روزنامه جمهوري اسلامي 10/03/1386 صفحه عقيدتي

  • گام هايي در مسير شناخت انديشه هاي سياسي امام خميني ـ 3
    روحانيت و سياست ضرورت ها و برنامه ريزي ها

  • درسي از مكتب امام زين العابدين (ع )
    صداقت و راستگويي كليد گشايش كارها

  • اشتراك مساعي و ارائه خدمات اجتماعي در سيره و روش عملي امام سجاد(ع )
  • *****
    گام هايي در مسير شناخت انديشه هاي سياسي امام خميني ـ 3
    روحانيت و سياست ضرورت ها و برنامه ريزي ها




  • در انديشه هاي سياسي امام خميني « روحانيت و سياست » جلوه و نمودي بارز و نمايان دارد. اين جلوه و نمود هم در كميت و هم در كيفيت همسان و برابر با موضوع مهم « ديانت و سياست » مي باشد و اين همساني و همانندي از آنجا ناشي مي شود كه روحانيت نماينده ديانت است و فقها و عالمان وانديشمندان اسلامي مرزبانان دين و حافظان و تداوم دهندگان تعاليم و قوانين وارزش هاي والاي الهي مي باشند و هر جا كه اسلام حاضر باشد روحانيت نيز حضور دارد.
    اين واقعيت از زاويه اي ديگر نيز قابل توجه و حائز اهميت مي باشد و آن عبارت است از همانندي و يكساني تهاجم قدرت هاي استعماري به ديانت اسلام و روحانيت . ترديدي وجود ندارد كه براي دنياي استكبار اسلام همواره در كنار روحانيت آگاه و مسئول خطرآفرين مي باشد و اسلام بدون روحانيت براي آنان هراسي به وجود نمي آورد و مانعي بر سر راه اهداف و برنامه هاي استعماري شان ايجاد نمي كند. آيا جز اين است كه اسلام ناب توسط عالمان آزاده و انديشمند و مبارز تبليغ و ترويج مي گردد و جلوه هاي مختلف معارف و تعاليم و قوانين رهايي بخش آن براي توده هاي مردم تبيين و تشريح مي گردد
    به طور طبيعي قدرت هاي سيطره جوي جهاني به همان اندازه كه از آموزه ها و قوانين سياسي اسلام وحشت دارند از حضور روحانيت در صحنه هاي سياسي نيز مي هراسند زيرا روحانيت به همان ترتيب كه تبيين كننده جلوه هاي اعتقادي و عبادي و اخلاقي و تربيتي تعاليم اسلام مي باشد آموزه ها و قوانين سياسي اين دين مبين را نيز تشريح و تبليغ مي كند ودر مسيرتحقق نظام حكومتي اسلام اهتمام مي ورزد.
    يورش هاي سهمگين قدرت هاي استعماري در ابعاد فرهنگي و سياسي به روحانيت آگاه و مسئول نه به خاطر تلاش هاي علماي اسلام براي تبيين و تبليغ احكام فقهي و جنبه هاي عبادي و معنوي اين دين مبين كه به دليل دفاع روحانيت از اسلام جامع و نظام سياسي و حكومتي آن صورت مي گيرد.
    بر اساس مدارك و مستندات موجود استعمارگران و عوامل آنان بارهااعلام داشته اند كه از اسلام محدود شده در عبادت و معنويت بيمي ندارند و خطري از ناحيه روحانيون و مسلماناني كه همواره به صورت يكسويه و ناقص به اسلام مي نگرند و اين دين جامع و زندگي ساز و حاضر درهمه صحنه ها و عرصه هاي حيات دنيا را به خلوت ذكر و عبادت مي نشانند احساس نمي كنند.
    آنچه امروز به نام « اسلام آمريكايي » مي شناسيم اسلام روحانيون سطحي نگر و متحجر و مقدس مآبي است كه يا به دربارهاي سلاطين جور و زمامداران كشورهاي اسلامي وابسته به آمريكا خزيده اند و توجيه كننده طفيلي گري و بيگانه گرايي و مفاسد و خيانت هاي آنان شده اند و يا درحوزه هاي علميه به نشر و ترويج اسلام عبادي منهاي سياست مي پردازند و سد راه فعاليت هاي آگاهي بخش و حركت آفرين عالمان آزادانديش وحاضر در عرصه هاي اجتماعي و سياسي مي باشند. اين جلوه از اسلام آمريكايي به همراه ساير ابعاد و جلوه هاي آن امروز به شدت و با صرف بودجه هاي سنگين در سرزمين هاي اسلامي تبليغ و ترويج مي شود ودر نقطه مقابل اسلام ناب محمدي (ص ) قرار دارد كه با انديشه هاي سياسي امام خميني و توسط روحانيت آگاه و حاضر در ميادين علم و سياست نشر مي يابد.
    در انديشه هاي سياسي امام خميني موضوع « روحانيت و سياست » از جنبه هاي مختلف مطرح گرديده و بينش آفريني شده است . در ذيل برجسته ترين ابعاد وجلوه هاي اين رويكرد را مورد تعمق قرار مي دهيم .
    حضرت امام خميني يكي از وظايف و مسئوليت هاي بزرگ روحانيت را حضور در صحنه هاي سياست و رسيدگي به امور اجتماعي و سياسي مسلمانان مي دانند و معتقدنددخالت علماي اسلام در سياست يك وظيفه اي است كه از دخالت پيامبر اكرم (ص ) در سياست سرچشمه مي گيرد و از آنجا كه فقهاي اسلام تداوم دهندگان راه انبياي الهي مي باشند حضور در عرصه هاي سياسي براي آنان يك اصل ضروري و واجب براي تحقق اهداف رسول خدا (ص ) در استقرار نظام سياسي اسلام در جامعه محسوب مي گردد.
    امام خميني به اين واقعيت انكارناپذير تاريخي و ضرورت تحقق آن در هر عصر اينگونه تصريح مي نمايد :
    « اين هايي كه مي گويند آخوند چه كار دارد به امور سياسي پيغمبر اكرم كدام روزش از مسائل سياسي خارج بود دولت تشكيل مي داد... مسئله دخالت در سياست در راس تعليمات انبياست ... دخالت در امور سياسي از بالاترين مسائلي است كه انبيا براي او آمده بودند. قيام به قسط و مردم را به قسط وارد كردن مگر مي شود بدون دخالت در امور سياسي » (1 )
    در نگاه حضرت امام خميني دخالت در امور سياسي اولا براي انبيا و اوليا و روحانيون يك « حق » است . ثانيا سياست پيامبر اكرم (ص ) و اولياي الهي با سياست مختص به كشورها و ملت ها تفاوتي فراون دارد و داراي دامنه اي وسيع و ابعاد و آثار ارزشمند غيرقابل مقايسه با سياست هاي امروز مي باشد :
    « سياست براي روحانيون و براي انبياو براي اولياي خدا حقي است لكن سياستي كه آنها دارند دامنه اش با سياستي كه اين ها دارند فرق دارد. ما اگر فرض كنيم كه يك فردي هم پيدا بشود كه سياست صحيح اجرا كند نه به آن معناي شيطاني فاسدش يك حكومتي يك رئيس جمهوري يك دولتي سياست صحيح را هم اجرا كند و به خير و صلاح ملت باشد اين سياست يك بعد از سياستي است كه براي انبيا بوده است وبراي اوليا و حالا براي علماي اسلام . » (2 )
    ابعاد مختلف سياست مورد نظر حضرت امام همان سياست اسلامي است كه جامعه را در زمينه هاي گوناگون به رشد و بالندگي و پيشرفت مي رساند و به همه مصالح و نيازهاي ملت توجه دارد و در دو جلوه سياست داخلي و سياست خارجي تامين كننده سعادت عزت آزادي عدالت استقلال نفي سلطه گري و سلطه پذيري و تحقق امنيت و آرامش در همه ابعاد مي باشد.
    حضرت امام خميني پس از بيان اين حقيقت كه حضور روحانيت در عرصه هاي سياست و حكومت يك وظيفه و مسئوليت پيوند خورده با وظايف سياسي و حكومتي پيامبر اكرم (ص ) مي باشد و لازم است اين وظيفه و مسئوليت به طور كامل و در همه ابعاد تداوم يابد با توجه به نقش خاص و محوري و حائز اهميتي كه حوزه هاي علميه در پرورش علماي همه سونگر و آگاه به زمان و محيط به امور سياسي و اجتماعي دارند و نيز با توجه به اين واقعيت كه تعاليم و قوانين سياسي و حكومتي اسلام بايد توسط اسلام شناسان و فقهاي بصير و متخصص در مديرت كلان سياسي به مرحله عمل درآيد و اين مسئوليت با مراتب بالاي تدبير و بينش سياسي و اجتماعي و شناخت مصالح جامعه و توانايي برخورد و مواجهه صحيح با سياست هاي حاكم بر جهان قابل تحقق خواهد بود به ضرورت خاص و بنيادين تلاش هاي فكري و علمي دقيق علما و روحانيون براي كسب معرفت و شناخت هاي سياسي تصريح مي نمايد.
    حضرت امام خميني كه به مشكلات و موانع موجود در حوزه هاي علميه وقوف و آگاهي كامل داشتند با توجه به ضعف هاي موجود و مشهود براي پرورش عالمان توانمند در سياست و حكومت و مديريت جامعه و كشور بين « اجتهاد » در حوزه هاي علميه و « سياست » يك پيوند و ارتباط ناگسستني ايجاد مي كند و با ارائه يك نظريه بسيار متفكرانه ـ كه ريشه در تعاليم و قوانين اجتماعي و سياسي اسلام دارد ـ احاطه مجتهد به مسائل سياسي را لازم و واجب مي داند و اظهارنظر نكردن و اعلام مواضع ننمودن فقهاي اسلام را در مسائل سياسي پذيرفته نمي داند.
    در نگاه حضرت امام خميني وقوف و آگاهي مجتهدان نسبت به ترفندهاي سياسي و عملكردهاي فريبكارانه قدرت ها و حكومت هاي استعماري و آشنايي با شيوه هاي مواجهه و برخورد با فرهنگ و سياست و اقتصاد حاكم بر جهان يك ضرورت حياتي است و بخش قابل توجه اي از شرايط هدايت يك جامعه و كشور بزرگ را براي علماي اسلام محقق مي سازد.
    حضرت امام خميني معتقدند كه يك مجتهد واقعي و راستين بايد علاوه بر احاطه بر علوم و معارف اسلامي و داشتن تقوا و اخلاص و پاكي آگاه به زمان وسائس و مدير و مدبر باشد تا بتواند در مسائل اجتماعي و سياسي اظهارنظر كند و به اداره جامعه و امور مسلمانان اهتمام ورزد.
    حضرت امام خميني اين ديدگاه هاي ژرف را در پيام تاريخي خويش به روحانيت اينگونه مطرح مي نمايد :
    « مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. براي مردم و جوانان و حتي عوام هم قابل قبول نيست كه مرجع و مجتهدش بگويد من در مسائل سياسي اظهارنظر نمي كنم . آشنايي به روش برخورد با حيله ها و تزويرهاي فرهنگ حاكم بر جهان داشتن بصيرت و ديد اقتصادي اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد حاكم بر جهان شناخت سياست ها و حتي سياسيون و فرمول هاي ديكته شده آنان و درك موقعيت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمايه داري و كمونيزم كه در حقيقت استراتژي حكومت بر جهان را ترسيم مي كنند از ويژگي هاي يك مجتهد جامع است . يك مجتهد بايد زيركي و هوش و فراست هدايت يك جامعه بزرگ اسلامي و حتي غيراسلامي را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدي كه در خور شان مجتهد است واقعا مدير و مدبر باشد.
    حكومت در نظر مجتهد واقعي فلسفه عملي تمامي فقه در تمامي زواياي زندگي بشريت است . حكومت نشان دهنده جبهه عملي فقه در برخورد با تمامي معضلات اجتماعي و سياسي و نظامي و فرهنگي است . فقه تئوري واقعي و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است . (3 )
    حضرت امام خميني با نفي « اجتهاد مصطلح » در حوزه هاي علميه و ناكافي دانستن آن براي اداره جامعه و كشور نظريه « اجتهاد كامل » را كه شامل همه جنبه ها و جلوه هاي اجتماعي اقتصادي سياسي و حكومتي اسلام مي باشد ارائه مي دهد و مجتهدان را به حركت و تلاش براي گرايش فكري و علمي و عيني وعملي به اين نوع اجتهاد منطبق بر تعاليم همه سونگر دين مبين اسلام دعوت و ترغيب مي نمايد.
    حضرت امام در پيام به فقهاي اسلام و روحانيون حوزه هاي علميه اينگونه از اجتهاد مصطلح كه نافي حضور همه جانبه روحانيت در صحنه هاي اجتماعي و سياسي است انتقاد مي نمايد :
    « روحانيت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد نمي تواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براي اداره جامعه كافي نيست . حوزه ها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث مهياي عكس العمل مناسب باشند. چه بسا شيوه هاي رايج اداره امور مردم در سال هاي آينده تغيير كند و جوامع بشري براي حل مشكلات خود به مسائل جديد اسلام نياز پيدا كند. علماي بزرگوار اسلام از هم اكنون بايد براي اين موضوع فكري كنند . » (4 )
    مقصود امام خميني از اجتهاد مصطلح در حوزه ها گرايش مجتهدان به جنبه ها و جلوه هاي خاصي از احكام وعلوم اسلامي است كه با توجه انحصاري به آن ها آموزه ها و قوانين سياسي دين مورد غفلت قرار مي گيرد و مجتهدان سعي نمي كنند همان گونه كه در ساير رشته هاي علوم حوزوي تخصص و بينش كسب مي نمايند در سياست و حكومت و مديريت جامعه نيز به كسب تخصص و بينش اهتمام ورزند.
    در نگاه حضرت امام خميني كسي كه در بالاترين درجات و مراتب علوم متداول در حوزه ها به كارداني و تخصص برسد و در عين حال نتواند مصالح جامعه و كشور را تشخيص دهد و به آگاهي ها و موضع گيري ها و عملكردهاي صحيح و راهگشاي اجتماعي و سياسي دست يابد قادر به تدبير امور مردم نمي باشد و چنين كسي به طور قطع و يقين در مسائل اجتماعي و سياسي مجتهد محسوب نمي شود.
    حضرت امام خميني در پيام معروف خويش به سران جناح هاي سياسي ـ از روحاني و غيرروحاني ـ و نيز در حالي كه فقهاي بزرگ اسلام را به طور اخص مخاطب قرار مي دهد در اين باره چنين مي نويسد :
    « مهم شناخت درست حكومت و جامعه است كه براساس آن نظام اسلامي بتواند به نفع مسلمانان برنامه ريزي كند كه وحدت رويه و عمل ضروري است و همين جاست كه اجتهاد مصطلح در حوزه ها كافي نمي باشد بلكه يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها هم باشد ولي نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد و به طور كلي در زمينه اجتماعي و سياسي فاقد بينش صحيح و قدرت تصميم گيري باشد اين فرد در مسائل اجتماعي و حكومتي مجتهد نيست و نمي تواند زمام جامعه را به دست گيرد . » (5 )
    به اين ترتيب حضرت امام خميني ضمن بيان ضرورت و وجوب حضور روحانيت در عرصه هاي سياست و حكومت براي تداوم نظام سياسي و حكومتي اسلام و استقرار احكام و قوانين جامع دين مبين ـ كه ناظر بر همه نيازهاي آدميان در همه ابعاد مي باشد و حاضر در تمام فراز و فرودها و مراحل مختلف حيات اجتماعي آنان است ـ به جايگاه اصلي تربيت و پرورش عالمان سياستمدار و مدير و مدبر و آگاه به سياست هاي حاكم بر جهان يعني حوزه هاي علميه بازمي گردد و از همه دست اندركاران و اداره كنندگان حوزه ها مي خواهد كه به ايجاد پيوند مستحكم و ناگسستني « روحانيت » با « سياست » بينديشند و مجتهداني به جامعه و كشور تحويل دهند كه در اوج آگاهي و بينش هاي سياسي و اجتماعي باشند و نه تنها قادر به اداره جامعه اسلامي كه توانمند براي تدبير امور جوامع غيراسلامي باشند و اسلام را كه دين جامع و كامل براي تامين نيازهاي مادي و معنوي انسان در همه اعصار و زمان ها مي باشد به بشريت تشنه حقيقت ارائه دهند و بر همه قصور و غفلت هايي كه تاكنون براي استقرار نظام سياسي و حكومتي اسلام روا داشته شده است خط بطلان كشند و براي ملت هاي دربند كفر و شرك و نفاق و جور و فساد و تباهي فضاي تنفس آزاد و معطر به ايمان و ارزش هاي والاي اسلامي را ايجاد نمايند.
    ـــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 255
    2 ـ همان ماخذ ص 250
    3 ـ صحيفه نور ج 21 ص 98
    4 ـ همان ماخذ ص 100
    5 ـ همان ماخذ ص 47
    امروز يكي از جلوه هاي بارز « اسلام آمريكايي » اسلام روحانيون سطحي نگر و متحجر و مقدس مآبي است كه يا به دربارهاي سلاطين جور و زمامداران كشورهاي اسلامي وابسته به آمريكا خزيده اند و توجيه كننده طفيلي گري و بيگانه گرايي و مفاسد و خيانت هاي آنان شده اند و يا در حوزه هاي علميه به نشر و ترويج اسلام عبادي منهاي سياست مي پردازند و سد راه فعاليت هاي آگاهي بخش و حركت آفرين عالمان آزادانديش و حاضر در عرصه هاي اجتماعي و سياسي مي باشند
    حضرت امام خميني با نفي « اجتهاد مصطلح » در حوزه هاي علميه و ناكافي دانستن آن براي اداره جامعه و كشور نظريه « اجتهاد كامل » را كه شامل همه جنبه ها و جلوه هاي اجتماعي اقتصادي سياسي و حكومتي اسلام مي باشد ارائه مي دهد و مجتهدان را به حركت و تلاش براي گرايش فكري و علمي و عيني و عملي به اين نوع اجتهاد منطبق بر تعاليم جامع و همه سونگر دين مبين اسلام دعوت و ترغيب مي كند
    در نگاه حضرت امام خميني وقوف و آگاهي مجتهدان نسبت به ترفندهاي سياسي و عملكردهاي فريبكارانه قدرت ها و حكومت هاي استعماري و آشنايي با شيوه هاي مواجهه و برخورد با فرهنگ و سياست و اقتصاد حاكم بر جهان يك ضرورت حياتي است و بخش قابل توجه اي از شرايط هدايت يك جامعه و كشور بزرگ را براي علماي اسلام محقق مي سازد

  • *****
    درسي از مكتب امام زين العابدين (ع )
    صداقت و راستگويي كليد گشايش كارها




  • برخي از اوقات به وضوح مشاهده مي كنيم كه در عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و صحنه هاي كار وتلاش و مديريت در سطوح مختلف و تخصص هاي گوناگون كارها به هم مي پيچند و گره مي خورند و به دنبال خود نوعي آشفتگي و سرگرداني بر فضاي روابط و تعاملات و فعاليت ها حاكم مي گردانند.
    علت اين پيچيدگي چيست مقصر اصلي كيست چه بايد كرد تا از اين سردرگمي و آسيمگي درآمد و چگونه مي توان راه را يافت و رفت و رهيد .
    در فرهنگ و معارف اسلامي درباره پيچيدگي امور و علت هاي آن و راه هاي رهايي از آن سخن رفته است .
    در ميان روش هايي كه براي رهايي از رنج و مشكلات ناشي از پيچيدگي امور مطرح مي گردد و توجه و نظر و در پي آن عمل دقيق و همه جانبه به آن توصيه و در خواست مي شود « صداقت و راستگويي » جايگاه و اهميت خاصي دارد به گونه اي كه از آن به عنوان عامل گشايش كارها ياد مي گردد.
    از حضرت امام زين العابدين (ع ) چنين نقل شده است :
    « بهترين كليد گشايش كارها صداقت و راستگويي است »
    صداقت و راستگويي در نقطه مقابل كذب ودروغگويي قرار دارد و همچنان كه فضيلت بزرگ اخلاقي صدق و راستي كليد گشايش كارها مي باشد كذب و دروغ عامل پيچيدگي امور مختلف مي گردد.
    اكنون پرسش اساسي اين است كه دروغگويي چگونه موجب پيچيدگي امور وبروز مشكلاتي مي شود كه بايد توسط صداقت و راستگويي از عرصه هاي كار و تلاش و مديريت رفع و محو گردد
    براي يافتن پاسخ اين پرسش دقت در نكات ذيل ضروري است :
    الف ـ دروغ حقايق و واقعيت ها را از مجاري اصلي خود خارج مي نمايد و همه چيز را واژگونه مي سازد. در چنين وضعيتي است كه هر حقي باطل جلوه داده مي شود و هر باطلي حق معرفي مي شود و همه چيز به هم مي آميزد و تمام كارها با پيچيدگي و سختي و مشكل همراه مي گردد.
    ب ـ دروغ باب مفاسد و معاصي را مي گشايد و همه خلاف كاري ها را مباح مي نمايد و مردم را به انواع و اقسام تباهي ها و خطاها و گناهان به شدت آلوده مي سازد.
    دروغ از گناهاني است كه باانجام آن زمينه ها براي ورود به ساير بيراهه ها و شتاب گيري در انجام هر معصيت و مفسده اي مساعد و آماده مي گردد. طبيعي است كه با شدت ارتكاب معاصي گوناگون كارها در هر مكان و زمان به هم گره مي خورند و از رشد و پيشرفت باز مي مانند.
    ج ـ دروغ در عرصه مديريت هاي مختلف فرهنگي و سياسي و اقتصادي با نظم و سامان و برنامه ريزي هاي دقيق و سازماندهي هاي همه جانبه در تضاد و تعارض مي باشد و به همين دليل به ميزان رشد و گسترش دروغگويي در حوزه هاي مديريت شاهد بي نظمي و نابساماني و فقدان سازماندهي و برنامه ريزي خواهيم بود. و به تعبيري ديگر طرح ها و برنامه ها به نتيجه و بازدهي نمي رسند و شيرازه هاي نظم و سامان از هم مي گسلند و بالندگي و پيشرفت رخ نمي نماياند و استحكام كارها به حداقل مي رسد.
    اكنون پاسخ اين پرسش به دست آمد كه چرا دروغگويي موجب پيچيدگي امور مختلف مي شودو رنج و مشكل به وجود مي آورد. و همين جاست كه جايگاه و نقش ارزشمند « صداقت وراستگويي » نمايانده مي شودو پيوند و ارتباط خاص آن با گشايش كارها مشخص ميگردد.
    صداقت و راستگويي در همه كارها و در تمام حوزه ها و عرصه هاي تلاش و مديريت هاي گوناگون بستر ساز همه رشدها و بالندگي ها مي گردد و همه زمينه هاي مساعد را براي به ثمرنشستن طرح ها و برنامه ها مهيا مي نمايد.
    صدق و راستي چه در كانون هاي خانواده و در تعامل بين والدين و فرزندان چه در فعاليت هاي اقتصادي براي جلب درآمد و ثروت چه در محيطهاي آموزشي و فرهنگي و علمي چه در حوزه هاي مديريت كلان سياسي و حكومتي و در تعامل زمامداران و كارگزاران و مديران با مجموعه هاي تحت نظارت و چه در وزارتخانه ها اداره ها سازمانها و موسسات دولتي و خصوصي و در مواجهه كارمندان و كارگزاران با يكديگر و مراجعه كنندگان كليد اصلي گشايش امور گوناگون محسوب مي شود.
    اگر همگان به صداقت و راستگويي گرايش يابند و در اوج خلوص و يكرنگي و به دور از دروغ و نيرنگ به انجام امور اهتمام ورزند و همه « هست » ها را آنگونه كه هست جلوه دهند و همواره بر مدار « حق » به چرخش و گردش در آيند هيچ كاري با پيچيدگي و ضعف و تزلزل مواجه نمي گردد و همه حقايق و واقعيت ها در مجاري خود قرار مي گيرند و ركود وسكون و عقب گرد چهره ظاهر نمي سازد و همه استعدادها و توانمندي ها و بودجه و امكانات و انرژي ها باتوجه به واقعيت ها و ظرفيت ها و به دور از شعارگرايي ها و وعده هاي دلفريب و خلاف واقع به بهره وري در مي آيند و جلوه هاي مختلف سلامت و آرامش و آسايش رخ مي نماياند.
    اين شرايط بسيار مفيد و سازنده و عامل رشد و پويايي و بالندگي و سعادت كه در همه محيط ها و كانون ها چهره مي نمايد و نشاط و طراوت و اميد و تلاش سالم و هدفمند مي آفريند نتيجه طبيعي و قابل پيش بيني « صداقت و راستگويي » است كه كليد گشايش همه امور است و تمام تنگناها و مشكلات و معضلات و پيچيدگي و به هم آميختگي در كارها را كه حاصل حضور ونقش آفريني مخرب كذب و دروغگويي مي باشد مرتفع مي نمايد.
    آيا موازين شرع و عقل حكم نمي كند كه همواره زبان به صدق و راستي بگشائيم و هرگز به دروغگويي كه عامل بسياري از آفات و آسيب هاي اجتماعي مي باشد آلوده نگرديم
    صدق و راستي چه در كانون خانواده و در تعامل بين والدين و فرزندان چه در فعاليت هاي اقتصادي براي جلب درآمد و ثروت چه در محيط هاي آموزشي و فرهنگي و علمي چه در حوزه هاي مديريت كلان سياسي و حكومتي و در تعامل زمامداران و كارگزاران و مديران با مجموعه هاي تحت نظارت و چه در وزارتخانه ها اداره ها سازمان ها و موسسات دولتي و خصوصي و در مواجهه كارمندان با يكديگر و مراجعه كنندگان كارها را از به هم پيچيدگي مي رهاند و به نتيجه و ثمر مي رساند

  • *****
    اشتراك مساعي و ارائه خدمات اجتماعي در سيره و روش عملي امام سجاد(ع )


  • پيشوايان معصوم (ع ) داراي شخصيت هاي جامع و كامل بودند و تمام آموزه ها و قوانين و دستورالعمل هاي دين مبين اسلام را در رفتار و سلوك و كنش و عمل خود به ظهور و بروز درمي آوردند و تجسم عيني همه ارزش ها و هنجارهاي والاي الهي محسوب مي شدند.
    انديشه ها و عملكردهاي دقيق و عميق ائمه دين (ع ) هيچ كدام از تعاليم و قوانين و ارزش هاي دين زندگي ساز اسلام را مخفي و پوشيده نمي داشت و آن مطهران همواره اسوه و الگوي كامل و عملي براي مسلمانان بودند و همه اجزا و جنبه ها و جلوه هاي فرهنگ و معارف و تعاليم اسلامي در وجودشان به تجلي درمي آمد.
    ائمه دين (ع ) در همان حال كه زاهدان شب بودند شيران روز محسوب مي شدند و در همان موقعيت كه در محراب نماز مي ايستادند در ميدان جهاد نيز حضور داشتند و در عين پرداختن به امور فردي و خانوادگي به امور اجتماعي و ارائه خدمات و مساعدت به توده هاي مردم متمايل و مشتاق بودند.
    حضرت امام سجاد(ع ) همچون ساير ائمه دين (ع ) شخصيتي جامع داشت و همه تعاليم و آموزه ها و قوانين و ارزش هاي اسلامي را در رفتار و عملكردهاي خويش متجلي مي ساخت . آن پيشواي بزرگ همان گونه كه به خلوت و عبادت و دعا و نيايش مي پرداخت در صحنه هاي فعاليت هاي اجتماعي نيز حضور فعال داشت و با مردم به تعامل مي پرداخت و در انجام كارها و خدمات مشاركت مي ورزيد.
    واقعه ذيل يكي از مصاديق بارز و نمايان از حضور امام سجاد(ع ) در صحنه هاي تلاش و خدمات اجتماعي محسوب مي شود و زيبايي و ارجمندي خاص سيره و روش عملي آن پيشواي الهي را به نظاره ديدگان دل و جان اهل فكر و انديشه مي گذارد :
    قافله اي از مسلمانان كه آهنگ مكه داشت همين كه به مدينه رسيد چند روزي توقف و استراحت كرد و بعد از مدينه به مقصد مكه به راه افتاد.
    در بين راه مكه و مدينه در يكي از منازل اهل قافله با مردي مصادف شدند كه با آن ها آشنا بود. آن مرد در ضمن صحبت با اهل قافله متوجه شخصي در ميان آنها شد كه سيماي صالحين داشت و با چابكي و نشاط مشغول خدمت و رسيدگي به كارها و حوائج اهل قافله بود در لحظه اول او را شناخت و با كمال تعجب از اهل قافله پرسيد :
    اين شخصي را كه مشغول خدمت و انجام كارهاي شماست مي شناسيد
    نه او را نمي شناسيم اين مرد در مدينه به قافله ما ملحق شد مردي صالح و متقي و پرهيزكار است . ما از او تقاضا نكرده ايم كه براي ما كاري انجام دهد ولي او خودش مايل است كه در كارهاي ديگران شركت كند و به آنها كمك بدهد.
    معلوم است كه نمي شناسيد اگر مي شناختيد اين طور گستاخ نبوديد هرگز حاضر نمي شديد مانند يك خادم به كارهاي شما رسيدگي كند.
    مگر اين شخص كيست
    اين علي بن الحسين زين العابدين است .
    جمعيت آشفته به پا خاستند و خواستند براي معذرت دست و پاي امام را ببوسند. آنگاه به عنوان گله گفتند :
    اين چه كاري بود كه شما با ما كرديد ! ممكن بود خداي ناخواسته ما جسارتي نسبت به شما بكنيم و مرتكب گناهي بزرگ بشويم .
    امام (ع ) فرمود :
    من عمدا شما را كه مرا نمي شناختيد براي همسفري انتخاب كردم زيرا گاهي با كساني كه مرا مي شناسند مسافرت مي كنم آنها به خاطر رسول خدا زياد به من عطوفت و مهرباني مي كنند نمي گذارند كه من عهده دار كار و خدمتي بشوم از اين رو مايلم همسفراني انتخاب كنم كه مرا نمي شناسند و از معرفي خودم هم خودداري مي كنم تا بتوانم به سعادت خدمت رفقا نائل شوم . (1 )
    با تعمق در حركت زيبا و عبرت زا و راهگشاي حضرت امام زين العابدين (ع ) به نكات ذيل دست مي يابيم :
    1 ـ اسلام با رهبانيت و ترك كار و تلاش و خدمات و مساعدت هاي اجتماعي مخالف است و گوشه گيري و رفتارهاي صوفي گرايانه را به شدت نفي مي كند.
    تعاليم و قوانين اسلام ناظر به همه شئون حيات دنيا مي باشد و حجم بسيار وسيعي از آنها به امور اجتماعي اختصاص يافته است و كار و تلاش را ارج مي نهد و مساعدت كنندگان به مردم را گرامي مي دارد و براي گره گشايي ها و حاجت روايي ها و همگرايي و اشتراك مساعي اهميت خاصي قائل مي باشد.
    2 ـ در نگاه ژرف اسلام ديانت فقط به عبادت و مناجات و خلوت و ذكر و دعا محدود و محصور نمي شود كه اين ها
    بخشي از دين است و نه همه آن . عبادات و ادعيه و خلوت هاي معنوي و راز و نيازها و سوز و گدازهاي عاشقانه با حضرت پروردگار اگرچه از اركان مهم دين مي باشند لكن در كنار آن حضور در جامعه و كار و تلاش سالم اقتصادي و خدمات اجتماعي به صورت جنبه و جلوه مهم ديگري از عبادت خدا به شمار مي رود و همان گونه كه نماز و ذكر و دعا عبادت است كار و تلاش و ياري رساني به مردم نيز عبادت محسوب مي شود.
    3 ـ اهميت و ارزشمندي خدمات اجتماعي و ياري رساني به مردم جامعه به گونه اي است كه مقام عظيم و والاي امامت و رهبري نيز خود را با اين اصل و ارزش بزرگ پيوند مي زند. امام سجاد(ع ) خويشتن را ملزم مي دانست كه در صحنه اجتماع وارد شود و اين جلوه از عبادت خدا را به زيبايي تمام در رفتار و كنش خود متجلي سازد.
    در نگاه امام زين العابدين (ع ) اين موضوع به گونه اي ارزشمند و ضروري بود كه علاوه بر تلاش و مراقبت كاملي كه به منظور تحقق آن روامي داشت سعي مي نمود خود را ناشناس جلوه دهد تا به اين وسيله بهتر و بيشتر به همگرايي و اشتراك مساعي بپردازد و در ياري رساني به مردم و ارائه خدمات اجتماعي به آنان بدون وجود مانع بازدارنده اهتمام ورزد.
    پاورقي :
    1 ـ بحار ج 11 ص 21 داستان راستان متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري انتشارات صدرا ج 1 ص 16 ـ 14
    ائمه دين (ع ) در همان حال كه زاهدان شب بودند شيران روز محسوب مي شدند و در همان موقعيت كه در محراب نماز مي ايستادند در ميدان جهاد نيز حضور داشتند و در عين پرداختن به امور فردي و خانوادگي به امور اجتماعي و ارائه خدمات و مساعدت به توده هاي مردم متمايل و مشتاق بودند
    اسلام با رهبانيت و ترك كار و تلاش مخالف است و گوشه گيري و رفتارهاي صوفي گرايانه را به شدت نفي مي كند و براي گره گشايي ها و حاجت روايي ها و همگرايي و اشتراك مساعي اهميت خاصي قائل است