
اين كتاب توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي در اسفند ماه 1384 منتشر
شده است . نويسنده اين كتاب آقاي عبدالوهاب فراتي با استفاده از خاطرات
شاگردان امام خميني (ره ) در نجف مجموعه بسيار خواندني از وضعيت
سياسي
اجتماعي امام در نجف ارائه داده است . خواندن اين كتاب به تمام
مشتاقان سيره سياسي ـ الهي امام خميني توصيه مي شود :
با اين همه
امام در پاسخ به محبت علما
به ديدار علماي نجف رفتند و
در 1344
7
27 در ديدار با آيت الله حكيم كوشيدند او را از اوضاع ايران
مطلع سازند. از اين رو
در اين ديدار
آن گاه كه از كسالت وي سخن به ميان
آمد
امام خميني فرصت را غنيمت شمردند و گفتند : « خوب است براي تغيير
آب و هوا به ايران برويد و اوضاع آنجا را از نزديك ببينيد و مشاهده كنيد كه
بر اين ملت مسلمان چه مي گذرد. در زمان مرحوم بروجردي عدم اقدام
ايشان را عليه دولت جابره حمل بر صحت مي كردم و مي گفتم : مطالب را به
ايشان نمي رسانند. نسبت به جناب عالي هم اين طور معتقدم كه فجايع
حكومت ايران را به سمع شما نمي رسانند و الا شما هم ساكت نمي مانديد.
در تهران به عنوان بيست و پنج سال سلطنت پهلوي جشن گرفتند و به زور
چهارصد هزار دلار از اين مردم فقير براي مصارف جشن گرفتند
800 دختر
و 800 پسر به عنوان دعا در محلي به جان هم انداختند به عنوان دعا چه
كرده اند از گفتنش خجلم »
آقاي حكيم : شما كه اين جا هستيد به من لطفي ندارد ايران بروم
وانگهي
چه مي شود كرد چه اثر دارد
امام : قطعا اثر دارد ما با همين قيام تصميمات خطرناك دولت را متوقف
كرديم
چطور اثر ندارد اگر علما اتحاد داشته باشند قطعا موثر است .
آقاي حكيم : اگر احتمال عقلايي نيز داشته باشد و از طريق عقلايي اقدام
شود خوب است .
امام : قطعا تاثير دارد چنانچه اثر هم ديديم و منظور ما از اقدام
اقدام
عاقلانه است و اقدام غيرعاقلانه اصلا مورد بحث نيست . مقصود اقدام علما
و عقلاي ملت است .
آقاي حكيم : اقدام حاد كنيم مردم از ما تبعيت نمي كنند
مردم دروغ
مي گويند
آنها پي شهوتند. براي دين سينه چاك نمي كنند.
امام : چطور مردم دروغ مي گويند
اين مردم جان دادند
زجر ديدند
حبس
كشيدند
تبعيد شدند
اموال شان به غارت رفت . چطور مردم بقال و عطار
سرمحل كه سينه جلو گلوله دارند دروغ مي گويند.
آقاي حكيم : تبعيت نمي كنند مريد شهوات در اغراض ماديه هستند.
امام : عرض كردم كه مردم در پانزده خرداد جوانمردي و صداقت خود را
نشان دادند.
آقاي حكيم : اگر قيام كنيم و خوني از بيني كسي بريزد
سر و صدايي بشود
مردم به ما ناسزا مي گويند و سر و صدا راه مي اندازند.
امام : ما كه قيام كرديم از احدي به جز مزيد احترام و سلام و دست بوسي
نديديم و هر كه كوتاهي كرد حرف سرد شنيد و مورد بي ارادتي مردم واقع
شد. در تبعيد تركيه
به يكي از دهات تركيه اسمش يادم نيست رفتم اهالي آن
ده گفتند : وقتي آتاتورك مشغول عمليات ضد ديني خود شد علماي تركيه
جمع شدند و به اتفاق مشغول فعاليت عليه تصميمات آتاتورك شدند
آتاتورك ده را محاصره و چهل نفر از علماي تركيه به قتل رسانيد. من
شرمنده شدم . پيش خود فكر كردم كه آن ها سني مي باشند
وقتي خطر را به
دين اسلام نزديك مي بينند
چهل نفر كشته مي دهند
ولي علماي شيعه در
اين خطر عظيمي كه (به ) ديانت مان وارد آمده خون از دماغ مان نيامد (نه از
دماغ من و نه شما و نه ديگري ). واقعا جاي خجالت است .
آقاي حكيم : چه بايد كرد بايستي احتمال اثر بدهيم
كشته دادن چه اثر
دارد.
امام : عمليات ضد ديني دو جور است : يكي مثل رضاخان بي ديني مي كرد و
مي گفت : من مي كنم و نسبت به شرع نمي داد
البته موضوع اقدام عليه او از
باب نهي از منكر بود ولي شاه فعلي هر عملي ضد قرآن و مذهب مي كند و
مي گويد : از دين است .
نظر قرآن چنين است
من از قرآن كريم مي گويم
اين بدعت عظيم كه بر
اساس ديانت لطمه وارد مي كند قابل تحمل نيست
بايد جان بازي كرد
بگذاريد تاريخ ثبت كند كه وقتي دني مورد حمله واقع شد عده اي از علماي
شيعه قيام كردند و دسته هايي از آن ها كشته شدند.
آقاي حكيم : تاريخ چه فايده اي دارد بايد اثر داشته باشد
امام : چطور فايده ندارد مگر قيام حسين بن علي (ع ) به تاريخ خدمت
موثري نكرد و چه بهره بزرگي از قيام آن حضرت مي گيريم
آقاي حكيم : راجع به امام حسن (ع ) چه مي فرماييد ايشان كه قيام
نكردند.
امام : اگر امام حسن (ع ) هم به اندازه شما مريد داشت قيام مي كرد. در اول امر
قيام كرد ديد مريدها فروخته شده اند
لذا فتح نكرد
اما شما در تمام ممالك
اسلامي مقلد و مريد داريد.
آقاي حكيم : من كه نمي بينم كسي را داشته باشم كه اگر اقدامي كرديم تبعيت
نمايد
امام : شما اقدام كنيد و قيام نماييد
من اولين كسي خواهم بود كه از شما
تبعيت خواهم كرد.
آقاي حكيم : لبخند و سكوت
بخشهايي از كتاب : تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي جلد2 (امام خميني در
تبعيد)

*****
آيا چنين شخصيتي مي تواند يك فرد عادي باشد
|

امام خميني (ره ) از نگاه يك خبرنگار آمريكايي
چكيده : « روبين وود زورث » درتشريح جريان ملاقات خود باامام (ره )
در جماران مي نويسد : ... « زماني كه امام خميني از در وارد مي شد احساس
مي كردم كه از لا به لاي آن گرد بادي از نيروي معنوي وزيدن گرفت
گويا در
وراي آن عباي قهوه اي
عمامه مشكي و ريش سفيد روح زندگي جريان
داشت ; به طوري كه همه بينندگان را محو تماشاي خود كرد
در آن هنگام
حس كردم كه با حضور او همه ما كوچك شده ايم و گويا در سالن كسي جز او
باقي نمانده است .
آري ! او بارقه اي از نور بود كه در قلب و روح همه حضار رسوخ كرده
بود
او تمام معيارهايي را كه گمان ميكردم مي توانند مرا در تعريف وارزيابي
شخصيت و مقامش ياري كنند در هم شكست
او با حضور خود آن قدر درما
تاثير گذارد كه احساس كردم تمام روح و جسم را فرا گرفته است !
زماني كه بر روي صندلي خود نشست
احساس كردم كه نيرويي از
وجودش ساطع مي شود
نيرويي بسان يك گردباد كه اگر با دقت نگاه
مي كردي در ميافتي كه نوعي « آرامش مطلق » دردرون آن نهفته است
چرا كه
امام خميني (ره ) بسيار جدي واستوار ومسلط بود.
در عين حال او را آن چنان ساكت و آرام مي يافتي كه گويي نيروي ثابت
واستوار در درون او جريان دارد والبته اين نيرو همان چيزي است . كه رژيم
سابق ايران را به يك باره برچيد حال آيا چنين شخصيتي مي تواند يك فرد
عادي باشد .... « من تاكنون هيچ يك از مردان بزرگ را برتر از اين مرد و يا
نظير او نديده ام » .
كمترين چيزي كه مي توانيم بگويم اين است كه گويا او يكي ازانبياي
گذشته است و يا اين كه او موساي اسلام است وآمده تا فرعون كافر را از
سرزمين خود براند.
حماسه امام خميني (ره )
چهارده قرن پس از هجرت تاريخ ساز حضرت خاتم الانبيا(ع ) از مكه
معظمه به مدينه منوره
با پيروزي انقلاب عظيم اسلامي در ايران « بزرگ ترين
تحول جهاني در قرن بيستم (ميلادي ) به وقوع پيوست و كنگره هاي
ظلمتكده انزوا و مهجوريت دين و ايمان و يكتا پرستي در جهان معاصر به
لرزه در آمد ونسيمي جان افروغ و آسماني از جانب عرش الهي بر جان هاي
خسته بندگان طالب حق به وزيدن گرفت و آنان را حيات و طراوتي دوباره
بخشيد.
چهارده قرن پس از بعثت پيامبر گرامي اسلام (ص ) مردي از پرورش
يافتگان مكتب او از مشرق زمين برخاست كه در بندگي و حق گويي و حق
جويي
خروش واستقامت بر آدم
نوح
ابراهيم
موسي
عيسي
علي نبينا و
آله و عليهم السلام ـ اقتدار نموده وبسان جدش علي بن علي طالب (ع ) با
اراده آهنين و پيام هاي پر مغز و كلام نافذ خويش پرده تباهي وتاريكي ها را
دريد و جبهه باطل را يكسره به ميدان مبارزه طلبيد و براي هميشه « نام او ياد
او روح گرم
پرخروش او
اراده وعزم آهنين او
استقامت و شجاعت او
روشن بيني وايمان جوشان او زبان زد خاص و عام است » .
آري
او خميني كبير است كه سوداي انجام تكليف در سرو عشق الهي
در دل داشت
او روح خداست كه به راستي « روح زندگي وناموس اجتماع و
مرزبان معنوي و باروري انديشه هاي » متعالي و حسن ها است كه خداوند به
قرن ما و روزگار ما عنايت فرمود.
اوست كه با قيام خود
ميليون ها انسان گم گشته در برهوت والحاد
وجاهليت عصر مدرن را به رجعتي دوباره به معنويت و يكتا پرستي فراخواند
و كام عطش ناك بسياري از آنان را از كوثر تعاليم محمدي (ع ) سيراب نمود.
حضرت امام خميني (ره ) عبد صالح خداست كه براي به انجام رساندن
رسالت تاريخي خودرا با رهبري و هدايت انقلاب عظيم امت خداجوي
ايران اسلامي
زمينه ساز انقلاب جهاني آخرين حجت حق بر روي كره
خاكي گرديد و جهانيان را به ظهور حتمي حضرتش ـ عجل الله تعالي فرجه
الشريف ـ بشارت داد
امام خميني كه بود و چه كرد
در تحليل شخصيت امام خميني با نگاهي عميق به روح ملكوتي و افكار
بلند و ويژگي هاي منحصر به فرد روحي ومعنوي ايشان و آثار و بركات فراوان
حيات طيبه ايشان بايد گفت :
« صداي امام خميني براي مردم ايران حكم صداي خدا را داشت »
در
نظر ميليون ها انسان موحد : « او دست خدا بر روي زمين » و هديه آسماني و
ملكوتي براي خاكيان بود.
سلوك معنوي وافكار متعالي وتقيد بي چون و چراي ايشان به
دستورهاي شرع انور و تعاليم اهل بيت عصمت و طهارت (ع ) هر مسلمان
منصفي را بر اين باور استوار مي ساخت كه : گويي شخصيتي از
شخصيت هاي آزمون بزرگ صدر اسلام (فتنته الكبري ) با معجزه اي به دنيا
بازگشته تا پس از پيروزي امويان و به خون غلتيدن شهيدان اهل بيت (ع )
سپاه علي (ع ) را رهبري كند.
گر چه امام خميني تجلي منحصر به فرد مبارزه طلبي اسلام در قبال
استيلاي سياسي واقتصادي و فرهنگي غرب بود اما پيام امام (ره ) درميان
مسلمانان نه فقط شيعيان (بلكه ) درهمه منطقه و جهان طنين افكند شخصيت
الهي و پيام هاي معنوي حضرت امام (ره ) بسياري از پيروان ساير اديان و
مذاهب را به شدت تحت تاثير خود قرار داد تا آن جا كه در نظر برخي از
تحليل گران و متفركان مسيحي اومسيح معاصر بود ودقيقا اشعه صلابت و
سازش ناپذيري عيسي بن مريم ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ
بود.
وبرخي ديگر از مسيحيان سخن از « تاثير پذيري شديد از مقام وعظمت
و تحمل و بردباري شكوهمند امام خميني (ره ) و درك احساس عطيه و
موهبت الهي در اولين ديدار با ايشان » به ميان آورده اند ايشان دراوج
ناباروري تحليل گران بين المللي « باعقايد مذهبي كه غرب آن ها را كهنه و
قرون وسطايي مي دانست جهان را تكان داد و شرق و غرب را لرزانيد و
ميراثي بر جاي گذاشت كه هنوز زنده و فعال است .
وي « توانست اثر بزرگي درتاريخ جهان بر جاي بگذارد » و بي ترديد
جهانيان هم چنان تحت تاثير انقلاب معنوي او قرار دارند :
رهبر كبير انقلاب اسلامي كه از صبر واستقامت محمدي (ع )
زهد
وعدالت علوي و تدبير حسني (ع ) وتوكل و شجاعت حسيني (ع ) درس ها فرا
گرفته و توشه ها به همراه داشت با تاييدات و عنايات خاصه حضرت ولي
عصر ـ ارواحنه فداه .
« در نزديك شدن انسان به خدا فصل جديدي را گشود و با حمايت مردم
انقلاب اسلامي را كه نقطه عطف مهمي درتاريخ قرن بيستم است
به
سرانجام پيروزمندانه اي رساند » « تاثيرگذاري امام (ره ) وانقلاب اسلامي بر
حيات معنوي انسان معاصر آن چنان عميق و گسترده ارزيابي مي گردد كه
مي توان گفت : انقلاب امام خميني حتي سير تطوري انسانرا تغيير
داد.
حضرت امام (ره ) بسان آيينه شفافي بود كه به بهترين وجه ممكن انوار
خورشيد تابان پيامير گرامي اسلام (ع ) و اوصياي طاهرين ايشان (ع ) را بر
بشريت تشنه معنويت قرن بيستم منعكس نمود. او هم چون گلوله اي بود كه
از صدر اسلام شليك شده و بر قلب قرن بيستم نشسته بود.
ايشان از گذشته آمده بود و درحال زندگي مي كرد ولي بيان گر ونماين گر
آينده بود و به بيان ديگر « او فراتر از زمان مي انديشيد ودر بعد مكان
نمي گنجيد درواقع بايد گفت :
امام خميني (ره ) مبشر عصر جديدي در ادوار زندگي بشريت اند كه به
نظر مي رسد دراين مرحله براي روحيه آشفته بشريت بيش از هر چيز به
معنويت مورد نياز خواهد بود به بركت حضرت امام خميني (ره ) و انقلاب
آسماني و پيام قدسي او بار ديگر شكوفه هاي خداجويي و دين گرايي و
توحيد و خدا پرستي در سراسر جهان طنين انداز گرديد
مثلهم في التوريه و
مثلهم في الانجيل كزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوي علي سوقه
يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفار
اعتراف بيگانگان به عظمت امام خميني (ره )
شخصيت امام
علاوه بر برانگيختن تحسين جهانيان
دشمنان امام و
انقلاب را هم
بر آن داشت تا از ويژگي هاي خيره كننده او سخن به ميان
آوردن « الفضل ما شهدت به الاعدا » تا آنجا كه برخي از كارگزاران شيطان
بزرگ نيز با تسليم در برابر عظمت امام (ره )دراعتراف به آن اظهار داشتند
ترديدي نمي باشد كه ايشان يكي ازمردان بزرگ تاريخ دراين قرن بود كمتر
كسي را امروز مي توان يافت كه از جاذبه ونفوذي همانند آن چه كه نه تنها در
ايران بلكه درجهان داشت برخوردار باشد وتوجه قدرت هاي بزرگ را تا اين
حد به خود معطوف دارد.
آيت الله خميني غرب را با بحران جدي برنامه ريزي مواجه كرد
تصميمات او آن چنان رعد آسا بود كه مجال هر نوع تفكر و برنامه ريزي را از
سياست مداران و نظريه پردازان سياسي مي گرفت .
هيچ كس نمي توانست تصميمات او را از پيش حدس بزند
او با
معيارهاي ديگري غير از معيارهاي شناخته شده در دنيا سخن مي گفت و
عمل مي كرد
گويي از جاي ديگر الهام مي گرفت
دشمني آيت الله خميني با
غرب بر گرفته از تعاليم الهي او بود او در دشمني خود نيز خلوص نيت
داشت .
تايمز لندن كه به سخن گوي دويست ساله دولت استعماري انگليس
معروف بوده است در توصيف امام مي نويسد :
« امام خميني مردي بود كه توده ها را با كلام خود مسحور كرد
وي به زبان
مردم عادي سخن مي گفت و به طرفداري فقير ومحروم خود اعتماد به نفس
مي بخشيد
اين احساس آن ها را قادر ساخت تاهر كسي را كه سر راهشان
بايستد از بين ببرند وي به مردم نشان داد كه حتي مي توان در برابر
قدرت هايي مثل آمريكا ايستاد و نهراسيد.
روزنامه هرالد تريبون هم درباره امام لب به اعتراف گشوده نوشت :
آيت الله خميني (ره )انقلابي خستگي ناپذير بود كه تا آخرين لحظه
حيات به آرزوي خود براي پي ريزي يك جامعه اسلامي و حكومت اسلامي
در ايران وفادار ماند. آيت الله خميني (ره ) در آن چه براي سرزمين
باستاني اش مي خواست لحظه اي درنگ نكرد
وي خود را مامور مي دانست
كه مي بايد ايران را از آن چه فساد وانحطاط غرب مي ديد پاك كند وخلوص
اسلامي را به ملت باز گرداند.
برگرفته از كتاب عصر امام خميني
(مير احمد رضا حاجتي )
منبع : مركز اسناد انقلاب اسلامي
او را آن چنان ساكت و آرام مي يافتي كه گويي نيروي ثابت واستوار در
درون او جريان دارد والبته اين نيرو همان چيزي است . كه رژيم سابق ايران
را به يك باره برچيد حال آيا چنين شخصيتي مي تواند يك فرد عادي
باشد ... من تاكنون هيچ يك از مردان بزرگ را برتر از اين مرد و يا نظير او
نديده ام
او هم چون گلوله اي بود كه از صدر اسلام شليك شده و بر قلب قرن
بيستم نشسته بود. ايشان از گذشته آمده بود و درحال زندگي مي كرد ولي
بيان گر ونماين گر آينده بود و به بيان ديگر او فراتر از زمان مي انديشيد ودر
بعد مكان نمي گنجيد
هيچ كس نمي توانست تصميمات او را از پيش حدس بزند
او با
معيارهاي ديگري غير از معيارهاي شناخته شده در دنيا سخن مي گفت و
عمل مي كرد
گويي از جاي ديگر الهام مي گرفت
دشمني آيت الله خميني با
غرب بر گرفته از تعاليم الهي او بود او در دشمني خود نيز خلوص نيت
داشت

| |