روزنامه جمهوري اسلامي 16/03/1386 صفحه كتاب و كتابخواني

  • عوامل موثر در تربيت انسان از ديدگاه امام خميني
  • تازه هاي نشر
  • *****
    عوامل موثر در تربيت انسان از ديدگاه امام خميني




  • انسان شناسي در انديشه امام خميني
    كتاب « انسان شناسي در انديشه امام خميني » كه دفتر چهل و سوم از مجموعه تبيان (آثار موضوعي امام خميني ) مي باشد توسط موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني در 429 صفحه منتشر شده است . كتاب مذكور هشت فصل دارد و عناوين فصول آن چنين است : حقيقت و ماهيت انسان انسان در نظام هستي قواي نفس انسان روح و قلب شناخت انسان آفرينش مقام و جايگاه انسان ) و انسان و تربيت .
    در بخشي از اين كتاب كه بعضي از عوامل موثر در تربيت انسان از ديدگاه امام خميني را منعكس مي كند چنين آمده است .
    در افراد انسان به طور بين و در كمال وضوح در خلق و خلقشان اختلاف مشاهده و محسوس است و سبب اين اختلاف بسيار است كه بعضي از آنها از اختيار ما خارج بوده و بعضي هم در اختيار ماست .
    يكي از اسباب اختلاف بين افراد بنا بر مسلك حق و حركت جوهريه ـ كه نفس وليده عالم طبيعت است ـ همان مواد اغذيه اين عالم است كه اصل آدم از آن حاصل شده است البته مواد اغذيه به جهت صلابت و لطافت در قبول فيض از عالم اعلي متفاوت هستند يكي صلب و كثيف و ديگري لطيف است و از اين باب اختلاف عريضي در افراد انسان حاصل مي گردد چون مواد اغذيه خيلي مختلف هسند زيرا به بسايط و مركبات تقسيم مي شوند و انسان هم كه به يك غذا كفايت نمي كند مواد و اغذيه مختلف را به هم مخلوط نموده و هر روز چند قسم از اغذيه را مي خورد از قبيل مواد رطوبتي حرارتي قندي تلخي ميوه هاي گوناگون سبزي جات انواع خورشهاي مختلف و نانهاي متفاوت حتي در بعضي از مواد مثل گندم اصناف مختلفي وجود دارد و اختلاط انواع و اصناف و افراد اين مواد ماكولي و مشروبي عالم در اختلاف افراد دخالت دارند چون مبدا تكون افراد انسان هستند.
    از اينجاست كه مي بينيم اولاد طبقه اشراف و توانگران از نظر ظاهر و جمال از اولاد طبقه رعايا و برزگران نوعا جميل ترند و چنانكه در جمال ظاهري و بدن و لطافت جسمي با آنها مختلف هستند لابد در لطافت روحي و اخلاقي هم مختلف خواهند بود.
    وبالجمله : همان طوري كه آن مواد بااين عرض عريض موجب اختلاف مي باشند اصلاب رجال و روحيات آنها و لقمه هاي آنها از حيث حرمت و حليت نيز موجب اختلاف در نطفه ها خواهند بود و رحم امهات هم از حيثيات مختلف موجب اختلاف در اولاد است از حيث حرارت و برودت طهارت و پاكي و از حيث ارتزاقاتي كه در ارحام امهات حاصل مي گردد حتي فرح و شهادي و غم و غصه و گرفتگي مزاجشان و صحت و سلامت بدنشان همه در خلقت و خلق اولاد دخيل مي باشند.
    بعد از آنكه طفل از مادر متولد شد شيري كه از پستان مادر مي خورد به ويژه شيري كه در حال پريشاني روح و خاطر مادر تناول مي كند يا در حال نشاط و سرور و تمام اغذيه اي كه مادر مي خورد در وجود او تاثير دارد بعد خود او هم كه بزرگ و غذا خور شد همه اينها موجب اختلافات خلقي و خلقي مي شود و سپس اينكه به كدام مكتب و مدرسه مي رود و با چه علوم و روشهايي تربيت مي يابد و با چه اشخاصي رفاقت دارد همه اينها موجب فرق و اختلاف در بين افراد انساني مي گردد.
    آن كسي كه از اول در اصلاب شامخه و ارحام مطهره قرار گرفته و مثلا همه آبائش پيغمبر بوده و از آدم ابوالبشر به ترتيب سلسله از صلبي به صلبي منتقل شده و همه پدرانش انبيا و مرسلين و يا اوصياي انبيا بوده اند كه با كمال دقت در انتخاب مواد اغذيه متغذي شده اند و همه اخلاق وروحياتشان با ميزان و دستور الهي بوده و اولادشان را با علوم و آداب انساني تربيت نموده و در تربيت آنها كوشيده اند اگر به اين نحو يك نطفه لطيفه در اصلاب شامخه قرار گرفته باشد و از طرف امهات هم در ارحام پاك پرورش يافته باشد و به دنيا هم كه آمد شيرش از پستان يك زن عاقله كه از اغذيه لطيفه توليد شده باشد و نوبت تربيتش كه رسيد با تربيت روحاني تربيت يابد اين چنين موجودي ذات و وجودش در كمال صفا و ضيا و روشني بوده و چنين موجود معتدل طوري صفاي ذاتي دارد كه مستعد قبول فيوضات غيبيه بوده و در صفا و زلالي و استعداد همانند زيتون است (يكاد زيتها يضي و لو لم تمسسه نار) كه اگر انسان به مطلب علمي اشاره كند آن را مي فهمد و تا فيض اشاره شود قبول مي نمايد چنانكه خداوند متعال مي فرمايد : چنين شخصي مثل روغن زيتون است كه تا نزديك نار شود گر چه نار و شعله آتش به آن نرسد شعله ور مي شود يعني شعله را خيلي سريع جذب نموده و مي ربايد.
    اگر گاهي انبيا و مرسلين آثار و خواص مطعومات را بيان فرموده اند نظرشان نظر طبي نبوده است چنانكه اطبا نظر به آثار و خواص اغذيه مي كنند و آثار آنها را بيان مي نمايند و مرادشان بيان تاثير و خاصيت آنها در فربهي بدن و يا تقويت كبد و يا زيادي خون است بلكه اين گونه آثار از نظر انبيا كنار بوده است و نظرايشان به همان جهت مواد اغذيه است كه موجب صفاي روحي و توجه به كمال و قبول فيض و كمالات ميباشد.
    اگر پيامبري در مورد آثار و خواص خربزه ـ مثلا ـ سخني فرموده و به آن ترغيب و تحريص نموده است همان جنبه و خاصيتش را كه موجب لطافت روح و صفاي ذات ولطافت وجود است در نظر دارد.
    و اگر طبيب خاصيت آن را بيان كرده و به آن ترغيب نمايد نظر به چاق نمودن جسم و كلفت نمودن گردن انسان دارد و هرگز اطبا و حكماي طبيعي با عقولشان نمي توانند بيشتر از اين آثار را بفهمند آثار و خواص اشيا را از آن حيث كه دخالت در سعادت ذاتيه و صفاي وجود و ضيا ذوات دارند فقط سلسله انبيا و مرسلين به تعليم الهي و غيبي مي دانند.
    ممكن است غذايي در مذاق و ذائقه نوع مردم طعم و حظ و لذت قابل اهميت نداشته باشد بلكه خوش نيايد اما خاصيت لطافت وجودي و قبول فيض و كمالات را بيشتر داشته باشد واي بسا اغذيه اي كه در ذائقه مردم خوش طعم و گوارا باشد ولي ماده اش صلب و غير قابل براي كمالات و فيوضات باشد و كدورت و ظلمت وجودي و صلابت داشته باشد.
    اگر در ابواب اطعمه و اشربه كتب فقهيه در لسان انبيا و ائمه هدي از برخي مواد غذايي انتقاد شده و طباع را از آنها تنفر داده اند و يا به بعضي تحريص و ترغيب نموده اند و بعضي از مواد را تحريم فرموده اند و بعضي را مستحب و مباح اعلام نموده اند نظرشان به تحريص بر خوردن و خدمت به بطن نيست زيرا اين كار شان انبيا نمي باشد بلكه شان طباخين است زيرا آنها كه به نام خدمت به بشريت بشر و روحانيت انسان و صفاي ذوات و روحيات و تنوير قلوب و افكار خود را معرفي نموده اند مرام و منظور خود را تعقيب مي نمايند نه دعوت به دنيا و خوردن و نوشيدن و در هر حكمي اصل منظور خود را در نظر دارند كه توده بشر را به عالم نور گسيل دهند و قلوب را به مبدا عالم جلب نمايند و صفحه الهي وجود انساني را صيقل و صاف و زلال نمايند و در همان تحريص و ترغيب به اغذيه استكمال وجود بشر و صفاي ذات افراد انسان را در نظر دارند.
    اگر انبيا دستور نكاح و تزويج داده اند اين دستور عين توجه دادن مردم به روحانيات و دعوت به عالم نور و كمال است و همان مجلس عقدي كه به دستور آنها منعقد ميشود دعوت به حق و كمال است براي اينكه شهوت براي بشر ذاتي و لابد منه است و لذا بشر بايد شهوت خود را اعمال نمايد ولي شهوت در وجود انسان به طور اطلاق است و در شهوت انسان نخوابيده است كه چگونه شهوت خود را اسكات كند و شهوت به نحو اطلاق تقاضا دارد كه شهوتراني نمايد ولي دعوت انبيا به تزويج و نكاح در حقيقت شهوت را قانوني كردن و تحديد شهوت مطلقه است .
    بلي به كلي جلوي شهوت را گرفتن غلط است و ممكن نيست چون هم قسر و هم انقطاع نسل است پس بايد آن را قانوني كرد. لذا ترغيب و تحريص به ازدواج با قوانين مقرره يعني شهوت مطلقه را تحت قانون در آوردن .
    حرص به مال و مال به دست آوردن به طور اطلاق در ذات انسان است و در آن نوشته نشده كه حرص انساني براي طلب مال از چه راهي باشد آنچه در ذات انسان است مال به دست آوردن و با آن اعاشه كردن است از هر راهي و با هر عملي باشد اين اطلاق را شروع تحديد نموده و در حقيقت مال به دست آوردن علي الاطلاق را قانوني كرده است و غير قانوني را تحت قانون در آورده است .
    بالجمله : شان انبيا همان توجه دادن و دعوت كردن مردم به حق است .
    اما در عبادات مستقيما دعوت به حق و ارتقا دادن ارواح و مرتبط نمودن آنها به كمال مطلق است .
    و در معاملات هم با تمام اقسامش از تناكح و تجارات و زراعات و صنايع و غيره باز دعوت به حق است و اطلاق اين شهوات و رغبات را تحديد نمودن است و آنها در هيچ مورد دعوت به دنيا و شهوت و خوابيدن ندارند منتها چون در نظام اتم و حكمت بايد اصل الشهوه و اصل الرغبه باشد و گر نه بقاي نوع بشر ممكن نمي گردد لذا شان انبيا هم تحديد و قانوني كردن اينهاست . حتي اينكه از تزهد از دنيا و رهبانيت منع مي نمايند در عين حال كه جلوگيري از رهبانيت و تزهد است خودش نوعي سوق دادن به زهد و جلوگيري از دنيا و توجه دادن به عالم نور است زيرا قوه شهوت و حرص به دنيا كه در كمون ذات انساني است اگر به طور كلي جلويش را بگيرند و خفه اش كنند وقتي كه حوصله اش تنگ شد و زور آورد منفجر ميشود و آن چنان منفجر مي شود كه عالم را خراب مي كند همان طور كه انسان اگر يك قوه ناريه را در يك چيز مسدود من جميع الجهات نگه دارد اگر بتواند از يك منفذي بيرون رود آتش فشاني نموده و آنچه كه روي آن را گرفته است با تركيدن از بين مي برد. بنابراين چند روزي تزهد از دنيا باعث ميشود كه انسان براي هميشه اهل دنيا شود و زهد از آخرت داشته باشد و به تجربه فراوان ديده شده آنها كه در اول جواني خود را گرفتار فشار نموده اند بالاخره نتوانستند از عهده برآيند و نفس افسار گسيخته شده و به طوري مطلق العنان گشته اند كه از زير بار ديانت به كلي خارج شده اند.
    بالجمله : همه دعوت انبيا و مرسلين در هر حكم و تحريص و ترغيبي دعوت به حق و به كمال رساندن افراد انساني است و توجه دادن آنان به عالم غيب و روحانيت است .
    پيش اصحاب معرفت و ارباب قلوب واضح است كه چنانچه ابدان را غذائي است جسماني كه بدان تغذي كنند و بايد آن غذا مناسب حال و موافق نشئه آنها باشد تا بدان تربيت جسماني و نمو نباتي دست بدهد همينطور قلوب و ارواح را غذائي است كه هر يك به فراخور حال و مناسب نشئه آنها بايد باشد كه بدان تربيت شوند و تغذي نمايند و نمو معنوي و ترقي باطني حاصل آيد. و غذاي مناسب با نشئه ارواح معارف الهيه از مبدا مبادي وجود تا منتهي النهايه نظام هستي است چنانچه در تعريف فلسفه اعاظم ارباب صناعت فرمودند : هي صير و ره الانسان عالما عقليا مضاهياللغالم العيني في صورته و كماله . و اين اشاره است به همين تغذي معنوي چنانچه تغذي قلوب از فضايل نفسانيه و مناسك الهيه است .
    و بايد دانست كه هر يك از اين غذاها اگر از تصرف شيطان خالص باشد و با دست ولايت مآبي رسول ختمي و ولي الله اعظم صلوات الله عليهما و الهما فراهم آمده روح و قلب از آن تغذي كنند و به كمال لايق انسانيت و معراج قرب الي الله نائل شوند.
    آن كه مربي انسان است بايد همه عالم را آشنا بر آن باشد و انسان را به همه مراتب آن آشنا باشد تا بتواند اين انسان را به مدارجي كه دارد برساند اسلام را به همه جهاتش بشناسد.
    نفس كودك در ابتداي امر چون صفحه كاغذ بي نقش و نگاري است كه هر نقشي را به سهولت و آساني قبول كند و چون قبول كرد زوال آن به آساني نشود چنانچه مشاهد است كه اطفال را معلومات يا اخلاقي كه در اول صباوت حاصل شده تا آخر كهولت باقي و برقرار است و نسيان به معلومات زمان طفوليت كمتر راه پيدا كند. از اين جهت تربيت اطفال و ارتياض صبيان از مهماتي است كه عهده داري آن بر ذمه پدر و مادر است و اگر در اين مرحله سهل انگاري و فتور و سستي شود چه بسا كه طفل بيچاره را كار به رذائل بسيار كشد و منتهي به شقاوت و بدبختي ابدي او شود.
    و بايد دانست كه تربيت يك طفل را نبايد فقط يكي محسوب داشت و همين طور سو تربيت و سهل انگاري درباره يك طفل را نبايد يكي حساب نمود. چه بسا كه به تربيت يك طفل يك جمعيت كثير بلكه يك ملت و يك مملكت اصلاح شود و به فساد يك نفر يك مملكت و ملت فاسد شود.
    نورانيت يك نفر مثل فيلسوف بزرگ اسلامي خواجه نصيرالمله والدين ـ رضوان الله عليه ـ و علامه بزرگوار حلي ـ قدس الله نفسه ـ يك مملكت و ملت را نواني كرده و تا ابد آن نورانيت باقي است و ظلمتها و شقاوتهاي مثل معاويه بن ابي سفيان و ائمه جور مثل او هزاران سال بذر شقاوت و خسران ملتها و مملكتها است چنانچه مي بينيم .
    و چون اطفال را حشر دائم يا غالب با پدر و مادر است تربيتهاي آنها بايد عملي باشد يعني اگر فرضا خود پدر و مادر به اخلاق حسنه و اعمال صالحه متصف نيستند درحضور طفل با تكلف خود را به صلاح نمايش دهند تا آنها عملا مرتاض و مربي شوند و اين خود شايد مبدا اصلاح خود پدر و مادر نيز شود زيرا كه مجاز قنطره حقيقت و تكلف راه تخلق است .
    و فساد عملي پدر ومادر هر چيز بيشتر در اطفال سرايت كند. چه بسا كه يك طفل كه عملا در خدمت پدر و مادر بد تربيت شد تا آخر عمر با مجاهدت و زحمت مربيان اصلاح نشود.
    و حسن تربيت و صلاح پدر و مادر از توفيقات قهريه و سعادات غير اختياريه اي است كه نصيب طفل گاهي مي شود چنانچه فساد و سو تربيت آنها نيز از شقاوات و سو اتفاقات قهريه اي است كه بي اختيار نصيب انسان شود چنانچه مراحل سابقي بر اين مرحله نيز است كه ممكن است در آن مراحل
    بذر سعادت انسان وشقاوت آن كشته گردد چون اختيار زن صالح خوب خوش اخلاق سعيد و اختيار غذاهاي مناسب حلال در قبل از حمل و زمان حمل و ايام رضاع و امثال آن كه تفصيل آن محتاج به رساله جداگانه اي است كه اميد است به توفيق حق موفق به افراز آن شوم و بحث مستقصاي جداگانه در اطراف آن كنم با خواست خداي تعالي .
    بنابر مسلك حق و حركت جوهريه يكي از اسباب اختلاف بين افراد همان مواد اغذيه اين عالم است كه اصل آدم از آن حاصل شده است
    اصلاب رجال و روحيات آن ها و لقمه هاي آن ها از حيث حرمت و حليت نيز موجب اختلاف در نطفه ها مي شود همچنانكه ارحام مهات و حتي فرح و شادي وغم و غصه آن ها نيز در خلقت و خلق اولاد موثر است
    اگر گاهي انبيا و مرسلين از خواص طعام ها و خوردني ها گفته اند نظرشان نظر طبي نبوده است بلكه همان جنبه اي كه موجب لطافت روح وصفاي ذات وجود مي شود مورد نظر بوده است
    اگر انبيا دستور نكاح و تزويج داده اند اين دستور عين توجه دادن مردم به روحانيات و دعوت به عالم نور وكمال است و همان مجلس عقدي كه به دستور آن ها منعقد مي شود دعوت به حق و كمال است

  • *****
    تازه هاي نشر


  • شاهد ياران
    شماره 19 ماهنامه فرهنگي و تاريخي « شاهد ياران » با عناوين زير منتشر شده است : ايثارگران و ميراث داران آن ها در آيينه توصيف امام خميني سرآمدان ايثار در آينه توصيفات رهبر معظم انقلاب سوم خرداد پس از ربع قرن تجاوز عراق و اشغال خرمشهر و واكنش كشورهاي منطقه خرمشهر در آيينه يادها گزارش توصيفي از اولين كنگره ملي تجليل از ايثارگران پيام آور آزادگان پيام آور مهر و استواري يار ديرين رنج و صبر شكوه پيوند علم و دين و عناوين متعدد ديگر.
    طلوع
    شماره 20 فصلنامه تخصصي مذاهب و فرق اسلامي كه ويژه پيامبر اعظم است با عناوين زير منتشر گرديده است : روش شناسي تفسيري پيامبر اعظم تاملي در اتهام خشونت به پيامبر اعظم شخصيت پيامبر اكرم از منظر نهج البلاغه بررسي ديدگاه فريقين درباره آيه شرح صدر سيره تبليغي پيامبر اعظم در توحيد و معاد مداراي پيامبر اعظم با مخالفان و ديگرانديشان نقد شبهات پيرامون عصمت پيامبر اكرم در قرآن آداب گفت وگو در مكتب اكرم در قرآن آداب گفت وگو در مكتب حضرت ختمي مرتبت جايگاه زيارت نبي اعظم در منابع و مذاهب اسلامي بررسي روايات صحيحين درباره شخصيت رسول اكرم و...
    معارف
    شماره 46 ماهنامه « معارف » با عناوين زير منتشر شده است : سربلندي ايران اسلامي و الگوشدن در ميان ملت هاي مسلمان ويژگي هاي حكومت ديني از ديدگاه امام خميني اخلاق كاربردي و چالش هاي پيش رو علم غيب معصوم و عناوين متعدد ديگر.
    موعود
    شماره 76 ماهنامه فرهنگي و اعتقادي و اجتماعي « موعود » با عناوين زير منتشر شده است : امام مهدي و اتحاد ملي و انسجام اسلامي واقعيات تحريف شده حضرت فاطمه از ديدگاه قرآن تبشيري ها در عصر قاجار غرب و اسلام ستيزي سرگذشت اسپانياي اسلامي زيارت آل ياسين و توضيح كلمات كليدي آن آماده باش دائمي منتظران مهدي انتظار و بهداشت روان و عناوين متعدد ديگر.
    تحول اداري
    شماره 53 مجله « تحول اداري » با عناوين زير منتشر شده است : نگاهي گذرا بر مفهوم دولت و حاكميت اندازه دولت تمركززدايي و فرسايش حاكميت اصلاحات ساختاري در دستگاه اداري دولت اندازه دولت ايران حكومت اسلامي بوروكراسي و توسعه در ايران نظريه دولت در ايران و...