اشاره
روزنامه جمهوري اسلامي
امروز نهم خرداد ماه
وارد بيست و نهمين سال انتشار مي شود.
در طول 28 سال گذشته
هم مطبوعات ايران و هم روزنامه جمهوري اسلامي
مقاطع گوناگوني را پشت سر گذاشته
و تجربياتي را به دست آورده اند. پاي بندي به تعهداتي كه گردانندگان هر روزنامه اي در آغاز انتشار به مخاطبان اعلام
مي كنند
معيار خوبي براي صداقت آنهاست و شناخت صحيح آن روزنامه مي تواند باشد. روزنامه جمهوري اسلامي در
طول 28 سال فعاليت خود آيا به تعهداتي كه در اولين سرمقاله خود مطرح كرد
پاي بندي نشان داده است
در اين زمينه
و به مناسبت آغاز بيست و نهمين سال انتشار روزنامه جمهوري اسلامي
مصاحبه اي با آقاي مسيح
مهاجري مدير مسئول اين روزنامه انجام داده ايم كه ملاحظه مي فرمائيد.
براي انجام اين مصاحبه كه به مناسبت سالگرد تاسيس روزنامه جمهوري اسلامي در 9 خرداد ماه 1358 است
اولين
سرمقاله و برخي مطالب شماره هاي اوليه را مرور و مطالعه كردم . برداشت من اين است كه روزنامه جمهوري اسلامي به
آرمانها و ارزشهايي كه در سال 1358 بر آنها پاي مي فشرده
پايبند و استوار مانده است
به اهدافش ارج نهاده و به آنها
عمل كرده است . من يك نمونه از پاي بندي روزنامه جمهوري اسلامي به اهدافش را به نقل از اولين سرمقاله در اولين
شماره منتشره مي آورم : « يك روزنامه نمي تواند بيطرف باشد و اصولا سخن از بيطرفي در حوزه هاي علوم انساني و
روزنامه نگاري يا از عوام فريبي سرچشمه مي گيرد و يا از جهل . يك روزنامه نگار حتي در انتخاب يك كلمه گزينشي انجام
مي دهد كه رنگ و بوي ايدئولوژيك به معناي وسيع آن دارد. » نظر خودتان در اين باره چيست
بسم الله الرحمن الرحيم . همان طور كه شما گفتيد روزنامه جمهوري اسلامي خوشبختانه به تعهداتي كه در اولين
سرمقاله خود به خوانندگان داده بود
وفادار مانده و توانسته به آنها عمل كند. من به صورت فهرست مطالب را مي گويم .
در مورد تماميت ارضي كشور در دفاع مقدس روزنامه جمهوري اسلامي حرف اول را مي زد كه مطالبش خط دهنده بود
و ماندگار و نقشي داشت كه بسيار سازنده و پيش برنده بود. روزنامه جمهوري اسلامي براي دفاع از اصول اعتقادي و
مبنايي هميشه پيش رو بود و هرگز در اين زمينه كوتاهي نكرد. در زمينه دفاع از انقلاب و ولايت فقيه روزنامه جمهوري
اسلامي هميشه متعهدانه عمل كرد و هرگز در اين زمينه كوتاهي نكرد. اين مجموعه به اضافه حمايت از مستضعفين در
داخل و خارج
وجهه همت روزنامه جمهوري اسلامي بود. همين طور حمايت از ملت فلسطين و مقابله با استكبار كه
در راس آن آمريكا قرار دارد. اينها هميشه جزو خط مشي روزنامه جمهوري اسلامي بود و به اينها عمل كرده است . (ما
اصولگرايي را در همين ها مي بينيم . باضافه اين نكته كه هميشه از ارزشها دفاع بكنيم و حمايت كنيم و در برابر جريانهايي
كه با ارزشها ستيز مي كنند هم بايستيم و مقابله كنيم .) من لازم مي دانم در اينجا به دليل اينكه اين سالها اصولگرايي مطرح
است اين جمله را اضافه كنم كه ما اصولگرايي را به معناي انحصارطلبي نمي دانيم كه متاسفانه اين روزها عده اي به
صورت انحصاري از اصولگرايي صحبت مي كنند و تعريفي ارائه مي دهند كه به هيچ وجه با اصولگرايي جور در نمي آيد
و خودش اصلا ضد اصولگرايي است . و همين طور اصولگرايي را ما به هيچ وجه پرخاشگري به اين و آن و خارج كردن
هركس كه با فكر آنها مخالف است از دايره اصولگرايي
قبول نداريم . ما معتقديم كه اصولگرايي يك خط وسيع است كه
كساني كه به اسلام و انقلاب و استقلال كشور اعتقاد دارند و از ارزشها دفاع مي كنند اينها جزو اصولگراها هستند. ممكن
است اختلاف سليقه هايي وجود داشته باشد. اين اختلاف سليقه ها نبايد باعث شود كسي به كسي بگويد تو اصولگرا
نيستي . بخصوص كه باب شده و رسم شده بعضي ها سعي مي كنند اركان نظام را كه اساسا اصولگرايي را آنها آوردند و
باني اصولگرايي بودند و خودشان مظهر اصولگرايي هستند كنار بزنند. اين نوعي قدرت طلبي است و نه تنها اصولگرايي
نيست
بلكه اعلام تشنگي قدرت و ضد اصولگرايي است . ما با اين روش ها هم مخالفيم و اصلا مبارزه با چنين تفكري را
اصولگرايي مي دانيم . نه تنها اين تفكر را اصولگرايي نمي دانيم
بلكه لازم مي دانيم كسي كه خودش را اصولگرا مي داند با
اين تفكر مبارزه بكند. اگر قرار باشد انحصارطلبي اصولگرايي باشد
بنابر اين بايد خيلي از مستبدين و خيلي از
مستكبرين را هم اصولگرا بدانيم
درحالي كه اصولگرايي زمينه فراهم كردن براي وارد كردن ديگران به دايره
خودي هاست . همه افرادي كه به نوعي مباني اعتقادي و انقلابي و اسلامي را قبول دارند اصولگرا محسوب مي شوند. من
الان اصولگرايي را به شدت در خطر مي بينم
خطري كه از ناحيه همين تنگ نظري ها و انحصارطلبي هاست . بنابر اين
روزنامه جمهوري اسلامي وظيفه خودش مي داند همين خط را چه در زمينه اسلام
انقلاب
ولايت فقيه
مستضعفين
ملت فلسطين و مبارزه با استكبار و چه در زمينه تدوين اصولگرايي و مقابله با كساني كه اصولگرايي را خدشه دار
مي كنند ادامه بدهد و به طور طبيعي در چنين صحنه اي يك روزنامه و روزنامه نگار نمي تواند بيطرف باشد. در اولين
سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي هم كه اين نكته مورد تاكيد قرار گرفته كه روزنامه نگار نمي تواند بيطرف باشد
مطلب
درستي است و ما هم تا به امروز هرگز بيطرف نبوديم و اين مطلب من را به ياد جمله معروف شهيد مظلوم آيت الله
بهشتي مي اندازد كه : كسي كه خط دارد
دشمن هم دارد. اگر كسي خط نداشته باشد كه اصلا مبنايي ندارد. كسي كه مبنا
داشته باشد بايد خط داشته باشد
چنين كسي دشمن هم دارد و نمي تواند در مقابل دشمن بيطرف بماند. ما بي طرفي را
نفي مي كنيم . حتما بايد طرف خود را بشناسيم . دشمن شناس باشيم . اين روشي است كه روزنامه جمهوري اسلامي
داشته . از حالا به بعد هم خواهد داشت و ما اين روش را ادامه خواهيم داد.
حالا كه بحث بيطرفي شد
يك سوالي را مطرح كنم . چرا برخي از روزنامه نگاران ايراني اصرار دارند كه بگويند روزنامه
نگار حرفه اي
روزنامه نگاري است كه بيطرف باشد. سوال من اين است مگر يك روزنامه نگار آمريكايي يا اروپايي
بيطرف است چرا روزنامه نگار جهان سومي
بيطرفي را اصل در روزنامه نگاري مي داند. جواب شما به اين مسئله
چيست
شايد همين تعبير جهان سومي كه شما به كار برديد
خودش جواب را در دل خودش داشته باشد. به ما ميگويند جهان
سومي براي اينكه القا كنند فكر جهان سومي فكر عقب افتاده اي است . اصلا به ما گفته اند جهان سومي
براي اينكه خود
را در مقابل فرهنگ استكبار حقير ببينيم . مابايد يگوييم ما جهان اول هستيم . جهان اول و دوم و سوم را ترتيب دادند
تابگويند ما برتر از شما هستيم . ما شما را در رده سوم مي دانيم .
ما اين تعريف را بايد عوض كنيم . تعريف ما از جهان اول و دوم و سوم تعريف فرهنگي و فكري و تقوايي و ارزشي
بايد باشد. اگر اينها معيار ما باشد
ما به دليل اعتقاداتي كه داريم
به دليل اسلامي كه داريم به دليل انقلابي كه داريم
به
دليل حمايت از مستضعفين
به دليل همراهي با مظلومين جهان
به دليل همراهي با ارزشها و حمايت از ارزشها و
ايستادگي در مقابل استكبار
ما جهان اولي هستيم . جهان اولي بودن به دليل داشتن آپولو و موشك وصنايع نيست
به
جهت انسانيست و تفكر و فرهنگ و معنويت است . آن كساني كه اين معيار را ندارند
خودشان را جهان سومي مي دانند
و در مقابل ديگران احساس حقارت مي كنند و در اين احساس حقارت هم برعكس آنچه كه در مسايل مطبوعاتي و
فرهنگي
اروپايي ها و آمريكايي ها عمل مي كنند
عمل مي كنند. اي كاش همان طور كه شما گفتيد
لااقل در اين زمينه از
آنها ياد مي گرفتند.
اروپايي ها و آمريكايي ها هرگز حاضر نيستند بيطرف باشند. عقده حقارت در عده اي باعث شده كه به جاي اينكه
مسايل واقعي را درنظر بگيرند
همان الگوهاي بخش هاي صنعتي و مادي را الگو قرار مي دهند
روزنامه نگاري
اروپايي ها و آمريكايي ها را هم در نظر بگيرند و ببينند آنها چگونه عمل مي كنند اگر آنها به خاطر منافع خودشان حاضر
نيستند بيطرف باشند
لااقل ماهم به خاطر منافع خودمان حاضر نباشيم كه بيطرف باشيم . اگر روزنامه نگاران ما اينطور
فكر كنند
حاضر نمي شوند تفكر بيطرف بودن را براي حرفه روزنامه نگاري تجويز كنند. روزنامه نگاربايد نسبت به اصول
خودش
براي منافع ملي هميشه حساس باشد و بيطرف نباشد.
به نظر شما كساني كه اصل بيطرفي را در حرفه روزنامه نگاري تبليغ مي كنند
قصد گسترش سكولاريزم را در جامعه
بويژه جامعه مطبوعات دارند
اگر همين جوابي را كه من به سوال قبلي شما دادم بشكافيم و مفهومش را بگيريم
مفهومش همين مي شود. اينها
مي خواهند فرهنگ غرب را ترويج كنند. البته اينها حتي فرهنگ غرب را در اين بخش نشناخته اند. اگر شناخته بودند
بيطرفي را اعمال نمي كردند. ولي چون نشناخته اندو از طرفي چون درمسائل مبنائي مقهورتفكر غرب هستند اين روش
در نهايت منتهي مي شود به ترويج سكولاريزم و يك جامعه لائيك .
آيا در اهداف مورد نظرتان در روزنامه جمهوري اسلامي
با موانعي مواجه بوده ايد
روزنامه جمهوري اسلامي چون يك روزنامه مستقل است
دولتي نيست
وابسته به هيچ جا و گروهي نيست
بنابر اين
بايد بودجه خودش را خودش تامين كند. روزنامه اي كه در شرايط اقتصادي غيرپايدار بعد از جنگ و مسائلي كه پيش
آمده
بخواهد خودش خودش را تامين كند
هيچ وقت طبق دلخواه نمي تواند كار روزنامه نگاري كند
براي اينكه
روزنامه نگاري پول مي خواهد
امكانات مي خواهد
اين امكانات در اختيار يك روزنامه مستقل كه خودش بايد در آمد
داشته باشد و خودش را اداره كند
نيست . دستگاه هاي فرهنگي كشور ما كه وابسته به دولت هستند اول سال كه مي شود
بودجه اي در اختيارشان گذاشته مي شود و آخر سال كه مي شود تلاش مي كنند اين بودجه را هر طور شده خرج بكنند تا
مبادا بودجه به صندوق برگردد و متهم به عدم توانايي صرف بودجه شوند. در حالي كه يك روزنامه مستقل كه خودش
بايد پول در بياورد و خودش خرج كند
اين در اول سال بودجه اي در اختيارش نيست . بودجه را بايد خودش دست و پا
كند و در بياورد. ما از طريق آگهي ها و فروش روزنامه بودجه مان را تامين مي كنيم .
بنابر اين هر روزنامه مستقلي در هر كشوري كه از نظر اقتصادي وضع مشخصي ندارد
و هر سال با تورم و گراني و
مشكلات مواجه است
بودجه كافي را براي اينكه بتواند آنچه را كه مايل هست انجام بدهد
ندارد. روزنامه جمهوري
اسلامي هميشه اين تنگنا را داشته و براي حفظ آزادي و آزاد منشي و عزت روزنامه نگاري هم ما هيچ وقت دستمان را به
طرف هيچ كس و هيچ جرياني دراز نكرده ايم و نمي كنيم . بنابر اين دچار تنگنا هستيم . غير از اين موضوع
ما مشكل
خاصي كه نتوانيم به وظائفمان عمل كنيم
نداشته ايم . البته روزنامه جمهوري اسلامي با اينكه از هيچ رئيس جمهوري و
هيچ دولتي و هيچ شخصيتي كمك مالي نگرفته
هميشه به جرم آزاد انديشي و دفاع از حق و مظلوم مورد بي مهري اين و
آن قرار گرفته
مثلا در انتخابات رياست جمهوري اخير روزنامه جمهوري اسلامي از آقاي هاشمي رفسنجاني كه مورد
تهاجم قرار گرفته و مظلوم واقع شده بود دفاع كرد. به همين جرم
عده اي از روزنامه انتقام گرفتند و تلاش كردند آن را
تحت فشار مالي قرار دهند. به عبارت روشن تر
روزنامه جمهوري اسلامي نه تنها هيچ نفع مادي از حمايتي كه از آقاي
هاشمي رفسنجاني كرده نداشته
متضرر هم شده
اما براي ما آنچه اهميت دارد
انجام رسالت مطبوعاتي و وظيفه شرعي
است
مسائل مادي را تحمل مي كنيم .
حالا كه بحث استقلال مالي شد
بالاخره اين سوال مطرح است كه روزنامه جمهوري اسلامي جزوكدام يك از
جناح هاست به كدام حزب وابسته است راست است چپ است اصلاح طلب است اصولگراهست بالاخره
تعريف خودتان از روزنامه جمهوري اسلامي چيست
من بهترين تعريف را براي روزنامه جمهوري اسلامي « استقلال » مي دانم . روزنامه مستقل . هم در بحث جناحي و هم در
بحث وابستگي هاي مالي
روزنامه جمهوري اسلامي يك روزنامه مستقل است . يك روزنامه مستقل هيچ وقت نگاه
نمي كند ببيند فلان حزب و فلان جناح چه گفته اند تا به حرف آنها عمل كند. اينكه بعضي اين روزنامه را متهم به چپ
مي كنند و بعضي به راست و حتي ديده شده بعضي كه يك زماني به روزنامه جمهوري اسلامي چپ مي گفتند
همانها در
زمان ديگري گفتند راست و بالعكس
اين بهترين دليل بر مستقل بودن روزنامه جمهوري اسلامي است . علت اينكه
اينطور مي گويند اين است كه گاهي وقت ها ما به چپ ها به دليل عملكرد نادرستشان اعتراض مي كنيم و از طرف آنها
متهم به راست بودن مي شويم . زماني كه به راست ها به دليل عملكرد نادرستشان انتقاد مي كنيم
از طرف همين راست ها
متهم به چپ بودن مي شديم
در حالي كه اين چپ و راست هستند كه بايد خود را درست كنند و وضعيتي داشته باشند
كه قابل انتقاد نباشند يا اگر مورد انتقاد قرار مي گيرند
انتقادپذير باشند و به جاي اينكه فرافكني كنند و ديگران را متهم به
وابستگي به جناح مقابل خودشان بكنند
واقعيت ها را ببينند و درست عمل كنند. من در اينجابد نيست خاطره اي هم
برايتان بگويم . زماني كه دولت آقاي هاشمي رفسنجاني در راس كار بود
من مشاور آقاي هاشمي رفسنجاني بودم .در آن
دوره وقتي از دولت آقاي هاشمي رفسنجاني انتقاد مي كرديم
عده اي خيلي تعجب مي كردند. از جمله يك روز آقاي
حسين مرعشي كه رئيس دفتر آقاي هاشمي رفسنجاني بود در يك تماس تلفني به من گفت : شما امروز در روزنامه تان
فلان مطلب را نوشته ايد و از دولت انتقاد كرده ايد. شما كه مشاور آقاي هاشمي رفسنجاني هستيد
نبايد از ايشان انتقاد
كنيد! من گفتم : آقاي مرعشي ! من صبحها مشاور آقاي هاشمي رفسنجاني هستم
بعد از ظهرها مدير مسئول روزنامه
جمهوري اسلامي . اينها دو مقوله جدا از هم هستند.
اينجايك مسئوليتي دارم و آن اين است كه مشاوره بدهم به آقاي هاشمي رفسنجاني . نظراتم را بگويم و تازه همين
جاهم به معناي اينكه هرچه آقاي هاشمي بگويد درست است بگويم بله
نيست . در روزنامه جمهوري اسلامي هم مدير
مسئول هستم و ربطي به قضيه مشاورت ندارد. بنابر اين در روزنامه بايد مستقل عمل كنيم و نظر مردم را منعكس كنيم و
به طور طبيعي خيلي وقتها هم مي تواند همراه با انتقاد باشد.
يادم هست آقاي دكتر ولايتي كه وزيرخارجه بود
مي رفت پيش آقاي هاشمي رفسنجاني و گاهي مي رفت خدمت
رهبري و از ما گله مي كرد
شكايت مي كرد و مي گفت روزنامه جمهوري اسلامي وزارت خارجه را زير ضربات شديد
انتقاد مي گيرد. بله ما اين كار را مي كرديم . براي اينكه ما مستقل هستيم . اين كار را در دوره آقاي خاتمي هم انجام مي داديم .
من يادم هست كه آقاي خاتمي همان اول دوره رياست جمهوري خود مصاحبه كرد با خانم كريستين امانپور و در آن
مصاحبه برخي حرفهايي زد از ابراهام لينكن با عنوان شهيد ياد كرد و از آمريكا تعريف كرد. ما يك مقاله انتقادي عليه
آقاي خاتمي نوشتيم . بعد يك قرارملاقاتي داشتيم
وقتي رفتم ديدم آقاي خاتمي برخلاف چهره هميشه خندان
عبوس
و اخموست ! من در آن جلسه هرچه لازم بود گفتم و آقاي خاتمي هم هرچه لازم بود گفت . ايشان در آن جلسه در باره
بعضي از مطالبي كه در آن مصاحبه گفته بود توضيحاتي داد و به من گفت با اينكه با شما اختلاف نظر دارم اما شما را به
دليل اينكه صادقانه انتقاد مي كنيد تحسين مي كنم .
ما اينگونه برخورد مي كرديم . هيچ وقت به هچ دولتي باج نداديم . به همه دولتها انتقادهاي لازم را كرديم . از هر دولتي
هم وقتي درست عمل كرد حمايت هم كرديم . الان هم از مواضع اتمي
از مواضع مربوط به رژيم صهيونيستي اين دولت
حمايت مي كنيم . مواردي هم كه نادرست باشد
انتقاد مي كنيم .
حالا كه بحث نقد و انتقاد پيش آمد
شما مرز بين نقد و تخريب و تضعيف را چه مي دانيد روزنامه جمهوري اسلامي
در اين زمينه با چه موانعي روبه رو بوده و هست
اعتقاد من اين است كه انسان بايد خودش را در چارچوب شناخت مسائل حق قرار بدهد يعني اگر حق را معيار قرار
بدهد و آنچه را كه حق تشخيص مي دهد بر همان محور عمل كند
مي تواند انتقاد درست بكند
با انصاف انتقاد كند و اين
به معناي تضعيف نيست . اما اگر دنبال حق نباشد
دنبال منافع خودش باشد
دنبال منافع گروهي باشد
دنبال خواست ها
و توقعات اين و آن باشد
در اين صورت ممكن است از راه حق منحرف شود وا ينجابه طور طبيعي يا تعريف بي جا مي
شود
يا تضعيف مي شود. اگر آدم انتقاد درست نكند
ممكن است مطالبي كه در روزنامه مي نويسد يا تعريف هاي بيجا
باشد
و يا موجب تضعيف شود
اما اگر انسان معيارش حق باشد
در آن صورت نه تعريف بيجا مي كند و نه تعريض
بيجا
يعني نه تضعيف مي كند و نه مدح و ثنائي كه موجب غرور دولتمردان مي شود.
اين تبصره را هم اضافه كنم كه ما انسان هستيم و ممكن است در جايي هم اشتباه بكنيم . منظور ما از حق اين است كه
جاهايي كه واقعا بدون چشمداشتي و بدون غرضي يك چيزي را حق تشخيص بدهيم . وقتي هم اشتباه مي كنيم
بايد
توضيح بدهيم و تصحيح بكنيم
هميشه محور كار ما و معيار ما اين بوده و بر اين اساس جلو رفته ايم و از خدا هم كمك
گرفته ايم . روزنامه نگاران اگر حق و تقوي را معيار قرار بدهند و از خدا كمك بخواهند
خدا هم كمكشان مي كند و
مي توانند در انجام اين رسالت موفق شوند.
به نظر شما براي مقابله با توطئه هاي فرهنگي
مطبوعات چه وظايفي مي توانند داشته باشند
توطئه هاي فرهنگي چه داخلي و چه خارجي بروز و ظهوري دارند. هر زمان با توجه به بروز و ظهوري كه دارند
روزنامه ها با معياري كه از نظر خط مشي خودشان دارند بايد عمل كنند. اين سوال سوال اضافي است كه بگوئيد
روزنامه ها در برابر توطئه هاي فرهنگي چه وظيفه اي دارند.
مبارزه با توطئه ها وظيفه ذاتي مطبوعات است . روزنامه ها بايد با توطئه ها مقابله كنند. حالا اين توطئه يا فرهنگي است
يا سياسي است يا اقتصادي است يا نظامي است . هر چه هست . روزنامه بايد با توطئه ها مبارزه بكند. در مواردي كه
مصاديقي از توطئه ها پيش مي آيد و برحسب شناختي كه از زمينه هاي كار دارد
يك روزنامه بايد با توطئه ها مبارزه
كند.
عملكرد روزنامه جمهوري اسلامي را در مبارزه با تهاجم فرهنگي چگونه ارزيابي مي كنيد
من معتقدم روزنامه جمهوري اسلامي بر اساس مقدورات خودش و امكاناتي كه در اختيار داشته
تلاش خوبي كرده .
هر چند خودم به دليل اينكه امكانات لازم را روزنامه در اختيار نداشته
راضي نيستم و اين عملكرد را يك عملكرد كامل
نمي دانم . اما معتقدم روزنامه جمهوري اسلامي در حد مقدورات به وظايف خودش عمل كرده است .
در طول اين 25 سال در كدام مقطع و كدام دوره كار روزنامه را سخت تراز نظر نقد و انتقاد ديده ايد كدام دوره انتقاد
براي روزنامه جمهوري اسلامي دردسرزا و مشكل آفرين تر بوده است
الان . من الان را سخت تر از همه دوره ها مي بينم . علتش هم اين است كه متاسفانه كساني به نام اصولگرايي كارهايي
انجام مي دهند و بعد طوري به انتقاد كنندگان خودشان حمله مي كنند كه مجال را براي انتقاد كم مي كنند
راه را مي بندند.
به نام دين با هر كسي كه از آنها انتقاد كند مقابله مي كنندو اين خطرناكترين وضعيتي است كه براي مطبوعات مي تواند
وجود داشته باشد.
به همين دليل من معتقد هستم كه هميشه انتقاد كردن
وقتي در مقابل كساني باشد كه نقاب دين ندارند ونقاب
اصولگرايي ندارند
خيلي آسان تر است . ولي وقتي اين نقاب را برچهره داشته باشند
كار انتقاد خيلي مشكل تر مي شود.
اول شما بايد شهادتين بگوييد
بگوييد اشهدان لااله الاالله
بعد بگوييد اشهدان محمدا رسول الله
بايد بگوييد من خدا
را قبول دارم
دين دارم
بي دين نيستم
ولي تشخيص داده ام اينجا درست عمل نكرده ايد تا بتوانيد در جامعه انتقاد بكنيد.
در حالي كه كار روزنامه نگاري اين نيست كه آدم اول شهادتين بگويد و بعد انتقاد بكند. شما ببينيد به نام دين جريانهاي
انحرافي در كشور راه افتاده
ادعاي امام زماني مي كنند
ادعاي نيابت امام زماني مي كنند. مسجد جمكران را كعبه مي كنند.
دهها كار غلط ديگر مي كنند.
مي خواهي با اينها در بيفتي هزار جور حمله به شما مي كنند
تهمت بي ديني مي زنند
خيلي وصله هاي ديگر به شما
مي چسبانند. اينها خطرناك است . بايد منهاي اين نقاب ها و اين برچسب هاو اين وصله ها
هر كس به عنوان انسان ايراني
و به عنوان كسي كه دارد در اين مملكت كار مي كند
جوابگوي عملكرد خودش باشد و روزنامه ها هم آزاد باشند
انتقاد
كنند. وقتي اين مشكلات وجود داشته باشد
انتقاد مشكل ترين كار مي شود واين مقطع به همين دليل كه متاسفانه اين
برچسب ها وجود دارد
مشكل ترين مقطع براي انتقاد كردن است .
حمايت از ملت فلسطين و مقابله با استكبار كه در راس آن آمريكا قرار دارد
هميشه جزو خط مشي روزنامه جمهوري
اسلامي بوده است
تعريف ما از جهان اول و دوم و سوم بايد تعريف فرهنگي
فكري
تقوائي و ارزشي باشد. اگر اين تعريف را مطرح
كنيم
ما جهان اولي هستيم
بعضي ها سعي مي كنند اركان نظام را كه اساسا اصولگرايي را آنها آوردند
كنار بزنند
اين نوعي قدرت طلبي است و نه
تنها اصولگرايي نيست
بلكه اعلام تشنگي قدرت و ضداصولگرايي است
اگر قرار باشد انحصارطلبي اصولگرايي باشد
بنابر اين بايد خيلي از مستبدين و مستكبرين را هم اصولگرا بدانيم .
اصولگرايي زمينه فراهم كردن براي وارد كردن ديگران به دايره خودي هاست
اصولگرايي را به شدت در خطر مي بينم
خطري كه از ناحيه تنگ نظري ها و انحصارطلبي هاست
روزنامه جمهوري اسلامي به همه دولتها انتقادهاي لازم را كرده و از هردولتي هم وقتي درست عمل كرده حمايت كرده
است . الان هم از مواضع اتمي از مواضع مربوط به رژيم صهيونيستي اين دولت حمايت مي كنيم . مواردي هم كه نادرست
باشد
انتقاد مي كنيم
مبارزه با توطئه ها وظيفه ذاتي مطبوعات است . روزنامه ها بايد با توطئه ها مقابله كنند
من شرايط حاضر را براي انتقاد كردن سخت تر از همه دوره ها مي بينم . علتش هم اين است كه متاسفانه كساني به نام
اصولگرايي كارهايي انجام مي دهند و بعد طوري به انتقادكنندگان حمله مي كنند كه مجال را براي انتقاد كم مي كنند
برخي به نام دين با هركسي كه از آنها انتقاد كند مقابله مي كنند و اين خطرناكترين وضعيتي است كه براي مطبوعات
مي تواند وجود داشته باشد
به نام دين جريانهاي انحرافي در كشور راه افتاده
ادعاي امام زماني و نيابت امام زماني مي كنند
مسجد جمكران را كعبه
مي كنند
دهها كار غلط ديگر مي كنند و وقتي مي خواهي با آنها در بيفتي
تهمت بي ديني مي زنند
انتقاد كردن از كساني كه نقاب دين ندارند و نقاب اصولگرايي ندارند
خيلي آسان تر است

|