
    ... و براي هر گروهي هدايت كننده اي است .
    4 ـ واقعيت جامعه
    قرآن همانند فرد به تاريخ ملت ها نيز اهميت داده است چنان كه مي فرمايد : ... كل امه تدعي الي كتابهالله4 هر امتي به سوي كتابش خوانده مي شود... .
    هر اجتماعي واقعيتي است كه آثار خاص خود را داردـ و به ناگزيرـ داراي هدفي است . هدف جامعه اسلامي جز سعادت حقيقي و رسيدن به منزلت بلند نزد خداوند چيز ديگري نيست . وظيفه حكومت اسلامي هدايت چنين جامعه اي به سمت كمال مطلق است . از اين رو حاكميت ـ به ويژه حاكم اسلامي ـ بايد شايستگي اين وظيفه را داشته باشد.
    5 ـ صفات حاكم اسلامي
    قرآن و روايات اسلامي براي حاكم صفاتي برشمرده اند چنين فردي در عصر غيبت توانايي به دست گيري حاكميت را دارد :
    الف ) ايمان : كسي كه به خدا قيامت عالم غيب پيامبران قرآن و دستورهاي الهي ايمان داشته باشد شايستگي حكومت در زمان غيبت را يافته امور اجتماع را برعهده مي گيرد. تاكيد اسلام بر اين ويژگي به جهت اين است كه جامعه را از شر ظالمان جور بر حذر دارد چنان كه خداوند متعال در قرآن مي فرمايد :
    ... ولن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا5
    ... و خداوند هرگز كافران را بر مومنان تسلطي نداده است .
    ب ) تقوا : يكي ديگر از خصوصيات رهبر اسلامي است كه باعث چيره شدن بر نفس اماره مي شود و تمايلات نفساني را تسخير مي نمايد تا بتواند به فرمان هاي عقل و خدا جامه عمل بپوشاند.
    ج ) عدالت : از جمله ويژگي هاي رهبر اسلامي داشتن عدالت است . حاكم عادل به هيچ كس ظلم نمي كند و حقوق همه را محترم مي شمارد.
    اميرالمومنين (ع ) در اين باره مي فرمايد :
    العدل اساس به قوام العالم (6 )
    عدل اساس قوام عالم است .
    هم چنين مي فرمايد :
    العدل يضع الامور مواضعها : (7 )
    عدالت كارها را بدانجا كه بايد مي نهد.
    از مجموع آيات و روايات در اين باره مي توان نتيجه گرفت كه هدف از آمدن پيامبران اقامه قسط و عدل در جامعه بوده و عدالت موجب قوام جامعه و عالم مي گردد.
    د) برخورداري از كمالات اخلاقي : يكي ديگر از صفات رهبري برخورداري از كمالات اخلاقي است . امام علي (ع ) در اين باره مي فرمايد :
    من نصب نفسه للناس اما ما فليبدا بتعليم نفسه قبل تعليم غيره وليكن تاديبه بسيرته قبل تاديبه بلسانه (8 )
    هر كه خود را امام و پيشواي مردم سازد بايد پيش از ديگران به تعليم خود بپردازد و پيش از آن كه به گفتار خود را تاديب نمايد به رفتار و كردار ادب كند.
    هـ) شايستگي : حكومت اسلامي مبتني بر قانون الهي است و حاكم آن اجرا كننده اين قانون است . بنابراين حاكم اسلامي بايد از قوانين الهي آگاهي داشته باشد.
    امام حسين (ع ) مي فرمايد :
    مجاري الامور والاحكام علي ايدي العلما بالله و الا منا علي حلاله و حرامه (9 )
    اجراي امور و احكام به دست عالمان دين و امينان حلال و حرام خداوند است ولايت فقيه در حكومت اسلامي كنوني ناظر به اين معنا است .
    و) مديريت : يكي ديگر از علايم و صفات رهبري مديريت است . رهبر و هادي جامعه اسلامي بايد تواناترين فرد در اداره جامعه باشد.
    اميرالمومنين (ع ) مي فرمايد :
    ايها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم بامرالله فيه (10 )
    اي مردم ! سزاوارترين و شايسته ترين افراد براي رهبري كسي است كه از توان (مديريت ) بيشتري برخوردار باشد و بهتر از ديگران از دستورهاي الهي فرمان ببرد.
    ملاك هاي مشروعيت
    در برابر ملاك هاي مشروعيت حكومت ديني ـ كه تقوا عدالت اخلاق حسن مديريت و اقتدار را بيان ساخته بعضي شاخصه هاي ديگر نيز مطرح كرده اند :
    1 ـ زور و غلبه : از نظر برخي زور و غلبه ملاك مشروعيت به شمار مي آيد و هر حكومتي كه قوه قهريه بيشتري داشته باشد مشروع است . سوفسطائيان امام احمد پسر حنبل (11 ) و هابز از فيلسوفان قرن هفدهم (12 ) طرفداران اين نظريه بوده اند .
    2 ـ حق طبيعي : برخي متفكران معتقدند كه طبيعت شان و منزلت حكومت را تنها بر عهده عده خاصي نهاده است و اين مسئوليت از توان ديگران بر نمي آيد به تعبير ديگر حاكم بايد حاكم زاده شود.
    ارسطو در اين باره مي گويد :
    از همان ساعت تولد بعضي براي فرمان برداري و برخي ديگر براي فرمان روايي تعيين مي شوند . (13 )
    البته هر دو نظريه قابل بحث است و از ديدگاه اسلامي ملاك هاي ياد شده نمي تواند مشروعيت داشته باشد.
    3 ـ قرارداد اجتماعي : برخي صاحب نظران برآنند كه ملاك مشروعت حكومت قراردادهايي است كه بين افراد يا افراد و حاكمان بسته مي شود تا در ازاي آن از مواهب زندگي و امنيت لازم برخوردار شوند.
    هابز در اين باره مي گويد :
    علت نزديك پيدايش حكومت قراردادهايي است كه افراد با يك ديگر مي بندند. و هم اينان پس از تاسيس حكومت به اتباع حاكم مبدل مي گردند . (14 )
    هم چنين « روسو » در اين باره مي گويد :
    نظم اجتماعي براي اين كه مشروع و موجه گردد بايد بر يك توافق يا قرارداد مبتني باشد . (15 )
    اين نظريه نيز نقدپذير است و براي رد آن دلايل كافي وجود دارد :
    الف ) در انعقاد اين قرارداد ترديد هست . قرارداد بايد آگاهانه و از روي علم و اختيار باشد. بنابراين بسيار روشن است كه در چنين مواردي قرارداد به معناي حقيقي كلمه وجود ندارد.
    ب ) اگر مردم براي حاكميت قراردادي را منعقد ساختند از نظر عقلي بايد به عهد خود وفا كنند. اين الزام در صورتي است كه حكومت در مسير صحيح باشد. اما اگر كساني عهد بستند و حكومت امور غير اخلاقي را ترويج كرد چنين عهدي قابل وفا نيست . بنابراين نظريه قرارداد اجتماعي نمي تواند مشروعيت حكومت ها را تبيين كند.
    4 ـ رضايت عمومي : « جان لاك » فيلسوف تجربه گراي انگليسي از اين نظريه دفاع كرده است . حاصل نظريه ياد شده اين است كه مشروعيت حكومت ها و الزام شهروندان به اطاعت مبتني بر رضايت آنها به حكومت و قوانين و قراردادهايش است . (16 )
    اين نظريه نيز به دليل اين كه در برخي موارد پاسخ گو نيست نمي تواند كامل باشد چرا كه در هر حكومتي عده اي هستند كه با حكومت ناسازگارند اما حاكميت را مي پذيرند. از طرفي اگر رضايت عمومي باشد ولي حكومت كارهاي خلاف اخلاق انجام دهد نمي توان اين حكومت را مشروع دانست .
    پاورقي :
    1 ـ نهج البلاغه خطبه 40 : لابدللناس من امير براوفاجر ر . ك : مرتضي مطهري پيرامون جمهوري اسلامي ص 150
    2 ـ احزاب (33 ) آيه 21 : لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه ... مسلما براي شما در زندگي پيامبرخدا(ص ) سرمشق نيكويي بود ... . 3 ـ رعد (13 ) آيه 7
    4 ـ جاثيه (45 ) آيه 28
    5 ـ نسا (4 ) آيه .141
    6 ـ علامه مجلسي بحارالانوار ج 75 ص 83 باب 16 ح 87
    7 ـ نهج البلاغه حكمت ص 437
    8 ـ همان ص 73
    9 ـ حسن بن شعبه حراني تحف العقول . ص 238
    10 ـ نهج البلاغه خطبه .173
    11 ـ قاضي ابي يعلي الاحكام السلطانيه ص 20
    12 ـ ارتست كاسيرر افسانه دولت ترجمه نجف دريابندري ص 97 ژان ژاك روسو قرارداد اجتماعي ترجمه زيرك زاده ص .42
    13 ـ فردريك كاپلستون تاريخ فلسفه ترجمه دكتر سيد جلال الدين مجتبوي ج 1 ص .402
    14 ـ همان ترجمه امير جلال الدين اعلم ج 5 ص .54
    15 ـ همان ترجمه اسماعيل سعادت و منوچهر بزرگمهر ج 6 ص .95
    16 ـ همان ترجمه امير جلال الدين اعلم ج 5 ص .105
    هر اجتماعي واقعيتي است كه آثار خاص خود را دارد و به ناگزير داراي هدفي است هدف جامعه اسلامي جز سعادت حقيقي و رسيدن به منزلت بلند نزد خداوند چيز ديگري نيست . وظيفه حكومت اسلامي هدايت چنين جامعه اي به سمت كمال مطلق است
    امام علي (ع ) : هر كه خود را امام و پيشواي مردم سازد بايد پيش از ديگران به تعليم خود بپردازد و پيش از آن كه به گفتار خود را تاديب نمايد به رفتار و كردار ادب كند